0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 10 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1389; -(19):237-262.
 
تحليل سير بازتاب مضامين و روايت هاي اسطوره اي ايراني در رمان هاي فارسي (از 28 مرداد 1332 تا 1387)
 
بزرگ بيگدلي سعيد*,پورنامداريان تقي,قبادي حسين علي,قاسم زاده سيدعلي
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه تربيت مدرس
 
 

بروز و ظهور اساطير در رمان هاي فارسي کوششي است جريان ساز که رمان نويسان براي دستيابي به دو انگيزه اساسي: يکي ارائه تفسيري موافق با دريافت خويش از اوضاع دنياي پيرامون خويش و ديگري بازتاب ارزش هاي زيباشناسانه و پرجذبه، از خود نشان داده اند.
پژوهش حاضر، با روش توصيفي تحليلي و مرور بر اسناد ادبي معاصر، در پي تحليل چگونگي و سير انعکاس، دلايل بازسازي و بازپردازي مضامين و روايت هاي اسطوره اي ملي و مذهبي در حوزه رمان هاي فارسي است. بنابر نتايج اين پژوهش، بيشترين رويکرد رمان نويسان به بازسازي و بازآفريني اسطوره ها به دهه هاي چهل و پنجاه برمي گردد، يکي از دلايل اصلي ظهور اين رويکرد، شکست نهضت مردمي ملي شدن صنعت نفت در اثر کودتاي 28 مرداد است. اما پس از انقلاب اسلامي، بيشترين بازآفريني اسطوره ها در رمان، دهه هاي هفتاد و هشتاد ديده مي شود که به دلايلي عمدتا متفاوت از دلايل پيش از انقلاب چون پيروي گسترده نويسندگان از جريان هاي مدرنيستي و پسامدرنيسم، تمايل زيباشناختي، تقويت و احياي جنبه هاي ملي، بازگشت به سرچشمه هاي بومي به جاي تقليد از غرب است.

 
كليد واژه: بن مايه، روايت اسطوره اي، نقد اسطوره اي، رمان فارسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:42 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1389; -(18):1-19.
 
سير تطور واژه «ادب» «با تاکيد بر سه قرن اول هجري»
 
آذر اسماعيل*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، واحد علوم و تحقيقات، دانشگاه آزاد اسلامي
 
 

«ادب» در عرف عرب جاهلي عادات و رسوم نيکو به شمار مي رفته که چنين تفکري از ميراث گذشته به يادگار مانده است. از آنجايي که تعليم و تربيت داراي اهميت بوده لذا کلمه ادب براي جامع معارف (به غير معارف ديني) مورد استفاده قرار مي گرفته ولي لفظ تاديب و تعليم مترادف يکديگر به کار مي رفته است. پس از اسلام معني ادب با همان مفاهيم قبلي متداول بوده است. آميزش عربها با اقوام ديگر خاصه در سه قرن اول هجري سبب مي شود تا حوزه معني ادب گسترش يافته و بر انواع علوم و فنون از جمله صنايع، ورزش ها و پيشه ها اطلاق گردد. نيز در سه قرن اول هجري «ادب» در معناي نکته هاي ظريف، بديع، لطيفه ها، نادره ها بکار مي رفته و کسي را که با موارد ياد شده آشنا بوده، اديب مي خواندند. در اواخر قرن سوم به تدريج ادب در معني لغت، مصطلح مي شود. در قرن پنجم و ششم اين واژه براي مفاهيم صرف و نحو و بيان متداول مي گردد. مفهوم دگرگوني هاي واژه ادب در طي قرون متمادي با سرگذشت اجتماعي اقوام همراه بوده است. در زبان فارسي هم بر اساس متون نظم و نثر اين واژه در معاني نزاکت، رفتار پسنديده و نيکو و نيز در معني «علم ادب» از جمله صرف، نحو، لغت و ... مورد توجه قرار گرفت.

 
كليد واژه: ادب، تاديب، علم ادب، اديب، تعليم، تعلم
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:42 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1389; -(18):12-36.
 
منابع ناآشناي کشف المحجوب هجويري
 
زمردي حميرا*,منصوب بصيري ايمان
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشکده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه تهران
 
 

کشف المحجوب هجويري يکي از قديم ترين و عمده ترين منابع عرفاني ادب پارسي است، از اين رو مي تواند در جستجوي مآخذي که در ايجاد عرفان ايراني- اسلامي نقش داشته اند، موثر باشد. مآخذي که مولف گاه بدون آنکه از نام و نشان اصلي آنها آگاه باشد استفاده کرده است، يعني کتبي که در نهضت ترجمه از زبان هاي گوناگون به ويژه يوناني به تازي در آمده اند و بعضا نام صحيح اثر و مولف در نزد نويسندگان اسلامي ناشناخته بوده است. زيرا مطابق رسم قدما ايشان کمتر به ذکر نام منبع قول خود مي پرداخته و اقوال منقول را به صورت عام در مطاوي گفتار خويش مندرج مي ساخته اند و همين امر موجب شده که مولف را صاحب قول بدانند. در اين مقاله سعي بر آن است که علاوه بر ذکر منابع برخي عبارات، از آبشخور هاي مشترکي که در شکل گيري عرفان اسلامي و مسيحي تاثيرگذار بوده اند، سخن به ميان آيد و تاثير آن ها در کشف المحجوب بررسي شود. بديهي است که در اين طريق، توارد و تداعي معاني در ايجاد افکار مشترک موثر است و نمي توان هر شباهتي را قطعا حاکي از برداشت و اقتباس دانست.

 
كليد واژه: کشف المحجوب، امثال و حکم، فلسفه يونان، فلسفه نو افلاطوني، فرهنگ مسيحي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:42 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1389; -(18):63-92.
 
سيماي حسنک وزير در متون ادبي و تاريخي دوره غزنوي
 
شفق اسماعيل*,جهان رمضان سميرا
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه بوعلي سينا
 
 

حسنک وزير، فرد شناخته شده اي در تاريخ و فرهنگ ايران است و در نظم و نثر دوره غزنوي اشاراتي از شعرا و نويسندگان درباره او وجود دارد. وي شخصيتي چند بعدي داشت و از لحاظ سياسي، اجتماعي و فرهنگي فرد شاخصي محسوب مي شد و منشا خدمات بسياري براي مردم بود. دراين مقاله ابعاد مختلف زندگي اجتماعي- سياسي وي را بررسي مي کنيم. وزارت حسنک، در دوره محمود غزنوي که بزرگترين حامي وي بود، دست بسياري از قدرت طلبان و سودجويان را از امور مملکت کوتاه کرد. او عاقبت با سعايت دشمنان درباري و با درخواست مستقيم خليفه عباسي، به جرم قرمطي بودن اعدام شد. حسنک فردي ميهن پرست بود و در زمان غزنويان و تسلط ترکان بر ايران درحفظ فرهنگ ايراني و هويت ملي و به نوعي شعوبي گري در ايران تلاش مي کرد. در دفاع از همين هويت و به دنبال آن ملاقات با خليفه فاطمي بود که به وي تهمت قرمطي زدند و بايد اذعان کرد که وي تمايلاتي به اين مذهب داشت زيرا که يکي از اهدافش، برقراري عدالت بود.

 
كليد واژه: تاريخ ادبيات، عصر غزنوي، شاعران عصر غزنوي، حسنک وزير
 
 

 نسخه قابل چا

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:43 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1389; -(18):93-111.
 
تحليل رباعيات مولوي از منظر داستاني
 
زارع نديكي يعقوب*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد شهربابک
 
 

استفاده از عناصر و روايت داستاني در قالب هاي کوتاه شعري چون رباعي، بسيار مشکل است اما از ميان دو هزار رباعي منسوب به مولانا، دويست رباعي (10%) داراي طرح داستاني است. به نظر مي رسد دليل اصلي استفاده از طرح داستاني، تلاش براي نزديکتر کردن مفاهيم غامض عرفاني به ذهن مخاطب خاص يا عام است. تحليل داستاني رباعيات، مي تواند کمکي موثر در کشف اسرار و مشکلات اين اشعار کند و باعث توجه بيشتر به اين بخش از اشعار مولانا شود که کمتر مورد تحليل و بررسي قرار گرفته است.
شاعر در مقام شخصيت منفي اين رباعيات، سعي مي کند واقعه ديدار با يار را که از ديدگاه عرفاني غير قابل بيان است، به قيدگفتار و گزارش درآورد. به همين دليل از زاويه ديد اول شخص مفرد در اغلب اين رباعيات استفاده شده است و اين رباعيات مرز ميان شعر و حکايت سنتي هستند. تحليل اين رباعيات به دليل فضاي سورئاليستي حاکم بر آنها، بسيار مشکل است و در اين تحقيق عناصر داستاني چون زاويه ديد، طرح، گفتگو، شخصيت پردازي و فضا به صورت جداگانه، تحليل و بررسي مي شود.

 
كليد واژه: عرفان، مولانا، رباعيات، تحليل داستاني، عناصر داستان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:43 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1389; -(18):113-141.
 
کارکردهاي زيبايي شناسي پيش آيي فعل در غزل سعدي
 
جبري سوسن*,فياض منش پرند
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه رازي
 
 

ساختارهاي نحوي به نوعي منعکس کننده ادراک و دريافت ما از واقعيت هاي بيروني و دروني و بيان کننده مجموعه روابطي هستند که ذهن در قالب زبان، ميان پديده ها ايجاد مي کند. شکل گيري ساختارهاي نحوي بر اساس نظام انديشه و تفکر ما و کاملا غريزي و ناآگاه است؛ اما شاعر تا حدودي آگاهانه با استفاده از الگوهاي نحوي، انديشه و عاطفه خود را زيباتر و رساتر بيان مي کند. يکي از اين الگوها آن است که فعل بر برخي ارکان جمله پيشي مي گيرد. موضوع مقاله حاضر بررسي کارکردهاي اين نوع ساخت نحوي در غزل سعدي است. نقد و تحليل متن شاهکارها از اين بعد، مي تواند زمينه ساز خلاقيت هاي ادبي شود.
کارکردهاي اين گونه از آشنايي زدايي نحوي عبارت است از: کارکردهاي ساختاري چون خلق موسيقي قوي تر، حفظ حس کوتاهي جمله، گسترش پذيري، استقلال رکن در عين داشتن پيوند هاي نحوي و تکميل معنا و انسجام ساختاري و کارکردهاي معنايي چون افزايش معنا؛ تاکيد، بزرگ نمايي و کوچک نمايي، بيان کليت و تعميم معنا، بيان کلي زمان و مکان، خلق ايجاز، توان تفسيرپذيري، تعليق و انتظار، برجستگي توصيفات، حرکت و پويايي، انگيزش عاطفي، خيال انگيزي، ايجاد لذت و انسجام معنايي. بنابراين پيش آيي فعل، يکي از اسرار زيبايي غزل سعدي است که در کنار ديگر شگردهاي زباني به شيوه اي حيرت انگيز، خواننده را در انديشه و عاطفه شاعر سهيم مي گرداند.

 
كليد واژه: نقد، کارکردهاي زيبايي شناسي، ساختار نحوي، پيش آيي فعل، غزل سعدي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:43 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1389; -(18):37-61.
 
بررسي ساختاري نبرد خويشاوندي در منظومه هاي «رستم و سهراب»، «برزونامه» و «جهانگيرنامه»
 
خاتمي احمد*,جهانشاهي افشار علي
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه شهيد بهشتي
 
 

با وجود تعدد آثار و منظومه هاي حماسي- پهلواني در ادب فارسي، نکته قابل توجه اين است که عناصر معدودي شکل دهنده اين آثار مي باشند. البته اين موضوع نکته تازه اي نيست و ساختارگراياني چون استروس، فريزر، پراپ و ديگران نشان داده اند که در آثار مختلف، عناصر معدود و مشترکي وجود دارد.
در اين مقاله، نبرد خويشاوندي در سه منظومه «رستم و سهراب»، «برزونامه» و «جهانگيرنامه» با رويکرد ساختاري مورد بررسي قرار گرفت و عناصر ثابت و مشترک آنها تعيين گرديد که عبارتند از: رفتن اتفاقي پهلوان به ديار بيگانه، ملاقات اتفاقي با دختري در سرزمين بيگانه، ازدواج برون مرزي، رفتن پهلوان و ترک همسر، دادن نشاني به همسر، تولد نوزاد خارق العاده، روانه شدن فرزند به سرزمين پدر، همراهي دشمن، نيرنگ، شکست طلايه سپاه پدر توسط فرزند، فراخوانده شدن پدر توسط پادشاه جهت مقابله با فرزند، نام پرسي، نبردهاي سه گانه، معرفي فرزند به پدر.

 
كليد واژه: ساختگرايي، نبرد خويشاوندي، رستم و سهراب، برزونامه، جهانگيرنامه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:44 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 9 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1389; -(18):171-202.
 
تحليل تعاريف نقيضه
 
صدريان محمدرضا*
 
* گروه زبان و ادبيات انگليسي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد اسلامشهر
 
 

نقضيه و نقيضه گويي از ديرباز در ادبيات کهن فارسي به دو صورت جد و هزل وجود داشته است. نقيضه گويي در ادب فارسي به نظم محدود نبوده و در نثر هم استفاده مي شده است. در ادبيات انگليسي نزديک ترين واژه به نقيضه، پارودي مي باشد. پارودي در ادبيات اروپا‍‍‍ به شکل هاي مختلف استفاده شده ولي تعاريف متفاوت معاصر آن، بيانگر نبود تعريفي مورد قبول همگان از اين نوع ادبي است. با تاکيد بر نظريه گفتگويي باختين و با توجه به ديدگاه هاي ژنت و بارت، اين مقاله تعريفي ديگر از پارودي در ادبيات انگليس ارايه مي کند که مي تواند مثال هاي بيشتري از استفاده آن را در بر بگيرد. بر اين اساس مي توان پارودي را چنين تعريف کرد: پارودي تقليد يا تغيير شکل عامدانه محصولي فرهنگي- اجتماعي (شامل انواع متون ادبي و غير ادبي و گفتار در معناي بسيار گسترده باختيني آن) است که با ديدگاهي دست کم سرگرم کننده، نه لزوما تمسخرآميز، موضوع اصلي خود را باز آفريني مي کند.

 
كليد واژه: نقيضه، نقد گفتگويي، باختين، ساختارگرايي، پساختارگرايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:44 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1389; -(17):0-0.
 
به مناسبت هزاره سرايش شاهنامه (بخش اول) (سخن سردبير)
 
قبادي حسين علي*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

چرا پس از هزار سال، شاهنامه همچنان درخشنده تر مي شود؟
پاسخ به اين پرسش بنيادين دشوار است، اما به قد وسع به آن حدود پيدا مي كنيم
:
فردوسي شاهنامه را با ستايش خرد آغاز مي کند. پس از آن به بيان کيفيت آفرينش و کائنات و در ادامه به تبيين فلسفه ارسال پيامبر مي پردازد. بررسي سير تاريخي مطالبي که فردوسي در اثر خود آورده از ابتدا تا روزگار تشکيل ملت، مليت و حکومت؛ بيانگر آن است که اين شاعر بزرگ به قصد تبيين ساز و کار جهان، شاهنامه را سروده تا بتواند از طريق حماسه با بهترين روش، رويارويي انديشه ها و عملکردها را در سير طبيعي خود نشان دهد؛ ملت ها در شاهنامه ابتدا از يک آبشخور و خاستگاه برخوردارند اما ديري نمي پايد که به اقوام گوناگون تقسيم مي شوند و تکثرها و تنوع ها را در تمام صحنه ها به نمايش مي گذارند؛ از اين روي مي توان گفت: شاهنامه آيينه تکثر، تنوع، اختلافات و تفاوت ها در همه ابعاد ديني، فرهنگي و اجتماعي است
.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:44 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1389; -(17):1-29.
 
واکاوي جنبه هاي دراماتيک داستان رستم و سهراب شاهنامه بر پايه درام شناسي ارسطو
 
نصراصفهاني محمدرضا*,هاشمي سيدمرتضي,حاتمي داوود
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه اصفهان
 
 

 

 

از ميان داستان هاي دوره هاي سه گانه اساطيري، پهلواني و تاريخي شاهنامه فردوسي، داستان هاي دوره پهلواني زمينه هايي استوارتر و جذاب تر براي پژوهش دارند. جدا شدن کارکرد پهلواني از خويشکاري شخص اسطوره- شاه- پهلوان در داستان هاي اين دوره و تجلي آن در خويشکاري شخص جداگانه اي به نام پهلوان، با کنش ها و احساس هايي به طور فزاينده از نوع رفتارها و عواطف انسان معمولي از يک سو، و گرايش فردوسي به کاوش و گُزارد انگيزه هاي دروني پهلوانان در برابر رويدادهاي حماسي از سوي ديگر، بعد شخصيت (قهرمان) پردازي را ژرف تر کرده و ساختار را از سطح روايت حماسي صرف به سطح ساختار درامي و تجسم عملي تحول بخشيده که جلوه آن در برخي از داستان هاي پهلواني بارزتر است. بررسي جنبه هاي دراماتيک داستان هاي پهلواني، افزوده بر شناسايي قابليت هاي نمايش، به تشخيص روشمندانه و درست تر هويت نوعي آنها نيز کمک بسياري مي کند.
مقاله حاضر، با گزينش يکي از معروف ترين داستان هاي پهلواني شاهنامه، داستان رستم و سهراب و با تاکيد مقدماتي بر اصالت روايت ايراني آن در قياس با روايت هاي غيرايراني و همچنين درنگي بر نام نوعي، به واکاوي جنبه هاي دراماتيک آن بر پايه پوئتيکاي ارسطو، به منزله کهن ترين و در عين حال معتبرترين رساله در شناخت ساز وکار درام در آثار منظوم و غيرمنظورم کلاسيک، مي پردازد و نتايج کار خود را برمي شمارد
.
 
كليد واژه: شاهنامه فردوسي، داستان هاي پهلواني شاهنامه، داستان رستم و سهراب، هنر شاعري، فن شعر، پوئتيکاي ارسطو، جنبه هاي دراماتيک
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:44 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1389; -(17):49-67.
 
هنجارگريزي در خمسه نظامي
 
نوروزي زينب*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه بيرجند
 
 

 

 

 

نظامي گنجوي، در شعر زباني پيچيده و استعاري دارد. او با واژگان بسيار بازي مي کند و براي تاثيرگذاري عاطفي، بر مخاطب مي کوشد. اين نوشته، پژوهشي درباره زبان شعري او بر اساس نظريه هاي فرماليستي با هنجارگريزي است. مهم ترين وجه هنجارگريزي، دوري از تکرار لفظ و معناي عادي است، آن چيزي که شاعر هميشه در پي آن بود. ما با بررسي عناصر اين بافت مي توانيم ترفندهاي هنري و شاعرانه وي را در خلق آثار ادبي کشف کنيم. نظامي، با عدول از زبان معيار و آشنايي زدايي، به خلق اين زبان پرداخته است. البته، هنجارگريزي بايد بر اساس زبان هنجار و زمان کاربرد آن بررسي شود. در ساختار شعر وي، هنجارگريزي هاي موسيقايي، واژگاني، دستوري و معنايي نقشي اساسي دارند.
 
كليد واژه: خمسه نظامي، نقد ادبي، فرماليسم، هنجارگريزي، آشنايي زدايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:45 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1389; -(18):143-170.
 
مقايسه تحليلي دو حکايت آناهيد و شاهزاده کرماني در ادبيات ارمني و فارسي
 
نصراصفهاني محمدرضا*,مظاهري جمشيد,ماناسريان آرمان
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه اصفهان
 
 

ايرانيان و ارامنه ملت هايي با ميراث فولکلوريک غني و پرباري هستند که يادگار تاريخ پرفراز و نشيب اين دو ملت است. هدف اين نوشتار، معرفي ويژگي هاي محتوايي و ساختاري حکايات «آناهيد» و «شاهزاده کرماني» و بررسي مشابهت هاي آنهاست. مقايسه اين دو حکايت نشان مي دهد که انگيزه هاي مشترک اين دو ملت، عامل اصلي شکل گيري و تکامل اين حکايات بوده است. البته گاه ممکن است خاستگاه اين حکايات يکي از دو جامعه ايراني و ارمني باشد و جامعه ديگر آن را به عاريت گرفته باشد.
روش تحقيق در اين پژوهش، توصيفي تحليلي و با اتکا بر متون ادبي مورد نظر بوده است. منبع اصلي اين پژوهش در مقايسه و تحليل حکايت شاهزاده کرماني نسخه اي است خطي موسوم به «جامع الحکايات» که احتمالا مربوط به اواخر قرن 10 و اوايل قرن 11 هجري و منبع حکايت آناهيد، کتاب معروف «حکايت هاي ملي ارمني» قازارس آقايان شاعر، نويسنده و فولکلور شناس معروف ارمني است. اين پژوهش به بررسي ويژگي هاي فولکلوريک، محتوايي و ساختاري حکايت ها مي پردازد و اساس کار نظريه فولکلور شناس معروف روسي ولاديمير پراپ در کتاب «نظريه و تاريخ فولکلور» است.

 
كليد واژه: ادبيات ارمني، ادبيات فارسي، آناهيد، شاهزاده کرماني، فولکلور
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:45 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1389; -(17):69-86.
 
نظريه شعور و جاودانگي هستي در انديشه عرفاني مولوي
 
نوين حسين*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه محقق اردبيلي
 
 

 

 

 

مولوي بر اساس دريافت هاي شهودي خود و با تاسي از آيات قرآني و دانش ديني خود، کليه ذرات عالم را با شعور، زنده و فع‍ال مي شمارد که در يک هماهنگي کامل و ذاتي، با شعور حاکم بر هستي در ارتباط است. اين ارتباط زماني کامل مي شود که اجزا هستي؛ از جمله انسان، از بعد مادي خود دور شده، بر بعد معنوي و روحي خود بيفزايد. اين همان قانون آنتروپي (کهولت مادي) و نگانتروپي (افزايش حيات معنوي) در فيزيک است. مولوي مانند انيشتين به دو نوع نور حسي و تقديري معتقد است و مرگ انسان را نيز تبدل بعد مادي به نور تقديري و جاودانگي برمي شمارد. در نظر مولوي بهره مندي انسان از نور تقديري و ازلي و ارتباط با کليت حاکم بر جهان هستي و دست يابي به جاودانگي نوراني، در سايه کسب قابليت حسي يا شعور باطني و شهود ميسر است.
 
كليد واژه: آنتروپي، النهايه، جاودانگي، شهود، عرفان مولوي، نگانتروپي، هستي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:45 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

6 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1389; -(17):87-112.
 
نقد رويکردهاى پژوهشى پيشينه نمايش ايراني تعزيه
 
شيخ مهدي علي*,مختابادامرئي سيدمصطفي
 
* گروه انيميشن و سينما، دانشگاه تربيت مدرس
 
 

 

 

مقاله حاضر در پى تبيين اين مساله است که هرگونه بررسى ريشه اى نمايش تعزيه به ناگزير به جست وجوى پيشينه شناسى نمايش در ايران منجر مى شود. از اين رو، آنچه را که پژوهشگران فرنگى و ايرانى در اين زمينه انجام داده اند، اين مقاله با استفاده از شيوه کتابخانه اى و مراجعه به سناد و با روش تاريخى-  توصيفى به بررسى و نقد ديدگاه ها، کتاب ها و مقالات پژوهشگران رويکردهاى هشت گانه مذکور پرداخته است. در پايان، اين مقاله به اين نتيجه رسيده است که پاى بندى پژوهشگران رويکردهاي مذکور براى يافتن خاستگاهى واحد براى نمايش ايرانى تعزيه باعث گرديده است که آنان از گستردگي ارتباط نمايش با ساير منابع خاستگاهي غفلت بورزند و از اين رو افق هاي ناگشوده نمايش در ايران همچنان کشف نشده باقي بماند.
 
كليد واژه: شرق شناسي، نمايش ديني، تعزيه، ادبيات نمايشي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:45 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1389; -(17):113-149.
 
تحليل زباني اشعار فرخي يزدي بر اساس نظريه زيبايي شناسي انتقادي (با تکيه بر غزل و چند رباعي)
 
حسن پورآلاشتي حسين*,عباسي رضا
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه مازندران
 
 

 

 

عنوان مکتب فرانکفورت غالبا به ميراث فکري و نظري گروهي از روشنفکران برجسته آلماني و نظريه اجتماعي خاص آنان اطلاق مي گردد که نظريه زيبايي شناسي انتقادي (critical aesthetic theory) از دل آن بيرون مي آيد. اين نظريه بر خلاف برخي مکاتب نقد ادبي به ويژه نقد جامعه شناختي که از اصالت آثار ادبي و خالق آن اثر مي کاهند و آثار ادبي را يکسره محصول عوامل بيروني تلقي مي کنند، مي کوشد به آثار ادبي نقشي مستقل تر ببخشد. انديشمندان نظريه انتقادي براي هنر و به ويژه ادبيات، ملاک هايي برشمردند تا بر اساس بينش انتقادي خود، اصالت يک اثر ادبي را مورد نقد قرار دهند. در اين نوشتار ابتدا مفاهيم اصلي در زيبايي شناسي انتقادي؛ چون انتقاد در هنر يا اثرادبي(critical of art)، منش ايدئولوژيکي- قوه سياسي- هنر (Ideological nature of art)، هنر انقلابي  (revolutionari art) و خودمختاري در هنر (Autonomy of art)، مورد بررسي قرار گرفته است و با بررسي ديوان فرخي دانسته شد که شاعر در حوزه زبان از رهگذر ترکيبات خاص، زبان حماسي، ايجاد تحول معنايي در تعبيرات رايج در غزل، کاربرد لغات فرنگي و اصطلاحات عاميانه نگرش انتقادي خاص خويش را ارايه کرده است.
 
كليد واژه: نظريه زيبايي شناسي انتقادي، غزل فرخي يزدي، بازسازي زبان، برجسته سازي، تحول معنايي واژگان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:46 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها