پاسخ به:مقالات علوم سیاسی
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 6:29 PM
| 4 : پژوهشنامه علوم سياسي زمستان 1388; 5(1 (17)):105-134. |
| انقلاب مشروطه، تجدد و زايش نوگرايي ديني در ايران |
| رهبري مهدي* |
| * دانشگاه مازندران |
|
از آنجا که بنيانهاي فلسفي تجدد، از نظر ماهوي هيچ گونه سازگاري با گفتمان سنت و فلسفه شرقي ندارد، ورود آن به ساير جوامع همراه با ديگر مظاهر تجدد، به ويژه در کشورهاي اسلامي به تضادهاي اساسي منجر گشته است. چنين امري که در آغاز توام با استعمار بوده است و از سوي ديگر، توسعه نيافتگي جوامع شرقي نيز به تداوم سلطه پذيري و عقب ماندگي اشان انجاميده، توسط نخبگان و مردم در اين جوامع، به منظور مقابله با اين پديده ها، مقاومت هايي صورت پذيرفت که در نهايت به ايجاد تحولات اساسي و شکل گيري نيروهاي اجتماعي جديد منجر گشته است. در ايران به ويژه پس از انقلاب مشروطه 1285 ش، در حالي که مقابله جريان روشنفکري براي حل معضلات، از طريق اخذ تمدن جديد بوده است، اما بيشترين رويارويي از سوي متفکران ديني صورت گرفت که خود به سه دسته شريعت مداران، عدالت محوران و جريان نوپاي نوگرايي ديني تقسيم مي گردند. در اين مقاله به نحوه شکل گيري جريان اخير، يعني "نوگرايي ديني" و مواجهه آن با تجدد پس از انقلاب مشروطه که سرآغاز پيدايش تضادهاي بنيادين و شکاف هاي اجتماعي جديد در ايران مي باشد، خواهيم پرداخت که تا به امروز نيز از مسايل اساسي جامعه و نيروهاي فکري و سياسي به شمار مي روند. |
| كليد واژه: انقلاب مشروطه، نوگرايي، شريعت مداري، عدالت محوري، نوگرايي ديني |
![]() |
|
نسخه قابل چاپ |