مشاوره و رایزنی از اصول سیاست اجتماعی، اداری و نظامی اسلام است. مهمترین هدف مشورت، یافتن بهترین گزینه و شیوههای اجرایی است. از این رو، نمیتوان با هر کسي مشورت کرد. آيات و روايات فراواني دربارة تشویق مردم به مشورت و همفکری وجود دارد. تنها دربارة مشورت مردان با زنان اختلاف وجود دارد که نمونة آن ذکر میگردد:
1. امام باقر فرمود: «و لا تشاوروهنّ فی النجوی و لا تطيعوهنّ فی ذی قرابه[1]؛ در نجوا (امور سری) با زنان مشورت نکنید و دربارة اقوام و بستگان، پیرو نظراتشان نباشید».
2. امام علی فرمود: «ايّاک و مشاورة النّساء الاّ من جربت بکمال عقلها[2]؛ از مشورت با زنان بپرهیز، مگر زنانی که رشد عقلی در آنان سراغ داری.»
بر اساس آیات و روایات، اصل مشورت، مورد تأکید اسلام است. روایاتی که دربارة مشورت نکردن با زنان وارد شده ناظر به موارد خاصی است، زیرا گاه در آنها نکات ضعفی وجود دارد که مشورت با آنان مایة بدبختی و عقبافتادگی میگردد. رسول خدا| به امام علی میفرماید: «اي علی! با ترسو، بخیل و حریص مشورت نکن، زیرا ترسو راه را بر تو میبندد و بخیل از عزم و همّت تو نسبت به نتیجة کار میکاهد و حریص، جمع مال را در نظرت جلوه میدهد. اي علی! بدان که ترسو و بخیل و حریص دارای یک طبیعتاند که بدگمانی به خدا از آنان سرچشمه میگیرد.»[3]
طبق این حدیث، انسان نباید با مردان بیتجربه، بخیل، حریص و ترسو مشورت کند. مقصود امام علی از عدم مشاوره با زنان، مشورت با زنان بیتجربه است و این نهی، اختصاص به زنان ندارد.
برخی از ویژگیهای بیولوژیکی و زیستشناختی بانوان (غلبة احساسات و هیجانها بر خردورزی) و نیز محدودیت اجتماعی آنها، باعث کاهش تجربة آنان میگردد و در نتيجه مشورت با بانوان را محدود نموده است. در دو نکته بین آموزههای اسلام و یافتههای علوم جدید از جمله روانشناسی تفاوتی نیست:
الف) تساوی میزان هوش زن و مرد: «کارل هافمن» تصریح میکند که زنها به اندازة مردها هوشمندند، گرچه مغزهای آنان به طور متوسط 20 درصد کوچکتر از مغز مردهاست.[4]
ب) فزونی هيجانهاي در بانوان نسبت به مردان: «پژوهشهای انجام شده بر روی دانشجویان نشان میدهد که در چهار مورد از پنج مورد، هیجان اساسی (شادی، عشق، ترس، اندوه و خشم)، زنها هیجانهای شدیدتر و فراوانتری نسبت به مردها دارند. آن هیجان مورد استثنا که مردها از زنان پیشی میگیرند، خشم است. زنان نه تنها هیجانهای ظریف (شادی، عشق، ترس و اندوه) را با شدت و فراوانی بیشتری تجربه میکنند. همچنین در موقعیتهای مثبت و منفی، هیجانها را بهتر تشخیص داده و بیشتر به آنها پاسخ میدهند.[5]
پس عقل زنان هرگز کمتر از مردان نیست، بلکه تعقل آنان (بهرهگیری از عقل) کمتر است و این به واسطة احساساتیتر بودن آنان است.
خانم «کلیودالسون»، روانشناسي که مدتها در این زمینه تحقیقات و پژوهشهایی داشته، ميگويد: «به این نتیجه رسیدهام که خانمها تابع احساسات و آقایان تابع عقل هستند.»[6]
«اتو کلایی برگ» مینویسد: «زنان بیشتر به کارهای خانه و اشیاء و اعمال ذوقی علاقه نشان میدهند و کارهایی را دوست دارند که در آنها باید مواظبت و دلسوزی بسیاری داشت؛ مانند مواظبت از کودکان و اشخاص عاجز و بینوا. زنان عموماً احساساتیتر از مردان هستند.»[7]
البته بر خلاف نظر خانم «کلیودالسون»، به نظر ما لازمة زیست اجتماعی و تقسیم وظایف، اختلاف کارکردهاست. اين امر به نوبة خود مقتضیات خاص خود را دارد و چنانچه خانمها لبريز از عواطف و احساسات نباشند، آیا میتوانند در تربیت فرزندان ـ که مهمترین سرمایة جامعه است ـ موفق باشند؟ و آیا این نقش ـ که به قول افلاطون؛ مادران با همان دستی که گهواره را تکان میدهند، جهان را زير و رو میکنند ـ کمتر از نشستن پشت دستگاه صنعتی یا اختراع یک ابزار آهنین است؟ لذا قرآن کریم پس از ذکر وجود تفاوت زن و مرد، میفرماید: نباید هیچ یک از شما از مواهبی که در صنف دیگر قرار دادیم، مطالبه کند، چرا که هر یک از این ویژگیها به مقتضای حکمت الهی است: {و لا تتمنوا ما فضل الله به بعضکم علی بعض للرجال نصيب مما اکتسبوا و للنساء نصيب مما اکتسبن و اسئلوا الله من فضله ان الله کان بکل شیء عليماً.}[8]
دکتر «الکیس کارل» متذکر میشود: «زنان باید به بسط مواهب طبیعی خود در جهت و سرشت خاص خویش بدون تقلیدِ کورکورانه از مردان بکوشند. وظیفة ایشان در راه تکامل بشریت، خیلی بزرگتر از مردهاست و نبایستی آن را سرسری بگیرند و رها سازند.»[9]
به دليل احساساتیتر بودن زنان و نیز حضور کمتر آنان در جامعه که باعث نپختگی و کمتجربگي آنان میشود، محدودیتهایی در بهرهگیری از نظر مشورتی آنان به وجود آورده است. از اینرو، در حدیثی از امام علی نقل شده است: «ایّاک و مشاوره ـ النساء؛ از مشورت با زنان بپرهیزید» که پس از آن، زنانی که کمال عقلشان آزموده و اثبات شده استثناء میشود :«الا من جربت بکمال عقل.»[10]
ذکر این نکته لازم است که چه بسیار مردانی هستند که احساساتیتر یا کم تجربهتر از زنان میباشند، که مشورت با آنان نیز نافع نیست و چه بسا زیان بار هم باشد. بر اساس حدیث یاد شده، امام علی کمال عقل و آگاهی را در مشورت شونده، شرط میداند و زن بودن را مانع اصلي جواز مشورت نمیشمارد.
از سوی دیگر، در برخی امور که تخصص و آشنایی زنان بیشتر است، سفارش شده است که با زنان مشورت کنید.
رسول اکرم| میفرماید: «ائتمروا النساء فی بناتهنّ؛ در امور مربوط به دخترانتان با زنان خود مشورت کنید.»[11]
خداوند متعال در برخی مسائل خانوادگی به مشورت زن و مرد و تبادل افکار آنان دستور داده است: {فإن أرادا فصالاً عن تراضٍ منهما و تشاور فلا جناح عليهما}؛ اگر پدر و مادر بخواهند با رضایت و مشورت یکدیگر فرزندشان را زودتر از دو سال از شیر بازگیرند مرتکب گناهی نشدهاند.»[12]
مقصود از تشاور، همدلی و همرأیی و مشاوره میان زن و مرد است. مادر چیزهایی از تربیت فرزند میداند که گاهي پدر نمیداند؛ پس اگر هم فکری و رایزنی نکنند به زیان فرزند است.»[13] در سورة طلاق نیز دربارة همفکری و همکاری زن و مرد اشاره شده است.[14]
مرحوم علامه جعفری ميگويد: نظام خانواده در اسلام نظام شورایی با سرپرستی و مأموریت اجرایی مرد است.[15]
روایات نقل شده از امام علی یا سایر معصومين اثبات میکند که مقصود از «بر حذر بودن از مشورت با زنان» دقت در گفتار و اندیشههای زنانِ معمولی است و یا زنان هوسباز و کمخرد و تبهکار که دل به زخارف فریبندة دنیا بسته و چشم از حقایق برتر فرو بستهاند. اما زنانی که از زر و زیور دنیا اعراض کرده و به تعقل پرداختهاند، مانند مردان، شایستة مورد مشورت هستند و به تعبیر علامه جعفری؛ روایاتی نظیر «اياک و مشاورة النساء الاّ من جرّبت بکمال عقل» مؤید نظریة «درون شورایی و برون سرپرستی مرد» در نظام خانوادگی از دیدگاه اسلام است.[16]
روایتِ نقل شده در این زمینه، بر فرض صحت سند، به نکات یاد شده اشاره میکند و نه مطلق منع از مشورت با زنان یا مخالفت با نظر آنان، پس از مشورت. لذا روایات مذکور هرگز قابل تعمیم به همة بانوان نیست. این قیود با توجه به سایر روایات و آیات و نیز سیرة عملی پیامبر اکرم| و ائمه اطهار' به دست میآید؛ چون این بزرگواران در مشاوره خود، زنان را نیز شرکت میدادند.[17]
منابع
1. زن از دیدگاه امام علی، علامه جعفری.
2. خرد زیبا، آقای محمدرضا رجب نژاد.
3. حقوق زن در اسلام، استاد مطهری.
4. زن در آئینه جمال و جلال، آيةالله جوادی آملی.
[1]. وسائل الشيعة، ج14، کتاب النکاح، ص130، باب 96 حديث 1.
[2]. بحارالانوار، ج103، باب 4، حديث56.
[3]. شيخ صدوق، خصال، ترجمه و شرح آيةالله کمرهای، ج1، ص122، حديث53.
[4]. کارل هافمن (و ديگران)، روانشناسی عمومی، ج1، مترجم: سيامک نقش بندی (و ديگران)، ص349.
[5]. همان، ج2، ص 53 و 54.
[6]. حسينی، سيد ابراهيم، فمينيزم عليه زنان، کتاب نقد، شماره 17، زمستان 79، ص164.
[8]. نساء، آية 32؛ ر.ک: علامه طباطبايی، الميزان فی تفسير القرآن، ج4، ص 375 و 358.
[9]. سيد ابراهيم، حسينی، پيشين، ص165.
[10]. بحارالانوار، ج103، ص253.
[11]. نهجالفصاحه، مجموعه کلمات قصار حضرت رسول|، مترجم: ابوالقاسم پاينده، ص2،حديث7.
[13]. محمدرضا، رجب نژاد، خرد زيبا (بررسی شبهه نقصان عقل)، تهران: انشارات عابد، بهار 80، ص91.
[15]. علامه جعفري، زن از ديدگاه امام علی، تنظيم و تلخيص، محمدرضا جوادی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1378، ص51.
[17]. رجب نژاد، پيشين، ص93.