0

“چند جمله با خدا”

 
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”
سه شنبه 20 تیر 1391  12:51 PM

بیدار شو

ساعت دلم را راس ساعت هوایت تنظیم میکنم

آن را برسربالینم میگذارم

تا ازخواب غفلت بیدار شوم....

وای.....نکند بازخواب بمانم؟

باردیگربه ساعتم می نگرم...

دقیق است...دقیق دقیق

ای زنگ بیداری دلم....

ببین چه خوش صدا میخواند...

چه لالایی خوان خوش صدایی...

انقدر خوش آهنگ است که...

نه....

نه....

من نبایدبه این خواب ادامه دهم....

بایدبیدارشوم

چرااین ساعت زنگ می خورد؟

صدای همه ی اهل خانه درامده...

-چرااین ساعت راخاموش نمی کنی؟

-خواب مانده ای؟ بیدارشو که وقتش رسیده..

نه..نمیتوانم...بگذارکمی دیگر بخوابم...

لالالالالا...بخواب ...لالالالا بخواب...

چقذر خوابم می آید...

فقط چندلحظه دیگربگذاربخوابم....

چه صدای آشنایی که می گوید...

عزیزم من منتظرت هستم ...

به خاطرمن بیدارشو........

 


 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها