پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی
شنبه 2 اردیبهشت 1391 11:12 PM
| 2 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي تابستان 1390; 2(2 (6)):19-39. |
| سازکارهاي زباني شوخ طبعي: جناس و ابهام/ ايهام |
| حري ابوالفضل* |
| * اراک، خيابان. شهيد بهشتي، دانشگاه اراك، دانشکده علوم انساني، گروه زبان و ادبيات انگليسي |
|
در اين مقاله، عدم تجانس به منزله يکي از سازکارهاي زباني شوخ طبعي بررسي مي شود. پرسش اصلي اين است که عوامل سرگرم کنندگي و خنده در شوخ طبعي کدامند؟ به نظر مي آيد عوامل بسياري، مانند رويکردهاي رواني، ادبي و زباني در ايجاد خنده موثرند. در اين مقاله، عدم تجانس در سطوح ساختاري و کارکردي از جمله عوامل سرگرم کنندگي معرفي مي شود. پس از اشاره به پيشينه مرتبط با بحث و واژگان مرتبط با شوخ طبعي، نظريه عدم تجانس زباني در دو سطح ساختاري و کارکردي را با نگاهي به برخي از لطايف رساله دلگشاي عبيد زاکاني مورد بررسي و تحليل قرار مي دهيم. در سطح ساختاري به جناس و بازي هاي کلامي از جمله همنامي، هم آوايي، همجنسي و همشکلي و نيز انواع تجنيس در زبان فارسي اشاره مي شود. در سطح کارکردي به ابهام/ ايهام و کارکرد آن در سطح معنايي اشاره مي شود. نتايج بررسي نشان مي دهند که عدم تجانس زباني از رهگذر برخي مولفه هاي سطوح ساختاري مانند تجنيس و سطوح کارکردي مانند ابهام/ ايهام، از جمله علل اصلي سرگرم کنندگي متون مطايبه آميز به شمار مي آيند. البته اين مقاله زمينه را براي پرداختن به ساير نظريه هاي شوخ طبعي نيز هموار مي کند. |
| كليد واژه: شوخ طبعي، عدم تجانس، تجنيس، ابهام/ ايهام، رساله دلگش |
![]() |
|
نسخه قابل چاپ |