بروز و ظهور اساطير در رمان هاي فارسي کوششي است جريان ساز که رمان نويسان براي دستيابي به دو انگيزه اساسي: يکي ارائه تفسيري موافق با دريافت خويش از اوضاع دنياي پيرامون خويش و ديگري بازتاب ارزش هاي زيباشناسانه و پرجذبه، از خود نشان داده اند.
پژوهش حاضر، با روش توصيفي تحليلي و مرور بر اسناد ادبي معاصر، در پي تحليل چگونگي و سير انعکاس، دلايل بازسازي و بازپردازي مضامين و روايت هاي اسطوره اي ملي و مذهبي در حوزه رمان هاي فارسي است. بنابر نتايج اين پژوهش، بيشترين رويکرد رمان نويسان به بازسازي و بازآفريني اسطوره ها به دهه هاي چهل و پنجاه برمي گردد، يکي از دلايل اصلي ظهور اين رويکرد، شکست نهضت مردمي ملي شدن صنعت نفت در اثر کودتاي 28 مرداد است. اما پس از انقلاب اسلامي، بيشترين بازآفريني اسطوره ها در رمان، دهه هاي هفتاد و هشتاد ديده مي شود که به دلايلي عمدتا متفاوت از دلايل پيش از انقلاب چون پيروي گسترده نويسندگان از جريان هاي مدرنيستي و پسامدرنيسم، تمايل زيباشناختي، تقويت و احياي جنبه هاي ملي، بازگشت به سرچشمه هاي بومي به جاي تقليد از غرب است.