0

دلنوشته های فاطمی

 
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی
شنبه 22 اسفند 1394  11:14 AM
تشکرات از این پست
pebdani ravabet_rasekhoon sadra122
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی

سلام بر مولای من "مهدی" و سلام بر مادرش"فاطمة الزهرا" و سلام بر منتظران پاکدامنش...
و بر غیرتِ آسمانی ات تبریک... چادر
خوشحالم که در این جامعه ی امروزی تنها نیستم...
که در این غوغای آخرالزمان همدردی هست
که بداند چه می نویسم...
من یکی از حَواهای زمین ام ولی از نوع فاطمی نَسَبَ ش
از نوعِ زینب نشانَ ش و از نوع مهدی نَمایَ ش...
دلگیر بودم که چرا من هم مانند مولایم مهدی غریب مانده ام
در این زمانه، تا کسی مرا با امانتِ فاطمه(چادر) می بیند
روی از من بر می دارد و به دخترکان هزار رنگ دنیا چشم می دوزد...
دلگیر بودم چرا مرا نمی بینند...
آخر...
من لیلة القدرِ عاشورایی زینب را همیشه به سر دارم و عاشقانه دوستش دارم
هر چند در این فصلِ بهاری و تابستانِ بعدش کمی گرمایَ حجابم مرا به شور می کِشاند ولی رهایش نخواهم کرد...
اینان به سانِ زلیخا زندگی می کنند و من مانند "زینب "...
اینان به سان زلیخا دلدادگی می کنند و من مانند "فاطمه "...
هنوز هم در فکرم، چه شد دل مولایم علی را شیفته ی زیبایی خود کرد...
الگوی بی مانندِ من در زمین زینب است که اگر آتش هم دامن گیرم شود، حجاب م را رها نخواهم کرد...
میخواهم اگر فردایِ محشری بر پا شد و من، فاطمه را دیدم، شرمگین نگاهش نباشم...
میخواهم اگر فردای محشری بر پا شد و من، زینب را دیدم، با افتخار بر چشمانش نگاه کنم
باید نگاه م را زینبی کنم، که جز زیبایی نبینم...
مولایم مهدی در غربت تنها مانده و اهلِ زمین در فکرِ نقاشی صورت و ظاهر خویش اند...
اهلِ زمین محتاجِ دعای عارفانه ی تواَند مهدی جان
برای حواهای زمینی دعایی کن مولای من
که عطر و رنگ "فاطمی" بگیرند و غیرتِ "زینب ی".

شنبه 22 اسفند 1394  11:14 AM
تشکرات از این پست
pebdani ravabet_rasekhoon sadra122
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی

استان را که از زبان پدر شنید گفت : بابا .. اینقدر مظلومانه شهید میشویم و کسی بر غم ما اندوهگین نمیشود ؟
رسول خدا گفت : دخترم ، به خدا سوگند مردمانی در آخرالزمان ظهور میکنند که آنچنان بر تو گریه کنند و ضجه زنند زهرا که گویی مادر خویش از دست داده اند .
زهرای اطهر منتظر ظهور ما بود …

مردم بدانید که لشکر فاطمه آمد

شنبه 22 اسفند 1394  11:18 AM
تشکرات از این پست
pebdani ravabet_rasekhoon sadra122
borkhar
borkhar
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 19324
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی

افسران - یا فاطمه الزهرا (س)

خدایا دلم به سان قبله نماست...وقتی عقربه اش به سمت "تو"می ایستد آرام می شود

"ان الله مع الصابرین ...همانا خداوند با صابرین است"

شنبه 22 اسفند 1394  11:29 AM
تشکرات از این پست
pebdani ravabet_rasekhoon sadra122
sadra122
sadra122
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 505
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی

 

 

" دیگر آن خنده‌ی زیبا به لب مولا نیست همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست قطره‌ی اشک علی تا به ته چاه رسید چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد. 

 

به وبلاگ 

http://maktabfatemyeh94.rasekhoonblog.com/

سر بزنید.

شنبه 22 اسفند 1394  12:11 PM
تشکرات از این پست
mohandesvahidpour
mohandesvahidpour
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 5058

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی

ثقه‌الاسلام کلینی از محدثان بزرگ شیعه آورده است که چون حضرت فاطمه زهرا(س) از دنیا رفت، امیرالمؤمنین وی را پنهان به خاک سپرد و آثار قبر را از میان برد. در این مقدار از نقل اتفاق نظر وجود دارد.

«شیخ مفید» اضافه  کرده است: و آنگاه که دفن پایان یافت و دست‌ها را از خاک قبر تکان داد، اندوه چون سیلی بر او هجوم آورد و اشک‌ها بر صورت مبارک فرو ریخت، ناچار به قبر پیامبر(ص) روی کرده، همه دردی که بر دلش می‌گذاشت را با ایشان در میان نهاد و گفت: یا رسول‌الله! سلام من و سلام دخترت فاطمه بر تو باد؛ همان دخترت که حبیبه و نور خوابیده است و خداوند خواست که به سرعت به تو ملحق شد.
یا رسول‌‌الله ! از فراق دختر برگزیده تو صبر و شکیبایی بر مصیبت، سنت بازمانده از خود شماست.
من تو را به دست خود به قبر نهاده و به خاک سپردم در حالی که سر شما بر روی سینه من بود، جان سپردی.
در قرآن بهترین سخن آمده: «انالله و انا الیه راجعون»
یا رسول‌الله! آن امانتی که به من سپرده شده بود، باز پس گرفته شد و زهرا از دست من رفت و نزد تو آرمید.
یا رسول‌الله! چقدر این آسمان نیلگون و زمین تیره در نظر من زشت شده است. غم و اندوه من، ابدی و ماندگار شده است و شب من با بی‌خوابی می‌گذرد. این غم از قلب من خارج نمی‌شود تا زمانی که خداوند مرا در آن خانه‌‌ای که تو در آن هستی، وارد نماید. در دلم دردی است که گویی زخمی چرکین دارد و اندوهی دارم که مانند آتش برافروخته است، چه زود بود که بین ما جدایی افتد. از این فراق تنها به خدا شکایت می‌برم.
دخترت به زودی تو را از اینکه امت تو پشت به پشت هم دادند تا حق او را پایمال نمایند، آگاه خواهد کرد! سرگذشت او را با اصرار جویا شو و گزارش حال را از وی بخواه! زیرا چه بسیار غم وغصه‌هایی که در دل او جمع شده بودند و او در دنیا راهی برای گفتن آن نیافت. اما او آنها را برای تو خواهد گفت و خداوند که بهترین حکم‌کنندگان است، داوری خواهد کرد.
سلام من بر شما باد، سلامی برای وداع، نه از سر خستگی و ملامت! اگر بروم، از ملامت و خستگی نیست و اگر بمانم به علت بدگمانی «به وعده‌های الهی» نیست که به یقین می‌دانم خدا به صابرین وعده ثواب داده است.
آنگه آهی از سر درد کشید و بعد اضافه فرمود: ناگزیر صبر و شکیبایی مبارک‌تر و نیکوتر است. به راستی اگر بیم چیرگی ستمکاران نبود و قبر تو آشکار نمی‌شد، در کنار قبر تو برای همیشه می‌ماندم و برای این مصیبت بزرگ، نظیر مادری داغ دیده، ناله و فریاد می‌کردم.
بعد باز هم با رسول خدا (ص) سخن گفت: خداوند می‌بیند که دختر تو مخفیانه دفن می‌شود! حق وی را به زور خوردند و او را از ارثش باز داشتند. در صورتی که از زمان و تا به حال چندان مدتی نگذشته و یاد تو کهنه نشده است.
یا رسول‌الله!  صلوات خدا بر تو و سلام و خشنودی خدا بر فاطمه اطهر باد. (1)
مدائنی هم گفته است: چون امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) از دفن دختر پیامبر (ص) فراغت یافت. بر سر قبر او ایستاد و این دو بیت را انشاء کرد: « لکل اجتماع من خليلين فرقة وکل الذي دون الفراق قليل / و انّ افتقادي فاطمه بعد احمد دليل علي ان لا يدوم خليل» یعنی برای هر دوستی جدايی و فراقی است و اين دوریها و فراق است که پایان ناپذير است. فقدان فاطمه بعد از رحلت پيامبر(ص) تنها دلیل برای کوتاه بودن دوستی ها است. (2)
اشعار دیگر نیز به آن حضرت(ع) منسوب داشته‌اند که همه نشانه آزردگی خاطر و سوز درونی ایشان است.
 
پی نوشت ها:
1-کافی، کلینی، محمدبن یعقوب، ج 1، ص 58، امالی مفید
2- الاخبار الموفقیات، زبیر بن بکار ص 194
 
منبع: کتاب دختر پیامبر نوشته محمدعلی جاودان

قال رسول الله صلی الله علیه وآله :

هنگامی که فتنه ها، هم چون پاره های شب تاریک، شما را در خود پیچید، برشماست که به قرآن تمسک جویید. 

هدیه به روح همه شهدا از شهدای صدر اسلام تا شهدای مدافع حرم صلوات

«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»

 

شنبه 22 اسفند 1394  1:16 PM
تشکرات از این پست
zaker7007
zaker7007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 2796
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی

نامت گل، نشانت گل آذین، یادت گلاب و غروبت گلگون! آن گلی که بهشت با عطر گلبرگ های آن از هوش می رود؛ گلی با هیجده گلبرگ بی مثال، با هیجده بهار لا یزال.

خوشا به حال هیجده بهاری که با تو شکفتند. هیجده تابستانی که به بار نشستند؛ هیجده خزانی که بر باد رفتند و هیجده زمستانی که کفن پوشیدند.... کوه ها حجم عقده های کبود توست و دریاها چکیده اشک های غریب تو. از آن روز که فدک به نام تو شد، فلک قافیه ای در خور یافت و از آن دم که آب مهریه تو شد، سفینه اهل بیت به جریان افتا د. بیت الاحزان تو، پیشگوی کربلا بود و گریه های دردناکت پیش درآمد نینوا. سیمرغ گم شده! مبادا بی تو حقیقت، آشیانه خفاش ها شود و عشق، بازیچه کاکلی ها! مادر پهلو شکسته، دل های شکسته را دریاب.

...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

وبلاگ یا حسیــن مظلوم

وبلاگ محبان مهـــــدی عج

وبلاگ مدافعان حرم

شنبه 22 اسفند 1394  1:22 PM
تشکرات از این پست
mohandesvahidpour
mohandesvahidpour
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 5058

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی

ثقه‌الاسلام کلینی از محدثان بزرگ شیعه آورده است که چون حضرت فاطمه زهرا(س) از دنیا رفت، امیرالمؤمنین وی را پنهان به خاک سپرد و آثار قبر را از میان برد. در این مقدار از نقل اتفاق نظر وجود دارد.

«شیخ مفید» اضافه  کرده است: و آنگاه که دفن پایان یافت و دست‌ها را از خاک قبر تکان داد، اندوه چون سیلی بر او هجوم آورد و اشک‌ها بر صورت مبارک فرو ریخت، ناچار به قبر پیامبر(ص) روی کرده، همه دردی که بر دلش می‌گذاشت را با ایشان در میان نهاد و گفت: یا رسول‌الله! سلام من و سلام دخترت فاطمه بر تو باد؛ همان دخترت که حبیبه و نور خوابیده است و خداوند خواست که به سرعت به تو ملحق شد.
یا رسول‌‌الله ! از فراق دختر برگزیده تو صبر و شکیبایی بر مصیبت، سنت بازمانده از خود شماست.
من تو را به دست خود به قبر نهاده و به خاک سپردم در حالی که سر شما بر روی سینه من بود، جان سپردی.
در قرآن بهترین سخن آمده: «انالله و انا الیه راجعون»
یا رسول‌الله! آن امانتی که به من سپرده شده بود، باز پس گرفته شد و زهرا از دست من رفت و نزد تو آرمید.
یا رسول‌الله! چقدر این آسمان نیلگون و زمین تیره در نظر من زشت شده است. غم و اندوه من، ابدی و ماندگار شده است و شب من با بی‌خوابی می‌گذرد. این غم از قلب من خارج نمی‌شود تا زمانی که خداوند مرا در آن خانه‌‌ای که تو در آن هستی، وارد نماید. در دلم دردی است که گویی زخمی چرکین دارد و اندوهی دارم که مانند آتش برافروخته است، چه زود بود که بین ما جدایی افتد. از این فراق تنها به خدا شکایت می‌برم.
دخترت به زودی تو را از اینکه امت تو پشت به پشت هم دادند تا حق او را پایمال نمایند، آگاه خواهد کرد! سرگذشت او را با اصرار جویا شو و گزارش حال را از وی بخواه! زیرا چه بسیار غم وغصه‌هایی که در دل او جمع شده بودند و او در دنیا راهی برای گفتن آن نیافت. اما او آنها را برای تو خواهد گفت و خداوند که بهترین حکم‌کنندگان است، داوری خواهد کرد.
سلام من بر شما باد، سلامی برای وداع، نه از سر خستگی و ملامت! اگر بروم، از ملامت و خستگی نیست و اگر بمانم به علت بدگمانی «به وعده‌های الهی» نیست که به یقین می‌دانم خدا به صابرین وعده ثواب داده است.
آنگه آهی از سر درد کشید و بعد اضافه فرمود: ناگزیر صبر و شکیبایی مبارک‌تر و نیکوتر است. به راستی اگر بیم چیرگی ستمکاران نبود و قبر تو آشکار نمی‌شد، در کنار قبر تو برای همیشه می‌ماندم و برای این مصیبت بزرگ، نظیر مادری داغ دیده، ناله و فریاد می‌کردم.
بعد باز هم با رسول خدا (ص) سخن گفت: خداوند می‌بیند که دختر تو مخفیانه دفن می‌شود! حق وی را به زور خوردند و او را از ارثش باز داشتند. در صورتی که از زمان و تا به حال چندان مدتی نگذشته و یاد تو کهنه نشده است.
یا رسول‌الله!  صلوات خدا بر تو و سلام و خشنودی خدا بر فاطمه اطهر باد. (1)
مدائنی هم گفته است: چون امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) از دفن دختر پیامبر (ص) فراغت یافت. بر سر قبر او ایستاد و این دو بیت را انشاء کرد: « لکل اجتماع من خليلين فرقة وکل الذي دون الفراق قليل / و انّ افتقادي فاطمه بعد احمد دليل علي ان لا يدوم خليل» یعنی برای هر دوستی جدايی و فراقی است و اين دوریها و فراق است که پایان ناپذير است. فقدان فاطمه بعد از رحلت پيامبر(ص) تنها دلیل برای کوتاه بودن دوستی ها است. (2)
اشعار دیگر نیز به آن حضرت(ع) منسوب داشته‌اند که همه نشانه آزردگی خاطر و سوز درونی ایشان است.
 
پی نوشت ها:
1-کافی، کلینی، محمدبن یعقوب، ج 1، ص 58، امالی مفید
2- الاخبار الموفقیات، زبیر بن بکار ص 194
 
منبع: کتاب دختر پیامبر نوشته محمدعلی جاودان

قال رسول الله صلی الله علیه وآله :

هنگامی که فتنه ها، هم چون پاره های شب تاریک، شما را در خود پیچید، برشماست که به قرآن تمسک جویید. 

هدیه به روح همه شهدا از شهدای صدر اسلام تا شهدای مدافع حرم صلوات

«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»

 

شنبه 22 اسفند 1394  1:24 PM
تشکرات از این پست
loga13th
loga13th
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 526
محل سکونت : یزد

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی

ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت  / زهرایی و خورشید غبار قدمت

کی گفته که تو حرم نداری بانو؟  / ای وسعت دلهای شکسته ، حَرَمت . . .

شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی

من ار درمان نمی گیرم ز طب جان جدا باشد

چه زیبا باشد آن دردی که درمانش خدا باشد

شنبه 22 اسفند 1394  1:55 PM
تشکرات از این پست
ehsan67657
ehsan67657
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 2137

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی

حضرت فاطمه سلام الله علیها:
 
🔱هر كه بر پدرم رسول خدا و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند، چه در زمان حیات و یا پس از مرگ ما باشد.
 
بحارالا نوار: ج ۴۳، ص ۱۸۵، ح ۱۷.
 

فراز مأذانه ها ای جماعت گمراه
چه می کنید شما بی صدا سخن کوتاه
حرام باد اذان موذنی که نگفت
دوبار أشهَدُ أنا عَلی ، وَلیُ الله

شنبه 22 اسفند 1394  1:59 PM
تشکرات از این پست
bayati0011
bayati0011
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1394 
تعداد پست ها : 1530
محل سکونت : تهران

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی

ای اشک همیشه ببار !

ای اشک هماره همراهی کن که غم از دست دادن دوست، غم یکی دو روز نیست، غم جاودانه است.
دوستی که هیچکس جای او را در قلبم پر نمی کند،
یاری که از پیش چشم و کنار جسم رفته است اما از درون قلبم هرگز!
فاطمه جان! چه سود که در کنار قبر تو نازنین بایستم، به تو سلام کنم و با تو سخن بگویم وقتی پاسخی از تو نمی شنوم.
چه شده است تو را فاطمه جان که پاسخ نمی دهی؟
آیا سنّت دوستی را فراموش کرده ای؟
فاطمه جان! کاش علی را غریب و خسته و تنها، رها نمی کردی ...
شنبه 22 اسفند 1394  2:53 PM
تشکرات از این پست
bayati0011
bayati0011
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1394 
تعداد پست ها : 1530
محل سکونت : تهران

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی

مادر دو بخش است:
*ما* و *در* و قصه يتيمي *ما* از کنار *در* شروع شد. . .
اين چه داغي است که قرن ها از آن مي گذرد ولي هنوز دل از آن مي گدازد . . .
شنبه 22 اسفند 1394  2:54 PM
تشکرات از این پست
bayati0011
bayati0011
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1394 
تعداد پست ها : 1530
محل سکونت : تهران

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی


و اما فاطمه . . .
     و باری دیگر گاه آن آمد تا در عزای دختر پاک نبی به سوگ بنشینیم و این سوگواری عجب اندوه بار و ملال آور است. به راستی فاطمه که بود که پس از قرن ها این گونه شیعیانش در عزایش به ماتم نشسته اند. فاطمه کدامین اسطوره بود که اساطیر تاریخ از او به تحیر اوفتادند.
     آری فاطمه آن صبور زنی بود که در ثبت حماسه جاودان امامت واژه ایثار را عاشقانه به تسخیر در آورد و امروز چه دل ها که  نه تنها در ماتم پهلوی شکسته اش بلکه در سوگ مظلومیتش، خونین است

 

شنبه 22 اسفند 1394  2:54 PM
تشکرات از این پست
bayati0011
bayati0011
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1394 
تعداد پست ها : 1530
محل سکونت : تهران

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی

و چقدر این دست سنگین بود!


قرن ها از ماجرای کوچه می گذرد ، ولی گوش شیعه هنوز درد میکند!!!!!!!ا

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی

شنبه 22 اسفند 1394  2:55 PM
تشکرات از این پست
bayati0011
bayati0011
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1394 
تعداد پست ها : 1530
محل سکونت : تهران

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی

پیچیده است دردی در تاروپود جانم

می سوزد آه از پوست تامغز استخوانم

در چشم من از این خلق آه است ودرگلو تیغ

هرشب گلایه ها را درچاه میتکانم

مانده است بردل من از کوفه کهنه زخمی

زخمی که تاقیامت بردوش می کشانم

من باغبان صبرم یاس کبود دارم

درکام خاک تلخ است داغی که می نشانم

تلخ است قصه تلخ است ، این قصه آه تلخ است

بگذار تانگویم بگذار تا نخوانم
شنبه 22 اسفند 1394  2:55 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها