0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) تابستان 1390; 3(2 (پياپي 8)):169-190.
 
بررسي شيوه به کارگيري جريان سيال ذهن در «سنگ صبور» صادق چوبک
 
طاهري محمد*,سپهري عسگر معصومه
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه بوعلي سينا همدان
 
 

جريان سيال ذهن، روشي نسبتا جديد در داستان نويسي است که نويسندگاني چون دورثي ريچاردسون، ويرجينيا وولف و جيمز جويس، در آثار خود ازآن بهره گرفته اند. ويژگي اين روش، ارايه جرياني از انديشه ها و تصاوير ذهني است که اغلب فاقد يک پارچگي و ساختار مشخص هستند، طرح داستان، مرزهاي زمان و مکان متعارف را در مي نوردد وخواننده تنها از طريق واگويه هاي شخصيت ها، مي تواند به طور نسبي، به درک آن نايل آيد. اين شيوه در کشور ما از همان آغاز رمان نويسي به سبک نوين، در آثار نويسندگاني چون صادق هدايت و صادق چوبک مورد استقبال قرار گرفت. صادق چوبک، در رمان سنگ صبور، براي به تصوير کشيدن روحيات پيچيده و اغلب هولناک اشخاص داستان و براي رخنه به اعماق روان آن ها، از تکنيک جريان سيال ذهن و به خصوص از شيوه تک گويي هاي دروني، مدد گرفته است، روشي که مبتني بر تداعي معاني آزاد است و با تلفيقي از ناتوراليسم سياه، سنگ صبور را در رديف يکي از بهترين نمونه هاي اين سبک خاص قرار داده است.

 
كليد واژه: داستان نويسي معاصر، صادق چوبک، سنگ صبور، جريان سيال ذهن، حديث نفس
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:00 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

9 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) تابستان 1390; 3(2 (پياپي 8)):191-216.
 
سعدي شيراز و سعدي هند
 
واثق عباسي عبداله*
 
* دانشگاه سيستان و بلوچستان
 
 

«امير نجم الدين حسن بن علا سجزي دهلوي از پارسي گويان ممتاز ديار هند است. اين شاعر و نويسنده برجسته اندکي پس از سعدي ظهور کرد. تاثير پذيري اميرحسن از سعدي شيراز - به ويژه در غزل - تا بدان پايه است که با وجود شاعر برجسته اي چون اميرخسرو دهلوي (طوطي هند)، به «سعدي هند» شهرت مي يابد. در حقيقت تاثرات اميرحسن از شيخ شيراز، جنبه هاي مختلف: واژگاني، ترکيب سازي، زيباشناختي، عروضي، اشتراک در انديشه، عاطفه، مضامين و بن مايه هاي شعري آنان را دربر مي گيرد. اگرچه غزل روشن، روان و گرم اميرحسن غزل طربناک، دلاويز و شورانگيز سعدي را فراياد مي آورد، غزل سعدي از نظر رسايي، رواني، شيريني، انسجام کلام و سلامت ترکيب بر غزل اميرحسن رجحان دارد. شوقي که از غزل اميرحسن زبانه مي کشد، نشان گر اين معناست که امير حسن نيز چون سعدي، از شراب عشق و عرفان سرمست است و عشق همچون خون در رگ هاي غزل او جاري است و اين رمز و راز ماندگاري سخن اوست. اين مقاله بر آن است تا رگه هاي خويشاوندي ذوق و زبان اميرحسن و سعدي را هم در غزل هايي که بر يک وزن و رديف و قافيه سروده اند و هم در مضامين و بن مايه هاي مشترک شعرشان، نشان دهد.

 
كليد واژه: سعدي، اميرحسن دهلوي، شعر فارسي، غزل
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:00 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) بهار 1390; 3(1 (پياپي 7)):1-28.
 
ويژگي‌ هاي روايات و طومارهاي نقالي
 
آيدنلو سجاد*
 
* دانشگاه پيام نور اروميه
 
 

طومار، مجموعه‌ منثورِ مدوني است که ماخذ اصلي نقالان براي داستان ‌گويي آنها به شمار مي ‌آيد. حدود داستاني اين متون غالبا از آغاز کار گيومرث تا پايان شهرياري بهمن، هماي يا داراب است و نقالان پيش ‌کسوت براي تدوين آنها، افزون بر روايات شاهنامه، از اخبار منظومه ‌هاي پهلواني پس از فردوسي، بعضي منابع تاريخي، طومارهاي کهن ‌تر و نيز اندوخته ‌ها و برساخته‌ هاي ذهني خويش هم بهره گرفته ‌اند. طومارهاي نقالي و داستان ‌هاي متعدد و پرشاخ و برگ آنها از نظر ساختاري و موضوعي، ويژگي ‌هايي دارد که مهم ‌ترين آنها عبارت است از:
1. ساختن داستان ‌هاي تازه و تغيير و تصرف در روايات منابع پيشين؛ 2. الگوبرداري از داستان ‌هاي شاهنامه، منظومه ‌هاي پهلواني و منابع تاريخي براي ساختن روايات جديد؛ 3. تکميل نواقص و روشن کردن مبهمات داستاني ادب پهلواني ايران؛ 4. عناصر سامي و اسلامي؛ 5. تاثير زمان و مکان نقل و نگارش بر آنها؛ 6. آشفتگي ترتيب و نظم روايي داستان‌ ها؛ 7. جا به ‌جايي اشخاص و داستان‌ ها؛ 8. کم ‌دقتي، نادرستي و تناقض داستاني؛ 9. تغيير و تفاوت نام‌ ها؛ 10. شخصيت ‌هاي نوظهور؛ 11. کسر / پراکندگي شخصيت؛ 12. تکرار يک بن‌ مايه در روايات گوناگون؛ 13. تکرار يک داستان؛ 14. بازگويي يک موضوع در داستاني واحد؛ 15. وجه تسميه ‌سازي و ريشه ‌تراشي براي نام‌ ها؛ 16. انتساب گفتار کسان شاهنامه به اشخاص ديگر. در اين مقاله هر يک از موارد ياد شده با آوردن نمونه ‌هايي از متون مختلف نقالي، بررسي شده است.

 
كليد واژه: طومار، نقالي، ادب پهلواني، شاهنامه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:00 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) بهار 1390; 3(1 (پياپي 7)):29-52.
 
سنجش خاقاني و حافظ در رفتار‌هاي هنري
 
اكرمي محمدرضا,محبي ابراهيم*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد فسا
 
 

شيوه تفكر هنرمند و نوع نگرش او به جهان هستي، بسته به اين ‌كه تا چه اندازه بتواند در بردارنده‌ ديدگاهي باشد كه ضمن خلق جهاني نو، شموليت بيشتري نسبت به مسايل اساسي زندگي بشر داشته باشد، ضامن بقاي اثر او خواهد بود. در اين مقاله، سعي بر اين است كه با مقايسه‌ طرز كاربرد و استخدام چند واژه كه حافظ و خاقاني به تكرار، در اشعار خود به كار برده ‌اند و همچنين نوع رفتار هنري آنها با مظاهر طبيعت در جايگاه يكي از مهم ‌ترين عوامل زيبايي، چگونگي نگرش آنها به هستي و هنر، واكاوي شود تا از اين طريق بتوان پاسخي براي اين سوال يافت كه: دليل استقبال از شعر حافظ و مهجور ماندن شعر خاقاني چه عواملي بوده است؟

 
كليد واژه: زيبايي انديشه، جهان ‌نگري، طبيعت ‌گرايي، حافظ، خاقاني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:00 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) بهار 1390; 3(1 (پياپي 7)):53-73.
 
دادخواهي در بيابان يا تحليل قصه ‌هاي شكار در برخي از متون و منظومه‌ هاي ادب فارسي تا قرن هفتم
 
جوكار نجف*
 
* دانشگاه شيراز
 
 

در برخي از منظومه‌ هاي عرفاني و تعليمي فارسي، قصه ‌هاي كوتاهي ديده مي ‌شود كه از چارچوبي يکسان برخوردار است. در اين قصه ‌ها، پادشاه در شكارگاه به دلايلي نامعلوم، از همراهان جدا مي‌ ماند و در بين راه، يكي از اهالي شهرها يا روستاهاي دوردست كه از ستم ماموران يا والي ديار خويش به تنگ آمده است، سر راهش سبز مي ‌شود. دادخواهي او كه با تيززباني همراه است، در آغاز خشم پادشاه را برمي ‌انگيزد؛ اما سرانجام وجدان خفته وي بيدار مي ‌شود و با درنگ در سخن دادخواه، به عمق نابساماني و پريشاني اوضاع حكومت پي‌ مي ‌برد. اين ‌گونه داستان ‌ها كه صبغه ‌اي آرماني به خود مي ‌گيرد، با پيامدي خجسته همراه است؛ زيرا پادشاه افزون بر احقاق حق شاكي و مجازات مجرمان، در پيِ اصلاح امور برمي ‌آيد. پراكندگي اين حكايات در شعر سده‌ هاي ششم و هفتم، نشانگر دغدغه مشترک سخنوران اين دوره ‌ها و تلاشي فرهنگي براي غفلت ‌زدايي ارباب قدرت و بيدارسازي آنان است. نگارنده در اين نوشتار، به چند و چون اين قصه‌ ها، ساختار بيروني، اجزاي دروني و علل شكل ‌گيري آنها پرداخته است.

 
كليد واژه: قصه‌ شكار، دادخواهي، شكارگاه، پادشاه، به مظالم نشستن
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:00 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) بهار 1390; 3(1 (پياپي 7)):75-97.
 
نمادشناسي حکايت «بوف و زاغ» کليله و دمنه بر پايه اساطير ايران و هند
 
جهانگرد فرانك*,صديقي مصطفي,گلستاني حتكني طيبه
 
* پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي تهران
 
 

اسطوره ها با زباني پيچيده و رازآميز با انسان سخن مي گويند و مفاهيمي عميق و رازناک را با زبان خاص خود، نماد، بيان مي کنند. نمادها علاوه بر بيان مفاهيمي ژرف که کشف آنها به شناخت بيشتر بشر از خود مدد مي رساند، اغلب نشان ‌دهنده تضادها و پيوندها در دنياي اساطيري، افسانه ها، قصه ها و حماسه ها هستند. در برخي از اسطوره ها، تضاد و تقابل خير و شر، روشني و تاريکي، زمين و آسمان، باران و خشکي، خورشيد و ماه و ... به گونه اي نمادين، مانند جنگ خدايان و اهريمنان، زاغ و بوم، مار و پرنده، قهرمان و اژدها و ... نمايان مي شود. تقابل روشني و تاريکي نمونه اي از اين تضادهاست که از اصول بنيادين فرهنگ ايران باستان نيز به شمار مي رود.
در باب «بوف و زاغ» کليله و دمنه نيز خويشکاري بوف و زاغ را مي توان بر اساس تقابل روز و شب بررسي کرد. با توجه به داد و ستدهاي فراوان فرهنگي ايران و هند به ويژه در حوزه اساطير، در اين پژوهش با رويکرد اسطوره اي و روش تطبيقي، تفاوت ها و شباهت هاي عناصر متن بوف و زاغ در اساطير ايران و هند جست و جو، بررسي و تحليل شده است
.
در اين باب، بوف مي تواند نماد شب، تاريکي و ماه، و زاغ نماد روز، روشنايي و خورشيد باشد و حکايت پيروزي زاغان بر بومان، غلبه مهرپرستي را بر ماه ‌پرستي، نشان دهد
.

 
كليد واژه: کليله ‌و دمنه، اسطوره، نماد، ادبيات تطبيقي، ايران و هند، ماه پرستي، مهرپرستي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:01 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) بهار 1390; 3(1 (پياپي 7)):125-145.
 
«واي بر من» پلي براي «خانه سريويلي» (بررسي ساختمان شعر «واي بر من» و پيوند آن با شعر «خانه سريويلي» نيما)
 
حسن لي كاووس*
 
* دانشگاه شيراز
 
 

در مجموعه اشعار نيما يوشيج، سروده هاي گوناگون ديده مي شود که برخي از آنها همانندي هايي با برخي ديگر دارند. اين ويژگي البته در آثار شاعران ديگر نيز ديده مي شود. نيما با سرودن شعر ققنوس در سال 1316، دوره اي جديد از شاعري خود را آغاز کرد. دو شعر از شعرهاي موفق نيما (يکي کوتاه و يکي بلند)، با نام ‌هاي «واي بر من» (1318) و «خانه سريويلي» (1319) در سال هاي آغازين همين دوره پديد آمده است. هماهنگي واژگان و پيوند هنري اجزاي متن، ساختمان اين دو سروده را استوار کرده است. همانندي بنيادي اين دو سروده به گونه اي است که مي توان «خانه سريويلي» را بازآفريني و بازسرايي «واي بر من» پنداشت يا دست کم «واي بر من» را مي توان همچون پلي انگاشت که نيما را به «خانه سريويلي» رسانده است. در متن مقاله نشانه هايي از اين هم ‌ساني بازنموده شده است؛ مواردي همچون: زمان هم ‌سان، مکان هم ‌سان، شخصيت اصلي هم ‌سان و رفتارهاي همانند شخصيت ها.

 
كليد واژه: نيما، خانه سريويلي، واي بر من، بازسرايي، بازآفريني، ساختار شعر
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:01 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) بهار 1390; 3(1 (پياپي 7)):99-124.
 
نگاهي به ويژگي ‌هاي پسامدرنيستي «داستان ناتمام (A+B) » اثر بيژن نجدي
 
حجاري ليلا*,قاسمي پروين
 
* گروه زبان و ادبيات انگليسي، دانشگاه خليج فارس بوشهر
 
 

مقاله‌ حاضر خوانشي نقادانه از «داستان ناتمام (A+B)» از بيژن نجدي است. اين خوانش، ويژگي ‌هاي پسامدرنيستي اين داستان را در پرتو نظريه ‌هاي منتقداني همچون پتريشا و، بري لوئيس، جسي متس، ايهاب حسن و ديويد لاج نشان مي ‌دهد تا بدين‌ وسيله، پويايي منحصر به فرد و سبک پيشرو بيژن نجدي، بيشتر آشکار شود.
آنچه خوانش پسامدرنيستي اثر مذکور را بر مي ‌انگيزد مشاهده‌ مجموعه ‌اي از تمهيدات پسامدرنيستي همچون فراداستان، دور باطل، زياده ‌روي، پارانويا، از هم‌ گسيختگي و عدم قطعيت است که آن را هم ‌سو با آثار برجسته‌ دهه ‌هاي شصت و هفتاد ميلادي ادبيات داستاني پسامدرن غرب، قرار مي ‌دهد
.
خوانش پسامدرنيستي اين اثر، علاوه بر ارايه‌ نمونه‌ اي از يک اثر پسامدرنيستي در ادب فارسي براي راه‌ گشايي خوانش ‌هاي نقادانه‌ آثار ديگر نويسندگان معاصر، اداي ديني به بيژن نجدي نيز هست؛ چرا که علي ‌رغم تمام پيچيدگي ‌هاي آثار وي، هنوز بررسي و مطالعه ‌اي مطلوب و جامع در اين زمينه انجام نگرفته است
.

 
كليد واژه: پسامدرنيسم، بيژن نجدي، «داستان ‌هاي ناتمام»، فراداستان، عدم قطعيت، دور باطل، پارانويا، از هم‌ گسيختگي، زياده‌ روي
 
 

 نسخه قابل چا

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:01 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) بهار 1390; 3(1 (پياپي 7)):147-178.
 
نگاهي به پندهاي مکتوب بر ابزار و لوازم زندگي ايرانيان باستان و اثر آن بر ادب فارسي و عربي
 
سبزيان پور وحيد*
 
* دانشگاه رازي كرمانشاه
 
 

ايرانيان باستان به پندهايي پايبند بودند که آنها را به منزله‌ دستورالعملي در دسترس و تذکري دايمي، براي دست يافتن به زندگي بهتر و مبارزه با انواع مصايب اجتماعي، به کار مي بردند؛ به اين سبب، همگان موظف به آگاهي و اطاعت از آنها بودند. اين پندها را در روزهاي خاصي به سمع مردم مي رساندند و آنها را بر ابزار و لوازم زندگي خود مي نوشتند تا دايما در دسترس و مورد توجه آنها باشد. تنوع و کثرت اين پندها از يک سو نشانه دامنه گسترده و عمق بسيار اين پديده است و از ديگر سو، تناسب اين حکمت ها با ابزار و وسايلي که بر آنها نوشته شده بود، بيانگر باريک انديشي و نکته سنجي آنهاست و با اين ‌که سخن از تاثير حکمت هاي ايران باستان در ادب عربي، سخني نو نيست؛ ولي با باريک کردن مسير اين پژوهش به حکمت هاي مکتوب بر ابزار و لوازم زندگي و تاثير آنها بر ادب عربي و فارسي، مي توان از يک سو، عمق و گستره پندهاي حکمي ايراني را دريافت و از ديگر سو با اين زاويه تنگ، عمق تاثير فرهنگ و ادب ايران را در ادب عربي، نشان داد. همچنين نشان بدهيم که با وجود اهتمام کم نظير ايرانيان باستان به پندهاي حکمت آميز و تاثير شگرف آن در ادب عربي و فارسي، در شرح و تعليقات منابع ادب فارسي، امثال و اشعار عربي يکه تازي کرده ‌اند و نشاني از حکمت هاي ايراني ديده نمي شود و شايسته است در اين نوع پژوهش ها به پندهاي ايراني توجه بيشتري صورت گيرد.

 
كليد واژه: پند ايراني، لوازم زندگي، ادب عربي و فارسي، ادب تطبيقي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:02 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) بهار 1390; 3(1 (پياپي 7)):179-206.
 
گونه‏ هايي از هنجارگريزي نحوي در شعر ناصرخسرو
 
محسني مرتضي*,صراحتي جويباري مهدي
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه مازندران
 
 

انحراف از قوانين حاکم بر همنشيني واژه ‏ها و به ‏هم ريختن نحو جمله‌ ها در زبان معمول و معيار، روشي است که تمامي شاعران براي رسيدن به زبان شعر از آن بهره مي ‏برند. در شعر کلاسيک فارسي، هنجارگريزي ‏هاي نحوي عموما به منظور حفظ نظام موسيقايي شعر، مثلا براي رعايت قوانين عروض و قافيه صورت مي ‏گيرد و از اين روي، اين فرايند، جزيي از «فن ‏شعر» محسوب مي ‏شود. ناصرخسرو از جمله شاعراني است که براي متمايز ساختن زبان شعر خود به اين نوع هنجارگريزي توجه نشان داده است و مي ‏توان در ديوان او با مصاديق فراواني از هنجارگريزي ‎هاي نحوي رو به ‏رو شد؛ تا جايي که بايد عمده‎ تلاش او را براي تشخص سبکي شعرش در همين مورد جست ‏و جو کرد. اين مقاله بر آن است كه به بررسي هنجارگريزي نحوي در شعر ناصرخسرو و مقايسه‏ آن با شعر سه شاعر هم ‏عصر وي يعني عنصري، فرخي و منوچهري بپردازد و تعدادي از مصاديق آن را برشمارد. دستاورد مقاله، ناظر بر اين است که ناصرخسرو در مقايسه با سه شاعر هم ‏عصر خود، از چهارده مورد عمده‏ هنجارگريزي شعرش، در هفت مورد دست به هنجارگريزي برجسته زده است.

 
كليد واژه: زبان‏ شعر، عنصري، فرخي، منوچهري، ناصرخسرو، هنجارگريزي نحوي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:02 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

9 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) بهار 1390; 3(1 (پياپي 7)):207-228.
 
ذکر وجودي و شهودي در عرفان اسلامي
 
محمودي خيراله*
 
* مجتمع آموزش عالي کازرون
 
 

ذكر در شريعت و عرفان اسلامي، داراي اهميت ويژه‌ اي است. از دلايل اهميت آن در شريعت، مي ‌توان به وجود آيات متعددي اشاره كرد كه درباره‌ ذكر و تاثير آن در قرآن آمده است. در عرفان اسلامي، توجه به ذكر بدان درجه است كه سالک به وسيله‌ آن مي ‌تواند مراحل سير دروني خود را طي كند و اولين دستوري كه به سالک داده مي ‌شود، اداي ذكر است. تاثير ذكر در وجود سالک، مراحل مختلفي دارد كه از ذكر لساني شروع مي ‌شود و به ذكر سر و خفي مي ‌رسد. يكي از گونه ‌هاي ذكر خفي، ذكر وجودي و شهودي است كه از موثرترين نوع ذكر است. در اين مقاله ذكر وجودي و شهودي با استناد به سخنان بزرگان اهل عرفان و شاعران عارف، مورد بحث و تحليل قرار گرفته است.

 
كليد واژه: ذكر، عرفان وجود، شهود، مشاهده
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:02 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) زمستان 1389; 2(4 (پياپي 6)):1-27.
 
رابطه تجلي با محبت و معرفت (با تاکيد بر مرصاد العباد نجم الدين رازي)
 
امامي نصراله,غلام رضايي محمد,محققي عبدالرضا*
 
* دانشگاه شهيد چمران اهواز
 
 

شناخت انسان در عرفان اسلامي با جلوه هاي متعدد خود، کليد درک بسياري از مفاهيم عرفاني ادب فارسي است. در نگرش عارفان مکتب عاشقانه، محبت (عشق) صفت ذات حق است. که با آن، ابتدا به خود تجلي نمود و ذات اقدسش جلوه تمام نماي هستي گرديد و سپس آن را به روح محمدي تجلي نمود و به واسطه او، عالم و آدم را آفريده محبت خود را در وجود تمام ذرات کاينات، تعبيه کرده است و از بين همه موجودات، انسان را به صورت خود آفريد و به او عشق ورزيد و آينه دل او را مجلاي ذات و صفات خود ديد. به همين سبب، وي را خليفه خود نمود و بار امانت معرفت خويشتن را بر دوش وي گذاشت. انسان هم بايد با خودشناسي، به خودسازي روي آورد تا به نقش تجلي نموده حق در آينه وجود خود، معرفت حقيقي (شهودي) يابد.
در بينش عرفاي سلسله کبرويه، نزديک ترين راه براي وصول به حق، طريق اهل محبت است، زيرا آنان بر اثر غلبه محبت و عشق و شور و حال، از خود و قوت خود تهي شده اند و در ابتداي راه، حق با کمند جذبه آنان را به سوي خود عروج مي دهد. (نجم الدين کبري، 1363 :36) در اين سلسله، تخليه دل از ماسوي اله و تصفيه آن به ذکر حق، و نيز تهذيب نفس در سايه شريعت و طريقت، از جمله طرق دستيابي به حقيقت معرفت است
.
نگارنده به بررسي اين موضوع از ديدگاه نجم الدين رازي و بعضي مشايخ هم فکر او مي پردازد و سعي دارد تا با تاکيد بر معرفت شهودي، که سر محبت و حقيقت گنج نهاني در آن تعبيه است، آينه دل انسان را حلقه اين ارتباط معرفي کند
.

 
كليد واژه: تجلي حق، عشق، محبت، معرفت، روح، دل، نفس
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:03 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) زمستان 1389; 2(4 (پياپي 6)):29-46.
 
درهم تنيدگي رئاليسم جادويي و داستان موقعيت تحليل موردي: داستان «گياهي در قرنطينه»
 
بي نظير نگين*,رضي احمد
 
* دانشگاه گيلان
 
 

رئاليسم جادويي و داستان موقعيت، دو شيوه يا جريان نوين در داستان نويسي معاصرند که علاوه بر ويژگي هاي مستقل، به دليل چند مولفه بنيادي و زيرساخت مشترک، قابليت و امکان هم بستري در يک داستان را دارند. داستان موقعيت به نسبت رئاليسم جادويي، در ايران جرياني نوپا و ناشناخته است که کم تر به آن پرداخته شده است. داستان کوتاه گياهي در قرنطينه اثر بيژن نجدي، محملي براي تلفيق اين دو رويکرد داستان نويسي است.
مقاله حاضر، مولفه هاي منفرد رئاليسم جادويي و داستان موقعيت مانند شخصيت پردازي، رازگونگي و عينييت پديده، ساختار و جنس موقعيت و همچنين ويژگي ها و زيرساخت مشترک هر دو شيوه، مانند چاره ناپذيري، فقدان روابط علي و واکنش اعتراضي به صورت بندي هاي مدرنيته استخراج و طبقه بندي مي کند و در هر مولفه براي آشنايي بيشتر خواننده، نمونه هايي داستاني را از چهره هاي شاخص اين دو جريان، يعني مارکز و بورخس در رئاليسم جادويي و کافکا در داستان موقعيت، ارايه مي نمايد، سپس داستان مذکور را از زاويه مورد نظر، تحليل و بررسي مي کند. با تحليل هم زمان داستان، از منظر دو شيوه مذکور، امکان واکاوي داستان گسترش مي يابد و ابعاد جديدي پيش چشم خواننده گشوده مي شود
.
اين مقاله با تکيه بر پيامدهاي مدرنيته، همچون حاکميت عقل، تکنولوژي تحميلي، نظارت و دخالت سازمان ها بر افراد، الگوي يکسان سازي و... انساني را نشان مي دهد که او را از تخيل، باورهاي متافيزيکي، فرهنگ بومي، هويت فردي و... تهي کرده اند. انسان عاجز و ناتواني که توان و امکان تغيير شرايط پيرامونش را ندارد
.

 
كليد واژه: رئاليسم جادويي، داستان موقعيت، داستان کوتاه، بيژن نجدي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:03 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) زمستان 1389; 2(4 (پياپي 6)):47-77.
 
ريخت شناسي حکايت هاي کليله و دمنه نصراله منشي
 
پارسا سيداحمد,صلواتي لاله*
 
* دانشگاه کردستان
 
 

هدف پژوهش حاضر، بررسي «ريخت شناسي حکايت هاي کليله و دمنه نصراله منشي» بر اساس الگوي ولاديمير پراپ ( 1895-1970م.) است. تعيين ساختار حکايت هاي کليله و دمنه، شناخت بهتر ساختار حکايت هاي هندي، درک بهتر ساختار کليله و دمنه و تشخيص ساختار حکايت هاي هندي از ايراني، از اهداف پژوهش حاضر محسوب مي شود. اهميت نثر کليله و دمنه نصراله منشي، نقش آن در پيدايش و روند نثر فني، تقليدهاي فراوان از اين اثر و مواردي از اين دست، از دلايل انتخاب اين اثر به شمار مي رود.
روش پژوهش، توصيفي است و نتايج بر اساس تکنيک تحليل محتوا، به شيوه کتابخانه اي و بر اساس روش پراپ، تجزيه و تحليل شده است. نتيجه، بيان گر اين است که پنجاه و هفت حکايت اين اثر، داراي سي و چهار خويشکاري و صد حرکت است و سادگي يا پيچيده بودن حکايت ها به ترکيب حرکت ها بستگي دارد. همچنين بررسي ها نشان مي دهد که ساختار دو حکايت اصلي باب «بازجست کار دمنه» و «زاهد و مهمان او» با حکايت هاي ديگر متفاوت است. با توجه به نبودن اين حکايت ها در پنچه تنتره و تفاوت ساختاري آن ها با کليله و دمنه، به نظر مي رسد اين داستان ها در ايران، به ترجمهي کتاب افزوده شده اند
.

 
كليد واژه: ريخت شناسي، ساختار، حکايت، کليله و دمنه، خويشکاري، حرکت، نمودگار، پراپ
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:04 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) زمستان 1389; 2(4 (پياپي 6)):79-97.
 
ارتباط برون متني و درون متني غزليات سعدي و عماد فقيه کرماني (تاثيرپذيري هاي عماد کرماني از سعدي شيرازي)
 
خليلي جهان تيغ مريم*,باراني محمد,دهرامي مهدي
 
* دانشگاه سيستان و بلوچستان
 
 

هر متن، محل تجمع فرهنگ ها، انديشه ها و باورهايي است که هنگام خوانش، ما را به متون و فرهنگ هاي ديگر رهنمون مي شود. آثار ادبي ميراث بر متون گذشته هستند، بنابراين، متن ها از نظر رو ساخت و ژرف ساخت، از يکديگر تاثير مي پذيرند و آن چه که ما از يک متن در مي يابيم در واقع پيگيري سرنخ هايي از شبکه روابط زباني، تصويري و معنايي متون گذشته و معاصر هنرمند است.
غزليات سعدي که خود گنجينه اي جامع و ارزشمند از پاک ترين احساسات، عواطف و انديشه هاي بشري است، از زمان وي تاکنون همواره زبان حال بيش تر مردم ايران بوده است. به گونه اي که با خواندن هر متني يا انديشه اي، احساس مي شود بين متن اخير و آثار وي، ارتباطي بيروني و دروني وجود دارد و در پاره اي متون، اين ارتباط، ماهيتي تقريبا تقليدي پيدا مي کند، به طوري که اثر پسين، بازسرايي و بازآفريني معنايي از پيش گفته شده در شکل و بافتي تقليدي از شعر سعدي است
.
غزليات عماد فقيه کرماني از جمله اين متن هاست که داراي ارتباطي اساسي با غزل سعدي و تاثير پذيرفته از آن است. اين ارتباط، زمينه هاي مختلفي از تقليد، تداعي، تلفيق و وابستگي را دربرمي گيرد. در اين مقاله، سعي بر اين است که با روش تطبيقي-توصيفي، به بررسي کوتاهي از ارتباط بين غزل سعدي و عماد فقيه پرداخته شود
.

 
كليد واژه: تاثيرپذيري، خلاقيت، سعدي، عماد فقيه، غزل، ارتباط درون متني و برون متني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:04 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها