0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز 1387; 4(12):145-163.
 
زهد پارسا
 
موسوي سيرجاني سهيلا*
 
* دانشكده تربيت معلم، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران جنوب
 
 

اهل حقيقت بر اين باورند که زهد و ورع يا پارسايي دو مقام از مقامات سلوک است. زهد در لغت به معني بي رغبت شدن است (لغت نامه دهخدا: ذيل لغت). اهل حقيقت با تکيه بر آيه 86 از سوره 11 قرآن کريم که مي فرمايد: «بقيه الله خير لکم»، زهد را با همان بار معنايي بي رغبتي در سه چيز مي دانند: دنيا، خلق، خود. ورع يا پارسايي نيز در لغت به معني پرهيزگار شدن و پرهيزگاري و در اصطلاح عرفاني، اجتناب و خودداري کردن است از هر آنچه که مورد پسند نيست. بنابراين زهد پارسا گريز از هر سه مرتبه زهد است.
در اين مقاله، افزون بر  بررسي اين دو مقام، با بيان اختلاف آراي عرفا درباره مقدم يا متاخر بودن اين دو، به انعکاس انديشه شاعر بزرگ، بيدل دهلوي، درباره اين دو اصطلاح عرفاني در ديوانش مي پردازيم. شباهت يا تفاوت بار معنايي کلام وي درباره زهد و پارسايي با متون ناب عرفاني پيش از زمان شاعر و علل آن، از ديگر مواردي است که در اين نوشتار به آن پرداخته شده است
.

 
كليد واژه: زهد، ورع، مقام، کرامت، اجتهاد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1387; 4(11):9-35.
 
مضامين و موضوعات مشترک در حبسيه هاي فارسي و عربي
 
ابراهيمي كاوري صادق*,چولانيان رحيمه
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد آبادان
 
 

حبسيه به قصيده اي اطلاق مي گردد که شاعر آن را در وصف وضعيت زندان و زنداني سروده باشد و از خلال اين سروده، به وصف ظاهري (بروني) زندان و آن چه که در آن وجود دارد (در و ديوار، غل و زنجير، زندانيان، زندانبان و...) بپردازد.
افزون بر اين اوصاف ظاهري، شاعر از حالات دروني خود نيز در حبسيه ابياتي را مي آورد و در آن، از بي گناهي خود، جدايي از خويشان و نزديکان، شب زندان، توسل جستن به ديگران براي رهايي و ... سخن مي گويد
.
در اين ميان، شعر فارسي و عربي باتوجه به پيشينه فرهنگي، اجتماعي، سياسي و ديني مشترک، در اين زمينه (حبسيه سرايي) مضامين و موضوعات مشترکي دارند که نشان از آميختگي و نزديکي اين دو زبان و اثرپذيري آنها از يکديگر است
.

 
كليد واژه: حبسيه، شعر فارسي، شعر عربي، زندان، وصف
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1387; 4(11):37-74.
 
حباب خانه به دوش (طرحي نو در طبقه بندي عناصر مضمون ساز ديوان صائب)
 
حيدري غلام رضا*
 
* دانشگاه پيام نور، مرکز تهران
 
 

صائب با هنر بي نظير خويش، پيکره شعر را با تار و پود مضمون و ايهام و تشبيه و استعاره و مراعات النظير چنان درهم مي بافد و مي تند که هوش هر خواننده اي را از سر مي برد، چنان که بي اختيار به ايجاز و اعجاز کلامي و مضمون پردازي شاعر اقرار مي کند. در ذهن صائب، همه چيز و همه حالات و همه موجودات، دست مايه مضمون آفريني است. او بر اين باور از هر آنچه ديده و شنيده، مضمون تراشيده و آن را در هاله و طيفي از مضامين گوناگون و بکر و نامکرر بازسازي و بازپروري کرده و به خواننده خود ارايه داده است.
اشعار و ابيات صائب تنها در حيطه جفت هاي گردان سرگردان نيست، بلکه در دامنه و افقي وسيع پا از مرز دوتا بودن بيرون مي نهد و تا افق پنج و شش عنصري هم پيش مي رود. هدف در اين مقاله، ارايه يک الگوي منظم و مرتب و منسجم و جامع، در مجموعه اشعار صائب به عنوان شاعر تمام عيارِ سبک هندي و نمونه بارز و شناخته شده مضمون آفريني است تا با سرمشق قراردادن اين الگو، بتوان يک طرح و معيار کاملا علمي براي طبقه بندي عناصرِ مضمون سازِ اشعار شاعران ديگر ارايه نمود
.

 
كليد واژه: صائب، اشعار، مضمون، عناصر، طبيعت
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1387; 4(11):75-97.
 
عوامل ايجاد ابهام در شعر معاصر فارسي
 
خواجات بهزاد*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات تهران
 
 

ابهام در يک شعر موفق، همان قدر نقش مثبت دارد که در يک شعر ناموفق، و ارزيابي اين نقش برعهده نظام فکري و زيبايي شناسي هر دوره ادبي است.
ابهام يكي از فرايندهاي مهم و در عين حال كليدي شعر معاصر ايران و به بيان بهتر، شعر امروز است. اين سخن هرگز بدان معنا نيست كه شعر گذشته ما ابهام نداشته، بلكه مساله اين است كه در شعر سنتي فارسي، ابهام بيشتر به سه شكل عمدي، طبيعي و عارضي اتفاق مي افتد، اما در شعر امروز، ابهام يك ضرورت براي كشف دنياي جديد و از منظري ديگر، نتيجه همين دنياي پيچيده است، چرا كه با فردي شدن جريان و به طبع تمام عناصر آن، شعر ديگر نمي تواند به وحدت هاي از پيش نوشته (وزن، قافيه، صور خيال و مناظر و مرايا و به ويژه مضامين شعر كهن) تن در دهد و در پي نگاهي تازه به هستي است و همين امر شعر را به ابهامي طبيعي و گاه غيرطبيعي سوق مي دهد
.

 
كليد واژه: ابهام، شعر سنتي، شعر معاصر، ابهام کاذب، ابهام ذاتي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1387; 4(11):99-117.
 
چارچوب ادراکي رشته آموزش زبان فارسي در دانشگاه ها
 
سبحاني عبدالرضا*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران جنوب
 
 

شواهد گوناگون حاكي از آن است كه دانش آموزان و دانشجويان در مدارس و دانشگاه ها، زبان فارسي را به خوبي نمي  آموزند و در فراگيري مهارت هاي چهارگانه زبان فارسي مشكلاتي دارند و اين در حالي است كه ساعات زيادي در مدارس و دانشگاه ها صرف آموزش زبان فارسي مي شود، اما نتايج آن رضايت بخش نيست، چرا كه تربيت متخصص آموزش زبان فارسي در دانشگاه ها و مراكز تربيت معلم پاسخ گوي نيازهاي مدارس و دانشگاه ها نيست. بازنگري در برنامه درسي تربيت معلم زبان فارسي و توسعه اين رشته در دوره تحصيلات تكميلي مي تواند نيروهاي متخصص را به سامانه آموزش زبان فارسي وارد كند و بستر مناسب براي پژوهش در اين حوزه را فراهم سازد.
در اين مقاله ضمن بررسي وضعيت كنوني تربيت متخصص زبان فارسي در دانشگاه ها و مراكز تربيت معلم، چارچوب مفهومي جديدي با رويكرد ميان رشته اي و درهم تنيده يا
 Interdiseiplinaryبراي تاسيس رشته آموزش زبان فارسي تعريف شده است.

 
كليد واژه: آموزش زبان فارسي، فنون زبان آموزي، برنامه ريزي درسي زبان فارسي، مهارت هاي زباني، تربيت معلم زبان فارسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1387; 4(11):119-136.
 
تحول و تعالي انديشه دنياي آرماني در شعر فروغ فرخزاد
 
صادقي رضا*
 
* دانشکده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد همدان
 
 

انديشه دنياي آرماني و آرزوي دستيابي به زندگي جاويد و سرشار از آرامش و کاميابي، انديشه اي بسيار ديرين بوده که ذهن بشر را از ديرباز به خود مشغول داشته است و در پي چنين باوري، بسياري از نويسندگان و شاعران، به شيوه هاي گوناگون، در آثار خويش بدان پرداخته اند.
اين مقاله به بررسي چگونگي نمود انديشه دنياي آرماني در شعر فروغ فرخزاد مي پردازد و نشان مي دهد که شاعر در اشعار خود به سبب ناخرسندي و نفرت از دنياي واقعيت و درشتناکي ها و ناکامي هاي آن و در آرزوي رهايي از اين همه ناگواري، به آفرينش دنيايي سراسر شکوه و آرامش و کامراني، در فراسوي واقعيت پرداخته است. همچنين نگارنده بر اين باور است که انديشه ياد شده، همواره در اشعار فروغ به يکسان بازتاب نيافته و همگام با تحوّل و پختگي انديشه و شعرش، او در انديشه دنياي آرماني هم به نوعي تعالي دست يافته است
.

 
كليد واژه: فروغ فرخزاد، دنياي واقعيت، ناخرسندي، دنياي آرماني، جاودانگي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1387; 4(11):137-150.
 
تاثير شاعران سده هاي سوم و چهارم هجري بر حافظ
 
محمدي هاشم*
 
* دانشکده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد گچساران
 
 

حافظ ـ غزل سراي بزرگ تاريخ ـ از شعر پيشينيان بهره فراوان برده و گاه مضاميني را از آنان اخذ و يا اقتباس نموده است، اما بيشتر مضامين اقتباس شده از ديگران را بهتر از صاحبان اصلي آنها به تصوير كشيده است. پژوهشگران حافظ شناس، پيشينه الفاظ و تعابير و معاني و مضامين حافظ از ديگران را در ادبيات منظوم و منثور پيش از او، از رودكي گرفته تا عصر خود حافظ و حتي شارحان بعد از وي، مورد تتبع و جست و جو قرار داده اند، اما از تاثير شاعران پيش از رودكي و دوره هاي اول رواج و گسترش زبان و ادبيات فارسي بر حافظ سخني به ميان نياورده اند. بهاءالدين خرمشاهي در كتاب ارزشمند حافظ نامه، تاثيرپذيري حافظ از بزرگان ادب پارسي از رودكي به بعد تا معاصرين وي، را بررسي كرده و از اينكه شاعر بزرگي چون مولوي چه در مثنوي و چه در غزل هايش تاثيري بر حافظ نداشته است، تعجب مي كند و پژوهشگران را به تحقيق در اين باره دعوت مي كند.
در اين مقاله تاثيرپذيري حافظ از اشعار شاعران قرن سوم و چهارم هجري، از نظر معاني و مضامين مشابه و نيز تركيب ها و تعابير همانند و همچنين وزن و قافيه و رديف و ديگر ظرافت هاي شعري، بررسي شده و جلوه هاي ديگري از هنرمندي اين شاعر بزرگ به تصوير كشيده شده است.

 
كليد واژه: حافظ، شاعران متقدم و متاخر، معاصرين حافظ، الفاظ و تعابير، مضامين مشابه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:49 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1387; 4(11):151-168.
 
نقش بازتحليل در تغييرات صرفي زبان فارسي
 
نغزگوي كهن مهرداد*
 
* گروه زبان شناسي، دانشگاه بوعلي سينا
 
 

زبان شناسان بازتحليل را در مقام يكي از ساز و كارهاي مهم تغيير زباني طبقه بندي كرده اند. بازتحليل مي تواند موجب تغييرات صرفي و نحوي شود. در بعضي از تغييرات صرفي، سخنگويان ساختار تاريخي و اوليه كلمه يا كلماتي را ناديده مي گيرند و براي آنها ساختار ثانويه و كاملا متفاوتي قائل مي شوند و از اين راه، كلمات يا تك واژهاي جديدي پا به عرصه وجود مي گذارد. اين بازتحليل و تلقي ثانويه، بيشتر حاصل ناآگاهي، كم سوادي و يا بي دقتي است. به طور معمول، در دستور سنتي، ساخت هاي حاصل از بازتحليل را «غلط مشهور»، «اشتقاق عاميانه» و «صورت جعلي» مي نامند. ولي شواهد مربوط به زبان فارسي و زبان هاي ديگر بيانگر آن است كه بسياري از ساخت هاي بازتحليل شده، استعمال عام مي يابند و به اصطلاح در زبان جا مي افتند. ما در اين تحقيق به بررسي نقش بازتحليل در تغييرات صرفي زبان فارسي نو خواهيم پرداخت و با شواهد عيني كه بيشتر از كتاب ها و مقالات داراي ماهيت تجويزي و ريشه شناختي استخراج کرده ايم، نشان خواهيم داد که در اين زبان، بسياري از تغييرات صرفي در نتيجه عملکرد بازتحليل به وجود آمده است. منظور ما از فارسي نو، فارسي دوره اسلامي تاكنون است.

 
كليد واژه: بازتحليل، صرف، قياس، واژه سازي، ساخت معكوس
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:49 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1387; 4(10):9-35.
 
عامل زمان در رمان «سووشون»
 
اردلاني شمس الحاجيه*
 
* دانشكده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه آزاد اسلامي واحد بوشهر
 
 

در ميان شاکله هاي روايي، عامل زمان در رمان سووشون، در اولويت قرار دارد و لايه هاي زماني مختلف، در بطن روايت، با يکديگر در تلاقي هستند. روايت در اين رمان، بيشتر به گذشته باز مي گردد و گاه نيز به شکل آينده نگر به پيش بيني وقايع مي پردازد. اين کار با مهارت تمام و به گونه اي انجام مي شود که از چارچوب دنياي بازنمايي شده داستان فاصله نگيرد.
تداوم داستان در رمان سووشون، هشتاد روز است و شتاب ثابت (معيار) بر اساس
3.17 صفحه در روز ارزيابي مي شود. ميانگين وزني شتاب سووشون بر پايه 7.64 صفحه در روز به دست مي آيد که نشانگر ضرباهنگ شتاب منفي کل متن است و اينکه حداقل سرعت بر فضاي داستان حاکم است.
کارکرد انواع بسامد در اين رمان متداول است. دانشور معمولا وقايع را با ذکر جزييات، به صورت مکث توصيفي مي آورد.

 
كليد واژه: سووشون، زمان، روايت، تداوم، ژنت
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:50 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1387; 4(10):37-49.
 
ليبراليزم و مشابهت هاي مضامين «کليله و دمنه» و «مرزبان نامه» با آن
 
اطمينان خديجه*
 
* دانشگاه پيام نور، مركز تهران
 
 

ليبراليزم (آزادي گرايي) مکتبي سياسي است که آزادي فردي را اصيل مي شمرد. در اين مقاله ابتدا به اجمال ساختار زيربنايي ليبراليزم عنوان مي شود و سپس به اين موضوع که مکتب موردنظر ريشه در عقايد رواقيون و حتي پيش از آن در آرا افلاطون و ارسطو دارد، پرداخته مي شود. پس از آن نيز آراي نظريه پردازان بزرگ ليبراليزم بررسي خواهد شد.
ليبراليزم به دو شاخه ديني و سياسي تقسيم مي شود که نتايج آن در حوزه اجتماعي همچون براندازي نظام برده داري در جهان و ايجاد بنيان هاي آزادي فردي و حقوق بشر، قابل توجه است. کليله و دمنه و مرزبان نامه به عنوان متون اجتماعي ادبيات کهن مملو از رويکردهاي سياسي و اجتماعي است که گاه افکار ليبراليستي مولف را مي نماياند. گرچه کليله و دمنه و مرزبان نامه به نمونه و الگويي متفاوت از ليبراليسم تعلق دارند، اما سعي شده است تا اشاراتي درباره مشابهت هاي مضامين اين دو اثر بزرگ سياسي با ليبراليزم بيان شود
.

 
كليد واژه: ليبراليزم، سياست، استبداد، کليله و دمنه، مرزبان نامه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:50 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1387; 4(10):51-77.
 
حافظ، حضور جاودانه در زمان و مکان ها
 
باقي نژاد عباس*
 
* دانشكده علوم انساني، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد اروميه
 
 

حافظ، هنرمندي است بزرگ که هنر و انديشه او از مرزهاي زمان و مکان فراتر رفته و خصلتي همه زماني و لامکاني پذيرفته است. در انديشه و ذهنيت هنري او، نشانه هاي زماني، حکم تکه هاي گوناگون از خطي واحد را مي يابند که از هم گسيخته نيستند و به جرياني کلي و بي نهايت تعلق دارند. نشانه هاي زماني و اقليمي در شعر حافظ طوري به کار رفته که در برهه خاصي از زمان و تکه مشخصي از جغرافياي هستي محصور نمي مانند.
اين نوشتار بر آن است تا با توسل به مفاهيم، معاني و مظاهرِ شعر حافظ، وجوه بي زمان و بي مکان آن را بيان کند. در اين راستا برخورد متفاوت حافظ با مفاهيم، واژگان و نام ها نشان داده شده و انديشه غيرجزمي و شاعرانه او به اختصار تبيين گرديده است. همچنين درباره من توسعه يافته و فرافردي حافظ که جنبه اي از بي زماني و بي مکاني هنر اوست، سخن گفته شده است. مجموعه اين عوامل، کليت شعر حافظ را به صورت مولودي بي زمان و بي مکان معرفي مي کند و توانمندي منحصر به فرد او را در زدودن صورت هاي امور زمانمند بيان مي دارد
.

 
كليد واژه: حافظ، انديشه، انسان، بي زماني، لامکاني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:50 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1387; 4(10):79-100.
 
شکوه سياوش در آيينه عرفان
 
جعفري ناهيد*
 
* واحد علوم و تحقيقات تهران
 
 

سياوش يکي از محبوب ترين و مظلوم ترين قهرمانان شاهنامه است که در اين داستان نقش يک قرباني بي گناه و مقدس را بازي مي کند.
داستان سياوش در زمره داستان هاي پهلواني و عارفانه شاهنامه است که در آن، پهلواني و عرفان به سختي با يکديگر در آميخته اند. سياوش در مسيرِ داستان، سير و سلوکي عارفانه دارد، يعني همان رسيدن از مرحله طلب تا فنا که در حقيقت عبارت است از نجات نفس انساني و اميال بشري. بنابراين، چهره او سيماي يک سالک واصل است و مجموعه کراماتش مانند گذشتن از آتش و پيشگويي هاي او درباره اتفاقات پس از مرگش که چهارده سال بعد محقق مي شود، قداست سياوش را تا سرحد پيامبرگونه بودن بالا مي برد
.
اين داستان که در حقيقت نمايشي بس تلخ از مظلوميت سياوش است، در ذهن خواننده خود از سياوش الگويي پهلواني، ديني و عرفاني مي سازد و خوي و خصلت او در اين داستان، تصويري از انسان کامل را به ياد آدمي مي آورد
.

 
كليد واژه: سياوش، سالک، جوانمرد، متوکل، واصل
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:50 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1387; 4(10):101-111.
 
نقدي بر «کليله و دمنه» به تصحيح مجتبي مينوي
 
زنجاني برات*
 
* دانشكده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه تهران
 
 

کليله و دمنه از کتاب هاي بسيار معروف و کم نظير است. اين کتاب در عهد ساسانيان از زبان سنسکريت به پهلوي نقل شد و عبداله بن مقفع آن را از پهلوي به عربي ترجمه کرد. در عصر نصربن احمد ساماني، ابوالفضل محمد بلعمي آن را به نثر فارسي برگرداند. رودکي، شاعر معروف، آن را به نظم کشيد و کتابي که امروز در دست داريم، از ابوالمعالي نصراله بن محمد عبدالحميد است که آن را از کليله ابن مقفع در نيمه قرن ششم هجري، در دوره سلطنت بهرام شاه غزنوي، ترجمه کرده است. عبدالعظيم خان قريب، استاد دانشگاه تهران، آن را تصحيح کرده و مکرر به طبع رسيده است. پس از مرحوم قريب، استاد مجتبي مينوي آن را از روي نسخ خطي گوناگون تصحيح و به چاپ رسانده است. با وجود دقت نظري که مينوي در اين کار داشته است، در بعضي از عبارات نارسايي ها به چشم مي خورد که در اين مقاله انتقادي، آنها را در معرض قضاوت صاحب نظران قرار مي دهم، تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.

 
كليد واژه: سماحت، پشتاپشت، بحاصل آمدن، يراعه، ميره، خطر
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:50 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1387; 4(10):113-137.
 
نقد چاپ سنگي فرهنگ مويدالفضلا (فصول عربي و ترکي)
 
شايگان مريم*
 
* دانشگاه شهيد باهنر كرمان
 
 

فرهنگ لغت از جمله منابعي است که در طول روزگاران نگاه دارنده زبان، فرهنگ و دانش يک ملت به شمار مي آيد. روابط ديني، فرهنگي، سياسي و اقتصادي ملت ها با يکديگر، همواره تاثير بسزايي در به وجود آمدن اين گونه آثار داشته است. به همين دليل مي بينيم که از يک سو ايرانيان، پس از ظهور اسلام، رفته رفته به تاليف کتاب هاي لغت عربي همت گماشتند و از سوي ديگر، مردمي که در ديار هندوستان به سر مي بردند، به تاليف فرهنگ لغات فارسي و واژگان دخيل پرداختند که از بين آنها، فرهنگ مويد الفضلا که در سال 925 ه. ق. به وسيله «محمدبن لاد دهلوي» با در نظر گرفتن حرف اول که واژه «کتاب» ناميده شده و نيز حرف آخر با عنوان «باب» و در سه فصل عربي، فارسي، ترکي تاليف شده، از اهميت ويژه اي برخوردار است.
اين فرهنگ ارزشمند تنها دوبار در کشور هند، در دو جلد منتشر شده که متاسفانه اين نسخه، در بسياري جاها از دقت و امانت داري خالي است؛ بنابراين در اين جا بر آن شديم تا ضمن تصحيح فصول عربي و ترکي، با روشي التقاطي بين سه نسخه خطي مجلس، دانشگاه تهران، آستان قدس و نيز چاپ هندي، پاره اي از اشکالات و اشتباهات چاپ هند را خاطر نشان سازيم
.

 
كليد واژه: مدخل، معني، چاپ هند، کتاب، باب
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:50 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 7 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1387; 4(10):139-164.
 
نوآوري هاي هنري در عاشقانه هاي بيدل دهلوي
 
مدرس زاده عبدالرضا*
 
* دانشكده علوم انساني، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد كاشان
 
 

تاکيد مقاله پيش رو بر تفاوت شيوه شاعران ايراني دوره صفويه و شعراي هندي دوره گورکاني در سده يازدهم هجري است که از آن با نام هاي سبک اصفهاني و سبک هندي ياد مي شود.
نگارنده بر اين باور است که تفاوت اصلي، در ميزان روي کرد شاعران اين روزگاران به شعر شاعران و مضمون هاي مرسوم ادبي
(motiv) در سبک عراقي رايج در ايران است.
بيدل دهلوي تماس با سبک عراقي را در همان حد وزن و قافيه و بي يادکرد مکرر از نام شاعر پيش از خود نگه مي دارد و با «رستاخيز ادبي»، سبک ادبي خاص خود را بنيان مي نهد
.
در ادامه مقاله، تفاوت مضمون هاي رايج در سبک عراقي و شعر بيدل در جدولي مقابل هم آمده و نمونه هاي شعري آن نيز گفته شده است
.

 
كليد واژه: شعر بيدل دهلوي، سبک عراقي، سبک هندي، شعر عاشقانه فارسي، ادبيات تطبيقي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:51 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها