0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان (مطالعات و پژوهش هاي دانشکده ادبيات و علوم انساني) تابستان 1387; 2(53):1-16.
 
زرگري و جواهرسازي در عصر صفوي
 
ميرجعفري حسين,سيدبنكدار سيدمسعود
 
 
 

ايرانيان از همان ابتداي تاريخ خود علاقه وافري به جواهرات و هنر جواهرسازي نشان مي دادند و هر گاه سلسله هاي قدرتمندي در كشور حاكميت پيدا مي نمود، اقتصاد كشور نيز پوياتر مي شد و در پي آن خزاين مملكت غني تر مي گرديد و مجموعه اي از گرانبهاترين گوهرها و زيورآلات در آن جمع آوري مي شد. دوران باشکوه صفويه نيز از اين امر مستثنا نبوده و در اين دوران جلوه هاي هنر اصيل ايراني در عرصه هاي گوناگون نمايانگر شده است. يكي از اين هنرها هنر زرگري و جواهر سازي بوده است. سياحاني مانند کمپفر، ژان باتيست تاورنيه، شواليه شاردن، برادران شرلي وسانسون در سفرنامه هاي خود مطالب سودمندي در اين موارد نوشته اند و با توصيفي از گنجينه هاي شاهان صفوي، ويژگيهاي بعضي از سنگهاي قيمتي و چگونگي ساخت و پرداخت آنها را شرح داده اند. سلاطين صفوي نه تنها برحفظ جواهرات همت مي گماردند، بلکه به خريد و جمع آوري مجموعه سنگها و جواهرات ارزشمند نيز اهتمام مي ورزيدند و گوهرهايي از هندوستان، عثماني، ايتاليا و فرانسه خريده، به اصفهان مي آوردند، و دستور ساخت آثار بي نظيري را مي دادند. با هجوم افغانها و اشغال اصفهان، گنجها و دفاين، به يغما رفت و خزاين و بيوتات پادشاهي نابود گرديد.
اين تحقيق بر آن است تا با استفاده از نوشته هاي سودمند منابع تاريخي، همچنين سفرنامه ها و نوع ديگر از منابع، به روشن ساختن زرگري و جواهر سازي و موارد استفاده آنها در ايران عصر صفوي و نقش آن در سياست و تمدن اين دوره بپردازد. روش تحقيق در اين مقاله به صورت كتابخانه اي و تطبيق و تحليل منابع موجود، به خصوص منابع اصلي بوده است. در اين تحقيق تاريخي، پس از جمع آوري اطلاعات لازم، به سازماندهي اطلاعات و تجزيه و تحليل و سرانجام استنتاج آنها پرداخته شده است.

 
كليد واژه: طلا، جواهر، زرگري، صفويه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 17 اردیبهشت 1391  10:46 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان (مطالعات و پژوهش هاي دانشکده ادبيات و علوم انساني) تابستان 1387; 2(53):17-24.
 
روايت كتابخواني به نقل از نويسندگان محبوس در زندان هاي رضا شاهي
 
شعباني احمد*
 
* گروه كتابداري و اطلاع رساني، دانشگاه اصفهان
 
 

استقرار حكومت رضا پهلوي در سال 1304 هجري شمسي تبعات سياسي چندي پديد آورد، كه از آن جمله محدوديت انديشمندان سياسي در جامعه، بويژه در نيمه دوم حكومت وي بود. رضا پهلوي تا سال 1320 سلطنت كرد. در اين دوره تني چند از فعالان سياسي به جهات مختلف و از آن جمله انديشه هاي متضاد با حاكميت فردي و استبدادي رضا شاه به زندان رفتند و تا سقوط حكومت رضاشاه در اين محبس به سر بردند. در اين مقاله، ضمن بررسي دقيق خاطرات و يادداشتهاي بزرگ علوي، انور خامه اي، و خليل ملكي، سه نفر از زندانيان آن دوره، به زمينه كتابخواني و مطالعه در زندانهاي مزبور اهتمام مي شود. از اين طريق سعي شدبه سوالهايي مانند گرايش زندانيان به مطالعه، چگونگي دستيابي به مواد خواندني زندانيان، و مقابله حكومت با انديشه كتابخواني زندانيان پاسخ گفته شود.

 
كليد واژه: عصر پهلوي، كتابخانه هاي زندان، مطالعه و كتابخواني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 17 اردیبهشت 1391  10:46 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان (مطالعات و پژوهش هاي دانشکده ادبيات و علوم انساني) تابستان 1387; 2(53):25-39.
 
تحليل و بررسي برخي ديدگاه هاي اقتصادي ابن خلدون و مقايسه آن با آراي نهادگرايان نوين (نورث)
 
دهقان نژاد مرتضي,كجباف علي اكبر
 
 
 

يكي از مهمترين نظريه پردازان عالم اسلام كه به جنبه هاي گوناگون جوامع بشري، از جمله اقتصاد پرداخته، عبدالرحمن بن خلدون ( 808- 732 ه.ق) است. او را در روزگار ما بيشتر به عنوان پايه گذار علم جامعه شناسي مي شناسند، زيرا او در اثر ماندني خود «مقدمه» به تجزيه و تحليل احوالات جوامع و حكومتهاي روزگار خود مي پردازد، ولي آن جنبه از نظريات ابن خلدون كه در باره آن كمتر بحث شده است، نگاه او به اقتصاد و اقتصاد سياسي است. او معتقد است كه قوانين اقتصادي نيز مانند ديگر سنتهاي حاكم بر جامعه، ثابت و لايتغير هستند، مگر آنكه آنها را بشناسيم و از آنها به سود خود و جامعه استفاده كنيم. نگاه انتقادي ابن خلدون به نهادهاي مختلف اجتماعي، از جمله نهادهاي اقتصادي به گونه اي خواننده علاقه مند را درگير مباحث اقتصادي مي كند كه گويي او دغدغه اي بجز اين گونه مسايل نداشته است.
ابن خلدون بر اين باور بود كه مردم هنگام ظهور پيامبر عمران بدوي و يا تمدن اوليه داشتند و هم و غم آنها تهيه غذا و لباس بود. در دوران بعدي به عمران حضري يا تمدن شهر نشيني دست يافتند كه عنصر تجارت در سطح كلان به آن اضافه و ارتباطات اجتماعي بيشتر شد و اين در حالي است كه صاحب منصبات جامعه اسلامي، با غرق شدن در رفاه و تجمل، از روند انحطاط غفلت نمودند تا اينكه اين تمدن كه از درون پوسيده شده بود، به دست مغولان فرو ريخت و بخش اعظم اين فرو پاشي به دليل عدم توجه به مسايل اقتصادي جامعه اسلامي است كه ابن خلدون به طور مفصل به تجزيه و تحليل آن پرداخته است، در واقع، ابن خلدون با مورد مطالعه قرار دادن نهادهاي موجود در جامعه اسلامي و نقد آنان، موجب ارايه نظريات ارزشمندي در زمينه هاي مختلف سياسي، اقتصادي و اجتماعي گرديده است كه شباهت زيادي با نظريات ارايه شده توسط اقتصاد دانان نهادگرا، همچون «داگلاس، سي، نورث» دارد؛ به گونه اي كه با توجه به فاصله چند صد ساله مي توان آنان را با يكديگر مقايسه كرده، نتيجه گرفت كه قوانين اقتصادي جهان شمول، و ثابت هستند و صرفا با شناخت اين قوانين قادريم از آنها به سود جوامع انساني استفاده كنيم. به همين دليل نيز مكتب نهادگرايان نوين اقتصاد را چيزي جز تاريخ نهادهاي اقتصادي نمي دانند و اين تقريبا همان كاري است كه اين خلدون در مقدمه به آن مي پردازد.

 
كليد واژه: اقتصاد، نظريه ارزش كار، عمران،دولت، مالكيت
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 17 اردیبهشت 1391  10:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان (مطالعات و پژوهش هاي دانشکده ادبيات و علوم انساني) تابستان 1387; 2(53):41-57.
 
خوارزميه پس از خوارزمشاهيان
 
سرافرازي عباس*
 
* گروه تاريخ، دانشگاه سيستان و بلوچستان
 
 

خوارزميه باقي مانده لشكريان جلال الدين خوارزمشاه بودند كه پس از مرگ وي درسال 628 ق /1230 ميلادي در مناطق شام، آسياي صغير و مصر پراكنده شدند و به خدمت سلاجقه روم و مماليك مصر و شام درآمدند. خوارزميه به چند گروه تقسيم شدند: گروهي تحت رهبري برخي روساي تندرو خود، مانند حسام الدين قيرخان و حسام الدين بركت خان وديگران به جنگ و قتل و غارت پرداختند. آنان از سال 628 تا 658 هجري كه به ملك مظفر سيف الدين قدوزالملك الظاهر بيبرس پيوستند و در ارتش وي ادغام گرديدند، به مدت 30 سال تلاشهاي بسياري براي دستيابي به قدرت انجام دادند كه موفقيت چنداني نداشتند. دسته دوم، گروههايي بودند كه راه مدارا و سازش با حكومتهاي منطقه خصوصا روش اعتدال با سلاجقه آسياي صغير را اتخاذ نمودند. آنان بدين وسيله توانستند با اصول كشورداري و حکومتي آشنا گردند و حكومت هايي مانند گرميان، صاروخانيان و از همه مهمتر آل عثمان (عثمانيان) را به وجود آورند. برخي از افراد منسوب به خوارزميان نيز مانند امير سيف الدين قدوز با لقب الملک المظفر در مصر به قدرت رسيدند. مساله قابل طرح در اين پژوهش آن است که برخلاف برداشتي عمومي، خوارزميه پس از جلال الدين خوارزمشاه، تضعيف نشدند و از بين نرفتند، بلکه با مجاهدتهاي بسيار توانستند حکومتهاي متعددي، مانند عثمانيان، صاروخانيان، آيدينيان و گرميان را به وجود آورند. البته، منظور از خوارزميه اصطلاحي سياسي است كه به سپاهيان خوارزمي و كساني كه از هر قوم و ملتي در ركاب جلال الدين بودند، اطلاق مي شود و كاربرد آن در اين مقاله به مفهوم قومي و نژادي نيست.

 
كليد واژه: خوارزمشاهيان، خوارزميه، مماليك، سلاجقه روم، صليبيون، عثمانيان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 17 اردیبهشت 1391  10:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان (مطالعات و پژوهش هاي دانشکده ادبيات و علوم انساني) تابستان 1387; 2(53):59-80.
 
بررسي وضعيت تجارت «مسافره» در ايران عصر سلجوقي
 
صدقي ناصر*
 
* گروه تاريخ، دانشگاه تبريز
 
 

يکي از ابعاد اقتصاد تجاري در ادوار مختلف تاريخي، بازرگاني «مسافره» يا تجارت کلان بين مراکز مختلف تجاري داخلي و خارجي است. بازرگاني «مسافره» اشاره کننده به مجموعه فعاليتهاي تجاري است که انجام آن مستلزم حمل کالا و انجام مسافرتهاي تجاري بين مراکز تجاري بود. اين نوع بازرگاني در ايران عصر سلجوقي، به دو شکل تجارت در مراکز تجاري واقع در خشکي و تجارت در مراکز تجاري دريايي درخور توجه است. تجارت در خشکي بيشتر بين مراکز مهم شهري و تجاري واقع در حوزه هاي ماوراءالنهر، خراسان، کرمان و ناحيه جبال در جريان بود و تجارت دريايي هم بين بنادر مهم تجاري واقع در حوزه هاي دريايي جنوب و شمال؛ يعني درياي فارس (خليج فارس) و عمان در جنوب و درياي خزر در شمال رواج داشت.

 
كليد واژه: تجارت مسافره، تجارت در خشكي، تجارت دريايي، راه هاي تجاري، ايران عصر سلجوقي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 17 اردیبهشت 1391  10:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان (مطالعات و پژوهش هاي دانشکده ادبيات و علوم انساني) تابستان 1387; 2(53):81-91.
 
عناصر قومي تشکيل دهنده جامعه دکن در دوره بهمنيان و چگونگي تعامل آنها با يکديگر
 
معصومي محسن*
 
* گروه تاريخ و تمدن، دانشگاه زنجان
 
 

جامعه دکن (جنوب هند) در دوره بهمنيان (748-934 ق) از عناصر قومي و نژادي گوناگون تشکيل شده بود. مهاجران ايراني و نيز اعراب مهاجر از عراق و حجاز، هندوان بومي که از نظر تعداد بيش از سايرين بودند، مغولان و ترکان که بدنه اصلي سپاه بهمنيان بودند و حبشيان و فرنگياني که به مناسبتهاي مختلف و گاه به صورت برده وارد دکن مي شدند، مهمترين عناصر قومي در اين دوره بودند. اين افراد از نظر گرايشهاي سياسي و مذهبي به دو گروه عمده آفاقيها (غريبان/غربا) و دکنيان تقسيم مي شدند. تاريخ سياسي و اجتماعي دکن و نيز فرهنگ و تمدني که در اين دو قرن در جنوب هند شکل گرفت، در واقع حاصل تعامل و همکاري اين گروهها با يکديگر بود. در اين مقاله ضمن شناسايي اين گروهها، چگونگي تعامل آنها با هم، بررسي شده است.

 
كليد واژه: بهمنيان، دکن، آفاقيها، دکنيان، هندوان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 17 اردیبهشت 1391  10:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان (مطالعات و پژوهش هاي دانشکده ادبيات و علوم انساني) تابستان 1387; 2(53):93-111.
 
تحليلي بر چگونگي شکل گيري دولت قراختايي
 
روستا جمشيد*
 
* دانشگاه شيراز
 
 

زماني که به نقشه هاي منطقه آسياي ميانه (مرکزي) در قرن ششم و اوايل قرن هفتم ه.ق (قرن دوازدهم و اوايل قرن سيزدهم م.) مي نگريم، به نام دولتي برمي خوريم که در هيچ يک از نقشه هاي پيش از اين قرون نبوده است؛ قومي که در نقشه ها و متون فارسي با نامهاي «قراختايي»، «قره کيداني» و «ختايي» آمده است و در نقشه ها و منابع انگليسي، چيني و مغولي نيز با نامهايي مانند «Kara-Khitai Khanate»، «Western Liao»،«Xi Liao»  و  «Hala Qidan»از آن ياد شده است. اين قوم -که توسط مورخان مسلمان، قراختايي ناميده شده اند- ابتدا در مرزهاي چين شمالي، مستقر بودند. اجداد آنان از اوايل قرن دهم ميلادي، توانسته بودند با حمله بر قلمرو امپراتوري «تانگ» (Tang) اين امپراتوري بزرگ چين را شکست داده، خود امپراتوري گسترده اي با نام « ليائو» (Liao) يا «کيتان» (Kitan) تشکيل دهند. امپراتوري آنان بيش از دو قرن دوام داشت و قسمت وسيعي از چين شمالي را در بر مي گرفت، اما از اوايل دهه دوم قرن دوازدهم ميلادي قوم جديدي با نام«جورچن» (Jorchen) يا «جورجت» (Jorjet) پيدا شد و خيلي زود ميان اين دو دولت، درگيري حاصل شد. در اثر اين درگيري قوم تازه وارد جورچن، توانست دولت ليائو را شکست دهد و بقاياي آن را از چين عقب براند. از اين زمان، بازماندگان امپراتوري ليائو، در طي دو مهاجرت وسيع -که مهاجرت اول آنها با شکست مواجه شد، اما دومين مهاجرت آنها، به رهبري فردي به نام «يلوتاشه»(Yelo-Dashi) ، با موفقيت کامل همراه بود- در نواحي آسياي مركزي استقرار يافتند. بزودي اين دولت با دولتهاي ساکن در شمال شرق و شرق سرزمين ايران، همچون قراخانيان، سلجوقيان، غوريان و خوارزمشاهيان همجوار گرديد. از همين زمان است که توسط مورخان مسلمان، به قراختايي مشهور شدند. رويکرد اصلي اين مقاله، بيان اصل و منشا قراختاييان و چگونگي مهاجرتشان از چين به نواحي غربي تر، تا زمان رسيدن آنها به همسايگي دولتهاي اسلامي است.

 
كليد واژه: دولت ليائو، دولت قراختايي،کيتان، جورچن، يلوتاشه، گورخان، آسياي ميانه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 17 اردیبهشت 1391  10:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان (مطالعات و پژوهش هاي دانشکده ادبيات و علوم انساني) بهار 1387; -(52):1-14.
 
جايگاه سعدي در ادبيات روسي (بر اساس آثار ايوان بونين)
 
يحيي پور مرضيه*
 
* گروه فلسفه، دانشگاه تربيت مدرس
 
 

ارتباطات فرهنگي و ادبي دو کشور ايران و روسيه سبب شده است تا آثار نويسندگان ايراني، مانند: سعدي، حافظ، مولوي و خيام بر نويسندگان روسي تاثير چشمگيري بگذارد. از ميان نويسندگان روسي ايوان بونين بنا به اظهار خودش بشدت تحت تاثير سعدي است. اين دو نويسنده از بسياري جهات همانند يکديگرند. مهمترين شباهتهاي آن دو اين است که براي شناخت جهان بسيار سفر کرده اند. هر دو در آثار خود زراندوزي را سخت نکوهش مي کنند و از نظر آن دو هدف اصلي زندگي در اين دنيا، کسب کمالات اخلاقي و برگرفتن توشه براي جهان آخرت است. ايوان بونين، آخرين نويسنده کلاسيک ادبيات روسيه در آثارش بارها از تاثيرپذيري خود از سعدي سخن مي گويد. او زيبايي کلام خود را وامدار سخنان همچون «مرواريد» سعدي مي داند که بر کلام او تاثير گذاشته است. بونين چه در نظم و چه در نثر با بهره گيري از سخنان شيخ سعدي گفته هاي خود را مستند مي کند. علاقه به سفر که از ويژگيهاي بارز بونين به شمار مي آيد، از نظر نويسنده باعث شده تا او «روح خود را قلم زني» كند و به ديدگاههاي جديد فلسفي دست يابد.

 
كليد واژه: قرآن، شرق، تاثيرپذيري، سفر، سعدي، بونين
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 17 اردیبهشت 1391  10:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان (مطالعات و پژوهش هاي دانشکده ادبيات و علوم انساني) بهار 1387; -(52):15-30.
 
نظري اجمالي بر تاويل بن مايه «گناه آغازين» در اديان توحيدي
 
اميري خراساني احمد,بهره ور مجيد
 
 
 

روايت گناه آغازين آدم و حوا، پاره اي از پي رنگ اسطوره اي «تازش اهريمن بر هستي» و نمايانگر سر منشا و چگونگي پديد آمدن «رنج و مرگ» در سرنوشت انساني است. تاويل پذيري داستان آفرينش انسان، بويژه «نافرماني و گناه آغازين»، موجب مي شود که از ديدگاه فلسفي و مکاشفه اي، داستاني بارها از زبان عارفان و بزرگان اديان، بازآفريني شود.
در پژوهش حاضر، کوشيده ايم با بررسي آرا و عقايد ديني و عرفاني در موضوع مورد بحث و تاويل نمادهاي روايت، مجموعه اي فراگير از جهان بيني ها و رويکردهاي هستي شناسانه و شهودي، به دست دهيم. در نتيجه بايد گفت که اين مجموعه فرهنگ بشري به ظاهر گونه گون، تنها تحول صوري به خود ديده است؛ همه روايتها، در زواياي پنهان «ناخودآگاه جمعي بشر»، با ساخت همسان کهن الگويي ذهن، با يکديگر پيوند خورده اند. وجوه تمايز، در شيوه روايت برگرفته از نگاه غايت شناختي به انسان، نهفته است، که جنبه وحياني يا کارکرد زميني شان را تعيين مي کند.

 
كليد واژه: آدم و حوا، گناه، مرگ، تاويل نماد، دين، ادبيات عرفاني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 17 اردیبهشت 1391  10:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان (مطالعات و پژوهش هاي دانشکده ادبيات و علوم انساني) بهار 1387; -(52):31-55.
 
تصوير گرشاسب در گرشاسب نامه اسدي طوسي
 
مختاري خدايار*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد فلاورجان
 
 

گرشاسب به عنوان چهره اي اساطيري، حماسي و مذهبي از سرزمين سيستان در متون كهن پارسي، از جمله گرشاسب نامه اسدي طوسي، وجهه قابل توجهي دارد. در اين مقاله سعي مي شود تصوير اين قهرمان با توجه به متون مختلف اساطيري و حماسي تجزيه و تحليل گردد و بدين وسيله مقوله هايي همچون: بخت و اقبال، آفرينش، خداشناسي، دين، افسانه ها و نبرد قهرمانان در گرشاسب نامه اسدي بررسي شود.
به اين مناسبت، گرشاسب اساطيري و گرشاسب قهرمان حماسه اسدي طوسي از زاويه تفكرات، رفتار، جهان بيني و... مقايسه مي شوند. در اين روش مبنا، مقابله درون مايه هاي اساطيري و حماسي است كه با توصيف آماري بين اسطوره و حماسه از يك طرف و قريحه شاعري از طرف ديگر، انجام پذيرفته، مشتركات فراوان آنها استخراج مي گردد
.
در اين جستار، نگارنده بر آن است تا با بررسي مضامين نشان دهد که دلاوريهاي گرشاسب در سخن شاعر تا چه ميزان در تجسم احساس آدميان نقش داشته است.

 
كليد واژه: گرشاسب، اسدي طوسي، درون مايه، اسطوره، حماسه، سيستان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 17 اردیبهشت 1391  10:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان (مطالعات و پژوهش هاي دانشکده ادبيات و علوم انساني) بهار 1387; -(52):57-68.
 
نگاهي به نخستين اقتباس هاي نمايشي از هزار و يکشب
 
لزگي سيدحبيب اله,منادي افسانه
 
 
 

مقاله حاضر به بررسي نخستين نمايشنامه هاي اقتباسي از هزار و يکشب در آغاز شکل گيري نمايشنامه نويسي ايران اختصاص دارد. از آنجا که هزار و يکشب در زمره افسانه شمرده شده است؛ ابتدا افسانه را تعريف کرده و سپس به علت پديد آمدن افسانه در تمدنهاي انساني پرداخته و آنگاه جايگاه آن را در فرهنگ و هنر و ايران و ساير ملل بررسي کرده ايم. در ادامه، هزار و يکشب به طور اجمالي معرفي شده و مقاله نگاهي کوتاه به تاثير اين اثر در هنر و ادب جهان انداخته است.
به دنبال يافتن اولين نمايشنامه نويسان ايراني که از هزار و يکشب اقتباس کرده اند، لازم بود تاريخ شکل گيري ادبيات معاصر و نمايشنامه نويسي را بررسي کنيم. از اين رو، به اوضاع و احوال سياسي و اجتماعي دوران قاجار و طليعه هاي نوآوري هنري که از همان دوران شکل گرفت و نمايشنامه نويسي به شکل امروزي آن در ايران آغاز شد نگاهي افکنده ايم. در پايان، نمايشنامه «حرم خليفه هارون الرشيد» از رضا کمال و «سفر هشتم سند باد» از پرويز ناتل خانلري به عنوان اولين آثار اقتباسي از هزار و يکشب بررسي شده اند.

 
كليد واژه: افسانه، هزار و يکشب، نمايشنامه نويسي ايران
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 17 اردیبهشت 1391  10:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان (مطالعات و پژوهش هاي دانشکده ادبيات و علوم انساني) بهار 1387; -(52):69-80.
 
تصحيح يک قصيده مشهور
 
يلمه ها احمدرضا*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد دهاقان
 
 

ابوعبداله محمد بن عبدالملك نيشابوري، معروف به اميرمعزي نيشابوري، معروفترين شاعر عصر سلاجقه و از فصحاي نامبردار نظم فارسي است. مشهورترين قصيده او، قصيده اي است با مطلع «اي ساربان منزل مكن جز در ديار يار من» كه اين قصيده از همان آغاز در اكثر تذكره ها و كتب شرح احوال و آثار بديعي ذكر گرديده است. در شهرت اين قصيده همين بس كه مصراعي از اين قصيده را حافظ اقتباس كرده و تقريبا به عين كلمات با تغيير وزن در ضمن غزلي آورده است. متاسفانه، با وجود شهرت اين قصيده، در تمامي نسخ چاپي ديوان اين شاعر، از جمله چاپ استاد عباس اقبال آشتياني و نسخه چاپي ناصر هيري كه ظاهرا از روي همان نسخه استنساخ شده و نيز نسخه در دسترس علامه قزويني، اين قصيده همچنان به صورت مبهم و مشكوك با تحريفات و تصحيفات مضبوط گرديده است؛ تا حدي كه علامه قزويني نيز به عدم دستيابي به تصحيح كامل اين قصيده و نيز نقاط ابهام و تشكيك آن اشاره كرده است. با توجه به اين كه قديمترين نسخه ديوان امير معزي، نسخه مكتوب به سال 14-713 محفوظ در كتابخانه اينديا آفيس لندن است و مصححان ديوان معزي از اين نسخه استفاده نكرده اند، نگارنده در اين مقاله کوشيده است با مقابله و مقايسه نسخه ياد شده با نسخ چاپي، صورت صحيح قصيده مزبور را در اختيار علاقه مندان قرار دهد.

 
كليد واژه: نسخه خطي، تصحيح، قصيده و معزي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 17 اردیبهشت 1391  10:49 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان (مطالعات و پژوهش هاي دانشکده ادبيات و علوم انساني) بهار 1387; -(52):81-93.
 
عرش از ديدگاه حکيم سنايي
 
صيادي احمدرضا,منصف مصطفي
 
 
 

علاوه بر ديدگاههاي عارفانه سنايي، كه در حديقه و آثار ديگر وي مشهود است، ديدگاه كلامي او نيز حايز اهميت است. يكي از اين موضوعات مهم، موضوع عرش و لامكان بودن خداوند است. متكلمان ديدگاههاي مختلفي را در اين باره مطرح كرده اند و عرفاي اسلامي نيز در بحث و تفسير آيه «الرحمن علي العرش استوي» به تاويل روي آورده اند و عرش را قلب و دل دانسته اند، اما سنايي، عارف بزرگ قرن ششم ديدگاهي متفاوت با عارفان دارد. وي استواي بر عرش را به معناي استيلا مي داند، نه جاي نشستن خدا، و معتقد است که خداوند چون خود آفريننده مكان است، در مكان نمي گنجد و تجسم و تشبيه در او راه ندارد.

 
كليد واژه: سنايي، عرش، تفسير، تاويل، لامكان بودن خداوند
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 17 اردیبهشت 1391  10:49 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان (مطالعات و پژوهش هاي دانشکده ادبيات و علوم انساني) بهار 1387; -(52):95-110.
 
نقد رنگ خرقه و نمادهاي آن
 
قمري حيدر*
 
* پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش
 
 

در مقاله حاضر کوشش شده است رنگ جامه صوفيان و نمادهاي آن، بر اساس شواهد مندرج در متون به محك عقلانيت و اشارات اهل شريعت و طريقت سنجيده شود. براي اين منظور، بناچار ابتدا فهرست رنگهاي جامه درويشان و رموز آنها باز نموده شده است. اين رنگها، شامل ازرق، الوان، بور، پيروزه، تراب رنگ، خاکي، رنگين، زنگاري، سبز، سرخ، سفيد، سياه، شتري، عسلي، عودي، فوطه، کبود، کحلي، مرقع، ملمع، ملون و نيلگون يا نيلي است كه در نه دسته اصلي طبقه بندي مي شود. مقاله با ذكر معيارهاي انتخاب رنگ خرقه ادامه و با نقد رنگ گرايي صوفيه؛ يعني موضوع غايي اين نگارش، پايان مي يابد.
طي اين مطالعه، امهات متون نظم و نثر فارسي و پاره اي از متون نثر عربي تا قرن هشتم هجري بررسي و شواهد مربوط از ميان آنها استخراج و دسته بندي گرديده است. پژوهش حاضر مي تواند گامي كوتاه در بازنگري ناقدانه بخشي از ميراث تصوف تلقي گردد.

 
كليد واژه: خرقه، رنگ، صوفي، نقد و نماد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 17 اردیبهشت 1391  10:49 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان (مطالعات و پژوهش هاي دانشکده ادبيات و علوم انساني) پاييز 1386; 2(50):91-118.
 
گمانه زني در ميدان صاحب آباد و مجموعه حسن پادشاه
 
عمراني بهروز,امينيان محمد
 
 
 

در سفرنامه هاي سياحاني كه در دوره حكومت آق قريونلوها و صفويان از تبريز ديدن كرده اند، توصيفاتي عجيب از مجموعه عظيم شهري در شمال رودخانه مهران رود به ميان آمده است كه عظمت و زيباييهاي بيان شده به ظاهر بيشتر به افسانه پردازي و افسانه گويي شباهت دارد تا بيان واقعيت. تاكنون حوزه شناخت پژوهشگران از اين مجموعه كه ميدان صاحب آباد (ميدان تبريز) خوانده مي شد و در محدوده آن كاخها و بناهاي دوره حكومت آق قويونلوها و صفويان قرار داشت، مختص به اطلاعات كتابخانه اي برگرفته از توضيحات سياحان گذشته و كليت فضايي ميدان صاحب الامر بود كه در دوره قاجار بر روي بخشي از بقاياي اين ميدان ساخته شده است.
اين مقاله نتيجه روندي است كه از پيش فرضها و اعتماد به نكات مشترك واقع در توضيحات سياحان و بررسي ميداني و كتابخانه اي شيوه معماري منطقه و شيوه هاي معماري فرادست (از لحاظ زماني و مكاني) در دامنه اي از حدود تاثيرگذاري - تاثيرپذيري مداوم است كه از معماري فلات داخلي ايران تا معماري تركستان و آناتولي را در بر مي گيرد. نگارندگان به عنوان نمايندگان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان آذربايجان شرقي با لحاظ كردن نتايج تحقيقات كتابخانه اي و ميداني شان به عنوان مبناي پي گرديها و لايه برداريها و مرمت سبكي بقاياي به دست آمده به نكاتي دست يافتند كه از نمونه آنها مي توان به بازيابي بقاياي ناشناخته ترين دوران معماري ايران بعد از اسلام ايران و حلقه مفقوده و پايه گذار نحوه شهرسازي و معماري وابسته به حكومت در دوره صفويان اشاره كرد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 17 اردیبهشت 1391  10:49 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها