0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهشنامه علوم انساني پاییز 1380; -(31):39-50.
 
نگرشي به زبان شعري اخوان ثالث
 
تشكري منوچهر*
 
* دانشكده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه شهيد چمران
 
 

مهدي اخون ثالث به راستي« كلاسيك ترين شاعر متجدد» در شعر معاصر فارسي است. زيرا زبان شعري او به رغم تمامي ناقدان شعر و ادب، داراي ويژگي كهن گرايانه مي باشد. زبان شعري اخوان از سه سرچشمه پديد آمده است: نخست، زبان سبك خراساني، دوم شعر نيما و نهايتا شعر ايرج ميرزا. هرچند كه بهره وري از اين سه منبع به طور يكسان صورت نپذيرفته چنانكه وي در بهره گيري از زبان كهن و بعضي از شيوه هاي زباني نيما راه افراط را در پيش گرفته است و به نظر مي رسد عامل مهم در گرايش اخوان به زبان گذشته و بيان حقانيت كار نيما، باور و گمان او به اين نكته است كه هر چيز نو در ادبيات بايد حتما سابقه اي در ادب گذشته داشته باشد بعضي از ويژگيهاي زبان در شعر اخوان به اختصار عبارت است از: باستانگرايي، استفاده از واژگان و تركيبات عربي، اشاره به دانش ها، حرفه ها و مناسبت هاي خاص و...

 

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  4:55 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهشنامه علوم انساني پاییز 1380; -(31):65-88.
 
اندروني كاندرون ها مست از اوست (ابوسعيد و تاويل)
 
عباسي حبيب اله*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه تربيت معلم
 
 

اين مقاله پاسخ اين پرسش است كه راز ماندگاري و سنتي بخشي اسرارالتوحيد و ابو سعيد چيست؟
نويسنده تاويل را- كه عنصر غالب در متن اسرارالتوحيد و شخصيت ابوسعيد است- يكي از دلايل اين امر مي داند لذا كوشيده است تا از اين رهگذر ادعاي خويش را اثبات كند و به همين منظور ابتدا به تعريف لغوي و اصطلاحي تاويل و تفاوت آن با تفسير وپيشينه اش در نصوص ديني پرداخته و آنگاه تاويل هاي ابو سعيد در اسرارالتوحيد را در چهار مقوله نصوص ديني، شعر، پديده هاي عالم هستي و اصطلاحات صوفيانه طبقه بندي كرده نشان داده است كه ابو سعيد چگونه توانسته با بهره گيري از فرايند تاويل به آفرينش تازه اي دست يابد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  4:55 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهشنامه علوم انساني پاییز 1380; -(31):89-98.
 
تاملي در تعريف بلاغت و مراحل تكامل آن
 
رسولي حجت*
 
* گروه زبان و ادبيات عرب
 
 

مساله بلاغت و زبان آوري و دانش بلاغت دو امر متفاوت از يكديگر است. بلاغت راپيشينه اي طولاني است، و در زبان عربي سالها پيش از ظهور اسلام شاعران و خطيبان از آن بهره مند بوده و به آن عنايت داشته اند ولي دانش بلاغت پس از اسلام در تمدن اسلامي نشو و نما يافت.
در آغاز تعاريفي ابتدايي از بلاغت مطرح گرديد و بتدريج همگام با تحول و تطور علم بلاغت، تعاريفي دقيق تر و علمي تر از آن ارائه گرديد كه با تعاريف نخستين تفاوت داشت. سير تحول اين تعريف ها و تفاوت آنان موضوعي است كه اين مقاله عهده دار آن است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  4:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهشنامه علوم انساني پاییز 1380; -(31):99-112.
 
جهاني يگانه و شاعري پيام آور: جبران خليل جبران
 
وطن دوست غلام رضا*
 
* دانشگاه شيراز
 
 جبران خليل جبران درسال 1883در دهكده اي كوچك از منطقه بشاري لبنان زاده شد و هم اكنون هفتاد سالي از مرگ او مي گذرد اما همچنان تاثير او چشمگير است و زندگيش براي خاص و عام در هاله اي از راز و نمادوارگي. مادرش- دختر كشيشي بود و پايبند اصول و ارزشها بود- و ميهنش لبنان، ديدارگاه شرق و غرب و جايگاه مدارا و آميزش اديان و مذاهب گوناگون، بر او تاثير زيادي داشته اند  وي در سن شانزده سالگي به همراه مادر و دو خواهرش به آمريكا مهاجرت كرد و به زودي خودش را با محيط جديد تطبيق داده به شهرت و نام آوري رسيد. شهرت و شخصيت وي چنان بود كه برخي از وي خداواره اي مي سازند و برخي نيز او را شاعري مردم پسند و پيش پا افتاده مي دانند.  در اين مقاله گوشه هايي از زندگي، شخصيت و آثار او مورد بررسي قرار گرفته و در پايان فهرست آثار عربي و انگليسي و نامه هاي او، همچنين آثار مهمي كه درباره او نوشته شده و نيز آثاري كه از وي تا بحال به فارسي ترجمه شده است، معرفي شده است.
 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  4:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهشنامه علوم انساني پاییز 1380; -(31):113-126.
 
ذوالقرنين در ميان نور و ظلمت
 
نيري محمديوسف*
 
* بخش فارسي، دانشگاه شيراز
 
 

از جمله شخصيتهايي كه در قرآن از آنها ياد شده ، ذوالقرنين مي باشد و بنا به استوارترين نظريه اي كه تاكنون درباره او داده شده، با كورش هخامنشي(539-560ق. م) يكي دانسته شده است. اما مفسران قرآن شخصيت هاي تاريخي ديگري از قبيل: فريدون، جمشيد، عبدالله بن ضحاك، هرمس و اسكندر يوناني(پسر فيليپ) را نيز به جاي او نشانده اند.
در قرآن از وي به دو صفت مهرورزي و دادگستري ياد شده و در احاديث جنبه هاي ديگري از شخصيت او آشكار شده است. اما با كمال شگفتي، تمام صفات مذكور از سوي مفسران به اسكندر نسبت داده شده و اسكندر را ذوالقرنين پنداشته اند: كه در غالب متون تفسيري و در رساله هاي فلسفي و اخلاقي و هم در منابع عرفاني اسلامي به وفور آمده است و به تدريج چنان قوام يافته كه گاه در مقابل نظرات ديگرمخالفت و مقاومت شده است. اما اطلاعات تاريخ اخير چنين نظري را محل ترديد قرار دده است شخصيت هايي كه اسكندر از اين راه در طول تاريخ به خود گرفته است عبارتند از 1- شخصيت سياسي با مكانت پادشاهي 2- حكيمي بارع كه سايه حكمت و انديشه والاي او بر سراسر رساله هاي حكمت و اخلاق مشهود است و اين نفوذ از مباحث عاليه معرفت النفس گرفته تا علم تدبير منزل و سياست مدن را در برگرفته است3- سيماي عرفاني كه شواهد فراواني در شهر عرفاني دارد . به گمان نويسنده اين مقاله اين اشتباه تاريخ سه دليل عمده داشته است : 1- شكست ايران از اسكندر 2- اولين كسي كه اسكندر را همان ذوالقرنين دانست ابن سينا بود و بنا به بزرگي شخصيتي، اشتباهش نيز بزرگ و لذا تاثير گذار بود 3- شخصيت اسكندر پسر فيليپ با اسكندر افروديسي اختلاط يافته است نظر به اين تسامحات ، عدم اصالت اين داستان پردازي ها روشن مي گردد اما درپس اين پرده رازي است و حقيقتي و آن اينكه ذوالقرنين درحقيقت مرتبه انسان كامل و يا صاحب مقام « برزخيه كبري» است كه اين مقاله به بررسي آن ختم مي شود.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  4:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهشنامه علوم انساني تابستان 1380; -(30):1-14.
 
مسير تجاري بخارا و خيوه و اهميت آن در تاريخ تمدن جهاني
 
خيرانديش عبدالرسول*
 
* دانشگاه شیراز
 
 

شهر پر آوازه بخارا و خيوه (که در منابع قرون وسطي به طور عام خوارزم خوانده مي شود) دو کانون بزرگ تمدني و اقتصادي آسياي مرکزي به شمار مي آيند که يکي در شمال و ديگري در جنوب اين منطقه مهم تمدني و ارتباطي جهان واقع شده اند. هر چند به دليل بعد مسافت و گستردگي بيابانهايي که ميان بخارا و خوارزم قرار دارد، آنها به آساني به يکديگر دسترسي نداشته اند با اين حال در بخش اعظم تاريخ آسياي مرکزي روابط تجاري و پيوند اقتصادي مستحکمي ميان آنها برقرار بوده است.
شايد هيچيک از مراکز تمدني ماورالنهر به اندازه بخارا و خوارزم از تنوع و تعدد راه ها و پيوستگي کامل مناسبات اقتصادي برخوردار نبوده اند. اين امر به دليل نقش خاص آنها در اقتصاد منطقه و نيز اقتصاد جهاني از طريق جاده معروف ابريشم بوده است.
ميان بخارا و خوارزم سه راه ارتباطي وجود داشته است: دو تا از طريق خشکي و يکي از طريق آبي يعني رودخانه جيحون. نخستين راه خشکي از طريق ساحل راست جيحون، بخارا را به خوارزم متصل مي کرد. اين راه از يکي از دروازه هاي بخارا شروع مي شود. اين دروازه که به سمت خوارزم قرار داشته و مخصوص ارتباط با آنجا بوده اهميت روابط تجاري ميان آن دو نشان را مي دهد. اين راه که راه مستقيم بخارا به خوارزم محسوب مي شود و کوتاه ترين راه نيز بود پس از طي يک منزل از بخارا به فرخشه مي رسيد و سپس با طي هشت منزل و گذر از بيابان به شهر کاث قصيه قديم خوارزم مي پيوست که در ساحل راست جيحون قرار داشت.
ابن حوقل جغرافي دان قرن يازدهم ميلادي درباره اين راه مي نويسد:
«راه بخارا به خوارزم از طريق بيابان چنين است. از بخارا به فرخشه يک منزل و سراسر آباد است و از آنجا هشت منزل سراسر بيابان و فاقد منزل و رباط و سکنه است و تنها به سبب وجود چراگاهها و کوتاهي مسافت از اين راه مي روند و به همين جهت منزل هاي آن شناخته نيست و کسي که خواهد از جيحون به آمل مي گذرد» (ابن حوقل، ص 243) ...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  4:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهشنامه علوم انساني تابستان 1380; -(30):15-38.
 
افول اقتدار غلام – سپاهيان در عصر ايلخانان
 
دلريش بشري*
 
* گروه تاريخ، دانشگاه تبريز
 
 

در سلسله هاي حکومتي ايران بعد از اسلام بويژه سامانيان، غزنويان، آل بويه و سلجوقيان عناصر غلام – سپاهي همواره نقش ويژه اي هم در نظامي گري و هم در تحولات سياسي – ايفا کرده اند. ايجاد تنوع و رقابت در لشکريان، عدم اعتماد به بوميان و خويشاوندان قومي و قبيله اي، استفاده از قابليت هاي نظامي غلام – سپاهيان و اين نگرش که آنان به علت فقدان تعلقات اجتماعي مطيع تر مي باشند اساسي ترين عواملي بودند که نظام هاي سياسي را به استفاده از غلام – سپاهيان وا مي داشت. در ساختار نظامي ايلخانان است که حضور پر رنگ غلام – سپاهيان يکسره رخت بر مي بندد. عوامل متعددي در شکل گيري اين تحول نقش داشتند. با توجه به اينکه بردگي بيش از هر چيز ماحصل اسارت در جنگ ها بود، منشا اين تحول در نزد ايلخانان به بينش و عملکرد نظامي چنگيز (جد ايلخانان ايران) در رفتار با اسراي جنگي قبايل مغلوب بر مي گردد. کشتار فراگير اسرا و بازماندگان قبايل مغلوب، سياست ابداعي چنگيز در برخورد با اکثر دشمنان خويش بوده است. رشيدالدين برجسته ترين مورخ مغول به صراحت از اين ابداع چنگيز سخن مي گويد ...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  4:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 9 : پژوهشنامه علوم انساني پاییز 1380; -(31):127-142.
 
موقعيت شيعيان ايران در دوره ايلخانان
 
تركمني آذر پروين*
 
* سازمان سمت
 
 حكومت ايلخانان مغول با آمدن هلاكوخان به ايران آغار شد منگوقا آن، خان مغول به علت شكايتهايي كه از سوي حكام مغولي ايران و علماي اهل تسنن- ازجمله قاضي شمس الدين قزويني و مسيحيان در گير در جنگ هاي صليبي با مسلمانان رسيده بود، قدرت اسماعيليان و خلافت عباسي را براي بقاي مغولان خطرناك دانسته، هلاكو، برادرش را مامور نمود تا به سوي ايران لشكر كشيده، هر دو نيرو را براندازد. شيعيان اثني عشري كه در طول تاريخ هم از اسماعيليان و هم از عباسيان ناملايمات سياسي و مذهبي بسياري تحمل كرده بودند، هلاكو را در هر دو مورد ياري رساندند. خواجه نصيرالدين طوسي از يك طرف از عوامل دروني نابودي اسماعيليان به شمار مي رود- كه ركن الدين خور شاه را تشويق به تسليم شدن نمود- و از طرف ديگر از عوامل بيروني نابودي خلافت عباسي نيز محسوب مي شود. هر چند هلاكو به قصد براندازي عباسيان از مغولستان رهسپار غرب شده بود، ولي تشويق و تحريك خواجه نصيرالدين- در مقابل عواملي كه هلاكو را در انجام ماموريت دچار ترديد مي كردند- نقش موثري داشت و ابن علقمي، وزير شيعي مستعصم، خليقه عباسي- نيز از درون زمينه هاي براندازي خلافت را فراهم آورد. با برافتادن خلافت عباسي هرچند كل اسلام در معرض خطر قرار گرفت، شيعيان به علت روحيه تساهل و تسامح مذهبي ايلخانان- كه ناشي از نداشتن اصالت در اعتقادات ديني بود- توانستند رشد يابند و بارور شوند وبه ثمر نشينند. ايلخانان تحت تاثير كارگزاران مسلمان خود، نه تنها اسلام آوردند، ‌بلكه در دوره غازان و اولجايتو، تحت تاثير امير، وزير و علماي اهل تشيع، به عقايد شيعي نيز گرايش يافتند و اولجايتو براي مدتي كوتاه به تشيع گرويد. شيعيان در پايان اين دوره با بنيانگذاري حكومتي شيعي در بخشي ا ز خراسان، راه گسترش تشيع را هموارتر نمودند.
 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  4:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهشنامه علوم انساني تابستان 1380; -(30):75-85.
 
مفهوم كج رفتاري از ديدگاه دوركيم
 
ممتاز فريده*
 
* دانشگاه شهید بهشتی
 
 

در اين مقاله کوشش شده است تا ديدگاه دورکيم به عنوان اولين جامعه شناسي که با تحقيقات تجربي به بررسي کج رفتاري پرداخته مطرح شود. چون آثار دورکيم در مورد کج رفتاري در کتاب هاي گوناگون او مانند: خودکشي، تقسيم کار و اصول و قواعد و روش تحقيق به شکل پراکنده ديده مي شود در اين جا يک جمع بندي نسبتا فشرده از نظر او درباره کجرفتاري مطرح گرديده است.
به طور کلي او کج رفتاري را به ساخت جامعه مربوط مي سازد، و مسئله همبستگي گروهي و رابطه آن با کجرفتاري را عنوان مي کند. از نظر دورکيم کجرفتاري در قالب ساخت هاي اجتماعي و با در نظر گرفتن خصايص انسان و رابطه اي که ميان او و جامعه وجود دارد واقع مي شود.
بنابراين کجرفتاري يک پديده اجتماعي در نظر گرفته شده است و اصولا از نظر دورکيم جامعه مسئول رفتار فرد است. يعني جامعه بايد بتواند نيازهاي زيستي و رواني فرد را طوري پاسخ دهد که ميزان کجرفتاري در حد متوسط باشد. لازم به ذکر است که نظر دورکيم کجرفتاري داراي کارکرد بوده و نمي توان جامعه اي بدون کجرفتاري در نظر گرفت. حداقل کارکرد کجرفتاري ايجاد تغييرات اجتماعي است ...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  4:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهشنامه علوم انساني تابستان 1380; -(30):39-74.
 
بررسي تحليلي مفهوم شكاف هاي اجتماعي
 
بشيريه حسين,قاضيان حسين
 
 
 

مفهوم «شکافهاي اجتماعي» امروزه در گفتارها و نوشته هاي عمومي و تخصصي فارسي کاربرد نسبتا وسيعي يافته است. اين کاربرد، از جهتي نشانه نياز به ابزاري تحليلي است تا بتواند تعارضات و ستيزهاي عرصه سياسي در جامعه امروز ايران را توضيح دهد. از جهت ديگر، شيوه کاربرد اين مفهوم در نوشته ها و گفتارهاي جاري، نشان دهنده آن است که استفاده از آن با دقت فني و نظري کافي همراه نيست. نوشته زير تلاشي براي افزايش دقت استفاده فني از اين مفهوم، از طريق مرور پيشينه و نحوه کاربرد آن در جامعه شناسي سياسي معاصر است ...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  4:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

5 : پژوهشنامه علوم انساني تابستان 1380; -(30):87-115.
 
پديده بيگانگي از كار در ساختار نظام اداري ايران
 
توسلي غلام عباس,قديمي مهدي
 
 
 

يکي از رايج ترين اصطلاحاتي که امروزه در بحث هاي مربوط به جامعه شناسي به کار برده مي شود «از خود بيگانگي» است. صاحب نظران جامعه شناسي براي نخستين بار از خود بيگانگي را حالتي تعريف کردند که در آن آدمي در زندگي روزمره بخشي از وجود خود را فراموش مي کند تا بتواند به وظيفه شغلي – سازماني خود بپردازد و يا در واقع نقش بازي کند. ولي در اين نقش بازي کردن از آن نوع زندگي که براي آن توانايي دارد، جدا مانده يا دور مي افتد، و يا بيگانه مي شود.
جامعه شناسان کلاسيک ادعا مي کردند که کارگر قرن نوزدهم ميلادي در ميان چرخ دنده هاي زنجيره توليد، به دليل نقش هايي که به ايفاي آنها ناگزير بود به از خود بيگانگي دچار شده بود. اين از خود بيگانگي در چند سطح روي مي دهد. اولا کارگر از فرآورده کار خود و ثانيا از نظام سازماني (يا وسيله توليد) که اين فرآورده را توليد مي کند بيگانه مي شود. بنابر نظر اينان، دليل اين بيگانگي اين است که کارگر اختيار، آزادي و تسلط بر سرنوشت خود و آرزو براي اظهار وجود را در ازاي دريافت يک دستمزد ناچيز از دست مي دهد. اين از دست دادن مفهوم خود، در نتيجه پيوستن به نظام کارخانه و يا سازمان توليد وي را بر آن مي دارد تا از فرآورده هاي آن نظام بيزار و يا بيگانه شود. ثانيا آن جا که فرد به ناچار بايد آرزوهاي خود را براي اظهار وجود و تسلط بر سرنوشت خود رها سازد تا بتواند در نظام کارخانه يا سازمان باقي بماند، از آن جنبه هاي خويش که خواهان تسلط بر خود و تجربه با معنا هستند نيز بيگانه مي شود و دور مي افتد. در واقع وي از آن جنبه هاي منش يا روان خويش که قادر به ابزار آنها در زندگي روزمره نيست بيگانه مي شود ...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  4:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : پژوهشنامه علوم انساني تابستان 1380; -(30):117-138.
 
قصه طوطي جان مقايسه «طوطي و حكيم عطار» با «طوطي و بازرگان مولوي»
 
اشرف زاده رضا*
 
* مشهد
 
 

اين روح که در قفس تن انسان هاي بي درد، درد غربت را از ياد برده و آرميده است، چونان قناري قفس زادي است که به تنگناي قفس خو کرده و نه تنها دنياي اصلي خود را فراموش کرده، که پرواز را نيز از ياد برده است، دلخوشي او به آب و دانه اي است که هر چند گاه براي او در همان قفس آماده مي کنند. اما، کبوتران آزاد صحرا، که پيوسته در اوج آسمان و در سينه کهکشان پر باز کرده اند، تاب تحمل اين قفس را ندارند، وقتي که خسته از آن همه آسودگي و خفتگي، به ياد هواي آزادي که در آن، پرواز مي کردند، به ياد ياراني که همه با هم يکدل و يکسو بودند، و به ياد ياري که با آنها هم پرواز بوده است مي افتند، يکباره خود را و هستي را از ياد مي برند و با تلواسه اي شگفت سر بر ديوار قفس مي کوبند، تا شايد آن را در هم بشکنند و خود را رها سازند. بلي، «قصه طوطي جان» و گرفتاريش چنين است، که در دل پيوسته فرياد مي زند:
خرم آن روز که پرواز کنم تا بر دوست                          به هواي سر کويش پر و بالي بزنم ..

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  4:58 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهشنامه علوم انساني تابستان 1380; -(30):139-157.
 
پيري و خرد
 
گوشه گير علاالدين*
 
* گروه زبان و ادبيات فرانسه، دانشگاه چمران، اهواز
 
 

از ديرباز متفکران و عارفان، روح آدمي را به پرنده اي تشبيه کرده اند که از عالم بالا و جاي اصلي خويش پر باز کرده و سفري را آغاز و از بد حادثه در «دامگاه حادثه» تن گرفتار آمده است.
بسياري از پيران، پيري را دوره اي ملال آور از عمر خود احساس مي کنند و «زير باري گرانتر از کوه اتنا خرد مي شوند و از پا در مي آيند».
(Cicéron,p.18) حکيمان و اهل ادب پس از سپري شدن جواني خود با شکوه و گلايه به وصف حالات خود در اين دوره ناخوشايند پرداخته اند، «از آنچه درد پيري هيچ کس به از پيران ندانند» (کيکاووس بن وشمگير، تصحيح نفيسي، ص 43) طبعا پيران شکوه هاي پيران يکسان است: کاهش توان بدن و نقصان در حافظه، محروم شدن از لذت ها و نزديک شدن مرگ (Cicéron, p.43) بيان اين گلايه ها به فرهنگ و تمدن مربوط نمي شود و تابع چيزي جز تجربه جسماني و باطني انسان به طور عام نيست. بنابراين، شگفت نيست که عنصرالمعالي در قابوس نامه، سعدي گلستان، رودکي در حسب حال خود و سيسرون، اديب رومي، در باب پيري و افلاطون پيش از همه در بيان گلايه هاي پيري همزبان باشند. چه تجربه اي مي تواند زنده تر و نزديک تر از لمس دگرگوني هايي باشد که تن و روان آدمي به آرامي در دوره هاي عمر به خود مي بيند؟ ...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  4:58 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهشنامه علوم انساني تابستان 1380; -(30):159-167.
 
رماني (زبان كولي ها)
 
متين دوست احمد*
 
* دانشگاه اصفهان
 
 

تا سده هيجدهم کولي ها هم از لحاظ نژاد و هم از لحاظ زبانشان تا اندازه اي اسرارآميز به نظر مي رسيدند. اين حقيقت که عموما گمان مي رفت از مصر آمده اند (واژه gypsy تحريفي از کلمه Egyptian است) کافي بود تا زبان آنها اسرارآميز جلوه گر شود. اکنون روشن است که کولي ها (roma نام ملي و قومي است) از هند به صورت گروه گروه در پايان هزاره اول ميلادي مهاجرت کرده اند. يکي از اين گروهها از طريق ايران به طرف آسياي صغير، جنوب روسيه و کشورهاي بالکان پيش رفته، تا در سده پانزدهم به اروپاي غربي و در سده شانزدهم به بريتانيا رسيده است. ظاهرا گروه بعدي خط سيري جنوبي تر را يعني از طريق ايران، سوريه، و مديترانه به سوي آفريقا و شبه جزيره ايبري در پيش گرفته است. تا قرن بيستم گروههايي از کولي ها با گرايش به نوعي زندگي کم و بيش چادرنشيني در همه کشورهاي اروپايي و در بسياري از بخش هاي ديگر جهان حضور داشتند. و زبان رماني، که اصلا گونه اي ويژه از زبان هند و آريايي نو مي باشد، اساسا با دو يا سه دوجين لهجه تشخيص داده شده – فرايندي که در آن ارتباط با زبان هاي ملل ميزبان نقشي قاطع بازي مي کند ...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  4:59 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

1 : پژوهشنامه علوم انساني بهار 1380; -(29):1-24.
 
طبقه بندي تخيلات ادبي بر اساس نقد ادبي جديد (روش ژيلبر ديوران Gilbert Durand)
 
عباسي علي*
 
 
 

ژيلبر ديوران، شاگرد گاستون باشلار، براي بنا کردن «نقد اسطوره شناختي»، «نقد تخيل مادي» را که الهام گرفته از باشلار است رها مي کند. در واقع، بين افکار گاستون باشلار و ژيلبر ديوران هم تداوم فکري و هم گسستگي فکري وجود دارد. اين اختلاف فکري براي بهتر شناختن کار بديع ژيلبر ديوران داراي اهميت بسيار است زيرا به لطف تحقيقات و پيشرفت هاي علمي اواخر قرن گذشته، ژِيلبر ديوران توانست انقلاب و تحول باشلاري در نقد ادبي را به انتهاي مسير برساند. يکي از ويژگي هاي اصلي تفکر ديوران تداوم هميشگي افکارش مي باشد. خواننده آثار ژيلبر ديوران، برخلاف گاستون باشلار، از ميان نوشته ها با يک «تغيير» مواجه نمي شود. بلکه، مي توانيم در کارهاي ژيلبر ديوران يک پيوستگي و تداوم هميشگي را در روش هاي نقد ادبي مشاهده کنيم؛ براي مثال، اسطوره ويژگي مشترک و هميشگي در مطالعات و بررسي هاي گوناگون او مي باشد؛ در واقع، اسطوره موضوع (تم) اصلي در تحقيقات اوست. با اين حال، مي توان در عمق اين پيوستگي و تداوم هميشگي چندين شاخه روشمند را از دل آن بيرون کشيد و آن را شاخه شاخه کرد ...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  4:59 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها