پاسخ به:مقالات علوم سیاسی
| |
| تبيين الگوهاي مديريت سياسي فضا |
| |
| حيدري غلام حسن* |
| |
| * دانشگاه آزاد اسلامي |
| |
|
اعمال حاكميت ملي به عنوان ركن اساسي نظام دولت، معمولا از دو طريق صورت مي پذيرد: يكي از طريق در برگيري لايه هاي اجتماعي كشور، و ديگري از راه در برگيري بحش هاي جغرافيايي آن. بدين معني كه حكومت به عنوان كارگزار ملت در تلاش است اراده عمومي را هم در بعد عمودي(اجتماعي) كشور و هم در بعد افقي(جغرافيايي) آن جاري و ساري نمايد. يعني هم مردم و هم ملت را تحت سيطره قانون در آورد.
بعد عمودي يا جنبه اجتماعي اعمال حاكميت داراي اشكال متفاوتي از شيوه اداره سياسي جامعه است كه ميان دو شكل متناقض جمع گرايي يا تماميت خواهي از يك سو و كثرت گرايي از سوي ديگر قرار دارد. در حالي كه بعد افقي يا جغرافيايي- اداري آن در برگيرنده اشكال گوناگوني از اعمال حاكميت دولت بر پهنه سرزمين ملي ميان دو شكل متناقض مركزگرايي يا سانتراليسم اداري از يك سو، وخودمختاري ناحيه اي (ناحيه گرايي) يا فدراليسم از سوي ديگر است. در اين مقاله تلاش خواهد شد بر مبناي يك مدل نظري به چگونگي رابطه ميان دو جنبه اجتماعي و جغرافيايي اعمال حاكميت بپردازيم و طي آن الگوهاي متفاوت مديريت سياسي فضا تبيين شوند.
روش به كار گرفته شده در مقاله مبتني بر ديدگاه تحليل كاركردي است كه طي آن به اصلي ترين وظيفه حكومت كه همان اعمال حاكميت ملي از طريق در برگيري لايه هاي اجتماعي و نواحي جغرافيايي كشور است خواهيم پرداخت. بر اين اساس چهار مدل اصلي از شيوه هاي متفاوت مديريت سياسي فضا ارائه خواهد شد كه طي آن درجات متفاوتي از نظام هاي شبه بسته و شبه باز معرفي مي شوند به گونه اي كه وضعيت كليه كشورها در چهارچوب اين مدل قابل تشخيص است. بدين منظور ابتدا مفاهيم اصلي تحقيق تشريح خواهد شد و سپس اشكال چهارگانه ياد شده مورد ارزيابي قرار خواهند گرفت تا روشن شود كه آيا رابطه همبستگي مثبت و مستقيمي ميان مدل هاي ياد شده وجود دارد يا خير؟
|
| |
| كليد واژه: مردم، ملت، دموكراسي، حكومت محلي |
| |
 |
|
نسخه قابل چاپ
|
جمعه 15 اردیبهشت 1391 11:36 AM
تشکرات از این پست