0

“چند جمله با خدا”

 
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”
سه شنبه 20 تیر 1391  10:33 PM

خدایا! مرا کمک کن تا...
فراموش نکنم آن پرنده بی پناه سینه سوخته را که از سرما خود را به پشت پنجره می کوبد. آشیانه ام را.
فراموش نکنم سیب سرخ مهربانی را که در قلب همه آدم ها می تپد. گاهی کال می شود اما هست و می تپد.
فراموش نکنم حافظ و کیمیاگر و مناجات نامه و قیصر را.
فراموش نکنم چشمان دلتنگ مادرم را.
فراموش نکنم موهای سپید و دستان خسته پدرم را.
فراموش نکنم حوض در عطش آب مانده خانه را.
فراموش نکنم گچ و تخته سیاه و زنگ تفریح مدرسه را.
فراموش نکنم سرو رشید خانه قدیمی را که گویی تا ابد سبز می ماند. درخت نارنج را. شمشادها را.
فراموش نکنم شب های سیاه مشق وموسیقی سکوت را.
فراموش نکنم آسمان روزهای صداقت چقدر آبی ست.
فراموش نکنم چه گذشت در آن غروب غم انگیز بقیع.
فراموش نکنم خدای رمضان و سحر و دعا را.
فراموش نکنم... هرگز از یاد نبرم که تویی در وجود من.
کمکم کن هر لحظه تو را ببینم، بشنوم و حس کنم.
بگذار باز هم تو را در آغوش بگیرم.


 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها