0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : ادبيات عرفاني (علوم انساني الزهرا) پاييز و زمستان 1388; 1(1):169-198.
 
در پرتو انوار معنوي (تحليلي ازساختار تجربه عرفاني عرفا در باب نماد نور)
 
وفايي عباس علي*,نزهت بهمن
 
* گروه زبان وادبيات فارسي، دانشگاه علامه طباطبايي
 
 

نماد «نور» نشانه اصلي و کليد معنايي در فهم متون عرفاني است. يافتن دلالت معنايي نشانه هاي متون عرفاني به خاطر مناسبات منطقي ومنظم دروني نشانه ها، درک ژرفاي معاني را آسان مي کند. به گمان در تفاسيري که عرفا از «نور خدا» ارايه مي دهند انديشه عرفاني «اتحاد با مطلق» سر مشق مفسران بوده است. معاني و مفاهيم نمادين «نور» بنا به تجارب عرفاني و روحاني صوفيه مختلف است، ليکن مسايل و موضوعات بنياديني چون، «خود شناسي»، «خداشناسي» و «وحدت وجود» در چارچوب اساسي تجربه عرفاني آنان نيز مشاهده مي شود. در اين نوشته سعي شده  است که ضمن بسط و تحليل ساختار معنايي و محتوايي تجارب مشايخ بزرگ و برجسته عرفان در مورد «نور خدا»، بازتاب انديشه هاي خداشناسانه عرفاي نخستين نيز در گفتارهاي آنان تشريح گردد.

 
كليد واژه: عرفان، مثنوي، مولوي، نماد، نور
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:42 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : ادبيات عرفاني (علوم انساني الزهرا) پاييز و زمستان 1389; 2(3):7-40.
 
رويکرد عرفاني به داستان حضرت يوسف (ع) در تفاسير عرفاني
 
پرويني خليل,دسپ سيدعلي
 
 
 

يکي از رويکردهاي تفسيري مورد توجه مفسران در فهم قرآن، تفسير عرفاني است که معاني باطني آيات قرآن را عرضه مي کند. تکيه بر تاويل و رمزي انگاشتنِ قرآن، مهم ترين ويژگي تفاسير عرفاني است. پيشينه اين نوع نگاه به قرآن، به متون ديني پيش از اسلام برمي گردد. صوفيه و عرفا با تکيه بر کشف و شهود و معرفت خاص خود، با روشي متمايز از مفسران ديگر، به تفسير قرآن پرداخته اند. يوسف از سوره هايي است که بسيار مورد اقبال مفسران قرار گرفته و تفاسير عرفاني بسياري هم از آن در دست است. در اين پژوهش، سوره يوسف در ده تفسير عرفاني، از نظر روش و رويکرد عرفاني و سير تطور نگاه عرفاني به داستان حضرت يوسف (ع) بررسي شده است. مفسران در تفسيرهاي عرفاني اين سوره، به هر دو جنبه عرفان نظري و عملي در داستان يوسف (ع) نظر داشته اند؛ البته آنان در کشف آموزه هاي عرفاني اين سوره، بيشتر به روايت ها و اسرائيليات توجه کرده اند. گاهي هم تاويل هاي ذوقي از اين سوره شده است. در تفاسير عرفاني تا قرن هفتم، نگاه عرفاني به داستان يوسف (ع) بيشتر بر زهد و شريعت استوار بود. اما پس از آن، تحت تاثير آراي ابن عربي و به پيروي از او، رويکرد تاويلي به اين داستان بيشتر مورد توجه مفسران قرار گرفت.

 
كليد واژه: رويکرد عرفاني، قرآن، تفسير عرفاني، سوره يوسف، داستان يوسف (ع)
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:42 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : ادبيات عرفاني (علوم انساني الزهرا) پاييز و زمستان 1389; 2(3):65-92.
 
ترس از مرگ در آثار عطار
 
رحيميان سعيد,جباره ناصرو محبوبه
 
 
 

ترس از مرگ دلايل گوناگوني دارد؛ زيرا مرگ امري مجهول است که هيچ کس نه آن را شناخته و نه تجربه کرده است. مرگ تنها چيزي است که انسان ها را با هم برابر و يکسان مي کند و براي هيچ کسي استثنا قائل نمي شود. انسان ها از مرگ مي ترسند؛ زيرا به جهان آخرت اعتقاد دارند و در آنجا بايد نتيجه اعمالشان را ببينند. چون انسان ها زندگي جاويد را با دنياي زودگذر معامله کرده اند و در آنجا توشه اي ندارند، ناگزير از مرگ مي ترسند. انسان از مرگ مي ترسد؛ زيرا تنها مي ميرد. اگر در اينجا افراد زيادي اطراف او را گرفته بودند، هنگام مرگ تنهاست و بايد به تنهايي رخت از اين جهان بربندد. در اين ميان سست بودن ايمان، کم بودن زاد و توشه، درازي راه و ناتواني انسان از رويارويي با خداوند خود، بر اين ترس و نگراني مي افزايد. اما از ديدگاه عطار راهي براي غلبه بر اين ترس وجود دارد و آن، توجه به اين نکته است که زندگي اين جهان به منظور آمادگي براي آن جهان است و معنا و ارزش آن در همين است. نگرش عطار به مرگ با انسان هاي عادي متفاوت است؛ مرگ براي محب حق بيشتر جان فشاني عاشقانه است؛ پلي است که معشوق را به عاشق مي رساند. در اين پژوهش تمام آثار عطار از اين ديدگاه بررسي شده است.

 
كليد واژه: ترس از مرگ، عطار، آخرت، دنيا، عارف
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:43 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

2 : ادبيات عرفاني (علوم انساني الزهرا) پاييز و زمستان 1389; 2(3):41-63.
 
حديث اوائل و بازتاب آن در برخي از متون ادبي- عرفاني (از قرن سوم تا دهم هجري)
 
حيدري حسن*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه اراك
 
 

حديث اوائل با سه شاخه روايي عقل، قلم و نور نبي دست کم در سه دسته از متون حديثي و تفسيري، متون فلسفي و متون ادبيات عرفاني بازتاب گسترده اي يافته است. در دو دسته نخست، مقصود اصلي، تعيين و تبيين نخستين مخلوق و كيفيت صدور آن از واحد است. در دسته سوم هم اين حديث بيشتر بازتاب ذوقي و ادبي پيدا کرده و اغلب بر پايه دو شاخه از حديث، يعني نور محمدي و عقل كلي (عقل اول) شكل گرفته است. در دسته سوم، بازتاب اين حديث را مي توان در سه شكل برشمرد: 1. تركيب ادبي؛ 2. فصل ها و باب هاي مستقلي كه به عقل و انواع آن و همچنين به مدح پيامبر (ص) اختصاص دارد؛ 3. منظومه هاي تمثيلي كه در آن ها عقل، شخصيت اصلي تمثيل يا قصه تمثيلي است. متون عرفاني- ادبي مورد بحث در اين جستار محل درآميختن محتواي حديث با آرايه هاي ادبي از قبيل تلميح، تصريح، استعاره و تشبيه است.

 
كليد واژه: حديث اوائل، متون عرفاني- ادبي، عقل، قلم، نور محمدي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:43 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : ادبيات عرفاني (علوم انساني الزهرا) پاييز و زمستان 1389; 2(3):93-114.
 
خداوند در روياهاي عارفان
 
كهدويي محمدكاظم,هدايتي شاهدي اكرم
 
 
 

روياهاي عارفان آينه انديشه ها، آرا و عقايد و به ويژه آرزوهاي متعالي اين گروه است. رويت خداوند يکي از اين آرزوهاست که نمود فراواني در تجارب روحاني نقل شده از عارفان دارد. در اين دسته از روياها، رويابين مدعي است که خداوند را ديده يا صداي او را شنيده است. از نظر روان شناسان، صورت مورد مشاهده در رويا، يکي از جنبه هاي خيالي و نمادين ناخودآگاه رويابين است که از طريق رويا به بخش خودآگاه رسيده است. اما نظرگاه عارفان در تاويل اين صورت فرا واقعي چيز ديگري است. در اين مقاله حکايت هاي مندرج در دو کتاب تذکره الاولياي عطار (قرن ششم هجري) و نفحات الانس جامي (قرن نهم هجري) بررسي شده است. اين صورت هاي نمادين که عارف به عنوان «خدا» از آن ها ياد کرده، من روحاني يا رب شخصي او است که هويتي يکسان با حق دارد و اين تصوير رب شخصي در روياي هر کسي متفاوت با رب شخصي ديگري است.

 
كليد واژه: ديدار با خداوند، عارفان، رويا، تذکره الاوليا، نفحات الانس
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:44 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : ادبيات عرفاني (علوم انساني الزهرا) پاييز و زمستان 1389; 2(3):115-136.
 
خطاهاي انديشه از ديدگاه فرانسيس بيکن و جست و جوي آن در آراي مولانا
 
گلي زاده پروين,صالحي سيده سمانه,حسيني آبباريکي سيدآرمان
 
 
 

آگاه شدن از مساله خطاهاي انديشه، جهت پرهيز از داوري هاي نادرست، مقوله اي است که فلاسفه قديم و عصر جديد و نيز بسياري از شاعران سرزمين هاي اسلامي که از اين حلقه به شمار مي آيند، بر آن اتفاق نظر دارند. فرانسيس بيکن- فيلسوف نام بردار اواخر قرن شانزده و اوايل قرن هفدهم از اين خطاها به بت تعبير مي کند. در اين مقاله سعي شده است ابتدا اين خطاها از ديدگاه فرانسيس بيکن معرفي شود، سپس موانعي که خطاهاي انديشه در مسير پژوهش حقيقي و قضاوت صحيح به وجود مي آورند، نشان داده شود. در نهايت، آراي فرانسيس بيکن و مولانا جلال الدين محمد بلخي در مثنوي، درباره اين خطا ها مقايسه، و وجوه اشتراک و اختلاف آن ها بررسي شده است.

 
كليد واژه: مولوي، مثنوي معنوي، فرانسيس بيکن، خطاهاي انديشه، بت
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:44 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : ادبيات عرفاني (علوم انساني الزهرا) پاييز و زمستان 1389; 2(3):137-161.
 
نگرش آيرونيک شمس تبريزي به گفتمان ها و نهادهاي جامعه عصر خود
 
پورمظفري داوود*
 
* دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

اين مقاله در پي نماياندن تصويري از جهان ذهن و انديشه شمس تبريزي است. نويسنده درصدد است تا نخست با تکيه بر تصاوير بلاغي و رتوريک متن مقالات، انسجام فکري موجود در وراي ظاهر آشفته و درهم ريخته مقالات و راز تاثير کلام شمس را نشان دهد؛ ديگر اينکه عامل فرديت شمس و مقالات را در تاريخ تصوف و به ويژه نثر عرفاني فارسي به تصوير بکشد. از اين رو، ابتدا صورت هاي بلاغي پربسامدي چون تمثيل، استعاره، رمز و پارادوکس را به عنوان نقطه اشتراک مقالات با سنت عرفاني پيش از خود مطرح کرده و سرانجام فرديت متن را در زبان و نگرش آيرونيک شمس نشان داده است. به همين سبب، پس از بيان مفهوم آيروني، انواع و ويژگي هاي آن و نگاه آيرونيک شمس به گفتمان ها و نهادهاي عصر خود را به تفصيل بحث کرده و در پايان به کارکرد آيروني در مقالات پرداخته است.

 
كليد واژه: مقالات شمس تبريزي، آيروني، رمز، استعاره، متناقض گويي، تمثيل
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:45 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : ادبيات عرفاني (علوم انساني الزهرا) پاييز و زمستان 1389; 2(3):163-195.
 
مقايسه تطبيقي سير کمال جويي در عرفان و روان شناسي يونگ
 
ميرباقري فرد سيدعلي اصغر,جعفري طيبه
 
 
 

سلوک عرفاني يکي از شاخص ترين طريقه هايي است که در آن، فرد آگاهانه در مسير خودشناسي گام مي نهد؛ مسيري که غايت آن از همان آغاز مشخص و منازل و مراحل آن کاملا تبيين شده است. در اين طريقه، سالک تحت تعليم پيري راهدان و فرزانه، دشواري هاي راه را پشت سر مي گذارد و در نهايت به توحيد مي رسد. از ديدگاهي کلي، سلوک عرفاني را مي توان با «کهن الگوي فرايند فرديت» يونگ به طور تطبيقي مطالعه و مقايسه کرد. البته بايد در نظر داشت که فرايند فرديت يونگ کاملا ناخودآگاه است که او آن را از مطالعه بر روي خواب ها و اساطير و افسانه ها استنباط، و مراحل آن را تدوين کرده است؛ ازاين روي ساختاري کاملا ساده و بدوي دارد. درحالي که سلوک عرفاني آگاهانه است و مراحل و منازل آن داراي دقت و جزئيات فراواني است. با وجود اين، چارچوب کلي آن، همان است که يونگ براي کهن الگوي فرايند فرديت رواني تبيين کرده است. همين امر، مقايسه تطبيقي ميان اين دو مقوله را ممکن و مشابهت ها و تمايزات ميان آن ها را مشخص کرده است.

 
كليد واژه: سلوک عرفاني، روان شناسي، يونگ، کمال جويي، مقايسه تطبيقي، فرايند فرديت، سايه، آنيما/آنيموس، خود
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:45 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : ادبيات عرفاني (علوم انساني الزهرا) بهار و تابستان 1389; 1(2):1-23.
 
شادي در غزليات شمس تبريزي با تکيه بر عوامل عرفاني
 
باقري خليلي علي اكبر*,عامري عصمت
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه مازندران
 
 

با وجود آنکه مولوي پرورده دوران آشوب زده اي چون دوران مغول است، تحت تاثير تعاليم پدرش، بها ولد، و استادش، محقق ترمذي، و به ويژه شمس تبريزي، با سلوك در تصوف بسطي و عرفان عاشقانه، شادي و طرب را درون خود جاري ساخت و در غزليات شمس بازتاب داد. با مطالعه و بررسي عوامل شادي در غزليات وي، روشن مي شود كه نوع شادي او انفسي و دروني است. او بر عشق، معشوق، رهايي از خود و وصال، بيش از ساير عوامل تاكيد دارد. از ديدگاه او، عشق، شادي بخش زمان و مكان، عامل كمال و وصال به معشوق است و معشوق دوگانه، يعني نهان (خدا) و آشكار (شمس، زركوب و چلبي) به زندگي اش معنا مي بخشند. او با كشف معناي زندگي، در رهايي از خود و پيوستن به وصال مي كوشد و آن گاه كه به خودشكوفايي و كمال مي رسد، مغز و معني شادماني را مي يابد و براي ابدي ساختن آن، از بندگي معشوق غافل نمي شود.

 
كليد واژه: مولوي، شمس تبريزي، عشق، شادي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:45 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : ادبيات عرفاني (علوم انساني الزهرا) بهار و تابستان 1389; 1(2):25-47.
 
سيماي محمد (ص) در آثار عين القضات همداني
 
حسني نرگس*
 
* دانشگاه الزهرا
 
 

محمد (ص) مهم ترين جزء نظام فکري عين القضات است و به جرات مي توان گفت تمام مفاهيم و مصطلحات مندرج در آثار او، در سايه محمد (ص) معنا مي يابند. سالک براي رسيدن به معرفت و مشاهده جلوه حسن حق، بايد مقام وي را درک کند و معاني را در آينه وجود او بيابد. اين مقاله تلاشي است براي به تصوير کشيدن نماي کلي سيماي محمد (ص) در آثار عين القضات همداني، با تکيه بر دو اثر مهم و مفصل او، تمهيدات و نامه ها. دستاورد نگارنده آن است که اگرچه محمد (ص) مايه کمال، رونق و اعتبار تمامي ارکان جهان بيني عين القضات است، از نظر وي، گاهي به منزله حجابي است که مشاهده بي واسطه و استحاله در وجود معشوق، با گذر کردن از آن ممکن مي شود.

 
كليد واژه: ابليس، حجاب، عين القضات همداني، محمد (ص)، نور سياه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:45 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : ادبيات عرفاني (علوم انساني الزهرا) بهار و تابستان 1389; 1(2):49-71.
 
کهن نمونه ها در قصه الغربه الغربيه سهروردي
 
حسيني مريم,جوادي ترشيزي پري سيما
 
 
 

از جذاب ترين رساله هاي رمزي سهروردي «قصه الغربه الغربيه» است. در اين داستان، شيخ اشراق ديدار انسان نوراني با جفت آسماني اش را به گونه تجربه اي روياگونه و در قالب سفري دروني تصوير مي کند. کهن الگوها نقش ويژه اي در پيشبرد اين داستان و به تصوير کشيدن وقايع دارند. اين پژوهش با تکيه بر شيوه نقد کهن الگويي يونگي انجام شده است و در آن، انواع موقعيت ها و شخصيت هاي کهن نمونه اي نشان داده و بررسي مي شوند. نمونه هايي از موقعيت هاي کهن الگويي مطرح در اين داستان عبارت اند از: طلب و شوق؛ ولادت مجدد؛ سفر؛ تبديل کثرت به وحدت و گذشتن از آب و آتش. از ميان شخصيت هاي کهن الگويي هم پير دانا، آنيما و سايه مورد توجه قرار گرفته اند.

 
كليد واژه: سهروردي، قصه الغربه الغربيه، موقعيت کهن الگويي، شخصيت کهن الگويي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:45 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : ادبيات عرفاني (علوم انساني الزهرا) بهار و تابستان 1389; 1(2):73-103.
 
شمس تبريزي و تاويل هاي عرفاني او از احاديث نبوي
 
خدادادي محمد*,ملك ثابت مهدي,جلالي پندري يداله
 
* دانشگاه يزد
 
 

شمس تبريزي براي احاديث نبوي اهميت بسزايي قايل بوده و همان گونه كه خود اشاره مي كند، كمترين سخن حضرت محمد (ص) را با تمام كتاب هاي عالم قابل مقايسه نمي داند. او معتقد است، وراي ظاهر احاديث، معناهاي باطني عميقي نهفته است كه تنها عارفان و واصلان درگاه احديت قادرند آن را درك کنند. او حتي گاهي قرآن و حديث را با هم مي سنجد و مي گويد: قرآن را به اين دليل دوست دارد كه از زبان حضرت رسول (ص) جاري شده، نه به اين علت كه خداوند آن را فرستاده است. او همچنين بر اين باور است كه در احاديث، اسرار بسيار زيادي وجود دارند كه به دلايلي در قرآن مطرح نشده اند. شمس با درك عرفاني عميقي كه نسبت به سخنان حضرت رسول (ص) دارد، معاني عارفانه بديع و شگرفي را از احاديث استخراج و عرضه مي كند؛ معني هايي كه عارفان قبل از او به ندرت متوجه شده اند. در اين پژوهش، ابتدا نظريات شمس در باب تاويل و تاويل حديث را بررسي، سپس شيوه هاي تاويلي او را به صورتي ساختارمند طبقه بندي کرده ايم.

 
كليد واژه: شمس تبريزي، مقالات شمس، احاديث نبوي، تاويل حديث
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : ادبيات عرفاني (علوم انساني الزهرا) بهار و تابستان 1389; 1(2):105-123.
 
باباجعفر ابهري، عارف گمنام منطقه جبال و «آداب الفقرا» وي
 
دماوندي مجتبي*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه شهيد بهشتي
 
 

در اين جستار، يكي از برجسته ترين عارفان نيمه دوم قرن چهارم هجري قمري و اوايل قرن پنجم، «جعفر بن محمد بن حسين ابهري»، معروف به «باباجعفر» و اثر گمنام او با نام «آداب الفقرا»، براي نخستين بار معرفي مي شود. در متون عرفاني فارسي، نامي از باباجعفر ابهري و نشاني از كتاب او نيست؛ ولي در تراجم و آثاري كه درباره حوزه عرفاني جبال نوشته شده و بيشتر هم به زبان عربي است، او عارف، شاعر و محدث بزرگي به شمار مي رود كه جايگاه خاصي در عرفان آن مناطق دارد. هدف اين پژوهش، بازشناسي اين عارف با مراجعه به متون و منابع كهن است.

 
كليد واژه: آداب الفقرا، باباجعفر ابهري، عرفان منطقه جبال
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : ادبيات عرفاني (علوم انساني الزهرا) بهار و تابستان 1389; 1(2):125-150.
 
رويکرد مولانا نسبت به استدلال
 
سعادتي افسانه,شجري رضا
 
 
 

مولانا اهل استدلال بوده و در مثنوي از انواع استدلال بهره برده است. البته استدلال مورد نظر مولانا، بيشتر استدلالي است که در جهت فهم مطلب به مخاطب است تا اثبات ادعا. استدلال هاي تفهيمي که بيشتر در موضوع هاي اخلاقي خودنمايي مي کنند، شامل انواعي چون عقلي، نقلي، عقلي و نقلي است. مولانا در استدلال هاي عقلي –آنچنان که روش معهود واعظان منبري است- بيشتر به تمثيل و تشبيه، و در استدلال هاي نقلي به قرآن و حديث تکيه داشته است.

 
كليد واژه: مثنوي، مولانا، استدلال (قياس، استقرا، تمثيل)، شيوه هاي استدلال (عقلي، نقلي، عقلي و نقلي)
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

7 : ادبيات عرفاني (علوم انساني الزهرا) بهار و تابستان 1389; 1(2):151-185.
 
فرهنگ شفاهي در حديقه سنايي
 
شيري قهرمان*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه بوعلي سينا همدان
 
 

حديقه سنايي يكي از متن هاي پر ابهام ادبيات ايران است. ابهام هاي اين كتاب -كه اولين منظومه عرفاني در زبان فارسي است- بيشتر از نظر زبان ادبي است که در آن، از امكانات زبان گفتاري و گويشي آن سال ها استفاده شده است. همچنين دامنه تغيير و جا به جايي ها، حذف ها و ايجازها در ساختمان جمله هاي حديقه بسيار گسترده است و اصطلاحات، كنايات و تعبيرهاي رايج در فرهنگ شفاهي نيز بر آن افزوده شده است. به همين دليل، بيشتر مخاطبان امروزي (حتي پس از خوانش هاي مكرر) در برقراري ارتباط بين جمله ها و اجزاي آن ها دشواري هاي بسيار پيدا مي كنند. شايد يکي ديگر از دلايل ابهام اين اثر، شتاب زدگي در هنگام نگارش و نداشتن فرصت براي ويرايش بوده؛ مطلبي كه در كتاب هاي تاريخي و تذكره ها به آن اشاره شده است.

 
كليد واژه: حديقه، زبان گفتار، زبان گويشي، سنايي، فرهنگ عامه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 31 فروردین 1391  1:47 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها