0

پیام و وصیت نامه شهدا

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:پیام و وصیت نامه شهدا

 

وصيتنامه شهيد مصطفي رداني پور

(اشهد انّ لا الله الا الله و اشهد انّ محمدا رسول الله و اشهد انّ علي و اولاده المعصومين حجج الله) 
بسم الله الرّحمن الرّحيم


سپاس خداوندي را که انور جلال او از افق عقول بندگانش تابان است. و خواسته اش از زبان گوياي کتاب و سنت نمايان. خدايي که دوستان خد را از دلبستگي به دنياي فريب کار رهانيد و به شادي هاي گوناتگونشان رساند...واما شما اي روحانيون و طلاب عزيز همان طور که امام فرمودند تذکيه و تعلم را پيشه ي خود سازيد و جوانان عزيز اسلام را هادي باشيد و در آغوشهدايت الهي جاي بگيريد. کار شما بهترين کاراست همان کار پيغمبر و ائمه معصومين است ....   هدايت و ارشاد و اداره جامه ي اسلامي و پياده کردن احکام نوراني اسلام. و مانند علي بن ابي طالب(ع) در دعا ميخوانيم "ولا تأخده في الله لومة لائم" در راه خدا حرکت کردن سختي و رنج دارد، موانع زياد است وبا صبر و استقامت راه انبياء را ادامه دهيد که امروز جوانان ما با ريختن خونشان موانع راه را برداشتند و بر مي دارند و ما در قيامت در پيشگاه خداوند تبارک و تعالي عذري نداريم و البته اين حرف من با هم درسها و هم سنگران خودم است. نه به بزرگان که سخن گفتن در مقابلشان بي ادبي است. آنان مربي ما هستند و ما شاگرد آنان.
و شما اي پاسدار عزيز و جوان برومند که هدفتان مقدس است و راهتان روشن و حرکتتان حماسه آفرين است. چون هجرتتان آغاز بر هجرتها بود و خون سرختان پيام آور هدفتان و سرهاي بريده و بدن هاي قطعه قطعه شده شما نشانگر مظلوميت تان است. دست از دامان امام زمان و نوکرانش نکشيد که اينان عمال اسلامند و اسلام اصيل رابايد از امثال غفاري ها، سعيدي ها، مطهري ها، بهشتي ها، صدوقي ها، مدني ها، دستغيبي ها و امثالهم گرفت.
بدانيد اسلام منهاي روحانيت اسلام نيست و اين سد دشمن شکن را نگذاريد بشکند. 
 مادرم ... آن زمان که اسلام و انقلاب به خون احتياج داشت تو ثمره ي سالها عمرت را که فرزندي مسلمان بود هديه کردي، چه خوب امانت داري کردي و چه به موقع امانت را دادي. پس شاد باش و فرزندان ديگرت را هم بده و خود مانند زينب معلم ديگران باش.
مبادا بر من گريه کني که اگر شهيد باشم زنده ام، زنده تر از زنده ها. حلالم کن و به برادرانم و به بچه هاي خواهرانم بگو که 
آنان بايد خود را براي قرباني شدن آماده کنند و سربازي اسلام را بر عهده بگيرند. 
 خواهرانم،...در تربيت فرزندانتان بکوشيد و حجاب را رعايت کنيد. زهرا گونه زندگي نماييد و شوهرانتان را به راه خدا واداريد.
مادر خدا پدرم را رحمت و شما را عاقبت به خير کند. انشا الله اگر کربلا مشرف شدي مرا فارموش نکن. و از حضرت امام حسين(ع) تقاضا کن که قربانيت را بپذيرد.
هر وقت خبر کشته شدن من به شما رسيد بگو "انا لله و انا اليه راجعون" و اين را يک امتحان قلمداد کن.
پروردگارا هرچند به نفس مطمئنه نرسيديم و در جهاد اکبر پيروز نگشتيم.اما به جهاد اصغر پرداختيم پس" ربّنا فاغفر لنا ذنوبنا وکفّر عنّا سيّئاتنا و توفّنا مع الأبرار، ربّنا و ءاتنا ما وعدتّنا علي رسلک و لا تخزنايوم القيمة إنّک لا تخلف الميعاد" 
برايم تفت نگيريد خرج نکنيد، فاتحه اي ساده و پول آن را به انجمن ايتام اهدا نماييد. در صورت امکان در قبرستان شهدا دفنم کنيد کنار پاسداران تا شايد خداوند به واسطه ي آنان مرا ببخشد. و در هنگام دفنم زيارت عاشورا و روضه حضرت زهرا بخوانيد.

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

دوشنبه 3 مهر 1391  1:09 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:پیام و وصیت نامه شهدا

 

شيعه دو قبله دارد ( وصيتنامه محمد نگارستاني )

شیعه دو قبله دارد: مکه برای عبادت، و کربلا برای شهادت. من در مقابل کعبه کم عبادت کرده ام، پس بگذار شیعه بودن خود را، با شهادت در کربلا ثابت کنم ......

 

 

محمد نگارستانی به سال ۱۳۴۳ در خانواده ای متوسط از اهالی کرمان متولد شد. دوران تحصیلات ابتدائی و راهنمائی را در دبستان عدالت و مدرسه امیرکبیر کرمان طی نمود. تحصیلات متوسطه را در دبیرستان طالقانی پی گرفت. با شروع غائله ضد انقلاب در غرب کشور ، محمد به کردستان حرکت می کند. در مرحله بعد همراه با ۷ تن از دوستان خود عازم جبهه سومار می شود.

در تابستان سال ۶۰ برای مرتبه سوم به جبهه اعزام شده و این بار در جبهه جنوب حاضر می شود و در عملیات ثامن الائمه(ع) شکستن حصر آبادان شرکت می نماید و دستش از دو ناحیه مورد اصابت ترکش قرار می گیرد.محمد پس از آن راهی جبهه بستان می شود و در عملیات طریق القدس شرکت می کند. 
سرانجام شهید محمد نگارستانی در اواخر سال 1360 در جریان عملیاتی در محور سوسنگرد به شهادت رسید.
آن چه می خوانید یکی از وصیت نامه های به جا مانده از شهید نگارستانی است. 
این وصیت نامه که توسط جوانی 17 ساله نوشته شده است آ آکنده از مفاهیم عمیق اخلاقی و سیاسی است و نشان از بلوغ بسیار زودهنگام نسلی است که با نفس مسیحایی حضرت امام خمینی رستگار شدند.
 و چه زیبا فرمود آن امام جمارانی که « این وصیت نامه هایی که این عزیزان می نویسند را مطالعه کنید، پنجاه سال عبادت کردید. خدا قبول کند، یک روز هم یکی از این وصیت نامه ها را بگیرید مطالعه کنید و تفکر کنید. از این ها قدری تعلیم و تعلم پیدا کنید.

--------------------------------------********************-----------------------------------

بسم الله الرحمن الرحیم
25 محرم 1402 - سوسنگرد
ولئن قتلتم فی سبیل الله اومتم لمغفرة من الله ورحمة خیر مما یجمون آل عمران-156

 

 


این وصیت نامه اینجانب محمد نگارستانی است به خانواده ام:

امید وارم که خداوند به همه شما توفیق پیروی از امام در همه زمینه ها را بدهد وبتوانید خود را آنگونه خدا میخواهد بسازید. همانطور که می دانید من در زندگی ام بسیار اشتباه داشته ام، اینک از ارتکاب همه آن ها پشیمان هستم و توبه کرده ام. امیدوارم از توابین باشم.
خواهشی را که از شما دارم این است که مرا ببخشید و از همگان از بابت من معذرت خواهی کنید بر مرگ من گریه نکنید بلکه به وسیله مطالعه و اطاعت از فرامین قرآن روحم را شاد کنید.
سعی کنید با مردم با اخلاق خوب رفتار کنید که راه خدا از میان خلق میگذرد.
شروع کنید به مطالعه پیگیر کتب اسلامی،
اگر واقعا خواهان ادامه را هم هستید «اخلاقی»* را بشناسید که آرزو دارم در آخرت مرا به حضور بپذیرد و شفاعتم کند.
 مادر! اینک که تعداد زیادی ازهمرزمانم شهید شده اند و مقامی برتر گرفته ام روا مدار که من در مقام زندگانی باشم که هر لحظه احتمال انحرافمان می رود. گوئی الان «سیف الدینی» را جلوی چشم می بینم که می گوید هنوز نشسته ای؟ تا کی می خواهی بمانی؟ آخرش چی؟ بیا برویم. اسلام به خون من و تو نیاز دارد و من نیز تنها جوابی را که دارم بدهم این است که اگر اسلام بجز کشتن شدن ما سرفراز نمی ماند پس گلوله ها مرا به آغوش بکشید.
 پدر ! نگاه کن چه سخن جالبی: شیعه دو قبله دارد: مکه برای عبادت، و کربلا برای شهادت. من در مقابل کعبه کم عبادت کرده ام، پس بگذار شیعه بودن خود را، با شهادت در کربلا ثابت کنم.
 پدر! بة یاد امام حسین (ع) باش و دعا کن که در آن دنیا «آقا» شفاعتمان کند.
برادرم رضا!  اگر انسان بخواهد مسلمان باشد باید همه کارهایش اسلامی باشد. مملکت اسلامی باید همه اش اسلامی باشد.
خواهرم شهین! بچه هایت را به گونه ای تربیت کن که در فتح قدس عزیز دلیرانه بجنگند.
 برادرم عباس! برفعالیت خویش بیافزا وبرمطالعه ات خیلی اضافه کن.
 خواهرم، جواهرم ، مهین!  آرزودارم که مبلٌغی خوب برای اسلام باشی اگر توانستی باز به حوزه علمیه برو و خود را زینب گونه بساز.
 برادرم حسن! هوای نفست را اسیر خودکن و به مردم خدمت کن که امام، خود را خدمت گذار می نامد.
 برادرم حسین! درست را بخوان، مطالعه کن و به مامان و بابا خوبی کن.
 برادرم علی! تا می توانی خودت را بساز . اگر توانستی به حوزه علمیه برو و همه تان کبر وغرور و ریا و نفاق رااز خود دور کنید. نماز شب بخوانید. با مردم خوب رفتار کنید. مطالعه کنید. به یاد شهیدان باشید. برایم آمرزش بطلبید و گواه باشید که من این راه شهادت را با آگاهی تمام انتخاب کردم ومشتاقانه به دنبال شهادت دویدم تا بدو  رسیدم .
همه فامیل را سلام برسانید و به آن ها بگوئید که این انقلاب خدائی است و پیروزی از خداست،  پس برای نزدیکی به خدا هم شده بیشتر به انقلاب یاری کنیم،  توقعات خود را کم و ایثار های خویش را زیاد نمائیم.
 هر کس از من چیزی طلب داشت بدو بدهید ، هر مقدار که گفت.
 اگر حقوقم را گرفتید قرض هایی را که الان یادم نیست بدهید و باقی رادر ترویج کتابخانه مسجد خرج کنید . کتابهایم را به کتابخانه مدرسه بدهید.
 قرآن را هرچه بیشتر بخوانید و وقت خود را به سخنان لغو وبیهوده تلف نکنید.
 از احساسات خویش بکاهید وبر عقل خویش بیافزائید.
 از ارگان های انقلاب جدا نگردید. روحانیون را دوست بدارید. امام رامطیع محض باشید وبرای آمرزشم دعا کنید وبرای فرج امام زمان (عج)دعا نمائید.
 مرا ببخشید و از همه از بابت من بخشش بطلبید.

من آنچه که لازم بود به شما گفتم در عمل کردن به آن بکوشید
اشهدان لااله الا الله 
اشهدان محمدرسول الله
 و اشهدان علی ولی الله
 و شهادت می دهم به حقانیت انقلاب اسلامی و رهبری امام خمینی

*پاورقی:
*شهید محمود اخلاقی از دوستان شهید محمد نگارستانی بود که به سال 59 و در روز عاشورا ، در جبهه سومار ، با 19 سال سن ،  به شهادت رسید.شهید محمد نگارستانی همواره از شهید محمود اخلاقی به عنوان معلم خود یاد می کرد.

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

دوشنبه 3 مهر 1391  1:39 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:پیام و وصیت نامه شهدا

 

وصيتنامه شهيد خرازي

خطاب به فرماندهان و رزمندگان اسلام: - ما لشگر امام حسينيم، حسين وار هم بايد بجنگيم، اگر بخواهيم قبر شش گوشه امام حسين (ع) را در آغوش بگيريم کلامي‌ و دعايي جز اين نبايد داشته باشيم: «اللهم اجعل محياي محيا محمد و آل محمد و مماتي ممات محمد و آل محمد.» - اگر در پيروزي‌ها خودمان را دخيل بدانيم اين حجاب است براي ما، اين شايد انکار خداست. - اگر براي خدا جنگ مي‌کنيد احتياج ندارد به من و ديگري گزارش کنيد. گزارش را نگه داريد براي قيامت..... اگر کار براي خداست گفتنش براي چه؟ - در مشکلات است که انسانها آزمايش مي‌شوند. صبر پيشه کنيد که دنيا فاني است و ما معتقد به معاد هستيم. - هر چه که مي‌کشيم و هر چه که بر سرمان مي‌آيد از نافرماني خداست و همه ريشه در عدم رعايت حلال و حرام خدا دارد. - سهل‌انگاري و سستي در اعمال عبادي تاثير نامطلوبي در پيروزي‌ها دارد. - همه ما مکلفيم و وظيفه داريم با وجود همه نارسايي‌ها بنا به فرمان رهبري، جنگ را به همين شدت و با منتهاي قدرت ادامه بدهيم زيرا ما بنا بر احساس وظيفه شرعي مي‌جنگيم نه به قصد پيروزي تنها. - مطبوعات ما جنگ را درشت مي‌نويسد، درست نمي‌نويسد. - مسأله من تنها جنگ است و در همانجا هم مسأله من حل مي‌شود. - همواره سعي‌مان اين باشد که خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داريم و شهدا را به عنوان يک الگو در نظر داشته باشيم که شهدا راهشان راه انبياست و پاسداران واقعي هستند که در اين راه شهيد شدند. - من علاقمندم که با بي‌آلايشي تمام، هميشه در ميان بسيجي‌ها باشم و به درد دل آنها برسم. وصيتنامه اول: ... از مردم مي‌خواهم که پشتيبان ولايت فقيه باشند، راه شهداي ما راه حق است، اول مي‌خواهم که آنها مرا بخشيده و شفاعت مرا در روز جزا کنند و از خدا مي‌خواهم که ادامه‌دهنده راه آنها باشم. آنهايي که با بودنشان و زندگي‌شان به ما درس ايثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما آموختند. از مسئولين عزيز و مردم حزب‌الهي مي‌خواهم که در مقابل آن افرادي که نتوانستند از طريق عقيده، مردم را از انقلاب دور و منحرف کنند و الان در کشور دست به مبارزه ديگري از طريق اشاعه فساد و فحشا و بي‌حجابي زده‌اند در مقابل آنها ايستادگي کنيد و با جديت هر چه تمامتر جلو اين فسادها را بگيريد. وصيت نامه دوم : استغفرالله، خدايا امان از تاريکي و تنگي و فشار قبر و سوال نکير و منکر در روز محشر و قيامت، به فريادم برس. خدايا دلشکسته و مضطرم، صاحب پيروزي و موفقيت تو را مي‌دانم و بس. و بر تو توکل دارم. خدايا تا زمان عمليات، فاصله زيادي نيست، خدايا به قول امام خميني [ره] تو فرمانده کل قوا هستي، خودت رزمندگان را پيروز گردان، شر مدام کافر را از سر مسلمين بکن. خدايا! از مال دنيا چيزي جز بدهکاري و گناه ندارم. خدايا! تو خود توبه مرا قبول کن و از فيض عظماي شهادت نصيب و بهره‌مندم ساز و از تو طلب مغفرت و عفو دارم ... مي‌دانم در امر بيت المال امانتدار خوبي نبودم و ممکن است زياده‌روي کرده باشم، خلاصه برايم رد مظالم کنيد و آمرزش بخواهيد.

 


والسلام حسين خرازي - 1/10/1365

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

دوشنبه 3 مهر 1391  1:54 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:پیام و وصیت نامه شهدا

 

متن كامل وصيتنامه شهيد جمران به امام موسي صدر

وصیت می‌کنم …
وصیت می‌کنم به کسی که او را بیش از حد دوست می‌دارم! به معبودم! به معشوقم! به‌امام موسی صدر! کسی که او را مظهر علی می‌دانم! او را وارث حسین می‌خوانم! کسی که رمز طایفه شیعه، و افتخار آن، و نماینده هزار و چهار صد سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختی، حق طلبی و بالأخره شهادت است! آری به‌امام موسی وصیت می‌کنم … برای مرگ آماده شده‌ام و این امری است طبیعی که مدتهاست با آن آشنا شده‌ام. ولی برای اولین بار وصیت میکنم. خوشحالم که در چنین راهی به شهادت می‌رسم. خوشحالم که از عالم و ما فیها بریده‌ام. همه چیز را ترک گفته‌ام. علایق را زیر پا گذاشته‌ام. قید و بندها را پاره کرده‌ام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفته‌ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می‌روم. 
از اینکه به لبنان آمدم و پنج یا شش سال با مشکلاتی سخت دست به گریبان بوده‌ام، متأسف نیستم. از اینکه آمریکا را ترک گفتم، از اینکه دنیای لذات و راحت‌طلبی را پشت سر گذاشتم، از اینکه دنیای علم را فراموش کردم، از اینکه از همه زیبائیها و خاطره زن عزیز و فرزندان دلبندم گذشته‌ام، متأسف نیستم … 

از آن دنیای مادی و راحت طلبی گذشتم و به دنیای درد، محرومیت، رنج، شکست، اتهام، فقر و تنهایی قدم گذاشتم. با محرومیت همنشین شدم. با دردمندان و شکسته دلان هم آواز گشتم. 
از دنیای سرمایه داران و ستمگران گذشتم و به عالم محرومین و مظلومین وارد شدم. با تمام این احوال متأسف نیستم …
تو ای محبوب من، دنیایی جدید به من گشودی که خدای بزرگ مرا بهتر و بیشتر آزمایش کند. تو به من مجال دادی تا پروانه شوم، تا بسوزم، تا نور برسانم، تا عشق بورزم، تا قدرتهای بی نظیر انسانی خود را به ظهور برسانم، از شرق به غرب و از شمال تا جنوب لبنان را زیر پا بگذارم و ارزشهای الهی را به همگان عرضه کنم، تا راهی جدید و قوی و الهی بنمایانم، تا مظهر باشم، تا عشق شوم، تا نور گردم، از وجود خود جدا شوم و در اجتماع حل گردم، تا دیگر خود را نبینم و خود را نخواهم، جز محبوب کسی را نبینم، جز عشق و فداکاری طریقی نگزینم، تا با مرگ آشنا و دوست گردم و از تمام قید و بندهی مادی آزاد شوم…

تو ای محبوب من رمز طایفه ای، و درد و رنج هزار و چهار صد ساله را به دوش می‌کشی، اتهام و تهمت و هجوم و نفرین و ناسزای هزار و چهار صد سال را همچنان تحمل می‌کنی، کینه‌های گذشته و دشمنی‌های تاریخی و حقد و حسدهای جهان سوز را بر جان می‌پذیری، تو فداکاری می‌کنی، تو از همه چیز خود می‌گذری، تو حیات و هستی خود را فدای هدف و اجتماع انسانها می‌کنی، و دشمنانت در عوض دشنام می‌دهند و خیانت می‌کنند، به تو تهمتهای دروغ می‌زنند و مردم جاهل را بر تو می‌شورانند، و تو ای امام لحظه‌ای از حق منحرف نمی‌شوی و عمل به مثل انجام نمی‌دهی و همچون کوه در مقابل طوفان حوادث آرام و مطمئن به سوی حقیقت و کمال و قدم بر می‌داری، از این نظر تو نماینده علی (ع) و وارث حسینی… و من افتخار می‌کنم که در رکابت مبارزه می‌کنم و در راه پر افتخارت شربت شهادت می‌نوشم…

ای محبوب من، آخر تو مرا نشناختی! 
زیرا حجب و حیا مانع آن بود که من خود را به تو بنمایانم، یا از عشق سخن برانم یا از سوز درونی خود بازگو کنم… 
اما من، منی که وصیت می‌کنم، منی که تو را دوست می‌دارم… آدم ساده‌ای نیستم! من خدای عشق و پرستشم، من نماینده حق و مظهر فداکاری و گذشت و تواضع و فعالیت و مبارزه‌ام، آتشفشان درون من کافیست که هر دنیایی را بسوزاند، آتش عشق من به حدی است که قادر است هر دل سنگی را آب کند، فداکاری من به‌اندازه‌ای است که کمتر کسی در زندگی به آن درجه رسیده است … 

به سه خصلت ممتاز شده‌ام: 
1. عشق که از سخنم و نگاهم و دستم و حرکاتم و حیات و مماتم می‌بارد. در آتش عشق می‌سوزم و هدف حیات را جز عشق نمی‌شناسم. در زندگی جز عشق نمی‌خواهم، و جز به عشق زنده نیستم.
2. فقر که از قید همه چیز آزاد و بی نیازم. و اگر آسمان و زمین را به من ارزانی کنند، تأثیری در من نمی‌کند.

3. تنهایی که مرا به عرفان اتصال می‌دهد. مرا با محرومیت آشنا می‌کند. کسی که محتاج عشق است، در دنیای تنهایی با محرومیتِ عشق می‌سوزد. جز خدا کسی نمی‌تواند انیس شبهای تار او باشد و جز ستارگان اشکهای او را پاک نخواهند کرد. جز کوههای بلند راز و نیازهای او را نخواهند شنید و جز مرغ سحر ناله‌های صبحگاه او را حس نخواهند کرد. به دنبال انسانی می‌گردد تا او را بپرستد یا به او عشق بورزد. ولی هر چه بیشتر می‌گردد، کمتر می‌یابد…

کسی که وصیت می‌کند آدم ساده‌ای نیست. بزرگترین مقامات علمی را گذرانده، سردی و گرمی روزگار را چشیده، از زیباترین و شدیدترین عشقها برخوردار شده، از درخت لذات زندگی میوه چیده، از هر چه زیبا و دوست داشتنی است برخوردار شده، و در اوج کمال و دارایی همه چیز خود را رها کرده و به خاطر هدفی مقدس، زندگی دردآلود و اشکبار و شهادت را قبول کرده است.

آری ای محبوب من، یک چنین کسی با تو وصیت می‌کند …
وصیت من درباره مال و منال نیست. زیرا می‌دانی که چیزی ندارم، و آنچه دارم متعلق به تو و حرکت و مؤسسه است. از آنچه به دست من رسیده، به خاطر احتیاجات شخصی چیزی بر نداشته‌ام. جز زندگی درویشانه چیزی نخواسته‌ام. حتی زن و بچه‌ها و پدر و مادر نیز از من چیزی دریافت نکرده‌اند. آنجا که سر تا پای وجودم برای تو و حرکت باشد، معلوم است که مایملک من نیز متعلق به تو است.

وصیت من درباره قرض و دین نیست. مدیون کسی نیستم، در حالی که به دیگران زیاد قرض داده‌ام. به کسی بدی نکرده‌ام. در زندگی خود جز محبت، فداکاری، تواضع و احترام نبوده‌ام. از این نظر نیز به کسی مدیون نیستم …
آری وصیت من درباره این چیزها نیست …
وصیت من درباره عشق و حیات و وظیفه است …
احساس می‌کنم که آفتاب عمرم به لب بام رسیده است و دیگر فرصتی ندارم که به تو سفارش کنم. وصیت می‌کنم، وقتی که جانم را بر کف دستم گذاشته‌ام، و انتظار دارم هر لحظه با این دنیا وداع کنم و دیگر تو را نبینم…

تو را دوست می‌دارم و این دوستی بابت احتیاج و یا تجارت نیست. در این دنیا به کسی احتیاج ندارم. حتی گاهگاهی از خدای بزرگ نیز احساس بی نیازی می‌کنم … از او چیزی نمی‌طلبم و احساس احتیاج نمی‌کنم. چیزی نمی‌خواهم، گله‌ای نمی‌کنم و آرزوئی ندارم. عشق من به خاطر آن است که تو شایسته عشق و محبتی، و من عشق به تو را قسمتی از عشق به خدا میدانم. همچنانکه خدای را می‌پرستم و عشق می‌ورزم، به تو نیز که نماینده او در زمینی عشق می‌ورزم. و این عشق ورزیدن همچون نفس کشیدن برای من طبیعی است …

عشق هدف حیات و محرک زندگی من است. زیباتر از عشق چیزی ندیده‌ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته‌ام. عشق است که روح مرا به تموج وا می‌دارد، قلب مرا به جوش می‌آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می‌کند، مرا از خودخواهی وخودبینیی رهاند، دنیای دیگری حس می‌کنم، در عالم وجود محو می‌شوم، احساسی لطیف و قلبی حساس و دیده‌ای زیبابین پیدا می‌کنم. لرزش یک برگ، نور یک ستاره دور، موریانه کوچک، نسیم ملایم سحر، موج دریا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا می‌ربایند و از این عالم به دنیای دیگری می‌برند … اینها همه و همه از تجلیات عشق است …

به خاطر عشق است که فداکاری می‌کنم. به خاطر عشق است که به دنیا با بی اعتنایی می‌نگرم و ابعاد دیگری را می‌یابم. به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می‌بینم و زیبائی را می‌پرستم. به خاطر عشق است که خدا را حس می‌کنم، او را می‌پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می‌کنم …
می دانم که در این دنیا به عده زیادی محبت کرده‌ام، حتی عشق ورزیده‌ام، ولی جواب بدی دیده‌ام. عشق را به ضعف تعبیر می‌کنند و به قول خودشان زرنگی کرده از محبت سوءاستفاده می‌نمایند!

اما این بی خبران نمی‌دانند که از چه نعمت بزرگی که عشق و محبت است، محرومند. نمی‌دانند که بزرگترین ابعاد زندگی را درک نکرده‌اند. نمی‌دانند که زرنگی آنها جز افلاس و بدبختی و مذلت چیزی نیست …
و من قدر خود را بزرگتر از آن می‌دانم که محبت خویش را از کسی دریغ کنم. حتی اگر آن کس محبت مرا درک نکند و به خیال خود سؤاستفاده نماید. من بزرگتر از آنم که به خاطر پاداش محبت کنم، یا در ازاء عشق تمنایی داشته باشم. من در عشق خود می‌سوزم و لذت می‌برم. این لذت بزرگترین پاداشی است که ممکن است در جواب عشق من به حساب آید …

می دانم که تو هم ای محبوب من، در دریای عشق شنا می‌کنی. انسانها را دوست می‌داری. به همه بی دریغ محبت می‌کنی. و چه زیادند آنها که از این محبت سوءاستفاده می‌کنند. حتی تو را به تمسخر می‌گیرند و به خیال خود تو را گول میزنند … تو اینها را می‌دانی ولی در روش خود کوچکترین تغییری نمی‌دهی … زیرا مقام تو بزرگتر از آن است که تحت تأثیر دیگران عشق بورزی و محبت کنی. عشق تو فطری است. همچون آفتاب بر همه جا می‌تابی و همچون باران برچمن و شوره زار می‌باری و تحت تأثیر انعکاس سنگدلان قرار نمی‌گیری …

درود آتشین من به روح بلند تو باد که از محدوده تنگ و باریک خودبینی و خودخواهی بیرون است و جولانگاهش عظمت آسمانها و اسماء مقدس خداست.
عشق سوزان من فدای عشقت باد، که بزرگترین و زیباترین مشخصه وجود توست، و ارزنده ترین چیزی است که مرا جذب تو کرده است، و مقدس ترین خصیصه‌ای است که در میزان الهی به حساب می‌آید

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

دوشنبه 3 مهر 1391  1:55 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:پیام و وصیت نامه شهدا

 

وصیت نامه شهید اکبر قدیانی

بسم الله الرحمن الرحیم. ما زخم خوردگان تیره ترین، سرد ترین، بلند ترین شب های جور بودیم. ما شلاق خوردگان یلدای ستم بودیم. اولین شعاع فجر را که دیدیم خیز گرفتیم. عاشقانه به سوی شفق دویدیم تا در چشمه خونین خورشید، زخم های استخوان گداز خویش را بشوییم؛ که ثابت کنیم: سرخی بالاترین رنگ است، نه سیاهی. که سیاهی می پوشد. سرخی می شوید و جلادان تاریخ را رسوا می کند. «ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست». سپیده دم خونین عشق، فرارسید دوستان. ای برادر! ای خواهر! تو را فقط یک وصیت، تو را فقط آخرین حرف که؛ خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی، خمینی را نگه دار. التماس دعا! اکبر قدیانی/ 9 اردیبهشت 61

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

چهارشنبه 5 مهر 1391  2:46 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:پیام و وصیت نامه شهدا

 

وصیت نامه شهید محمدعلی لطف پور

 

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

رسول خدا فرمود : من طلب الشهاده صادقاً اعطیها و لولم تصبه.
کسیکه از روی صدق و صفا و حقیقت طالب شهادت باشد و از صمیم قلب در پی آن باشد خداوند اجر و پاداش شهادت را به او خواهد داد هر چند که افتخار شهادت نصیبش نگردد

در اینجا آرزوی صادقانه شهادت بجای شهادت و آرزو کننده شهادت در حکم خود شهید قلمداد شده است.
با سلام و درود بر امام زمان آن مهدی صاحب زمان آن امام زمان قائم که تمامی مسلمانان جهان منتظر قیام او هستند.
و سلام و درود بر نایب بر حقش خمینی بت شکن آن امام مستضعفین و دشمن مستکبرین ای امام سلام و درود بر تو و ملت انقلابی ایران که تمامی کشورهای کفر را به لرزه افکندید آن کشورهایی که می خواهستند دین اسلام را از بین ببرند و نتوانستند و شما ملت ایران بودید که بر علیه آنان قیام کردید که نگذاشتید که دین اسلام از بین برود.
و آن صدام آمریکایی که گلوله آمریکا را خورد و به کشور انقلابی ایران تجاوز کرد و می خواست دین اسلام را از بین ببرد ولی نمی دانسته که ملت ایران بر پا می خیزند و بر علیه آنها قیام می کنند و نمی گذارند دین اسلام را از بین ببرند.
وسلام و درود بر آن پدران و مادرانی که چنین فرزندانی مثل حسین پرورش داده و شما مادران زهرا گونه زندگی می کنید. آن جوانانی که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند آفرین بر این جوانان فداکار آری سلام و درود بر آن شهیدانی که در صحرای کربلا جنگیدند و جان خود را فدای اسلام کردند و آن یاورشان حسین بن علی (ع) در آن زمان به شهادت رسیدند و شما ملت ایران باید راه شهیدان را ادامه دهد و نگذارید که خون شهیدان از بین برود.
و آری من که خجالت می کشم از آن جوانانی فداکار و دلیر و ما همگی باید راه شهیدان را ادامه بدهیم و از خدایی که من را از خاک درست کرده و دوباره هم به همان خاک باز می گرداند و نمی توانیم جواب آن را بدهیم و باید جانی را که به ما داده فدای اسلام بکنیم تا در آن دنیا رو سیاه نباشیم.
و سلام من به شما دوستان و برادران عزیز و گرامی این است که به جبهه ها بروید و کمک بکنید آری من که خجالت می کشم از خدای خود که جانی را به ما داده و دوباره جان ما را می گیرد و چه خوب است جان خود را فدای اسلام بکنیم.
آری ای پدر و مادر عزیزم من همچون شهیدانی که به لقاء الله پیوستند من هم امانتی بود ام در نزد شما و حال که شما این امانت خدای به خوبی تربیت کردید.
و همگی ما که هستیم باید به جبهه ها کمک کنم و راه حسین ابن علی (ع) را ادامه دهیم آری تو ای پدر و برادر عزیز از شما خواهش می کنم که حسین وار زندگی کنید و از توی مادر و توی خواهر می خواهم که زینب وار زندگی کنید و از اینکه من شهید شده ام هیچ ناراحت نباشد و بلکه خوشحال باشید و در خانه را چراغانی کنید و هجله بگذارید.
و هر جایی که دوست دارید مرا دفن کنید خدا صبر و پایداری به شما بدهد.
شبهای جمعه میشوم چشم انتظار مادر را پیشم نشین بهر خدا بهر خدا

کربلا دلم برات پر می زنه         بال و پر در دل سنگر می زنه
کربلا دیدن تو آرزومه             آرزوی شب و روز مردمه

……

شهید محمدعلی لطف پور

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

جمعه 7 مهر 1391  3:10 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:پیام و وصیت نامه شهدا

 

 

وصیت نامه شهید ناصر لطف پور

بسم الله الرحمن الرحیم و بسم رب الشهداء و الصدیقین

سوره آل عمران آیه ۱۶۸

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
مپندارید که کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند، بلکه زنده به حیات ابدی شدند و در نزد پروردگارشان روزی خواهند خورد.

بنام الله و با درود خالصانه به پیشگاه حضرت بقیه الله العظمی منجی عالم بشریت آقا امام زمان حضرت مهدی (عج) متعالی و شریف و با سلام فراوان به امت شهید پرور و همیشه در صحنه و قهرمان پرور مخصوصاً خانواده های اسرا و مفقودین و معلولین و مجروحین و با سلام به سلحشوران جبهه حق علیه باطل و رزمندگان کفر ستیز و تمامی مستضعفان جهان اینجانب ناصر لطف پور فرزند محمد متولد۱۳۴۸ و دارای شماره شناسنامه ۱۱۱ می باشم الان که این وصیت را به پدر و مادرم درباره یکی دوستان صمیمی و پاک می کنم در تاریخ ۱۰/۱۱/۱۳۶۳ می باشد و از اینکه حرفهای نابجا می زنم معذرت می خواهم لکن که این سعادت نصیب ما شد و چون به فتوای امام عزیزمان خمینی بت شکن پیر جماران لبیک گفتم و به جبهه های حق علیه باطل آمدم و حال که وصیت را خانوادگی به خانواده خودم درباره نصیر یاقوتی می کنم چون تنها دوستی که هست در همه حال مرا کمک و راهنمایی خواست خداوند تبارک و تعالی بوده تا در کنار او بوده ام و خیلی هم برای من ارزش و دوست داشتنی و انشاء اله که مورد خداوند متعال قرار خواهد گرفت و حال از پدر و مادر گرامی خود می خواهم که اگر امکان دارد اگر این حقیر گناهکار لیاقت پیدا کردم و راهی که خداوند در جلوی ما گذاشته تصیبمان شد تقاضا دارم که سعی بعد از من امیر را جای من قرار دهند و فکر که آن فرزند آنهاست.

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

جمعه 7 مهر 1391  3:11 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:پیام و وصیت نامه شهدا

 

 

 

 

وصیتنامه پاسدار شهید محمد ماندنی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا، بل احیاء عند ربهم یرزقون
با سلام و درود بیکران به محضر حضرت ختمی مرتبت پیامبر اسلام محمد بن عبدالله (ص) و ائمه اطهار (ع) مخصوصاً مهدی موعود(عج) و بقیه ا… العظم ارواحنا له الفدا و با سلام به رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی و نائب مهدی (عج) امام خمینی و با سلام به رزمندگان و مجروحین و معلولین و خانواده های معظم شهدا، مفقودین و اسرا و شهداء از صدر اسلام تا کنون، وصیت نامه خود را آغاز می کنم، ضمن تقدیم عرض سلام حضور پدر عزیز و گرامی خودم که برای بزرگ کردن من چه زحمات و سختی ها را پشت سر نهاده و من می گویم هر چه کنم نمی توانم زحمات شما را جبران کنم و با سلام به مادر عزیزم که همیشه سلامتی من آرزوی او بود. امیدوارم تا الان توانسته باشم خدمتی به شما گوهرهای گرانبها کرده باشم، پدر و مادر عزیزم از شما می خواهم که خواهران و برادرانم را با تربیت اسلامی تحویل جامعه دهید و از بچه های من مراقبت کنید، از همسرم می خواهم همانند زینب (س) شجاع باشد و طفلان مرا با قرآن و احکام اسلامی آشنا کند، از پدر و مادر و همسر و خواهرانم می خواهم مقاومت به خرج دهید و صبر کنید که خداوند به صابران پاداشی بس عظیم عنایت می کند، از خواهرانم می خواهم که حجاب اسلامی را رعایت کنند زیرا حجاب زینت زنان است و شما می توانید بشتر دشمن را نابود کنید. از همسر و مادر و خواهرانم می خواهم که در تشییع جنازه من گریه نکنید و نوحه خوانی کنید و به همه نشان دهید که تحمل مصیبت را دارید و همه این را می دانیم خدا انسان را یک روز می آفریند و یک روز هم می برد و همه تقدیر و تقدیس الهی است، پدر جان و مادرجان خودتان بهتر می دانید که

من خودم این راه را انتخاب کردم و همانطور که دفعات قبل هم جبهه می رفتم ولی این بار می دانم که شهید می شوم چون خواب امام زمان را دیدم که به من گفت چرا نشستی، برخیز به جبهه برو که جزء شهدا خواهی بود و من عازم شدم و خیلی خوشحالم که عاقبت خداوند مرا لایق دانست تا با نثار خون ناقابل خویش بتوانم دینم را به اسلام و قرآن و انقلاب ادا کنم

پدر و مادر عزیزم پیرو و یار امام عزیز باشید و هیچگاه صحنه های انقلاب را، ( تظاهرات ، نماز جمعه) را خالی نگذارید چون سستی و رخوت در وجود شما باعث سقوط اسلام و جمهوری اسلامی می شود و در کارهایتان همیشه خدا را ناظر بر اعمال خود ببیند و برای خوار و بار و مواد غذایی نق نزنید و طوری باشید که منافقین نا امید شوند و دیگران از شما درس بگیرند زیرا مادیات زودگذر است ، از اقوام و فامیل و آشنایان می خواهم که برای من زیاد گریه نکنند بلکه اسلحه من و دیگر همرزمانم را بردارید و راه شهدا را ادامه دهید نگذارید خون شهداء پایمال شود، فقط پشتیبان انقلاب و امام باشید و جبهه ها را ترک نکنید، دعاگوی امام و رزمندگان باشید، به جبهه بشتابید چون جبهه دانشگاه عشق است و استاد دانشگاه امام حسین (ع) است، پدر و مادر عزیزم از نوگلان و یادگارهای من مراقبت کنید، از پدر و مادر و خواهر و برادر و اقوام و آشنایان و اهالی داودآباد حلالیت می طلبم زیرا خداوند از حق ا… می گذرد ولی از حق الناس نمی گذرد پس با بخشش شما ما آمرزیده می شویم، از بسیج و سپاه ورامین خصوصاً بسیج داودآباد می خواهم که مردم را جذب انقلاب کنند، از مردم می خواهم که همیشه در صحنه حاضر باشند و به همه نشان دهند که مقاومت و استقامتشان تا آزادی تمام ملل اسلامی از یوق جباران ادامه دارد و هرگز شکست نخواهید خورد، حرف یاوه گویان را گوش نکنید، خداحافظ ، من را حلال کنید، امام را دعا کنید.
۲۰/۲/۱۳۶۵ محمد ماندنی

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

جمعه 7 مهر 1391  3:12 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:پیام و وصیت نامه شهدا

 

وصیت نامه شهید مطلب محسنی

 

کل امر ذائقه الموت مومنین و المومنات و المسلمین والمسلمات و خیراً والاموات عاهل توفیقات ربانی شامل حال

اینجانب مطلب محسنی دارای شماره شناسنامه ۹۰۸ متولد ۱۳۴۲ صادره از میانه فرزند مرحوم موسی محسنی شده است که وحدانیت الهی و نبوت جمع انبیاء و اوصیاء و خاتمیت محمد بن عبدالله (ص) و ولایت عصمت اولاد فاطمه زهرا ائمه اثنی عشر صلوات اله علیهم اجمعین که اصولاً و فروعاً که مصائب شرعیه و انقلاب اسلامی ایران به رهبری زعیم عالیقدر امام خمینی دامت بقاعه و اصولاً که اینجانب در حال صحت می باشم مسائل شرعیه از من ممفی و نافذ بوده است. وصیت می نمایم که وصی خود را قرار دادم آقای معرفت محسنی که وصیت می نمایم همیشه از انقلاب اسلامی پشتی بانی نماید و از دولت پشتی بانی نماید اگر انشاء اله بنده شهید شدم از خون شهیدان تجلیل بعمل آورد تا روزیکه حق بر باطل غلبه نماید راضی نباشند صدمه به انقلاب وارد آید اگر خدا نکرده خللی از جای ناشایسته دیدند گزارش نمایند تا ستون پنجم نتواند قدرت خود را تحمیل نماید…….

اینجانب مطلب محسنی

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

جمعه 7 مهر 1391  3:34 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:پیام و وصیت نامه شهدا

 

وصیت نامه شهید مفقود علیرضا کریمی

 

 

بسمه تعالی

 

اسلام با خون رشد کرده است.(امام خمینی)
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علی ولی الله
من طالبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی اجبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلتهفعلی دینه فنا دینه.
هر کس که مرا طلب کند می یابد و آنکس که مرا یافت می شناسد و آنکس که مرا شناخت دوستم می دارد و آنکس که دوستم داشت به من عشق می ورزد و آنکس که به من عشق ورزید من نیز به او عشق می ورزم و آنکس که به او عشق ورزیدم میکشم او را و آنکس را که بکشم خونبهایش بر من واجب است و آنکس که خونبهایش بر من واجب است پس خودم خونبهایش هستم.
خداوندا کریما، رحیم، غفورا بنده ای عاصی و گنه کار و غافل و ضعیف آمده تا در نامه ای که وصیتش می نامند چند کلامی بنویسد، اما خدایا این حقیر چگونه می تواند کلامی را بنویسد وقتی که می داند درونش گناه و معصیت میبیند چگونه از تو حیاء نکند و وصیت به دیگران بکند تا به او عمل کنند تا وقتی قرآن و سنت و حدیث و وجود شریف امام زمان و نایب بر حقش خمینی روح اله در میان مسلمین است این حقیر چگونه چیزی بگوید و به قلم بیاورد، خدایا بندگانت را ببخش و به ما نیز رحم کن و از گناه ما در گذر . خدایا ، خداوندا چگونه شکر خانواده خوب و این نعمت پدر و مادر را بجا بیاورم، چگونه شکر زیستن در این انقلاب و در تحت رهبری این عارف عاشق، متفکر متحکم و مومن محکم و استوار و جلیل القدر را بجا آورم ، خداوندا تو را شکر می کنم که لیاقت خدمت در سپاه را به من عطا کردی و لباس سربازی امام زمان را بر اندامم نمودی، خدایا خداوندا اسلام و مسلمین و امام بزرگوار وآیت الله مشکینی و خامنه ای را در پناه خودت حفظ بفرما.
در این زمان حساس که اسلام احتیاج به یاری و کمک دارد ننگ است بر انسان که بنشیند و به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین نگوید ، پیام تمامی شهیدان و عزیزانی که به دیدار خدای خویش شتافتند و در غافله سالار حسین از دیگران پیشی گرفتن این است که تنها ره سعادت پیروی از احکام اسلام و اطاعت از ولایت فقیه و مقام رهبری است، پیرو ولایت فقیه باشید تا به این کشور آسیبی نرسد، وای به حال آنانکه بعد از این همه اتمام حجتها غافل از یاد خدا باشند و غافل بمیرند نکند در این زمان حساس مانند بعضی از همراهان بی وفای امام حسین (ع) شوید که شب عاشورا با ذلت و خواری فرار کردند و فرزند رسول خدا را تنها گذاردند و انقلاب او را یاری نکردند. سعی کنید در زندگی عاشق و پیرو ائمه اطهار و قرآن و سنت پیامبر باشید و کوشش کنید که پیمان خود را از عشق به امام زمان و امام امت و انقلاب لبریز کنید این را بدانید انسان برای اینکه انسان باشد باید معنویت داشته باشد و عشق به الله. آگاه باشید عشق به الله بدون عشق حسین پیامبر ائمه اطهار و بدون عشق خمینی میسر نمی شود امام را تا می توانید دعا کنید در نمازهایتان ، در دعاهایتان و در ذکرهایتان قدر این نعمت را بدانید و خدا را شکر کنید ، پشت جبهه ها را مستحکم نگهدارید و حربه های ضد انقلاب را خنثی کنید.
سخنانی با مادرم و خواهران و برادرانم
خدایا، خداوندا مرا ببخش اگر عملی زشتی در قبال پدر و مادر و برادر و خواهر و فامیل انجام دادم، مادرم از شما عذر می خواهم که نتوانستم آن طوری که باید و شاید شما نعمت الهی را قدر بدانم، مادرم صبر را پیشه کنید و در فقدان من بر سر و سینه نزن و اگر می خواهید گریه کنید برای شهادت ابا عبدالله برای مظلومیتش گریه کنید و برای مفقودین و اسراء و برای سلامتی امام دعا کنید. برادرانم همچون علی اکبرها و قاسمها راه امام و راه شهداء را ادامه بدهید و پیرو ولایت فقیه باشید و حسین وار زندگی کنید، خواهرانم در زندگی زینب وار زندگی کنید و تقوا را پیشه کنید ، از تمام فامیلها حلالیت می طلبم و از شما استغفار و طلب مغفرت می کنم، نماز قضا برایم بخوانید و اگر در توانتان است روزه را هم برایم بگیرید. انشاء الله خداوند از سر تقصیرات ما و شما بگذرد و ما را مورد رحمت و عفو خویش قرار دهد.
اگر قرضی به کسی دارم طلب او را بدهید و اگر از کسی طلبکارم اگر خواستید بگیرید به حساب صد امام واریز کنید. در نمازهایتان امام و رزمندگان را دعا کنید نمازهایتان را با خضوع و خشوع بجا آورید هر عملی را که انجام می دهید سعی کنید خالص برای خدا باشد و برای ریاء و خودنمائی نباشد، نهضت حسین به خاتمه  این جنگ تمام نمی شود پشتکار داشته باشید و اسلام را با اعمال و رفتارتان صادر کنید تا انشاء الله قدس عزیز را آزاد کنیم به امید پیروزی قریب الوقوع رزمندگان اسلام بر جنود ابلیس اگر توفیق و لیاقت شهادت را پیدا کردم و شهید شدم و جنازه ام به دستتان رسید مرا در حسین رضا دفن کنید و اگر نرسید به یاد ابا عبدالله حسین و یاران او و مفقودین و شهداء باشید و امام را دعا کنید.

آنکس که تورا شناخت جان را چه کند         فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی             دیوانه تو هر دو جهان را چه کند.

علیرضا کریمی مورخ ۶۲/۱۱/۲۴

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

جمعه 7 مهر 1391  3:36 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:پیام و وصیت نامه شهدا

 

وصیت نامه شهید محمدرضا کریمی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

و من یخرج من بیته هما جرا الی الله و رسوله ثم یذرکه الموت فقد وقع اجره علی الله
هر کس از خانه اش خارج شد برای رضای خدا و رسولش پس اگر مرگ او را دریابد شهید است و اجر او با پروردگار است. (قرآن کریم)
این وصیت نامه ها انسان را می لرزاند و بیدار می کند.
(امام خمینی)
با سلام و درود فراوان بر امام امت و با درود بر شهدای عزیز و گرانقدر و با سلام بر مفقودین ، اسرا و جانبازان جنگ تحمیلی.
برادران و خواهران عزیز و گرانقدر مبادا امام را تنها بگذارید قدر این عالم عادل متفکر جلیل القدر ، یاور مستضعفان را بدانید و همیشه در پی انجام فرمان ایشان باشید یاران با وفای امام را تنها نگذارید قدر این شهدای عزیز را بدانید از صدر اسلام تاکنون همیشه دشمنان درصدد بوده اند تا اینکه اسلام ترویج پیدا نکند چونکه اسلام مخالف با منافع این مزدوران و ظالمان است ولی از همان اوایل نیز افرادی بوده اند که باعث زنده نگهداشتن اسلام و قرآن بوده اند و در این زمان نیز علی اکبرها و حبیب بن مظاهرها هستند که اسلام را یاری می دهند برادران قدر این انقلاب و این جنگ را بدانید به والله این جنگ برای ما نعمت است اینقدر باید در این راه شهید بدهیم که راه کربلا باز شود و قدس عزیز آزاد شود ما در این راه شهیدانی داده ایم که واقعاً برای این انقلاب مثمر ثمر بوده اند شهیدانی که هرگز پیکرهایشان به سوی خانهایشان حمل نشد و بر روی دوش دوستان و آشنایان قرار نگرفت.
اگر خداوند به ما لطفی نمود و ما را جزء سعادتمندان خویش قرار داد و شهادت این هدیه الهی را نصیب ما کرد می خواهم که دوستان و آشنایان در فراق من صبور باشند و راه این شهیدان عزیز را ادامه دهند و نمی خواهم کسانی که خطشان خط امام نیست حرفشان حرف امام نیست راهشان راه امام نیست در تشییع جنازه من شرکت کنند وقتی که می خواهید من را به خاک بسپارید چشمانم را باز نگهدارید تا دشمنان بدانند با چشمان باز شهید شدم مشتهایم را گره کرده تا این ضد انقلاب ها بدانند که من هنوز نیز بر علیه آنها آماده جنگم و دهانم را باز بگذارید تا بدانند هنوز ندای حسین (ع) در لبهای من است.
سخنانی با خانواده :
خانواده عزیز و گرانقدر و مادر مهربان و بهتر از جانم امیدوارم که من را حلال کنید و مرا ببخشید من برای ما فرزند خوبی نبودم و باعث آزار و اذیت شما بودم امیدوارم تمام بدیهایی که از من دیده اید مورد عفو قرار دهید و در مرگ من صبور باشید و گریه نکنید چونکه دشمنان اسلام شاد می شوند اگر خواستید گریه کنید به یاد سرور شهیدان حسین ابن علی گریه کنید به یاد مظلومیت ابا عبدالله الحسین گریه کنید و شما ای خواهرانم زینب وار باشید هی نگویید که حضرت زینب پیام امام حسین را به مردم رساند شما نیز اینگونه باشید و امیدوارم که من را مورد عفو خود قرار دهید چونکه من نتوانستم برای شما برادر خوبی باشم و شما ای برادرانم راه علی اکبرها و علی اصغر های زمان را ادامه دهید و راه حسین علیه السلام را ادامه دهید در پایان از تمام دوستان عزیز ، آشنایان و فامیلها تقاضای عفو می کنم و امیدوارم که من را ببخشید و حلال کنید اگر پیکرم به دست شما رسید من را در حسین رضا به خاک بسپارید و اگر پیکرم به دست ما نرید به یاد شهدایی که پیکرهایشان در کربلای جبهه ها به جا مانده است باشید به یاد مفقودین به خصوص برادرم علیرضا باشید دیگر وصیتی ندارم و برای تمام مومنین و مومنات آرزوی سلامتی می نمایم.

 

آری ره رسم عشق این است             جان دادن عاشقان چنین است

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهداری

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

جمعه 7 مهر 1391  3:37 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:پیام و وصیت نامه شهدا

 

 

وصیت نامه شهید علیرضا محمدی

 

با درود به امام امت و امت امام و با سلام به همگی شهدای اسلام در سر تا سر تاریخ از هابیل تا کربلای حسین (ع) و از کربلای حسین (ع) تا کربلای ایران خصوصاً شهدای جنگ تحمیلی.

و با سلام به پدر و مادر عزیزم و گرامیم که مرا در سالهای عمرم تربیت کردند و مرا با رنج و مشقت بزرگ کردند که امیدوارم مرا حلال کرده باشند آن طوری که باید نتاونستم آنها را از خودم راضی نگه دارم و با سلام به همسر مهربانم که با صبر و استقامت در برابر ناملایمات به من هم آموزش صبر می داد و سلام به برادران عزیزم حمید و مجید که با رشد فکری که بدست آورده اند الحمدالله در راه راست مشغول فعالیت فی سبیله هستند. فرزندانم را از دور دست می بوسم ، خواهر کوچکم را (سعیده) از دور می بوسم و امیدوارم زینب وار راه شهدا را ادامه دهد. الام که من در جبهه های نبرد با دشمنان بعثی هستم احساس می کنم که آن صحبت تاریخی امام در ذهن من به یقین رسیده است آنجا که می گویند:

« جنگ ، جنگ است  و عزت و شرف ما نیز در گرو همین جنگ است.»

بازماندگان را به استقامت و صبر در برابر مصائب و از دست دادنها دعوت می کنم.

یا ایها الذین امنوا استعینوا بالصبر و الصلوه ان الله مع الصابرین والیدن اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون

به امید پیروزی اسلام بر کفر جهانی ، صدام بعثی و امریکای جانی

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهدای

ستوانیکم علیرضا محمدی

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

جمعه 7 مهر 1391  3:42 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:پیام و وصیت نامه شهدا

 

 

وصیت نامه شهید داود محمدی

 

تاریخ شهادت: ۳/۳/۱۳۶۰
درود و سلام فراوان به بزرگ منجی عالم بشریت حضرت صاحب الزمان (عج) و نایب بر حقش امام خمینی.

ای خدای بزرگ سپاس می گویم از آنکه نور عشقت را در قلب من تاباندی و این قلب سرد و خاموش مرا با نور عشقت فروزان و روشن گرداندی و قلب پر تلاطم مرا با یادت آرامش بخشیدی.

اکنون که افتخار دارم در این جشن و مهمانی عظیم که سفره برکت خداست شرکت کنم بسیار خرسندم که توانسته ام به ندای هل من ناصراً ینصرنی حسین زمان خمینی بت شکن لبیک گفته و لیاقت شهادت را پیدا کنم. مادرم ای ستاره شبم ای شهادت هدیه ای است الهی که از جانب خداوند تبارک و تعالی برای کسانی که لایق هستند می رسد. پدرم درود بر توکه همچون ابراهیم فرزند خود را به فرمان خدای بزرگ به قربانگاه فرستادی.
پدر و مادر مهربانم اگر خداوند بزرگ شهادت نصیبم کرد و مرا به میهمانی خود دعوت کرد به هیچ وجه برای من گریه نکنید و برای فرزندان عزیز حسین گریه کنید که بعد از مرگ پدر کسی از مردان بنی هاشم برای نگهداری ایشان باقی نمانده بود.
مادر عزیزم اگر فرزند من که هم اکنون در راه راست دختر بود نامش را زینب بگذارید و زینب وار تربیتش کنید و اگر پسر بود اسمش را هادی بگذارید و مانند امام هادی بردبار و شکیبا تحویل جامعه دهید تا اینکه بعد از من بتواند رهرو راه من باشد چون ما با خدای خویش پیمان بسته ایم که تا سر حد امکان دفاع کنیم و امام عزیزمان را تنها نگذاریم و از شما خانواده محترم و مهربان تقاضا دارم از من راضی باشید و حلالم کنید. به امید پیروزی انقلاب و فتح کربلا.
خدا نگهدار ۲۷/۲/۶۲ داود محمدی

وصیت نامه شهید داود محمدی

درود بر امام امت و سلام بر شهیدان
اکنون که این وصیت را برای شما می نویسم روی تخت بیمارستان اهواز هستم و خمپاره خورده هیچ ناراحت نیستم و به عهد خود وفا کردم امیدوارم که مادر به قول خودت وفا کنی و ناراحت نباشی و بابا را هم ناراحت نکنی . بابا جان مادرم را به شما و شما را به امام زمان (عج) می سپارم مادر جان هر قطره نفتی که مصرف می کنید خون یک جوان از مملکت خودمان است مادر عزیز با کمال معذرت ذکر می کنم اگر فرزندم پسر به دنیا آمد اسمش را بابام هادی بگذارد و آن را طوری تربیت کنید که راه حسین (ع) را دنبال کند. برادر جان ، جان تو و جان بابا و مامان و همینطور خواهرانمان و درست را ادامه بده و هر چه می توانی به این کشور و به این اسلام و انقلاب خدمت کن

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

جمعه 7 مهر 1391  3:52 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:پیام و وصیت نامه شهدا

 

وصیت نامه شهید حمیدرضا محمد دوست

 

مادر عزیزم سلام
پس از عرض سلام، سلامتی شما را از درگاه خداوند تبارک و تعالی خواستارم ، اگر از احوال اینجانب خواسته باشید بحمدلله خوب است، بجز دوری شما. خدمت خواهران … و برادرم مجید سلام میرسانم.
خداوند عمر امام را زیاد کند و طول عمر تمام روحانیت جامعه اسلامی را بیفزاید. خدایا به ما استقامت عطا کن که بتوانیم برای تو کاری کنیم…
پدر و مادر اگر این سعادت (شهادت) نصیب من و خانواده ام شد ناراحت نباشید. چون من یک امانتی در نزد شما بوده ام و حالا نوبت پس گرفتن آن شده است. پدر و مادر ناراحت نباشید که یک پسر داشته اید و آن هم در راه خدا داده اید. من به تمام شما ابلاغ می کنم که شهادت خوب چیزی است ولی نصیب هر کس نمی شود. مادر اگر خواست خدا بود و شهید شدم گریه نکن چون اگر گریه کنید ما هم ناراحت می شویم.
پدر و مادر اگر کارهایی تا به حال کرده ام که باعث ناراحتی شما شده است مرا ببخشید چون اگر مرا نبخشید خدا هم مرا نمی بخشد، برای رضای خدا هم که شده مرا ببخشید.
ما روز شنبه ساعت ۷ شب حرکت می کنیم به سوی جبهه های جنوب شاید به دزفول و شاید به آبادان برویم و درست معلوم نیست در کدام جبهه برویم. ……

از اینکه شما راضی شدید ( که به جبهه بروم) خیلی خیلی قابل قبول است وقابل قبول خدا هم می باشد.

خدا یار و یاورتان باشد. پاسدار امام زمان (عج) حمید محمد دوست

حدیث شریف قدس :
هر کس طالب من بود                 مرا می یابد.
و هر که مرا یافت                 مرا می شناسد
و هر که مرا شناخت                دوست من می شود.
و هر که دوست من شد                عاشقم می گردد
و آنکه عاشق من گشت                 من نیز عاشق او می شوم
و هر کش که من عاشق او شدم            در این راه کشته می شود
وهر که کشته شد                 پس خونبهای او بر من واجب است
و هر که خونبهای او برعهده من بود         من خود خونبهای او هستم.

خداحافظ ۲۷/۱/۶۱

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

جمعه 7 مهر 1391  3:55 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:پیام و وصیت نامه شهدا

 

 

وصیت نامه شهید حیدر محمد حسینی

 

وصیت نامه اینجانب حیدر محمد حسینی فرزند یزدان ، شماره شناسنامه ۸۹۹ تاریخ شرعی ۱۳۴۴ و طبق شناسنامه ۱۳۴۶٫
با یاد خدا و با درود بر امام امت خمینی قلب تپنده ملت ایران و جهان پدر و مادر ، برادران و خواهرانم         الله اکبرحسینی رهبر سر دهید و سخنان شهیدان راه خدا را به مردن برسانید همانا که سخن ما پیروی از خدا و قرآن باشد و به هیچ چیز غیر از اسلام و قرآن فکر نکنید هر چه خیر و سلاح انسان است در این راه می باشد و ای خواهران همچون زینب (ع) بردبار باشید و با ناملایمات دست و پنجه نرم کنید و حجاب را رعایت کنید که حجاب سنگر تو است و ای هم سنگران در جبهه های حق آن قدر مقاومت کنید تا آمریکا را نابود کنید برادران و خواهران بنده ، در این دنیا که باید آذوقه آخرت را جمع کنیم غافل بودم و دست خالی می روم شاید در این راه به مقصد برسم از شماها می خواهم که راه شهیدان را ادامه دهید و همچون کوه باشید همچون کوه استقامت کنید و لحظه ای از خدا غافل نباشید و ای ملت شهید پرور ایران این شما بودید که ماها را پرورش دادید و این شما بودید که ما تشویق کردید برای پیروان پیامبران و ای عزیزان روحانی که ابلاغ کننده و پیاده کننده قوانین الهی هستید این شما بودید که ما را راهنمائی نمودید و امید دادید و اکنون این خونها چه ارزشی که در راه اسلام و راه هستی شما که راه هستی مطلق است ریخته شود ای انقلاب عزیز سیراب شو از خون ما و به ایستادگی خودت ادا دیده ای ، اسلامیان بر خورشید با رهبری ، این رهبر کبیر منجی نسل بت شکن عصر نائب بر حق امام زمان (عج) پرچم اسلام را در سرتاسر جهان برپا کنید.
جوانان عزیز همه مسئولید در برابر قرآن و ملت تحت ستم فلسطین ، لبنان ، عراق ، … برخیزید و بکوشید و به یاری الله آنها را از زیر یوق چپاولگران نجات دهید در آخر سخن به شما ها که از من ناراحتی دارید از هر لحظه حقیرانه تقاضا دارم که حلالم کنید.
دعا به جان امام اولین و آخرین سخن ماست و از پدرم تقاضا دارم که کاری کنید که بنده حقیر از آتش دوزخ رهائی یابم …..

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

جمعه 7 مهر 1391  7:07 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها