پاسخ به:مشورت
یک شنبه 3 شهریور 1392 3:25 PM
|
|
 |
|
|
|
موضوع مشاوره در اسلام با اهمیت خاصى تلقى شده، پیغمبر اكرم (ص) با این كه قطع نظر از وحى آسمانى آن چنان فكر نیرومندى داشت كه نیازى به مشاوره نداشت براى اینكه از یك سو مسلمانان را به اهمیت مشورت متوجه سازد تا آن را جزء برنامه هاى اساسى زندگى خود قرار دهند، و از سوى دیگر، نیروى فكر و اندیشه را در افراد پرورش دهد، در امور عمومى مسلمانان كه جنبه اجراى قوانین الهى داشت (نه قانونگذارى) جلسه مشاوره تشكیل مى داد، و مخصوصاً براى رأى افراد صاحب نظر ارزش خاصى قائل بود، تا آنجا كه گاهى از رأى خود براى احترام آنها، صرف نظر مینمود چنان كه نمونه آن را در "جنگ احد" می توان مشاهده كرد و مى توان گفت: یكى از عوامل موفقیت پیامبر(ص) در پیشبرد اهداف اسلامى همین موضوع بود.
خداوند درسوره آل عمران آیه 159 به پیامبرمی فرماید:«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِینَ؛ از پرتو رحمت الهى در برابر آنها نرم (و مهربان) شدى و اگر خشن و سنگدل بودى از اطراف تو پراكنده مى شدند بنابراین آنها را عفو كن و براى آنها طلب آمرزش نما و در كارها با آنها مشورت كن اما هنگامى كه تصمیم گرفتى (قاطع باش و) بر خدا توكل كن زیرا خداوند متوكلان را دوست دارد».
دستور به مشورت
«وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» بعد از فرمان عفو عمومى، براى زنده كردن شخصیت آنها و تجدید حیات فكرى و روحى آنان دستور مى دهد كه در كارها با مسلمانان مشورت كن و رأى و نظر آنها را بخواه. این دستور بخاطر آن است كه پیامبر (ص) قبل از آغاز جنگ احد در چگونگى مواجهه با دشمن با یاران خود مشورت كرد و نظر اكثریت بر این شد كه اردوگاه، دامنه احد باشد و دیدیم كه این نظر، محصول رضایت بخشى نداشت. در اینجا این فكر به نظر بسیارى مى رسید كه در آینده پیامبر(ص) نباید با كسى مشورت كند. قرآن به این طرز تفكر پاسخ مى گوید و دستور مى دهد كه باز هم با آنها مشورت كن هر چند نتیجه مشورت در پاره اى از موارد، سودمند نباشد زیرا از نظر كلى كه بررسى كنیم منافع آن روی هم رفته بمراتب بیش از زیانهاى آن است و اثرى كه در آن براى پرورش فرد و اجتماع و بالا بردن شخصیت آنها وجود دارد از همه اینها بالاتر است.
اكنون ببینیم پیامبر (ص) در چه موضوعاتى با مردم مشورت مى كرد. گرچه كلمه "الامر" در «شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْر» مفهوم وسیعى دارد و همه كارها را شامل مى شود ولى مسلم است كه پیامبر (ص) هرگز در احكام الهى با مردم مشورت نمى كرد بلكه در آنها صرفاً تابع وحى بود. بنابراین مورد مشورت، تنها طرز اجراى دستورات و نحوه پیاده كردن احكام الهى بود و بعبارت دیگر پیامبر (ص) در قانونگذارى، هیچوقت مشورت نمى كرد و تنها در طرز اجراى قانون نظر مسلمانان را مى خواست و لذا گاهى كه پیامبر (ص) پیشنهادى را طرح مى كرد مسلمانان نخست سؤال مى كردند كه آیا این یك حكم الهى است؟ و یك قانون است كه قابل اظهار نظر نباشد و یا مربوط به چگونگى تطبیق قوانین مى باشد. اگر از قبیل دوم بود اظهار نظر مى كردند و اگر از قبیل اول بود تسلیم مى شدند.
چنان كه در جنگ بدر لشكر اسلام طبق فرمان پیغمبر (ص) مى خواستند در نقطه اى اردو بزنند یكى از یاران بنام" حباب بن منذر" عرض كرد اى رسول خدا! این محلى را كه براى لشگرگاه انتخاب كرده اید طبق فرمان خدا است كه تغییر آن جایز نباشد و یا صلاحدید خود شما مى باشد. پیامبر (ص) فرمود: فرمان خاصى در آن نیست، عرض كرد: اینجا به این دلیل و آن دلیل جاى مناسبى براى اردوگاه نیست دستور دهید لشكر از این محل حركت كند و در نزدیكى آب براى خود محلى انتخاب نماید. پیغمبر اكرم نظر او را پسندید و مطابق رأى او عمل كرد (تفسیر المنار ج 4 ص 200).
اصولاً مردمى كه كارهاى مهم خود را با مشورت و صلاح اندیشى یكدیگر انجام میدهند و صاحب نظران آنها به مشورت مى نشینند، كمتر گرفتار لغزش مى شوند. به عكس افرادى كه: گرفتار استبداد رأى هستند و خود را بى نیاز از افكار دیگران مى دانند - هر چند از نظر فكرى فوق العاده باشند - غالباً گرفتار اشتباهات خطرناك و دردناكى مى شوند. از این گذشته استبداد رأى، شخصیت را در توده مردم مى كشد و افكار را متوقف مى سازد، و استعدادهاى آماده را نابود مى كند، و به این ترتیب بزرگترین سرمایه هاى انسانى یك ملت از دست مى رود. به علاوه كسى كه در انجام كارهاى خود با دیگران مشورت مى كند، اگر مواجه با پیروزى شود كمتر مورد حسد واقع مى گردد، زیرا دیگران پیروزى وى را ازخودشان مى دانند و معمولاً انسان نسبت به كارى كه خودش انجام داده حسد نمى ورزد و اگر احیاناً مواجه با شكست گردد زبان اعتراض و ملامت و شماتت مردم بر او بسته است، زیرا كسى به نتیجه كار خودش اعتراض نمى كند، نه تنها اعتراض نخواهد كرد بلكه دلسوزى و غمخوارى نیز مى كند.
یكى دیگر از فوائد مشورت این است كه انسان ارزش شخصیت افراد و میزان دوستى و دشمنى آنها را با خود درك خواهد كرد و این شناسایى راه را براى پیروزى او هموار مى كند و شاید مشورتهاى پیامبر با آن قدرت فكرى و فوق العاده اى كه در حضرتش وجود داشت، بخاطر مجموع این جهات بوده است.
در اخبار اسلامى تاكید زیادى روى مشاوره شده است. در حدیثى از پیامبر اكرم (ص) نقل شده كه فرمود: «ما شقى عبد قط بمشورة و لا سعد باستغناء رأى؛ هیچكس هرگز با مشورت بدبخت و با استبداد رأى، خوشبخت نشده است» (تفسیر ابو الفتوح رازى). در سخنان علی (ع) مى خوانیم: «من استبد برأیه هلك و من شاور الرجال شاركها فى عقولهم؛ هر که خودکامگی کند به هلاکت رسد و هر که با دیگران مشورت کند در عقل آنان شرکت جسته است» (نهج البلاغه، حکمت 161). و نیز از پیامبر (ص) نقل شده كه فرمود: «اذا كان امرائكم خیاركم و اغنیائكم سمحائكم و امركم شورى بینكم فظهر الارض خیر لكم من بطنها و اذا كان امرائكم شراركم و اغنیائكم بخلائكم و لم یكن امركم شورى بینكم فبطن الارض خیر لكم من ظهرها؛ هنگامى كه زمامداران شما، نیكان شما باشند و توانگران شما سخاوتمندان و كارهایتان به مشورت انجام گیرد، در این موقع روى زمین از زیر زمین براى شما بهتر است (یعنى شایسته حیات و زندگى هستید) ولى اگر زمامدارانتان، بدان، و ثروتمندان، افراد بخیل باشند و در كارها مشورت نكنید در این صورت، زیر زمین از روى آن براى شما بهتر است« (تفسیر ابو الفتوح رازى).
|
|
|