0

مشورت

 
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مشورت
یک شنبه 3 شهریور 1392  3:26 PM

قابل توجه اینكه: تعبیر در اینجا به صورتى است كه آن را یك برنامه مستمر مؤمنان مى شمرد، نه تنها در یك كار زودگذر و موقت، مى گوید همه كارهاى آنها در میانشان به صورت شورى است و جالب اینكه خود پیامبر (ص) با اینكه عقل كل بود و با مبدء وحى ارتباط داشت در مسائل مختلف اجتماعى و اجرایى، در جنگ و صلح و امور مهم دیگر، به مشورت با یاران مى نشست، و حتى گاه نظر آنها را ترجیح مى داد با اینكه مشكلاتى از این ناحیه حاصل مى شد، تا الگو و اسوه اى براى مردم باشد، چرا كه بركات مشورت از زیانهاى احتمالى آن به مراتب بیشتر است. چند موضوع را باید در اینجا متذکر شد:

الف: شورى منحصراً در مورد كارهاى اجرایى و شناسایى موضوعات است نه درباره احكام كه تنها باید از مبدء وحى و از كتاب و سنت گرفته شود. تعبیر به «امرهم» (كارهایشان) نیز ناظر به همین معنى است چرا كه احكام كار مردم نیست كار خدا است. بنابراین اگر بعضى از مفسران مانند " آلوسى" دامنه آن را توسعه داده اند و احكام را در آنجا كه نص خاصى در آن وارد نشده مشمول آن شمرده اند بى اساس است به خصوص اینكه ما معتقدیم هیچ امرى در اسلام نیست مگر اینكه نص عام یا خاصى در مورد آن صادر شده است، وگرنه «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ؛ امروز دین شما را بر شما کامل کردم (مائده/3)» صحیح نبود.

ب: بعضى از مفسران گفته اند كه شأن نزول جمله «أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ» در مورد انصار است، و این یا به خاطر آن است كه آنها حتى قبل از اسلام كارهایشان بر اساس شورى بود و یا اشاره به آن گروهى از انصار است كه قبل از هجرت پیامبر (ص) ایمان آوردند، و در "عقبه" با او بیعت كردند، و از حضرتش دعوت به مدینه نمودند (چون این سوره مكى است و آیات فوق نیز ظاهراً در مكه نازل شده). ولى به هر حال آیه مخصوص شأن نزولش نیست و یك برنامه عمومى و همگانى را بیان مى كند. این سخن را با حدیثى از امیر مؤمنان على (ع) پایان مى دهیم، آنجا كه فرمود: «لا ظهیر كالمشاورة و الاستشارة عین الهدایة؛ هیچ پشتیبان و تكیه گاهى همچون مشورت نیست و مشورت عین هدایت است» (وسائل الشیعه جلد 8 صفحه 425 باب 21 از ابواب احكام العشرة).

قرآن کریم همچنین می فرماید: «و تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان؛ در کارهای خوب، در احسانها و منشأ خیر شدن ها و بر اقامه تقوا و طهارت، یکدیگر را اعانت کنید و به کمک یکدیگر بشتابید، و اما در شر و فساد و کینه توزی ها یکدیگر را اعانت نکنید» (مائده/2).

امیرالمؤمنین راجع به اتفاق و اتحاد بیانات زیادی دارد، در اینجا با این فکر مبارزه می کند که بعضی از مردم را غرور می گیرد و خودشان را ما فوق هم فکری و همکاری، ما فوق عقل و فکر و عمل دیگران فرض می کنند، فکر نمی کنند که عقل فرد هر اندازه صائب باشد و عمل فرد هر اندازه مؤثر باشد مثل عقل اجتماعی و عمل اجتماعی نیست. با توجه به مطالب فوق می توان نتیجه گرفت که در دستورات دین مقدس اسلام به مشورت توصیه اکیدی شده خصوصاً در کارهای اجتماعی. اولاً خود قرآن می فرماید: والذین استجابوا لربهم و اقاموا الصلوه و امرهم شوری بینهم و مما رزقناهم ینفقون؛ آنها که دعوت الهی را پذیرفته و نماز را بپا داشته اند و کارهای خود را با مشورت حل و فصل می کنند و از روزیها که به آنها داده ایم انفاق می کنند، یکی از مختصات اهل ایمان را ایمان مطلب قرار می دهد که کارهاشان را با شور و هم فکری صورت می دهند، آن را هم ردیف نماز و انفاق قرار داده ، درباره رسول اکرم می فرماید: «فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر»؛ نسبت به مردم عفو و گذشت داشته باش، برای آنها دعا و استغفار کن و در کارها با آنها مشورت کن.

رسول خدا با آنکه پیغمبر بود و با آنکه مردم توقع نداشتند که او رأی و عقیده و نظر آنها را بخواهد و دخالت دهد، او خودش برای آنکه مردم را تحقیر نکرده باشد، برای آنکه به مردم شخصیت بدهد و شخصیت آنها را محترم بشمارد، برای اینکه دستور العمل امت باشد برای همیشه، با آنها مشورت می کرد و از آنها نظر می خواست. داستان مشورت نظامی در جنگ خندق و نظر دادن سلمان فارسی که در ایران در این گونه مواقع دور شهر خندق می کنند و به این وسیله از خود دفاع می کنند و پذیرفتن نظر سلمان توسط رسول اکرم، معروف است.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها