0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز 1389; 6(20):45-64.
 
شهرخداي سنايي در حديقه الحقيقه
 
حسيني مريم*
 
* دانشکده ادبيات و زبان ها و تاريخ، دانشگاه الزهرا
 
 

ديدار سنايي با پير در بخشي از کتاب حديقه الحقيقه با پرسش هايي درباره سرزميني که وي (پير خردمند) از آنجا آمده، همراه است. پير آن جايگاه را «شهرخدا» مي نامد و از ويژگي هاي آن براي شاعر سخن مي گويد:
گفتم آخر کجاست آن کشور                                   گفت: از کي و از کجا برتر
جاي کي گويمش که شهرخداي                             
جاي جان است و جان ندارد جاي
در اين مقاله بررسي ماهوي و جغرافيايي شهري که سنايي آن را «شهر خدا» مي نامد، موردنظر است. اين سرزمين را سهروردي «ناکجاآباد» و «عالم مثال» و يا «عالم صور معلقه» هم ناميده است. هدف مقاله پيش رو، بحث درباره ويژگي هاي اين شهر است. «شهر خدا» در نظر عارفاني چون سنايي، سرزميني ماورايي است که عارف مي تواند با گريختن از قباي جسم به سوي آن راهي شود، سرزميني است که منشا و مرجع تمامي ارواح است. همه آنچه در زمين وجود دارد ريشه در آن سرزمين دارد. بحث درباره تاثيرپذيري سهروردي از سنايي در آفرينش ناکجاآباد و عالم مثال هم از ديگر اهداف اين جستار است. همچنين ويژگي هاي آرمان شهري اين سرزمين آن را به ايده مدينه فاضله (يوتوپيا)ي فيلسوفان نزديک مي کند
.

 
كليد واژه: سنايي، شهر خدا، پير، آرمانشهر، عالم مثال
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:58 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز 1389; 6(20):65-83.
 
تصوير استعاري کهن الگوي خورشيد در ناخودآگاه قومي خاقاني و نظامي
 
ذوالفقاري محسن,حدادي الهام*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد اراک
 
 

طبق نظر يونگ، «کهن الگوها» در ناخودآگاه جمعي از طريق نمادها ظهور مي يابند. خورشيد، يکي از نمادهاي طبيعي است که با قدرت و درخشندگي و زيبايي اش سابقه اي اسطوره اي در ذهن انسان دارد. در اين جستار به بررسي اين نماد در اشعار خاقاني و نظامي پرداخته مي شود. هدف پژوهشِ پيش رو بر اين است که تصويرسازي خاقاني و نظامي از کهن الگوي خورشيد از ناخودآگاه جمعي آنها بن مايه گرفته و راز بقاي اسطوره خورشيد از طريق زبان نمادين شاعران تحت تاثير ناخودآگاه جمعي است. در نهايت طبق بررسي ها مشخص شد دو صفت زيبايي و قدرت خورشيد از عناصر بارز کهن الگو هستند که از ناخودآگاه جمعي دو شاعر سرچشمه گرفته است و حاصل اين دو صفت، تصاوير استعاري ارزنده اي است که از اشعار آنها برداشت مي شود.

 
كليد واژه: يونگ، ناخودآگاه، کهن الگو، خورشيد، خاقاني و نظامي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:58 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز 1389; 6(20):85-112.
 
معرفت از ديدگاه عين القضات
 
شجاري مرتضي*
 
* گروه فلسفه، دانشکده ادبيات و زبان هاي خارجي، دانشگاه تبريز
 
 

عين القضات معرفت را دانشي مي داند که از سوي خداوند بر دل عارفان تقوي پيشه و در طوري وراي عقل افاضه مي شود. با وجود اين، عقل و علوم مکتسب توسط آن، براي آدمي و به عنوان مقدمه اي در قابليت يافتن براي دريافت معرفت ضرورت دارند. از نظر وي ارتباط عقل با طور وراي عقل مانند ارتباط نفس و بدن است و از اين رو عقلِ غيرعارفان که به طور وراي عقل متصل نيست، با خودبيني و خودرايي رو به فساد مي رود، همچنان که بدن بدون نفس، فاسد مي شود. با عقل است که علوم ظاهري کسب مي شود، علومي که تنها در اين دنيا مفيد است. اما چشم باطني موجب حصول معرفت مي شود، معرفتي که خود، موجب سعادت اخروي انسان است. از نظر عين القضات معرفت به نفس، موجب سعادت مي شود. معرفت نفس با حس و عقل، به دست نمي آيد، بلکه به بصيرت احتياج دارد، زيرا بصيرت وسيله کسب معرفت حقيقي، يعني معرفت به خداوند است، که آن هم از طريقِ معرفت نفس به دست مي آيد. البته مقصود از معرفت نفس، معرفت دل است که حقيقت آدمي است.

 
كليد واژه: معرفت، علم، بصيرت، عقل، طور ورا عقل
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:58 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز 1389; 6(20):113-146.
 
نقد و تحليل کرامات خواجه عبيد اله احرار
 
غلام حسين زاده غلام حسين,موسوي سيدجلال*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

کرامت عمل خارق عادتي است که از اوليا سر مي زند. مباحث مربوط به اين اعمال در کتاب هاي عرفاني از جنبه هاي مختلفي مطرح شده است. با بررسي علل پيدايش و رواج کرامات مي توان کارکردهاي گوناگوني براي آنها قايل شد. مشرب و موقعيت اجتماعي صاحب کرامت، اوضاع عصر او و چگونگي ارتباط وي با اقشار گوناگون اجتماع، از نوع کرامت و درون مايه آن قابل استنباط است. در اين مقاله کرامات خواجه عبيداله احرار بررسي شده است. بيشتر کرامات او حاوي کنش و واکنش است. نقد و بررسي اين اعمال نشان مي دهد که احرار بر اساس ويژگي هاي شخصيتي، اصول طريقت نقشبنديه و اوضاع عصر، در امور سياسي اجتماعي و اقتصادي فعاليت گسترده داشته و از اين راه موقعيت ويژه اي به دست آورده است. بنابراين، حفظ موقعيتِ يادشده، از راه تنبيه و مجازات متجاوزان، کارکرد عمده کرامات اوست.

 
كليد واژه: کرامات، خواجه عبيد اله احرار، نقشبنديه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:58 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز 1389; 6(20):147-171.
 
«حقيقت محمدي» در آثار عرفاني با نگاهي برانيس العارفين
 
كوپا فاطمه*
 
* دانشگاه پيام نور تهران
 
 

در جهان بيني عرفاني «حقيقت محمدي» به عنوان واسطه آفرينش هستي، آينه تمام نماي عظمت حق، تعين اول، مظهر کامل ترين اسم خداوند (اله)، قطب الاقطاب، انسان کبير، قلم اعلي و روح اعظم معرفي شده است.
ديگر اصناف آدميان نيز به دليل خلقت متمايز و اختصاص وجودي خود با تفاوت مراتب از چکيده و عصاره نور اعظم به گونه اي بهره مند مي شوند و تنها راه تقرب دوباره به اين حقيقت و تولد مجدد نيمه الوهي وجود آدمي، تزکيه باطن، سير استعلايي و نيل به شهود يا درون يافت حقيقت است که به ديدار با «من برتر» يا «فرامن» در نوع انسان و هماهنگي متقن ذهنيت و عينيت مي انجامد
.
اين تحقيق به روش «تحليل محتوا» به انجام رسيده است؛ و هدف از اين پژوهش بررسي و تحليل مفهوم «حقيقت محمدي» در برخي از آثار عرفاني و تبيين نقش و جايگاه معنوي و قدسي آن در سلسله نبوت و هستي انساني بوده است
.

 
كليد واژه: حقيقت محمدي، آثار عرفاني، انيس العارفين، نبوت مطلقه و مقيده، توحيد و شهود حق
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:58 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز 1389; 6(20):173-198.
 
مفهوم دروغ در ايران باستان
 
وكيلي شروين*
 
* دانشگاه تهران
 
 

در اين نوشتار سير تحول مفهوم دروغ در ايران عصر هخامنشي و چگونگي چفت و بست شدن آن با ساختارهاي سياسي بررسي مي شود. تمدن ايراني نخستين و تنها تمدن عصر پيشامسيحي است که مفهوم دروغ در آن هم طنيني سياسي دارد و هم به مثابه کليدواژه اي مرکزي در دستگاهي اخلاقي کاربرد يافته است. چرايي اين اهميت يافتن دروغ در دستگاه نظري ايرانيان باستان پرسش مرکزي اين نوشتار است. بحث با واکاوي مفهوم دروغ در گاهان و اوستا آغاز و در ادامه، سير تکامل مفهوم دروغ در متون اوستايي کهن و متاخر وارسي مي شود. آنگاه اين مفهوم به طور مقايسه اي با متون پارسي باستان به جا مانده از شاهنشاهان هخامنشي مقايسه و به ويژه کاربست مفهوم دروغ در کتيبه بيستون تحليل مي شود.

 
كليد واژه: دروغ، راستي، اقتدار سياسي، کتيبه بيستون، داريوش بزرگ
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:59 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

1 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1389; 6(19):9-27.
 
سراي سکوت (بحثي درباره سکوت و تولد دوباره مولوي در ديدار با شمس تبريزي)
 
استاجي ابراهيم*
 
* دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 
 

«سکوت» يکي از مفاهيم بنيادين عرفان، به ويژه عرفان اسلامي، است. يکي از کساني که به اين سکوت عرفاني نائل مي شود و تولد دوباره مي يابد، مولوي است. مطالعه در آثار او و رابطه اش با شمس تبريزي نشان مي دهد که شمس، خاموشي و سکوت را به مولوي آموخت تا از درون مولوي متشرع، مولوي عارف و عاشق  زاده شود. اين طبيب حاذق روان دريافته بود که انباشتگي اطلاعات در مولوي مهم ترين مانع است و به همين دليل به او آموخت «که تعلم نيز حجاب بزرگ است». شمس با دقت مراقب احوال مولوي بود و مولوي هم شيفته شمس، اما تا تهي شدن از خود راه درازي در پيش بود. به همين دليل، شمس به دفعات آموزه هاي خود را تکرار مي نمود. حتي به نظر مي رسد مسافرت هاي گاه و بي گاه شمس با هدف خاصي صورت مي گرفته است تا مولوي سرانجام نه شمس تبريزي، بلکه شمس دروني خود را بيابد. آموزه هاي شمس بي نتيجه نماند. چنان که تغيير حال مولوي و آثار او زاده ديدار او با شمس، تاثير آموزش هاي او و فراگيري سکوت عرفاني بود. شايد به همين دليل مولوي تخلص «خاموش» را براي خود برگزيد. سرانجام مولوي با تسليم کامل خود به شمس، خاموشي را تجربه کرد تا با نشستن در مرکز اين توفان، آتشفشان دلش سر باز نمايد و سرانجام با فراگرفتن سکوت عرفاني، تولد دوباره بيابد و به مولوي عاشق و عارف جاودانه اي بدل گردد.

 
كليد واژه: سکوت عرفاني، مولوي، شمس تبريزي، تولد دوباره
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:59 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1389; 6(19):29-56.
 
واقعات (مکاشفات) لاهيجي در شرح گلشن راز
 
پشت دار علي محمد*,عباس پورخرمالو محمدرضا
 
* دانشگاه پيام نور تهران
 
 

عرفان علم معرفت و شناخت باطني است. عارف با تزکيه باطن و از راه هاي فرا حسي به عوالمي وارد مي شود که براي جسم و حواس جسماني امکان پذير نيست. در اين مسير عنصر «نفس» يا «روان» نقش مهمي ايفا مي کند. يکي از راه هاي مهم ورود به عالم فوق طبيعي، کشف عارفانه (واقعه) است. انسان از راه مکاشفه يا گاه الهام يا در شرايطي ويژه به مغيبات علم پيدا مي کند؛ اما واقعه از عناصر فرا حسي است که نفس ناطقه آدمي به کمک آن از گذشته و آينده باخبر مي شود، به طوري که علم  حاصل از اين راه مي تواند در زندگي و بيداري فرد تاثيرگذار باشد. شناسايي و روايت و تحليل و واقعات يک عارف اشراقي چون شيخ محمد لاهيجي شاهدي گويا براي اثبات اين نيروي عظيم فرا حسي در «نفس» انسان است. لاهيجي در ضمن شرح گلشن راز، ده واقعه خود را روايت کرده که در همه اين واقعات، بي استثنا پس از رهاکردن وجود خاکي و اتصال به افلاک و نور مطلق در نورالانوار فاني شده است. اين وصال يا تجريد منتهاي مشرب اشراقي است که هر عارف در آرزوي آن است.

 
كليد واژه: لاهيجي، گلشن راز، واقعه (مکاشفه)، اشراق (ادراکات فراحسي)، عرفان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:59 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

3 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1389; 6(19):57-78.
 
بررسي مضامين عرفاني کتيبه هاي مقبره شيخ صفي (با تکيه بر صفوه الصفا و ديگر متون عرفاني)
 
حسيني سيدهاشم*
 
* دانشگاه محقق اردبيلي
 
 

جريان عرفان، جنبه شاخصي از معنويت اسلام است که در عرصه هاي گوناگون فرهنگي، هنري، ادبي و... فرصت رشد و نمو يافته است. يکي از بارزترين عرصه هاي رشد اين جريان مربوط به بناهاي مذهبي به ويژه مقابر است که پس از مساجد بيشترين و مهم ترين حجم بناهاي بازمانده از معماري ايران دوران اسلامي  را به خود اختصاص داده است. مقابر شيوخ و بزرگان متصوفه گونه اي از مقابر دوران اسلامي  است که معمولا به وسيله مريدان در داخل همان خانقاه شيخ و با خصوصيات ويژه اي ساخته شده اند. موضوع اصلي اين تحقيق بررسي و کشف تاثيرات عرفان اسلامي به طور عام و تصوف مکتب شيخ صفي به طور خاص بر مضامين کتيبه هاي قرآني و حديث مقبره اين عارف و صوفي بزرگ با تکيه بر متون عرفاني به ويژه کتاب صفوهالصفا به عنوان زندگينامه و مرامنامه عرفاني شيخ صفي است. نکته اساسي در اين راستا اثبات اين حقيقت است که اصول عرفان و تصوف اسلامي فقط محدود به يک عقيده و طرز خاصي از زندگي نبوده، بلکه به طور گسترده اي در ساير ابعاد زندگي عرفا و متصوفه، از جمله در نحوه تزيين و انتخاب مضامين کتيبه هاي مقابر آنها نيز موثر بوده است. با توجه به يافته هاي تحقيق، مضامين کتيبه هاي قرآني و حديث مقبره شيخ صفي الدين اردبيلي؛ ارتباط مستقيم با مفاهيم عرفان اسلامي  و به ويژه آرا و انديشه هاي صوفيانه مکتب صفويه دارد که به تفصيل در صفوهالصفا و ساير متون عرفاني تشريح و تفسير شده است.

 
كليد واژه: عرفان اسلامي، کتيبه هاي قرآني، کتيبه هاي حديث، شيخ صفي الدين، صفوه الصفا
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:59 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1389; 6(19):79-107.
 
صور نوعيه کرامات اوليا در ميان معجزات و قصص انبيا
 
صادقي شهپر رضا*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد همدان
 
 

در کتاب هاي مربوط به تصوف، از کهن ترين روزگار، کرامات بسياري به اوليا و مشايخ طريقت نسبت داده شده است و در ميان آنها، تذکره الاولياي عطار، از اين منظر، گستردگي و ويژگي خاصي دارد.
نوشته پيش رو، در پي نوعي دسته بندي کرامات در تذکره الاولياي عطار نيشابوري است و به بررسي و شناسايي صور نوعي و الگوهاي اوليه کرامات منسوب به اوليا در اين کتاب مي پردازد. نگارنده بر اين باور است که بسياري از اين کرامات احتمالا بر ساخته از معجزات و قصص مربوط به انبيا و قديسان  است و اين الگوها و صورت هاي مثالي در ساخته شدن آنها، دور از نظر نبوده اند. در اين ميان، سهم مريدان ساده انديش و خيال پرداز در دامن زدن به اين گونه روايات، بيش از همه بوده است. بنابراين، در رويارويي با اين گونه مسايل در کتب و تذکره هاي عرفاني بايد با احتياط و تامل رفتار کرد
.

 
كليد واژه: تصوف، کرامت، معجزه، تذکره الاوليا، عطار نيشابوري
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:59 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1389; 6(19):109-138.
 
مقايسه جايگاه زن در شاهنامه فردوسي با ايلياد و اوديسه هومر
 
عباسي حجت*,قبادي حسين علي
 
* دانشگاه پيام نور، مرکز بوشهر
 
 

شاهکار حماسي شاهنامه، اثري است برآمده از مواريث اساطيري، تاريخي و فرهنگي ايران باستان که در آميزش با جهان بيني توحيدي حکيم ابوالقاسم فردوسي همچون آيينه اي تمام نما، گوياي بينش و منش ايرانيان بوده و از اين رهگذر همواره از مراجع ايران و ايراني شناسي قرار گرفته است که به ناگزير همچون هر منبع و مأخذ ديگر از گزند سهو و خبط مخاطبان و محققان مصون نمانده است؛ گاه متهم به پان ايرانيسم و ترک ستيزي و گاه مظنون به جبرگرايي محض و زرتشتي گري؛ اما تازه تر از همه، اتهام زن ستيزي است (خلاف اتهامات و ابهامات پيشين که لااقل از پاره اي توجيهات و دستاويزهاي هرچند ظاهربينانه برخوردار است) که نه تنها پشتوانه اي جز غرض ورزي ندارد، بلکه عکس آن، يعني زن ستايي (چنانکه پس از اين خواهيم ديد) صادق است و خود از نقاط قوت حماسه ملي ايرانيان است.
در اين راستا، جستار حاضر مي کوشد جايگاه و نقش زن را در شاهنامه فردوسي با استناد به پيشينه اساطيري، تاريخي و فرهنگي ايران زمين واکاوي نمايد
.

 
كليد واژه: زن، اصل مادينه پنداري در اساطير، يونان و ايران باستان، ايلياد و اوديسه هومر، شاهنامه فردوسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:59 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1389; 6(19):165-190.
 
سير آفاق در مشرب متصوفه
 
هاشميان ليلا*,احمدي ميثم
 
* دانشگاه بوعلي سينا
 
 

تصوف، افزون بر تثبيت گفتماني فراگير در جامعه، رفتارهاي اجتماعي خاصي را با خود به همراه داشت. يکي از اين رفتارها سفر بود که نقش و کارکرد مهمي در ميان صوفيان پيدا کرده بود. سفر که از آن با اصطلاح سير آفاق (در مقابل سير انفس) ياد مي شود، در پندار نهان گرايان مسلمان و در نگاه نخست، بر گرفته از قرآن وحديث بود که با انگيزه هايي مانند تبليغ، زيارت، کسب علم، رياضت و ... انجام مي شد.
در بينشي ژرف تر، ساختار کهن و اساطيري اين آيين و جنبه نمادين و کهن الگويي آن آشکار مي گردد. همچنين جنبه هاي سياسي اين سفرها نيز از موارد قابل توجه است که گاهي حتي زمينه بروز انقلاب ها و برخي جريان هاي اجتماعي را فراهم نموده است
.
مقاله پيش رو، تلاشي است براي نماياندن وجوه گوناگون سير آفاق در ميان صوفيان و تبيين و توضيح انواع سفرها.

 
كليد واژه: سفر، سير آفاق، سير انفس، تصوف، عارف
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:00 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) تابستان 1389; 6(19):139-163.
 
شکل شناسي سه داستان از گرشاسب نامه بر بنياد نظريه پراپ
 
كوپا فاطمه,رفيعي سخايي نوشين
 
 
 

اين نوشتار، تحليل حکاياتي از گرشاسب نامه با به کارگيري روش ريخت شناسي پراپ است. کاربرد اين روش، آزموني براي نظريه ريخت شناسي در نوع ادبي «اسطوره» به شمار مي رود. بسياري از اجزا و کنش هاي بررسي شده در روايات گرشاسب نامه با روايت شناسي پراپ يکسان است. همچنين با بررسي تطبيقي ساختار حکايات، همگوني هايي در زير ظاهر آشفته و گوناگون آنها نمايان مي شود.

 
كليد واژه: شکل شناسي، پراپ، گرشاسب نامه، ساختار، حکايت اسطوره اي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:00 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1389; 6(18):9-31.
 
اسطوره ها، زندگان جاويد (به بهانه نقد اسطوره شناختي آسمان خراش ميلاد)
 
اتوني بهروز*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد قم
 
 

ما، خام و ياوه مي انديشيم اگر بر آن سر باشيم که اسطوره ها در همان روزگار کهن و اسطوره اي، به زير خاک فرورفته اند؛ و در سايه هاي دامن گسترِ تاريخ و گردهاي گيتي نورد هزاره ها گم آمده اند؛ چرا كه امروزه، آفرينش هر اثر هنري، بر بنياد اسطوره ها، ليك به فرماندهي كهن نمونه ها، ناخواسته، به سامان مي رسد؛ و آسمان خراش ميلاد، يكي از آنهاست.
اين جستار، آسمان خراش ميلاد را بهانه و بستري قرار داده است تا به بحث هاي اسطوره شناختي بپردازد؛ و دو نماد كوه ـ غار و دايره را در فرهنگ نازش خيز ايراني و نامه ورجاوند شاهنامه بكاود و بررسد؛ و در اثناي اين كار، روش نقد اسطوره شناختي را، در كردار، بياموزد. همچنين، اين جستار، از نماي بيروني آسمان خراش ميلاد، نقدي اسطوره شناسانه را بر آن پي مي ريزد و بدنه اصلي ستوني (= عمودي)، و ساختمان گوي وار فرازين آسمان خراش، و گَردان بودن خوان سراي (= رستوران) آن را بر بنياد كهن نمونه هاي كوه ـ غار و دايره رمزگشايي مي کند.

 
كليد واژه: آسمان خراش ميلاد، کوه ـ غار، دايره، اسطوره، کهن نمونه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:01 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

2 : ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي (زبان و ادبيات فارسي) بهار 1389; 6(18):33-63.
 
زبان نشانه ها (بررسي انگاره هاي نمادين رمان «کيمياگر» و مقايسه با نمونه هاي عرفان و تصوف اسلامي)
 
حاتمي حافظ*,نصراصفهاني محمدرضا
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد ايذه
 
 

بهره گيري از زبان نمادين يا رمزي همواره مورد توجه شعرا، نويسندگان و هنرمندان بوده است. ظرفيت بالاي عنصر زيبايي بخش رمز، به همه انواع ادب حماسي، غنايي، عرفاني، نمايشي و تعليمي امکاناتي فراوان داده است تا شاعر، نويسنده و هنرمند بتواند اثري از هر نظر برجسته و متمايز بيافريند. ادبيات عرفاني جولانگاه و پهنه زبان نمادها است و عرفا براي بهره گيري بيشتر از مفاهيم واژگان و موضوع «غيرت عرفاني» و اينکه افراد بيگانه و غير اهل نتوانند به مقصود آنان پي ببرند، از اين زبان استفاده مي کنند.
زبان نشانه ها ـ که در رمان کيمياگر از آن به روح جهان، زبان روح، روياي شخصي، اصل مطلوبيت، مکتوب و عشق ياد شده است ـ مهم ترين عنصر سازنده اين رمان است. در اين ميان آشنايي نويسنده با عرفان مشرق زمين، به ويژه عرفاي اسلامي و ايراني، و در نهايت تاثيرپذيري از آنان، موضوعي است که در اين مقاله به آن پرداخته شده است.

 
كليد واژه: کيمياگر، پائولو کوئيلو، زبان نشانه ها، گم شده، سير آفاقي و انفسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  2:01 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها