پاسخ به:مقالات علوم سیاسی
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 6:31 PM
| 3 : پژوهشنامه علوم سياسي پاييز 1388; 4(4 (16)):81-108. |
| نوشرق شناسي؛ بازتحليلي از نشانه هاي تغيير در روند شرق شناسي سنتي |
| سميعي محمد* |
| * کالج اسلامي لندن |
|
اين مقاله درصدد است ضمن تحليل و نقد شرق شناسي ادوارد سعيد، نشان دهد از هنگام انتشار شرق شناسي در سال 1978، موقعيت اسلام در فضاي جهاني به شدت تغيير کرده و در کانون توجه نظريه پردازان سياست جهاني قرار گرفته است. انقلاب اسلامي ايران، معضل حل نشده فلسطين و گرايش هرچه بيشتر مقاومت فلسطين به اسلام و شعارهاي اسلامي در جريان انتفاضه ها، نبرد مجاهدان افغان در مقابل ابرقدرت کمونيست، ايجاد جنبش هاي اسلامي در جاي جاي جهان اسلام، عمليات تروريستي تحت پوشش اسلام و از همه مهم تر عمليات يازدهم سپتامبر و واکنش قهرآميز غرب طي اشغال دو کشور اسلامي افغانستان و عراق، همه و همه موقعيت اسلام و غرب را در فضاي جهاني به شدت تغيير داده است. اين تغييرات با دسته اي ديگر از تحولات در فضاي جهاني همراه شد که در پي انتشار فزاينده امواج جهاني شدن به وجود آمده است. ضمن بررسي همه اين عوامل، اين نوشته در پي بررسي اين نکته است که آيا اين تحولات اساسي توانسته شرق شناسي را وارد پارادايم جديدي کند که گرچه از پارادايم قبلي موارد زيادي را به ارث برده امادر عين حال قوانين و ساختارهاي جديدي را با خود به ارمغان آورده باشد. در پايان، نگاه هاي سالم ديگري که اخيرا در غرب مطرح شده مورد کنکاش قرار مي گيرد تا ضمن رد نظريه ثنويت غرب و اسلام، جايگزين هاي موفقي هم براي آن معرفي شده باشد. |
| كليد واژه: نوشرق شناسي، اسلام و غرب، جهاني شدن، تنوع فرهنگي |
![]() |
|
نسخه قابل چاپ |