0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز 1388; 5(16):85-109.
 
ويژگي هاي حکايات موسيقايي در آثار عطار نيشابوري
 
ثابت زاده منصوره*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران جنوب
 
 

حکايات موسيقايي در آثار عطار، حکاياتي است که بافت و ساختاري موسيقايي دارند و براي طرح و درک مباني و مفاهيم عرفاني، امکاني مهم به شمار مي روند. بررسي تعامل عرفان و موسيقي از منظر منظومه هاي عطار و نيز تذکره الاوليا، فضا و ديدگاه هاي موسيقايي عطار را نيز مشخص مي کند. در منظومه ها و تذکره الاولياء عطار، 19 حکايت موسيقايي ذکر شده که در اين ميان، الهي نامه با 9 حکايت موسيقايي بيشترين بسامد را به خود اختصاص داده است. حکايات منثور در تذکره الاوليا، شش حکايت مستقل اند که منظومه ها فاقد آنند. در حالي که بيشتر حکايات موسيقايي منظومه ها در تذکره الاوليا بارها ذکر شده است. درون مايه حکايات موسيقايي متضمن درک باطن نغمات و حقيقت نفخه الهي و مرافقت و پذيرش اهل موسيقي از ديدگاه مثبت انديش عرفاني است.

 
كليد واژه: ويژگي ها، ساختار، موسيقي، عرفان، حکايات عطار
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:37 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز 1388; 5(16):111-137.
 
بازتاب نمادين آب در گستره اساطير
 
رضايي دشت ارژنه محمود*
 
* دانشگاه شهيد چمران اهواز
 
 

به دليل اهميت آب در باروري و زايندگي طبيعت، بخش مهمي از اساطير به اين عنصر حياتي اختصاص يافته است. آب و ابرهاي باران زا در گستره اساطير، گاه به شکل زن و گاو پديدار شده است که اژدهايي (نماد خشکسالي) با حبس آنها، مانع طراوت و زايندگي طبيعت مي شود. سپس پهلواني با شکست اژدها و آزادي گاوها يا زن هاي در حبس (آب و ابرهاي باران زا) دوباره زايندگي و سرسبزي را به طبيعت باز مي گرداند. در اين جستار، اهميت آب و پردازش نمادين آن در هيات گاو يا زن در اسطوره هاي ضحاک، اسفنديار و گشتاسپ در ايران و ايندرا و رامايانا در هند نقد و بررسي و اين نتيجه حاصل شده است که همه اسطوره هاي يادشده، ژرف ساختي بارورانه دارند و آب در آنها نقشي اساسي دارد.

 
كليد واژه: ضحاک، اسفنديار، ويشوه روپه، ايندرا، رامايانا
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:37 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز 1388; 5(16):139-163.
 
مطالعه تطبيقي کارکرد ضمير ناخودآگاه در تجارب عرفاني و سوررآليستي
 
مشتاق مهر رحمان*,دستمالچي ويدا
 
* دانشگاه تربيت معلم آذربايجان
 
 

ضمير ناخودآگاه به دليل رابطه اي که با فطرت آدمي دارد، راهي براي نزديک شدن به «حقيقت برتر» به شمار مي آيد. در تلاش هاي مبتني بر جست وجوي ناخودآگاه، «عقلانيت» به عنوان بزرگ ترين مانع ظهور ناخودآگاه، کنار گذاشته مي شود تا راه براي فعاليت اين ضمير باز شود. عرصه هايي از زندگي آدمي که خالي از نيروهاي اراده و عقل و آگاهي است، بهترين جولانگاه ضمير ناخودآگاه است. چنانکه به عنوان نمونه خواب و رويا يکي از مظاهر ناخودآگاهي و ارتباط با دنياي فراواقعي و حقيقت برتر شمرده مي شود. سوررآليسم با شباهت هاي بسيار زيادي که با معرفت عرفاني دارد، به تبع عرفان، از امکانات ناخودآگاه در رسيدن به هدف متعالي اش بهره ها جسته است. با اينکه در موارد گوناگون، نوع به کارگيري ابزارهاي مشترک بين عرفان و سوررآليسم متفاوت، و گاه حتي متمايز است، و چنين استفاده اي به طور طبيعي بر تفاوت در نتايج تلاش هاي اين دو تأثير خواهد گذاشت، اما ابزار و اهداف نسبتا مشترک عرفان و سوررآليسم در استفاده از ضمير ناخودآگاه براي کشف حقيقت، بررسي مقايسه اي را ضروري تر و منطقي تر مي کند.

 
كليد واژه: عرفان، سوررآليسم، ضمير ناخودآگاه، عقل گريزي، حقيقت برتر
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:38 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1388; 5(15):9-33.
 
کارکرد کهن الگو ها در شعر کلاسيک و معاصر فارسي در پرتو رويکرد ساختاري به اشعار شاملو
 
حري ابوالفضل*
 
* دانشگاه اراک
 
 

اسطوره، يا از طريق صور خيال يا از طريق تصاوير کهن الگويي در اثر ادبي بروز مي يابد. ابتدا، تعاريفي از اسطوره و تصوير کهن الگويي و رابطه ميان آن دو ارايه مي شود. سپس، در پرتو بررسي نمونه هايي از اشعار کهن و نو، نقش و جايگاه اسطوره در ساختار کلي شعر و در محور افقي و عمودي خيال تبيين مي شود. آن گاه در بخش اصلي مقاله، تجلي اسطوره به واسطه تصاوير کهن الگويي بررسي و به اين نيز پرداخته مي شود که اسطوره راهنماي فهم کهن الگوهاست. خودآگاهي، ناخودآگاهي و ناخودآگاه جمعي و کهن الگو از ديدگاه يونگ نيز بررسي و برخي از اين کهن الگوها در اشعار شاملو تبيين مي شود. نتيجه اين است که کهن الگوها در قالب پيکره، نوعي اسطوره مي آفرينند و اسطوره ها از يک سوء، در نقش ماما، انديشه هاي نوزاد شاعر را متولد مي کنند و از سوي ديگر، جزئي جدايي ناپذير از کليت اندام وارِ سازگان شعر نيز به شمار مي آيند.

 
كليد واژه: اسطوره، صور خيال، کهن الگو، يونگ، شاملو
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:38 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز 1388; 5(16):165-196.
 
رمز و رمزگرايي با تکيه بر ادبيات منظوم عرفاني
 
نصراصفهاني محمدرضا,حاتمي حافظ
 
 
 

تلاش براي بيان تعريفي مستقل از رمز و تبيين آن به عنوان تصويري خيالي جداي از ديگر صور خيال، براي هر پژوهشگر آثار ادبي و عرفاني بايسته و شايسته است. از سوي ديگر، طرح اين موضوع نيز برجسته و با اهميت است که رمز در عين رابطه بسيار فشرده با کنايه، استعاره مصرحه، تمثيل رمزي، اضافه سمبليک، کهن الگو، تشبيه تمثيل و نوع ادبي فابل، تصويري جداي از اينهاست. لزوم توجه شعرا و نويسندگان به رمز، تاريخچه و انواع آن، اشاره به رمز و اشتقاق آن در ديگر زبان ها و اشاره اي کوتاه به رمز در گونه هاي ادب حماسي، غنايي، انتقادي و سياسي و فرهنگي به عنوان مدخلي براي ورود به رمزعرفاني، موضوعاتي هستند که اين مقاله در پي تفسير و تبيين آنها است.
کوتاه سخن آنکه در اين پژوهش تلاش بر اين است که سير گذر نمادهاي شناخته شده عرفاني نامي، هرچند کوتاه و مختصر، بيشتر بررسي و به آن توجه شود و بنابراين، پژوهش پيش رو، بر يک يا دو عارف خاص متمرکز نيست
.

 
كليد واژه: رمز، رمزگرايي، گونه هاي رمز، رمز عرفاني و رمزگشايي عرفاني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:38 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1388; 5(15):35-53.
 
رمزپردازي غار در فرهنگ ملل و يار غار در غزل هاي مولوي
 
حسيني مريم*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه الزهرا
 
 

مطالعه روان شناسانه غزل هاي مولانا نشان مي دهد که بيشتر غزل هايي که حاصل شور و جذبه و هيجان عاطفي است، حاوي نوعي خودشناسي و درک و بيان درست و عميق از خودآگاه و ناخودآگاه شخصي و جمعي مولاناست. تجربه ديدار با فرامن که مولوي بنا بر عقايد عرفاني خود، او را با جبرييل، حق، انسان کامل و معشوق يکي مي گيرد، در وجود شمس تبريز ظهور مي يابد و شمس، يار غارِ مولانا در ديوان کبير است که تجسمي از ضمير ناخودآگاه و فرامن شخصي وي است.
روش مطالعه در مقاله حاضر نقد روان شناختي است. نگارنده مي کوشد تا با طرح مساله «فرامن
(Superego) «که يکي از کهن الگوهاي روان شناسي يونگ است، به بررسي يکي از کهن الگوهاي گسترده در ديوان بپردازد. در اين مسير رمز «غار» در ادب فارسي و فرهنگ جهاني نيز بررسي شده است.

 
كليد واژه: نقد روان شناختي، نماد، مولانا، فرامن، يار غار
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:40 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1388; 5(15):55-82.
 
چرا پهلوان نامه هاي پس از شاهنامه مطرح نشده اند؟
 
خاتمي احمد,جهانشاهي افشار علي*
 
* دانشگاه شهيد بهشتي
 
 

فردوسي به عنوان بزرگ ترين حماسه سراي ادب فارسي از سوي شاعران پس از خود مورد تقليد قرار گرفته است.
اما نکته مهم آن است که هيچ يک از اين مقلدان نتوانسته اند اثري همسنگ شاهنامه در ارزش و اقبال عمومي بيافرينند. محققان دلايل گوناگوني چون برتري جنبه هاي ادبي (دوري از تزاحم تصاوير، هماهنگي تصاوير با موضوع و ...) و مسايل تاريخي را در اين خصوص برشمرده اند. اما جداي از موارد يادشده، مي توان ضعف ساختاري اين پهلوان نامه  ها را نيز بر اين دلايل افزود. نگارندگان بر اين باورند که خروج منظومه هاي پهلواني پس از شاهنامه از ساختارهاي حاکم داستان سرايي حماسي، سبب پذيرفته نشدن و عدم مقبوليت آنها در مقايسه با شاهنامه گرديده است. براي تبيين و اثبات اين مدعا، ساختار داستاني دو منظومه پهلواني پس از شاهنامه (برزونامه و جهانگيرنامه) بر اساس الگوي پراپ با ساختار داستان «رستم و سهراب»، که هر سه آنها بر پايه نبرد خويشاوندي شکل گرفته اند، مقايسه مي شود
.

 
كليد واژه: ساختارگرايي، نبرد خويشاوندي، رستم و سهراب، برزو، جهانگير
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:40 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1388; 5(15):83-106.
 
نگاهي به نماد خورشيد در تمثيلات سهروردي
 
خسروي حسين*
 
* دانشکده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه آزاد اسلامي ـ واحد شهرکرد
 
 

«خورشيد» به عنوان يک موضوع هميشه موردتوجه شاعران بوده است. در دوره آغازين شعر فارسي توصيفاتي که از خورشيد ارايه شده است، تنها جنبه تصويرسازي دارد. در سده هاي ششم و هفتم، خاقاني، عطار و مولانا بيش از ديگران به خورشيد توجه نشان داده اند
سهروردي (549 ـ 587 ه . ق) ـ فيلسوف شهيد و شهير ايراني ـ در آثار خود پي درپي از تمثيلاتي استفاده کرده که حضور خورشيد در آنها از نظر بسامد قابل توجه است. اين حضور چنان قوي، پررنگ و گسترده است که مي توان خورشيد را پايه تمثيلات و حتي تفکر او به شمار آورد
.
در هفت قصه از مجموعه قصه هاي ده گانه کتاب لغت موران، خورشيد نقشي محوري و اصلي دارد و حضور آن در بافت متن چنان قوي و موثر است که با حذف آن، شالوده قصه به هم مي ريزد. اين نقش آفريني خورشيد از تفکر فلسفي و انديشه هاي اشراقي سهروردي مايه مي گيرد
.

 
كليد واژه: سهروردي، خورشيد، اشراق، نماد، لغت موران
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:40 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1388; 5(15):107-122.
 
بررسي شخصيت کاووس بر اساس برخي کردارهاي او از دوران باستان تا شاهنامه
 
ستاري رضا*
 
* دانشگاه مازندران
 
 

از بيشتر شخصيت هايي که در شاهنامه حضور دارند، مي توان در متن هاي دوران باستان نشان يافت. داستان هاي مربوط به اين شخصيت ها، ريشه در روايت هاي بسيار کهني دارد که با گذر از پست و بلند تاريخ فرهنگي اين ديار به دوران نوتر رسيده است. کاووس از جمله چنين شخصيت هايي است. اين پادشاه در ميان پادشاهان حماسه ملي، بيشترين و طولاني ترين حضور را در شاهنامه دارد. هم چنين از او و کارهايش در اوستا، متن هاي پهلوي و متن هاي پس از اسلام (فارسي و عربي) نيز سخن رفته است.
هرچند در اوستا از کاووس و برخي کردارهايش ياد شده است، اما خطوط اصلي چهره اين شخصيت در متن هاي پهلوي و متن هاي پس از اسلام (فارسي و عربي) نمودار مي شود. در اين مقاله پس از اشاره اي کوتاه به نام و شخصيت کاووس، برخي از کرده هاي اين پادشاهِ نامدار، چون آسمان نوردي، جنگ هاي مازندران و هاماوران و ... بر اساس متن هاي موجود از دوران باستان تا شاهنامه بررسي شده است
.

 
كليد واژه: کاووس، حماسه، اوستا، شاهنامه، شخصيت
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:40 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

6 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1388; 5(15):123-156.
 
ديوانه نمايي و ديوانه نماها در مثنوي معنوي
 
سياه کوهيان هاتف*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي ـ واحد تاکستان
 
 

عقلاي مجانين يا فرزانگان ديوانه نما که گاه بهاليل نيز خوانده مي شوند، جايگاه ويژه اي در ادبيات عرفاني دارند. در برخي از حکايات مثنوي، اقوال و احوال حکيمانه و در عين حال رازآلود اين شوريدگان با ظرافت خاصي در قالب حکايات عاميانه بيان شده است. مولانا با آوردن تمثيل هاي پرمعنا، در پي نشان دادن حکمت و معرفت عميق اين دسته از اولياي الهي، خلاف ظاهر غيرعادي و ديوانه وار آنان و تبيين لايه هاي عميق شخصيت آنهاست. وي شناخت اين نوع ديوانگان از ديوانگان معمولي را مستلزم نوعي بصيرت باطني و فراست معنوي مي داند. حال و مقام اين شوريدگان و اطوار جنون معنوي آنها، به ويژه در دفتر دوم  مثنوي معنوي، بيان شده است. مولوي جنون مافوق عقل اين ديوانگان را نمادي از اماته نفس و إحياي قلب عارفان و نشانه اي از حريت و آزادگي آنان مي داند. وي در حکايت «آن بزرگي که خود را ديوانه ساخته بود»، ضمن توصيف دقيق خصوصيات و مراتب معنوي اين عارفان ديوانه نما، آنها را داراي مقام ولايت دانسته و جنون يا جنون نمايي ظاهري آنان را گاه بهانه ستر حال آنان براي وارد نشدن در نظام قدرت و نيز وسيله اي براي اعتراض در برابر ارباب قدرت از طريق نفي عظمت جباران عصر مي داند.

 
كليد واژه: مولانا جلال الدين بلخي، عقلاي مجانين، تصوف، ملامتيه، جنون الهي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:40 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

7 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1388; 5(15):157-186.
 
مولوي و حل معماي جبر و اختيار در مکتب عشق
 
نيكوبخت ناصر*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

جبر و اختيار از مسايل پيچيده کلام اسلامي است و برداشت هاي گوناگون مسلمانان از آيات قرآن و احاديث نبوي (ص) به مشرب هاي فکري زيادي از جمله جهميه، اشاعره، معتزله، اماميه و ... انجاميده است. مشرب هاي کلامي اسلامي با استناد به استدلالات عقلي و نقلي يا به جبر مطلق، يا به اختيار محض، يا به آميزه اي از هر دو و يا به امر بين الامرين اعتقاد ورزيده اند. البته مولوي در مقام انساني جامع که در همه علوم اسلامي آگاه و اهل نظر است، از جنبه هاي متفاوت و متعدد به اين مساله نگريسته است. مولوي با اثبات عجز ذاتي فلسفه در پاسخ گويي به اين معما، از منظر يک عارف شهودي ـ که به يک معنـا انسـان شنـاس و روان شناس است ـ مي کوشد در عين حفظ قدرت مطلقه الهي، اختيار انسان را در پاي جبر قرباني نکند و به گونه  اي آن جبر منفور و اختيارکش جهميه و اشاعره را تا حدي تلطيف و تعديل کند و با طرح مساله "عشق"، به دوگانگي جبر و اختيار پايان بخشد.

 
كليد واژه: جبر و اختيار، مثنوي معنوي، جلال الدين محمد بلخي، عشق، کلام اسلامي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:40 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1388; 5(14):9-25.
 
انديشه هاي عرفاني عين القضات در باب ابليس
 
اسدالهي خدابخش*
 
* دانشکده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه محقق اردبيلي
 
 

صرف نظر از نگاه اخلاقي به ماجراي ابليس، که صوفيه آدمي را از دسيسه هاي او برحذر مي دارند، مساله «نافرماني وي در امر سجود بر آدم(ع)»، همواره موضوع بحث گروهي از عارفان مسلمان بوده است. از جمله اين عرفا که در اين باره ديدگاه به نسبت نو و کاملي دارد، عين القضات همداني است. از منظر وي، سجده نکردن ابليس بر آدم (ع)، ناشي از عشق راستين او به معشوق ازلي و نيز جريان قلم تقدير الهي است. طبق نگرش دوگانه او، که متضمن اثبات يگانگي خداست، وجود نور سياه عزازيلي و نور سپيد محمدي (ص)، اولي به عنوان محکي براي تشخيص مخلصان و ديگري به عنوان منشا درک کمالات انساني، در عالم هستي ضرورت دارد.

 
كليد واژه: عين القضات، ابليس، عرفان، تقدير، عشق
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:41 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1388; 5(14):27-66.
 
پساساختار گرايي و عرفان حافظ
 
تلخابي مهري*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي واحد خدابنده
 
 

هدف مقاله پيش رو آن است كه نشان دهد چگونه مكتب پساساختارگرايي، از تعيين معناي نهايي براي متن امتناع مي ورزد. در اين راستا، نخست با اشاره به بخشي از ويژگي هاي متني چون غزليات حافظ، به تبيين  اين مطلب پرداخته مي شود که از منظر نقد پساساختارگرايي، نمي توان معناي غزل حافظ را تنها در انحصار تحليل عرفاني نگاه داشت. از اين رو، براي رسيدن به فهم متن، بايد خود را از بند قصد مولف رهانيد و با تكيه بر متن و افق انتظار خواننده، معني را آفريد. نقد پساساختارگرايي با تكيه بر عدم قطعيت رابطه بين دال و مدلول و بازي بي پايان دلالت ها در زبان و نيز به واسطه ويژگي هاي خاص زبان ادبي، مانند ابهام و معما و ماهيت استعاري و مجازي آن و استفاده از قواعد ساختارشكني، نشان مي دهد كه چگونه دال ها مي توانند در يك روند دلالتي بي انتها ادامه داشته باشند. اين نوشتار در پايان پيشنهاد مي كند كه براي تفسير و تاويل متني گشوده چون حافظ نياز به خواننده اي است كه واقف بر نظام و مناسبات نشانگان متن باشد، از روند ساختارشكني آگاه باشد و نيز بداند كه چگونه مي توان معنا را افزايش داد و از حصار يك معناي قطعي و نهايي گريخت.

 
كليد واژه: پساساختارگرايي، مرگ مولف، نويسنده گرا، افق انتظار، ساختارشکني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:41 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

3 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1388; 5(14):67-98.
 
زمان در عرفان اسلامي
 
شجاري مرتضي*
 
* دانشکده ادبيات فارسي و زبان هاي خارجي، دانشگاه تبريز
 
 

در فرهنگ اسلامي، تصورات گوناگوني از «زمان» انعکاس يافته است. متکلمان آن را امري موهوم و فيلسوفان آن را مقدار حرکت فلک اطلس مي دانند. اما از منظر صوفيان، زمان با جان، که اصل وجود آدمي است، در ارتباط است. جاني که نزد دلبر حاضر است، چيزي جز لاله زار و گلشن نمي تواند باشد و بنابراين، پيري و پژمردگي را در او راهي نيست. از اين رو، زمان عرفاني ارتباطي با گذشته و آينده ندارد، زيرا صوفي با خداوند است و در آنجا ماضي و مستقبل نيست. تمام کوشش يک صوفي آن است که خداگونه شود و از قيد زمان، آزاد يا به تعبيري ديگر نيست گردد. اين امر جز با عشق حاصل نمي شود. سالکي که اسير عشق نشود، بنده جسم و زمان خواهد ماند. تنها عشق است که آزادي را از اين نوع بندگي به ارمغان مي آورد. عشق چون شمشيري است که سر جسم و زمان را از جان سالک جدا مي کند.

 
كليد واژه: زمان، ازل، عدم، عشق، شطحيات
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:41 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1388; 5(14):99-127.
 
تحليل روان کاوانه شخصيت گردآفريد
 
رضايي محمدهادي,قشقايي سعيد*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي واحد فسا
 
 

پژوهش حاضر يک تحقيق تخصصي با رويکرد ميان رشته اي از نوع «روان کاوي ادبي» است که به تقابل و تبادل ادبيات و روان کاوي مي پردازد و از ديد مکاتب روان پويايي (Psychodynamics)، روان گردآفريد را بررسي مي کند. در بخش اول، تماميت روان گردآفريد با تاثير جنسيت زنانه اش، طبق نظريه عقده اختگي فرويد روان کاوي مي شود. در بخش دوم، پاره نرينه روان گردآفريد طبق نظريه آرکي تايپ آنيموس يونگ واکاوي مي گردد، و در بخش سوم، پاره مادينه روان گردآفريد طبق نظريه کهن الگوي آرتميس بولن بازکاوي مي شود. اين مقاله به طور ضمني نقد تطبيقي (مقايسه اي) دو مکتب روان کاوي يونگي و فرويدي را نيز در بردارد.

 
كليد واژه: آرکي تايپ، روان کاوي، شخصيت، گردآفريد، ناخودآگاه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:41 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها