0

☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂

 
ftm1370
ftm1370
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 779
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂ ( امتیاز ویژه )

نه بهار با هیچ اردیبهشتی نه تابستان با هیچ شهریوری و نه زمستان با هیچ اسفندی **اندازه پاییز ** به مذاق خیابانها خوش نیامد پائیز مهری داشت که بر دل هر خیابان می نشست!
شنبه 5 مهر 1393  2:58 PM
تشکرات از این پست
fatemexry moradi92 tahmores ali_kamali
ayeneh
ayeneh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2761
محل سکونت : تهران

پاسخ به:☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂ ( امتیاز ویژه )

پاییزشروع مجدد علم آموزی و آمادگی برای زمستان است .پاییز صدای خش خش برگ وآغاز سکوت وبخواب رفتن درختان است

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

شنبه 5 مهر 1393  4:00 PM
تشکرات از این پست
moradi92 fatemexry tahmores ali_kamali
moradi92
moradi92
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 3481

پاسخ به:☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂ ( امتیاز ویژه )

پاییز برای بعضی ها دل انگیز است و برای بعضی ها غم انگیز…
برای من فصل سردی دلهاست…
فصل باریدن اشکها…
فصل تنهایی قدم زدن روی برگهای نارنجی…
اینروزها هوای دلم هم پاییزیست…

کاش میشد زمان چند سال، به عقب برگرده!!

اون وقت، حتماً یه راه دیگه رو میرفتم و الان اینجای زندگی نبودم!!

 

شنبه 5 مهر 1393  11:34 PM
تشکرات از این پست
fatemexry ali_kamali
moradi92
moradi92
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 3481

پاسخ به:☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂ ( امتیاز ویژه )

 پاییز نها فصلیه که از همون اولین روزش خودشو نشون می ده !
کاش همه انسانها مثل پاییز باشن
تا از همون روز اول رنگ و روی اصلیشون رو نشون بدن !

کاش میشد زمان چند سال، به عقب برگرده!!

اون وقت، حتماً یه راه دیگه رو میرفتم و الان اینجای زندگی نبودم!!

 

شنبه 5 مهر 1393  11:48 PM
تشکرات از این پست
fatemexry siryahya tahmores ali_kamali
moradi92
moradi92
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 3481

پاسخ به:☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂ ( امتیاز ویژه )

می پسـندم پاییـز را
که معافـم می کنـد
از پنـهان کردن
دردی که در صـدایم می پیچـد ُ
اشکی که در نگاهـم می چرخـد
آخر همه مـی داننـد
سـرما خورده ام . . . !

کاش میشد زمان چند سال، به عقب برگرده!!

اون وقت، حتماً یه راه دیگه رو میرفتم و الان اینجای زندگی نبودم!!

 

شنبه 5 مهر 1393  11:52 PM
تشکرات از این پست
fatemexry siryahya tahmores ali_kamali
zare58
zare58
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393 
تعداد پست ها : 2180
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂ ( امتیاز ویژه )

پادشاه فصل ها
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی برگی
روز و شب تنهاست
با سکوت پاک غمناکش
ساز او باران، سرودش باد
جامه اش شولای عریانی است
ور جز اینش جامه ای باید
بافته بس شعله ی زر تار پودش باد
گو بروید یا نروید هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد
باغبان و رهگذاری نیست
باغ نو میدان
چشم در راه بهاری نیست
گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید
باغ بی برگی
که می گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه های سر به گردون سای
اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید
باغ بی برگی
خنده اش خونی است اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
پادشاه فصل ها، پاییز

 

بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست . . .
(حضرت علی علیه‌السلام)

 

یک شنبه 6 مهر 1393  1:06 PM
تشکرات از این پست
siryahya tahmores moradi92 ali_kamali fatemexry
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂ ( امتیاز ویژه )

برگ پاییزم،ز چشم باغبان افتاده ام،

خوار در جولانـگه باد خزان افتاده ام

اشک ابرم کاین چنین بر خاک ره غلتیده ام

واژگون بختم،ز چشم آسمان افتاده ام

قطره یی بر خامه ی تقدیر بودم،رو سیاه

بر سپیدی های اوراق زمان افتاده ام

جای پای رهرو عشقم،مرا نشناخت کس

بر جبین خاک،بی نام و نشان افتاده ام

روزگاری شمع بودم،سوختم،افروختم

غرق اشک خود؟کنون چون ریسمان افتاده ام

کوه پا برجا نِیم، سرگشته ام، آواره ام

پیش راه باد،چون ریگ روان اقتاده ام

شاخه ی سر درهمم،گر بر بلندی خفته ام

جفت خاک ره،چون نقش سایبان افتاده ام

استوارم سخت،چون زنجیر و رسوا پیش خلق

همچنان از این دهان در آن دهان افتاده ام

قطره ای بی رنگ بودم،نور عشق از من گذشت

بر سپهر نام،چون رنگین کمان افتاده ام

آه،سیمین،نغمه های سینه سوز عشق را

این زمان آموختندم کز زبان افتاده ام...

شاعر:زنده یاد سیمین بهبهانی

 
 
یک شنبه 6 مهر 1393  7:35 PM
تشکرات از این پست
borkhar siryahya tahmores ali_kamali fatemexry
moradi92
moradi92
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 3481

پاسخ به:☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂ ( امتیاز ویژه )

ﺭﺍﺿﯿﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ، ﭘﺎﯾﯿﺰِ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻣﻦ ..
ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﻢ ﺑﺮﮔﻬــــﺎﯼ ﺯﺭﺩ ﻭ ﻗﺮﻣﺰﺕ ﺭﺍ
ﻧﻔﺲ ﻣﯿﮑﺸﻢ ﺩﺭ هوایت
ﺑﻮﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﯼ
ﺑﻮﯼ ﺧﺎﮎ ﻭ ﺑﺮﮒ
ﻣﻦ ﺑﻮﯼ ﺧــــــــــﺪﺍ ﻣﯽﻓﻬﻤﻢ ﺍﺯ ﺗـــﻮ

کاش میشد زمان چند سال، به عقب برگرده!!

اون وقت، حتماً یه راه دیگه رو میرفتم و الان اینجای زندگی نبودم!!

 

یک شنبه 6 مهر 1393  10:11 PM
تشکرات از این پست
siryahya tahmores ali_kamali fatemexry
moradi92
moradi92
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 3481

پاسخ به:☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂ ( امتیاز ویژه )

دوباره پاییز 
اما نه ((فصل خزان)) زرد!
دوباره پاییز
اما نه فصل اندوه و درد!
دوباره پاییز
فصل زیبای سادگی
دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی . . .

کاش میشد زمان چند سال، به عقب برگرده!!

اون وقت، حتماً یه راه دیگه رو میرفتم و الان اینجای زندگی نبودم!!

 

یک شنبه 6 مهر 1393  10:13 PM
تشکرات از این پست
siryahya tahmores ali_kamali fatemexry
moradi92
moradi92
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 3481

پاسخ به:☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂ ( امتیاز ویژه )

شعر پاییز اخوان ثالث

 


آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست،
با سکوت پاکِ غمناکش.
سازِ او باران، سرودش باد.
جامه اش شولای عریانی‌ست.
ورجز،اینش جامه ای باید .
بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .
گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد ، یا نمی خواهد .
باغبان و رهگذران نیست .
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست
گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد ،
ور برویش برگ لبخندی نمی روید ؛
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟
داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .
باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن .
پادشاه فصلها ، پائیز .

کاش میشد زمان چند سال، به عقب برگرده!!

اون وقت، حتماً یه راه دیگه رو میرفتم و الان اینجای زندگی نبودم!!

 

یک شنبه 6 مهر 1393  10:17 PM
تشکرات از این پست
siryahya tahmores ali_kamali fatemexry
moradi92
moradi92
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 3481

پاسخ به:☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂ ( امتیاز ویژه )

کاش چون پاییز بودم (فروغ فرخ زاد)

 


کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.
برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,
آفتاب دیدگانم سرد می شد,
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.
وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,
وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,
شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله می زد,
در شرار آتش دردی نهانی.
نغمه ی من ...
همچو آواری نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته.
پیش رویم :
چهره تلخ زمستان جوانی
پشت سر :
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام :
منزلگه اندوه و درد وبد گمانی.
کاش چون پاییز بودم

کاش میشد زمان چند سال، به عقب برگرده!!

اون وقت، حتماً یه راه دیگه رو میرفتم و الان اینجای زندگی نبودم!!

 

یک شنبه 6 مهر 1393  10:18 PM
تشکرات از این پست
siryahya tahmores ali_kamali fatemexry
moradi92
moradi92
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 3481

پاسخ به:☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂ ( امتیاز ویژه )

شعر زیبای شهریار درباره پاییز

 

 

بیا که طعنه به شیراز میزند تبریز
شب است و باغ گلستان خزان ریاخیز


ستاره، گرچه به گوش فلک شود آویز
به گوشوار دلاویز ماه من نرسد


گشوده پرده‌ی پائیز خاطرات‌انگیز
به باغ یاد تو کردم که باغبان قضا


بهار عشق و شبابست این شب پائیز
چنان به ذوق و نشاط آمدم که گوئی باز


به عشوه باز دهندش به باد رخت و جهیز
عروس گل که به نازش به حجله آوردند


به خاک و خون همه در انتظار رستاخیز
شهید خنجر جلاد باد می‌غلتند


بهار سبز کجا وین شراب سحر آمیز
خزان خمار غمش هست و ساغر گل زرد


باین صحیفه رسید است دفتر تا نیز
خزان صحیفه‌ی پایان دفتر عمر است


شباب با چه شتابی به اسب زد مهمیز
به سینمای خزان ماجرای خود دیدم


به غیر خون دلم باده در پیاله مریز
هنوز خون به دل از داغ لاله‌ام ساقی


دمی که بی تو به سر شد چه قسمتی ناچیز
شبی که با تو سرآمد چه دولتی سرمد


که یاد تست مرا یادگار عمر عزیز
عزیز من مگر از یاد من توانی رفت


پریوشا، تو ز دیوانه میکنی پرهیز
پری به دیدن دیوانه رام می‌گردد


مگر به حجله‌ی شیرین گذر کند پرویز
نوای باربدی خسروانه کی خیزد


که بال عشق تو بادم زند بر آتش تیز
به عشق پاک تو بگذشتم از مقام ملک


که شهریار ز شوق و طرب کنی لبریز
تو هم به شعشعه وقتی به شهر تبریز آی

کاش میشد زمان چند سال، به عقب برگرده!!

اون وقت، حتماً یه راه دیگه رو میرفتم و الان اینجای زندگی نبودم!!

 

دوشنبه 7 مهر 1393  4:47 PM
تشکرات از این پست
tahmores ali_kamali fatemexry
maryamjoon
maryamjoon
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 1178
محل سکونت : تهران

پاسخ به:☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂ ( امتیاز ویژه )

باز پاییز

صدای خش خش برگ ها

و بوم رنگ بی همتای در ختان

که از لابه لای آن

شاخه های عریان خاکستری بیرون زده

ضربه های شلاق باد

با لهجه ای  ناموزونش

بر پرده ی پنجره

و نیمه ی باز در حیاط

و سیلی سست سرمایش

بر گونه های صبح

جلوه ی ابر های بی هویت  

که سحرگاه آسمان را شخم زده

و غروب خلقش را مشوش می سازند

 گویی آسمان گونه اش

در تلنگر رگه های نازک برق

و عصیان عظمت کوه

کبود گشته

که در تقلای نافرجام بهار

بی ثمر در خود می پیچد و می خروشد

دسته های صبح در مسیر مدرسه

و فرار ظهر در اشتیاق خانه

و شوق بی قدر این روزها...

بوی دیوار نم گرفته

و عطر زمین خورده باران

ردپای پاییز را می گیرم

تا قعر خاطراتم

پاییز در وجودم خانه ای خیالی می سازد

و گل دلتنگی زیبای دلم

با وجود پاییز می شکفد

خانه پاییزی است و هوای تو را دارد

قاب پاییزی خیالم بی تو بی نقش است...

 
     

 

سه شنبه 8 مهر 1393  3:31 PM
تشکرات از این پست
fatemexry tahmores
maryamjoon
maryamjoon
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 1178
محل سکونت : تهران

پاسخ به:☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂ ( امتیاز ویژه )

برگ پاییزم،ز چشم باغبان افتاده ام،

خوار در جولانـگه باد خزان افتاده ام

اشک ابرم کاین چنین بر خاک ره غلتیده ام

واژگون بختم،ز چشم آسمان افتاده ام

قطره یی بر خامه ی تقدیر بودم،رو سیاه

بر سپیدی های اوراق زمان افتاده ام

جای پای رهرو عشقم،مرا نشناخت کس

بر جبین خاک،بی نام و نشان افتاده ام

روزگاری شمع بودم،سوختم،افروختم

غرق اشک خود؟کنون چون ریسمان افتاده ام

کوه پا برجا نِیم، سرگشته ام، آواره ام

پیش راه باد،چون ریگ روان اقتاده ام

شاخه ی سر درهمم،گر بر بلندی خفته ام

جفت خاک ره،چون نقش سایبان افتاده ام

استوارم سخت،چون زنجیر و رسوا پیش خلق

همچنان از این دهان در آن دهان افتاده ام

قطره ای بی رنگ بودم،نور عشق از من گذشت

بر سپهر نام،چون رنگین کمان افتاده ام

آه،سیمین،نغمه های سینه سوز عشق را

این زمان آموختندم کز زبان افتاده ام...

شاعر:زنده یاد سیمین بهبهانی

سه شنبه 8 مهر 1393  4:12 PM
تشکرات از این پست
fatemexry tahmores kordabadi
kordabadi
kordabadi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 3073
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂ ( امتیاز ویژه )

باز پاییز

صدای خش خش برگ ها

و بوم رنگ بی همتای در ختان

که از لابه لای آن

شاخه های عریان خاکستری بیرون زده

ضربه های شلاق باد

با لهجه ای  ناموزونش

بر پرده ی پنجره

و نیمه ی باز در حیاط

و سیلی سست سرمایش

بر گونه های صبح

جلوه ی ابر های بی هویت  

که سحرگاه آسمان را شخم زده

و غروب خلقش را مشوش می سازند

 گویی آسمان گونه اش

در تلنگر رگه های نازک برق

و عصیان عظمت کوه

کبود گشته

که در تقلای نافرجام بهار

بی ثمر در خود می پیچد و می خروشد

دسته های صبح در مسیر مدرسه

و فرار ظهر در اشتیاق خانه

و شوق بی قدر این روزها...

بوی دیوار نم گرفته

و عطر زمین خورده باران

ردپای پاییز را می گیرم

تا قعر خاطراتم

پاییز در وجودم خانه ای خیالی می سازد

و گل دلتنگی زیبای دلم

با وجود پاییز می شکفد

خانه پاییزی است و هوای تو را دارد

قاب پاییزی خیالم بی تو بی نقش است...

خوشا دردی که درمانش تو باشی

             خوشا راهی که پایانش تو باشی             

خوشا چشمی که رخسار تو بیند

خوشا ملکی که سلطانش تو باشی  

سه شنبه 8 مهر 1393  4:31 PM
تشکرات از این پست
zare58 fatemexry tahmores moradi92
دسترسی سریع به انجمن ها