0

مشورت

 
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مشورت

 
 

 

موضوع مشاوره در اسلام با اهمیت خاصى تلقى شده، پیغمبر اكرم (ص) با این كه قطع نظر از وحى آسمانى آن چنان فكر نیرومندى داشت كه نیازى به مشاوره نداشت براى اینكه از یك سو مسلمانان را به اهمیت مشورت متوجه سازد تا آن را جزء برنامه هاى اساسى زندگى خود قرار دهند، و از سوى دیگر، نیروى فكر و اندیشه را در افراد پرورش دهد، در امور عمومى مسلمانان كه جنبه اجراى قوانین الهى داشت (نه قانونگذارى) جلسه مشاوره تشكیل مى داد، و مخصوصاً براى رأى افراد صاحب نظر ارزش خاصى قائل بود، تا آنجا كه گاهى از رأى خود براى احترام آنها، صرف نظر مینمود چنان كه نمونه آن را در "جنگ احد" می توان مشاهده كرد و مى توان گفت: یكى از عوامل موفقیت پیامبر(ص) در پیشبرد اهداف اسلامى همین موضوع بود.

خداوند درسوره آل عمران آیه 159 به پیامبرمی فرماید:«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِینَ؛ از پرتو رحمت الهى در برابر آنها نرم (و مهربان) شدى و اگر خشن و سنگدل بودى از اطراف تو پراكنده مى شدند بنابراین آنها را عفو كن و براى آنها طلب آمرزش نما و در كارها با آنها مشورت كن اما هنگامى كه تصمیم گرفتى (قاطع باش و) بر خدا توكل كن زیرا خداوند متوكلان را دوست دارد».

دستور به مشورت
«وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» بعد از فرمان عفو عمومى، براى زنده كردن شخصیت آنها و تجدید حیات فكرى و روحى آنان دستور مى دهد كه در كارها با مسلمانان مشورت كن و رأى و نظر آنها را بخواه. این دستور بخاطر آن است كه پیامبر (ص) قبل از آغاز جنگ احد در چگونگى مواجهه با دشمن با یاران خود مشورت كرد و نظر اكثریت بر این شد كه اردوگاه، دامنه احد باشد و دیدیم كه این نظر، محصول رضایت بخشى نداشت. در اینجا این فكر به نظر بسیارى مى رسید كه در آینده پیامبر(ص) نباید با كسى مشورت كند. قرآن به این طرز تفكر پاسخ مى گوید و دستور مى دهد كه باز هم با آنها مشورت كن هر چند نتیجه مشورت در پاره اى از موارد، سودمند نباشد زیرا از نظر كلى كه بررسى كنیم منافع آن روی هم رفته بمراتب بیش از زیانهاى آن است و اثرى كه در آن براى پرورش فرد و اجتماع و بالا بردن شخصیت آنها وجود دارد از همه اینها بالاتر است.

اكنون ببینیم پیامبر (ص) در چه موضوعاتى با مردم مشورت مى كرد. گرچه كلمه "الامر" در «شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْر» مفهوم وسیعى دارد و همه كارها را شامل مى شود ولى مسلم است كه پیامبر (ص) هرگز در احكام الهى با مردم مشورت نمى كرد بلكه در آنها صرفاً تابع وحى بود. بنابراین مورد مشورت، تنها طرز اجراى دستورات و نحوه پیاده كردن احكام الهى بود و بعبارت دیگر پیامبر (ص) در قانونگذارى، هیچوقت مشورت نمى كرد و تنها در طرز اجراى قانون نظر مسلمانان را مى خواست و لذا گاهى كه پیامبر (ص) پیشنهادى را طرح مى كرد مسلمانان نخست سؤال مى كردند كه آیا این یك حكم الهى است؟ و یك قانون است كه قابل اظهار نظر نباشد و یا مربوط به چگونگى تطبیق قوانین مى باشد. اگر از قبیل دوم بود اظهار نظر مى كردند و اگر از قبیل اول بود تسلیم مى شدند.

چنان كه در جنگ بدر لشكر اسلام طبق فرمان پیغمبر (ص) مى خواستند در نقطه اى اردو بزنند یكى از یاران بنام" حباب بن منذر" عرض كرد اى رسول خدا! این محلى را كه براى لشگرگاه انتخاب كرده اید طبق فرمان خدا است كه تغییر آن جایز نباشد و یا صلاحدید خود شما مى باشد. پیامبر (ص) فرمود: فرمان خاصى در آن نیست، عرض كرد: اینجا به این دلیل و آن دلیل جاى مناسبى براى اردوگاه نیست دستور دهید لشكر از این محل حركت كند و در نزدیكى آب براى خود محلى انتخاب نماید.  پیغمبر اكرم نظر او را پسندید و مطابق رأى او عمل كرد (تفسیر المنار ج 4 ص 200).

اصولاً مردمى كه كارهاى مهم خود را با مشورت و صلاح اندیشى یكدیگر انجام میدهند و صاحب نظران آنها به مشورت مى نشینند، كمتر گرفتار لغزش مى شوند. به عكس افرادى كه: گرفتار استبداد رأى هستند و خود را بى نیاز از افكار دیگران مى دانند - هر چند از نظر فكرى فوق العاده باشند - غالباً گرفتار اشتباهات خطرناك و دردناكى مى شوند. از این گذشته استبداد رأى، شخصیت را در توده مردم مى كشد و افكار را متوقف مى سازد، و استعدادهاى آماده را نابود مى كند، و به این ترتیب بزرگترین سرمایه هاى انسانى یك ملت از دست مى رود. به علاوه كسى كه در انجام كارهاى خود با دیگران مشورت مى كند، اگر مواجه با پیروزى شود كمتر مورد حسد واقع مى گردد، زیرا دیگران پیروزى وى را ازخودشان مى دانند و معمولاً انسان نسبت به كارى كه خودش انجام داده حسد نمى ورزد و اگر احیاناً مواجه با شكست گردد زبان اعتراض و ملامت و شماتت مردم بر او بسته است، زیرا كسى به نتیجه كار خودش اعتراض نمى كند، نه تنها اعتراض نخواهد كرد بلكه دلسوزى و غمخوارى نیز مى كند.

یكى دیگر از فوائد مشورت این است كه انسان ارزش شخصیت افراد و میزان دوستى و دشمنى آنها را با خود درك خواهد كرد و این شناسایى راه را براى پیروزى او هموار مى كند و شاید مشورتهاى پیامبر با آن قدرت فكرى و فوق العاده اى كه در حضرتش وجود داشت، بخاطر مجموع این جهات بوده است.

در اخبار اسلامى تاكید زیادى روى مشاوره شده است. در حدیثى از پیامبر اكرم (ص) نقل شده كه فرمود: «ما شقى عبد قط بمشورة و لا سعد باستغناء رأى؛ هیچكس هرگز با مشورت بدبخت و با استبداد رأى، خوشبخت نشده است» (تفسیر ابو الفتوح رازى). در سخنان علی (ع) مى خوانیم: «من استبد برأیه هلك و من شاور الرجال شاركها فى عقولهم؛ هر که خودکامگی کند به هلاکت رسد و هر که با دیگران مشورت کند در عقل آنان شرکت جسته است» (نهج البلاغه، حکمت 161). و نیز از پیامبر (ص) نقل شده كه فرمود: «اذا كان امرائكم خیاركم و اغنیائكم سمحائكم و امركم شورى بینكم فظهر الارض خیر لكم من بطنها و اذا كان امرائكم شراركم و اغنیائكم بخلائكم و لم یكن امركم شورى بینكم فبطن الارض خیر لكم من ظهرها؛ هنگامى كه زمامداران شما، نیكان شما باشند و توانگران شما سخاوتمندان و كارهایتان به مشورت انجام گیرد، در این موقع روى زمین از زیر زمین براى شما بهتر است (یعنى شایسته حیات و زندگى هستید) ولى اگر زمامدارانتان، بدان، و ثروتمندان، افراد بخیل باشند و در كارها مشورت نكنید در این صورت، زیر زمین از روى آن براى شما بهتر است« (تفسیر ابو الفتوح رازى).

 

یک شنبه 3 شهریور 1392  3:25 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مشورت

با چه اشخاصى مشورت كنیم؟
مسلم است كه هر كس نمى تواند طرف مشورت قرار گیرد، زیرا گاه آنها نقاط ضعفى دارند كه مشورت با آنها مایه بدبختى و عقب افتادگى است چنان كه على (ع) در نامه 53 مى فرماید: با سه طایفه مشورت نكن: «لا تدخلن فى مشورتك بخیلا یعدل بك عن الفضل و یعدك الفقر؛ با هیچ بخیلی مشورت مکن، که تو را از فضل و بخشش باز می دارد و از فقر و نیاز می ترساند»، «و لا جبانا یضعفك عن الامور؛ و نه با هیچ ترسویی، که تو را از اقدام در امور سست می سازد»، «و لا حریصا یزین لك الشره بالجور؛ و نه با هیچ حریصی، که به ناروا حرص و آز را در نظرت می آراید».

وظیفه مشاور
همان طور كه در اسلام دستور مؤكد درباره مشورت كردن داده شده به افرادى كه مورد مشورت قرار مى گیرند نیز تأكید شده كه از: هیچگونه خیرخواهى فروگذار نكنند و خیانت در مشورت، یكى از گناهان بزرگ محسوب مى شود، حتى این حكم درباره غیرمسلمانان نیز ثابت است، یعنى اگر انسان، پیشنهاد مشورت را از غیر مسلمانى بپذیرد، حق ندارد در مشورت، نسبت به او خیانت كند و غیر از آنچه تشخیص مى دهد به او اظهار نماید.

در رساله حقوق كه از امام سجاد على بن الحسین (ع) نقل شده مى فرماید:«و حق المستشیر إن علمت له رأیا اشرت علیه و ان لم تعلم ارشدته الى من یعلم و حق المشیر علیك ان لا تتهمه فیما لا یوافقك من رأیه؛ حق كسى كه از تو مشورت مى خواهد این است كه اگر عقیده و نظرى دارى در اختیار او بگذارى و اگر درباره آن كار، چیزى نمى دانى، او را به كسى راهنمایى كنى كه میداند و اما حق كسى كه مشاور تو است این است كه در آنچه با تو موافق نیست او را متهم نسازى» (تفسیر نور الثقلین، جلد 1 ص 405).

مرحله تصمیم نهایى
«فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» همان اندازه كه به هنگام مشورت باید، نرمش و انعطاف به خرج داد، در موقع اتخاذ تصمیم نهایى باید قاطع بود، بنا براین پس از برگزارى مشاوره و روشن شدن نتیجه مشورت، باید هر گونه تردید و دودلى و آراء پراكنده را كنار زد و با قاطعیت تصمیم گرفت و این همان چیزى است كه در آیه فوق از آن تعبیر به عزم شده است و آن تصمیم قاطع مى باشد. قابل توجه اینكه در جمله بالا مسئله مشاوره بصورت جمع ذكر شده (و شاورهم) ولى تصمیم نهایى تنها به عهده پیامبر (ص) و بصورت مفرد ذكر شده (عزمت).

این اختلاف تعبیر، اشاره به یك نكته مهم مى كند و آن اینكه بررسى و مطالعه جوانب مختلف مسائل اجتماعى، باید بصورت دسته جمعى انجام گیرد، اما هنگامى كه طرحى تصویب شد باید براى اجراى آن، اراده واحدى بكار افتد در غیر این صورت هرج و مرج پدید خواهد آمد، زیرا اگر اجراى یك برنامه به وسیله رهبران متعدد، بدون الهام گرفتن از یك سرپرست صورت گیرد، قطعاً مواجه با اختلاف و شكست خواهد شد و به همین جهت در دنیاى امروز نیز مشورت را بصورت دسته جمعى انجام مى دهند، اما اجراى آن را بدست دولتهایى مى سپارند كه تشكیلات آنها زیر نظر یك نفر اداره مى شود.

موضوع مهم دیگر اینكه جمله فوق، مى گوید: به هنگام تصمیم نهایى باید توكل بر خدا داشته باشید یعنى در عین فراهم نمودن اسباب و وسائل عادى، استمداد از قدرت بى پایان پروردگار را فراموش مكن. البته معناى توكل این نیست كه انسان از وسائل و اسباب پیروزى كه خداوند در جهان ماده در اختیار او گذاشته است، صرفنظر كند، چنان كه در حدیثى از پیغمبر اكرم (ص) نقل شده است كه هنگامى كه یك نفر عرب، پاى شتر خود را نبسته بود و آن را بدون محافظ رها ساخته بود و این كار را نشانه توكل بر خدا مى دانست به او فرمود: «اعقلها و توكل؛ یعنى پایش را ببند و سپس توكل كن»، بلكه منظور این است كه انسان در چهار دیوار عالم ماده، و محدوده قدرت و توانایى خود محاصره نگردد و چشم خود را به حمایت و لطف پروردگار بدوزد.

این توجه مخصوص، آرامش و اطمینان و نیروى فوق العاده روحى و معنوى به انسان مى بخشد كه در مواجهه با مشكلات اثر عظیمى خواهد داشت. «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِینَ» در پایان آیه بعد دستور مى دهد كه افراد با ایمان باید تنها بر خدا تكیه كنند زیرا خداوند متوكلان را دوست دارد و ضمناً از این آیه استفاده مى شود كه توكل باید حتماً بعد از مشورت و استفاده از همه امكاناتى كه انسان در اختیار دارد قرار گیرد.

شوری مهمترین اصل اجتماعی
همچنین خداوند در سوره شورى، آیه 38 را مهمترین اصل اجتماعی می داند و می فرماید: «وَ الَّذِینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ»؛ و آنها كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و نماز را برپا داشته و كارهایشان به طریق مشورت در میان آنها صورت مى گیرد، و از آنچه به آنها روزى داده ایم انفاق مى كنند».

این آیه به برخی از اوصاف مؤمنین اشاره كرده، مى فرماید: آنها كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و فرمانهاى او را از جان و دل پذیرفته اند و نماز را برپا داشته اند و كار آنها به طریق شورى و مشورت در میان آنها صورت مى گیرد (وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ)  و از آنچه به آنها روزى داده ایم، در راه خداوند انفاق مى كنند. بعد از نماز مهمترین مسأله اجتماعى همان اصل "شورى" است كه بدون آن همه كارها ناقص است. یك انسان هر قدر از نظر فكرى نیرومند باشد نسبت به مسائل مختلف تنها از یك یا چند بعد مى نگرد، و لذا ابعاد دیگر بر او مجهول مى ماند، اما هنگامى كه مسائل در شورى مطرح گردد و عقلها و تجارب و دیدگاههاى مختلف به كمك هم بشتابند مسائل كاملاً پخته و كم عیب و نقص مى گردد و از لغزش دورتر است. به همین جهت در حدیث پرمعنایى از پیغمبر گرامى اسلام مى خوانیم: «انه ما من رجل یشاور احدا الا هدى الى الرشد؛ احدى در كارهاى خود مشورت نمى كند مگر اینكه به راه راست و مطلوب هدایت مى شود».

یک شنبه 3 شهریور 1392  3:25 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مشورت

قابل توجه اینكه: تعبیر در اینجا به صورتى است كه آن را یك برنامه مستمر مؤمنان مى شمرد، نه تنها در یك كار زودگذر و موقت، مى گوید همه كارهاى آنها در میانشان به صورت شورى است و جالب اینكه خود پیامبر (ص) با اینكه عقل كل بود و با مبدء وحى ارتباط داشت در مسائل مختلف اجتماعى و اجرایى، در جنگ و صلح و امور مهم دیگر، به مشورت با یاران مى نشست، و حتى گاه نظر آنها را ترجیح مى داد با اینكه مشكلاتى از این ناحیه حاصل مى شد، تا الگو و اسوه اى براى مردم باشد، چرا كه بركات مشورت از زیانهاى احتمالى آن به مراتب بیشتر است. چند موضوع را باید در اینجا متذکر شد:

الف: شورى منحصراً در مورد كارهاى اجرایى و شناسایى موضوعات است نه درباره احكام كه تنها باید از مبدء وحى و از كتاب و سنت گرفته شود. تعبیر به «امرهم» (كارهایشان) نیز ناظر به همین معنى است چرا كه احكام كار مردم نیست كار خدا است. بنابراین اگر بعضى از مفسران مانند " آلوسى" دامنه آن را توسعه داده اند و احكام را در آنجا كه نص خاصى در آن وارد نشده مشمول آن شمرده اند بى اساس است به خصوص اینكه ما معتقدیم هیچ امرى در اسلام نیست مگر اینكه نص عام یا خاصى در مورد آن صادر شده است، وگرنه «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ؛ امروز دین شما را بر شما کامل کردم (مائده/3)» صحیح نبود.

ب: بعضى از مفسران گفته اند كه شأن نزول جمله «أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ» در مورد انصار است، و این یا به خاطر آن است كه آنها حتى قبل از اسلام كارهایشان بر اساس شورى بود و یا اشاره به آن گروهى از انصار است كه قبل از هجرت پیامبر (ص) ایمان آوردند، و در "عقبه" با او بیعت كردند، و از حضرتش دعوت به مدینه نمودند (چون این سوره مكى است و آیات فوق نیز ظاهراً در مكه نازل شده). ولى به هر حال آیه مخصوص شأن نزولش نیست و یك برنامه عمومى و همگانى را بیان مى كند. این سخن را با حدیثى از امیر مؤمنان على (ع) پایان مى دهیم، آنجا كه فرمود: «لا ظهیر كالمشاورة و الاستشارة عین الهدایة؛ هیچ پشتیبان و تكیه گاهى همچون مشورت نیست و مشورت عین هدایت است» (وسائل الشیعه جلد 8 صفحه 425 باب 21 از ابواب احكام العشرة).

قرآن کریم همچنین می فرماید: «و تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان؛ در کارهای خوب، در احسانها و منشأ خیر شدن ها و بر اقامه تقوا و طهارت، یکدیگر را اعانت کنید و به کمک یکدیگر بشتابید، و اما در شر و فساد و کینه توزی ها یکدیگر را اعانت نکنید» (مائده/2).

امیرالمؤمنین راجع به اتفاق و اتحاد بیانات زیادی دارد، در اینجا با این فکر مبارزه می کند که بعضی از مردم را غرور می گیرد و خودشان را ما فوق هم فکری و همکاری، ما فوق عقل و فکر و عمل دیگران فرض می کنند، فکر نمی کنند که عقل فرد هر اندازه صائب باشد و عمل فرد هر اندازه مؤثر باشد مثل عقل اجتماعی و عمل اجتماعی نیست. با توجه به مطالب فوق می توان نتیجه گرفت که در دستورات دین مقدس اسلام به مشورت توصیه اکیدی شده خصوصاً در کارهای اجتماعی. اولاً خود قرآن می فرماید: والذین استجابوا لربهم و اقاموا الصلوه و امرهم شوری بینهم و مما رزقناهم ینفقون؛ آنها که دعوت الهی را پذیرفته و نماز را بپا داشته اند و کارهای خود را با مشورت حل و فصل می کنند و از روزیها که به آنها داده ایم انفاق می کنند، یکی از مختصات اهل ایمان را ایمان مطلب قرار می دهد که کارهاشان را با شور و هم فکری صورت می دهند، آن را هم ردیف نماز و انفاق قرار داده ، درباره رسول اکرم می فرماید: «فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر»؛ نسبت به مردم عفو و گذشت داشته باش، برای آنها دعا و استغفار کن و در کارها با آنها مشورت کن.

رسول خدا با آنکه پیغمبر بود و با آنکه مردم توقع نداشتند که او رأی و عقیده و نظر آنها را بخواهد و دخالت دهد، او خودش برای آنکه مردم را تحقیر نکرده باشد، برای آنکه به مردم شخصیت بدهد و شخصیت آنها را محترم بشمارد، برای اینکه دستور العمل امت باشد برای همیشه، با آنها مشورت می کرد و از آنها نظر می خواست. داستان مشورت نظامی در جنگ خندق و نظر دادن سلمان فارسی که در ایران در این گونه مواقع دور شهر خندق می کنند و به این وسیله از خود دفاع می کنند و پذیرفتن نظر سلمان توسط رسول اکرم، معروف است.

یک شنبه 3 شهریور 1392  3:26 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مشورت

مشاوره و رایزنی از اصول سیاست اجتماعی، اداری و نظامی اسلام است. مهم‌ترین هدف مشورت، یافتن بهترین گزینه و شیوه‌های اجرایی است. از این رو، نمی‌توان با هر کسي مشورت کرد. آيات و روايات فراواني دربارة تشویق مردم به مشورت و هم‌فکری وجود دارد. تنها دربارة مشورت مردان با زنان اختلاف وجود دارد که نمونة آن ذکر می‌گردد:
1.     امام باقر فرمود: «و لا تشاوروهنّ فی النجوی و لا تطيعوهنّ فی ذی قرابه[1]؛ در نجوا (امور سری) با زنان مشورت نکنید و دربارة اقوام و بستگان، پیرو نظراتشان نباشید».
2.     امام علی فرمود: «ايّاک و مشاورة النّساء الاّ من جربت بکمال عقلها[2]؛ از مشورت با زنان بپرهیز، مگر زنانی که رشد عقلی در آنان سراغ داری.»
بر اساس آیات و روایات، اصل مشورت، مورد تأکید اسلام است. روایاتی که دربارة مشورت نکردن با زنان وارد شده ناظر به موارد خاصی است، زیرا گاه در آنها نکات ضعفی وجود دارد که مشورت با آنان مایة بدبختی و عقب‌افتادگی می‌گردد. رسول خدا| به امام علی می‌فرماید: «اي علی! با ترسو، بخیل و حریص مشورت نکن، زیرا ترسو راه را بر تو می‌بندد و بخیل از عزم و همّت تو نسبت به نتیجة کار می‌کاهد و حریص، جمع مال را در نظرت جلوه می‌دهد. اي علی! بدان که ترسو و بخیل و حریص دارای یک طبیعت‌اند که بدگمانی به خدا از آنان سرچشمه می‌گیرد.»[3]
طبق این حدیث، انسان نباید با مردان بی‌تجربه، بخیل، حریص و ترسو مشورت کند. مقصود امام علی از عدم مشاوره با زنان، مشورت با زنان بی‌تجربه است و این نهی، اختصاص به زنان ندارد.
برخی از ویژگی‌های بیولوژیکی و زیست‌شناختی بانوان (غلبة احساسات و هیجان‌ها بر خردورزی) و نیز محدودیت اجتماعی آنها، باعث کاهش تجربة آنان می‌گردد و در نتيجه مشورت با بانوان را محدود نموده است. در دو نکته بین آموزه‌های اسلام و یافته‌های علوم جدید از جمله روان‌شناسی تفاوتی نیست:
الف) تساوی میزان هوش زن و مرد: «کارل هافمن» تصریح می‌کند که زن‌ها به اندازة مردها هوشمندند، گرچه مغزهای آنان به طور متوسط 20 درصد کوچک‌تر از مغز مردهاست.[4]
ب) فزونی هيجان‌هاي در بانوان نسبت به مردان: «پژوهش‌های انجام شده بر روی دانشجویان نشان می‌دهد که در چهار مورد از پنج مورد، هیجان اساسی (شادی، عشق، ترس، اندوه و خشم)، زن‌ها هیجان‌های شدیدتر و فراوان‌تری نسبت به مردها دارند. آن هیجان مورد استثنا که مردها از زنان پیشی می‌گیرند، خشم است. زنان نه تنها هیجان‌های ظریف (شادی، عشق، ترس و اندوه) را با شدت و فراوانی بیشتری تجربه می‌کنند. هم‌چنین در موقعیت‌های مثبت و منفی، هیجان‌ها را بهتر تشخیص داده و بیشتر به آنها پاسخ می‌دهند.[5]
پس عقل زنان هرگز کمتر از مردان نیست، بلکه تعقل آنان (بهره‌گیری از عقل) کمتر است و این به واسطة احساساتی‌تر بودن آنان است.
خانم «کلیودالسون»، روان‌شناسي که مدت‌ها در این زمینه تحقیقات و پژوهش‌هایی داشته، مي‌گويد: «به این نتیجه رسیده‌ام که خانم‌ها تابع احساسات و آقایان تابع عقل هستند.»[6]
«اتو کلایی برگ» می‌نویسد: «زنان بیشتر به کارهای خانه و اشیاء و اعمال ذوقی علاقه نشان می‌دهند و کارهایی را دوست ‌دارند که در آنها باید مواظبت و دلسوزی بسیاری داشت؛ مانند مواظبت از کودکان و اشخاص عاجز و بینوا. زنان عموماً احساساتی‌تر از مردان هستند.»[7]
البته بر خلاف نظر خانم «کلیودالسون»، به نظر ما لازمة زیست اجتماعی و تقسیم وظایف، اختلاف کارکردهاست. اين امر به نوبة خود مقتضیات خاص خود را دارد و چنان‌چه خانم‌ها لبريز از عواطف و احساسات نباشند، آیا می‌توانند در تربیت فرزندان ـ که مهم‌ترین سرمایة جامعه است ـ موفق باشند؟ و آیا این نقش ـ که به قول افلاطون؛ مادران با همان دستی که گهواره را تکان می‌دهند، جهان را زير و رو می‌کنند ـ کمتر از نشستن پشت دستگاه صنعتی یا اختراع یک ابزار آهنین است؟ لذا قرآن کریم پس از ذکر وجود تفاوت زن و مرد، می‌فرماید: نباید هیچ یک از شما از مواهبی که در صنف دیگر قرار دادیم، مطالبه کند، چرا که هر یک از این ویژگی‌ها به مقتضای حکمت الهی است: {و لا تتمنوا ما فضل الله به بعضکم علی بعض للرجال نصيب مما اکتسبوا و للنساء نصيب مما اکتسبن و اسئلوا الله من فضله ان الله کان بکل شیء عليماً.}[8]
دکتر «الکیس کارل» متذکر می‌شود: «زنان باید به بسط مواهب طبیعی خود در جهت و سرشت خاص خویش بدون تقلیدِ کورکورانه از مردان بکوشند. وظیفة ایشان در راه تکامل بشریت، خیلی بزرگ‌تر از مردهاست و نبایستی آن را سرسری بگیرند و رها سازند.»[9]
به دليل احساساتی‌تر بودن زنان و نیز حضور کمتر آنان در جامعه که باعث نپختگی و کم‌تجربگي آنان می‌شود، محدودیت‌هایی در بهره‌گیری از نظر مشورتی آنان به وجود آورده است. از این‌رو، در حدیثی از امام علی نقل شده است: «ایّاک و مشاوره ـ النساء؛ از مشورت با زنان بپرهیزید» که پس از آن، زنانی که کمال عقلشان آزموده و اثبات شده استثناء می‌شود :«الا من جربت بکمال عقل.»[10]
ذکر این نکته لازم است که چه بسیار مردانی هستند که احساساتی‌تر یا کم تجربه‌تر از زنان می‌باشند، که مشورت با آنان نیز نافع نیست و چه بسا زیان بار هم باشد. بر اساس حدیث یاد شده، امام علی کمال عقل و آگاهی را در مشورت شونده، شرط می‌داند و زن بودن را مانع اصلي جواز مشورت نمی‌شمارد.
از سوی دیگر، در برخی امور که تخصص و آشنایی زنان بیشتر است، سفارش شده است که با زنان مشورت کنید.
رسول اکرم| می‌فرماید: «ائتمروا النساء فی بناتهنّ؛ در امور مربوط به دخترانتان با زنان خود مشورت کنید.»[11]
خداوند متعال در برخی مسائل خانوادگی به مشورت زن و مرد و تبادل افکار آنان دستور داده است: {فإن أرادا فصالاً عن تراضٍ منهما و تشاور فلا جناح عليهما}؛ اگر پدر و مادر بخواهند با رضایت و مشورت یک‌دیگر فرزندشان را زودتر از دو سال از شیر بازگیرند مرتکب گناهی نشده‌اند.»[12]
مقصود از تشاور، هم‌دلی و هم‌رأیی و مشاوره میان زن و مرد است. مادر چیزهایی از تربیت فرزند می‌داند که گاهي پدر نمی‌داند؛ پس اگر هم فکری و رایزنی نکنند به زیان فرزند است.»[13] در سورة طلاق نیز دربارة هم‌فکری و همکاری زن و مرد اشاره شده است.[14]
مرحوم علامه جعفری مي‌گويد: نظام خانواده در اسلام نظام شورایی با سرپرستی و مأموریت اجرایی مرد است.[15]
روایات نقل شده از امام علی یا سایر معصومين اثبات می‌کند که مقصود از «بر حذر بودن از مشورت با زنان» دقت در گفتار و اندیشه‌های زنانِ معمولی است و یا زنان هوس‌باز و کم‌خرد و تبه‌کار که دل به زخارف فریبندة دنیا بسته و چشم از حقایق برتر فرو بسته‌اند. اما زنانی که از زر و زیور دنیا اعراض کرده و به تعقل پرداخته‌اند، مانند مردان، شایستة مورد مشورت هستند و به تعبیر علامه جعفری؛ روایاتی نظیر «اياک و مشاورة النساء الاّ من جرّبت بکمال عقل» مؤید نظریة «درون شورایی و برون سرپرستی مرد» در نظام خانوادگی از دیدگاه اسلام است.[16]
روایتِ نقل شده در این زمینه، بر فرض صحت سند، به نکات یاد شده اشاره می‌کند و نه مطلق منع از مشورت با زنان یا مخالفت با نظر آنان، پس از مشورت. لذا روایات مذکور هرگز قابل تعمیم به همة بانوان نیست. این قیود با توجه به سایر روایات و آیات و نیز سیرة عملی پیامبر اکرم| و ائمه اطهار' به دست می‌آید؛ چون این بزرگواران در مشاوره خود، زنان را نیز شرکت می‌دادند.[17]
منابع
1.       زن از دیدگاه امام علی، علامه جعفری.
2.       خرد زیبا، آقای محمدرضا رجب نژاد.
3.       حقوق زن در اسلام، استاد مطهری.
4.       زن در آئینه جمال و جلال، آية‌الله جوادی آملی.


[1]. وسائل الشيعة، ج14، کتاب النکاح، ص130، باب 96 حديث 1.
[2]. بحارالانوار، ج103، باب 4، حديث56.
[3]. شيخ صدوق، خصال، ترجمه و شرح آيةالله کمره‌ای، ج1، ص122، حديث53.
[4]. کارل هافمن (و ديگران)، روان‌شناسی عمومی، ج1، مترجم: سيامک نقش بندی (و ديگران)، ص349.
[5]. همان، ج2، ص 53 و 54.
[6]. حسينی، سيد ابراهيم، فمينيزم عليه زنان، کتاب نقد، شماره 17، زمستان 79، ص164.
[7]. همان، ص165.
[8]. نساء، آية 32؛ ر.ک: علامه طباطبايی، الميزان فی تفسير القرآن، ج4، ص 375 و 358.
[9]. سيد ابراهيم، حسينی، پيشين، ص165.
[10]. بحارالانوار، ج103، ص253.
[11]. نهج‌الفصاحه، مجموعه کلمات قصار حضرت رسول|، مترجم: ابوالقاسم پاينده، ص2،حديث7.
[12]. بقره، آية 233.
[13]. محمدرضا، رجب نژاد، خرد زيبا (بررسی شبهه نقصان عقل)، تهران: انشارات عابد، بهار 80، ص91.
[14]. سوره طلاق، آية 6.
[15]. علامه جعفري، زن از ديدگاه امام علی، تنظيم و تلخيص، محمدرضا جوادی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1378، ص51.
[16]. همان، ص 104.
[17]. رجب نژاد، پيشين، ص93.

 

یک شنبه 3 شهریور 1392  3:26 PM
تشکرات از این پست
tahmores
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مشورت

اصل شورا كه از ریشه های قرآنی و روایی عمیقی در معارف اسلامی برخوردار است، از بنیان های اجتماعی اسلام به شمار می آید.

اهمیت این مبحث از آنجا ناشی می شود كه در اسلام نه تنها در امور روزمره بلكه در مهم ترین امر جامعه اسلامی، یعنی حكومت داری به این اصل مهم ارجاع داده شده است. با این حال، گرچه در مورد توجه به اصل شورا در سنت و سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و بزرگان دین- اعم از سنی و شیعه- توصیه اكید شده، اما این مهم از نیمه دوم قرن بیستم، مورد توجه اندیشمندان مسلمان قرار گرفت با این هدف كه در سازگاری اسلام با دمكراسی، این اصل(شورا) می تواند نقاط مبهم را روشن كند و به این امر مدد رساند. با این حال، كاربست اصل شورا، چه به عنوان روش در فرایند دمكراتیزه سازی دولت و چه به عنوان روشی برای گسترش دمكراسی در حاكمیت، نیازمند بازیابی و تحلیل جایگاه و مبانی علمی و فقهی آن است.

واژه مشورت و شورا در لغت و اصطلاح

مشورت و شورا در لغت از «شار العسل» گرفته شده و به معنای بیرون آوردن عسل از كندوبه دست آوردن عسل ناب است. این لغت در اصطلاح به معنای به دست آوردن راه درست و متقن از طریق نظر خواهی از عقلا و خردمندان است.

در قرآن كریم، در 4 آیه شورا مطرح شده است:

1- خداوند در آیه 159 سوره آل عمران به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دستور می دهد كه در امور با مسلمانان مشورت كند و آن را رمز پیروزی و موفقیت آن حضرت برمی شمارد.

2- خداوند در آیه 38 سوره شوری، هنگام بیان اوصاف برجسته مؤمنان می فرماید: مؤمنان كسانی هستند كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و نماز برپا می دارند و كارهایشان بین آنان با مشورت انجام می شود.

3- در سوره بقره آیه 233، خداوند می فرماید؛ اگر در مورد بازداشتن كودك از شیر قصد تصمیم گیری دارید، مشورت كنید.

4- خداوند در سوره زمر آیه18، می فرماید: پس بندگان مرا كه سخن را می شنوند و نیكوترین را پیروی می كنند، بشارت ده.

علامه طباطبایی این آیه را با آیه «و امرهم شوری بینهم» هم معنا می شمارد؛ زیرا شورا و مشورت بهترین ابزار برای رسیدن به آرا و اندیشه های نیك و خوب است.

فلسفه شورا

فلسفه مشورت در نگرش اسلامی، یافتن بهترین راه ها و اتخاذ موفق ترین تصمیمات برای رسیدن به اهداف فردی و اجتماعی است كه در واقع ثمره آن «انتخاب اصلح» است، انتخابی بدون عیب و نقص، تصمیمی بدون پیامدهای سوء و منفی و ندامت بار و یا انتخاب و تصمیمی كه لااقل دارای كمترین عیب و نقص، تبعات و عوارض منفی است.

بنابراین فلسفه شور و مشاوره، صرف دسترسی به اكثریت آراء نیست، گرچه رأی اكثریت در بسیاری از موارد به عنوان یكی از «مُرَجَّحات»، راه حل و روش مطلوب است.

نمونه هایی از مشاوره نبی اكرم صلی الله علیه و آله

الف) مشاوره در امور فرهنگی و مسائل نظامی

1) از نمونه های برجسته سیره مشاوره پیامبر صلی الله علیه و آله جنگ بدر است كه در باره اصل جنگ، تعیین مكان نبرد و اسیران جنگ با یاران خودمشورت كرد و فرمود: «اشیروا اعلی ایهاالناس» ای مردم آراء خود را برایم بگوئید. جنگ بدر در سال دوم هجری روی داد. به پیامبر گزارش رسید كه كاروانی از قریش اموال فراوان به طرف شام می برد. حضرت به منظور مقابله به مثل از مدینه خارج شد، به تعقیب كاروان پرداخت و به آن دست نیافت. كاروان قریش به شام رفت، پس از مدتی گزارش دادند كه كاروان قریش در حال باز گشت است. پیامبر صلی الله علیه و آله با313 تن در ماه مبارك سال دوم برای مصادره اموال قریش، در مقابل اموال مصادره شده مسلمانان، از مدینه خارج شد، نیروی كمكی مكه با تجهیزات كامل برای كمك با كاروان قریش حركت كرد. پیامبر صلی الله علیه و آله اصحاب خود را گرد آورد و در مورد اینكه آیا دشمن را تعقیب كنند یا با گروه نظامی قریش رو به رو شوند و یا به مدینه باز گردند، با آنان مشورت كرد: «فاستشار الناس و اخبرهم عن قریش» در این جریان نخست ابوبكر بر خاست و نظر خویش را مبنی بر جنگ با دشمن اعلام كرد. سپس عمر نظری مشابه نظر او داد. آنگاه مقداد برخاست و گفت: « ای رسول خدا، آنچه خداوند برایت مقرر فرموده عمل كن؛  ما با تو هستیم. به خدا سوگند، ما آنچه را كه بنی اسرائیل به موسی گفتند به تونمی گوئیم كه «فاذهب انت و ربك فقاتلا انا ههنا قاعدون»، تو با پروردگارت بروید و خودتان جنگ كنید كه ما اینجا نشسته و منتظریم. ما می گوییم: تو و پروردگارت بروید و بجنگید و ما هم به امر شما جنگ می كنیم.

رسول خدا صلی الله علیه و آله مقداد را ستود، در حقش دعا كرد و باز فرمود: «اشیروا علی ایهاالناس» و مقصود حضرت، انصار بودند زیرا از طرف آنان، اكثریت بودند و از طرفی در عقبه با پیامبر صلی الله علیه و آله پیمان دفاعی بسته بودند. پیامبر صلی الله علیه و آله می خواست نظر آنان را در این خصوص بداند. سعد ابن معاذ برخاست نظر خویش را مبنی بر حركت رسول خدا صلی الله علیه و آله و اطاعت مطلق از وی است و جنگ با دشمن اعلام كرد. سخنان سعد، انبساطی در رسول خدا صلی الله علیه و آله ایجاد كرد و او را خشنود ساخت. پس فرمود: «به راه افتید و بشارت باد شما را كه خداوند(پیروزی بر) یكی از این دو گروه را به من وعده داده است. (یا تصاحب كاروان و یا پیروزی بر قریش) سوگند به خدا، گویا هم اكنون جای كشته شدنشان را پیش روی خود می بینم.» رسول خدا صلی الله علیه و آله با به كارگیری این جلسه مشورتی از منزل «ذفران » حركت كرد، از گردنه ای كه موسوم به «اصافر» بود، گذشت، به سوی قریه ای كه در پایین گردنه قرار داشت، سرا زیر شد، نزدیك بدر فرود آمدو به كسب اطلاعات پرداخت. در دشت بدر آب های مختلفی به وسیله چاه هایی كه در آن حفر شده بود، وجود داشت و به همین جهت محل توقف كاروان ها بود، مسلمان ها زودتر از قریش كنار چاه ها فرود آمده بودند، واقدی می گوید: پس از فرود آمدن در كنار اولین چاه، پیامبر صلی الله علیه و آله از اصحاب خود مشورتی خواست و فرمود: «اشیروا علی فی المنزل» نظر مشورتی شما در باره این مكان چیست؟ حباب بن منذر بر خاست و نظر خویش را مبنی بر عدم مناسبت این مكان برای نبرد با دشمن اعلام كرد و گفت: اكنون كه فرمان خاص در مورد این مكان نرسیده و صرفا تدبیر جنگی است، دستور دهید تا آخرین چاه، كه به دشمن نزدیك است، پیشروی كنیم و در آنجا اردو بزنیم. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «رای صواب همان است كه گفتی». در این داستان به مشاوره اصحاب نیز با نبی اكرم صلی الله علیه و آله اشاره شده است. بدین ترتیب، با استفاده از یكی از اصول و مبانی مدیریت و رهبری حكیمانه و عمل به اصل اساس مشورت و بهره گیری از روش های نظامی بجا و روح ایمان، مسلمانان با وجود نیروی كم در مقابل نیروی بسیار دشمن به پیروزی چشمگیری دست یافتند و اسیران بسیار گرفتند.

یک شنبه 3 شهریور 1392  3:27 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مشورت

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در باره اسیران و امور دیگر مربوط به جنگ نیزبارها با اصحاب خود مشورت فرمود. مشاوره شیوه عملی رسول خدا صلی الله علیه و آله در جنگ های مختلف بود كه به نمونه های دیگری اشاره می كنیم.

2) در نبرد احزاب یا خندق نیز همین شیوه به كار رفت. و حضرت رسول صلی الله علیه و آله با اصحاب خود، جلسه مشورتی تشكیل داد.

3) در پیكار بنی قریظه، در مورد كیفیت و كمیت جنگ با یهودیان مدینه، مشورت كرد.

4) در پیكار نبی نضیر، در بر خورد با یهودیان مدینه، نیز چنین كرد.

5) در روز حدیبیه نیز در موضوع های مختلفی به مشورت پرداخت.

6) در فتح مكه، هنگامی كه آمدن ابوسفیان به حضرت گزارش شد، مشورت كرد.

7) در غزوه طائف، پس از محاصره آنها، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بااصحاب خود مشاوره كرد و سپس تصمیم گرفت.

8) در غزوه تبوك، در امور مختلف، با اصحاب خود به مشورت پرداخت، «اشیروا علی» فرمود و نظرهای صائب و آرای صحیح و نوین اصحاب را مورد ستایش قرار داد.

9) در جنگ احد در باره اینكه سپاه اسلام در مدینه مستقر شود یا بیرون رود، با اصحاب مشورت كرد و با اینكه خود موافق نبود نظر اصحاب را پذیرفت.

این نمونه ها و ده ها نمونه دیگر، حاكی از مشاوره نبی اكرم صلی الله علیه و آله در امور جنگ بود.

ب) مشاوره در امور غیر نظامی و مسایل غیر جنگی

مورخان ده ها نمونه دیگر از مشورت های نبی اكرم صلی الله علیه و آله در امور غیرنظامی و مصالح غیر جنگی در عرصه های مختلف فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و امور فردی و خانوادگی و غیره نقل كرده اند. این موارد بیانگرآن است كه شورا و مشورت به عنوان یك امر اساسی در مسائل مدیریت و حكومت و فرماندهی منحصر نیست؛  بلكه در همه شئون مربوط به امت راه دارد و ثمرات درخشانی در پی خواهد داشت. برخی از این موارد عبارت است از:

1) پیامبر صلی الله علیه و آله در باره كسانی كه به عایشه تهمت زدند، با اصحاب خود مشورت كرد و نظر آنها را خواست. مورخانی چون ابن اسحاق، واقدی، بخاری، مسلم، احمد بن حنبل، ترمذی، بیهقی و دیگران این جریان را به طور مبسوط آورده اند و ضمن اشاره به امور جلسات مشورتی نبی اكرم صلی الله علیه و آله با اصحاب، تاكید كرده اند كه نبی اكرم صلی الله علیه و آله در این حادثه با حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام و اسامه بن زید به طور ویژه مشورت كرد. مفسران اهل سنت نیز در ذیل آیات 11 تا16سوره نور كه مربوط به «افك»(تهمت عظیم) است، مطالب مبسوطی در باره تهمت به عایشه آورده اند و به مواردی از مشورت نبی اكرم صلی الله علیه و آله با اصحاب و مشورت اصحاب با حضرت اشاره كرده اند كه جای نقد و بررسی دارد و مفسران شیعی به نقادی مطالب مفسران اهل سنت پرداخته اند.

2) پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد اعزام افراد برای تبلیغ و اداره امور یك منطقه و اعطای مسئوولیت به افراد به منظور فرمانداری و استانداری و مدیریت و حكومت بخشی از مناطق تحت اداره خویش با اصحاب مشورت می كرد. اصحاب آن حضرت نیز، با پیروی از این سنت نیكو، نه تنها با رسول اكرم صلی الله علیه و آله در امور مختلف به مشورت می پرداختند، بلكه با همدیگر نیز مشورت می كردند. پژوهشی در باره روش شناسی مشاوره نبی اكرم صلی الله علیه و آله با اصحاب و بالعكس و همین طور مشاوره های مسلمانان در صدر اسلام نیازمند مقاله مستقل و جامعی است.

شورا در روایات

بخشی از احادیثی كه از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین وارد شده است ذكر می گردد:

حضرت علی علیه السلام: « كسی كه با انسان های دیگر مشورت می كند در عقل های آنان شریك است»

حضرت علی علیه السلام: « انسان همین كه خود را در سطح مشورت قرار داد از استبداد دور شده است»

حضرت علی علیه السلام: «الاستشاره عین الهدایه و قد خاطر من استغنی برأیه؛ مشورت عین هدایت است و كسی كه تنها به فكر خود اكتفا كند خویشتن را به خطر انداخته است»

حضرت علی علیه السلام: «لاظهیر او ثق من المشاوره؛ هیچ پشتیبانی مطمئن تر از مشورت نیست»

امام رضا علیه السلام فرمود: «ان رسول الله صلی الله علیه و آله كان یستشیر اصحابه ثم یعزم علی ما یرید»  نبی اكرم صلی الله علیه و آله در امور مختلف مشورت می كرد و سپس تصمیم می گرفت و عمل می كرد.

 

یک شنبه 3 شهریور 1392  3:27 PM
تشکرات از این پست
tahmores
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مشورت

فواید شورا و مشاوره

ناگفته پیداست كه شور و مشورت دارای آثار مثبت و نتایج ارزشمند فراوانی است كه با استفاده از رهنمودهای اهل بیت علیهم السلام مضبوط در جوامع روایی، به برخی از آنها اشاره می شود:

1) جلوگیری از استبداد و خودكامگی و غرور بی جا، مشاركت همگان در تصمیم گیری های اجتماعی و امكان مداخله و اظهارنظر آحاد جامعه در سرنوشت خود، راه را بر خودمحوری و تفكر استبدادی می بندد و شخص، به نارسایی فكری خود وقوف پیدا می كند.

2) شناسایی موارد خطا و اشتباه، اصلاح تصمیمات و اشتباهات

بدیهی است وقتی كه برای همگان فرصت مشاركت و دخالت در تصمیمات سرنوشت ساز اجتماعی باشد، در سایه هم فكری و نقد و نظر می توان خطاها و كژی ها را اصلاح و تصحیح كرد.

3) جلب مشاركت مردم و دخالت دادن افراد جامعه و نظارت آنان برای اجرای قانون و تدبیر امور، موجب احساس شخصیت، مسؤولیت و تقویت حس كرامت و رشد ابعاد شخصیتی و حضور فعال تر آنان در صحنه های گوناگون اجتماعی خواهد بود.

4) افزایش مصونیت در برابر خطا و اشتباه و اطمینان خاطر مسؤولین امور در اقدامات خود و معذور بودن در صورت تصمیم گیری های اشتباه و عمل طبق آن و مصونیت از حسادت دیگران در صورت پیروز شدن فكر و طرح.

5) رعایت و تأمین منافع و مصالح جمعی

تصمیم گیری بر اساس اخذ و بررسی دیدگاه های عموم، به ویژه افراد آگاه و با اطلاع و اهل فكر سبب می شود تا دخالت هوا و هوس و توجه داشتن به منافع شخصی و حزبی به حداقل برسد... چون فرد مجبور است به آرای دیگران احترام گذارده و تا حدود زیادی پا روی خواسته و فكر شخصی اش بگذارد و مصالح جمعی را مطمح نظر قرار دهد.

6) شناسایی افراد لایق و شایسته و مستعد.

7) كاهش احتمال شكست در اجرا و انجام تصمیمات

شور و مشاوره افراد ذی صلاح موجب تصمیم گیری پخته تر می شود، و در مقام اجرا، تعهد و دلسوزی بیشتری به وجود می آید و احتمال شكست كمتر می شود و در صورت شكست هم جای مذّمت و سرزنش به فرد خاصّی نخواهد بود.

8) رشد عقلانی و شكوفایی استعدادها

تبادل آراء، باروری افكار، اندیشه، قدرت تدبیر، فضای شور و مشورت، تضارب و تبادل آراء و تعاطی افكار، بستر مناسبی است برای بروز ابتكار و خلاقیت و تجلی توان و قابلیت ها و استعدادهای نهفته انسان.

9) پیدایش تفاهم و وحدت و همدلی در مقام اندیشه و عمل، احترام متقابل، انس و الفت و رفع سوء تفاهم ها و سوء برداشت ها از تصمیمات و عملكرد هم.. . و احیای حس تعاون و همدلی و همكاری.

10) جلوگیری از سوء ظن و دفع زمینه های بدگمانی و جلب نظر مردم.

11) مشاركت در عقل دیگران. چنانكه امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: «من استبد برایه هلك و من شاور الرّجال شاركها فی عقولها؛ كسی كه در كارها خودرأی باشد به هلاكت می رسد. و هر كه با مردم به مشورت پرداخت خود را در عقل آنان شریك ساخت.»

این فواید و آثار و بركات بی شمار، جامعه اسلامی را بر آن وامیدارد تا در تصمیم گیری های مهم و سرنوشت ساز، از این دستور قرآنی غفلت نورزند. و بر مسؤولان جامعه حتی امام مسلمین فرض است، به تناسب مسؤولیت و وظایفی كه برعهده دارند یا تصدی پستی را قبول می كنند، از میان متخصصان و كارشناسان مسایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و...، مشاورانی كارآمد و خوش فكر برگزینند و برای طرح و برنامه ریزی و اجراء اداره امور از آنان كمك بگیرند و خود را در همه مسایل و تمام زمینه ها، عقل كل و صاحب نظر و بری از خطا و اشتباه ندانسته و به خود رأیی و خود برتر بینی و استبداد رأی كشیده نشوند.

زیرا هر قدر انسان، دانا و هوشمند باشد در عین حال مصون از خطا و اشتباه نیست. تدبیر در كارها و اداره امور جامعه به شیوه مشورت با خردمندان و صاحبان فكر و اندیشه، جامعه را از مصونیت نسبی برخوردار و احتمال خطا و اشتباه را به حداقل می رساند.

جالب آنكه خداوند حكیم، پیامبر و ائمه علیهم السلام را به مشورت با اصحاب و نزدیكان مكلّف می كند! هرچند آنان برخوردار از علم غیب و دانش لدنی و دارای درجه عصمت كامله بودند تا چه رسد به منصوبین پیشوایان معصوم یا نُوّاب عام و كارگزاران دولت اسلامی كه بی تردید از آرای خبرگان و نظرات مشورتی متخصصان در زمینه های گوناگون، مستغنی نبوده و نخواهند بود.

قلمرو مشورت

علیهذا در اسلام شورا و مشورت وقتی موضوعیت پیدا می كند كه حكم و قانون صریح وجود نداشته باشد. آنجا كه نص صریح خدا و رسول اكرم در بیان حكمی از احكام وجود داشته و قانون و مقرراتی روشن در دست باشد: وظیفه، اجرا و عمل به آن است.

بنابراین اولاً: به استناد آیه:

«و ما كانَ لِمُؤمِن وَ لا مُؤمنَه اِذا قَضَی الله وَ رَسُولُهُ امْراً اَن یكونَ لَهُمُ الْ خِیرَهُ مِنْ اَمْرِهِم وَمَنْ یعْصِ الله وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَللاً مُبیناً»

جای شور و مشورت و اعتبار تصمیم شورا در اموری كه حكم روشن و مشخص آن از جانب خدا و رسول باشد، نیست زیرا مشورت در اصول و احكام و حدود شرعیه ای كه حكمش در كتاب و سنّت معلوم است كار لغو و عبثی است و نوعی اجتهاد در برابر نصّ بوده و تشریع و بدعت می باشد و شور و مشورت در احكام صادره از ناحیه وحی، نامعقول و ناشایست و غیر منطقی است.

ثانیاً: رأی نهایی و تصمیم گیری با نبی اكرم صلی الله علیه و آله است و حال آنكه در حكومت شورایی و جمهوری دموكراتیك، رأی اكثریت منتخبین مردم. و در حقیقت خواست اكثریت جامعه ملاك و مورد عمل است، خواه مشروع و معقول باشد، و یا منطقی و معقول نبوده و مشروعیت الهی نداشته باشد.

ویژگی های مشاورین

از باب «فاسئلوا اهل الذكر» باید با كسانی مشاوره كرد و نقطه نظرات مشورتی آنها را اخذ و بكار بست كه اهلیت و شایستگی لازم را داشته باشند. به همین جهت در لسان دین، برای مشاوران، ویژگی ها و خصوصیاتی ذكر شده كه از جمله آن خصوصیات، عبارت است از:

1. ایمان

2. تقوا

3. عقل

4. علم و تخصص، كه در آن كار یا موضوع باید دارای اطلاعات كافی و تجربه و تخصص باشد.

5. صداقت

6. خیرخواهی

7. واقع نمایی و پرهیز از افراط و تفریط

مضافاً اینكه، در نگرش اسلامی، افرادِ طرفِ مشورت باید:

الف) امین

ب) رازدار

ج) دارای نظرات شفاف و روشن باشند.

قصد پیامبر و ائمه از مشورت كردن

شكی نیست كه عمل به شورا، از اصول مسلم سیره عملی پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و اولیای الهی به شمار می آید. رسول خدا صلی الله علیه و آله و جانشینان آن حضرت با آنكه معصوم بودند و حتی با قطع نظر از وحی و مقام والای الهی از نظر فكر و بینش و منش از مشورت بی نیاز بودند، با مشورت كردن دو نكته را تعقیب می كردند:

1) اهمیت مشورت و شورا را به مسلمانان یاد آوری كنند و این روحیه را در عرصه های مختلف جامعه اسلامی، ایجاد و تقویت نمایند.

2) ضمن آموزش عملی به مسلمانان بیاموزند كه چگونه به این سیره عمل كنند و از ثمرات درخشان آن برخور دار شوند. پس از آن حضرت، این سنت الهی را به نیكی استمرار بخشند و زندگی را براساس مشورت بنیاد نهند.

یک شنبه 3 شهریور 1392  3:27 PM
تشکرات از این پست
tahmores
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به: (amir83610 )

با  سلام و تشکر

کاربر محترم و همراه راسخون 

در قوانین تالار گفتگو آزاد ذکر شده است  کپی پیست در این تالار ممنونع میباشد

خوشحال میشویم نظرات خودتون رو بیان کنید 

تا دوستان به بحث و گقتگو بپردازن

یک شنبه 3 شهریور 1392  3:55 PM
تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon
دسترسی سریع به انجمن ها