0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) زمستان 1389; 2(4 (پياپي 6)):99-125.
 
ساختار «صدا» در داستان هاي مندني پور: نقش «زاويه ديد» در «صدا» داستان
 
رستمي فرشته*
 
* دانشگاه جامع علمي-كاربردي اراك
 
 

امروزه، داستان پژوهان نوين درباره کارکرد «صدا» در روايت، ديدگاه هاي گوناگوني دارند. بيش تر اين ديدگاه ها بر پايه نظريات باختين شکل گرفته است. به باور باختين، ساختار زبان «گفت و گويي» است که در آن، گوينده و شنونده داراي رابطه اي هستند که اين رابطه، در متن شکل مي گيرد.
فرايند زبان که در کم ترين شکل آن، دو نفر وجود دارند، هويت فردي ما را شکل مي دهد. گفت و گو هايي که هويت و هستي ما را شکل مي بخشند، به دنبال گوناگوني صدا به وجود مي آيند. صداها مي توانند پاسخ گوي نياز ما بر شناخت خويش باشند و گاه حتي مي توانند شخصيت ما را دگرگون کنند
.
در اين نوشتار، با استفاده از فن تحليل اطلاعات، بر اساس تئوري باختين درباره صدا، در داستان هاي شهريار مندني پور، از داستان نويسان به نام معاصر، شکل گرفته است. اين گزارش به بررسي داستان هايي مي پردازد که از سال 1371 تا سال 1382 نوشته شده و دربرگيرنده 31 داستان است
.
پيش پندار و فرض نخستين، آن است که شهريار مندني پور در ايجاد صدا در داستان، موفق عمل نکرده است. اين جستار براي کشف علل آن شکل گرفته است و در کند و کاو آن ها دريافته است که گزينش زاويه ديد نقشي بنيادي در اين زمينه داشته است
.
بر اين پايه، اين جستار زاويه ديدهاي به کار رفته در داستان هاي شهريار مندني پور را بررسيده و در پي آن مي کوشد نشان دهد که چگونه گزينش زاويه ديد، متن را به «تک گويي» يا «چند صدايي» سوق مي دهد
.
در پيوند با اين امر، بخشي را به تفاوت ميان گفت وگو
(Dialogue)  و گزاره(Proposition)  اختصاص داده، سپس با تکيه بر داستان هاي مندني پور، ويژگي ها و نمايه هايي از چند صدايي و تک گويي(Monologue)  نمايانده مي گردد.

 
كليد واژه: ميخاييل بختين، شهريار مندني پور، صدا، زاويه ديد، گفت و گو
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:04 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) زمستان 1389; 2(4 (پياپي 6)):127-146.
 
فهمي از رندي هاي حافظ (نگاهي ديگر به ايهام تبادر در شعر حافظ)
 
سبزعلي پور جهان دوست*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد رشت
 
 

درباره حافظ و انواع ايهام در شعر او بسيار نوشته اند، به قدري که شهرت حافظ به ايهام گويي بر همگان آشکار است. ايهام تبادر آن است که واژه اي از کلام، واژه ديگري را که تقريبا با آن هم شکل يا هم صدا است، به ذهن متبادر کند، معمولا واژه اي که به ذهن متبادر مي شود، با کلمه يا کلماتي از کلام، تناسب دارد. اين صنعت در ادب فارسي و بلاغت، به نام هاي بسياري از جمله: ايهام جناس، ايهام تناسب، ايهام جناسِ گونه گون خواني، ايهام چند خوانشي، ايهام چند گونه خواني و ايهام دو گونه خواني، معروف است. تعدادي از ايهام تبادرهاي شعر حافظ، قبلا کشف و معرفي شده استف با اين حال يک بررسي تخصصي در حوزه ايهام تبادر در ديوان حافظ، زيبايي هاي پنهان اثر او را بيش تر و آشکارتر مي کند و نشان مي دهد چه مقدار از رندي هاي حافظ، فهم نشده باقي مانده است. آن چه در اين مقاله آمده، تعدادي از ايهام تبادرهاي ديوان حافظ است که به طور کلي، در سه سطح طبقه بندي شده است: 1. در سطح واژه، 2. در سطح ترکيب، 3. در سطح بيت.
هر کدام از موارد فوق بر حسب شکل ظاهري و معناي «متبادر» و «متبادر» در چهار نوع بررسي شده است
:
-نوع اول: نمونه هايي که به خاطر خط (تصحيف) و تلفظ، دو گونه خوانده مي شوند،
-نوع دوم: نمونه هايي که متبادِر و متبادَر، هم مرکب و هم بسيط خوانده مي شوند،
-نوع سوم: نمونه هايي که متبادِر و متبادَر همچون جناس زايد، حرفي کم يا زياد دارند،
-نوع چهارم: نمونه هايي که متبادِر در يک بيت و متبادَر در بيت ديگري است
.
در ادامه مقاله بعد از ذکر نمونه ها، ايهام تبادر در شعر حافظ بررسي و تحليل شده و با ذکر دلايل و قرايني از ديوان حافظ، تعمدي بودن احتمالي بعضي از اين نمونه ها، ارايه شده است
.

 
كليد واژه: ايهام تبادر، شعر فارسي، شعر حافظ، بلاغت، نقد ادبي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:04 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) زمستان 1389; 2(4 (پياپي 6)):147-171.
 
بررسي ساختار متن در کشف المحجوب هجويري
 
نحوي اكبر,دهقاني ناهيد*
 
* دانشگاه شيراز
 
 

کشف المحجوب هجويري از آثار تعليمي صوفيه و متعلق به دوره نخستين نثر فارسي است. اهميت اين کتاب در اين است که اطلاعات فراواني از تصوف و موضوعات مربوط به آن در اختيار خواننده قرار مي دهد. نثر اين کتاب در قسمتهاي مختلف متفاوت است و با موضوع سخن ارتباط مستقيمي دارد، با وجود تنوع موضوعات و گوناگوني نثر در کشف المحجوب، اين کتاب ساختاري منسجم و يکپارچه دارد. در اين مقاله به ساختار کلي اين کتاب و شيوه ويژه نويسنده آن در تبيين و گسترش انديشه ها و مضامين محوري پرداخته شده است.

 
كليد واژه: ساختار، نثرهاي صوفيانه، کشف المحجوب، هجويري، تصوف
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:04 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) زمستان 1389; 2(4 (پياپي 6)):173-189.
 
نگاهي به خردنامه و شناسايي کساني که در آن ذکر شده اند
 
نظري جليل*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد ياسوج
 
 

در اين نوشته تلاش شده است به بخش هايي از اشکالات موجود در کتاب خردنامه، دو گانگي سبک نگارش کتاب که ظاهرا مربوط به قرن ششم است و هويت مولف آن نا مشخص است، پاسخ داده شود. اين پاسخ ها مبتني بر استنباط هاي سبکي کتاب مذکور و شناسايي و معرفي زمان و موقعيت کساني است که از ايشان در اين کتاب نام برده شده است. براي شناسايي اين افراد، از کتاب هاي تاريخي و منابع معتبر نزديک به زمان تحرير خردنامه و نگارش رساله هاي پاياني اين مجموعه استفاده شده است.

 
كليد واژه: خردنامه، خطيرالملک، تاجي، عزيزي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:04 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 9 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) زمستان 1389; 2(4 (پياپي 6)):191-210.
 
خويشکاري هاي مشترک فلز و آب و آتش در اساطير و باورهاي ايراني
 
نيكوبخت ناصر*,اكبري گندماني هيبت اله,محمدي حسين
 
* دانشگاه تربيت مدرس تهران
 
 

فلز و آتش و آب در اساطير و باورهاي ايرانيان، همواره رمز پاکي و قداست بوده است. اسرارآميزي اين سه گوهر در نزد پيشينيان، سبب شده است تا کم کم، هاله هاي اسطوره اي بسياري گرد آن ها را فرا بگيرد. چند لايگي و انباشتگي اين هاله ها، ويژگي و کارکردهاي گوناگوني به آن داده است، اما اين گوناگوني ها جنبه ظاهري دارند. در اين نوشتار، سعي شده است تا با کنار زدن گوناگوني هاي ناپايدار و فراتر رفتن از جنبه هاي ظاهري، ويژگي ها، کارکردها و خويشکاري هاي مشترک فلز و آب و آتش و نيز پيوند آن ها با جاودانگي و مفاهيم ديگر، آشکار شود.

 
كليد واژه: قداست فلز، قداست آب، قداست آتش، باورهاي عاميانه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:04 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) پاييز 1389; 2(3 (پياپي 1-59)):1-25.
 
عروج نفس به مشرق وجود در بينش اشراقي و ديدگاه عرفاني
 
اميني لاري ليلا*
 
* دانشگاه پيام نور شيراز
 
 

مطابق ديدگاه عرفا و بينش اشراقي، نفس انساني که جوهري نوراني است، پس از هبوط از عالم قدس و اسارت در ظلمت عالم جسماني، در جست و جوي فرصتي است براي رجعت به اصل ماورايي و وطن حقيقي خويش؛ يعني سيري عروجي از حضيض نفس به اوج قطب نوراني وجود. در اين مسير، نفس از مغرب محسوسات گذر کرده به اقليم هشتم و سرانجام، به شهرستان جان يعني مشرق حقيقت ازلي مي رسد. در مراحل اين سفر، مي توان طول و عرض نوعي جغرافياي عرفاني - مثالي را ترسيم کرد.

 
كليد واژه: معرفت، دل، عروج، عشق، سلوک
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:05 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) پاييز 1389; 2(3 (پياپي 1-59)):27-63.
 
اشارات عرفاني در داستان حضرت يوسف (ع)
 
حسيني زهرا,رياحي زمين زهرا
 
 
 

شکل گيري زبان خاص عرفاني، مخصوصا در تاويلاتي که از آيات قرآن ارايه مي شود، ريشه در قرآن دارد، به عبارت ديگر، گرايش به تفسير تاويلي برآمده از قرآن است. در قرآن، بخش زيادي از مفاهيم در قالب تمثيل بيان شده است. وجود اين تمثيل ها در حقيقت نزديک کننده هرچه بيشتر مفهوم به ذهن مخاطب است. تفاسير عرفاني نيز که غالبا صورتي تمثيلي يا تاويلي دارند، از اين سبک تمثيلي قرآن به ويژه در تاويل داستان هاي قرآني بهره برده اند. در اين ميان، داستان حضرت يوسف (ع) از جمله داستان هايي است که وجوه عرفاني فراواني دارد و چندين تفسير عرفاني از جمله جامع الستين، حدائق الحقايق، کشف الارواح، انيس المريدين و شمس المجالسين (در دست تصحيح و چاپ) به طور خاص، در مورد آن پرداخته شده و اين سوره از آغاز تا انجام، به صورت عرفاني تفسير گرديده است. در تفاسيري همچون کشف الاسرار، تفسير القرآن الکريم منسوب به ابن عربي و برخي کتب عرفاني نيز اين داستان به طور کامل يا به صورت پراکنده و تنها بعضي از مفاهيم و آيات آن، مورد تاويل قرارگرفته است. تاويلات عرفاني اين تفاسير، لغات و مفاهيم آيات سوره يوسف و شخصيت ها و حوادث داستان را شامل مي شود. برخي از اين حوادث در قرآن ذکر شده و برخي ديگر، تنها در تفاسير آمده، بي آن که در خود قرآن بدان اشاره شده باشد. اين حوادث زمينه ساز تمثيل هايي است که در آن، عناصر تشکيل دهنده يک حادثه دقيقا رو به روي عناصر تمثيلي قرار مي گيرد. مقاله حاضر ابتدا با نگاهي تطبيقي و تحليلي به ذکر تاويلات عرفاني تعدادي از لغات و مفاهيم آيات اين سوره در تفاسير و متون عرفاني مي پردازد و آن گاه برخي از مهم ترين تاويل هايي را که ذيل شخصيت ها و حوادث قصه نقل شده، نقد و تحليل مي کند.

 
كليد واژه: قرآن، يوسف، زليخا، تاويل، تفسير، عرفان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:05 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) پاييز 1389; 2(3 (پياپي 1-59)):65-89.
 
تحليل روابط شخصيت ها در منظومه ليلي و مجنون نظامي
 
درپر مريم,ياحقي محمدجعفر
 
 
 

مساله اساسي اين مقاله تحليل روابط و مناسبات شخصيت ها در ليلي و مجنون نظامي است. در اين تحليل، از الگوي کنش گر گريماس استفاده شده است. شش نقش اصلي يا به تعبير گريماس، کنش گر، در اين روايت بازيابي شده که عبارتند از: فرستنده، پذيرنده، فاعل، هدف، ياري گر و بازدارنده. بر اساس نتايج حاصل از اين تحقيق، در روايت ليلي و مجنون، فرستنده: عشق است که يک مفهوم انتزاعي است نه يک شخصيت عيني، پذيرنده: ليلي و مجنون، فاعل: مجنون و سپس ليلي، هدف: رسيدن ليلي و مجنون به يکديگر، ياري گر: خويشان و اطرافيان مجنون و کنش گر بازدارنده: پدر ليلي و سپس ابن سلام است.
از اين پژوهش بر مي آيد که الگوي گريماس در تحليل شخصيت هاي منظومه ليلي و مجنون تا حدي مفيد و کارآمد است، بر اساس اين الگو، خواننده با ذهنيتي روشن مي تواند روابط و مناسبات شخصيت ها را دنبال کند و برخي از ويژگي هايي را که گريماس براي حکايت هاي فولکلوري بر مي شمارد، در اين روايت مي توان ديد، از جمله اين که قهرمان هم فاعل و هم، پذيرنده است. در اين داستان، «فاعل» به گونه اي است که هم بر ليلي انطباق مي يابد و هم بر مجنون و هر دو به نوعي پذيرنده نيز هستند
.

 
كليد واژه: ليلي و مجنون، الگوي کنش گر، گريماس، شخصيت، رابطه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:05 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) پاييز 1389; 2(3 (پياپي 1-59)):91-119.
 
بررسي گلستان سعدي با تکيه بر يافته هاي روان تحليل گري
 
رحماني فاتح,مرادي محمدهادي,رضاعي فرزين
 
 
 

همراه با جست و جوي درک عميق متون ادبي و فهم اهدافي که پديدآورندگان آن ها دنبال کرده اند، بررسي متون ادبي با هدف افزايش شناخت عوامل موثر در شکل گيري آن (از جمله، عوامل اجتماعي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي، بين شخصي و عوامل دروني يا روان شناختي)، به طور روزافزوني مورد توجه قرار گرفته است که مبين ارزش فزاينده آن هاست. بررسي روان پويشي آثار ادبي، مورد رغبت بسياري از محققان است. اما در ادبيات فارسي، شايد بيش ترين بررسي از اين نوع، با استناد به آثار يونگ انجام گرفته است. در صورتي که بررسي روان تحليلي متون ادبي، به گستره بسيار وسيع تري از يافته هاي باليني روان شناسان تحليل گر اشاره دارد.
پژوهش حاضر از زواياي ديگري به تحليل روان پويشي گلستان سعدي، به عنوان يک اثر معروف در ادبيات فارسي، پرداخته است. با توجه به دشواري قراردادن گستره وسيع تحليل اثر ادبي ظريف و پيچيده اي مانند گلستان در يک مقاله، گزيده هايي از اين اثر به عنوان بخش هايي مهم، مورد بررسي قرار مي گيرند. حداقل، چهار مدل تفسيري براي گلستان قابل تامل است. اين مدل ها، مستقيم، انعکاسي، مخاطب محور و ترکيبي هستند. ديدگاه هاي روان تحليلي به گلستان نيز مي توانند متمرکز بر محتواها يا فرايند هاي قابل دستيابي در آن باشد. همچنين، مي توان هر يک از باب ها را تحليل موضوعي کرد. دستيابي به تحليل هايي از کل کتاب، کار بسيار دشوار، اما ارزشمندي است. اساس گلستان بر چشم انداز به زندگي استوار است که حضور پديده مرگ در آن بسيار پررنگ است. به طور کلي، مي توان مفاهيم مهمي مانند انحلال تعارض هاي روان شناختي يا تحول روان شناختي را از خلال اين کتاب دريافت
.

 
كليد واژه: گلستان، سعدي، روان تحليل گري، ناهشياري
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:05 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) پاييز 1389; 2(3 (پياپي 1-59)):121-141.
 
نقد و تحليل کهن الگوي نقاب با توجه به رفتارهاي ملامتي
 
روضاتيان سيده مريم,ميرباقري فرد سيدعلي اصغر
 
 
 

يکي از مفاهيم مهم نظريه کارل گوستاو يونگ در روان شناسي تحليلي، «آرکي تايپ» يا «کهن الگوهاي ناخودآگاه جمعي» است که در ميان آن ها «نقابpersona » با مفهومي خاص، قابل تامل است. به نظر يونگ، انسان مي کوشد تا حد امکان، بهترين تظاهر و تاثير را در محيط اطرافش نشان دهد و خود را با هرچه از او انتظار مي رود، هماهنگ کند، در حالي که بسياري از علاقه ها و احساسات خود را به درون ناخودآگاهش مي راند. يونگ اين موضوع را با عنوان نقاب، مطرح مي کند. نقاب در واقع همان نقشي است که جامعه از فرد انتظار دارد و فرد، شخصيت اصلي خود را در پشت اين نقاب، پنهان مي سازد. اين نظريه را که کارل گوستاو يونگ در کم تر از يک قرن پيش ارايه کرده، مي توان با توجه به رفتارهاي ملامتي، مقايسه، نقد و بررسي کرد، اعمالي که صوفيان براي مبارزه با ريا و خودپسندي، انجام مي دادند و به مرور زمان، منجر به پديدآمدن طريقه اي خاص، به نام ملامتيه شد که هرچند اصول اوليه آنان تفاوتي با ساير فرقه هاي تصوف نداشت، اما شيوه اي که اهل اين طريقه براي رسيدن به اهداف خود برگزيدند، آن ها را از ساير فرقه ها متمايز ساخت و با گذشت زمان، در تعاليم و رفتارشان نيز تغييراتي راه يافت که حساسيت ديگران و حتي بسياري از صوفيان را برانگيخت. در اين مقاله، مباحثي که يونگ با عنوان کهن الگوي نقاب و مصاديق آن مطرح کرده است، با توجه به رفتار ملامتيان، نقد و بررسي و شباهت ها و تفاوت هاي موجود، تحليل مي شود.

 
كليد واژه: ملامتي، ناخودآگاه جمعي، ناخودآگاه شخصي، کهن الگو، نقاب
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:05 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) پاييز 1389; 2(3 (پياپي 1-59)):143-178.
 
نقد مکتبي داستانهاي صادق هدايت
 
شريفيان مهدي,رحماني كيومرث
 
 
 

داستان هاي صادق هدايت به مثابهي منشوري است که از زواياي مختلف قابل بحث و بررسي است. در آثار هدايت رگههايي از انديشههاي رئاليستي، ناتوراليستي و گاه سورآليستي قابل مشاهده است. لذا به برخي از انديشه هاي «ناتوراليستي» صادق هدايت خواهيم پرداخت.
ناتوراليسم، نهضتي ادبي است که شکل افراطي واقعگرايي
(Real) شمرده ميشود. اين مکتب در ادبيات، نظريهاي است که کردار، گرايش و انديشه را زاييدهي غرايز و اميال طبيعي، ميداند؛ به هيچ رويداد يا پديده فوق طبيعي قايل نيست و همهي واقعيات و پديده ها را موجود در طبيعت و در دايره علوم طبيعي تفسير ميکند. بدين ترتيب، ناتوراليسم در ادبيات بر جنبه هاي توارث محيط و بر مشاهده زندگي به دور از آرمانگرايي تاکيد مي ورزد و در اين راه به ترسيم جزييات، ولو زشت و ناخوشايند ميپردازد. «ناتوراليسم» ادبي از طريق ترجمه هاي صورت گرفته در دوران مشروطيت وارد حوزه ادبيات ايران شد و نويسندگاني چند، از جمله صادق هدايت، صادق چوبک و ... را تحت تاثير قرار داد. در اين مقاله تاثير ناتوراليسم در آثار صادق هدايت مورد بررسي قرار گرفته است.

 
كليد واژه: صادق هدايت، ناتوراليسم، ايده اليسم، ادبيات داستاني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:06 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) پاييز 1389; 2(3 (پياپي 1-59)):179-199.
 
بررسي سير تحول شيوه هاي روايت و زاويه ديد در داستان هاي کوتاه سيمين دانشور
 
صدري نيا باقر,خليل هومن ابراهيم
 
 
 

جايگاه ويژه سيمين دانشور در حوزه ادبيات داستاني، پيش گامي او در عرصه ادبيات زنان و سهمي که وي در ارتقاي سطوح مختلف اين دو حوزه داشته است، پژوهش در جوانب گوناگون آثار وي را الزام مي کند.
تامل در آثار دانشور مويد آن است که وي در طول دوران فعاليت ادبي خويش، با استفاده از شيوه ها و شگردهاي متنوع، وجوه هنري داستان هاي خود را تعالي بخشيده است. در اين مقاله، برآنيم تا ضمن اشاره به موارد فوق، سير تحول و تکامل «روايت» و «زاويه ديد» را در داستان هاي کوتاه او مطالعه و بررسي کنيم. اين بررسي نشان مي دهد که دانشور از نخستين مجموعه داستان کوتاه خود تا واپسين مجموعه داستاني خويش، از چه مراحلي عبور کرده و چگونه با اتخاذ شگردهاي گوناگون هنري، «زاويه ديد» و شيوه روايت گري داستان هايش را تنوع و تکامل بخشيده است
.

 
كليد واژه: سيمين دانشور، داستان کوتاه، روايت، زاويه ديد، پسامدرن
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:06 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) پاييز 1389; 2(3 (پياپي 1-59)):201-221.
 
شهود، نماد و شعر سهراب سپهري
 
علي زاده خياط ناصر,باقي نژاد عباس
 
 
 

سهراب سپهري، شاعر نوپرداز و صاحب سبک معاصر، همواره از بياني نمادين در عين حال، نامتعارف براي تبيين احوال، اشراق و شهود عارفانه خويش، بهره برده که در نوع خود، منحصر به فرد است. کليت شعر او ترسيمِ سمبوليک و شاعرانه اي از عرفاني ساده و همه فهم بوده که از عناصر، پديده ها و واژگان، به شکل متفاوت سود مي جويد تا ناخودآگاهانه، نگاه خواننده را متوجه چشم اندازهايي تازه کند. سپهري به دليل داشتن احوال، ذهنيت و دريافت هايي غريب، ناگزير از رويکرد به زباني نامتعارف و سمبوليسمي ويژه و مبتني بر نگرش شهودي بوده است. در اين راستا، به زيبايي شناسي خاصي دست يافته و شعرش در مسيري از آشنايي زدايي معنايي، زباني، تصويري و سمبوليک، حرکت کرده است. همين مختصات، او را به عنوان شاعري متفاوت و مدرن در روزگار ما مطرح ساخته است.
اين نوشتار، ابعادي از سمبوليسم سپهري و چگونگي بهره مندي وي را از کلمات، اشيا و موجودات در حوزه نگرش شهودي و عرفاني وي، بررسي نموده است
.

 
كليد واژه: سپهري، سمبول، تصوير، عرفان، شهود
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:06 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) تابستان 1389; 2(2 (پياپي 1-58)):1-30.
 
نماد و جايگاه آن در بلاغت فارسي
 
آقاحسيني حسين,خسروي اشرف
 
 
 

ساختار سنتي بلاغت فارسي محدوديت هايي دارد که اصلاح و بازنگري را در آن ضروري مي نمايد. متقدمان معمولا بلاغت را به سه حوزه معاني، بيان و بديع تقسيم کرده اند و هريک از آن ها را به بخش هايي محدود ساخته و تعاريفي براي آن ها ارايه داده اند. متاخرين علماي بلاغت نيز اغلب از آنان پيروي کرده اند و همين تقسيم بندي و تعاريف را پذيرفته اند. کاربرد اين تقسيم بندي و مصداق يابي آن در آثار مختلف ادبي با مشکلات و محدوديت هايي روبه روست و در اين آثار، نمونه ها و مواردي ديده مي شود که در ساختار و دسته بندي هاي سنتي جاي نمي گيرد و نيازمند حوزه ها و دسته هاي جديدي است که لزوم بازنگري در علم بلاغت را يادآور مي شود. يکي از موضوعاتي که در اين زمينه کارآمد و کارساز است، مشخص کردن جايگاه نماد در بلاغت و ارايه تعريفي مناسب با اين حوزه، براي آن است. نماد و نمادگرايي همان گونه که در اسطوره شناسي، روان کاوي، هنر، جامعه شناسي، عرفان و ساير حوزه ها تعريف شده و تحولات زيادي ايجاد کرده است، در بلاغت نيز مي تواند موجب دگرگوني هاي زيادي شود و بستري مناسب براي پژوهش هاي جديد شود و پويايي و تحرک خاصي در اين علم به وجود آورد. در اين مقاله، نماد به عنوان يکي از صورت هاي بيان که فراتر از صور خيال قرار مي گيرد، تعريف شده و جايگاه آن در حوزه بيان به عنوان صورت تجلي مشخص مي گردد. همچنين به جايگاه آن در علم معاني به عنوان صورتي فراتر از حقيقت و مجاز و فراتر از ايجاز و اطناب اشاره مي شود.

 
كليد واژه: بلاغت، نماد، بيان صورت تجلي، معاني، فراحقيقي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:08 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 9 : بوستان ادب (علوم اجتماعي و انساني شيراز) پاييز 1389; 2(3 (پياپي 1-59)):223-248.
 
بررسي گونه هاي فخر در ديوان حافظ
 
نيك داراصل محمدحسين*
 
* دانشگاه ياسوج
 
 

فخر در واقع از گونه هاي ادبي است که در آثار منظوم و منثور شعرا و نويسندگان نمود دارد و در هر روزگاري، رنگي خاص مي پذيرد و نمي تواند از تاثيرهاي زماني و مکاني به دور باشد. در مقدمه اين مقاله ابتدا به بررسي ماهيت فخر و ارتباط آن با موضوع شخصيت و پندار فرد از خود و کارکرد آن به عنوان عنصري رواني-شخصيتي پرداخته ايم. با توجه به اعتبار حافظ در غزل سرايي و آفرينش گونه خاصي در اين شيوه سخن سرايي، غزل وي را که جلوه گاه فخر اوست، به اختصار بررسي کرده ايم. به سبب آن که بيشترين فخر حافظ به سخن و غزل است، ابعاد اين موضوع و دلايل تفاخر خود را به کلامش، در بخش بعدي، به تفصيل بيان کرده ايم. موضوع قابل توجه ديگر، فخر حافظ به همت والاست که ريشه در عصر سياسي و اجتماعي روزگار شاعر دارد و با عنواني مستقل بررسي شده است. مفاخره هاي برجسته ديگري چون فخر به رندي، فخر به عشق و معشوق، فخر به ممدوحان و ...، ديگر قسمت هاي برجسته اين مقاله را شکل داده است و در پايان با توجه به تنوع فخريه هاي حافظ که جنبه هاي فردي، انتقادي اجتماعي و سياسي را در بر مي گيرد، نتيجه ارايه مي شود.

 
كليد واژه: فخر (خودستايي)، حافظ، سخن، غزل
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  1:08 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها