0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1389; -(17):31-48.
 
شاهنامه در جهان عرب
 
مختاري قاسم*,شهبازي محمود,نصيري مژگان
 
* گروه زبان و ادبيات عربي، دانشگاه اراک
 
 

 

 

فردوسي شاعر بلند آوازه ايران زمين است که با سرودن شاهنامه به عنوان يکي از گران سنگ ترين آثار حماسي، در آسمان شعر و ادب فارسي درخشيد. در قرن هفتم هجري، نخستين ترجمه عربي از شاهنامه توسط فتح بن علي بنداري اصفهاني، به فرمان ملک معظم عيسي ايوبي انجام شد. اين ترجمه منثور و مختصر که جنبه هنري و زيباشناختي شاهنامه را وانهاده بود، تا دوره معاصر در ادبيات عربي تاثير چشمگيري نداشت؛ اما در دوره معاصر و به فضل تلاش هاي بي وقفه برخي از ناقدان و نويسندگان جهان عرب، از جمله عبدالوهاب عزام که به زبان فارسي تسلط داشت و پژوهش هاي گسترده اي در زمينه شاهنامه به زبان عربي انجام داد، برخي شاعران و اديبان معاصر عرب تحت تاثير فردوسي قرار گرفته و او را الگو و اسوه شعري خود قرار دادند و از فردوسي به عنوان شاعري بزرگ و الگويي بي همتا ياد کردند؛ اما داستان هاي شاهنامه در آثار شاعران عرب چندان بازتابي نداشت، که گرايش به ادبيات غرب، ترجمه منثور و از بين رفتن ويژگي هاي ادبي آن در ترجمه و فراهم نبودن زمينه حماسه در ادبيات عربي از دلايل آن است.
 
كليد واژه: فردوسي، شاهنامه، ادبيات عربي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:46 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 9 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1389; -(17):181-209.
 
«جريان سيال ذهن» در داستان هاي «مصطفي مستور»
 
مشفقي آرش*,علي زاده خياط ناصر
 
* دانشگاه تربيت معلم، آذربايجان
 
 

 

 

 

با شکوفايي جريان عظيم «مدرنيسم» در قرن بيستم که همه حوزه هاي حيات بشري را تحت سيطره خويش قرار داد، در ادبيات نيز شاهد دگرديسي رمان و پيدايشِ شيوه هاي نويني براي روايت داستان بوديم. اصطلاح استعاري «جريان سيال ذهن» که نخستين بار توسط «ويليام جيمز» آمريکايي در حوزه علم روانشناسي مطرح شد، طي همين پروسه «مدرنيسم» وارد حوزه ادبيات داستاني شده، به شيوه اي مدرن به روايت رمان مبدل گشت. در قالب اين مقاله کوشيده ايم پس از اشاره اي گذرا به ويژگي ها و مشخصه هاي «جريان سيال ذهن» با انتخاب داستان هايي از «مصطفي مستور» که آثارش بيشترين شباهت را به شيوه «جريان سيال ذهن» دارد، آنها را از منظر انطباق با معيارهاي داستان «جريان سيال ذهن» مورد بررسي و نقد قرار دهيم. به بيان ديگر اين مقاله در صدد پاسخگويي به اين پرسش است که مي توان تعدادي از داستان هاي «مصطفي مستور» را– آنگونه که آيا برخي از منتقدين گفته اند- در مجموعه داستان هاي «جريان سيال ذهن» جاي داد؟
در کنار آنچه به عنوان هدف غايي اين مقاله عنوان شد، بايد گفت که صفت «جريان سيال ذهن» به آن دسته از داستان ها اطلاق مي شود که دارنده همه يا بخش اعظمي از ويژگي هاي «جريان سيال ذهن» باشد. بدين ترتيب نمونه هاي مستخرج و ارايه شده از داستان هاي مستور براي تک تک ويژگي هاي «جريان سيال ذهن» نه به معناي قطعيت انتساب آنها به اين شيوه از داستان پردازي، بلکه کوششي است تا درصد وجود اين ويژگي ها و شدت و ضعف آنها در داستان هاي مورد بررسي نشان داده شود
.
 
كليد واژه: نقد ادبي، ادبيات داستاني، جريان سيال ذهن، مصطفي مستور
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:46 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 10 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1389; -(17):211-228.
 
بررسي تبادل معنا در کتاب هاي درسي علوم انساني: در چارچوب دستور نظام مند نقش گراي هليدي از منظر فرانقش بينافردي (رويکردي نقشگرا)
 
اعلايي مريم*,آقاگل زاده فردوس,دبيرمقدم محمد,گلفام ارسلان
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

هليدي در دستور نقش گراي نظام مند خود بر اين باور است که هدف اصلي زبان انتقال معناست و به همين منظور گويشوران براي تبادل معنا متن را مي سازند، يعني در تعامل؛ تبادل اصوات، کلمات يا جملات مد نظر نيست بلکه آنچه اهميت دارد رد و بدل کردن معنا است. هدف از تدوين اين مقاله بررسي کتاب هاي درسي علوم انساني سازمان سمت در چارچوب دستور نظام مند هليدي و به طور خاص فرانقش بينا فردي است. روشي که در اين تحقيق به کار گرفته شد توصيفي- تحليلي است. نتيجه بدست آمده بيانگر آن است که نويسنده با استفاده از جملات خبري در بسامد بسيار بالا صرفا به ارايه اطلاعات پرداخته و اين امر موجب مي شود تعامل دو سويه رخ ندهد و نويسنده به هدف خود که همانا انتقال مفاهيم به طرف مقابل است نرسد.

 
كليد واژه: کتاب هاي درسي علوم انساني، دستور نظام مند نقش گراي هليدي، فرانقش بينافردي، وجه، نهاد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:46 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1389; -(16):1-19.
 
از ساختار معنادار تا ساختار رباعي (نگاهي جامعه شناختي به ارتباط ميان جهان بيني عصر رودكي با ساختار رباعي)
 
خاتمي احمد*,علي مددي منا,امن خاني عيسي
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه شهيد بهشتي
 
 

رباعي قالب شعري اي است كه نخست در ميان شاعران ايراني رواج يافته، سپس به شعر عرب راه پيدا كرده است؛ اما با وجود آنكه عده اي چون شمس قيس رازي رباعي را ساخته رودكي مي دانند، به دليل عدم وجود اسناد كافي، درباره اينكه مبدع آن چه كسي است، اتفاق نظري وجود ندارد؛ تا جايي كه گروهي معتقدند كه رباعي ريشه در خسرواني هاي پيش از اسلام داشته است و برخي نيز نخستين رباعي ها را به صوفيه منسوب كرده اند.
در اين مقاله نويسندگان با اعتقاد به اينكه چنين پژوهش هايي نتيجه متقني نخواهد داشت، اين موضوع را از منظري ديگر نگريسته، تلاش كرده اند تا با استفاده از نظريه ساختارگرايي تكويني لوسين گلدمن ـ كه ميان شكل اثر و جهان نگري حاكم بر عصري كه اثر در آن شكل گرفته است، ارتباط برقرار مي كند ـ نشان دهند كه چگونه قالب رباعي ـ البته در معناي مصطلح و امروزي آن ـ كه از ساختاري منطقي برخوردار است، انعكاس جهان نگري عقلاني شاعران خردگراي سبك خراساني است، نه شکل تکامل يافته شعر ايران پيش از اسلام.

 
كليد واژه: رودكي، رباعي، ساختارگرايي تكويني، ساختار معنادار
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1389; -(17):151-180.
 
بررسي سير تحول مضامين مادرانه در شعر چند شاعر زن از مشروطه تا امروز
 
عاملي رضايي مريم*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات اجتماعي، جهاد دانشگاهي
 
 

 

 

شعر زنان عرصه بيان احساسات و عواطف آنان است. عاطفه مادري، اصيل ترين عاطفه زنانه است که در شعر زنان و مردان همواره نمود داشته است. در دوره معاصر با گسترش شعر زنان، تصاوير مادرانه نيز با قلم خود آنان ترسيم شده است. هدف از نگارش اين مقاله بررسي مضامين مادرانه در شعر چند شاعر زن مطرح (ژاله قائم مقامي، پروين اعتصامي، فروغ فرخزاد، سيمين بهبهاني) از دوره مشروطه تا کنون است و به بررسي اين نکته مي پردازد که با ورود تفکر مدرن و گرايش به فردگرايي، احساس جدايي ميان مادر و کودک چگونه در شعر اين شاعران نمود يافته است. همچنين به بررسي اين مطلب مي پردازد که مضامين مادرانه در شعر اين شاعران چه فراز و فرودي داشته و چگونه تبيين يافته است؟ گرچه عاطفه مادرانه همواره يکسان است، توجه به اين نکته ضروري است که حوادث و پيشامدهاي زندگي شاعر و اعتقادات و جهان بيني او، همچنين تحولات اجتماعي عصر و زمانه شاعر نيز در بروز نوع خاصي از مضامين موثر است. بررسي هاي انجام شده در اين پژوهش نشان مي دهد که چهار محور بيان احساسات کودکان و مادران، گفتگوي مادر و کودک، آموزش هاي مادرانه و ديدگاه مادرانه نسبت به کل هستي از اصلي ترين مضامين مادرانه در شعر اين شاعران است. در اين مقاله ضمن بررسي مضامين مادرانه در شعر هر يک از شاعران، سير تحولي اين مضمون را نيز با توجه به عصر و دوره هر شاعر پي مي گيريم.
 
كليد واژه: شعر معاصر و مشروطه، مضامين مادرانه، کودکان، زنان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

: پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1389; -(16):41-53.
 
مباحث کلامي در تاريخ بيهقي
 
مشيدي جليل*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه اراک
 
 

در اينکه ابوالفضل بيهقي اهل سنت بوده ترديدي نيست؛ اما اينکه بر منوال کدامين فرقه مي گشته جاي درنگ است. از سويي در تاريخ او اعتقاد استواري بر تقديرگرايي که ذهن را به جانب جبر مي برد، وجود دارد؛ در حالي که بيهقي ضمن تقدير مداري، با توجه به مسووليتي که براي کارهاي شخصيت هاي تاريخش قايل است، ظاهرا اختيار آدمي را منکر نيست. از ديگر سوي، تمجيد و توصيف هايي گسترده از خرد و خردورزي به چشم مي آيد و اين در حالي است که خردگرايان معتزلي را هم رتبه زنديقان و دهريان، دشمنان دين مي شمارد. اين چه شيوه و مذهبي تواند بود؟
اشعري نمي تواند باشد؛ زيرا اشاعره با خردورزي چندان ميانه ا ي نداشتند و حتي تمييز نيک و بد را از حيطه عقل برکنار مي دانستند و حسن و قبح شرعي را گردن مي نهادند؛ ضمن آن که از جنبه سياسي نيز تا زمان به قدرت رسيدن سلجوقيان (حدود نيمه قرن پنجم هجري) مکتب اشعري از موقعيت خوبي برخودار نبود. اما در همان زمان که اشعري در بصره و بغداد به اصلاح عقايد ديني پرداخت در ناحيه سمرقند، ابومنصور ماتريدي (متوفاي 333 هجري) با آرماني مشابه اشعري ظهور کرد که به سبب اهميت دادن به خرد – نه تا حد معتزله - شاگردان اشعري را به خود جلب كرد و آنان از عقايد ماتريدي به عنوان احيا کننده تسنن کامل دفاع مي کردند. بنابراين، ابوالفضل بيهقي را «ماتريدي» توان دانست؛ به ويژه که در تاريخ خود از ابوحنيفه به نيکي ياد مي کند و اين، گمان حنفي بودن او را تاييد مي کند. در زمان قديم، بيشتر حنفيان ماتريدي بودند؛ در اين نوشتار، با در نظر گرفتن برخي نوشته هاي بيهقي در تطبيق و مقايسه با انديشه هاي اشاعره و ماتريديه، احتمال ماتريدي بودن ابوالفضل بيهقي مطرح شده است.

 
كليد واژه: تاريخ بيهقي، اشاعره، ماتريديه، حنفيه، تقديرگرايي، خردورزي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1389; -(16):81-108.
 
سبك شناسي حكايات قديمي ايراني؛ بررسي عناصر سازنده محتوا و صورت در حكايات قديمي ايراني بر اساس دو قصه از جامع الحكايات
 
مظاهري جمشيد*,نصراصفهاني محمدرضا,ماناسريان آرمان
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه اصفهان
 
 

مردم ايران زمين، مردمي با فرهنگ و سنن ريشه دار و کهن هستند. آثار فرهنگ عوام ايرانيان، آثاري است غني و پربار که بازگو کننده بسياري از اعتقادات و باورهاي آنهاست. تاکنون از ديدگاه هاي مختلفي به فرهنگ عوام نگريسته اند و آثار ادبي آن را از جنبه هاي گوناگون مانند محتوا، ساختار، سبک، زبان و ... مورد بررسي قرار داده اند. در نوشتار حاضر با تاکيد بر دو قصه از مجموعه جامع الحکايات، قصه هاي شايع در ميان اهالي فرهنگ و گاه عموم مردم را با توجه به اصل "وحدت محتوا و صورت" بررسي کرده ايم. اصلي ترين هدف ما در اين مقاله - که روش کار را از تحقيقاتي از اين دست متمايز مي کند - بررسي چگونگي ارتباط محتوا و صورت است؛ اينکه در طول داستان، محتوا و صورت چگونه يکديگر را تکميل مي کنند و چه فرآيندي رخ مي دهد تا داستاني شکل بگيرد و چه عناصري در شکل گيري حکايت قديمي ايراني موثر است.

 
كليد واژه: محتوا و صورت، نظام تصاوير، سليم جوهري، حبيب عطار، قصه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1389; -(16):55-80.
 
وقت صوفي
 
ناظري افسانه*
 
* دانشگاه هنر اصفهان
 
 

«وقت» در نزد عرفاي مسلمان، معنا، مفهوم، تعابير و ويژگي هاي خاصي دارد. ويژگي هايي که متناظر بر«فناي ناسوتي و ظهور لاهوتي» عارف است. در اين وقت يا «لحظه حال» است كه واقعه هاي روحاني و شهود حقايق باطني به وقوع مي پيوندد. حالي که مابين گذشته و آينده و در عين حال جامع هر دو است. بر اين اساس «وقت» صوفي در «آن» و آناتي مي گذرد كه بعد و امتداد زماني ندارد و لذا، در مكاني رخ مي دهد كه به آن اشاره نمي توان كرد؟ بدينسان، «وقت صوفي» به منزله حضور و «بودن» در مكان و زماني ديگر است كه از قواعد زمان و مكان محسوس مبراست و ويژگي ها و مختصات وجودي خاص خود را دارد.
هدف اصلي اين مقاله در وهله نخست، جستجو و بررسي چيستي وجوه مفهومي، کيفي، ماهيت و هستي شناختي«وقت صوفي» و به طور اخص چگونگي اين وقت، ويژگي ها و شاخصه هاي زماني – مکاني مطرح درآن است. ويژگي هايي که در نهايت زمان و مکان ديگري (لحظه حال - عالم ملکوت) را در عرصه انديشه و خيال مي گستراند. به طوري که جمع اضداد، «همزماني» گذشته، حال و آينده و... از وجوه و شاخصه هاي آن است که در کليه ابعاد وجودي عارف تسري دارد.
در اين راستا با توجه به نوع مساله، بررسي پيشينه تحقيق و خلاء در اطلاعات موجود، با استناد بر آرا، انديشه ها و توصيف هاي صوفيه و با هدف گشايشي به سوي معناهاي نهفته در عرفان و فرهنگ غني ايراني - اسلامي، در بخش اول از روش توصيفي – تبييني و سپس در بخش دوم از روش توصيفي - تحليلي بهره گرفته شده است.

 
كليد واژه: وقت، حال، صوفي، مظهريت حق، لحظه حال سرمدي، زمان و مکان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1389; -(16):21-40.
 
طبقه بندي مضموني رباعي هاي ابن يمين
 
امامي نصراله*,نصيري شيراز زهرا
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه شهيد چمران
 
 

رباعي از جمله قالب هاي مورد توجه شاعران فارسي زبان بوده و هست و در اين ميان، ابن يمين فريومدي شاعر مشهور و قطعه سراي چيره دست قرن هشتم نيز به اين قالب، دل بستگي هاي خاصي داشته است. رباعي هاي ابن يمين از تنوع مضموني خاصي برخوردار است و به همين سبب رباعي هاي او را بايد از جمله رنگين ترين رباعي هاي فارسي به شمار آورد . اين تنوع تا آنجاست که رباعي هاي ابن يمين را مي توان در يک طبقه بندي موضوعي، به هشت گونه تقسيم کرد که هر کدام از آنها نشان دهنده جبنه هايي از خلاقيت هاي شعري و جهان بيني اين شاعر است . از آنجا که قالب رباعي از قرن هفتم اندک اندک مي رفت تا رونق و رواج خود از دست بدهد، تنوع مضموني و لطافت هاي تعبيري ابن يمين موجب توجه دوباره اي به اين قالب شد. رباعي هاي ابن يمين، مجال آن را فراهم کرده تا بسياري از مضاميني را که شاعر در قطعات خود با تفصيل آورده است، بارديگر به صورت موجزتري در رباعي هاي او نيز بخوانيم.

 
كليد واژه: ابن يمين، رباعي، مضمون، طبقه بندي، ارزش ادبي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1389; -(16):109-133.
 
بررسي و نقد روايي گلستان بر اساس نظريه تحليل انتقادي گفتمان
 
صاحبي سيامك*,فلاحي محمدهادي,توكلي نسترن
 
* دانشگاه علوم و تحقيقات فارس
 
 

اين نوشتار، جستاري با رويکردي گفتمان شناسانه در زمينه زبان شناسي ادبيات است که به بررسي چگونگي توزيع ساخت هاي گفتمان مدار در سطح عبارات، جملات و متن گلستان سعدي مي پردازد؛ تا ميزان صراحت و پوشيدگي مولفه هاي زباني به کار رفته در بيان مفاهيم گلستان را مورد مطالعه قراردهد. اين نوشتار مي کوشد تا از اين گذار، جنبه اي از راز ماندگاري سخن سعدي در گذر زمان را تحليل كند.
مقاله حاضر، بر مبناي اين باور که توجه به ساخت گفتماني در بررسي انواع متون مي تواند در شناخت، درک و تفسير هرچه بهتر آن موثر افتد و با اتکا به اين امر که گفتمان قطعه اي زباني و بامعناست که از چهار ويژگي نظام مندي، جهت مداري، هدف مندي و کلان زباني برخوردار است؛ دست به بهره گيري از جنبه زبان شناختي الگوي ون ليوون (1996)، که الگويي مطرح در زمينه تحليل گفتمان انتقادي است، زده است و در صدد پاسخ به اين سوال است كه چگونه يک اثر با بهره گيري از مولفه هاي زباني، محتوا و درونه خود را در ساخت فرهنگي نسل هاي مختلف جاودان مي سازد؟
ازاين رو، مقاله پس از مروري مختصر بر ارتباط زبان شناسي و ادبيات، به بيان مساله و شيوه به کار رفته در انجام تحقيق مي پردازد. سپس گفتمان، تحليل گفتمان، گفتمان شناسي انتقادي و الگوي ون ليوون، به عنوان مفاهيم پايه معرفي و تشريح مي گردند و به دنباله، مولفه هاي مطرح در الگوي ون ليوون، تحت دو دسته مولفه هاي پوشيده و صريح، ارايه و با آوردن مثال هاي متعدد تبيين مي شوند.
در ادامه، ضمن تقسيم ساخت هاي متني گلستان به دو دسته ساخت هاي گفتمان مدار روايي و پيام گزار، متني از باب نخست مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد و نشان داده مي شود که مولفه هاي گفتمان مدار مبتني بر پوشيدگي از قبيل حذف، منفعل سازي، تشخص زدايي، نوع ارجاعي و طبقه بندي، در مقايسه با مولفه هاي مبتني بر صراحت، از بسامد بالايي در گلستان برخوردارند.
در آخر، پس از محاسبه ميزان راز آلودگي و تبيين آن، چنين استنباط مي شود که يکي از ابعاد راز ماندگاري سخن سعدي بهره گيري وي از مولفه هاي گفتمان مدار مبتني بر پوشيدگي (از ديدگاه گفتمان شناسي نه عرفان و ادبيات) است که براي وي اين امکان را فراهم آورده است تا به خلاف بسياري از متون، با بافت زدايي زماني، مکاني، تاريخي، سياسي و پوشيده کردن کارگزاران، کنش گران و کنش پذيران حکايات، پيام خود را از زبان اينان برجسته کرده و اثر خود را در وراي زمان، براي تمامي عصرها و نسل ها جاودان سازد.

 
كليد واژه: سعدي، گلستان، گفتمان شناسي انتقادي، ساختار هاي گفتمان مدار، مولفه هاي گفتمان مدار، کارگزاران
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1389; -(16):135-154.
 
آموزش فعل مركب فارسي به غيرفارسي زبانان
 
محمدابراهيمي جهرمي زينب*,فرقاني فرد مرضيه
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه شهيد بهشتي
 
 

مقوله فعل مركب از جالب ترين، ظريف ترين و در عين حال پيچيده ترين بخش هاي پژوهش هاي نحوي است كه توجه بسياري از زبان شناسان و مدرسان آموزش زبان دوم / خارجي را به خود معطوف كرده است. اين پژوهش سعي دارد با استفاده ازتحليل ساختار فعل مرکب فارسي گفتاري معيار در چارچوب نظريه حاکميت و مرجع گزيني و نيز با استفاده از شيوه هاي نوين و علمي آموزش زبان و واژه، راهکار علمي و کارآمدي جهت آموزش فعل مرکب فارسي به غيرفارسي زبانان به دست دهد. بر طبق اين پژوهش، فعل هاي مركب فارسي گفتاري معيار را مي توان به لحاظ تعداد موضوع هاي آن به دو دسته يك موضوعي و چند موضوعي تقسيم كرد. براي آموزش فعل مرکب به غير فارسي زبانان، بهتر است در سطح مبتدي از فعل هاي مرکب يک موضوعي و در سطوح بالاتر از فعل هاي مرکب با موضوع هاي بيشتر استفاده کرد. بعلاوه استفاده از متن هاي گفتاري که به صورت طبيعي و به منظور ايجاد ارتباط تهيه شده اند مناسب تر به نظرمي رسد.

 
كليد واژه: فعل مرکب، نظريه حاکميت و مرجع گزيني، ساخت موضوعي، زبان فارسي گفتاري معيار، راهکار آموزشي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:49 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 9 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1389; -(16):155-176.
 
پيامک، اسپرانتويي نوين؛ بررسي ساختاري - محتوايي
 
شريفي ليلا*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات
 
 

مقاله حاضر به بررسي پيام کوتاه و زباني مي پردازد. که حاصل مخفف سازي جواناني است که از تلفن همراه استفاده مي کنند، مي پردازد. اختصارسازي انواعي دارد، اما آنچه در اين مقاله بدان اشاره مي شود اختصار و کوتاه شدگي مختص پيامك است كه جوانان براي غلبه بر سختي تايپ و اتلاف وقت مبدع آن شده اند. خالق ادبياتي که قواعد زباني را در هم شکسته و وارد حوزه جديدي از کلام شده است و به شدت قوانين حاکم بر تلفظ و دستور زبان معيار را ناديده مي گيرد. زباني که محدوديت هاي مرزهاي جغرافيايي را نمي بيند و نشاني از جهاني شدن به همراه آورده است. اين پژوهش نشان مي دهد كه حذف حروف در پيامك منظم و قابل پيش بيني است و قواعد آن تحت كنترل دو اصل واج شناختي «شكل و زمينه» (درسلر 1996) و «قوي - قويتر» (دونگان 1985/1978) مي باشد. نتايج نشان مي دهند كه اصول واج شناختي، فرآيند كاهش طول كلمات پيامك را البته بدون در نظر گرفتن سطح هموندي يا نواختي، در كنترل دارد.

 
كليد واژه: پيامك، مخفف سازي، اصول واج شناسي، اصول همياري
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:49 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 10 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1389; -(16):177-203.
 
نگرش ديني شاعران دوره مشروطه
 
غلام رضايي محمد*,ملاكي زهره
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه شهيد بهشتي
 
 

در دوره مشروطه که فرهنگ اسلامي و تمدن نوين با يکديگر روبرو شدند، به دليل تفاوت هايي که ميان آن دو وجود داشت، روشنفکران و روحانيون که نيروهاي موثر اجتماعي بودند هر يک در مقابل تجدد و دين ديدگاه هاي خاصي ابراز کردند. روشنفکران به سه گروه مخالف دين، طرفدار استفاده ابزاري از دين و معتقد به سازگاري اسلام و تمدن نوين و روحانيون به دو گروه محافظه کاران مخالف تجدد و مشروطه خواهان طرفدار سازش اسلام و دموکراسي تقسيم شدند. اين مقاله با روش تحليل محتواي کيفي و با تامل در اشعار هفت تن از شاعران مردمي اين دوره، به بررسي نگرش ديني آنها پرداخته است و به اين نتيجه رسيده که سه جريان فکري عمده در ميان شاعران وجود داشته است. يک جريان، دين را در مقابل تجدد قرار مي دهد و متجدد شدن را منوط به حذف دين از جامعه مي داند. جريان ديگر، به حذف بسياري از سنت هاي ديني و تغيير در کارکرد آن معتقد است و بيشتر بر بعد ايماني دين تاکيد مي کند. جريان سوم تجدد را بر بستر سنت هاي ديني مي پذيرد و با استفاده از ابزار اجتهاد، خواهان تغيير در بعضي از سنت ها و اصلاح آنهاست. اين جريان به حفظ دين در جامعه تاکيد مي کند.

 
كليد واژه: شاعران مشروطه، نگرش ديني، تجدد و مشروطه، سنت و مدرنيته در شعر فارسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:49 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1388; -(15):1-28.
 
سنخ شناسي و وجوه تمايز قصص قرآني
 
حري ابوالفضل*
 
* گروه زبان و ادبيات انگليسي، دانشگاه اراک
 
 

اين مقاله، سنخ شناسي و وجوه تمايز قصص قرآني و واژگان مرتبط با آن، مانند خبر و حديث را از برخي ژانرهاي روايي از قبيل افسانه، اسطوره و گزارش هاي تاريخي بررسي و تحليل مي كند. بر اين اساس ابتدا به لزوم تبارشناسي اين ژانرها اشاره مي شود و سپس، تبار واژگان اصلي مرتبط با واژه قصص قرآني در پرتو اشاره به آيات و منابع معتبر بررسي مي شود. همچنين نويسنده در ادامه، به سنخ شناسي وجوه تمايز قصص قرآني از افسانه، اسطوره، قصه عاميانه و گزارش هاي تاريخي مي پردازد. با اين توجه انواع قصص قرآني گرچه در نقل داستان و در داستان پردازي ممكن است با اين گونه ژانرهاي روايي مرز مشترك جزيي پيدا كنند، يك نكته مسلم است و آن اينكه اين داستان ها از هر سنخي باشند، از جانب خداوند بر قلب پيامبر وحي شده است، پس امكان ناراست و خرافي بودن آنها به تمامي منتفي است.

 
كليد واژه: قصص قرآني، روايت شناسي، خبر، حديث، روايت، اسطوره، افسانه، گزارش هاي تاريخي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:52 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1388; -(15):29-48.
 
مولوي و ميل به «جاودانگي» در مثنوي معنوي
 
پيراني منصور*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه پيام نور
 
 

مرگ و نيستي که به گونه اي با مذهب و انديشه هاي مذهبي پيوند دارد از مفاهيمي است که همواره انسان را در جوش و هيجان نگه داشته است. انسان از آغاز آفرينش همواره روياها و انديشه هاي بزرگي را در درون خود پرورده، همين آرزوها و روياها سبب رشد و تعالي او گشته است، و آنجا كه روياها و آرزوهايش عملي نشده است، با پرداختن افسانه ها و ساختن شخصيت هاي اسطوره اي، روياهاي خود را تحقق بخشيده است. يكي از اين روياهاي شگفت انسان ميل به «جاودانگي» يا آرزوي «بي مرگي» است كه هم در اساطير قومي و ملي بازتاب يافته است مانند افسانه گيل گمش، آشيل (آخيليوس) رويين تني اسفنديار؛ و هم در روايات ديني مثل اسطوره خضر منعكس شده است. اين انديشه و تخيل همواره انسان را به جستجوي يافتن راهي براي تحقق آن كشانده است. آثار ماندگار تاريخ انديشه بشر، جست و جوها و يافته هاي او را به زبان هنر باز مي نمايد. مثنوي مولوي يكي از اين نمونه هاست. مولوي با الهام از قرآن و احاديث قدسي، بنياد هستي را بر عشق (حب) مي داند و به واسطه جوهر مشترك يعني روح الهي دميده در وجود انسان به نوعي تجانس ميان او و خدا باور دارد. او معتقد است انسان به خاطر همين جوهر مشترك مي تواند وجود جسماني خود را نيز خاصيت روح ببخشد و به خداگونگي و جاودانگي برسد. در اين مقال «ميل به جاودانگي» در انديشه مولوي با توجه به منبع الهام مولوي و با استشهاد به پاره اي از حكايات و ابيات مثنوي و شواهدي از ديوان شمس به اجمال بررسي شده است.

 
كليد واژه: مولوي، مثنوي، جاودانگي، عشق، جوهر مشترك، انتقال
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:52 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها