0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي پاييز 1390; 2(3 (7)):1-22.
 
بررسي تطبيقي «روايت پردازي» در «رسالة الطير غزالي» و «منطق الطير عطار»
 
كوپا فاطمه*
 
* تهران، دانشگاه پيام نور، سازمان مرکزي، دانشکده ادبيات و علوم انساني، گروه زبان و ادبيات فارسي
 
 

بيان تجربه ها و آموزه هاي عرفاني از طريق متون روايي نمادين، پيشينه اي طولاني دارد. متوني از اين دست به دليل بهره گيري از ابزاري کارآمد جهت انتقال مخاطب از حقيقت به عينيت و هدايت ذهن «روايت- گير» در سيري استعلايي، موجبات استحاله وي را در جهت انفکاک از من تجربي و دست يافتن به جهاني آرماني فراهم مي آورد. در اين ميان «رسالة الطير غزالي» و «منطق الطير عطار» حکايت هايي تمام عيار و با پردازشي ماهرانه هستند که با نگرشي نمادين به قلم درآمده اند و در حقيقت نوعي «حماسه عرفاني» به شمار مي روند که سفر فکرت قلبي را در قالب هجرتي پرمخاطره به تصوير مي کشند.
با وجود وجوه افتراق در ساختار و پرداخت دو حکايت، از جمله توجه ويژه عطار به بهره گيري از حکايت هاي مياني، استفاده از عناوين ابتدايي، شرح و تفصيل ماجراها و بر صحنه آوردن شخصيت هايي گسترده و همه جانبه، عنايت خاص غزالي به خط روايي متصل، به تصوير کشيدن قهرمانان ناشناس و رعايت حداکثر ايجاز در روايت پردازي، موارد تشابه دو حکايت نيز درخور توجه هستند كه از آن جمله اند: بهره گيري از راوي داناي کل و بن مايه «سفر» در هر دو حکايت، اشتراک مقصد نهايي سفر پويايي و استحاله شخصيت ها و حاکميت بي چون و چراي اقتدار الهي که در نهايت راهگشاي تفکر مخاطب در بررفتن از محسوس به معقول و تعين به شهود مي شود.
هدف اصلي اين نوشتار، انجام پژوهشي تطبيقي ميان دو حکايت براي دست يابي به موارد اشتراک و افتراق دو اثر و واکاوي ابزار کارآمد روايت براي پردازش متني اثرگذار است.

 
كليد واژه: بررسي تطبيقي، روايت پردازي، رساله الطير، منطق الطير
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:12 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي تابستان 1390; 2(2 (6)):1-16.
 
مجهول سازي افعال مرکب فارسي از منظر معنايي و نظريه معني شناسي مفهومي
 
كردزعفرانلوكامبوزيا عاليه*,عبدالکريمي سپيده,آقاگل زاده فردوس,گلفام ارسلان
 
* تهران، تقاطع بزرگراه جلال آل احمد و شهيد چمران (گيشا)، دانشگاه تربيت مدرس، دانشكدة علوم انساني، گروه زبانشناسي همگاني
 
 

اين پژوهش کوششي است براي بررسي انواع روش هاي مجهول سازي فعل هاي مرکب زبان فارسي و معرفي نظريه معنايي جکندوف، يعني آنچه «نظريه معني شناسي مفهومي» ناميده مي شود. معرفي اين نظريه معني شناختي، به اين دليل است که مباني آن به محک داده هاي زبان فارسي سپرده شود تا معلوم شود آيا اين نظريه، چنان که پيشنهاد دهنده آن ادعا مي کند، جهاني است و از عهده تبيين داده هاي زبان فارسي برمي آيد يا خير. به اين منظور، رفتار معنايي 22 فعل مرکب زبان فارسي که از راه همراه شدن سازه غيرفعلي با فعل سبک «انداختن» ساخته مي شوند، به هنگام مجهول کردن اين افعال بررسي مي شود. چنانکه ملاحظه خواهيم کرد، براي مجهول سازي گروهي از فعل هاي مرکب، مي توان از دو روش نحوي و معنايي بهره برد. همچنين، خواهيم ديد که نظريه معنايي جکندوف به دليل توجه به مولفه هاي معنايي و در نظر گرفتن آن ها به منزله واحد تحليل معنايي، از عهده تبيين پذيرفتني نبودن جمله هايي که دستوري اند، ناتوان مي ماند و بنابراين، استدلال خواهيم کرد که چنانچه واحد تحليل معني جمله در نظر گرفته نشود، تحليل هاي معنايي نتايج درستي را بر پي نخواهند داشت.

 
كليد واژه: فعل مرکب، فعل سبک، مجهول سازي، نظريه معني شناسي مفهومي، واحد تحليل معنايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:12 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي تابستان 1390; 2(2 (6)):19-39.
 
سازکارهاي زباني شوخ طبعي: جناس و ابهام/ ايهام
 
حري ابوالفضل*
 
* اراک، خيابان. شهيد بهشتي، دانشگاه اراك، دانشکده علوم انساني، گروه زبان و ادبيات انگليسي
 
 

در اين مقاله، عدم تجانس به منزله يکي از سازکارهاي زباني شوخ طبعي بررسي مي شود. پرسش اصلي اين است که عوامل سرگرم کنندگي و خنده در شوخ طبعي کدامند؟ به نظر مي آيد عوامل بسياري، مانند رويکردهاي رواني، ادبي و زباني در ايجاد خنده موثرند. در اين مقاله، عدم تجانس در سطوح ساختاري و کارکردي از جمله عوامل سرگرم کنندگي معرفي مي شود. پس از اشاره به پيشينه مرتبط با بحث و واژگان مرتبط با شوخ طبعي، نظريه عدم تجانس زباني در دو سطح ساختاري و کارکردي را با نگاهي به برخي از لطايف رساله دلگشاي عبيد زاکاني مورد بررسي و تحليل قرار مي دهيم. در سطح ساختاري به جناس و بازي هاي کلامي از جمله همنامي، هم آوايي، همجنسي و همشکلي و نيز انواع تجنيس در زبان فارسي اشاره مي شود. در سطح کارکردي به ابهام/ ايهام و کارکرد آن در سطح معنايي اشاره مي شود. نتايج بررسي نشان مي دهند که عدم تجانس زباني از رهگذر برخي مولفه هاي سطوح ساختاري مانند تجنيس و سطوح کارکردي مانند ابهام/ ايهام، از جمله علل اصلي سرگرم کنندگي متون مطايبه آميز به شمار مي آيند. البته اين مقاله زمينه را براي پرداختن به ساير نظريه هاي شوخ طبعي نيز هموار مي کند.

 
كليد واژه: شوخ طبعي، عدم تجانس، تجنيس، ابهام/ ايهام، رساله دلگش
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:12 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي تابستان 1390; 2(2 (6)):41-70.
 
گستره عناصر نماد و اسطوره در اشعار سميح القاسم و حسن حسيني
 
روشنفكر كبري*,زارع برمي مرتضي,قبادي حسين علي
 
* تهران، تقاطع بزرگراه جلال آل احمد و شهيد چمران (گيشا)، دانشگاه تربيت مدرس، دانشكده علوم انساني، گروه زبان و ادبيات عربي
 
 

اشغال فلسطين و حمله عراق به ايران، به عنوان دو رخداد بزرگ قرن بيستم، زندگي مردم دو سرزمين را تحت الشعاع خود قرار دادند. در اين ميان ادبيات – به ويژه شعر - به عنوان يکي از حوزه هاي انديشه فلسطيني و ايراني، شاهد تحولي بنيادين بود. شاعران دو سرزمين به موازات حمله دشمن، همدوش رزمندگان در برابر تهاجم به پا خاستند. از جمله اين شاعران، سميح القاسم و حسن حسيني بودند که با آفرينش اشعاري گونه گون ميراثي ارزشمند در عرصه شعر پايداري به جاي گذاشتند. يکي از شاخص هاي اين نوع ادبي استفاده چشمگير شاعر از مضامين نمادين و اسطوره اي است.
اين پژوهش بر آن است تا ميزان به کارگيري مفاهيم نمادين و اسطوره اي را در شعر پايداري سميح القاسم و حسن حسيني بررسي کند و همساني ها، تفاوت ها، تحولات و دگرگوني هاي معنايي اين مضامين را در قالب نمودارها و جدول ها به صورت مستند ارائه دهد. يافته هاي پژوهش نشان مي دهد که سميح القاسم و حسيني از نمادها و اسطوره ها طبيعي، انساني، حيواني و مکاني استفاده کرده اند، اما مضامين نمادين و اسطوره اي اشعار سميح در مقايسه با اشعار حسيني ابتکار، تنوع و گسترش بيشتري دارد.

 
كليد واژه: شعر پايداري، نماد و اسطوره، سميح القاسم، حسن حسيني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:12 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 4 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي تابستان 1390; 2(2 (6)):73-97.
 
ساخت هاي کنايي در گويش هورامي
 
كريمي دوستان غلام حسين*,نقشبندي زانيار
 
* تهران، ميدان انقلاب، دانشگاه تهران، دانشکده ادبيات و علوم انساني، گروه زبانشناسي
 
 

مقاله حاضر به بررسي ساخت هاي کنايي در گويش هورامي مي پردازد. گويش هورامي در ساخت هاي گذشته ساده از الگوي حالت کنايي گسسته بهره مي گيرد. اين گويش علاوه بر استفاده از سازکار مضاعف سازي واژه بست، براي نشان دادن الگوي حالت کنايي از سازکار ديگري نيز بهره مي گيرد که منحصر به اين گويش است و در ساير گويش هاي کردي ديده نمي شود. در ساخت هاي برآمده از سازکار دوم بيان الگوي کنايي، سازه ها فاعل و مفعول مستقيم به ترتيب دستخوش فرايندهاي تاکيد و مبتداسازي مي شوند، بدين ترتيب اين ساخت ها نسبت به ساخت هايي که از سازکار مضاعف سازي واژه بست بهره مي گيرند، خوانش معنايي نشاندارتري دارند. ترتيب سازه هاي به کار رفته در ساخت هاي کنايي نشاندار همواره ثابت است، سازه مفعول مستقيم در موضع آغازين اين ساخت ها ظاهر مي شود، در جايگاه بعدي سازه فاعل که همواره ميزبان تکواژ حالت نماي غيرفاعلي است قرار مي گيرد و در پايان جايگاه پاياني جمله را فعل گذشته ساده از آن خود مي کند. پژوهش حاضر دو هدف عمده را در دستور کار خود دارد: نخست بررسي و توصيف ساخت هاي کنايي بي نشان و نشان دار در گويش هورامي و بيان ويژگي هاي بنيادين هريک از آن ها و دوم تلاش براي ارائه تبيين نحوي از مراحل فرايند اشتقاق نحوي ساخت هاي کنايي نشاندار بر پايه مفاهيم نظري برنامه کمينه گرا. تبيين نحوي ارائه شده در اين مقاله از مفاهيم جديد مطرح شده در چارچوب برنامه کمينه گرا بهره مي گيرند، نظير فرضيه گروه متمم ساز گسسته و فرافکن هاي بيشينه تاکيد و مبتدا.

 
كليد واژه: گويش هورامي، ساخت هاي کنايي، مطلق، مضاعف سازي واژه بست، برنامه کمينه گرا، گروه کانون، گروه مبتدا
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:13 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي تابستان 1390; 2(2 (6)):127-146.
 
بازتاب «منطق الطير» عطار در قصيده «ياداشت هاي بشرحافي صوفي» صلاح عبدالصبور
 
ميرزايي فرامرز*,شريفيان مهدي,پروانه علي
 
* همدان، روبه ‌روي پارک ملت، دانشگاه بوعلي سينا، دانشکده ادبيات و علوم انساني، گروه زبان و ادبيات عربي
 
 

زبان صوفيانه يکي از مهم ترين ابزارهاي پرداختن به معاني سير و سلوک و مدارج عرفاني به شمار مي رود، زباني که شاعران معاصر عرب از آن به خوبي بهره برده اند. عبدالصبور از جمله شاعراني است که با ميراث عظيم تصوف ايراني آشنا بوده و به گفته خودش، آثار عطار و مولانا جزئي از شعرش به شمار مي روند. وي در قصيده «ياداشت هاي بشرحافي صوفي (مذکرات الصوفي بشر الحافي)» که در آن از قناع (صورتک) استفاده مي کند، تحت تاثير منطق الطير عطار قرار گرفته است که داستاني تمثيلي و نمادين از حرکت نفس به سوي کمال مي باشد، به طوري که قصيده در يک فضاي اگزيستانسياليستي به سوي «وحدت وجود» و «انسان کامل» در حرکت است و در نهايت بي آنکه به پايان برسد، به شکل مفتوح همچنان مي ماند. در اين پژوهش که به روش ادبيات تطبيقي انجام مي گيرد با بررسي مشابهات دو اثر ياد شده، تاثيرپذيري قصيده «يادداشت هاي صوفي بشرحافي» از درونمايه سفر کشف حقيقت داستان مرغان منطق الطير نشان داده شده است.

 
كليد واژه: عبدالصبور، عطار، منطق الطير، انسان کامل
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:13 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي تابستان 1390; 2(2 (6)):101-125.
 
بررسي تطبيقي فضاي موسيقايي قصيده سعدي شيرازي و شمس الدين کوفي در رثاي بغداد
 
سرباز حسن*,گرگيج زرين پور داوود
 
* کردستان، سنندج، دانشگاه کردستان، دانشکده ادبيات و علوم انساني، گروه زبان و ادبيات عربي
 
 

موسيقي يکي از عوامل موثر در شعر و ادبيات جهاني است، به ويژه اگر اثر شاعر از روي صدق باطن و انسان دوستي سروده شده باشد و دور از تکلف و تصنع و در عين حال سرشار از انواع مختلف افزاينده هاي موسيقايي باشد. سعدي شيرازي و شمس الدين کوفي با برگزيدن دو بحر طويل و کامل که بهترين قالب ها براي بيان احساسات قلبي انسان هستند و با به کار بردن انواع مختلف صنايع بديعي از قبيل جناس، مراعات النظير، تضاد و ... و همچنين الفاظ و هجاهاي آهنگين و متناسب با معنا و فضاي موسيقايي قصيده، به آهنگين تر شدن قصايد خود بيش از پيش کمک کرده اند. فضاي موسيقايي اين دو قصيده بيانگر خفقان روز افزون و فضاي سنگين دوران حمله مغول است. در اين دو قصيده فضايي سراسر اضطراب، اندوه، سوز دروني، شدت و خشونت، موج مي زند و اين نکات را مي توان در آهنگ تک تک حروف قصايد او ديد. در کنار اين محاسن، عرب نبودن شيخ شيراز و انحطاط حاکم بر جامعه عربي پس از حمله مغول، باعث بروز اشکالاتي مانند عيب اجازه و اصراف در موسيقي قصايد اين دو شاعر گرانسنگ شده است.
در اين پژوهش تلاش شده است که با روش کتابخانه اي و استفاده از شيوه تحليل ساختار، فضاي موسيقايي در دو قصيده سعدي شيرازي و شمس الدين کوفي مورد بررسي قرار گيرد.

 
كليد واژه: موسيقي، مرثيه، بغداد، سعدي، شمس الدين کوفي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:13 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي تابستان 1390; 2(2 (6)):149-163.
 
نقش نمود فعل در ترجمه ساختارهاي بيان نهي و تحذير از زبان روسي به فارسي
 
گلكار آبتين*,محمدي محمدرضا,جعفرزاده روح اله
 
* تهران، تقاطع بزرگراه جلال آل احمد و شهيد چمران (گيشا)، دانشگاه تربيت مدرس، دانشكده علوم انساني، گروه زبان روسي
 
 

در زبان روسي براي بيان نهي، تحذير، منع و... ساختارهاي مختلفي به کار مي رود که هريک ويژگي هاي معنايي ظريف و متفاوت دارند. کاربرد نمود فعل (مطلق و استمراري) نيز در هريک از اين ساختار ها تابع قواعد دستوري خاصي است که عدم رعايت آن ها به اشتباهات دستوري يا معنايي خواهد انجاميد. از آنجا که مقوله نمود فعل، به آن شکل که در زبان روسي وجود دارد، در زبان فارسي ديده نمي شود، کاربرد آن همواره براي زبان آموزان ايراني با دشواري همراه است. هدف از نگارش مقاله حاضر است که با طبقه بندي ساختارهاي بيان نهي و تحذير و بررسي نمود فعل در هريک از آن ها تفاوت هاي معنايي اين ساختار ها روشن شود و بر اين اساس بهترين روش براي معادل يابي نحوي و ترجمه هر ساختار ارائه شود، به ويژه آنکه در هر دو زبان روسي و فارسي، برخي از اين ساختارها از لحاظ فرم و ظاهر، نهي به شمار نمي آيند و معناي نهي و تحذير را از طريق ديگر ساختارهاي نحوي به شنونده منتقل مي کنند.

 
كليد واژه: نمود فعل، نهي، تحذير، نفي، وجه امري
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:14 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي تابستان 1390; 2(2 (6)):165-182.
 
درک واقعيت فرهنگي متن در گذار از ترجمه
 
لطافتي رويا*,حسن زاده فاطمه,معلمي شيما
 
* تهران، تقاطع بزرگراه جلال آل احمد و شهيد چمران (گيشا)، دانشگاه تربيت مدرس، دانشكده علوم انساني، گروه زبان فرانسه
 
 

در اين پژوهش سعي شده است با نگاهي نوين به جايگاه مترجم به عنوان واسطه بينا فرهنگي و با تکيه بر نظريه انسان شناساني مانند ساپر و ورف، به دريافت درستي از رابطه برهم برکنشي ميان زبان و فرهنگ دست يابيم، تا درک ما را از مفهوم واقعيت تحت تاثير قرار دهد. بنابراين مي توان براي مترجمان در مقام واسطه فرهنگي، الگويي براي درک بهتر واقعيت، ترسيم کرد تا به کمک آن بتوانند واقعيت فرهنگي متن را به بهترين شکل در زبان مبدا درک کنند و با توليد مفهومي نزديک به همان زبان، در زباني ديگر (زبان مقصد) بيافرينند.
ترجمه، فرايندي است که نياز به چندين مهارت دارد تا بتوان با آن به حاصلي نزديک به متن مبدا دست پيدا کرد. وجود تنها يک مهارت نزد مترجمان، آن ها را از در نظر آوردن وجوه فرهنگي پنهان در متن دور کرده و رسيدن به ترجمه اي خوب را ناممکن مي کند. مهارت هاي مورد نياز يک مترجم مجموعه عواملي هستند که موجب در نظر آوردن واقعيت هاي فرهنگي متن، در فرايند ترجمه مي شوند. اين مقاله به تبيين نقش واسطه گر فرهنگي مترجم اشاره دارد و از ديدگاه نظريه پردازان حوزه ترجمه، روند رسيدن به اين مقام را مورد تحقيق قرار مي دهد.

 
كليد واژه: فرهنگ زبان، واسطه فرهنگي، ترجمه، مترجم، بينا فرهنگي. فرايند ترجمه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:14 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 9 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي تابستان 1390; 2(2 (6)):185-209.
 
نگاهي دوباره به رويکرد برنامه درسي ملي نسبت به آموزش زبان هاي خارجي (نقد و بررسي طرح ملي)
 
كياني غلام رضا*,نويدي نيا حسين,مومنيان محمد
 
* تهران، تقاطع بزرگراه جلال آل احمد و شهيد چمران (گيشا)، دانشگاه تربيت مدرس، دانشكده علوم انساني، گروه آموزش زبان انگليسي
 
 

اين مقاله با توجه کردن به نقاط قوت برنامه درسي ملي، در صدد نقد و ارزيابي رويکرد اين سند نسبت به آموزش زبان هاي خارجي از سه منظر مي باشد، 1. بررسي بخش زبان هاي خارجي از ديدگاه مباني نظري و روش شناختي و هماهنگي و شفافيت محتواي دروني، 2. نقد و بررسي محتوايي بر اساس مباني بنيادين سياستگذاري موجود در ادبيات مربوطه و 3. نقد بخش مربوطه بر اساس اسناد کلان کشور. بدين منظور بتدا بخش هاي مرتبط برنامه درسي ملي را تحليل محتوايي کرديم. نتايج نشان مي دهد که برنامه موجود علاوه بر اينکه داراي نقاط قوتي از جمله حرکت به سمت تمرکز زدايي و افزايش ساعات تدريس آموزش زبان انگليسي است، داراي نقاط ضعفي همچون عدم هماهنگي و ارتباط اهداف و ابهام و عدم شفافيت بعضي مطالب مطرح شده نيز مي باشد. سپس براي نقد سند از ديدگاه دوم، برنامه درسي ملي بر اساس شش اصل مستخرج از ادبيات مربوطه مورد ارزيابي قرار گرفت که نتايج نشان دهنده هماهنگي و گاه ناهماهنگي محتواي سند با اين اصول است. در ادامه محتواي بخش زبان هاي خارجي برنامه درسي ملي به عنوان يک حوزه يادگيري از نقطه نظر همخواني با اهداف و جهت گيري هاي مطرح شده در اسناد کلان کشور مورد بررسي قرار گرفت. نتايج اين بررسي نشان مي دهد که بخش زبان هاي خارجي برنامه درسي ملي (نگاشت سوم) نمي تواند زمينه را براي رسيدن به اهداف مطرح شده در اسناد بالادستي فراهم کند. در پايان مقاله حاضر، راهکارهايي براي تدوين راهنماي برنامه درسي زبان انگليسي ارائه شده است.

 
كليد واژه: سياست ها و اهداف آموزش زبان هاي خارجي، اسناد کلان کشور، برنامه درسي ملي، راهنماي برنامه درسي زبان انگليسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:14 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي بهار 1390; 2(1):1-19.
 
ارتباط بين كمال گرايي، اضطراب و دست يافت مهارت خواندن در انگليسي به عنوان زبان خارجي: مطالعه اي در روان شناسي يادگيري زبان
 
غفارثمر رضا*,شيرازي زاده محسن
 
* تهران، تقاطع بزرگراه شهيد چمران و جلال آل احمد (پل گيشا)، دانشگاه تربيت مدرس، دانشكده علوم انساني، گروه زبان انگليسي
 
 

اين مطالعه به بررسي ارتباط بين كمال گرايي، اضطراب خواندن و دست يافت خواندن در زبان انگليسي مي پردازد. در اين راستا، 134 دانشجوي كارشناسي رشته زبان انگليسي پرسشنامه هاي مرتبط با كمال گرايي و اضطراب خواندن را تکميل کردند. نمرات پايان ترم دانشجويان در درس خواندن و درك مفاهيم نيز به عنوان معيار دست يافت آن ها در خواندن زبان انگليسي مورد توجه قرار گرفت. نتايج به دست آمده نشان داد كه از ميان سه بعد كمال گرايي تنها كمال گرايي جامعه مدار پيش بيني كننده معناداري براي اضطراب خواندن و دست يافت خواندن است. همبستگي منفي معناداري نيز بين اضطراب خواندن و دست يافت خواندن به دست آمد. نتايج اين مطالعه محققان را بر آن داشت تا در ارتباط بين كمال گرايي و دست يافت خواندن نقشي ميانجي براي اضطراب خواندن قايل شوند. بدين ترتيب مدلي فرضي از ارتباط بين سه متغير كمال گرايي، اضطراب خواندن و دست يافت خواندن ارايه شد كه مي تواند الهام بخش پژوهش هاي آينده باشد.

 
كليد واژه: انگليسي به عنوان زبان خارجي، كمال گرايي، اضطراب خواندن، دست يافت خواندن، روان شناسي زبان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:14 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي بهار 1390; 2(1):21-41.
 
تاثير معرفگي بر نشانه مفعولي در زبان هاي تاتي، تالشي و بلوچي
 
راسخ مهند محمد*,ايزدي فر راحله
 
* همدان، دانشگاه بوعلي‌سينا، دانشکده ادبيات و علوم انساني، گروه زبان شناسي
 
 

برخي از زبان ها که نظام حالت نمايي آشکار مفعول هاي مستقيم دارند، همه مفعول ها را به شيوه يکسان نشان نمي دهند و تنها حالت زيرمجموعه اي از مفعول هاي خود را بسته به ويژگي هاي معنايي و کاربردي آن نشان مي دهند؛ اين پديده، مفعول نمايي افتراقي ناميده مي شود. ويژگي هاي مرتبط با مفعول نمايي افتراقي شامل جانداري و معرفگي مفعول هاي مستقيم است. در اين مقاله مفعول نمايي افتراقي در سه زبان ايراني نو شمال غربي، يعني تاتي، تالشي و بلوچي بررسي شده و از تحليل آيسن (2003) از مفعول نمايي افتراقي بر اساس نظريه بهينگي و بر مبناي دو پيوستار جانداري و معرفگي براي بررسي نظام حالت نمايي در اين سه زبان استفاده شده و استدلال شده که در هر سه زبان مفعول نمايي افتراقي وجود دارد و نقطه برش در امتداد دو پيوستار معرفگي و جانداري در آن ها نشان داده شده است.

 
كليد واژه: مفعول مستقيم، جانداري، معرفگي، مفعول نمايي افتراقي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:14 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي بهار 1390; 2(1):43-69.
 
بررسي تطبيقي مضامين عاشقانه داستان ورقه و گلشاه عيوقي با اصل روايت عربي
 
غلامحسين زاده غلامحسين*,صالح عبيد يحيي عبيد,روشنفكر كبري,رادفر ابوالقاسم
 
* تهران، تقاطع بزرگراه شهيد چمران و جلال آل احمد (پل گيشا)، دانشگاه تربيت مدرس، دانشكده علوم انساني،زبان و ادبيات فارسي
 
 

منظومه عاشقانه ورقه و گلشاه از نخستين منظومه هاي داستاني فارسي در قرن چهارم و اوايل قرن پنجم است كه موضوع آن داستان، دلدادگي عاشق و معشوق، با زباني ساده است. مضامين گيرا و جذاب عاشقانه اين داستان، حاكي از قوت جنبه عاطفي آن است. هرچند عيوقي اصل اين داستان را از اخبار و كتب عربي گرفته و به نظم درآورده است، اما با افزودن جنبه هاي حماسي و مضامين و تصاوير جديد، آن را از اصل متمايز كرده است. موضوع اين مقاله استخراج و بررسي تطبيقي مضامين عاشقانه اين داستان و اصل روايت عربي (عروه و عفرا)، بر مبناي مهم ترين ويژگي هاي عشق عذري (عفيف) است. نتايج به دست آمده نشان مي دهد که حضور انديشه و تفكر خردگرا - كه ريشه در فرهنگ و تمدن ديرينه ايران دارد - در انتخاب شخصيت ها و جايگاه آنان و همچنين شيوه پردازش ماجراها بر تمايز متن فارسي نسبت به عربي تأثير آشكار گذاشته است. به عنوان نمونه، در روايت فارسي، عشق دو عاشق از مكتب آغاز مي شود كه نشانگر فرهنگ و تمدن است، درحالي که در اصل روايت عربي، اين عنصر وجود ندارد؛ به بيان ديگر، «آشنايي در مكتب» را راوي ايراني افزوده است. بر همين اساس، ساير مضامين اين دو روايت، بررسي شده و ضمن ترسيم جدول تطبيقي مضامين عاشقانه، به مقايسه و تحليل نقش مايه هاي هر دو روايت، در حوزه شخصيت، زمان، مكان و پيرنگ پرداخته شده است.

 
كليد واژه: مضامين عاشقانه، ورقه و گلشاه، عروه و عفرا، عشق عذري، ادبيات تطبيقي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:14 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي بهار 1390; 2(1):71-85.
 
کميت نمايي نشانه جمع «– ها» در فارسي
 
درزي علي*,قديري ليلا
 
* تهران، خيابان انقلاب، دانشگاه تهران، دانشکدة ادبيات و علوم انساني، گروه زبان شناسي همگاني
 
 

در اين مقاله ضمن معرفي آراء دستورنويسان و زبان شناسان در مورد تکواژ جمع «– ها»، زمان واژه هاي جمع زبان فارسي را به دو گروه تقسيم مي کنيم. در ادامه، ضمن تمرکز بر زمان واژه هاي داراي نشانه جمع «– ها»، ابتدا با استفاده از تعامل ميان اين گروه از زمان واژه ها، از يک سو با سورها، و از سوي ديگر با عبارات استفهامي، نشان خواهيم داد که نشانه جمع «– ها» به زمان واژه ميزبان خود ويژگي گروه هاي سور را مي بخشد. سپس ساختاري را براي گروه هاي سور در زبان فارسي پيشنهاد مي کنيم که در آن هسته اسمي زمان واژه که داراي مشخصه قوي [+ سور] است، بايد در حرکت چرخه اي خود ضمن عبور از هسته گروه شمار به هسته گروه سور متصل شود و اين مشخصه قوي خود را در نحو آشکار بازبيني کند. اين توصيف جديد از نشانه جمع «-ها» در چارچوب نظريه کمينه گرا و باتوجه به اصول دستور جهاني ارايه مي شود.

 
كليد واژه: زمان واژه، سور، دامنه، مشخصه قوي، عبارت استفهامي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:14 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي بهار 1390; 2(1):87-101.
 
زبان فارسي و ضمير پوچواژه اي
 
حق بين فريده,فشندكي شهره*
 
* تهران، خيابان ونك، ده ونك، دانشگاه الزهرا (س)، دانشكدة ادبيات، زبان و تاريخ، گروه زبان‌شناسي، كدپستي: 1993891176
 
 

ضماير پوچواژهاي ضمايري هستند كه به هيچ چيز در جهان خارج ارجاع داده نميشوند و حضورشان در جمله تنها براي اغناي ويژگيهاي نحوي است، به همين دليل به آنها جاپركن نيز اطلاق ميشود. اين ضماير برخلاف اکثر واحدهاي واژگاني که سه ويژگي نحوي، واجي و معنايي دارند، ازنظر معنايي تهي قلمداد ميشوند. لذا کاربردشان در جمله بيشتر به دلايل نحوي صورت ميگيرد و بيش از همه با اصل فرافکن بيشينه ارتباط پيدا ميکنند. اين ضماير در زبان هاي هند و اروپايي از تنوع چشمگيري برخوردارند و معمولا در سه ساخت آب و هوايي، ارتقايي و غيرشخصي مورد استفاده قرار ميگيرند. در اين مقاله به اين پرسش اساسي پرداخته شده است که چنين ضمايري در زبان فارسي نيز وجود دارند يا خير و در صورت وجود، کاربرد آنها در چه ساختهايي صورت ميگيرد؟ با در نظر گرفتن اين فرض که زبان فارسي نيز داراي ضمير پوچواژهاي است، به بررسي ساختهاي مختلف اين زبان پرداخته شد و مشخص شد كه ضمير پوچواژهاي در بعضي از ساختهاي اين زبان وجود دارد. اگر چه از آنجاکه زبان فارسي يک زبان ضميرانداز است، اين ضمير ميتواند به صورت پنهان و بدون تظاهر آوايي به کار برده شود.
هدف از اين مقاله ، بررسي وجود و يا عدم وجود ضمير پوچواژه اي در زبان فارسي است که در طول مقاله به آن پرداخته شده است.

 
كليد واژه: اصل فرافکن گسترده، زبان فارسي، ضمير پوچواژهاي آب و هوايي، ضمير پوچواژهاي ارتقايي، ضمير پوچواژهاي غيرشخصي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:15 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها