پاسخ به:مشورت
یک شنبه 3 شهریور 1392 3:27 PM
اصل شورا كه از ریشه های قرآنی و روایی عمیقی در معارف اسلامی برخوردار است، از بنیان های اجتماعی اسلام به شمار می آید.
اهمیت این مبحث از آنجا ناشی می شود كه در اسلام نه تنها در امور روزمره بلكه در مهم ترین امر جامعه اسلامی، یعنی حكومت داری به این اصل مهم ارجاع داده شده است. با این حال، گرچه در مورد توجه به اصل شورا در سنت و سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و بزرگان دین- اعم از سنی و شیعه- توصیه اكید شده، اما این مهم از نیمه دوم قرن بیستم، مورد توجه اندیشمندان مسلمان قرار گرفت با این هدف كه در سازگاری اسلام با دمكراسی، این اصل(شورا) می تواند نقاط مبهم را روشن كند و به این امر مدد رساند. با این حال، كاربست اصل شورا، چه به عنوان روش در فرایند دمكراتیزه سازی دولت و چه به عنوان روشی برای گسترش دمكراسی در حاكمیت، نیازمند بازیابی و تحلیل جایگاه و مبانی علمی و فقهی آن است.
مشورت و شورا در لغت از «شار العسل» گرفته شده و به معنای بیرون آوردن عسل از كندوبه دست آوردن عسل ناب است. این لغت در اصطلاح به معنای به دست آوردن راه درست و متقن از طریق نظر خواهی از عقلا و خردمندان است.
در قرآن كریم، در 4 آیه شورا مطرح شده است:
1- خداوند در آیه 159 سوره آل عمران به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دستور می دهد كه در امور با مسلمانان مشورت كند و آن را رمز پیروزی و موفقیت آن حضرت برمی شمارد.
2- خداوند در آیه 38 سوره شوری، هنگام بیان اوصاف برجسته مؤمنان می فرماید: مؤمنان كسانی هستند كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و نماز برپا می دارند و كارهایشان بین آنان با مشورت انجام می شود.
3- در سوره بقره آیه 233، خداوند می فرماید؛ اگر در مورد بازداشتن كودك از شیر قصد تصمیم گیری دارید، مشورت كنید.
4- خداوند در سوره زمر آیه18، می فرماید: پس بندگان مرا كه سخن را می شنوند و نیكوترین را پیروی می كنند، بشارت ده.
علامه طباطبایی این آیه را با آیه «و امرهم شوری بینهم» هم معنا می شمارد؛ زیرا شورا و مشورت بهترین ابزار برای رسیدن به آرا و اندیشه های نیك و خوب است.
فلسفه مشورت در نگرش اسلامی، یافتن بهترین راه ها و اتخاذ موفق ترین تصمیمات برای رسیدن به اهداف فردی و اجتماعی است كه در واقع ثمره آن «انتخاب اصلح» است، انتخابی بدون عیب و نقص، تصمیمی بدون پیامدهای سوء و منفی و ندامت بار و یا انتخاب و تصمیمی كه لااقل دارای كمترین عیب و نقص، تبعات و عوارض منفی است.
بنابراین فلسفه شور و مشاوره، صرف دسترسی به اكثریت آراء نیست، گرچه رأی اكثریت در بسیاری از موارد به عنوان یكی از «مُرَجَّحات»، راه حل و روش مطلوب است.
1) از نمونه های برجسته سیره مشاوره پیامبر صلی الله علیه و آله جنگ بدر است كه در باره اصل جنگ، تعیین مكان نبرد و اسیران جنگ با یاران خودمشورت كرد و فرمود: «اشیروا اعلی ایهاالناس» ای مردم آراء خود را برایم بگوئید. جنگ بدر در سال دوم هجری روی داد. به پیامبر گزارش رسید كه كاروانی از قریش اموال فراوان به طرف شام می برد. حضرت به منظور مقابله به مثل از مدینه خارج شد، به تعقیب كاروان پرداخت و به آن دست نیافت. كاروان قریش به شام رفت، پس از مدتی گزارش دادند كه كاروان قریش در حال باز گشت است. پیامبر صلی الله علیه و آله با313 تن در ماه مبارك سال دوم برای مصادره اموال قریش، در مقابل اموال مصادره شده مسلمانان، از مدینه خارج شد، نیروی كمكی مكه با تجهیزات كامل برای كمك با كاروان قریش حركت كرد. پیامبر صلی الله علیه و آله اصحاب خود را گرد آورد و در مورد اینكه آیا دشمن را تعقیب كنند یا با گروه نظامی قریش رو به رو شوند و یا به مدینه باز گردند، با آنان مشورت كرد: «فاستشار الناس و اخبرهم عن قریش» در این جریان نخست ابوبكر بر خاست و نظر خویش را مبنی بر جنگ با دشمن اعلام كرد. سپس عمر نظری مشابه نظر او داد. آنگاه مقداد برخاست و گفت: « ای رسول خدا، آنچه خداوند برایت مقرر فرموده عمل كن؛ ما با تو هستیم. به خدا سوگند، ما آنچه را كه بنی اسرائیل به موسی گفتند به تونمی گوئیم كه «فاذهب انت و ربك فقاتلا انا ههنا قاعدون»، تو با پروردگارت بروید و خودتان جنگ كنید كه ما اینجا نشسته و منتظریم. ما می گوییم: تو و پروردگارت بروید و بجنگید و ما هم به امر شما جنگ می كنیم.
رسول خدا صلی الله علیه و آله مقداد را ستود، در حقش دعا كرد و باز فرمود: «اشیروا علی ایهاالناس» و مقصود حضرت، انصار بودند زیرا از طرف آنان، اكثریت بودند و از طرفی در عقبه با پیامبر صلی الله علیه و آله پیمان دفاعی بسته بودند. پیامبر صلی الله علیه و آله می خواست نظر آنان را در این خصوص بداند. سعد ابن معاذ برخاست نظر خویش را مبنی بر حركت رسول خدا صلی الله علیه و آله و اطاعت مطلق از وی است و جنگ با دشمن اعلام كرد. سخنان سعد، انبساطی در رسول خدا صلی الله علیه و آله ایجاد كرد و او را خشنود ساخت. پس فرمود: «به راه افتید و بشارت باد شما را كه خداوند(پیروزی بر) یكی از این دو گروه را به من وعده داده است. (یا تصاحب كاروان و یا پیروزی بر قریش) سوگند به خدا، گویا هم اكنون جای كشته شدنشان را پیش روی خود می بینم.» رسول خدا صلی الله علیه و آله با به كارگیری این جلسه مشورتی از منزل «ذفران » حركت كرد، از گردنه ای كه موسوم به «اصافر» بود، گذشت، به سوی قریه ای كه در پایین گردنه قرار داشت، سرا زیر شد، نزدیك بدر فرود آمدو به كسب اطلاعات پرداخت. در دشت بدر آب های مختلفی به وسیله چاه هایی كه در آن حفر شده بود، وجود داشت و به همین جهت محل توقف كاروان ها بود، مسلمان ها زودتر از قریش كنار چاه ها فرود آمده بودند، واقدی می گوید: پس از فرود آمدن در كنار اولین چاه، پیامبر صلی الله علیه و آله از اصحاب خود مشورتی خواست و فرمود: «اشیروا علی فی المنزل» نظر مشورتی شما در باره این مكان چیست؟ حباب بن منذر بر خاست و نظر خویش را مبنی بر عدم مناسبت این مكان برای نبرد با دشمن اعلام كرد و گفت: اكنون كه فرمان خاص در مورد این مكان نرسیده و صرفا تدبیر جنگی است، دستور دهید تا آخرین چاه، كه به دشمن نزدیك است، پیشروی كنیم و در آنجا اردو بزنیم. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «رای صواب همان است كه گفتی». در این داستان به مشاوره اصحاب نیز با نبی اكرم صلی الله علیه و آله اشاره شده است. بدین ترتیب، با استفاده از یكی از اصول و مبانی مدیریت و رهبری حكیمانه و عمل به اصل اساس مشورت و بهره گیری از روش های نظامی بجا و روح ایمان، مسلمانان با وجود نیروی كم در مقابل نیروی بسیار دشمن به پیروزی چشمگیری دست یافتند و اسیران بسیار گرفتند.