پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی
| 5 : ادبيات عرفاني (علوم انساني الزهرا) پاييز و زمستان 1388; 1(1):121-148. |
| |
| تحليل سيرالعباد الي المعاد سنايي غزنوي بر اساس روش نقد اسطوره اي (کهن الگويي) |
| |
| قائمي فرزاد* |
| |
| * گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه فردوسي مشهد |
| |
|
درونمايه اصلي سيرالعباد الي المعاد سنايي که سفري روحاني از دنياي ناسوت به جهان لاهوت است، درونمايه اي جهاني است که در ادبيات شرق و غرب خاستگاه هاي کهن الگويي عميقي دارد. در اين جستار، ضمن بررسي سير تحول اين مضمون در آثار مشابهي در ادبيات جهان به تحليل سيرالعباد سنايي و نمادهاي موجود در آن از ديدگاه نقد اسطوره اي پرداخته شده است. پرسش اصلي اين بوده است که: مهم ترين شالوده کهن الگويي اين اثر چيست و در خوانش و بازآفريني سنايي از پيش نمونه احتمالي او، الگوهاي اساطيري موجود در ژرف ساخت کهن روايت، چگونه در خدمت تاويل عرفاني او از مفهوم سلوک معنوي عبد به سوي معاد قرار گرفته است و معناي انسان شناختي نشانه هاي رمزي به کار رفته در اين اثر چيست؟ براي رسيدن به پاسخ تحليلي اين پرسشها از روش نقد اسطوره اي (کهن الگويي) استفاده شده، ضمن استفاده از بررسي تطبيقي، حوزه مطالعات بر سيرالعباد متمرکز شده است.
مطابق اين تحقيق، در اين متن و نمونه هاي مشابه جهاني، مهم ترين رکن اساطيري، کهن الگوي «صعود» است. سير العباد، روايت نمادين «سفر» سالک است و از منظر نقد اساطيري، سير عارف به سوي خدا (سير الي اله)، سفري دروني از کثرت خودآگاه به سوي وحدت ناخودآگاه جمعي است، که در آن ادراک جزئي (آگاهي) جاي خود را به ادراک کلي (فرا آگاهي) مي دهد و در بازگشت از اين تجربه ناخودآگاهانه عرفاني، باز در کوي عقل و خودآگاهي متعالي و پالايش يافته (فرامن متکامل: خرد عرفاني) مقيم مي شود (سير الي الخلق). مدح پيامبر اکرم (ص) که به جاي مقدمه منظومه در انتهاي آن آمده است، نقش همين بازگشت را نمادينه مي کند.
|
| |
| كليد واژه: سيرالعباد الي المعاد، سنايي غزنوي، نقد اسطوره اي، کهن الگو |
| |
 |
|
نسخه قابل چاپ
|
پنج شنبه 31 فروردین 1391 1:42 PM
تشکرات از این پست