0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1388; -(15):49-74.
 
خاستگاه اطوار و سرشت انسان در مثنوي
 
قنبري بخش علي*
 
* گروه اديان و عرفان، دانشگاه آزاد اسلامي تهران مركزي
 
 

انسان از موضوعات كليدي در آثار مولوي به ويژه مثنوي است. مولوي انسان را عبارت از ديده اي مي داند كه آفريده شده تا به خدا نظر کند و از آن حظ وافر ببرد. گوهر وجودي او در انديشه خلاصه مي شود؛ انديشه اي كه تنها موضوع آن خداوند است. بي شک درباره انسان اين سوال را مي توان طرح کرد که خاستگاه اوليه او چه بوده است؟ منظور از خاستگاه اولين، منشا انسان است. در اديان وحياني و مکاتب عرفاني متاثر از آنها خاستگاه چنين انساني از گل و نخستين مصداق او آدم است. پس از طي اين مرحله اين سوال طرح مي شود که انسان براي رسيدن به وضعيت کنوني چه مراحلي را طي کرده است؟ جواب اين سوال با عنوان تبار مورد بررسي قرار گرفته است. مولوي در ميان تبار انسان مراحل گوناگوني طرح مي کند. طي اين مراحل انسان را وارد دوره جديد زندگي اش کرده و او را با اين سوال مواجه کرده است که وضع کنوني انسان چگونه است؟ پاسخ اين سوال را در سرشت آدمي بايد جست که مولوي سرشت آدمي را دوگانه مي داند. خلاصه آن که تمام اين مسائل در مثنوي منعکس شده است.
آفريده شدن انسان از خاك هاي مختلف نماد وجود استعدادها و خوهاي مختلف در اوست. اما در عين حال در وجود اين انسان کاخي نهاده شده که نشيمنگاه خدا و روح دميده شده در او نشانه حضور خدا در اين کاخ است. اين روح مراتبي دارد كه نباتي، حيواني و قدسي از جمله آنها است
.
از نظر مولوي انسان علت غايي هستي است هر چند كه در ظاهر پس از همه موجودات آفريده شده است. اگر او بتواند به خودشكوفايي برسد استعداد تعالي پيدا خواهد كرد و اين تعالي او را در كنار خدا خواهد نهاد و خدا نمايي و خداگونه شدن نتيجه محتوم چنين سيري خواهد شد. در سايه چنين دگرديسي است که انسان از گياه، حيوان و فرشته فراتر رفته، جايگاه بالاتري پيدا مي کند؛ زيرا سه مرتبه وجودي ياد شده را طي کرده است در حالي که آنها هر کدام در وضعيت ثابتي باقي مانده اند
.

 
كليد واژه: انسان، انسان شناسي، خاستگاه، تبار، سرشت، روح
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:52 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1388; -(15):75-93.
 
تاج المآثر و کشف ابياتي فراموش شده از چند ديوان
 
خوشحال دستجردي طاهره*,شريفي ولداني غلام حسين,فاموري مهدي,شاد آرام عليرضا
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه اصفهان
 
 

کتاب تاريخي – ادبي «تاج المآثر» کهن ترين منبع تاريخ غوريان است که مولف آن، حسن نظامي نيشابوري خود در دستگاه حکومت غوريان هند مي زيسته است. تاج المآثر که در سال 602 هـ.ق به رشته تحرير درآمده، علاوه بر اهميت تاريخي، از اهميت ادبي بسيار نيز برخوردار است.
بهره گيري فراوان از صنايع ادبي و استشهاد بسيار به اشعار تازي و پارسي، از بارزترين ويژگي هاي اين کتاب است؛ آنگونه که به گفته ملک الشعراي بهار هيچ يک از آثار متقدمان به اندازه تاج المآثر شاهد شعري از قدما ندارد. بدين ترتيب يکي از استفاده هايي که مي توان از اين کتاب برد، بازشناسي ابيات و اشعار مفقود و فوت شده از ديوان هاي شعراي سرشناس است
.
آنچه نويسندگان در اين مقاله به اجمال بدان پرداخته، مقايسه اي ميان ضبط ابيات شاعران شناخته شده در تاج المآثر و همان ابيات در ديوان هاي مصحح است. بديهي است که اين مقايسه در کشف و تصحيح اشعار شاعران مورد نظر بسيار موثر است
.

 
كليد واژه: تاج المآثر، نظامي نيشابوري، متن پژوهي، مسعود سعد سلمان، اميرمعزي، مجيرالدين بيلقاني، قطران تبريزي، عمعق بخاري، ابوالفرج روني، انوري، عسجدي، منوچهري، فرخي، عنصري، سيد حسن غزنوي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:52 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1388; -(15):95-116.
 
بومي گرايي و تاثير آن بر ادبيات داستاني معاصر ايران (1357ـ1320)
 
صديقي عليرضا*
 
* پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات اجتماعي جهاد دانشگاهي
 
 

بومي گرايي واكنش روشنفكراني بود كه مي خواستند مخاطبان خود را به اصالت ها و ريشه هايشان توجه دهند، بنابراين كشورهاي فراواني كه در معرض استعمار قرار داشتند، به اين موضوع توجه كردند و طبيعتا جريان هاي گوناگون روشنفكري در ايران نيز به آن بي توجه نماندند. در بررسي جريان هاي داستاني پيش از انقلاب، با جريان بومي گرايي مواجهيم، جرياني كه معمولا منتقدان به آن توجه نكرده اند. در داستان هاي اين جريان به نقد بيگانگان و دولت همراه با بيگانگان و توجه دادن مردم به ريشه هاي خود توجه شده است. در اين مقاله ضمن نظري مختصر به شرايط تاريخي، اجتماعي، فرهنگي و ادبي ايران در سال هاي 1320 تا 1357مولفه هاي موجود در داستان هاي اين جريان برشمرده شده است. بيگانه ستيزي، توجه به هويت ايراني اسلامي و تقابل اين مولفه ها با موضوع مدرنيسم از عمده ترين مولفه هاي داستان هاي بومي گراست. بررسي ها نشان مي دهد توجه به جريان بومي گرا در دهه 20 و 30 شمسي كمتر از دهه 40 به بعد است. سياست هاي محمدرضا پهلوي در اين دو دهه و نوع برخورد او با روشنفكران شرايطي را رقم مي زند كه در نهايت منجر به بي توجهي به اين جريان در دهه هاي 20 و 30 مي شود. تاثيرات جريان هاي روشنفكري بخصوص تفكرات آل احمد و شريعتي و تغيير شرايط كشور از سال 42 به بعد به اين جريان در دهه هاي 40 و 50 رونق مي بخشد.

 
كليد واژه: نقد ادبي، جريان شناسي ادبيات داستاني معاصر، بومي گرايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:52 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1388; -(15):117-144.
 
طبقات طبيعي در واكه هاي زبان فارسي
 
كردزعفرانلوكامبوزيا عاليه*,هاديان بهرام
 
* گروه زبان شناسي، دانشگاه تربيت مدرس
 
 

هدف از نگارش اين مقاله بررسي واکه هاي زبان فارسي و تفاوتهاي واج آرايي آنهاست. بسياري از زبان شناسان معتقدند که واکه هاي زبان فارسي دو دسته اند: گروه اول واکه هاي کشيده /.../ هستند که دو جايگاه زمانمند را به خود اختصاص مي دهند و به لحاظ طول زمان تلفظ و توليد، دو برابر واکه هاي کوتاه هستند. گروه ديگر واکه هاي کوتاه /.../ هستند که يک جايگاه زمانمند را به خود اختصاص مي دهند. اما تفاوت کشش واکه ها در گفتار و نوشتار زبان فارسي محسوس نيست و تنها در تقطيع اوزان اشعار فارسي که داراي افاعيل عروضي هستند از جمله آثار حافظ، سعدي، مولوي، اين نوع کشش مورد توجه قرار مي گيرد و با توجه به کوتاهي و بلندي يا کشيدگي هجا اين تقطيع انجام مي شود. روشي که در اين مقاله اتخاذ شده است، بررسي دو طبقه بودن واکه هاي زبان فارسي به لحاظ واج آرايي (phonotactic) است. در اين مقاله سعي شده است خوشه هاي همخواني که بعد از شش واکه زبان فارسي به کار مي روند در ساخت هاي مختلف بررسي شوند. نتايج به دست آمده از اين تحقيق نشان مي دهد که واکه هاي /.../ يک طبقه طبيعي و واکه هاي /.../ يک طبقه طبيعي ديگر را تشکيل مي دهند.

 
كليد واژه: طبقه طبيعي، واج آرايي، خوشه همخواني، پايانه، تشديد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:52 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1388; -(15):145-158.
 
جلوه ها و كاركردهاي نمود فعل در زبان فارسي
 
مجيدي مريم*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شمال
 
 

نمود از ويژگي هاي ساختاري و معناشناختي فعل است كه در بين دستور زبان دانان ايراني، نخستين بار در بحث ويژگي هاي فعل در زبان فارسي باستان، مورد توجه پرويز ناتل خانلري قرار گرفته است. پس از آن اين مبحث به دستور زبان فارسي معيار نيز راه يافت و در سال هاي اخير در مقاله ها و نيز كتاب هاي درسي دستور زبان فارسي جنبه هايي از آن مطرح شد. با اين همه در منابع ياد شده تمامي جلوه ها و كاركردهاي اين مقوله چنان كه بايد تبيين نشده و در مواردي نيز با عناوين ديگري مورد بحث قرار گرفته است. تجربه نويسنده در تدريس دستور زبان نشان مي دهد دانشجويان زبان و ادبيات فارسي يا تمايزي بين نمود و مقوله هاي زمان و وجه فعل ق‍‍‍‍ايل نيستند و يا به درستي جنبه ها و كار كرد هاي نمود فعل را در نمي يابند.
اين نوشته كوششي در تبيين جنبه ها و مرزهاي مقوله دستوري نمود و انواع گوناگون آن در زبان فارسي معيار است
.

 
كليد واژه: نمود فعل، نمود واژگاني، فعل لحظه اي، فعل تداومي، فعل لحظه اي - تداومي، نمود صرفي، نمود نحوي، فعل ماضي ملتزم، فعل مضارع ملتزم
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:52 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1388; -(15):159-174.
 
بررسي ريشه شناختي دو جاينام در استان همدان (نهاوند و آدراپانا)
 
احديان محمدمهدي*
 
* دانشگاه بوعلي سينا، همدان
 
 

نام هاي جغرافيايي مجموعه بزرگي از واژگان هستند. اين نام ها که در طول قرن ها پديد آمده اند، جاينام(Toponym)  ناميده مي شوند. بررسي جاينام ها از آن روي اهميت دارد که مي تواند در آشکار ساختن بسياري از حقايق تاريخي پنهان که جز نام، اثري از آنها به جاي نمانده است پژوهشگران را ياري دهد. جاينام ها به عنوان واحدهاي زباني در معرض همه تغييراتي هستند که در حوزه زبان روي مي دهد. در بررسي جاينام ها کوشيده مي شود بر پايه روش هاي زبان شناسيِ تاريخي - تطبيقي و با توجه به اطلاعات تاريخي و جغرافيايي مربوط به مکان ها، ريشه شناسي جامعي از اين واژگان عرضه شود.
اين مقاله به بررسي تاريخي - ريشه شناختي دو جاينام «نهاوند» و «آدراپانا» در استان همدان پرداخته است. نتيجه اين بررسي نشان دهنده ارتباط ميان جاينام باستاني نسا و نام شهر نهاوند و کمک به آشکار شدن مکان جاينام هاي باستاني نسا و آدراپانا در سرزمين ماد است که از ديدگاه باستان شناسي و جغرافياي تاريخي نيز اهميت دارد
.

 
كليد واژه: ريشه شناسي، جاينام، زبان شناسي تاريخي، نهاوند، آدراپانا، نسا، گئوماته مغ
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:52 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 9 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1388; -(15):175-198.
 
تلفن همراه به عنوان رسانه مكتوب: مطالعه اي گفتماني از متون طنز پيام كوتاه فارسي
 
محمودي بختياري بهروز*,آدي بيك آرزو
 
* گروه هنرهاي نمايشي، دانشگاه تهران
 
 

استفاده روزافزون از تلفن همراه در جامعه امروز، با توجه به امكاناتي كه خدمات آن در اختيار مي گذارد، ارتباطات فردي و كلامي ما را دگرگون كرده است. ارزاني نسبي خدمات پيام كوتاه نسبت به مكالمات، در كنار امكان ارسال گروهي پيام به تعداد زياد باعث شده است كه فرهنگ جديدي در استفاده از پيام كوتاه به ويژه در ميان جوانان پديد آيد و تلفن همراه عملا به رسانه اي مكتوب مبدل شود. اين پژوهش با توجه به اهميت اين شيوه نوين ارتباطي، به بررسي يكي از مهم ترين كاركرد هاي استفاده از پيام كوتاه يعني طنزهاي ارسالي مي پردازد و عوامل اصلي ايجاد طنز را بررسي مي كند. هدف آن است که رايج ترين کاربردهاي طنز و گرايش هاي غالب ناظر بر شکل گيري اين گونه شوخي ها از منظر تجزيه و تحليل کلام بررسي شود. نويسندگان با بررسي داده هاي موجود دريافتند که در شمار بيشتري از پيامک هاي ارسالي اصول همکاري گرايس به صور مختلفي نقض شده اند.

 
كليد واژه: پيام كوتاه، تلفن همراه، تحليل گفتمان، تلويح، طنز
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:53 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1388; -(14):1-26.
 
نمادانگاري قصيده عينيه ابن سينا و بازتاب آن در انديشه عارفان مسلمان
 
فتح الهي علي*,نظري علي
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد خرم آباد
 
 

چگونگي هبوط روح آدمي از عالم علوي و نزول آن در قفس جسماني، از مباحث غامض فلسفي و عرفاني است. دوگانگي ميان جان لطيف و جسم کثيف از موضوعات مورد بحث در بيشتر مکاتب فکري - فلسفي و عرفاني است. در اين زمينه ابن سينا با دفاع از نظريه «دوگانگي روح و تن» مانند بسياري عرفاي مسلمان، از پيشگامان تصوير هبوط روح در جسم به صورت نمادين است. قصيده عينيه ابن سينا نيز در بين آثار انديشمندان مسلمان، در زمره آثاري به شمار مي آيد که با زبان نمادين به تبيين دوگانگي روان و بدن مي پردازد.
اين نوشتار به بيان رمزپردازي، چگونگي شکل گيري آن و عوامل موثر در پيدايش داستان هاي رمزي - عرفاني در آثار متفکران مسلمان مي پردازد. مطالعه منشاهاي گنوسي، نوافلاطوني و اخوان الصفا در قصيده و تاثير آن بر مفاهيم عرفاني و تطبيق بيان نمادين اين قصيده با مفاهيم صوفيانه عارفان مسلمان در کنار پردازش تعلق روح به عالم بالا، هبوط غيرارادي آن و بيان دوگانگي تن و جان و چگونگي رابطه آن دو با هم، از ديگر موضوعات مورد بحث در اين مقاله است. در پايان به بررسي راه هاي رهايي نفس لطيف باقي، از اسارت زندان جسم فاني خواهيم پرداخت.

 
كليد واژه: نمادانگاري، تعالي روح، هبوط نفس، مرغ جان، دوگانگي جان و تن
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:53 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1388; -(14):27-50.
 
سفر در متون نثر عرفاني
 
محمدي افشار هوشنگ*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه سيستان و بلوچستان
 
 

منشا اصلي عرفان و تصوف اسلامي، قرآن و سيره نبوي است و بناي آن بر زهد و اخلاص همراه با چاشني عشق و محبت نهاده شده است.
از جمله آداب و مسايلي که همواره در دو جنبه ظاهري و روحاني مورد توجه و اختلاف نظر و ذوق ميان مشايخ و محققان صوفيه بوده، «سفر» است.
در نوشته حاضر بر مبناي متون نثر صوفيانه فارسي، به بررسي و تبيين سفر ظاهر، از نخستين دوره پيدايش عرفان و تصوف تا اواخر سده هشتم هجري مي پردازيم و انواع سفر، انگيزه ها، فوايد، اهداف و مقاصد و لوازم سفر را همراه با ديدگاههاي متصوفه و شخصيت هاي نامدار هر دوره در ارتباط با اين مساله بررسي مي کنيم.
در اين جستار، علاوه بر استناد به قرآن کريم و احاديث و روايات ماثوره، به شيوه کتابخانه اي و بر اساس فن توصيف و تحليل محتوا، به منابع نظري تصوف و عرفان و شرح احوال و سخنان بزرگان صوفيه، از سده پنجم تا هشتم ارجاع داده شده است.

 
كليد واژه: عرفان و تصوف، سفر، سيره، متون نثر عرفاني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:53 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1388; -(14):51-77.
 
ارتباطات حکمرانان در دو دوره اسطوره اي و پهلواني شاهنامه فردوسي
 
دادگران سيدمحمد*,صادقي گيوي مريم,ططري خديجه
 
* گروه علوم ارتباطات، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مرکزي
 
 

ارتباطات را مي توان عمل انتقال مفاهيم يا انتقال معاني و تبادل پيام ها برشمرد. آنچه ارتباطات انساني را از ارتباط ديگر موجودات زنده متمايز و مشخص مي سازد، به کارگرفتن اصول و معيارهايي براي ارتباط بهتر و موفق تر و توانايي انسان در خلق و استفاده از نمادها است. اين مقاله در تبيين سير ارتباطات انساني در شاهنامه فردوسي تا پايان دوره پهلواني است. ارتباطات انساني در شاهنامه بر سه نوع: ارتباطات حکمرانان، پهلوانان و مردم قابل تقسيم بندي است که در اين مقاله فقط به ارتباط حکمرانان مي پردازيم. ارتباطات حکمرانان در شاهنامه را مي توان در پنج بخش قرار داد که عبارتند از: ارتباط حکمرانان با خود و ديگران، ارتباط حکمرانان با خدا، ارتباط حکمرانان با طبيعت، ارتباط حکمرانان با ماورا طبيعت و ارتباط حکمرانان با موجودات ماورايي. مهم ترين اهداف ارتباطي که در اين مقاله مورد بحث قرار گرفته، عبارت است از: انواع ارتباطات حکمرانان، اهداف ارتباطي آنان و نتايج ارتباط آنان.

 
كليد واژه: ارتباطات حکمرانان، موجودات ماورايي، خدا، انسان، طبيعت، ماورا
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:55 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1388; -(14):79-97.
 
تاثير حافظ در ادبيات مجاري
 
آهنگري فرشته*
 
* بنياد دانشنامه بزرگ فارسي
 
 

حافظ، نماينده اوج اعجاز زبان فارسي است. شعر او، حکايتگر وسعت روح آدمي و نماد ژرفايي و پرمعنايي زيست اوست که از عشق و صدق تعليم گرفته است؛ از اين رو، هر چند تعابير چند وجهي و شبکه درهم تنيده موسيقي لفظي و معنوي کلامش، قابل ترجمان نيست ولي رنگ آشناي دنياي او را هر انسان انديشمندي درمي يابد و مي پسندد و شيفته وار قدم به جهان برساخته او مي نهد.
اروپاييان از قرن هفدهم ميلادي با ادبيات فارسي آشنا شدند. زمينه ساز اين آشنايي ترجمه اشعار فردوسي، حافظ، خيام و سعدي به زبان هاي غربي بود. مردم مجارستان، نخستين بار به سال 1771 م. به همت کرولي رويتسکي سفير امپراتوري اتريش ـ مجارستان در خاورميانه، حافظ و اشعار وي را شناختند. اشعاري که رويتسکي از ديوان حافظ برگزيده بود، مورد توجه شاعران و اديبان مجاري قرار گرفت. پس از رويتسکي، چند نفر ديگر از اديبان مجاري که با زبان و ادب فارسي آشنايي يافتند، بخش ديگري از غزليات حافظ را در فاصله قرن هجدهم تا سال هاي اخير ترجمه کردند. اين ترجمه ها، گاه در مجموعه هاي مستقل و گاه در جنگ هايي همراه با ترجمه اشعار ديگر شاعران ايراني و حتي شرقي منتشر شده اند.
در اين مقاله، براي نخستين بار در ايران به ترجمه شعر حافظ در ادبيات مجاري پرداخته مي شود.

 
كليد واژه: حافظ، زبان مجاري
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:55 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1388; -(14):99-126.
 
کارنامه خيام پژوهي در سده چهاردهم
 
حسن لي كاووس,حسام پور سعيد
 
 
 

درباره دانشمند و سخن سراي بلند آوازه ايراني، حکيم عمر خيام نيشابوري و آثار برجسته او به ويژه شعرش، نوشته هاي گوناگون پديد آمده است، اما در گستره خيام پژوهي هنوز جاي بسياري از پژوهش هاي بايسته و مطالعات بنيادي خالي است. در نگاهي کلي به آثاري که درايران در پيوند با خيام پديد آمده است، مي توان اين کارنامه را به پيش از سال 1300 خورشيدي و پس از آن تقسيم کرد: در بخش نخست، در منابع و اسناد کهن، مطالب ضد و نقيض درباره خيام فراوان است و در شکل گيري و گسترش پژوهش هاي بخش دوم، ترجمه انگليسي ادواردفيتزجرالد از رباعيات خيام، جايگاه ويژه اي دارد؛ زيرا افزون بر اين که اين ترجمه، توجه جهانيان را به خيام و ايران جلب کرد، بسياري از پژوهشگران ايراني را نيز برانگيخت تا با دقت و درنگ بيشتري به زندگي و شخصيت خيام بپردازند و البته ضد و نقيض هايي که در اسناد و منابع کهن وجود داشت و همچنين شيوه نگرش خيام پژوهان موجب شد رويکردهاي گوناگون در گستره خيام شناسي معاصر پديد آيد.
نويسندگان اين مقاله در يک طرح پژوهشي گسترده، نزديک به سه سال به شناسايي، معرفي و بررسي تمامي آثاري پرداختند که در سده چهاردهم (از سال 1300 تا پايان سال 1380 خورشيدي) در پيوند با خيام در ايران پديد آمده، يا از زبان هاي ديگر به فارسي برگردانده شده است. آنچه در اين مقاله به آن پرداخته مي شود، بررسي کلي کارنامه خيام پژوهي در سده چهاردهم است که با ارايه جدول ها و نمودارهاي زماني و موضوعي بازنموده شده است.

 
كليد واژه: خيام پژوهي، مقاله، کتاب، زمان، موضوع
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:55 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1388; -(14):127-146.
 
پري زادگان نباتي
 
برفر سيدمحمد*
 
* گروه مطالعات فرهنگي جهاددانشگاهي فارس
 
 

از زير مجموعه هاي ژانر قصه پريان، مي توان به نوع قصه هايي اشاره کرد که در طبقه بندي آرنه - تامپسون جاي مي گيرند. روايت کلي اين قصه ها، معمولا حکايت پسر جواني است که با دسترسي به باغي جادويي، صاحب ميوه هايي مي شود که با شکافتن هر يک از آنها ، پري زاده اي زيبارو سر برمي آورد. از اين نوع قصه ها، روايت هاي مختلفي در نقاط مختلف جهان وجود دارد.
در اين مقاله، با استفاده از روش اسنادي و کتابخانه اي، قصه هاي مربوط به اقوام مختلف (با اين درون مايه) را گرد آورده ايم و به شيوه توصيفي – تفسيري، قواعد حاکم بر اين گونه قصه ها را بررسي مي کنيم تا بن مايه هاي مشترک و جهاني آنها را با عنايت به خاستگاه هاي اسطوره اي شان تبيين کنيم. يافته هاي مقاله نشان مي دهد که اين قصه ها و اسطوره هايي که منشا آن ها هستند، بازتاب تخيل بشر درباره جاندار پنداري طبيعت به شمار مي آيند. از سويي باغ جادويي که قهرمان قصه به آن مي رسد، مي تواند شمايلي اسطوره اي از بهشت گمشده باشد.

 
كليد واژه: قصه پريان، اسطوره، پريزادگان، جاندار پنداري، بهشت گمشده
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:55 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1388; -(14):147-171.
 
بررسي انتقادي معنا و انديشه هاي بيدل در آيينه يک غزل
 
محمدي علي*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه بوعلي سينا همدان
 
 

آوازه و بزرگي بيدل تنها به شيوه بيان و پيچ و خم هاي زباني او ختم نمي شود، بلکه برخي از شکوه و جلال و جذابيت شعر او به انديشه اش مربوط است که به مثابه زبانش پر رمز و راز است. اگر بپذيريم که در حوزه معنا و انديشه بيدل نيز برجستگي و خصوصيت هاي سبکي هست، مي توان پرسيد که اين دگرگوني ها در قالب غزل چگونه خود را نشان داده است؟ اگر غزل، آيينه تغزل و سخنان غنايي است، عشق و انديشه در آن چگونه با هم گره خورده است؟ آيا از نظر انديشه مي توان غزل بيدل را نوعي غزل خاص ناميد؟ در اين مقاله با طرح يکي از غزل هاي پرآوازه بيدل، به نقد انديشه هاي مندرج در اين غزل پرداخته ايم. حاصل اين پردازش نيز اين است که چنان که شعر سبک هندي در قالب گفتار و فرم متحول و دگرگون شده است، از جهت انديشه و فکر نيز اين تحول در نمونه هاي بارز شعر سبک هندي که سروده هاي بيدل يکي از نمايندگان پرآوازه آن است، ديده مي شود.

 
كليد واژه: غزل، بيدل، پارادوکس معنا، بيدل دهلوي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:55 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1388; -(14):173-195.
 
تحول فرهنگ گفتاري به نوشتاري زنان (از عصر ناصري تا مشروطه)
 
عاملي رضايي مريم*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات اجتماعي جهاددانشگاهي
 
 

در تاريخ ادبي ايران، نمونه هاي شعري باقي مانده از زنان بسيار بيشتر از نوشته هاي منثور آنان است. تا پيش از دوره ناصري، معدود نوشته هاي نثر زنان در رسالات فقهي و ادعيه و اوراد خلاصه مي شود. از دوره ناصرالدين شاه، تعدادي نامه از زنان درباري، دو سفرنامه و يک رساله انتقادي – اجتماعي به جا مانده است. شيوه نگارش اين متون بيانگر اين واقعيت است که زنان آن دوره با قالب رسمي نگارش مکتوب فاصله زيادي داشته اند. اين نوشته ها در حوزه اي زنانه و خصوصي به تحرير درآمده است و زبان آن، زباني گفتاري است.
در دوره مشروطه، به موازات حضور زنان در اجتماع، شاهد حضور جدي تر آنان در عرصه نثر هستيم. درج نامه هاي زنان در روزنامه هاي اين دوره و انتشار نشريات ويژه زنان، جايي در فضاي نوشتاري براي آنان گشود و زبان زنان وارد حوزه عمومي شد و پالايش يافت. بي پروايي و صراحتي که تحت تاثير فضا و محيط مانوس زنانه و ادبيات گفتاري در ميان آنان وجود داشت، جاي خود را به عفت کلام و پاکسازي زبان از لغاتي داد که در فضاي عمومي جايگاه مطلوبي نداشت.
به اين ترتيب کلامي پيراسته، پرده پوشيده و تربيت يافته شکل گرفت که از فرهنگ حاکم و رايج پيروي مي کرد و نگاشته هاي زنان از حوزه خصوصي زنانه به حوزه عمومي اجتماع راه يافت. لذا مي توان گفت حضور زن در اجتماع با گذار از ادبيات گفتاري به ادبيات نوشتاري و حضور در فرهنگ مکتوب مصادف گشت.

 
كليد واژه: نثر زنان، دوره ناصري، دوره مشروطه، فرهنگ گفتاري، فرهنگ مکتوب
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:55 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها