0

مقالات علوم سیاسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 5 : پژوهشنامه علوم سياسي بهار 1389; 5(2 (18)):143-162.
 
جاي خالي پژوهش هاي تجربي در علوم سياسي ايران
 
سيدامامي كاووس*
 
* گروه علوم سياسي، دانشگاه امام صادق (ع)
 
 

 

 

در عرصه پژوهش هاي علوم سياسي درايران کمبود مطالعات تجربي به روشني مشاهده مي شود، به ويژه اگر با رشته هاي ديگري از علوم اجتماعي مثل جامعه شناسي، روان شناسي، و علوم تربيتي مقايسه شود. بخش عمده مقاله هايي که درارتباط با اين رشته نوشته مي شوند برآمده از يافته هاي پژوهش هاي تجربي )نويسنده گان) نيستند و صرفا در حد محدودي به داده هاي موجود تکيه مي زنند. پژوهش هاي کتابخانه اي و، در حدي به مراتب کمتر، سندپژوهي روش اصلي گرد آوري اطلاعات براي تدوين مقاله هاي علمي دراين رشته به شمار مي روند. با وجود آن که در چند سال گذشته به سبب تاکيد نشريات علمي_ پژوهشي بر مطالعات تجربي بر شمار مقالات حاصل از يافته هاي پژوهشي افزوده شده است، هنوز تحرک کافي درزمينه کارهاي پژوهشي تجربي در ميان پژهشگران علم سياست در ايران مشاهده نمي شود. بيشترين پژوهش هاي تجربي درحوزه علوم سياسي در قالب طرح هاي پژوهشي عمدتا کمي/ آماري که حمايت هاي مالي به دست آورده اند صورت مي گيرند. اما حتي داده هاي اين گونه پژوهش ها کمتر دراختيار پژوهشگران ديگر قرار مي گيرند و معمولا به عنوان خصوصي يا محرمانه به بايگاني سپرده مي شوند. مهمترين پيامد چنين وضعيتي در حوزه پژوهش هاي علوم سياسي فقر اطلاعات پژوهشي براي تحليل هاي ثانويه و انباشت محدود دانش درباره رفتارهاي انواع بازيگران سياسي، اعم از بازيگران فردي و نهادي، است. نويسنده دراين مقاله تلاش خواهد کرد تا علل و عوامل نازل بودن ميزان پژوهش هاي تجربي علوم سياسي در کشور را به بحث بگذارد و استدلال کند که علاوه بر عوامل ساختاري و نهادي مثل نبود حمايتهاي مالي کافي ازسوي نهادهاي علمي و دانشگاهي و دشواري هاي گردآوري داده هاي تجربي در محيط ايران، بخشي از کم توجهي شايع به اين گونه پژوهش ها از تصورات نادرستي که درباره روش هاي تجربي و لوازم آن وجود دارد ناشي مي شود، و مي توان با دگرگوني در نگرش ها، به ويژه به شکاف ميان روش هاي کمي و کيفي، اسباب گسترش پژوهش هاي تجربي را فراهم ساخت.
 
كليد واژه: علوم سياسي، پژوهش هاي تجربي، تجربه گرايي، روش هاي کمي، روش هاي کيفي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  6:26 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 1 : پژوهشنامه علوم سياسي زمستان 1388; 5(1 (17)):7-39.
 
بررسي مقايسه اي ديدگاه جريانات انديشه اسلامي معاصر (احيا گرايي و اصلاح گرايي) با فمينيسم درمورد نقش و جايگاه زنان
 
جمشيدي محمدحسين,زنگنه پيمان
 
 
 

 

 

جنبش فمينيسم (مونث گرايي) ازسده نوزدهم ميلادي بتدريج در غرب گسترش يافته است. اين جنبش بانگرشي انسان محور، زن ومرد را برابر مي داند و براين اساس به دنبال تساوي و تشابه حقوقي مرد و زن است. در درون جنبش مونث گرايي نحله هاي متفاوتي مانند مونث گراهاي سياه، راديکال، ليبرال و سوسياليست و غيره وجود دارد که حاصل تحولات اخيردردرون اين جنبش است و آن را باپذيرش مسوليتهاي خاصي مانند نقشهايي مادري، همسري و خانواده محوري براي زنان به سمت اعتدال سوق داده است. درجريانهاي انديشه اسلامي، احيا گرايي در اين ارتباط با نگاه هويتي و تکيه بر سنت به دنبال ترسيم مرزهايي جدا ازموج جهاني مونث گرايي است. اما اصلاح گرايي به عنوان يکي ازجريانهاي ديگر انديشه اسلامي با بازانديشي درمتون اسلامي- بنوعي خاص- درصدد همسويي باجريان تعديل يافته اخير در نگرش فمينيسم مي باشد. درنهايت مي توان گفت که اصلاح گرايان مسلمان وجريان اخيرمونث گرايي با مورد توجه قراردادن مسايل زنانگي و نقش هاي مادري و همسري و تاکيد بربنيان خانواده، ضمن دارا بودن تفاوتهاي هويتي،به طورکلي در اين عرصه کم و بيش درجهت مشا بهي درحرکت هستند.

 
كليد واژه: اسلام، فمينيسم (مونث گرايي)، احياگرايي، سنت گرا، اصلاح گرايي، اجتهاد گرا، فمينيسم راديکال، جنسيت، ساخت اجتماعي جنسيت
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  6:28 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

2 : پژوهشنامه علوم سياسي زمستان 1388; 5(1 (17)):41-68.
 
رابطه سيستم سياسي بسيط با همبستگي ملي: بررسي موردي ايران
 
حافظ نيا محمدرضا,اله وردي زاده رضا
 
 
 

 

 

سيستم سياسي بسيط، بر واحد بودن و عدم تقسيم قدرت سياسي در عرصه جغرافيايي کشورها اشاره دارد. به نظر مي رسد بين نظام سياسي بسيط و همبستگي ملي رابطه وجود دارد. ويژگي مطلوب نظام سياسي بسيط در جهت وحدت و همبستگي ملي، زماني آشکار مي شود که کشور به لحاظ انساني و فرهنگي تقريبا يکدست باشد. اين پژوهش به بررسي رابطه سيستم سياسي بسيط با همبستگي ملي در کشور ايران پرداخته است. روش تحقيق مورد استفاده در اين پژوهش، روش توصيفي- تحليلي و ابزار گردآوري اطلاعات با طراحي پرسش نامه است. جامعه آماري تحقيق، پژوهشگران و متخصصين در رشته هاي جغرافياي سياسي، علوم سياسي، جامعه شناسي سياسي، مديريت دولتي مي باشد. تعداد نمونه آماري 70 نفر از متخصصين مزبور است. نتيجه تحقيق مزبور نشان مي دهد، جدا از فوايدي که براي سيستم سياسي بسيط وجود دارد؛ تمرکز افراطي و شديد در سيستم سياسي بسيط، همبستگي ملي را تضعيف مي کند.

 
كليد واژه: سيستم سياسي بسيط، تمرکز، همبستگي، همبستگي ملي، ايران
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  6:28 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 5 : پژوهشنامه علوم سياسي زمستان 1388; 5(1 (17)):135-165.
 
تاثير حکمراني خوب و سرمايه اجتماعي بر اعتماد سياسي: مطالعه موردي؛ شهرهاي مشهد و سبزوار
 
سردارنيا خليل اله,قدرتي حسين,اسلام عليرضا
 
 
 

 

 

مقاله حاضر به بررسي تاثير حکمراني خوب و سرمايه اجتماعي بر اعتماد سياسي مي پردازد. تاثير متغيرهاي احساس امنيت اجتماعي، نبود فساد و تبعيض به عنوان شاخص هاي حکمراني خوب و متغيرهاي اعتماد عمومي و عضويت در نه انجمن داوطلبانه به عنوان شاخص هاي سرمايه اجتماعي و چند متغير زمينه اي براي اعتماد سياسي به آزمون گذاشته شده اند. جهت سنجش متغير وابسته تحقيق، اعتماد به 21 نهاد دولتي مورد سنجش قرار گرفته است.
روش پژوهش، کمي و تکنيک مورد استفاده، پيمايش مي باشد. بدين منظور دو نمونه 600 نفري از افراد 18 تا 65 ساله در شهرهاي مشهد و سبزوار به طور تصادفي انتخاب شده و مصاحبه شده اند. يافته هاي آزمون چند متغيره نشان مي دهد که متغيرهاي مربوط به حکمراني خوب، بهتر از متغيرهاي مربوط به سرمايه اجتماعي، تبيين گر واريانس اعتماد سياسي است، به طوري که هرسه متغير مربوط به حکمراني خوب، وارد معادله رگرسيون اعتماد سياسي شده است اما از ميان متغيرهاي سرمايه اجتماعي، تنها عضويت در انجمن داوطلبانه بسيج، وارد معادله فوق شده است. متغيرهاي ذکر شده به علاوه متغيرهاي نحوه جامعه پذيري در خانواده، جنس، تحصيلات و شهر محل سکونت، مجموعا 40 درصد از واريانس متغير وابسته اعتماد سياسي را تبيين مي کنند.
نتايج اين پژوهش نشان مي دهد که قدرت تبيين متغيرهاي مربوط به حکمراني خوب جهت تبيين اعتماد سياسي در جامعه مورد مطالعه، بالاتر است. به علاوه نتايج تحليل عامل گويه هاي مربوط به اعتماد نهادي نشان مي دهد که اعتماد پاسخ گويان به 21 نهاد دولتي، در قالب سه عامل پنهان، قابل دسته بندي است: نهادهاي مرتبط با نيازهاي روزمره، نهادها کنترلي و نهادهاي سياسي.

 
كليد واژه: اعتماد سياسي، حکمراني خوب، سرمايه اجتماعي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  6:28 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 4 : پژوهشنامه علوم سياسي زمستان 1388; 5(1 (17)):105-134.
 
انقلاب مشروطه، تجدد و زايش نوگرايي ديني در ايران
 
رهبري مهدي*
 
* دانشگاه مازندران
 
 

 

 

از آنجا که بنيانهاي فلسفي تجدد، از نظر ماهوي هيچ گونه سازگاري با گفتمان سنت و فلسفه شرقي ندارد، ورود آن به ساير جوامع همراه با ديگر مظاهر تجدد، به ويژه در کشورهاي اسلامي به تضادهاي اساسي منجر گشته است. چنين امري که در آغاز توام با استعمار بوده است و از سوي ديگر، توسعه نيافتگي جوامع شرقي نيز به تداوم سلطه پذيري و عقب ماندگي اشان انجاميده، توسط نخبگان و مردم در اين جوامع، به منظور مقابله با اين پديده ها، مقاومت هايي صورت پذيرفت که در نهايت به ايجاد تحولات اساسي و شکل گيري نيروهاي اجتماعي جديد منجر گشته است. در ايران به ويژه پس از انقلاب مشروطه 1285 ش، در حالي که مقابله جريان روشنفکري براي حل معضلات، از طريق اخذ تمدن جديد بوده است، اما بيشترين رويارويي از سوي متفکران ديني صورت گرفت که خود به سه دسته شريعت مداران، عدالت محوران و جريان نوپاي نوگرايي ديني تقسيم مي گردند. در اين مقاله به نحوه شکل گيري جريان اخير، يعني "نوگرايي ديني" و مواجهه آن با تجدد پس از انقلاب مشروطه که سرآغاز پيدايش تضادهاي بنيادين و شکاف هاي اجتماعي جديد در ايران مي باشد، خواهيم پرداخت که تا به امروز نيز از مسايل اساسي جامعه و نيروهاي فکري و سياسي به شمار مي روند.

 
كليد واژه: انقلاب مشروطه، نوگرايي، شريعت مداري، عدالت محوري، نوگرايي ديني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  6:29 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 6 : پژوهشنامه علوم سياسي زمستان 1388; 5(1 (17)):167-197.
 
زيبايي شناسي و سياست؛ بازتاب سياست در رويکرد رئاليستي به هنر
 
قزلسفلي محمدتقي*
 
* دانشگاه مازندران
 
 

 

 

زيبايي شناسي در سده هجدهم و در نقطه عزيمت خود، مساله هنرها را از منظر تمتع يا لذت بي غرض مطرح ساخت، اما در سده نوزدهم بديل هاي فلسفي و جامعه شناختي در هنر که به ويژه بازتاب خود را در واقع گرايي به نمايش مي گذاشت، وجهي از زيبايي شناسي اجتماعي را پديد آورد که به شدت وام دار شرايط اجتماعي و تاريخي بود. در مقاله پيش رو، اين فرضيه به سنجش گذاشته مي شود که زيبايي شناسي مي تواند بازتاب دهنده شرايط سياسي و اجتماعي باشد؛ به عبارت ديگر زيبايي شناسي با رويکرد انتقادي، خصلت هاي سياسي هنر را به خوبي به نمايش مي گذارد. به اين منظور پس از طرح مساله در مورد چيستي زيبايي شناسي، براي اثبات فرضيه و نشان دادن ارتباط وثيق هنر با سياست، زمينه ها و چگونگي پديداري زيبايي شناسي اجتماعي در چهارچوب زيبايي شناسي مارکسيستي به بحث گذاشته خواهد شد. در عين حال به منظور آوردن شواهدي از اين مدل به آثار متفکران رئاليست سده نوزدهم، اشاره هاي مختصري خواهد شد.  اين نوشتار از حيث رو ش شناسي،  رويکرد توصيفي تحليلي را با رويکرد انتقادي مورد استفاده قرار داده است.
 
كليد واژه: زيبايي شناسي، سياست، واقع گرايي، مارکسيسم، واقع گرايي اجتماعي، روسيه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  6:29 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 3 : پژوهشنامه علوم سياسي زمستان 1388; 5(1 (17)):69-103.
 
شالوده شکني اصل چهل و چهارم قانون اساسي
 
خليلي محسن*
 
* دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

 

 

توليد هر متن در شرايط ويژه و با درجه هايي متفاوت از انتخاب و در پيوندي خاص با قدرت صورت مي پذيرد و به همين شکل در دسترس خوانندگاني قرار مي گيرد که شرايط متفاوتي دارند. تحليل گران گفتمان بر اين عقيده اند که با توجه به فقدان واقعيت اجتماعي ناب، گفتمان خنثي و بي طرف نيز وجود ندارد، بلکه ما با گفتمان ها يا متن هاي وابسته به اشخاص، جناح ها، ايدئولوژي ها و فرهنگ هاي خاص مواجهيم. اما شناخت ديدگاه ها و موضع گيري هاي اجتماعي، سياسي و ايدئولوژيک نويسنده، که هم در متن و هم در خارج از آن پنهان است، بدون توجه به اين که افراد گوناگون به متن يا گفتار به شيوه هاي مختلف مي نگرند کمابيش غير ممکن است. بنابراين مي بايست به متن به مثابه يک کل معنادار نگريست که اين معنا لزوما در خود آن نيست. وانگهي هيچ متن خنثي و بي طرفي وجود ندارد زيرا با تاثيرپذيري از بافت يا زمينه اجتماعي/  فرهنگي، داراي بار ايدئولوژيک مي شود تنها به آن دليل که هرمتني در شرايط و موقعيت خاص توليد مي شود و از اين رو هميشه رنگ خالق خود را با خود همراه دارد. متن اصل چهل و چهار قانون اساسي ايران واجد معنا و زاييده بافتاري ويژه است. کوشش نگارنده بر آن است که با کاربست "شالوده شکني/ واسازي" نشان دهد که چهره حقيقي متن اصل 44 چه بوده و در زمانه توليد متن، از آن چه معناهايي استدراک مي شده است. شالوده شکني در حقيقت نشان مي دهد که هر متني دو برداشت را در بردارد. برداشت اول، برداشتي وفادارانه به متن و بيانگر تعيين کنندگي يک سويه آن است. ولي برداشت دوم شالوده شکنانه است و نشان مي دهد که چه مفاهيمي در مرزو حاشيه هاي متن، حذف، طرد و يا سرکوب شده اند. در زمانه وجود گوناگوني برداشت ها از اصل 44، نيازمند به فهم آن چه در واقع رواج داشته است هستيم تا بفهميم با برداشت هاي امروزي چه تفاوت هايي يافته است. آيا در عمل اصل 44 قانون اساسي قابل اجراست؟

 
كليد واژه: اصل چهل و چهار قانون اساسي، زمانه تدوين متن قانون اساسي، خبرگان قانون اساسي، تئوري انقلاب اسلامي، شالوده شکني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  6:29 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 1 : پژوهشنامه علوم سياسي پاييز 1388; 4(4 (16)):7-44.
 
بسيج سياسي در انقلاب اسلامي ايران و انقلاب ساندنيستي نيکاراگوئه
 
احمدوند شجاع*
 
* دانشگاه علامه طباطبايي
 
 

با اين مفروضه که بسيج سياسي مهم ترين رکن انقلاب است، مقاله به دنبال يافتن پاسخ مناسب به اين پرسس است که ابعاد و مختصات بسيج سياسي در انقلاب اسلامي ايران و انقلاب ساندنيستي نيکاراگوئه چگونه است؟ پاسخ مقاله بر اين فرضيه استوار است که با توجه به نوع رهبري، وسعت ايدئولوژي، قدمت و قدرت سازمان ها و گستره جمعيت مشارکت کننده در انقلاب اسلامي ايران، بسيج سياسي در ايران گسترده تر از بسيج سياسي در انقلاب نيکاراگوئه است و انقلاب ايران در رديف انقلاب هاي بزرگ تاريخ جاي مي گيرد. در بادي امر به نظر مي رسيد که با توجه به برخي شاخص ها چون نوع ايدئولوژي که يکي اسلامي و ديگري مارکسيستي- مسيحي است، وسعت کشور که يکي کشوري بزرگ است و ديگري کشوري کوچک، نوع کالاي صادراتي که يکي صادرکننده نفت است و ديگري صادر کننده خاک، و ... دو کشور بي شباهتند؛ اما اين بررسي نشان داد که ماهيت شهري بسيج و نوع دولتي که مورد حمله واقع شد، به همراه گستره بسيج سياسي عمده ترين نقاط اشتراک اين دو انقلابند.

 
كليد واژه: انقلاب، انقلاب اسلامي ايران، انقلاب ساندنيستي نيکاراگوئه، رهبري، ايدئولوژي، بسيج سياسي، سازمان، جمعيت مشارکت کننده
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  6:29 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 7 : پژوهشنامه علوم سياسي زمستان 1388; 5(1 (17)):199-226.
 
بررسي عوامل اجتماعي و رواني موثر بر مشارکت سياسي مردم شهر تهران
 
هاشمي سيدضيا,فولاديان مجيد,فاطمي امين زينب
 
 
 

 

 

يکي از انواع مهم مشارکت که بسيار مورد بحث و بررسي قرار گرفته است، مشارکت سياسي است. مشارکت سياسي در چارچوب هاي متعارف و قانوني را يکي از سنجه هاي توسعه سياسي در کشورهاي جهان به شمار آورده اند. تصور بر اين است که در جامعه اي که شهروندان مشارکت کافي در امور سياسي ندارند احساس تعهد و دلبستگي چنداني نيز به نظام سياسي وجود نخواهند داشت و به عنوان نيروي حامي و مشروعيت بخش اين نظام در شرايط بحراني عمل نخواهند کرد. در شرايط کنوني کشور اين بحث اهميتي دوچندان مي يابد از اين رو اين مقاله قصد دارد تا با نگاهي عيني به بررسي ميزان مشارکت سياسي و همچنين عوامل تاثير گزار بر مشارکت سياسي در شهر تهران بپردازد. روش به کار گرفته شده در اين تحقيق پيمايش بوده است. جامعه آماري تحقيق مجموعه افراد 18 ساله و بالاتر ساکن در شهر تهران بوده اند. حجم نمونه در اين تحقيق 1643 نفر بوده است که توسط روش نمونه گيري با طبقه بندي متناسب با حجم، انجام پذيرفته است.
بر ساس نتايج حاصله از تحقيق با اطمينان بيش از 99 درصد مي توان گفت که هر يک از متغيرهاي سن، وضعيت تاهل، سطح تحصيلات، انعطاف مذهبي، درجه مذهبي بودن، رضايت از زندگي، آزادي سياسي، مشروعيت سياسي، اعتماد سياسي، دوستان سياسي، فاتاليسم (سرنوشت گرايي)، احساس کارآمدي و اثربخشي سياسي، احساس بي قدرتي سياسي، بيگانگي سياسي، پخش مسووليت، خانواده سياسي، آگاهي سياسي، دوري گزيني سياسي، استفاده از رسانه ها، اعتماد اجتماعي، رضايت از عملکرد دولت، محتواي شعارهاي کانديداها، داشتن فراغت در روز انتخابات، ثبات در گرايش حزبي، اهميت نتايج انتخابات، اهميت نظارت اجتماعي با ميزان مشارکت سياسي رابطه و همبستگي معناداري دارد.
همچنين بر اساس نتايج بدست آمده از نيکويي برازش و تناسب مدل تحليلي از طريق کاربرد رگرسيون چند گانه و تحليل مسير، مي توان دريافت که تمايلات سياسي خانواده با اثر کل
0.344، موثرترين متغير تاثيرگذار بر ميزان مشارکت سياسي بوده است؛ بعد از اين متغير، تمايلات سياسي دوستان با اثر کل 0.329 رتبه دوم و نظارت اجتماعي با اثر کل 0.222 در رتبه سوم موثرترين متغيرها تاثير گزار بر مشارکت سياسي بوده اند.
 
كليد واژه: مشارکت سياسي، درجه مذهبي بودن، دوستان سياسي، بيگانگي سياسي، خانواده سياسي، رضايت از عملکرد دولت، اهميت نظارت اجتماعي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  6:30 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 2 : پژوهشنامه علوم سياسي پاييز 1388; 4(4 (16)):45-79.
 
استاني شدن انتخابات مجلس شوراي اسلامي
 
تقي زاده جواد,ضرغامي شبير
 
 
 

 

 

انتخابات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي با حوزه هاي انتخابيه استاني انجام شد و انتخابات مجلس خبرگان رهبري به شيوه استاني است. برگزاري انتخابات مجلس شوراي اسلامي در حوزه هاي انتخابيه استاني مي تواند از يک سوي با مزايايي مانند پرداختن بهتر نمايندگان به وظايف ملي، تقويت نقش شوراهاي محلي، گسترش فرهنگ و انديشه حزبي و کاهش درگيري هاي قومي و قبيله اي و از ديگر سوي با معايبي مانند کاهش مشارکت مردم در انتخابات، افزايش شکاف و تنش هاي اجتماعي، بي پاسخ ماندن خواسته هاي مردم و افزايش هزينه هاي انتخابات همراه باشد. به منظور رويارويي با حداکثر مزايا و حداقل معايب استاني شدن انتخابات مجلس شوراي اسلامي اجراي نظام انتخاباتي تلفيقي يک مرحله اي قابل پيشنهاد است. لذا مي توان حوزه هاي انتخابيه تک کرسي براي انتخاب اشخاص و حوزه هاي انتخابيه استاني براي انتخاب فهرست ها ايجاد کرد. نظام اکثريت نسبي براي انتخاب نمايندگان در حوزه هاي انتخابيه تک کرسي و نظام تناسبي براي توزيع کرسي ها بين فهرست ها در حوزه هاي انتخابيه استاني پيشنهاد مي گردند.
 
كليد واژه: انتخابات، نظام انتخاباتي، حوزه بندي انتخاباتي، استاني شدن، مجلس شوراي اسلامي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  6:31 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 

 3 : پژوهشنامه علوم سياسي پاييز 1388; 4(4 (16)):81-108.
 
نوشرق شناسي؛ بازتحليلي از نشانه هاي تغيير در روند شرق شناسي سنتي
 
سميعي محمد*
 
* کالج اسلامي لندن
 
 

 

 

اين مقاله درصدد است ضمن تحليل و نقد شرق شناسي ادوارد سعيد، نشان دهد از هنگام انتشار شرق شناسي در سال 1978، موقعيت اسلام در فضاي جهاني به شدت تغيير کرده و در کانون توجه نظريه پردازان سياست جهاني قرار گرفته است. انقلاب اسلامي ايران، معضل حل نشده فلسطين و گرايش هرچه بيشتر مقاومت فلسطين به اسلام و شعارهاي اسلامي در جريان انتفاضه ها، نبرد مجاهدان افغان در مقابل ابرقدرت کمونيست، ايجاد جنبش هاي اسلامي در جاي جاي جهان اسلام، عمليات تروريستي تحت پوشش اسلام و از همه مهم تر عمليات يازدهم سپتامبر و واکنش قهرآميز غرب طي اشغال دو کشور اسلامي افغانستان و عراق، همه و همه موقعيت اسلام و غرب را در فضاي جهاني به شدت تغيير داده است. اين تغييرات با دسته اي ديگر از تحولات در فضاي جهاني همراه شد که در پي انتشار فزاينده امواج جهاني شدن به وجود آمده است. ضمن بررسي همه اين عوامل، اين نوشته در پي بررسي اين نکته است که آيا اين تحولات اساسي توانسته شرق شناسي را وارد پارادايم جديدي کند که گرچه از پارادايم قبلي موارد زيادي را به ارث برده امادر عين حال قوانين و ساختارهاي جديدي را با خود به ارمغان آورده باشد. در پايان، نگاه هاي سالم ديگري که اخيرا در غرب مطرح شده مورد کنکاش قرار مي گيرد تا ضمن رد نظريه ثنويت غرب و اسلام، جايگزين هاي موفقي هم براي آن معرفي شده باشد.
 
كليد واژه: نوشرق شناسي، اسلام و غرب، جهاني شدن، تنوع فرهنگي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  6:31 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 4 : پژوهشنامه علوم سياسي پاييز 1388; 4(4 (16)):109-146.
 
عوامل موثر بر مشارکت شهروندان در انتخابات رياست جمهوري و مجلس؛ مطالعه موردي شهر تهران
 
سيدامامي كاووس,عبداله عبدالمطلب
 
 
 

مشارکت در انتخابات و راي دادن از مولفه هاي اساسي رفتار سياسي شهروندان محسوب مي شود. اين سوال که علل و انگيزه هاي شهروندان براي مشارکت در انتخابات چيست، از مهم ترين موضوعات مورد مطالعه در جامعه شناسي سياسي است .در مقاله حاضر بر اساس پيمايشي که در سطح تهران صورت گرفت، تاثير برخي از مهم ترين «منابع اجتماعي» و «عوامل نگرشي» بر مشارکت شهروندان تهراني در انتخابات رياست جمهوري و مجلس شوراي اسلامي بررسي شده است. نتايج اين مطالعه نشان مي دهد در جمعيت مورد مطالعه در تهران، انگيزه هايي چون تقويت انسجام ملي، پيروي از مقام رهبري، حمايت از نظام جمهوري اسلامي ايران و احساس تکليف شرعي، رابطه معناداري با مشارکت انتخاباتي دارند. به عبارت ديگر، پاسخ دهندگاني که در بيشتر انتخابات راي داده اند، انگيزه هاي مذکور را مهم ترين دلايل شرکت ذکر کرده اند.
از ميان منابع اجتماعي مورد بررسي «پايبندي به انجام تکاليف شرعي»،« اعتماد سياسي» و «علاقمندي به سياست»، «مهارت هاي مشارکتي» و «احساس اثربخشي سياسي» همبستگي معناداري با مشارکت انتخاباتي نشان مي دهند. « منابعي » که در مضمون جامعه ايران، برخلاف بيشتر جوامع ديگر همبستگي معناداري با مشارکت در انتخابات نشان ندادند، تحصيلات و درآمد بود.

 
كليد واژه: راي دادن، رفتار انتخاباتي، انتخابات، مشارکت سياسي، جمهوري اسلامي ايران
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  6:31 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 5 : پژوهشنامه علوم سياسي پاييز 1388; 4(4 (16)):147-174.
 
درآمدي بر علل بيگانه هراسي و بيگانه ستيزي در فرهنگ سياسي ايران معاصر
 
صادقي سيدشمس الدين*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

 

 

مساله اي که مقاله حاضر به آن خواهد پرداخت، بررسي علل بيگانه هراسي و بيگانه ستيزي در فرهنگ سياسي ايران (با تاکيد برعلل ذهني و فرهنگي)، مي باشد. رويکرد نويسنده در انجام اين تحقيق، رويکردي فرهنگي است؛ به عبارتي، نويسنده از منظر فرهنگ سياسي شکل يافته ايراني، که حاصل تجارب تاريخي اين ملت، در طي قرون گذشته مي باشد؛ موضوع پژوهش را "واکاوي" کرده و بر اين باور است که ريشه هاي شکل گيري و اتخاذ چنين رويکردي را در فرهنگ سياسي ايرانيان (هم توده هاي جامعه و هم نخبگان سياسي)، بايستي در "ساخت ذهن"، نوعِ "بينش" و نحوه "نگرش"، در فرهنگ ايراني، نسبت به جهان هستي و تفسيري که از اين جهان ارايه مي نمايد، جست و جو نمود. همچنين، نگارنده بر اين باور است که تجارب تلخ گذشته اين ملت، از يورش اقوام مهاجم به سرزمين شان و نيز مداخله فزاينده قدرت هاي خارجي در امور داخلي ايران، در تعميق چنين بينشي، نقشي اساسي داشته است.
 
كليد واژه: بينش، فرهنگ سياسي، بيگانه هراسي، بيگانه ستيزي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  6:31 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 1 : پژوهشنامه علوم سياسي تابستان 1388; 4(3 (15)):7-36.
 
تحول مفهومي رابطه سوژه و سياست در انديشه سياسي قرن بيستم
 
آب نيكي حسن*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران جنوب
 
 

بررسي رابطه ميان انسان و سياست از دغدغه هاي اصلي در فلسفه سياسي به شمار مي رود. ادبيات مربوط به سوژه (فاعل شناسا) به طور عام و سوژه سياسي به طور خاص، دامنه بسيار گسترده اي را در علوم اجتماعي و انساني در برمي گيرد، اما مهم چگونگي تبديل سوژه به سوژه سياسي در اين ادبيات، به ويژه ادبيات قرن بيستم است. در اين مقاله به سوژه سياسي يا ساحت سياسي سوژه و تحول معنايي و مفهومي آن مي پردازيم؛ تصوري سياسي و فلسفي از سوژه که اشاره به رابطه انسان و سياست دارد؛ اين حقيقت که شخص انساني (همان سوژه شناسا و فاعل دکارتي و کانتي)، تحت تاثير امور مطلقي مانند قدرت، فناوري، پدرسالاري، رسانه ها و... از هويت اصلي خود دور شده است.
اين امر که از منظر مکاتب مختلف پردازش شده درصدد پاسخ به اين سوال است که سوژه انساني و فاعل شناسا چگونه و از طريق چه مکانيسم هايي در قرن بيستم و پس از آن به ويژه پس از 11 سپتامبر 2001، به سوژه سياسي تبديل شده است. در اين راستا، نظرات و ديدگاه هاي مکاتبي چون آنارشيست ها، فمينيست ها، اگزيستانسياليست ها، و متفکراني چون فوکو، مارکوزه، لوکاچ، آلتوسر و بودريار، بررسي مي شوند. در واقع هدف اين نوشتار، انديشه شناسي سياسي در اين زمينه است.

 
كليد واژه: سوژه، سوژه سياسي، وجود سياسي، قدرت، فناوري، پدرسالاري، رسانه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  6:32 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 2 : پژوهشنامه علوم سياسي تابستان 1388; 4(3 (15)):37-54.
 
سياست، حکومت و عدالت در شعر پروين اعتصامي
 
احمدي حميد*
 
* دانشگاه تهران
 
 

هدف اين پژوهش، بررسي ابعاد سياسي و اجتماعي شعر پروين اعتصامي شاعر نامدار معاصر ايران است. پروين نه تنها در مقايسه با تمامي زنان شاعر معاصر ايران بلکه در مقايسه با بسياري از شاعران مرد اين دوران نيز، بيش از همه به طرح مسايل اجتماعي و سياسي پرداخته است. يکي از ويژگي هاي عمده و غالب سياسي ـ اجتماعي شعر پروين، برتري عدالت اجتماعي بر آزادي هاي سياسي است. بااين همه، شعر پروين بازتاب ديدگاه هاي متضاد و متناقض او درباره مسايل و مشکلات اجتماعي و سياسي نيز هست. نويسنده بر آن است که اين تناقض از تاثيرات همزمان بستر اجتماعي و جريان هاي سياسي اجتماعي عصر او از يک سو، و جلوه هاي فرهنگي ميراث ادبي و به ويژه ميراث عرفاني و صوفيانه ايران از سوي ديگر، ناشي مي شود.

 
كليد واژه: شعر معاصر، عدالت اجتماعي، آزادي سياسي عرفان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  6:32 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها