0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش ادبيات معاصر جهان (پژوهش زبان هاي خارجي) بهار 1390; -(61):77-94.
 
آرمانشهر علمي فرانسيس بيكن و داستان هاي علمي- تخيلي استنلي گرامن واينبام
 
مرندي سيدمحمد,جان نثاري لاداني زهرا
 
 
 

استنلي گرامن واينبام، نويسنده علمي-تخيلي دهه هاي 1920 و 1930 در آمريکا، واقعيت مجازي را در ابتداي شكل گيري اين گونه ادبي در داستان هايش پيش بيني كرد. در آثار واينبام، ماشين در توليد فضا و زمان هاي مجازي نقش بسزايي دارد. اختراعات داستاني واينبام زمينه را براي فرار ذهن فراهم مي كند، اما اين سفر نيازي به حضور فيزيكي مسافر ندارد. همچنين، فضا و زمان هاي مجازي در آثار واينبام آرماني نيستند، هرچند به آرمانشهر بسيار شبيه اند. اين فضا و زمان هاي مجازي گاهي از ويژگي ضدآرمانشهري نيز برخوردارند، و آرمان ها و روياهاي شخصيت اصلي داستان را در هم مي كوبند. واينبام رابطه اي روايي ميان ذهن و ماشين برقرار مي كند. به نظر مي رسد واينبام در خلق آثارش از آتلانتيس نو و انديشه هاي فرانسيس بيكن بسيار الهام گرفته است. اما اين بدان معنا نيست كه او آرمان هاي بيكن درباره فناوري را به يكباره پذيراست. پژوهش حاضر با مرور چند داستان علمي-تخيلي واينبام، به بررسي چگونگي تاثير آرمانشهر علمي بيكن بر تعبير واينبام از مفاهيم ذهن و ماشين در فرايند توليد فناوري خواهد پرداخت. پژوهشگران با بهره گيري از رويكردي تطبيقي، شباهت ها و تفاوت هاي داستان هاي علمي-تخيلي واينبام و ارمانشهر داستاني بيكن را باز خواهند جست، و با مستندات لازم نشان خواهند داد كه فلسفه علمي بيكن در ابتداي قرن هفدهم، زمينه ساز ايجاد و رواج داستان هاي علمي-تخيلي در ابتداي قرن بيستم بوده است.

 
كليد واژه: استنلي گرامن واينبام، ماشين، ذهن، فرانسيس بيكن، آرمانشهر، علم و فناوري، واقعيت مجازي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:23 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهش ادبيات معاصر جهان (پژوهش زبان هاي خارجي) بهار 1390; -(61):95-107.
 
آيينه پنهان كافكا در تمثيل مسخ
 
مهياري اردلان,سلامي سيدمسعود
 
 
 

زماني كه كافكا به سال 1912 براي نگارش تمثيلي تحت عنوان «مسخ» دست به قلم مي شود، در واقع گلايه و شكوه خود را از زمانه و تاثيرات منفي زندگي صنعتي در قبال ارزش هاي انساني بيان مي كند. نگاه كافكا در مسخ، نگاهي به انگاره ها و شخصيت خود او در يك جامه سوداگر صنعتي است. كافكا در صدد اثبات مضرات تحولات صنعتي و تاثيرات سوء آن در رفتارهاي انساني است. او رشد جوامع صنعتي را عاملي براي دوري و ناديده گرفتن ارزش هاي انساني مي داند. در نگرش كافكا انسان زوال يافته از روند شتابان صنعتي شدن به موجودي پوچ و زائد همچون حشره تبديل مي شود. كافكا در مسخ خود را در نقاب حشره اي به نام گرگور زامزا پنهان مي كند و در اين قالب جامعه پيرامون خود را به زير ذره بين نقد مي برد. نگارنده مقاله بر آن است تا با پرداختن به گزيده هايي از تمثيل مسخ، بر اثبات روند رو به زوال انسانيت و ناتواني انسان در برابر مدرنيته و از خود بيگانگي انسان حاضر صحه بگذارد.

 
كليد واژه: تمثيل، مسخ، حشره، معنويت، پوچي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:23 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهش ادبيات معاصر جهان (پژوهش زبان هاي خارجي) بهار 1390; -(61):109-124.
 
بازنويسي پسااستعماري تاريخ: رمان بيمار انگليسي اثر مايكل آنداچي
 
نيرومند بهناز,پيرنجم الدين حسين
 
 
 

اين مقاله بر آن است نشان دهد چگونه مايكل آنداچي كوشيده تاريخ شرق از ديد غرب را در رمان بيمار انگليسي (1992) بازنويسي كند. در پرتو رويكرد مطالعات استعمار و پسااستعمار و نيز با توجه به نظريه هيدن وايت مبني بر روايتمندي تاريخ (مجازي بودن ذاتي سخن تاريخي)، نويسندگان كوشيده اند چگونگي به چالش كشيده شدن تاريخ مكتوب را در اين رمان بررسي كنند. آنداچي، به عنوان يك نويسنده مهاجر پسااستعماري، سكوت ديرپاي تحميل شده بر به حاشيه رانده شدگان و استعمارشدگان تاريخ را مي شكند تا صداي آن ها از پس قرن ها شنيده شود. او، همچنين، در اين زمينه نوشتار ادبي را ابزاري براي درهم شكستن استيلاي گفتمان متصلب تاريخ نگاري غرب مي كند، كه در آثار ادبي غربي نيز بازتاب يافته است. از سوي ديگر آنداچي مرز ميان تاريخ و داستان را در بيمار انگليسي مبهم و تار مي كند تا با به پرسش كشيدن شان شبه علمي تاريخ، داستان پسااستعماري را ابزاري براي بازنويسي تاريخ از ديدگاه «ديگري» كند.

 
كليد واژه: استعمار/پسااستعمار، بيمار انگليسي، تاريخ، روايت، مايكل آنداچي، مقاومت، هيدن وايت
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهش ادبيات معاصر جهان (پژوهش زبان هاي خارجي) زمستان 1389; -(60):5-20.
 
بازخواني شرق نايپول از ديدگاه شرق‏ شناسي
 
اسدي امجد فاضل,اسمعيلي فاطمه
 
 
 

همانطور كه بسياري از نويسندگان دوره پسا استعمار به بازخواني آثار استعماري پرداختند، در اين مقاله سفرنامه در ميان مومنان اثر وي. س. نايپول  (V. S. Naipaul)به‏ عنوان متني استعماري بازخواني شده و از ديدگاه شرق شناسي بررسي مي ‏شود. در واقع اين بررسي پاسخي است به‏ تصويرسازي از شرق، اسلام و به‏ ويژه خاورميانه اسلامي. در ادامه نويسندگان به ‏دنبال علايمي ‏اند كه شرق را شرقي كليشه‏ اي و يكنواخت جلوه ‏گر مي ‏سازد و مسلمانان را در قالب كليشه و گفتمان غالب و استعماري به تصوير مي ‏كشد. افزون بر آن، عوامل و فرايند اين بازنمايي ساختگي، بررسي مي ‏شود. چراكه اين بازنمايي سرانجام پاي‏ اي براي ايجاد رابطه ‏اي مبني بر «تضاد دوگانه» ميان غرب و شرق مي ‏شود. «شرق ساخته شده» به‏ دليل اختلافات فرهنگي، مذهبي، سياسي و تاريخي به ‏عنوان تهديدي جدي براي تمدن غرب معرفي مي ‏گردد. در پايان، از آنجايي كه در مقابل هر قدرتي، مقاومتي هم صورت مي ‏گيرد، جلوه ‏ها و نشانه ‏هاي مقاومت شرقيان و نقش اسلام در پايداري مقابل استعمار غرب در سفرنامه نايپول مورد مطالعه قرار مي ‏گيرد.

 
كليد واژه: شرق ‏شناسي، وي. س. نايپول، سفرنامه در ميان مومنان، بازنمايي، شرق، اسلام، گفتمان استعماري
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 2 : پژوهش ادبيات معاصر جهان (پژوهش زبان هاي خارجي) زمستان 1389; -(60):21-39.
 
بررسي نوع ادبي مرثيه در زبان اردو
 
بيات علي*
 
* دانشكده زبان ها و ادبيات خارجي، دانشگاه تهران، ايران
 
 

زبان اردو از تمام گونه هاي ادبي منظوم و منثور فارسي استفاده نموده و سرمايه اي عظيم فراهم آورده است. در ميان انواع ادبي منظوم اردو، «مرثيه» نوعي است كه برخي از محققان و نقادان شبه قاره اي برآنند كه نوع ادبي مستقل از عربي و حتي فارسي است. آنچه مسلم است اين است كه مويه و نوحه بر متوفي در فرهنگ تمام ملت ها از زمان هاي دور وجود داشته و دارد و در اين ميان، تفاوت فقط در نوع ابراز آن و شدت و ضعف بيان تاثرات قلبي است. در اين بين مرثيه شهداي كربلا به دليل وجهه ديني شكل خاصي به خود گرفته است. مرثيه سرايان اردو زبان كه بيشتر از مسلمانان شيعي مذهب اند، آن را چنان گسترده اند كه بيشتر محققان و منتقدان سراسر شبه قاره، بدون تمايز دين و مذهب به اهميت ادبي آن اذعان دارند. آنان اجزايي را به مرثيه افزودند كه افزون بر حزن انگيز بودن، به دليل ويژگي هاي دراماتيک و نمايشنامه اي و غيره خواننده و شنونده را به خود جلب مي كند. تقسيم بندي مرثيه به بخش ها واجزا گوناگون، مانند «چهره سراپا»، «آمد»، «جنگ» و غيره در قالب تركيب بند مسدس در دوره هاي مختلف گونه اي ادبي را بوجود آورد كه فقط شاعران بلند مرتبه مي توانستند در اين عرصه عرض اندام كنند و خود بخود در دوره درخشش مرثيه اردو در شهر لكنئو نوحه سرايان كم سواد و شاعران كم تجربه كنار رفته و با حضور شاعران بلند مرتبه اهميت ادبي مرثيه اردو افزايش بسيار يافت.

 
كليد واژه: مرثيه، زبان اردو، تركيب بند مسدس، عناصر دراماتيک، چهره، سراپا، جنگ
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهش ادبيات معاصر جهان (پژوهش زبان هاي خارجي) زمستان 1389; -(60):41-60.
 
طرح تضادهاي اجتماعي و هويتي در «ادبيات مهاجرت» آلمان
 
خدايي نرجس*
 
* دانشگاه شهيد بهشتي، ايران
 
 

از پايان دهه هفتاد قرن بيستم ميلادي، ادبيات آلمان شاهد حضور فزاينده نويسندگان خارجي ‏تبار آلماني ‏نويسي است كه تجارب بينافرهنگي خود را پيرامون موضوعاتي محوري چون آوارگي، گسست، بيگانگي، بحران ‏هاي هويتي و تضادهاي فرهنگي و اجتماعي بازنمايي مي ‏كنند. جستار حاضر به چگونگي طرح تضادها و مشكلات فرهنگي، اجتماعي و هويتي در متون منتخب «ادبيات مهاجرت» (Migrationsliteratur) در دو دهه پاياني قرن بيستم مي ‏پردازد و نشان مي ‏‏دهد كه تجربه ‏هاي بيگانگي، ناهمساني و ناهمزماني در اين متون، بازتاب ‏هاي بسيار متنوعي داشته و دستخوش دگرگوني ‏هاي پرشتاب و چشمگيري بوده‏ است. ادبياتي كه در آغاز با سوداي مبارزه عليه تبعيض و پيشداوري پا به ‏ميدان گذاشته ‏بود، در مدت زمان كوتاهي موفق شده است با طرح سوژه ‏هاي نو و تنوع شكلي و زباني از حاشيه گفتمان‏ هاي فرهنگي به عمق نفوذ كند و جايگاه ويژه خود را در ادبيات معاصر آلمان بيابد.

 
كليد واژه: مهاجرت، فرهنگ، تضاد، هويت، بيگانه، پيشداوري، بينافرهنگي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهش ادبيات معاصر جهان (پژوهش زبان هاي خارجي) زمستان 1389; -(60):61-74.
 
بررسي مضمون هويت تحميلي در فرزند خاک، اثر طاهر بن جلون
 
فهيم كلام محبوبه,محسني محمدرضا
 
 
 

فرزند خاک، اثر طاهر بن جلون، نويسنده آفريقايي تبار فرانسوي است. در اين اثر، بن جلون با تداعي خاطرات زادگاه خود و با حذف مرز بين واقعيت و خيال، رماني مي آفريند و دنياي آميخته از هر دو عنصر را به خواننده عرضه مي دارد. آن چه مايه موجوديت اين رمان مي شود، مضمون تراژيک آن است كه مصداق زندگي عيني برخي از مردمان جوامع سنتي است. در اين اثر، بن جلون به طرح موضوع جستجوي هويت در شخصيت داستان خويش كه شباهت بسياري به هموطنانش و جوامع شرقي دارد، مي پردازد. او تنها به واگويه واقعيت هاي عريان جامعه پيرامونش در خلال داستان اكتفا نمي كند، بلكه آگاهانه هويت باختگي آنان را مورد انتقاد قرار مي دهد. در اين پژوهش، به موازات بررسي اين مقوله، سعي شده است تا با تحليل اين اثر از حيث موضوع داستاني، شخصيت پردازي و نگاه انتقادي نويسنده به جامعه اش را بررسي كنيم و نتايج «هويت تحميلي» و رويكرد نامناسب برخي از جوامع سنتي را به داشتن فرزند دختر را در خلال اثر مورد مطالعه قرار دهيم.

 
كليد واژه: هويت، فرهنگ، جامعه سنتي، ارزش، استبداد، زن، نماد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش ادبيات معاصر جهان (پژوهش زبان هاي خارجي) زمستان 1389; -(60):75-92.
 
بازتاب و نقد جنبش نگريتود در رقص جنگل ها اثر وله شويينكا
 
مرندي سيدمحمد,حنيفي محسن
 
 
 

جنبش نگريتود در دهه 60 ميلادي به اوج شهرت رسيد. انديشمندان اين جنبش براي مقابله با قدرت رو به گسترش امپرياليسم، بهره گيري از گفتار استعمارگر را يكي از شيوه هاي اين رودررويي نهادند. براي مثال، نگريتودگراها از تقابل هاي دوتايي كه در بطن گفتار سلطه طلبان بود، استفاده كردند، ولي در اقدامي راهبردي سلسله مراتب اهميت، زيبايي و قدرت را به هم ريختند. رقص جنگل ها، نوشته به سال 1960، در لايه اي از خود نقدي بر جنبش نگريتود است. بنابر آنچه در اين نمايشنامه بازتاب داده شده است، شويينكا بيشتر پايه هاي نظري اين جنبش را زير سوال مي برد، هر چند در عين حال به قابليت هاي راهبردي سياسي آن باور دارد. آنان مدعي اند كه فرهنگ هاي آفريقايي، همچون فرهنگ ديگر مناطق، استقلال عمل ندارند، از اين رو شويينكا نگاه ماهيت گراي نگريتودگراها را به تاريخ و نژاد نكوهش مي كند. در مجموع، به نظر مي رسد كه شويينكا موافق عقايد نگريتود نيست، مگر اين كه به صورت مقطعي براي ايستايي در برابر امپرياليسم به كار گرفته شوند.

 
كليد واژه: جنبش نگريتود، شويينكا، رقص جنگل ها، هويت فرهنگي، تاريخ، استعمارزدايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهش ادبيات معاصر جهان (پژوهش زبان هاي خارجي) زمستان 1389; -(60):93-112.
 
نقش محدوديت ها و قابليت هاي زباني در شكل گيري ادبيات منظوم: تحليل اشعاري از حافظ و شكسپير
 
منصوري مهرزاد*
 
* دانشگاه شيراز، ايران
 
 

توجه به ساختار زباني اثر ادبي از ويژگي هاي ممتاز مكتب صورت گراي (فرماليستي) روسي است كه در سال هاي آغازين قرن نوزده مطرح و پس از آن نيز مورد اقبال بسياري از زبان شناسان و اديبان قرار گرفت. با توجه به بحث هايي كه در زمينه رابطه زبان و ادبيات مطرح است كه برخي زبان را به طور كلي جداي از ادبيات مي بينند و برخي به عكس زبان را محملي براي ادبيات مي انگارند، اين پژوهش مي كوشد تا با استناد به برخي از ويژگي هاي زبان فارسي نشان دهد كه شكل گيري ادبيات منظوم به ويژگي هاي زباني هر زبان بستگي دارد. در اين زمينه مقاله مي كوشد تا با بررسي ابزارهاي زبان شناختي چون قلب نحوي، مطابقه فاعلي و همچنين ترتيب كلمات اصلي در پاره اي از اشعار حافظ نشان دهد كه تا چه اندازه اين ابزارهاي زباني در نظم آفريني ادبيات منظوم فارسي موثرند. در اين پژوهش با مقايسه پاره اي از اشعار حافظ و شكسپير نشان داده شده است كه چگونه استفاده و يا عدم استفاده از چنين ابزارهايي مي تواند در شكل دهي اين دو ادبيات موثر باشد. همچنين اين پژوهش تفاوت گرايش به ادبيات منظوم در ادبيات فارسي و گرايش به ادبيات منثور در ادبيات انگليسي را ناشي از امكان استفاده شاعر از برخي از قابليت ها و ابزارهاي زباني اين دو زبان مي داند و نشان مي دهد كه حداقل بخشي از ادبيات در هر زبان به ويژگي هاي زباني زباني كه ادبيات به آن تظاهر مي يابد بستگي دارد. اين پژوهش عملا نشان مي دهد كه ادبيات برخلاف برخي از هنرها كه مستقل از مصالح مورد استفاده به صورت حقيقتي جداگانه اند، زبان به عنوان مواد بيان ادبيات در شكل دهي ادبيات موثر است. بر اساس يافته هاي اين پژوهش برجسته شدن نوعي از ادبيات در زباني خاص متاثر از قابليت ها و محدويت هاي آن زبان خاص مي باشد.

 
كليد واژه: زبان و ادبيات، حافظ، شكسپير، قلب نحوي، آرايش واژگاني، مطابقه، شعر
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

7 : پژوهش ادبيات معاصر جهان (پژوهش زبان هاي خارجي) زمستان 1389; -(60):113-126.
 
نشانه شناسي تئاتر نو
 
مهم كارخيرانديش پريسا*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد خوراسگان، اصفهان، ايران
 
 

براي بررسي كاركرد يک مجموعه نمي توان به شناخت پاره اي از عناصر ساختاري آن بسنده كرد. به همين دليل است كه شناخت پاره هاي پيكر تئاتر نو، يا عناصر ساختاري آن، نيز به تنهايي براي بررسي كاركرد كل مجموعه تئاتري ميدان نمي دهند، از اين رو آن را بايد بر نظامي استوار كرد كه ويژگي هاي تئاتر نو مبتني بر آن انتظام يابد. از اينجاست كه پاره ها را تنها با ساختار پيكره ها مي توان دريافت. در اين مقاله با تحليل ساختارگرايانه در باره تئاتر نو مي كوشيم تا به نتايجي برسيم كه شايد بهتر باشد براي نيل به آن، نخست و با ياري گرفتن از تئاتر يونسكو، برخي از عناصر ساختاري تئاتر نو، يا تئاتر ريشخند را يک به يک بررسي كرده، سپس تفاوت پيكره اين تئاتر را با تئاتر سنتي مورد توجه قرار داده و تفاوتي را كه همزمان نشان دهنده جوهره تئاتر نو است، روشن مي گردانيم. از مهم ترين اين تفاوت ها همان زبان صحنه اي است كه از آن جمله مي توان به حركات، نورپردازي ها، اصوات و ... اشاره كرد كه اهميتي ويژه مي يابند تا از اين طريق بر جنبه نمايشي اثر بيافزايند.

 
كليد واژه: نشانه شناسي، تئاتر نو، ريشخند، زبان صحنه اي، تئاتر ناب، شفافيت نمادين، تضاد، تئاتر سنتي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:25 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهش ادبيات معاصر جهان (پژوهش زبان هاي خارجي) پاييز 1389; -(59):43-51.
 
تاثير تصويرهاي نمادين بر پيرنگ رمان جاي خالي سلوچ
 
عباسي علي,شاكري عبدالرسول
 
 
 

رمان جاي خالي سلوچ اگر چه از جنبه واقع گرايانه بسيار نيرومندي برخوردار است و در روند روايت گاهي آن چنان از تخيل تخليه مي شود كه همراهي مخاطب با آن بسيار دشوار مي شود - البته اين روند با درون مايه رمان و توالي كند حوادث سازگار است -؛ اما به نظر مي رسد با توجه به همين جنبه واقعي، بخش بزرگي از ساختار روايي اين رمان بر پايه شبكه اي از تصويرهاي نمادين استوارشده است. در اين مقاله با بررسي دو تصوير نمادين گودي و خانه و تاثير آن بر كنش هاي دو شخصيت اصلي، مرگان و سلوچ، به تاثيرگذاري اين تصاوير نمادين بر پيرنگ داستان مي پردازيم. همچنين بخش عمده اي از تاثيرگذاري اين اثر و هم ذات پنداري مخاطب با آن، بسته به اين تصويرهاست.

 
كليد واژه: گودي، خانه، مرگان، روايت، تصويرنمادين، عباس، پيرنگ
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:25 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهش ادبيات معاصر جهان (پژوهش زبان هاي خارجي) پاييز 1389; -(59):5-19.
 
تصوير زن درآثار راسين با نگاهي بر سه تراژدي آندروماك، بريتانيكوس و فدر
 
ذات عليان غلامرضا,اله وردي عفت
 
 
 

ژان راسين، نويسنده قرن هفدهم فرانسه، در آثار خود نقش چشمگيري را به زنان داده است، تا جايي كه برخي، از او به عنوان بنيانگذار نقش زن در ادبيات نام برده اند. در اين نوشتار به بررسي موقعيت سه قهرمان زن با نام هاي آندروماك در تراژدي اي به همين نام، آگريپين در تراژدي بريتانيكوس و فدر در تراژدي فدر مي پردازيم. اين سه، زناني اند با انگيزه هايي متفاوت و موقعيت هايي استثنايي. تفاوت هاي فاحشي آنان را از يكديگر متمايز مي كند. با اين حال عواملي مانند نحوه برخورد گاه يكسان با مشكلات، وابستگي به گذشته و نقش تاثيرگذار هر يك از اين زنان بر سرنوشت ديگر شخصيت هاي تراژدي، آنان را به يكديگر شبيه مي سازد. هر يك از اين نمايشنامه ها جايگاه ويژه اي در آثار راسين به خود اختصاص داده است. آندروماك نخستين موفقيت بزرگ او را در محافل ادبي رقم مي زند. بريتانيكوس به شهرتش مي افزايد، چرا كه نويسنده بر خلاف سنت معمول خود از اساطير يوناني فاصله گرفته و به سراغ تاريخ روم باستان مي رود. فدر نيز شناخته شده ترين و بحث برانگيزترين نمايشنامه او و نيز آخرين نمايشنامه اي است كه نويسنده در آن به اشتياق و احساسات پرشور انساني مي پردازد. ضمن اين كه توجه خاص راسين به ظرافت رفتار قهرمان زن، و در عين حال پيچيدگي آن، بيانگر شناخت نويسنده از لايه هاي دروني احساسات زنانه است.

 
كليد واژه: تراژدي، زن، بريتانيكوس، فدر، آگريپين، راسين، آندروماك
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:25 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهش ادبيات معاصر جهان (پژوهش زبان هاي خارجي) پاييز 1389; -(59):53-74.
 
مقوله ها و عناصر فرهنگي و چگونگي ترجمه آن ها در گتسبي بزرگ ترجمه كريم امامي
 
عليزاده علي
 
 
 

در تحقيق حاضر از دسته بندي عوامل و عناصر فرهنگي از ديدگاه نيومارك (1988) به منظور بررسي و تحليل عناصر فرهنگي در ترجمه كريم امامي از رمان گتسبي بزرگ نوشته اسكات فيتز جرالد استفاده شده است. نگارنده ابتدا اقدام به طبقه بندي شخصيت هاي اصلي داستان و سپس استخراج عناصر فرهنگي مربوط به هر شخصيت نموده است تا ميزان موفقيت مترجم در برگردان آنها بر اساس طبقه بندي نيو مارك مورد ارزيابي قرار گيرد. نتايج بدست آمده مربوط به هر يك از شخصيت هاي انتخاب شده در داستان از نظر آماري مقايسه و مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند تا تعداد شيوه ها و مدل هاي اتخاذ شده براي هر يك از آنها بدست آيد. در اين تحقيق ترجمه اين عوامل و عناصر فرهنگي بر اساس مدل ايوير (1987) مورد بررسي قرارگرفته تا پاسخ اين سوال روشن گردد كه آيا مترجم تمام موارد متفاوت فرهنگي در گتسبي بزرگ را به شيوه تحت اللفظي به فارسي برگردانده است. نتايج آماري روش هاي ترجمه مورد استفاده در گتسبي بزرگ نشان مي دهد كه جهت دستيابي به معادل مناسب براي واژه هاي حامل مقوله هاي فرهنگي بهتر است همه روش ها به صورت همزمان مورد استفاده قرار گيرند. استفاده از شيوه ها و روش هاي ترجمه به صورت تركيبي بسيار موثرتر از بكاركيري يك يا دو روش خاص در سرتاسر يك متن است واقعيتي كه در ترجمه گتسبي بزرگ به قلم كريم امامي كاملا مشهود است.

 
كليد واژه: فرهنگ، عناصر فرهنگي، مدل هاي ترجمه، ترجمه، گتسبي بزرگ
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:25 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش ادبيات معاصر جهان (پژوهش زبان هاي خارجي) پاييز 1389; -(59):75-86.
 
بررسي نهضت رئاليسم در داستان هاي كوتاه فارسي و اردو (نگاه اجمالي و مقايسه اي)
 
كيومرثي جرتوده محمد
 
 
 

در قرن بيستم ميلادي با آغاز نگارش رمان نويسي و داستان هاي كوتاه در زبان هاي فارسي و اردو، نهضت ها و مكتب هايي همچون رئاليسم، رئاليسم اجتماعي و سوررئاليسم بر ادبيات داستاني معاصر دو كشور ايران و پاكستان سايه افكنده است. نثر جديد فارسي و اردو در برگيرنده سرمايه بزرگي از رمان ها و داستان هاي كوتاه و گنجينه اي سرشار از آن است. طي دوره هاي متفاوت رشد و شكوفايي ادبيات داستاني، داستان كوتاه پيشگام مقوله داستان نويسي نوين در هر زبان به ويژه براي نويسندگان معاصر بوده است. مقاله پيش رو ضمن بررسي مختصري از نهضت واقعگرايي (رئاليسم) در داستان كوتاه دو زبان، نگاهي مقايسه اي به ادبيات رئاليستي و واقع گرايانه آن نيز خواهد داشت. در واقع اشكال گوناگون واقعگرايي در داستان نويسي از ويژگي هاي پر اهميت ادبيات داستاني معاصر زبان فارسي و اردو بوده است.

 
كليد واژه: داستان كوتاه، ادبيات داستاني، واقعگرايي، سبك، رئاليسم، مكتب، رئاليسم اجتماعي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:26 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهش ادبيات معاصر جهان (پژوهش زبان هاي خارجي) پاييز 1389; -(59):87-101.
 
تقارن قدرت در تنديس موسي، اثر ميكل آنژ
 
گوشه گير سيدعلاءالدين
 
 
 

در ميان تفاسير متعددي كه درباره تنديس حضرت موسي، ساخته ميكل آنژ، نوشته شده است، تفسير فرويد از همه مشهورتر است. وي بيش از ده توصيف از اين مجسمه را بررسي كرده و تعبير شخصي و نوين خود را بدين گونه عرضه مي كند: حضرت موسي در اين تنديس، در حال فرود بر سكوي سنگي و مهار خشم خود است، نه برخاستن. به استناد نتايج پژوهش هاي معاصر آراس، منتقد هنر و برومبرژه، انسان شناس، به ترتيب در مورد معاني و ارزش هاي نشانه شناختي «انگشت سبابه» در آثار هنري دوره رنسانس و تحليل انسان شناسانه موي انسان به ويژه «ريش» در جوامع مختلف، كه هر دو در پيكره حضرت موسي ديده مي شوند، پاره اي از جزييات اين تنديس را مي توان به منزله نمادهايي از «قدرت» تبيين كرد. از سوي ديگر، نمايش حضرت موسي به شكل «ذوالقرنين» و نيز به ويژه مجسمه هاي ايستاده راحيل و ليا در دو سوي تنديس چندان مورد توجه منتقدان و مفسران قرار نگرفته يا حتي ناديده گرفته شده اند، در حالي كه به نظر مي رسد كه هم نمود «ذوالقرنين» و هم كليت فضاي اثر، در بر گيرنده هر سه مجسمه را بايد به طور همزمان مد نظر قرار داد. مولف اين مقاله كوشيده است نشان دهد كه شايد موضوع اصلي اين اثر، آن گونه كه هنرمند ايتاليايي قرن شانزدهم مجسم كرده است، تجلي دو وجه از «قدرت» باشد: تقارت «قدرت» الهي و روحاني («ذوالقرنين»، لوح ها، وحي، نيايش راحيل، ...) در برابر «قوت و قدرت زميني» (نيروي تن و بازوان، ريش ستبر، نگاه ليا بر زمين، ...).

 
كليد واژه: تفسير فرويد، رنسانس، ميكل آنژ، نقد اثر هنري، تنديس حضرت موسي، ايتاليا
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:26 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها