پاسخ به:بانک مقالات رشته تربیت بدنی
هدف تحقيق حاضر، بررسي تغييرات اسکوليوز پس از يک دوره تمرينات اصلاحي در يک گروه از دانش آموزان پسر بود. بدين منظور 445 نفر از دانش آموزان پسر مقطع راهنمايي با استفاده از تست نيويورک، غربالگري (Screening) شدند که 79 نفر (17.7 درصد) از آنها مبتلا به عارضه اسکوليوز بودند. سپس از بين اين افراد 16 نفر براي گروه شاهد و 20 نفر براي گروه تجربي انتخاب شدند. آزمودني هاي گروه تجربي در يک برنامه تمريني به مدت 8 هفته و هر هفته 3 جلسه شرکت کردند. بعد از اتمام برنامه تمريني و اجراي پس آزمون، نتايج به دست آمده از آزمون خي دو و تي _ استيودنت در سطح اطمينان 95% مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. مهمترين نتايج بدست آمده از تحقيق نشان داد که ميان شدت اسکوليوز آزمودني هاي گروه تجربي در دو مرحله پيش و پس آزمون تفاوت معني داري وجود دارد (P?0.05) و همچنين رابيطه معني داري بين ميزان شيوع اسکوليوز و سن آزمودني ها بدست آمد (P?0.05). يافته هاي تحقيق بر اعتبار و اهميت حرکات اصلاحي در بهبود ناهنجاري هاي وضعيتي مانند اسکوليوز تاکيد مي کنند.
نسخه قابل چاپ
هدف تحقيق حاضر، بررسي و مقايسه ترکيبات بدن، قدرت عضلاني، VO2max و توان بي هوازي وزنه برداران زبده با غير ورزشکاران است. به همين منظور، 15 نفر از وزنه برداران زبده با ميانگين سني 3.24±24.6 سال و 15 نفر از افراد غير ورزشکار با ميانگين سني 2.64±22.46 سال به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. متغير هاي اندازه گيري شده عبارت بودند از: قد، وزن، درصد چربي بدن، قدرت نسبي عضلات پاها، کمر و کمربند شانه، توان بي هوازي و حداکثر اکسيژن مصرفي. براي تجزيه و تحليل يافته ها و آزمون فرض هاي تحقيق از فرمول t مستقل استفاده شد. همبستگي بين متغير هاي موجود نيز توسط ضريب همبستگي پيرسون محاسبه شد. نتايج نشان داد بين قدرت نسبي پاها، کمر، کمربند شانه و توان بي هوازي وزنه برداران زبده و غير ورزشکاران تفاوت معني داري وجود دارد و بين درصد چربي بدن و حداکثر اکسيژن مصرفي وزنه برداران زبده با افراد غير ورزشکار تفاوت معني داري وجود ندارد. همچنين بين درصد چربي بدن با حداکثر اکسيژن مصرفي (r=-0.67) و حداکثر اکسيژن مصرفي با توان بي هوازي (r=-0.93) وزنه برداران زبده ارتباط معکوس معني داري وجود دارد. بنابراين مي توان گفت انجام تمرينات وزنه برداري بر افزايش قدرت و توان بي هوازي موثر است و بر کاهش چربي بدن و افزايش VO2max تاثيري ندارد.
هدف از اين پژوهش، طراحي و تبيين مدل مهارت هاي سه گانه مديريتي براي سطوح سه گانه مديريتي در سازمان تربيت بدني است. محقق با تکيه بر نظريه رابرت ال کتز بر آن شد تا اين مدل را براي سازمان مذکور طراحي کند. بدين منظور فهرستي جامع از اجزاي مهارت ها تهيه و تنظيم شد که منتج به طراحي پرسشنامه اي در سه بخش شد که طي طرح آزمايش اعتباريابي گرديد (با آلفاي 0.973). اين تحقيق توصيفي از نوع پيمايشي است. جامعه آماري اين پژوهش، 30 نفر از متخصصان تربيت بدني با گرايش مديريت و 30 نفر متخصص مديريت که عمدتا داراي مدرک تحصيلي دکترا بودند، تشکيل داده اند. متغيرهاي تحقيق شامل 2 دسته جامعه شناختي و مهارتي است. فرضيه اصلي تحقيق عبارت است از: بين مهارت هاي سه گانه سطوح عالي، مياني و عملياتي سازمان تربيت بدني تفاوت معني داري وجود ندارد. روش تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و از روش هاي آماري آزمون دو جمله اي، آزمون همبستگي اسپيرمن، آزمون تحليل واريانس فريدمن و تحليل واريانس کروسکال واليس استفاده شده است. بر اساس آزمون فرضيه هاي تحقيق و با استفاده از آزمون هاي مربوطه بين مهارت هاي ادراکي، انساني و فني مديران سطوح سه گانه سازمان تربيت بدني تفاوت معني دار وجود دارد. همچنين مشخص شد مدل مفهومي مهارت هاي مورد نياز مديران شامل کدام مولفه ها و به کدام ترتيب است.
هدف از انجام اين پژوهش، بررسي انتقال دو سويه در مهارت سرويس کوتاه بدمينتون است. محققان در سال هاي اخير به اين نتيجه دست يافته اند که اصل انتقال در امر يادگيري انکار ناپذير است و موجب تسهيل انتقال در يادگيري مي شود. اصل انتقال دو سويه، يکي از مباحث مهم انتقال و معقول ترين راه براي سرعت بخشيدن به روند موفقيت فرد است. جامعه آماري اين تحقيق 200 نفر از دانشجويان دختر دانشگاه تهران بودند که 36 نفر از آنان به طور تصادفي انتخاب شدند. متغير مستقل در اين تحقيق، تمرينات به منظور يادگيري مهارت و متغير وابسته، ميزان يادگيري دستي که در تمرينات شرکت ندارد، بوده است. ابزار مورد نياز در اين تحقيق، پرسشنامه و وسايل ضروري در آزمون فرانسوي بدمينتون است (متر، چسب نواري، طناب و پايه به ارتفاع 10/2 متر). به منظور بررسي نتايج از روش هاي آمار توصيفي و استنباطي (t مستقل و t وابسته) استفاده شده و نتايج به دست آمده نشان داده که با (0.05=?) انتقال دوسويه از هر دو عضو به يکديگر امکان پذير است.
عزت نفس و خودپنداره از جمله خصوصيات رواني و شخصيتي اند که تاثير بسزايي در بهداشت رواني افراد دارند. همچنين نشان داده شده است که فعاليت هاي بدني با پيشرفت ويژگي هاي رواني ارتباط دارد. هدف از تحقيق حاضر، مقايسه عزت نفس و خودپنداره پسران ورزشکار و غير ورزشکار دوره متوسطه نواحي آموزش و پرورش شهر اهواز و ارتباط اين متغيرها با پيشرفت تحصيلي آنها بود. تحقيق از نوع توصيفي است که به روش ميداني و با استفاده از پرسشنامه عزت نفس ناظم شيرازي (1376) و پرسشنامه خودپنداره راجرز (1961) انجام گرفت. پايايي و روايي اين پرسشنامه ها موفقيت آميز گزارش شد. معدل درسي پايان ترم دانش آموزان به عنوان شاخص پيشرفت تحصيلي استفاده شد. نمونه آماري اين تحقيق 140 دانش آموز ورزشکار و 140 دانش آموز غير ورزشکار آموزشگاه هاي متوسطه شهر اهواز بود که به روش تصادفي انتخاب شدند. نتايج تحقيق نشان داد بين عزت نفس دانش آموزان پسر ورزشکار و غير ورزشکار تفاوت معني داري وجود دارد. بين خود پنداره دانش آموزان پسر ورزشکار و غير ورزشکار تفاوت معني داري پيدا نشد. بين پيشرفت تحصيلي دانش آموزان پسر ورزشکار و غير ورزشکار تفاوت معني داري پيدا نشد. بين عزت نفس، خودپنداره و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان ورزشکار و غير ورزشکار همبستگي چندگانه وجود داشت. نتايج اين تحقيق نشان داد عزت نفس ورزشکاران بيشتر از غير ورزشکاران است و از آن مي توان براي پيشرفت تحصيلي ورزشکاران استفاده کرد.
اختلالات بهداشت رواني از قبيل افسردگي و اضطراب، بر زندگي ميليون ها نفر از مردم جهان تاثير گذاشته و با افزايش مرگ و مير و هزينه مراقبتهاي بهداشتي ارتباط دارد. اگرچه به نظر مي رسد روش هاي درماني متعددي در درمان اين اختلالات موثر است، ولي شواهد نشان مي دهد اين روش ها کمتر مورد استفاده قرار مي گيرد. برخي محققان بر اين باورند که فعاليت جسماني وسيله مهمي براي پيشگيري و درمان افسردگي است. با توجه به اين واقعيت که افسردگي در بين جوانان بويژه دختران جوان در حال افزايش است و داروهاي ضد افسردگي براي کاهش اين اختلال بسيار مورد استفاده قرار مي گيرد، اين تحقيق با هدف بررسي آثار شش هفته فعاليت جسماني بر ميزان افسردگي دختران دانشجوي دانشگاه شهيد چمران اهواز انجام گرديد. بدين منظور 792 دانشجو که در کلاس هاي تربيت بدني 1 و 2 ثبت نام کرده بودند، پرسشنامه افسردگي يک را تکميل کردند. 75 نفر از دانشجوياني که نمره اکتسابي آنها بين 40-15 بود، به طور تصادفي انتخاب و در سه گروه تمرينات هوازي، شنا و کنترل قرار گرفتند. آزمودني هاي گروه هوازي وشنا به مدت شش هفته و هر هفته سه جلسه و در هر جلسه به مدت 60 دقيقه در تمرينات شرکت کردند. در اين تحقيق از آمار توصيفي و آمار استنباطي از قبيل آزمون t، آناليز واريانس يک سويه و آزمون پيگيري توکي استفاده شد (0.05=?). به طور کلي نتايج نشان داد پس از انجام تمرينات، بين ميانگين افسردگي سه گروه، تفاوت معني داري وجود دارد. آزمون پيگيري توکي نشان داد که تفاوت موجود بين گروه کنترل با گروه تمرينات هوازي است. با استناد به يافته هاي تحقيق، پيشنهاد مي شود از فعاليت هاي جسماني به عنوان وسيله اي موثر براي کاهش ميزان افسردگي دختران دانشجو استفاده شد.
هدف اين تحقيق، بررسي و مقايسه ميزان توسعه شاخص هاي خلاقيت در بين دانش آموزان گروه سني 8 سال، با مقياس پال تورنس با تاکيد بر فعاليت هاي حرکتي است. روش تحقيق حاضر، از نوع نيمه تجربي بوده و به شکل ميداني اجرا شده است. نمونه آماري را 360 دانش آموز که 180 نفر در گروه تجربي (90 دانش آموز پسر و 90 دانش آموز دختر) و 180 نفر بقيه به عنوان گروه کنترل و به همان تعداد گروه تجربي به شيوه نمونه گيري تصادفي ساده در نظر گرفته شدند. براي گردآوري اطلاعات نيز از آزمون روا و پاياي خلاقيت پال تورنس (TCAM) براي تعيين شاخص هاي خلاقيت آزمودني ها استفاده شد. نتايج تحقيق نشان مي دهد تفاوت معني داري در شاخص هاي خلاقيت (سيالي، ابتکار، تخيل) بين گروه تجربي و گروه کنترل وجود دارد. همچنين ديگر يافته ها نشان مي دهد به غير از شاخص سيالي (رواني)، تفاوت معني داري بين گروه تجربي با معيار استاندارد تورنس در شاخص هاي ابتکار و تخيل مشاهده شد.
هدف تحقيق حاضر، بررسي سينماتوگرافيکي اصل زنجيره سينتيکي بر روي اجراي مشت است. روش اجراي مشت بدين شکل است که دست ضربه زننده مخالف پايي است که در جلو قرار داده شده است. در اين تحقيق دو روش اجرا براي مشت مخالف يا معکوس در نظر گرفته شده بود: پرتاب دست به سمت جلو به دنبال شروع چرخش کمر به داخل، و شروع حرکت پرتابي به سمت جلو پس از شروع چرخش کامل کمر به سمت داخل (با تاخير زماني). دو روش اجراي ضربه زير مجموعه الگوي حرکتي پرتاب ها مي باشند که از قوانين مربوط به الگوي حرکتي پرتاب (اصل زنجيره سينتيکي) تبعيت مي کند. تفاوت روش اجراي اين دو ضربه در زمان بندي درگيري مفاصل و اندام ها در حين اجراست. بدين معني که در اجراي هر يک از اين دو روش، زمان درگير شدن چرخش لگن و تنه نسبت به شروع حرکت دست متفاوت است. جهت اجراي ضربه براي اين دو منظور، دو روش اجراي مشت به دو گروه 12 نفره که همگي مبتدي بودند، به مدت يک ترم آموزش داده شد. مدت آموزش 17 جلسه 5/1 ساعته بود و براي هر گروه موارد تمريني يکسان در نظر گرفته شده بود. در پايان دوره آموزشي براي مقايسه اين دو روش با يکديگر، پارامترهاي سينماتيک از طريق سينماتوگرافي دو بعدي از اجراي آزمودني ها به عمل آمد که پارامترهاي زمان، سرعت متوسط و شتاب متوسط به صورت مستقيم و نيرو، انرژي جنبشي و توان ضربه به صورت غير مستقيم از تصاوير ويديويي محاسبه گرديد. براي تجزيه و تحليل اطلاعات و آزمون فرضيه هاي تحقيق، از روش آماري تست t و آلفاي ??/? استفاده شد که تفاوت معني داري بين پارامترهاي اندازه گيري شده به دست نيامد.
هدف از انجام اين تحقيق، بررسي تاثير سطح مهارت الگوي آموزشي بر اکتساب، يادداري و انتقال مهارت سرويس بلند بدمينتون دانشجويان دختر دانشگاه تهران بوده است. بدين منظور 130 دانشجوي دوره کارشناسي به روش کاملا تصادفي انتخاب شده و در 3 گروه همگن از طريق انتصاب تصادفي قرار گرفتند. گروه اول، در شرايط الگوي در حال يادگيري (غير ماهر)، گروه دوم در شرايط الگوي ماهر به مدت 6 روز متوالي در کوشش هاي اکتساب و سپس 72 ساعت بعد در آزمون يادداري و انتقال مهارت سرويس بلند بدمينتون شرکت کردند. گروه سوم (گروه گواه)، فقط در کوشش روز ششم، آزمون يادداري و انتقال شرکت کردند. پس از جمع آوري داده ها از روش هاي t وابسته و آناليز واريانس يک طرفه با استفاده از نرم افزار SPSS:PC، تجزيه و تحليل انجام شد. نتايج نشان داد مشاهده الگوي در حال يادگيري در مرحله يادداري تاثير معني داري بر اجراي سرويس بلند بدمينتون دارد (P<0.05) و هيچگونه تفاوت معني داري بين اجراي گروه هاي تجربي در مرحله اکتساب و انتقال مهارت مشاهده نشد. در نتيجه مي توان گفت در آموزش مهارت هاي حرکتي مشاهده الگوي در حال يادگيري، به اندازه مشاهده الگوي ماهر در عملکرد افراد موثر است.
هدف از اين تحقيق، بررسي و مقايسه ميزان عزت نفس دانشجويان دختر ورزشکار و غير ورزشکار دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبيعي گرگان بوده است. به همين منظور، از روش نمونه گيري طبقه اي براي انتخاب نمونه آماري استفاده شد. آنگاه برگه مشخصات فردي و سياهه عزت نفس کوپراسميت به نمونه هاي ورزشکار به تعداد 90 نفر و غير ورزشکار 70 نفر ارائه و بعد از تکميل، گردآوري شد. پس از جمع آوري اطلاعات مورد نظر، از آمار توصيفي براي طبقه بندي داده ها در پارامتر هاي متناسب بهره برداري و از آمار استنباطي براي آزمون فرضيه ها با به کارگيري آزمون ANOVA استفاده شد که نتايج بدين ترتيب بود: بين عزت نفس دانشجويان دختر ورزشکار و غير ورزشکار دانشگاه گرگان، با اطمينان 95 درصد اختلاف معني دار وجود داشت (P>0.05). بين عزت نفس دانشجويان دختر رشته هاي ورزشي انفرادي با گروهي دانشگاه گرگان، با اطمينان 95 درصد اختلاف معني داري وجود نداشت (P>0.05). بين عزت نفس دانشجويان دختر بسکتباليست با واليباليست دانشگاه گرگان، با اطمينان 95 درصد اختلاف معني داري وجود نداشتP>0.05) ). بنابراين نتايج تحقيق نشان مي دهد فعاليت هاي ورزشي توانايي ارتقاي سطح عزت نفس را خواهند داشت.
در تحقيقات نشان داده شده است که نيمرخ فيزيولوژي بازيکنان در پست هاي مختلف بازي متفاوت است. اين مطالعه با هدف کسب آگاهي از ميزان تطابق ويژگي هاي فيزيولوژيکي دفاع ها و هافبک ها در تيم هاي باشگاهي ليگ برتر ايران با نيازهاي فيزيولوژيکي مربوط به پست بازي آنان انجام شد. به همين منظور، 56 نفر از بازيکنان ليگ برتر کشور به چهار پست دفاع وسط، دفاع کنار، هافبک وسط و هافبک کنار (7 نفر در هر پست) تفکيک شده و فعاليت هاي بدني آنان (ايستادن، راه رفتن، جاگينگ (راه رفتن سريع)، دويدن، و دويدن نزديک به بيشينه) در زمان هاي صرف شده، اندازه گيري شد. تجزيه و تحليل داده ها نشان مي دهد ميانگين زمان راه رفتن دفاع هاي کنار و وسط به طور معني داري بيشتر از زمان راه رفتن هافبک هاي وسط و کنار است. ميانگين زمان دويدن با سرعت کم هافبک هاي کنار و وسط، دفاع هاي کنار به طور معني داري بيشتر از زمان دويدن با سرعت کم دفاع وسط است. ميانگين زمان دويدن نزديک به بيشينه با بيشترين سرعت در هافبک هاي کنار به طور معني داري بيشتر از زمان دفاع هاي وسط و هافبک هاي وسط است. با توجه به يافته هاي تحقيق حاضر، چنين نتيجه گيري مي شود که بازيکنان کناري (دفاع هاي کنار و هافبک هاي کنار) داراي توان هوازي و بي هوازي زياد، هافبک هاي وسط داراي زمان فعاليت جاگينگ زياد، و دفاع هاي وسط داراي توان بي هوازي و تجربه زيادي هستند. پيشنهاد مي شود که مربيان ضمن در نظر گرفتن برنامه هاي تمريني لازم براي افزايش توان هوازي کليه بازيکنان، بخشي از برنامه هاي تمريني خود را با توجه به نيازهاي ويژه پست بازيکن طراحي و اجرا کنند.