0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1390; -(20):163-181.
 
بازنمايي جامعه پيش و پس از انقلاب با تکيه بر دو رمان رازهاي سرزمين من و آزاده خانم و نويسنده ‌اش اثر رضا براهني
 
آزادارمكي تقي*,زماني سبزي شهرام
 
* گروه جامعه شناسي، دانشگاه تهران
 
 

سازوکار انديشه اجتماعي در ادبيات براهني اساس تحقيق حاضر است. بدين منظور تصوير جامعه ايران در دو دوره قبل و بعد از انقلاب اسلامي در ادبيات داستاني رضا براهني بر اساس ساختگرايي تکويني لوسين گلدمن مورد بررسي قرار گرفت. از ميان آثار براهني دو رمان رازهاي سرزمين من و آزاده خانم و نويسنده ‌اش (آشويتس خصوصي دکتر شريفي) انتخاب گرديد و به مفهوم‌ شناسي و مقوله ‌بندي اين مفاهيم پرداخته شد. اين مطالعه با تاسي از پارسنز در چهار حوزه فرهنگ، اجتماع، سياست و اقتصاد انجام گرفت و مشخص گرديد سازوکار انديشه اجتماعي در ادبيات براهني رويکرد فرهنگي‌ - سياسي است. به‌ عبارتي رمان ‌هاي وي سياسي هستند، ليکن از طريق فرهنگ دستيابي مي شوند.

 
كليد واژه: جامعه ‌شناسي ادبيات، ساختارگرايي تکويني، رازهاي سرزمين من، آزاده خانم و نويسنده ‌اش، رضا براهني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:38 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 9 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1390; -(20):183-205.
 
تحليل نشانه‌ - معناشناختي رمان ‌هاي سياسي فارسي از 1351‌ - 1380
 
گرجي مصطفي*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه پيام نور
 
 

يکي از جريان‌ هاي داستان‌ نويسي معاصر، ادبيات داستاني سياسي است که عنوان‌ هاي اين دسته از آثار به نسبت ساير جريان‌ هاي داستان ‌نويسي و با توجه به درونمايه آن، قابل تامل است. بر اين اساس بررسي و تحليل اين جريان با تاکيد بر نام ‌هاي آن -‌ به ‌عنوان يک واحد معنادار و مستقل ‌- گونه‌ اي از گونه ‌هاي نقد داستان است که عمدتا به انگيزه کشف جريان فکري حاکم بر متن انجام مي‌ شود. در اين مقاله نويسنده حدود صد عنوان از نوع ادبيات داستاني سياسي را با توجه به مآخذ معتبر، شناسايي و با روش نشانه‌ - معناشناختي (البته در معناي عام آن) بررسي و تحليل کرده است. ترتيب تاريخي انتخاب به اين گونه بوده است که دهه اول (1351‌ - 1360) بيست و دو داستان؛ دهه دوم (1361‌ - 1370) سي و سه داستان و دهه سوم (1371‌ - 1380) چهل و شش داستان انتخاب شده است. بررسي زباني اين آثار نشان مي ‌دهد که عنوان ‌هاي بسيط نه درصد و عنوان‌ هاي ترکيبي دو و سه جزيي هشتاد و شش درصد کل عنوان ‌ها را دربر مي‌ گيرد. دلايل و عوامل اين امر؛ علاوه بر تامل نويسندگان در تحريض خواننده، در بنياد اين نوع ادبي نهفته است که ايهام و ابهام را مي‌ طلبد. نگاه معرفت ‌شناسانه به اين مجموعه ‌ها نشان داد که حدود سي درصد اين نام ‌ها با مفاهيمي ‌همچون درد و رنج انسان درآميخته است که بيشترينه اين تعداد مربوط به دهه دوم با چهل و پنج درصد است. نکته ديگر قابل تامل در تحليل نشانه‌ - معناشناسي اين عنوان ‌ها، توجه به نوعي تقابل در انتخاب عنوان داستان ‌ها، عنوان ‌هاي دال بر ايستايي در يک مقطع و پويايي در مقطع ديگر و دال بر رهايي در يک مقطع و بستگي و اسارت انسان در مقطع ديگر است.

 
كليد واژه: ادبيات داستاني،‌ ادبيات انقلاب اسلامي‌، رمان سياسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:39 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 10 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1390; -(20):207-227.
 
تبيين مولفه‏ هاي هويت سنتي و مدرن زن در شعر پروين اعتصامي
 
صادقي گيوي مريم*,پرهيزكاري بهاره
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه آزاد، واحد تهران مركز
 
 

پروين شاعر بيان خواست ‎ها، نارسايي ‌ها، کمبودها و ناديده انگاري ‎هاي مردمان عصر خويش درباره زنان است. او بسيار کوشيده است تا با درک و دريافت شرايط موجود، با نگاهي دقيق و واقع ‌گرايانه ديدگاه ‌هاي نادرست و رايج در جامعه ايران را ارزيابي کرده و ريشه اين همه مصائب و مشکلات را که خود زنان نيز بوده ‌اند، يافته و در بيان چاره انديشي ‌ها پيشگامانه باشد.
در اين مقاله ديدگاه‌ هاي پروين در مورد زن در دو بعد سنتي و مدرن مورد بررسي قرار گرفته است. در بعد سنتي به ويژگي ‌هاي يک زن به ‌عنوان مادر و همسر که شامل پايداري، مهرباني و شفقت و عفت و پاکدامني است، پرداخته شده است و به موازات آن در بررسي هويت مدرن، اين مساله در اشعار پروين تبيين شده است که زن با کسب علم‌ و ‌دانش و داشتن اصالت فکر و انديشه، در ايفاي همان نقش ‏ها مي ‌تواند موثرتر باشد، به طوري که رابطه او با همسرش مبتني بر تعامل و همکاري است، نه فرمانبرداري و همچنين فرزنداني را پرورش مي ‏دهد که مي ‏توانند در جامعه منشا خدمات بزرگ باشند
.

 
كليد واژه: شعر معاصر، انقلاب مشروطه، زن، هويت سنتي، هويت مدرن، پروين اعتصامي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:39 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1390; -(20):137-162.
 
تحليل رويکردهاي انتقادي روشنگران ايراني به شعر کلاسيک
 
چراغي رضا*,رضي احمد,نيكويي عليرضا
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه گيلان
 
 

در نود سال اخير، تکرار انتقاد از شعر کهن فارسي در حوزه هاي مختلف فکري، فرهنگي، ادبي و ...، به اين انتقادها وجهي گفتماني داده است؛ به گونه اي که به‌ عنوان مثال در بررسي آراي شاعران نوگرايي چون نيما يوشيج و احمد شاملو، با «گفتمان انتقاد از شعر کهن» مواجهيم.
گفتمان، مجموعه اي از گزاره هاست که در يک بازه زماني، به طور منسجم درباره موضوعي خاص بيان مي شوند و زبان را در آن زمينه تجهيز مي کنند. در تبارشناسي که مهمترين رويکرد روش شناختي ميشل فوکو در تحليل گفتمان است، با بازگشت به سرچشمه هاي شکل گيري و طبيعي سازي گفتمان، بسياري از رويکردها و گزاره ها، ساخت شکني، تحليل و آسيب شناسي مي شوند. مقاله حاضر نيز بر آن است که با بررسي، طبقه بندي، تحليل انتقادي و آسيب شناسي رويکردهاي انتقادي پنج تن از معروف ترين روشنگران ايراني در قرن سيزدهم هجري (نوزدهم ميلادي)، زمينه هاي شکل گيري و طبيعي سازي بسياري از انتقادها به شعر کهن فارسي را نشان دهد. در اين مقاله از روش توصيفي -‌ تحليلي با رويکرد انتقادي استفاده شده است
.
بر اساس يافته هاي اين پژوهش، روشنگران ايراني با معيار اثبات گرايي علمي، تقليل ادبيات به کارکرد سياسي -‌ اجتماعي، علمي و مادي، نگاه اثباتي به زبان و توجه به رسانگي زبان ادبي براي اطلاع رساني، آموزش و تبليغ، تعميم معيارهاي علوم تجربي و زيست شناختي به عناصر ادبي و ... به نقد شعر کهن فارسي پرداختند و انتقادهاي خود را در چهارچوب مفاهيمي چون برجسته نمايي، حاشيه راني، تقابل، کلشيه سازي، سوء تشخيص و ... طبيعي سازي کردند
.

 
كليد واژه: روشنگران ايراني، گفتمان، آسيب ‌شناسي، نقد ادبي، تحليل رويکرد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:39 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1389; -(19):23-38.
 
نقدي بر بررسي و طبقه بندي اوزان شعر سنتي در چارچوب واج شناختي وزني
 
علوي فاطمه*,حق شناس علي محمد,آقاگل زاده فردوس,كردزعفرانلوكامبوزيا عاليه
 
* گروه زبان شناسي، دانشگاه پيام ‌نور بوشهر
 
 

هدف مقاله حاضر بررسي اوزاني است که هم در شعر عربي و هم در شعر فارسي به کار مي رود. در اين راستا نظريه گلستون و رياد (1998) درباره اوزان شعر سنتي که منطبق بر نظريه خليل بن احمد، «عالم نحو و واضع علم عروض» است، مورد بحث و نقد قرار مي گيرد. نظريه گلستون و رياد يکي از نظريه هاي تاثيرگذار در شرح و طبقه بندي علمي نظريه الخليل است که در چارچوب وزن شناسي نوايي نوشته شده است. اين نظريه در اصل بر اساس اوزان شعر عربي است، اما به روشني مي توان آن را به اوزان شعر فارسي اعمال کرد. واحدهاي شعر در اين نظريه عبارتند از: هجا، پايه، مترون، و مصراع که مشخصه بارز آنها دو عضوي بودن است. در اين تحقيق ابتدا تمامي ابعاد اين نظريه طرح مي شود و مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد. پس از آن به بررسي الزامات نظري اين چارچوب براي بررسي وزن شعر فارسي و کفايت يا عدم کفايت آن در اين حوزه مي پردازيم. نتايج تحقيق حاضر نشان مي دهد که درک و دريافت متفاوت فارسي زبانان و عرب زبانان از شعر فارسي و عربي مبناي واج شناختي دارد.

 
كليد واژه: وزن شناسي نوايي، پايه، مترون، مورا، جايگاه وزني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:40 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1389; -(19):1-21.
 
جايگاه شعر نزد افلاطون و ارسطو
 
علامي ذوالفقار*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه الزهرا (س)
 
 

يکي از مباحث مورد توجه و حائز اهميت در تاريخ نقد ادبي در يونان باستان، موضوع حملات افلاطون به شعر و در مقابل دفاعيات ارسطو از آن است. با اينکه نظريات آنها بر فرضيات مشترک استوار بود و هر دو هنر را صورتي از تقليد مي دانستند، اما درباره ارزش شعر و هنر و مفهوم تقليد، هم داستان نبودند. از سوي ديگر برخورداري اين دو فيلسوف از دستگاه فلسفي خاص و از نبوغ و عظمتي که قرن هاي متمادي بر حکمت، فلسفه و نقد ادبي سايه گستر و تاثيرگذار بوده، سبب شده است تا افکار و انديشه هاي آنان همچنان جاي تامل و بررسي داشته باشد. از اين رو در اين مقاله مباني فکري و نظام انديشگي آنان در اين رد و قبول و حمله و دفاع، بررسي و اختلاف آرا آنها تبيين شده و سپس تفاوت ديدگاه اين دو درباره شعر مورد ارزيابي و سنجش قرار گرفته است.

 
كليد واژه: شعر و هنر، تقليد، حملات افلاطون، دفاعيات ارسطو
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:40 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1389; -(19):39-66.
 
تحليل ساختاري نقد
 
علي پور صديقه (پوران)*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه شهيد باهنر كرمان، گروه پژوهشي اديان، پژوهشكده فرهنگ اسلا
 
 

نقد امري انتزاعي است که از واکنش ذهني خواننده نشئت گرفته و موجب تحليل متني مي شود، هرچند برخي از متفکران، آن را تنها تعيين کننده ارزش آثار به شمار مي آورند. در نقد، اساسا با دو رويکرد (ارزياب و تحليل گر) مواجه هستيم که ما را به دو پديده خوانش و تاويل برمبناي قاعده در زماني (مولف مدار و تاريخ مدار) و قاعده هم زماني (متافيزيک متن و واکنش خواننده) درگير مي سازد و خواننده منتقد، متن را با تمامي بافت پيچيده ساختاري اش، به کمک عناصر پنهان و آشکار برون متني و درون متني، نقد مي کند. اين مقاله با قبول باور فوق، ابتدا نظريات و ضدنظريات موجود را درباره نقد بررسي کرده، سپس ضمن ترسيم دياگرام نقد، به تفسير آن به عنوان يک شبکه هوشمند ارتباطي، از منتقد به متن و جهان متنيت مي پردازد.

 
كليد واژه: نقد، انواع نقد، منتقد، عوامل درون متني، عوامل برون متني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:40 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 11 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1390; -(20):229-250.
 
تحليل تعامل سه شاعر زن معاصر با نمونه ‌اي از سنت فرهنگي رايج ايراني
 
زرقاني سيدمهدي*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

مساله اصلي در اين جستار، طرز برخورد سه شاعر معاصر با سنت فرهنگي مردانه است. در ابتدا تفاوت ذهنيت شاعران کلاسيک با شاعران عصر مشروطه نسبت به فرهنگ مردانه مرور خواهد شد. سپس موضوع را در شعر پروين اعتصامي، سيمين بهبهاني و فروغ فرخزاد به‌ عنوان نماينده سه طرز برخورد شاعران معاصر با سنت مذکور بررسي خواهيم کرد. دليل انتخاب اين سه شاعر آن است که مسير تحول پديده فرهنگي مذکور را در شعر معاصر مي ‌توان در سروده ‌هاي آنها پيگيري کرد. پروين اعتصامي نماينده شاعراني است که هر چند رويکرد اعتراضي را در پيش گرفته ‌اند اما هرگز موفق نشده ‌اند از حصار پولادين سنت قدمي فراتر نهند، طرز برخورد آنها را به طور قراردادي «معترضانه» مي ‌ناميم. بهبهاني نماينده آن دسته از شاعران است که از نگرش سنتي فاصله گرفته و رويکرد «اصلاح‌ طلبانه» را در پيش گرفته ‌اند. پس از اينها نوبت به فروغ فرخزاد مي رسد. او نماينده شاعراني است که به «اعتراض» و «اصلاح» بسنده نکرده ‌اند و رويکردي «عصيان ‌گرانه» و سنت ‌شکنانه را در پيش گرفته ‌اند.

 
كليد واژه: پروين اعتصامي، فروغ فرخزاد، سيمين بهبهاني، سنت فرهنگي مردانه، مدرنيسم، فمينيسم
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:40 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1389; -(19):93-123.
 
اثرپذيري پنهان حافظ از قرآن کريم در غزل پنجم ديوان او
 
نظري علي*,فتح الهي علي,رضايي پروانه
 
* گروه عربي، دانشگاه لرستان
 
 

تاثير قرآن بر اشعار حافظ از زواياي مختلف از قبيل اقتباس الفاظ و مضامين، شبيه سازي ساختار و اسلوب هاي بياني، بديهي به نظر مي رسد. بهره مندي حافظ از کلام بي همتا و آسماني قرآن، به صورت پنهان و ناشناخته، رمزآلود و تاويل بردار و ايهام آور و چند کاربردي، سخن وي را در ميان سخنان بشري، رنگي هنري بخشيده است. به نظر مي رسد داستان موسي و عبد (خضر) در سوره کهف، الگو و مبناي حافظ در سرايش غزل پنجم ديوان (دل مي رود...)، قرار گرفته است و حافظ آگاهانه و با هنرمندي تمام عيار خود، طرح، نقشه، مواد و مصالح اوليه اين غزل را از داستان مذکور گرفته و با ساختاري شعري و هنري در پي بيان معاني مختلف بر آمده و داستان مذکور را به زبان شعر فارسي بازآفريني کرده است. حضور واژه ها، عناصر، رمزها و نشانه هاي متعدد در متن غزل مذکور در کنار ظرفيت پذيرش تعابير و دريافت هاي متداول حافظ شناسان ما را به داستان موسي و عبد در قرآن کريم رهنمون مي کند. آشکارشدن راز پنهان، کشتي شکسته، ديدار آشنا، درويش بي نوا، کوشش در راه عيش، به خود نپوشيدن، به مي آلودن، عذرخواهي، هات و...، بي واسطه و باواسطه، نمادها، نشانه ها و روابطي است که نويسندگان در اين مقاله، در صدد تطبيق آنها بر فضا، ساختار و مضامين آيات 62 تا 82 سوره کهف مي باشند.

 
كليد واژه: قرآن، حافظ، بينامتني، غزل، موسي، عبد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:40 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1389; -(19):125-155.
 
رويکردي انتقادي به راي باختين در باب حماسه با محوريت شاهنامه فردوسي
 
دزفوليان كاظم*,بالو فرزاد
 
* دانشگاه شهيد بهشتي
 
 

نظريه پردازان ادبي معاصر، از چشم اندازهايي مختلف ژانرهاي ادبي را مورد نقد و بررسي قرار داده اند. دراين ميان، ميخائيل باختين نظريه پرداز بزرگ روس، جايگاه ويژه اي دارد. وي با تاکيد بر اصطلاح کليدي «منطق مکالمه» درميان انواع ادبي، تنها نوع ادبي رمان و آن هم رمان هاي داستايفسکي را واجد ماهيت گفتگويي و چند آوايي مي شمرد. بر همين اساس، باختين آثار حماسي و تراژديک را فاقد خصلت مکالمه اي مي داند. در نظر وي، تک آوايي و تک صدايي برچنين آثاري حاکم است و صداي راوي بر فراز صداهاي شخصيت هاي داستان شنيده مي شود. ما در اين مقاله برآنيم تا با استناد به آرا و انديشه هاي باختين، و با محوريت شاهنامه فردوسي اين مدعا را مورد نقد و بررسي قرار دهيم و با ذکر پاره اي از داستان ها و مولفه هاي بنيادين شاهنامه، بر منطق گفت و شنودي آن، تصريح و تاکيد نماييم.

 
كليد واژه: شاهنامه، منطق مکالمه، رمان، حماسه، چندآوايي، تک آوايي، ديگري، کارناوال
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:41 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1389; -(19):67-92.
 
حس آميزي: سرشت و ماهيت
 
بهنام مينا*
 
* دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

اين پژوهش تلاش مي کند حس آميزي را بر بنيان نگاهي شناختي به ساختار زبان، مورد بررسي و بازکاوي قرار دهد. بنيان نظري اين تحقيق بر نظريات جوزف استرن، معناشناس، استفان اولمان، زبان شناس و آزگود دانشمند روان شناس استوار شده است. نويسنده از اين رهگذر تلاش مي کند تا ماهيت اين عنصر زباني را از استعاره تبيين و بر فرايندهاي ادراکي و تاثيرات عاطفي و ذهني گوينده هنگام کاربرد حس آميزي تاکيد کند. از اين رو پس از طرح و تشريح فرايند شکل گيري حس آميزي، آن را به عنوان يک مقوله ادراکي و عصب شناختي مورد بررسي قرار داده، ساخت و ساختار حس آميزي را با ذکر نمونه هايي از ادب فارسي تشريح مي کند. آنگاه پديده حس آميزي در هنر و پديده هاي زباني (شعر و نثر) مورد بازکاوي قرار مي گيرد. دستاورد علمي، پژوهش حاکي ازاين مطلب است که حس آميزي به لحاظ ماهيت، استعاره اي است که در آن از يک مقوله ادراکي به مقوله ادراکي ديگر نوعي انتقال معني، بربنيان تشابه و تداخل ديده مي شود. اين مساله ريشه در ساختار استعاري و نظام گزينشي تفکر انسان دارد. همين امر سبب مي شود که حس آميزي در شاخه هاي گوناگون هنر از جمله سينما، نقاشي و موسيقي فراوان به کار گرفته شود. مکتب هاي ادبي نيز به حسب ايدئولوژي و تفکر گروهي خود، از حس آميزي نه فقط براي تصويرآفريني، بلکه براي انتقال معني و تاثير ادراکي بر مخاطب به گونه هاي متفاوتي بهره مي گيرند.

 
كليد واژه: حس آميزي، ساختار، حواس پنج گانه، امور انتزاعي، تاثير ادراکي و عاطفي، روان شناسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:41 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1389; -(19):175-185.
 
تحليل ساختاري و نشانه شناختي هفت پيکر نظامي از منظر جنبه هاي نمايشي
 
محمودي بختياري بهروز*,علوي طلب ميترا
 
* گروه هنرهاي نمايشي، دانشگاه تهران
 
 

نظامي گنجه اي همواره به عنوان يکي از بزرگ ترين خالقان آثار داستاني گنجينه ادب فارسي به شمار آمده است، با اين همه، آثار پژوهشي در زمينه شناخت ساز و کار قصه گويي و داستان پردازي او بسيار اندک و انگشت شمارند. از سوي ديگر، معدود پژوهش هاي صورت گرفته نيز هم خود را مصروف توصيف زندگي نظامي و تشريح نکته هاي ادبي و دقايق معاني اشعار وي کرده اند، اما در عرصه هاي ديگري همچون کند و کاو در زمينه شيوه يا شيوه هاي قصه گويي نظامي و باز نمودن مايه هاي انديشه او، هنوز هم جاي خالي بسيار احساس مي شود، که همين مساله انگيزه بررسي الگوهاي قصه گويي و روايت در آثار نظامي را در نگارندگان اين مقاله به وجود آورده است.
به منظور انجام اين پژوهش، از ميان «گنج» هاي پنج گنج نظامي، منظومه هفت پيکر برگزيده شد، زيرا به لحاظ شيوه قصه گويي و برخورداري از جنبه هاي نمايشي از ديگر «گنج» ها بويژه ليلي و مجنون و خسرو و شيرين متمايز است. بر همين اساس، در اين مقاله کوشش بر آن بوده است تا با بهره گيري از اصول و روش هاي پيش انديشيده مستتر در دو رهيافت بنيادي نقد امروز، ساختگرايي و نشانه شناسي، جنبه هاي نمايشي و داستاني هفت پيکر مورد تحليل و موشکافي قرار گيرد. هدف از اين کار در مرتبه نخست، ارائه شگردها و فنون داستان سرايي و شناخت عناصر نمايشي هفت پيکر و در مرتبه بعد فراهم آوردن امکان استفاده از آثار نظامي، در اقتباس ها و آثار داستاني و نمايشي جديد است. براي دستيابي به اين هدف، جنبه هاي نمايشي موجود در اين اثر در چهارچوب مطالعات مربوط به شخصيت شناسي، موقعيت نمايشي، کشش، کنش و واکنش، تعليق و شخصيت هاي کنش گر بررسي شده اند، تا هرگونه اقتباس و برداشت تازه و علمي از اين اثر براي اهدف نمايشي چهارچوبي علمي داشته باشد.

 
كليد واژه: ساختار، نشانه، جنبه هاي نمايشي، شخصيت، هفت پيکر
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:41 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1389; -(19):187-211.
 
نقش هاي سکوت ارتباطي در خوانش متون ادبيات داستاني
 
صادقي ليلا*
 
* دانشگاه علامه طباطبايي
 
 

در اين مقاله، نقش هاي مختلف سکوت بليغ در چارچوب نظري ميشل افرات (2008) را به مثابه بخشي از ارتباط کلامي و به معناي غياب هرگونه عنصر زباني مورد بررسي قرارمي دهيم که با توجه به تقسيم بندي رومن ياکوبسن (1956) از اجزاء کلام و نقش هايي که براي هر کدام از انواع کلام قائل است، صورت مي گيرد. براي ملموس شدن مبحث سکوت ارتباطي و چگونگي کارکرد آن، که مبحثي نو در زبانشناسي ادبي به شمار مي آيد، به مطالعه متون مختلف ادبيات داستاني و همچنين تاثير کاربرد هر نقش سکوت در روايت داستان مي پردازيم که به عنوان شگردي به منظور چگونه گفتن مطلبي به واسطه نگفتن آن براي ايجاد ارتباط موفق مطرح مي شود. پرسش اين پژوهش، چگونگي عملکرد نقش هاي ششگانه سکوت در برابر گفتار است و هدف آن دست يافتن به شگردهاي روايي است که به واسطه نگفتن ايجاد مي شود. نتيجه حاصله نشان مي دهد که سکوت نقش مهمي در فعال سازي نقش خواننده در خوانش متن برعهده دارد.

 
كليد واژه: سکوت ارتباطي، روايت، نقش ارتباطي، غياب
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:41 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 9 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي زمستان 1389; -(19):213-235.
 
بررسي زمان روايت در نمايشنامه «زنان مهتابي، مرد آفتابي»
 
نيك منش مهدي*,سليميان سونا
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه الزهرا (س)
 
 

در چند دهه اي که روايت شناسي به عنوان علم مطرح شده است، روايت شناسان کوشيده اند تا با دست يافتن به الگوهاي روايتي مشخص درباره مقوله هاي مختلف روايت، به کشف ساختار جهاني آن نائل شوند. از جمله مهم ترين اين مقوله ها، مبحث زمان در روايت است که نظريه پرداز فرانسوي، ژرارد ژنت، نظريه مستقلي درباره «عامل زمان و نقش و جايگاه آن در روايت» مطرح کرده است. از نظر ژنت، زمانمندي روايت با در نظر داشتن سه محور: نظم، تداوم و بسامد شکل مي گيرد که پژوهشگر با بررسي ترتيب، طول و تناوب زمان روايي در مقايسه با زمان واقعي، به جايگاه عنصر زمان در روند گسترش طرح داستاني دست مي يابد. بررسي زمان روايت در نمايشنامه «زنان مهتابي، مرد آفتابي»، نشان مي دهد که يثربي با بر هم زدن نظم منطقي عنصر زمان و در حرکت از زمان تقويمي به زمان متن به گزينش هاي مختلفي دست يازيده و به نقل روايت هاي گذشته نگر و آينده نگر پرداخته است. کارکرد اين گزينش ها و نوع خاص زمانمندي آنها در طراحي اجزاي پيرنگ و بويژه ارائه عنصر تعليق، نقش بسزايي دارد. علاوه بر اين، بررسي تداوم و بسامد نقل وقايع در اين نمايشنامه، روشن مي سازد که کنش هاي آن از ضرباهنگ و شتابي متناسب با مقصود نويسنده برخوردار است. از نظر اصول داستان پردازي، شتاب روايت رخدادها و تکرار و بسامد آنها ارتباط مستقيم و معناداري با محتواي نمايشنامه برقرار کرده است.

 
كليد واژه: چيستا يثربي، زنان مهتابي، مرد آفتابي، ژرارد ژنت، روايت، زمان روايت، نظم، تداوم، بسامد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:41 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي پاييز 1389; -(18):0-0.
 
سخن سردبير
 
قبادي حسين علي*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

 

به مناسبت هزاره سرايش شاهنامه (بخش دوم)
بر پايه آنچه در شماره پيشين فصلنامه آمده است، مهم ترين پيام ها و دستاوردهاي فردوسي، که مي تواند براي مقابله با چالش هاي فرا روي انسان امروز و معضلات بيشمار او راهگشا باشد، بيان مي شود: ...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:42 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها