بسم الله الرحمن الرحیم
سخن خود را پیرامون عشق آغاز میکنم. از آن موقع که خداوند تبارک و تعالی انسان را آفرید عصاره عشق را در او قرار داد. از دوران کودکی با عشق فراوان به مکیدن پستان مادر دل بسته بودیم، بعد از مدتی به مرحله بالاتری از کمال رسیده بودیم، دیگر عشق قبلی ما را ارضاء نمی کرد. عشق به بازی و حرکت در ما به وجود آمد . بعد از مدتی باز این عشق جای خود را به عشق به درس و مدرسه داد ولی این عشق هم نتوانست مرا در این عالم راحت بگذارد. مسایل را به گونه ای دیگر می دیدم. مگر نه این که انسان برای کمال رسیدن به وجود آمده، مگر نه این که خدا گفته "انا لله و انا الیه راجعون" مگر نه این که آمده ایم تا برگردیم.
آنچه از دریا به دریا می رود از همان جا کامد، همان جا می رود
آیا از خود پرسیده اید که چگونه باید برگردیم با باری از گناه برگردیم یا با سربلندی و افتخار. مگر نه این که پیامبران و امامان علیهم السلام آمده ند تا ما را به سرمنزل مقصود برسانند، پس چرا سرباز می زنیم. چرا نمی خواهیم همچون ائمه به دیدار دوست برویم. آیا نه این که تمام ائمه شهید نشدند مگر این که آرزوی بزرگ آن ها شهادت بود پس چرا ما آرزومان شهادت نباشد. شهید که نمی میرد، شهید زنده است. کسی که به شهادت می رسد از عدم به وجود می رسد.
آری عشق های قبلی مرا ارضا نمی کرد، گویی دیوانه شده بودم که هیچ چیز را درک نمی کردم جز او.
حضرت حق بر ما منت نهاد و ما را از راه حق و از صراط مستقیم منحرف نکرد، او بود که مرا به طرف خود کشید. او بود که مرا دوست داشت، او بود که مرا معشوق خود دانست. ولی من گنهکار این بنده شرمنده خجالت می کشم بگویم که من هم عاشق او شدم. آخر عاشق که دیگر به ندای شیطان لبیک نمی گوید. گفتم که الهی من بدم اما تو خوبی، یقین دارم که ستار العیوبی. خود خدا گفته محبت من از محبت مادر به فرزند بار ها بیشتر است. خود خدا گفته که ای بنده من بیا:
«ادعونی استجب لکم» من باز هم تو را می بخشم.
از جبهه صدای ربنا می آید آوای خوش خدا خدا می آید
گوید که درهای بهشت باز کنید مهمان خدا از کربلا می آید «مسلخ عشق»
***
بر خیز که آهنگ سفر باید کرد چون موج زبحر خون گذر باید کرد
بر درگه دوست، نقد جان باید ریخت در مسلخ عشق ترک سر باید کرد
***
زنده است هرکه شود از برای دوست بیگانه نیست آن که شود آشنای دوست
گر بشنود نوای دل از نینوای عشق تیر بلا به جان بخرد مبتلای دوست
بر لوح دهر، زنده جاوید می شود آنکسی که عاشقانه بمیرد برای دوست
ارزنده تر از گوهر نایاب می شود جانی که خاک گردد و افتد به پای دوست
بوسیدنی است سنگ مزار شهید عشق بوئیدنی است تربت پاک گدای دوست
بارالها من بنده گنه کار شرمنده از این اعمال خود هستم. تو بودی که مرا عاشق کردی که عشق های قبلی دیگر مرا ارضا نکرد. بار الها تو شاهد باش کهمن به یاری حسین زمانه خود آمدم. اگر امام حسین (ع) در کربلا یار و یاور نداشت، اگر علی اکبر(ع) او را کشتند، اگر فرزندان او را کشتند، اگر اهل بیت عصمت و طهارت را به اسارت بردند، اگر به آن ها اهانت کردند، اگر محسن زهرا (س) را در شکم مادرش کشتند، اگر سینه زهرا (س) را بین در و دیوار سوراخ کردند، اگر ائمه ما را کشتند، این ها همه برای من درس شد که نباید اما زمان خود را تنها بگذارم. نباید رهبر خود را تنها بگذارم. من آمدم تا ندای "هل من ناصر ینصرنی" حسین زمان را لبیک گویم. بارالها به حق حسین (ع) و به ناله های زهرا(س) شاهد باش که من برا ی حفظ کیان اسلام و مسلمین به جهاد در راه تو قدم گذاشتم. بارالها من به عشق تو آمدم. بارالها من بیمارم، درد من دوری توست. بارالها مرا با وصال خود درمانم بده. خدایا قسم می خورم که به خاطر هیچ چیز جز عشق به تو و عشق به ائمه قدم به این راه ننهاده ام. خدایا این شهادت را ازمن قبول کن.
پدر و مادر عزیز، من شما را به صبر و استقامت دعوت می کنم، مگر خون من از خون علی اکبر (ع) و علی اصغر حسین (ع) رنگین تر است. صبر خدا را پیشه کنید. پدر و مادر عزیز و گرامی از خدا بخواهید که شهادت من مورد قبول حضرت حق باری تعالی قرار گیرد. از خدا بخواهید که مرا به خاطر اعمال زشتم عفو کند. چرا که دعای پدر و مادر در حق فرزند مستجاب می شود. به خدا قسم به بهشت وارد نخواهم شد مگر این که شما هم همراه من باشید. هر گاه بر شما مصیبتی وارد می شود بگوئید که ما از خدائیم و به سوی او بر می گردیم. پس چرا ناراحت باشید در حالی که این مسئله جشنی است برای من، جشن عروسی من می باشد.
پدر رو مادر صبر پیشه کنید که خداوند به صابرین بشارت می دهد. عزیزان اجر خود را بایکسری مسائل ضایع نکنید. مدام خدا را شکر کنید و از خدا راضی باشید.
ای مردم و ای امت حزب الله آگاه باشید، قرآن زیاد بخوانید و به دستورات امام امت را بدون چون و چرا و بدون بهانه تراشی و بدون تردید و شک گوش فراداده و به مرحله عمل بگذارید. هوشیاری سیاسی، عقیدتی خود را حفظ کنید و همیشه در صحنه باشید. همیشه با منافقین و سرمایه داران و مخالفان با دولت در ستیز عقیدتی و در مواقع لزوم در ستیز عملی قرار بگیرید. برای سلامتی امام امت تا ظهور مهدی(عج) حتی کنار آن حضرت دعا کنید. برای پیروزی رزمندگان اسلام و باز شدن راه کربلای حسینی و برای عاقبت به خیری امت حزب الله واقعی و فرزندان خود دعا کنید. فرزندان خود را برای حفظ اسلام بزرگ کرده و پرورش دهید. از کلیه خویشان و اقوام محترم و آشنایان طلب حلالیت می کنم.
گریه کردن برای شهید یعنی حرکت در موج شهید و همراهی با عقیده شهید. « شهید استاد مرتضی مطهری»
برای شهید شدن شهید گریه کنید ولی نا شکری نکنید.
تمام