پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 4:58 PM
| : پژوهشنامه علوم انساني تابستان 1380; -(30):117-138. |
| قصه طوطي جان مقايسه «طوطي و حكيم عطار» با «طوطي و بازرگان مولوي» |
| اشرف زاده رضا* |
| * مشهد |
|
اين روح که در قفس تن انسان هاي بي درد، درد غربت را از ياد برده و آرميده است، چونان قناري قفس زادي است که به تنگناي قفس خو کرده و نه تنها دنياي اصلي خود را فراموش کرده، که پرواز را نيز از ياد برده است، دلخوشي او به آب و دانه اي است که هر چند گاه براي او در همان قفس آماده مي کنند. اما، کبوتران آزاد صحرا، که پيوسته در اوج آسمان و در سينه کهکشان پر باز کرده اند، تاب تحمل اين قفس را ندارند، وقتي که خسته از آن همه آسودگي و خفتگي، به ياد هواي آزادي که در آن، پرواز مي کردند، به ياد ياراني که همه با هم يکدل و يکسو بودند، و به ياد ياري که با آنها هم پرواز بوده است مي افتند، يکباره خود را و هستي را از ياد مي برند و با تلواسه اي شگفت سر بر ديوار قفس مي کوبند، تا شايد آن را در هم بشکنند و خود را رها سازند. بلي، «قصه طوطي جان» و گرفتاريش چنين است، که در دل پيوسته فرياد مي زند: |
| كليد واژه: |
![]() |
|
نسخه قابل چاپ |