0

“چند جمله با خدا”

 
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”


من خالصانه به درگاه تو دعا می کنم. از آنگونه اش که بلدم. از آنگونه که زبان من است و کلام من است و لحن من. و چیزی بیش از این طلبم نیست. 

من می خواهم حست کنم. حضورت را و مهرت را. عظمتت را. بی حضور تو گم می شوم. میدانی که چه می گویم.

خدایم...

دنیای تو بزرگ و رنگا و رنگ و چشم انسان کوچک و کم ظرفیت است. تا بیاید این دنیا را در خود جا دهد چیزهای بزرگتر را فراموش می کند. چیزهایی که به چشم نمی آیند و باقلب اما حس می شوند.

مرا غرق این دنیا نکن. به من آرامش خاطری عطا کن که از ایمانم سرچشمه گرفته باشد.

مرا در طلب این دنیا پیر نکن.

خدایم مرا به خصومت و یا مهربانی با انسانها به خاطر منافع و یا زیانهایی که به من می رسانند نکشان چه تنها نفع انسان در رضایت توست!

پروردگارم مرا درگیر خودم و  خودپرستیم ننما

خدایم مرا محتاج هیچ بنی بشری نفرما

پروردگارم دعاهایم را اجابت کن و اگر که به خیرم نباشند قدرت و شهامت و ایمان لازم برای قبول و شکرگذاری به هنگام اجابت نشدنم را به من عطا بفرما

خدایم نگذار هیچ کسی خود را خدای من بپندارد و آزادگیم را در چنگ بگیرد.

خدایم به من توان مداومت در برقراری عهدم را عطا بفرما

به من صبر و تامل عطا بفرما

من از تو فرشتگان ناجی و معجزات بزرگ نمی خواهم. من از تو تکاملی تدریجی در معنویات و مادیات زندگیم را می طلبم.

پس وسوسه ی تغییرات بزرگی را که شیطان به آسانی در پشت هیجانات شیرین ناشی از این تغییرات خود را پنهان می کند، از دل و روح و عقل من برای همیشه و همیشه دور گردان.

مرا مفید و خلاق برای بشریت قرار ده

خدایم...

به انسویم کشان که راه مستقیم توست و من نمی دانم که چه راهی است و تو می دانی که چه راهی است.

خدایم...

آنگونه ام کن که دوست داری بدانها نعمتهایت را ارزانی بداری

و من نمی دانم که آنها چگونه اند...

اما می دانم که بر آنها خشم نمی گیری

و آنها از گمراهان نیستند.

خدایم ایمانم را هرگز و هرگز کمرنگ نکن

 

 

 

 

یک شنبه 11 تیر 1391  6:19 PM
تشکرات از این پست
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”

دو قطره

به نام خدا

تو را می ستایم چرا که عظمت و ابهتت به بی ارزش بودنم ارزش می دهد.

به اینکه بنده ی بی امانی باشم که خداوندگارش تویی.

به این که مطیع و فرمانبرداری باشم که حاکم و فرمانروایش تویی.

که کوچکی باشم در قیاس عظمت تو

و محتاجی که از تو غنی می شود.

و این می شود که می شوم با ارزش...

و او که تو را ندارد... یا که دارد ولی عظمتت را نمی داند و هنوز خود را بزرگ می داند و خود را دوست می دارد چه چیزی ارزانیش خواهد شد جز تباهی؟

 تفاوت بین او که تو رب او هستی با او که خودش ، عین دوقطره ی بارانی است که از ابرها می چکند... می آیند و می آیند.

یکی مسیر دریا را پیش می گیرد چه عظمت این دریا مدهوشش کرده و دیگری راه کویر را تا که از نیاز این وادی خشک به ارزش خود بالیده باشد.

و لحظه ی رسیدن...

یکی دریا می شود و دیگری در سینه ی داغ کویر محو می گردد.
 

 

 

 

 

 

یک شنبه 11 تیر 1391  6:21 PM
تشکرات از این پست
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”

لطفا آروم و امیدوار بخونید ..
نویسنده: cheddan





* روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید.

* جاده ی زندگی نباید صاف و مستقیم باشد و گرنه خوابمان می گیرد دست اندازها نعمتند

* شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است.

* وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.

*خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است.

* این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.

* وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.

* آسمان، چشم آبی خداست، و نگران همیشه من و تو

* بهترین کارها پس از ایمان به خداوند،مهربانی با مردم است

* امشب رحمت دوست جاریست ...
اگر دلتان لرزید بغضتان ترکید کسی اینجا محتاج دعاست


* خدایا قادر نیستم خود را به خانه تو برسانم
لطفا تو خود به خانه من بیا...!!


*بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیمتان می کند
و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.



*به پیش آور دو دست خالی خود را...
ببینم چشم های خیست آیا گفته ای دارند؟
بخوان مارا...بگردان قبله ات را سوی ما...اینک وضویی کن...
خجالت می کشی از من...بگو, جزمن کس دیگر نمی فهمد...
به نجوایی صدایم کن...بدان آغوش من باز است...
شروع کن یک قدم با تو...تمام گام های مانده اش با من



* وقتی خوشحال شدید " صلوات " بفرستید .
وقتی غمناک شدید " استغفار " کنید . خدا در را باز میکند


*شیطان با دروغ آدم را از بهشت لغزاند ،ولی آدم با اشک صادقانه به خدا پیوست .


* خدایا
به داده و نداده و گرفته ات شکر
که داده ات نعمت است
و نداده ات حکمت
گرفته ات امتحان


*وقتی ناراحتید از اینکه به چیزی که می خواستید نرسیدید ، محکم باشید و خوشحال....
خداوند در فکر چیز بهتری برای شماست...

 

 

 

 

 

یک شنبه 11 تیر 1391  6:55 PM
تشکرات از این پست
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”

خدا را سپاس
 
 نویسنده : مهرداد یعقوبی

I Am Thankful....
I can see the
beauty all around me
.
There are those whose world is always
dark


خدا را سپاس

من میتونم تمام زیبایی های پیرامونم را ببینم

کسانی هستند که دنیا یشان همیشه تاریک و سیاه هست



I am Thankful
...
I can
walk
.
There are those who have never taken their first
step
.

خدا را سپاس

من میتونم راه برم ..کسانی هستند که هیچوقت نتونسته اند. حتی یک قدم بردارند


I Am Thankful
...
My heart can be
broken
.
There are those who are so hardened they cannot be
touched


خدا را سپاس

که دل رئوف و شکننده ای دارم

کسانی هستند که این قدر دلشون سنگ شده که هیچ محبت و

احساسی رو درک نمیکنن



I Am Thankful
...
For the
opportunity to help others
.
There are those who have not been so abundantly
blessed as I
.

خدا را سپاس

به من این شانس رو دادی که بتونم به دیگران کمک کنم

کسانی هستند که از این نعمت و برکت وافری که به

من داده ای بی بهره اند


I Am Thankful
...
I can
work
.
There are those who have to depend on others for even their most basic
needs


خدا را سپاس

من میتونم کار کنم .کسانی هستند که برای رفع کوچکترین

نیازهای روزمره شون هم به دیگران محتاجند



I Am Thankful
...
I have been
loved
.
There are those for whom no one has ever cared
.

خدا را سپاس

که کسی هست که منو دوست داره

کسانی هستند که بود و نبودشون واسه هیچکس مهم نیست .

 

 

 


 

 

دوشنبه 12 تیر 1391  10:28 AM
تشکرات از این پست
mehdigerdali
mehdigerdali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 5587
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”

 

چندجمله باخدا....

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ 

گفتی: .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: .:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! … توبه می‌کنم

 
گفتی: .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک 

گفتی: .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟ 

گفتی:.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن .خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

***به بهشت نمی روم اگر مــــــادرم آنجا نباشد***

آنگاه که تنها شدی و در جست جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی ، بر من توکل نما . نمل/79

 

چهارشنبه 14 تیر 1391  6:44 PM
تشکرات از این پست
architect0811
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”

وقتی خدا مشکلت رو حل میکنه

به تواناییش ایمان داری

وقتی خدا مشکلت رو حل نمی کنه

به تواناییت ایمان داره . .

 

خدایا از تو معجزه میخواهم!

معجزه ای بزرگ در حدِ خدا بودنت!

تو خدا بهتر میدانی،معجزه ای که اشکِ شوقم را جاری کند...

نا امید نیستم...فقط دلتنگم....

 

 

 

 

 

جمعه 16 تیر 1391  11:20 PM
تشکرات از این پست
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”

خدایا خسته ام ... از این زندگی ... از این دنیای به ظاهر زیبا ...

از این مردم که به ظاهر صادق و با وفا ...

خسته ام ... از دوری ...از درد انتظار از این بیماری نا علاج خسته ام

از این همه دروغ و نیرنگ خسته ام ...

آری پروردگارم از این دنیا خسته ام از آدم هایش

از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام ...

پس کو صداقت و محبت چرا اندکی محبت در میان دل مردم نیست چرا قطره ای از

عشق در چشمان بنده هایت نیست همش دروغ پیدا است همش نیرنگ پیدا است ...

دیگر دست محبتی در میان مردم نیست

دیگر عشقی پاک و مقدس در میان مردم نیست سفره ی دل مردم همش دروغ

است ... به ظاهر پاک و صادقانه است ... ای خدایم ای معبودم خسته ام ... کو

زندگی پاک و مقدسانه ... کو دست عشق و محبت ... کو سفره ی وفا و

صداقت ...همه رفته اند و نیرنگ مانده است من خسته ام ...از این همه

بی وفایی ...از این همه درد انتظار ...از این همه حسرت ... از این همه اشک ... از این

همه ناله و فغان ... خسته ام ... آری ... خسته ام ... از دست خودم خسته ام از

دست این زندگی که برایم سیاه بختی آورده است خسته ام ...

از دست همه خسته ام...

از دست روزگار بی معرفت از دست  مردم بی معرفت ... ای خدایم دیگر از

زندگی سیرم ... از خودم سیرم ... از دنیا سیرم... ای خدایم گوش کن صدایم ...

من خسته ام...

خدایا کمکم کن خیلی وقته تنهام

 

 


 

 

شنبه 17 تیر 1391  12:46 PM
تشکرات از این پست
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”


الهی اسئلک صبرا جمیلا


الهی ای نزدیکتر از من بر خودم


ای رئوف تر از پدر ومادر


ای بخشنده تر از تمامی بخشندگان دنیا


ای از رگ گردن به من نزدیکتر


چگونه تمام وجودم مدیون لطف تو باشد و از تو روی بگردانم؟


چگونه این همه نعمتت را ببینم وبنده واقعی ات نباشم؟


چگونه روزی خوار سفره کرامت توباشم وقدر نشناسم؟


کدام دل است که نام تو را بشنود ونلرزد


کدام چشم است که این همه پدیده ها را ببیند و کور باشد.


کدام بیچاره این همه مهربانی تو را نادیده می گیرد.


خدایا!تو در من دمیده ای واز روح بلند خود امانتم بخشیده ای.تو جانشینم کرده ای من با تو پیمان دیرینه دارم تو مرا به زیور تعهد اراسته ای. تو شیرازه هستی و فطرت مرا از عشق و شوق افریده ای.


من سراسر نیاز وسراپا عطش.


الهی !چگونه تو را بخوانم و با کدامین واژه ها وصف کنم که تو منز هی از هر گونه شرح وتوصیف .((و کمال الا خلاص له نفی الصفات عنه)‍‍،سبحان الله.


الهی !چگونه نعمات تو را سپاس گویم؟که زبانم لال است والکن ونعمتهای تو بی شمار و خارج از حد ذهن وبیان.(ان الانسان لربه لکنود)والحمدلله.


الهی!چگونه تورا به بزرگی بخوانم وتکبیر گویم؟که ان قدر الطافت را بر من می باری وان قدر همیشه با منی که من کافر و نا سپاس ،از ذکر بزرگی تو غافل می شوم. والله اکبر


الله اکبر ،توبزرگتر ی ،بزرگتر از انکه به ذهن بیایی؛


بزرگتر از انی که ان گونه که در شان توت عبادت شوی؛


معبودا از تو عشقت را می خواهم می خواهم سراسر وجودم لبریز از یادتو باشد.


الهی ما را گوشی ده شنوای سخنت دلی ده جایگاه مهر ومحبتت چشمانی ده نظاره گر جهالت ودست وپایی ده که در راه تو به حرکت در اید.


بار الها توفیق بده که خود کاذبم که لحظه به لحظه رنگ عوض می کند برای همیشه نا پدیدگردد وبه اغوش خود واقعی ام بر گردم که(الا بذکر الله تطمئن القلوب).


خداوندا اشک چیست ؟نمی دانم به راستی ابی شور است یا سرمایه حیات ادمی؟ولی میدانم که اشک بخشی از نشاط زندگی ادمیان است.


بارالها اشکهایمان را سر مایه وذخیره اخرتمان قرار بده!


پروردگارا توشه معرفت نفس بدرقه راهمان نما!چرا که (من عرف نفسه فقد عرف ربه)


الهی اگر تو دستم نگیری به سوی کدام نا محرم روانه شوم.


اگر راه را نشانم ندهی با کدام چراغ جستجو گر راه شوم!


اگر مهدی را هدایتگر راهم قرار ندهی چگونه گمراه نشوم.


اگر با کتابت اشنایم نکنی چگونه با من صحبت کنی.


اگر با دعایت مانوسم نکنی چگونه با تو صحبت کنم.


خداوندا!نمی دانم که از کدام عیبم با تو سخن بگویم.همان دانم که فرعون نفسم طغیان نموده وابزار شرح صدر می خواهم. بارلها!دعای حضرت موسی (ع)در سوره طه در حق این بنده نا چیز مستجاب فرما (کی نسبحک کثیرا ونذکرک کثیرا)


بارالها!هر نام ونشانی که فکر ها ودلها یمان را از حریم تو دور کند محوشان گردان.


الهی !لذت بندگی وطاعتت را به ما بچشان.


الهی!من را به سوی ما و ما را به سوی خود هدایت فرما.


الهی !اراده ام را در مقابل هوای نفس مقاوم گردان.


الهی !اجابت دعاهایم را در ما بقی عمرم مستدام بدار.

 


 

 

 

 

سه شنبه 20 تیر 1391  12:47 PM
تشکرات از این پست
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”

خواهمت یافت

به تو توکل میکنم وخودم را به تو می سپارم

میدانی...

میترسم ازروزی که زیربار همین غصه ها دوام نیاورم!!!

می خندی ومیگویی این معنای توکلت است؟!

خوب که فکر میکنم می بینم من خودم را به تو نسپارده ام

من درگیر همین اتفاقات ساده..

همین بی توبودن ها شده ام...

همیشه ازتو دم میزنم وهنوزهم که هنوزاست نمیدانم توکیستی؟؟؟

کاش روزی بتوانم تویی که درمن جاری شده ای...

تویی که برایم ناشناسی اما همه ی شناسم شده ای...

را پیداکنم

شاید روزی بتوانم پیدایت کنم...

پیدای نهان من!!!

 

 

 

 

سه شنبه 20 تیر 1391  12:48 PM
تشکرات از این پست
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”

بیدار شو

ساعت دلم را راس ساعت هوایت تنظیم میکنم

آن را برسربالینم میگذارم

تا ازخواب غفلت بیدار شوم....

وای.....نکند بازخواب بمانم؟

باردیگربه ساعتم می نگرم...

دقیق است...دقیق دقیق

ای زنگ بیداری دلم....

ببین چه خوش صدا میخواند...

چه لالایی خوان خوش صدایی...

انقدر خوش آهنگ است که...

نه....

نه....

من نبایدبه این خواب ادامه دهم....

بایدبیدارشوم

چرااین ساعت زنگ می خورد؟

صدای همه ی اهل خانه درامده...

-چرااین ساعت راخاموش نمی کنی؟

-خواب مانده ای؟ بیدارشو که وقتش رسیده..

نه..نمیتوانم...بگذارکمی دیگر بخوابم...

لالالالالا...بخواب ...لالالالا بخواب...

چقذر خوابم می آید...

فقط چندلحظه دیگربگذاربخوابم....

چه صدای آشنایی که می گوید...

عزیزم من منتظرت هستم ...

به خاطرمن بیدارشو........

 


 

 

سه شنبه 20 تیر 1391  12:51 PM
تشکرات از این پست
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”

 

معبودم

بی قرارم

گویی این بی قراری را پایانی نیست

از روحت در من دمیدی 

مرا در این دنیا رها کردی 

و من هر روز بی قرار تر

می کشند و می کشد

می کشند و می کشد

می کشند و می کشد

بندهای دنیا از یک سو

روح الهی ام از سوی دیگر

سخت کشان کشان است

روحم سوی تو دارد  اما

 زمین و جاذبه اش در بندش کرده

سخت اسیر است این دل و سخت سرگشته و بی قرار

سرگشته بی قرار تو

تویی که دوری و

نزدیکترین

 

 

 

 

 

سه شنبه 20 تیر 1391  12:52 PM
تشکرات از این پست
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”

 



خداوندا . . . !!!
يا من يحب من يشاء، مرا دوست بدار و از سابقين و خاصان خود قرار ده
يا خير حبيب و محبوب، دلم را تنها به عشق خودت مصفا كن
يا حبيب قلوب العارفين، مرا عارف به حقت قرارده
يا دليل المتحيرين، با ارمغان يقين چنان آرامشي برايم فراهم ساز
كه از منجلاب سرگرداني و آوارگي بيرون آمده و طعم حقيقت را بچشم
يا امان الخائفين، مرا از هراس دنيا و بالاخص هول و وحشت آخرت سلامت بدار
يا كاشف الكروب، درد و رنج و غم دنيا را از من زائل بفرما تا در سايه آرامش،
بيشتر از پيش به معبود خود بپردازم و در راه رسيدن به حقيقت، رنگ معشوق به خود بگيرم
يا ستارالعيوب، زشتي‌هاي مرا بپوشان و آبرويم را مريز
يا غافرالذنب و الخطيئات‌، نامه اعمالم را پاكسازي بفرما
و اي خداي رحمن و رحيم به نام تمامي اسماء حسنايت
دست اين بنده حقير را بگير
و مرا به حال خود وامگذار
حتي براي لحظه‌اي ...

__________________
انسان ها وقتی یكدیگر را دوست دارند، زیباتر از همیشه اند.
 



 

 

سه شنبه 20 تیر 1391  10:23 PM
تشکرات از این پست
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”

الهی ! ترسم از این است نکند عمرم بسر آمده باشد بی آنکه به آن معرفت لایق انسانی خویش رسیده باشم و این فریبستان را با تمام جهالت خویش ترک نمایم.

الهی ! ترسم از این است که نکند من از کاروان رهپویان و جویندگان تو در گوشه گوشه گیتی پهناور عقب بیفتم بی آنکه قدم تزلزل ناپذیری بسوی تو برداشته باشم.

الهی ! ترسم از این است که اندیشه و این نیروی مقدس درونی من به چیزهای پست و بی معنی این دنیای دنی مشغول شده باشد بی آنکه از صورت های این عالم پرده برداری کرده باشد.

الهی ! ترسم از این است که دنیا را ترک کرده باشم بی آنکه پیمان های شکسته ام را با تو تجدید کرده باشم و جز ظالمان و رانده شدگان آستان مقدس تو باشم.

 
الهی ! در عصری که در آن امنیت روانی آدمیان بی هیچ منطق و عقلانیتی به تاراج می رود ، از تو ایمنی می طلبم.

الهی ! در قرنی که تمدن و پیشرفت لجام گسیخته بشر جلوه های دروغین خویش را به رخ آدمی می کشد ، از تو ایمنی می طلبم.

الهی ! در جهانی که منافع بسان شمشیر برنده روابط آدمیان را رقم می زتد ، از تو ایمنی می طلبم.

الهی ! در برهه ای که آدمیان با چهره های مرموز و نقابدار خویش سعی در اغفال همنوعان خویش اند ، از تو ایمنی می طلبم.

الهی ! در جهانی که آدمیان با نیات و اعمال دنیوی خویش در تلاش جاهلانه برای ربودن ایمان آدمی اند ، از تو ایمنی می طلبم.

الهی ! در بازاری که اندیشه های بلند آدمی خریداری ندارد ، از تو ایمنی می طلبم.

 

 

 

 

سه شنبه 20 تیر 1391  10:25 PM
تشکرات از این پست
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”

خدایا! مرا کمک کن تا...
فراموش نکنم آن پرنده بی پناه سینه سوخته را که از سرما خود را به پشت پنجره می کوبد. آشیانه ام را.
فراموش نکنم سیب سرخ مهربانی را که در قلب همه آدم ها می تپد. گاهی کال می شود اما هست و می تپد.
فراموش نکنم حافظ و کیمیاگر و مناجات نامه و قیصر را.
فراموش نکنم چشمان دلتنگ مادرم را.
فراموش نکنم موهای سپید و دستان خسته پدرم را.
فراموش نکنم حوض در عطش آب مانده خانه را.
فراموش نکنم گچ و تخته سیاه و زنگ تفریح مدرسه را.
فراموش نکنم سرو رشید خانه قدیمی را که گویی تا ابد سبز می ماند. درخت نارنج را. شمشادها را.
فراموش نکنم شب های سیاه مشق وموسیقی سکوت را.
فراموش نکنم آسمان روزهای صداقت چقدر آبی ست.
فراموش نکنم چه گذشت در آن غروب غم انگیز بقیع.
فراموش نکنم خدای رمضان و سحر و دعا را.
فراموش نکنم... هرگز از یاد نبرم که تویی در وجود من.
کمکم کن هر لحظه تو را ببینم، بشنوم و حس کنم.
بگذار باز هم تو را در آغوش بگیرم.


 

 

سه شنبه 20 تیر 1391  10:33 PM
تشکرات از این پست
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”

پروردگارا...
به من که در دوردست ها به حال خود گریه میکنم نظری بینداز
به من که هر لحظه از روز های خدا را به انتظار غروب آفتاب هستی بر لب دریا مینشینم تا شاید دستی از دریا مرا به کام مرگ کشد
به من که تنها زاده شدم تنها هستم و تنها خواهم مُرد تو دیگر مرا تنها مگذار
به من که فقط به الله اعتماد کردم و میکنم و خواهم کرد به امید این که الله هم به من اعتماد کند
به من که از انسان ها جدا شدم تو دیگر از من جدا نشو
به من که از نبود نورِ عشق در ظلمتِ نفرت و وحشت غرق شدم اجازه بده در ظلمت بمانم تا زمانی که مرگ به سراغم میاید تاریکی آن را حس نکنم
به من که در تاریکی زندگی کرده ام و زندگی میکنم و زندگی خواهم کرد بگذار در تاریکیِ خودم بمانم تا گرفتار ظلمت انسان های اطرافم نشوم
به من که....


 

 

سه شنبه 20 تیر 1391  10:34 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها