0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1389; 6(18):65-80.
 
بررسي جايگاه ايزدبانو اشي در باورهاي ايران باستان
 
حسيني نغمه*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات
 
 

اين مقاله به بررسي جايگاه اشي (A?i) در انديشه ها و باورهاي ايران باستان مي پردازد. اشي را بايد ايزدي پيش زردشتي دانست. او مينوي پاداش در دين کهن آريايي است. نام او هم در گاهان ـ کهن ترين بخش اوستا ـ و هم در اوستاي متاخر آمده است، با اين تفاوت که در گاهان، اشي بيشتر به عنوان مفهوم انتزاعي به کار رفته است و بر مفاهيمي چون سهم و قسمت دلالت مي کند، حال آنکه در اوستاي متاخر او ايزدبانوي فراواني و برکت است و به يارانش، جلال، شکوه و نيک بختي مي بخشد. نام اشي در نوشته هاي پارسي ميانه به صورت «ارد» و «ارت» و با صفت ونگوهي (va?uh?) به معناي نيک، به صورت هاي «اهرشونگ»، «ارششونگ» و «اششونگ» آمده است. به نظر مي رسد آيين ستايش اشي زماني در شرق و غرب ايران رواج داشته است.

 
كليد واژه: اشي، ايزدبانو، گاهان، يشت، اوستاي متاخر
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:01 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1389; 6(18):81-103.
 
رابعه در گذار از پل مجاز
 
سرامي قدم علي*,تلخابي مهري
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد زنجان
 
 

هدف مقاله پيش رو، آن است که نشان دهد چرا در قلمرو عرفان، همواره اين گونه ياد شده است که نخست بار، زني از عشق و محبت الهي دم زده است. در اين مقاله، با نگاهي ساختارشکنانه، نخست، تردد رواني رابعه در دو قلمرو عشق و عرفان کاويده و آسيب گاههاي نگره عرفاني رابعه با تامل بر خصيصه هاي وابستگي، مازوخيستي و از خود بيگانگي او گزارده مي شود. سپس در بخشي با عنوان رابعه به مثابه زن نارسيسيست، چرايي گرايش او به عرفان از منظري نوين تحليل مي گردد. نتيجه به دست آمده از اين مقاله آن است که گرايش به عرفان، گاه مي تواند پيامد نوعي واپس خوردگي در قلمرو زيست جهان دنيوي فرد باشد.

 
كليد واژه: رابعه عدويه، حب الهي، از خود بيگانگي، نارسيسيسم، مازوخيسم
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:02 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1389; 6(18):105-138.
 
جمال شناسي گلشن راز
 
عقدايي تورج*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد زنجان
 
 

شبستري در مثنوي گلشن راز که متني عرفاني است، با تکيه بر پيوند ديرينه عرفان و زيبايي، براي بيان و تجسم بخشيدن به دريافته هاي مجردش، از ابزارهاي گوناگون زيبايي آفريني و جمال افزا استفاده مي کند تا انتقال پيامش را آسان کند و بر تاثير کلامش بيفزايد.
مقاله پيش رو، گلشن راز را از منظر زيبايي شناسي نگريسته و بر آن است تا نشان دهد که شيخ محمود شبستري، تشبيه را ابزاري مناسب براي بيان مشابهت هاي خيال انگيز ميان مفاهيم مجرد و پديده هاي عيني تشخيص داده و به فراواني از آن استفاده کرده است.
اما او براي انتقال انديشه هاي عميق تر يا تجربه هاي شهودي، به ترتيب استعاره و نماد را به کار مي گيرد، هم چنان که براي بيان مفاهيم و انديشه هاي دو سطحي، کنايه، ايهام و پارادوکس را ابزارهايي کارآمد مي يابد که قادر به انتقال چنين دريافته هايي هستند.

 
كليد واژه: جمال شناسي، عرفان، تشبيه، استعاره، کنايه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:02 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1389; 6(18):139-176.
 
بررسي و مقايسه سبک حماسه سرايي ايلياد و شاهنامه از منظر تعهد ادبي
 
قبادي حسين علي*,بزرگ بيگدلي سعيد,عباسي حجت
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

ايلياد هومر به عنوان اثري که تاثيري کلان بر جامعه خويش نهاده است، از اولين آثاري است که از منظر «رسالت و تعهد» به آزمون نهاده شد. شاهنامه فردوسي نيز محصول ضرورت و رسالتي است که تاريخ بر دوش شاعر نهاده است. پژوهشِ پيش رو در پي آن است که نشان دهد داوري يک اثر ادبي از نظر رسالت و تعهد، مستلزم در نظر داشتن دو عامل اساسي است: «شرايط عصر» و «بينش اديب» که البته خواه ناخواه از اوضاع زمانه خود متاثر است. از اين رهگذر درمي يابيم «يک اثر ادبي بنا بر ضرورت هاي تاريخ و مقتضيات اجتماع وقت» چيزي غير از آنچه هست، نمي تواند باشد. تبيين تاثير و کارکرد رويکردهايي که دو شاعر از منظر تعهد ادبي در سبک داستان سرايي خود در پيش گرفته اند، مقصد ديگر اين پژوهش است.

 
كليد واژه: رسالت ادبي، اثر خودگو و تعليمي، شرايط عصر، ايلياد هومر، شاهنامه فردوسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:02 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) زمستان 1388; 5(17):9-23.
 
جام در ادبيات فارسي و پيشينه آن
 
اعظميان بيدگل جميله*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران جنوب
 
 

پيشگويي از ديرباز بخشي از زندگي بشر بوده است. جام از جمله ابزارهايي بود که افزون بر زينت بخشي مجالس و کاربردهاي آييني، در پيشگويي نيز به کار مي رفت، از اين روست که در ادبيات از «جام جم» و «جام کيخسرو» ياد شده است. اين پژوهش مبني بر شيوه کتابخانه اي و به ترتيب قدمت به منابعي از جمله ايران باستان، فارسي ميانه، تاريخ هاي اسلامي، ادبيات، فرهنگ ها، آثار مستشرقان و محققان معاصر ايراني استناد يافته است. از آنجايي که بالندگي و گسترش زمين، وفور نعمت، بي مرگي، نهادن نوروز، شادماني، بزم و ميگساري از ويژگي هاي جم و عهد شهرياري اوست و باتوجه به اين نکته که منجيک ترمذي براي نخستين بار، در قرن چهارم، از «ساغر جم» با خصوصيات: ظرفي منسوب به جم و ويژه مي ياد کرده و با اين تذکار که روند يادشده در ادبيات تداوم يافته است، مي توان نتيجه گرفت که نخست، جام جم با مي و بزم، تناسب داشته و در فراز و فرودهاي نوين فرهنگي، ويژگي «تسخير جهان» و «جهان نمايي» بدان پيوسته است، همچنان که اسطوره سامي سليمان با جم درآميخته است. در گذر زمان، اين دو جام، افزون بر معناي حقيقي، معاني مجازي، نيز يافته و هر يک از جريان هاي ادبي، به فراخور مسلک و هدف خود از آن بهره برده اند.

 
كليد واژه: جام جم، مي، جام کيخسرو، گيتي نمايي، سليمان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:02 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1389; 6(18):177-199.
 
فلز و قداست آن در اساطير ملي و متون ديني
 
نيكوبخت ناصر,اكبري گندماني هيبت اله*,محمدي كله سر عليرضا
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

در اساطير ايران، فلز قداست و اهميت بسياري دارد. پيشينيان، اين گوهر را با آسمان پيوند داده و براي آن اصلي آسماني قائل شده اند؛ چنانکه گاه ديواره آسمان را نيز از جنس فلز پنداشته اند. فلز به دليل برخورداري از اين پيشينه، عنصري اهريمن ستيز است. در نمونه هايي از اساطير و داستان واره هاي ايراني، فلز همچون وسيله اي براي به بندکشيدن و يا کشتن نيروهاي اهريمني و پلشتي به کار رفته است. از اين رو، فلز همواره با جاودانگي و بي مرگي نيز پيوند داشته است؛ چنانکه در حوادث پايان جهان، اين عنصر، آفرينش اورمزد را از اهريمن و جلوه هاي او پاک مي کند و با نابود کردن اهريمن و مرگ، با جاودانگي پيوند مي يابد.
در اين مقاله، پس از بررسي قداست و تاثير و کارکرد فلز از جنبه ها و لايه هاي گوناگون، سعي شده است پيوندهاي معنايي و اسطوره اي اين گوهر، تا حد امکان آشکار شود.

 
كليد واژه: قداست فلز، فلز و جاودانگي، اساطير ملي، اساطير ديني، جاودانگي آسمان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:02 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

2 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) زمستان 1388; 5(17):25-61.
 
بررسي و تحليل درد و رنج هاي بشري در انديشه مولوي
 
بزرگ بيگدلي سعيد,قبادي حسين علي,نوروزي داوودخاني ثوراله*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

انسان همواره در عرصه زندگي با ناملايمات و بحران هاي روحي روبه رو بوده و پيوسته شوق ادامه حيات، او را بر آن داشته است تا در مسير زندگي و در رويارويي با موانع از راهنمايي هاي انديشمندان جامعه بشري براي دستيابي به آرامش و رهايي از درد و رنج بهره بگيرد. به همين دليل، نگارندگان با توجه به چالش هاي دروني انسان معاصر و نگاه ابزاري به او در عصر حاضر، بر آن شدند تا دستيابي به يك الگوي فكري - درماني مناسب با آلام بشري را سرلوحه كار پژوهشي خود قرار دهند و در اين ميان با توجه به محوريت انسان و چالش هاي دروني او در منظومه فكري مولوي، به سراغ آثار ارزشمند او - مثنوي و ديوان شمس - رفتند تا در يك فرايند نظام يافته علمي و با تكيه بر روش هرمنوتيك، ساحات انديشه مولانا را درباره ماهيت و قواعد شناخت درد و رنج و دلايل و عوامل آن بررسي و تحليل کنند و از طريق علوم روان شناسي، زيبايي شناسي، انسان شناسي و ...، کوشيدند رويكردهاي مهم درماني مولوي به درد و رنج را در قالب پنج رويكرد رفتاري - شناختي، ارتباطي موثر، معنادهي، تصويري - تمثيلي و عشق درماني نشان دهند.

 
كليد واژه: مولوي، هرمنوتيك، روان درماني، عشق درماني، دردشناسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:35 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) زمستان 1388; 5(17):63-91.
 
جابه جايي و دگرگوني اسطوره رستم در شاهنامه
 
رضايي دشت ارژنه محمود*
 
* دانشگاه شهيد چمران اهواز
 
 

رستم يكي از پرآوازه ترين پهلوانان شاهنامه است. در شاهنامه، پدر او دستان، پدربزرگ او، سام و جد او نريمان است و اصل و نسب او از سوي مادر به ضحاك فرزند مرداس مي رسد. با اين اوصاف، روشن مي شود كه اسطوره رستم در شاهنامه به كلي دگرگون شده است؛ به اين ترتيب كه نه دستان پدر اوست و نه سام و نريمان، پدربزرگ و جد او هستند. از سوي ديگر، در اصل و نسب مادري او نيز، خلاف آنچه در شاهنامه آمده است، ضحاك پسر مرداس نيست. بنابراين در واقع، شكل كهن تر اسطوره رستم اين گونه بوده است كه دستان، صفت رستم، نريمان، صفت گرشاسپ، مرداس، صفت ضحاك و سام، نام خانداني بوده است كه گرشاسپ از آن برخاسته است و بنابراين رابطه خويشاوندي كه در شاهنامه درباره اصل و نسب رستم بيان شده، در نتيجه دگرگوني و جابه جايي اسطوره شكل گرفته است و واقعيت ندارد.

 
كليد واژه: رستم، دستان، سام، نريمان، مرداس
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:35 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) زمستان 1388; 5(17):93-107.
 
اسطوره «وحشي شريف» در ادب و انديشه اروپا به ويژه در آثار لوکلزيو
 
سجادي الهام*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد قم
 
 

از آنجايي که اسطوره در ادبيات اروپا پيشينه اي طولاني دارد و بخش مهمي از اين ادبيات را تشکيل مي دهد، مي توان با شناخت هرچه دقيق تر آن به اثرگذاري اش بر ضمير انسان ها پي برد. اسطوره «وحشي شريف» نيز، که با کشف قاره آمريکا در قرن شانزدهم به وجود آمد، همواره براي به چالش کشيدن دنياي غرب و جامعه به ظاهر متمدن اروپايي حضوري پررنگ داشته است. از ديرباز بسياري از انديشمندان بزرگ فرانسه در اين باره قلم فرسايي کردند تا اين که در عصر حاضر ژان ماري گوستاو لوکلزيو، نويسنده معاصر فرانسوي و برنده جايزه نوبل ادبي سال 2008، اين اسطوره را به روشني در آثار خويش نمايان ساخت. لوکلزيو که در سال هاي 1970 تا 1974 از نزديک با سرخپوستان و در ميان قبايل آنها در پاناما زندگي کرده، با روحيات اين افراد به خوبي آشناست، از اين رو به انتقاد از زندگي کينه توزانه انسان هاي به اصطلاح متمدن مي پردازد. مقاله پيش رو مي کوشد ضمن تعريف و تحليل پيدايش اسطوره «وحشي شريف» به بررسي نظريه هاي برخي متفکرين فرانسوي به ويژه لوکلزيو در اين باره بپردازد. اين جستار، گذري است بر چگونگي زندگي «وحشي شريف» و نمايه مفهوم حقيقي خوشبختي در نزد او.

 
كليد واژه: وحشي شريف، تمدن، لوکلزيو، زندگي ساده، طبيعت گرايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:35 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) زمستان 1388; 5(17):109-137.
 
انفصال و شميم وصال در آيينه شعر صوفي عصر عثماني و مملوکي
 
صيادي نژاد روح اله*,آقاجاني مريم
 
* دانشگاه کاشان
 
 

تصوف، يكي از راههايي است كه امكان تحقق معنوي سلوك را براي ميليون ها نفر از پيروان قرآن فراهم مي كند. نگارنده در اين مقاله ابتدا به پيدايش تصوف و سير تاريخي و نمود آن در شعر پرداخته است و از آنجا كه پديده تصوف از بارزترين پديده هايي است كه عصر مملوكي در طول حيات خود تجربه كرد، در ادامه به دلايل گرايش به تصوف در اين عصر مي پردازد تا براي خواننده مشخص شود كه چرا و چگونه گروهي از شاعران اين دوره به صوفي گري رو آوردند و چه زمينه هاي اجتماعي، ديني و رواني باعث اين امر شده بود. آنچه محوريت موضوع اين مقاله را تشكيل مي دهد، دو مفهوم انفصال و وصال (وحدت وجود) از زاويه علاقه ميان خدا و انسان است. در اين رهگذر شاعر چه با بيان روشن و چه با پوشيده گويي، مي كوشد تا از هر چه غيرخداست، منفصل شود. در اين ميان بحثي چون حقيقت محمدي (ص) مطرح مي شود كه در ذيل مفهوم انفصال قرار مي گيرد؛ و اين گونه برداشت مي شود كه در شعر صوفي، پيامبر (ص) واسطه اي براي اين اتصال نوراني است.

 
كليد واژه: شعر صوفي، عصر عثماني، عصر مملوكي، انفصال، وصال
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:35 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) زمستان 1388; 5(17):139-153.
 
تحليل حركت تصوف اسلامي در مقايسه با جنبش هاي اجتماعي جهان معاصر
 
نيكوبخت ناصر*,حسني مسعود
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

تصوف اسلامي به عنوان يک حرکت اجتماعي تاثيرگذار در جوامع اسلامي، همواره توجه صاحب نظران را به خود جلب کرده است. بر اساس علم جامعه شناسي امروز، آيا اين حرکت شتابنده و موثر با جريان هاي اجتماعي معاصر قابل مقايسه است؟ ويژگي هاي مشترک و متمايزکننده هر يک کدام است؟ آيا مي توان تصوف را يك جنبش اجتماعي دانست؟ حرکت تصوف اسلامي، ابعاد اجتماعي گسترده اي دارد و به ويژه برخي زمينه هاي اجتماعي در ظهور و گسترش آن، نقش بسيار مهمي داشته است. همين اثر باعث شده که برخي، حرکت تصوف اسلامي را در بنيان خود، جرياني اجتماعي بدانند و عده اي نيز از آن با عنوان «جنبش اجتماعي» ياد کنند. مفهوم جنبش اجتماعي از مباحث پيچيده و پر تناقض در جامعه شناسي سياسي جديد به شمار مي رود. بررسي ها نشان مي دهد كه تصوف اسلامي، با وجود داشتن برخي وجوه اشتراك با جنبش هاي اجتماعي، در چندين شاخصه مهم، با آنها مغايرت دارد. همچنين نوع حركت تصوف اسلامي با بسياري از قيام ها و شورش هاي جهان قديم نيز قابل انطباق نيست.

 
كليد واژه: جنبش هاي اجتماعي، عرفان، تصوف، تاريخ تصوف، جامعه شناسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:36 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) زمستان 1388; 5(17):155-179.
 
از حال تا قال
 
وزيله فرشيد*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد صحنه
 
 

پرداختن به زبان زيبا و گيراي آثار صوفيانه مستلزم آگاهي از سير تکويني اين آثار و روند به قال درآمدن احوال آنهاست. به اين معني که آنها از چه زماني مسايل و احوال عميق عاطفي و روحاني خود را بيان کرده و آن را به عرصه ذوق، شعر، خيال و سرانجام به کتابت درآورده اند. به بيان بهتر، در بررسي ادبيات تصوف ابتدا با تاثرات حالي از اشعار غير عرفاني، ساده و قابل حفظ روبه روييم که بيشتر در مجالس سماع صوفيه روي مي دهد و اين تاثرات کم کم به سماع با اشعاري که مفاهيم مبهم و غير صريح، که نياز به تاويلات رمزگرايانه عرفاني دارد، مي انجامد. در ادامه اين روند، تجربه هاي شعر عرفاني فارسي صورت گرفته است و در گام هاي بعدي، عرفا به دلايلي همچون تربيت مريدان، ثبت و ضبط احوال و افکار خود، حفظ مکتب و طريقه شيخ و مسايلي اينچنين، اشعاري سروده و يا به تاليف و تصنيف رو آورده اند.

 
كليد واژه: صوفيه، حال، قال، شعر، تاليف
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:36 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز 1388; 5(16):9-23.
 
لال شيش؛ چوب بلاگردان، تير آرش
 
ابومحبوب احمد*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران جنوب
 
 

بشر ابتدايي براي پديده هاي طبيعت قايل به روح بود و مي کوشيد که روح طبيعت را با خود و زندگي خود سازگار سازد. اين امر در آداب و رسوم اجتماعي بشر و افسانه ها و جشن ها نمود پيدا کرد و به صورت اسطوره به زندگي خود ادامه داد. امروزه نيز براي درک مفاهيم اسطوره ها بايد به تحليل آن مراسم و... پرداخت. يکي از اين موارد، رسم «لال شيش زدن» است که در برخي مناطق مازندران در شمال ايران رايج است. شکل هاي ديگر آن ـ مانند چوب زدن ـ در سرزمين هاي ديگر وجود دارد. بيشترِ اين مراسم براي راندن شياطين و ارواح خبيث بوده است. به نظر مي رسد که پرتاب تير به وسيله آرش ـ در اسطوره ايراني آرش کمانگير ـ گونه اي از اين رسم بلاگرداني بوده که به صورت داستاني حماسي و اساطيري باقي مانده است. اين مقاله به رسم «لال شيش زدن» در ايران و گونه هاي آن در سرزمين هاي مختلف و ارتباط احتمالي آن با تيراندازي آرش مي پردازد.

 
كليد واژه: چوب زدن، لال شيش، تير آرش، برکت و نعمت، باروري
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:37 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

2 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز 1388; 5(16):25-57.
 
سيري در مضامين عرفاني اشعار صائب
 
اسدالهي خدابخش*
 
* دانشگاه محقق اردبيلي
 
 

صائب از شاعران نامدارِ دوره صفوي است که با وجودِ نابساماني اوضاعِ عرفان اسلامي، شعرِ وي افزون بر درون مايه هاي ادبي، اخلاقي، اجتماعي و حکمي، مضامين بلند عرفاني دارد و به دليل کمبود تحقيق در اين زمينه، هنوز سزاوار بررسي است.
هدف از تحقيق حاضر، ارايه مضامينِ عرفاني در شعر صائب است. به همين منظور، ابتدا به ذکر مقامات، احوال و هفت وادي معرفت در شعر او پرداخته و گفته ايم که وي، بيشتر در حالِ «محبت» سير مي کند و با دو بال جذبه و کوشش، به فنا در معشوق ازل مي رسد. در مبحث وحدت وجود، بيان کرده ايم که وي اعتقاد به هر نوع حقيقتي مستقل از حقيقت مطلق را در حکم شرک مي داند. سپس در زمينه وحدت اديان يادآور شده ايم که بر تعصب نداشتن نسبت به مذهبي خاص تاکيد مي کند. درباره حقيقت عالم و مرگ نيز گفته ايم که وي از فرصت هاي دنيوي براي عبرت و اندوختن توشه اخروي بهره مي برد و از ياد مرگ، بدان سبب که مشتاق ديدارِ خداست، همچون کبک سرمست مي گردد و بر اين باور است که بيشترين خلوت عارف راستين بايد در انجمن صورت گيرد. همچنين وي، ملامت و زخم زبان را براي حفظ اخلاص و توفيق در سلوک، کارساز مي داند
.

 
كليد واژه: صائب، عرفان، مجاهده، وحدت وجود، اخلاق
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:37 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز 1388; 5(16):59-84.
 
کرامت از ديدگاه عرفان اسلامي و نظريه روان شناختي يونگ
 
پشت دار علي محمد*,عباس پورخرمالو محمدرضا
 
* دانشگاه پيام نور مركز تهران
 
 

اين که آدمي نيروهاي فراحسي دارد، از گذشته هاي دور در نزد نحله ها و اديان گوناگون امري پذيرفته، اما راه رسيدن به اين نيروها و دستيابي به آن عوالم نيز متعدد و متفرق بوده است. به طور کلي، صوفيه و به طور خاص لاهيجي، شارح گلشن راز، راهي کوتاه اما دشوار براي رسيدن به عالم فراحس پيشنهاد کرده اند که آن تصفيه باطن از غيرحق است؛ چون زمينه آماده شد، حقايق براي فرد کشف مي شود. از ميان متاخرين، گوستاو يونگ ـ که روان شناسي مسيحي است ـ نيز با مطالعه ضمير خودآگاه و ناخودآگاه در انسان، کوشيده با زبان خود امکان رسيدن به اين عرصه را براي روح و روان آدمي تشريح کند؛ پس از آن که سالک (فرد) به اين جهان رسيد، در آنجا مقام مي کند و در ظاهر و باطن رفتارش (ظاهري ـ معنوي) تحولاتي رخ مي دهد که صوفيه از آن با عنوان «کرامت» ياد مي کنند. کرامت نزد عرفا به فناي في اله ختم مي شود، به گونه اي که فرد در ظاهر و باطن خدايي مي شود.
موضوع اين پژوهش راه رسيدن به اين مرحله از نگاه عرفا و روان شناسان است
.

 
كليد واژه: کرامت، نيروي فراحسي، عرفان اسلامي، مکتب روان شناختي يونگ، گلشن راز
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:37 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها