پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی
هجران بن مايه اصلي ادب غنايي است و توصيف لحظه هاي فراق و وداع؛ تصويرگري اشک و آه حاصل از اين جدايي، از جلوه هاي پرجاذبه ادب فارسي شمرده مي شود. به طور کلي در ادب غنايي مضمون هجران به دو بخش وداعيه ها و فراق نامه ها- اعم از کوتاه و بلند- قابل تقسيم بندي است که اغلب به سه شکل عمده در اشعار، نمود پيدا مي کند: گله از هجران، ستايش هجران و توصيف دوران محنت بار هجران که هر کدام مصداق هاي متفاوتي دارند: يار، ديار، خانواده، دوستان و ... . در اين پژوهش، نمودهاي گوناگون سوز هجران در دو بخش وداعيه ها و فراق نامه ها در سبک عراقي و در قالب هاي مختلف شعري- اعم از قصيده، مثنوي، غزل، قطعه و ...- مورد تحليل موضوعي و محتوايي قرار مي گيرند.
نسخه قابل چاپ
«گونه شناسي» شناخت کاربردهاي زبان فارسي است درحوزه هاي جغرافيايي و دوره هاي مختلف، و تطبيق آن با متون فارسي. با سنجش مقوله هاي مختلف زباني و بياني هر متن با متون ديگر مي توان به مجموعه اي از همخواني ها دست يافت،که همين همخواني ها اساس کار درگونه شناسي است. بنا بر اصل گونه شناسي، هر دست نوشت ويژگيهاي زباني و فرهنگي حوزه خويش را دارد و درصورت آميزش آنها، ويژگيهاي سبکي هرکدام از دست نوشته ها از آن ها گرفته مي شود واصالت متن نهايي نيز مخدوش مي گردد. «شدت رواج واژگاني» نيز عامل ديگري است در تعيين تشابهات و تفاوت هاي حوز ه هاي زباني متون کهن.
رشيدالدين وطواط يکي از دانشمندان بزرگ قرن ششم هجري و از ادبا و دانشمندان مشهور بلاغت در زبان عربي و فارسي است. تنها تصحيحي که از ديوان اين شاعر صورت پذيرفته، تصحيح مرحوم سعيد نفيسي است که در آذرماه 1339 هجري در تهران به زيور چاپ آراسته شد. به دليل متاخر بودن نسخ در دسترس مصحح و عدم دسترسي به نسخه هاي قديم تر، بسياري از ابيات اين ديوان، به ويژه ابيات عربي، با تحريفات و تصحيفات ضبط گرديده است. نگارنده اين سطور با در دست داشتن قديم ترين نسخه موجود، مکتوب به سال 699 هجري قمري، ابيات عربي تحريف شده فراواني از ديوان اين شاعر را تصحيح کرده که در اين نوشتار برخي از آن ها ارايه گرديده است.
از زمره حكماي نامدار قرن يازدهم هجري قمري، حكيم ابوالقاسم ميرفندرسكي است كه علاوه بر علو مقام فلسفي، از بزرگان اهل معنا و عرصه عرفان نيز به شمار آمده است. قطعه منظوم بجاي مانده از او معروف به «قصيده يائيه» حاوي مضامين بلنديست كه چند شرح مفصل و مختصر را به خود اختصاص داده است و علاوه برآن افق جديدي از ذوق و مشرب فكري سراينده آن را به نمايش مي گذارد. استاد و مدرس حكمت مشا، عارف قلندر و شارح آثار متصوفه، متبحر در علم كيميا و دانش هاي باطني و بالاخره حكيم صاحب ذوق و سراينده تواناي اشعار حكمي گوشه اي از اوصافي است كه صاحبان تراجم و رجال در حق اين چهره نه چندان شناخته شده عصر صفوي آورده اند. پيچيدگي شخصيت مير چنان است كه قضاوت در خصوص مشرب فكري وي را دشوار مي سازد و يكي از جهات آن مضامين قصيده ياد شده است كه در اين نوشتار ضمن بازخواني فقراتي از آن، وجوهي از ذائقه حكمي اين چهره بزرگ عرصه فلسفه و عرفان اسلامي را ملاحظه خواهيم كرد.
ميان زبانهايي که در حوزه واژگاني بر زبان عربي تاثير گذاشته و واژه هاي فراواني از آن به عربي وارد شده زبان فارسي بيش از همه قابل اعتناست و از اين رهگذر، عناصر مربوط به فرهنگ و تمدن ايراني هم فراوان به زبان و فرهنگ عربي راه يافته است. قاموس لسان العرب ابن منظور بسياري از اين عناصر را در خود جا داده است. از ميان واژه هاي معربي که در لسان العرب به کار رفته واژه کمياب «سفنجقانيه» با پيشينه دراز تاريخي اش توجه ما را به خود جلب کرد. در اين مقاله با تکيه بر شکل معرب واژه سپنجگاني (=سفنجقانيه) و جستجو در متون تاريخي و ادبي، ضمن ارايه شواهد قاموسي و مراجعه به منابع تاريخي، به پيشينه اين واژه و تحولات معنايي آن پرداخته ايم. اين پژوهش گوشه اي از فرهنگ و زبان ديرين ايران را روشن کرده است.
اين مقاله کوششي ات براي تبيين خاستگاه و معاني واژه اعجم. بدين منظور واژه نامه هاي فارسي و عربي مورد بررسي قرار گرفته و به آثار نظم و نثر توجه شده است. نيز، آرا و نظريات ارايه شده درباره اين واژه از نظر دور نمانده اند و به خصوص با استناد به شواهدي معتبر از متون مختلف ادبي، تاريخي و تفسيري انگاره اي که در آن واژه اعجم فارسي و مشتق از نام جمشيد - پادشاه اساطيري ايران - دانسته شده، مورد ارزيابي قرار گرفته است. واژه اعجم در اصل عربي و به معناي گنگ و غير فصيح است که کاربرد فراوان آن براي ايرانيان موجب شده در دوره هاي بعد، از آن معناي غير عرب و به ويژه ايراني فهميده شود.
گويش تاتي رايج در شمال خراسان از سلسله گويشهاي ايراني قديم است که با گونه هاي ديگر خود به لحاظ ساختاري تفاوتهايي دارد. وجود واژگان مشترک با گويشهاي تاتي ساير نقاط از جمله آذربايجان و قزوين بيانگر اين واقعيت است که اين گويش نيز همچون ساير گونه هاي تاتي حسب نظر محققان از گويشهاي پيش از ظهور اسلام و مربوط به دوران حکومت مادها بوده است. وجود واژگان مشترک اين گويش با متون کهن ادب فارسي و کاربرد معنايي هر يک از اين کلمات در عرصه تصحيح و تفسير شعر و نثر پيشنيان ضرورت توجه به گويش را توجيه مي کند، بدون شک در آثار تحقيقي بسياري از محققان و مفسران متون کهن فارسي به نکاتي بر مي خوريم که درک مفهوم عبارت، بدون بهره گيري از کاربرد لغوي واژگان گويشهاي مختلف زبان فارسي دشوار و بعضا غيرممکن مي شود (در متن مقاله به نمونه هاي پراکنده اي از لغات نادر موجود در آثار متقدمان اشاره شده است). عدم توجه به معناي گويش پاره اي از لغات، بعضي از شارحان و مصححان و محققان را به اشتباه افکنده و اين اشتباه در تصحيح متون و شرح ابيات موثر اخلال ايجاد کرده است. گويش تاتي رايج در شمال خراسان از جمله گويشهايي است که لغات مشترک فراواني از آن را مي توان در متون کهن فارسي يافت و از اين طريق بسياري از دشواريهاي معنايي و رسم الخطي متون گذشته را حل کرد. در اين مقاله به نمونه هايي از اين موارد پرداخته شده است. توجه شارحان و محققان بدين نکته رهگشاست.
با توجه به اينکه زبان کردي جز زبانهاي ايراني محسوب مي شود، بررسي تاريخي نظام آوايي گويش کرمانجي خراسان مي تواند نزديکي و ميزان تاثيرپذيري آن را از زبانهاي ايراني، به خصوص زبان فارسي، نشان دهد. در اين مقاله نشان داده مي شود که آواهاي گويش کرمانجي خراسان از کدام زبان گرفته شده است؛ در صورتي که از زبانهاي ايراني باشد، نمونه هاي فارسي باستان و اوستايي آن ذکر شده است.
تعاملات اجتماعي مستلزم درک انسانها از حالات ذهني (نيت، تمايل و باور) يکديگر است. توانايي نسبت دادن حالات ذهني به رفتار مشاهده شده، توانايي «تئوري ذهن» خوانده مي شود که باعث فهم و پيش بيني رفتار در يک تعامل اجتماعي مي گردد. در ادامه مباحث مربوط به چگونگي رابطه تفکر و زبان، موضوع چگونگي تحولات تئوري ذهن، و نيز نقشي که زبان در اين تحولات ايفا مي کند مورد توجه پژوهشگران در روانشناسي تحولي بوده است. در ارتباط با چگونگي تعامل تئوري ذهن و زبان، ديدگاههاي مختلفي مطرح گرديده است. بعضي از پژوهشگران در توضيح رابطه زبان و تئوري ذهن، نگرانيهاي روش شناختي دارند. اين پژوهشگران استدلال مي کنند تواناييهاي زباني، در عملکرد کودکان در تکاليف باور کاذب اثر مي گذارد. به اعتقاد آنها در بررسي سطح تحول يافتگي استدلال تئوري ذهن، توجه به تواناييهاي زباني کودک ضروري است. گروهي ديگر از پژوهشگران، بر نقش علي زبان در تحول توانايي ذهن تاکيد دارند. در اين چارچوب، هر کدام از جنبه هاي معنايي، نحوي و مکالمه اي مورد بحث قرار مي گيرند که چگونه با توانايي تئوري ذهن ارتباط دارند. در اين مقاله، تئوريها و پژوهشهايي که به تبيين چگونگي تعاملات تواناييهاي زباني و استدلال تئوري ذهن مي پردازند مورد بحث قرار گرفته است.