0

تلاوت قرآن

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

تلاوت قرآن

فضیلت قرآن و تلاوت آن1

 

در عطش آب حیات
با این قلم‌های شكسته و كلمات بسیار محدودی كه ابزار اندیشه‌های ناتوان ماست، نوشتن و سخن گفتن پیرامون فضیلت قرآن، به مثابه كوشش برای جای دادن بحری پهناور و بی‌انتها، در كوزه‌ای كوچك و باریك است. و این امر نه سخت و دشوار كه امری محال و نشدنی است.
پس ما تشنگان اسیر سراب و گمشدگان كویر تفتیده زندگی، كه ذره ذره وجودمان در عطش قطره‌ای از آب حیات می‌سوزد، حدیث این دریای زلال و بیكران را، برای خود و برای همه تشنگان و سوختگان ره گم‌كرده، چگونه بیان كنیم؟
تنها طریق جستجو
بطور قطع و یقین، تنها طریق اینست كه ملتمسانه، در برابر محرمان اسرار الهی، اولیاء برگزیده و مقرّبان درگاه حق، حجج بالغه الهی، یعنی وجود اقدس پیامبر بزرگوار اسلام و اختران همیشه تابناك آسمان ولایت، ائمه معصومین ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ زانوی ادب زده، و شمه‌ای از فضیلت قرآن، عظیم‌ترین معجزه جاوید عالم امكان را، از لابلای احادیث این رازداران ذخائر الهی، جستجو و بیان كنیم، و به مصداق شعر زیبا و پرمعنای ملای رومی كه گفت:
آب دریا را اگر نتوان كشید هم بقدر تشنگی باید چشید
قطراتی از این بحر بی‌ساحل را در جان تشنه و ملتهب خود بریزیم، و عاشقانه طریق فلاح و رستگاری را در پیش گیریم. «انشاءالله».
برترین موجود خلقت
اولین حدیثی را كه زینت‌بخش این فصل می‌نمائیم، از پیامبر اكرم ـ صلی اللّه علیه و آله ـ می‌باشد كه فرمود: «قرآن از همه چیز جز خدا افضل است»[1]
پیامبر بزگوار در حدیثی دیگر، با یك قیاس بسیار مفهوم، اهمیت و عظمت قرآن را برای امت خویش، اینگونه بیان می‌فرمایند: «برتری قرآن بر سایر سخنان، مانند برتری خداوند است بر بندگانش»[2]
مژده رهائی
قرآن تنها كتابی است كه رستگاری انسان را در دو عالم تضمین می‌نماید. در دنیا چون مشعلی فروزان، انسان را از ظلمات جهل و نادانی رهائی می‌بخشد، و در سرای دیگر، محبوب حضرت پروردگار می‌نماید. مژده رهائی و نجات را در حدیث قرآن ناطق و مولای پرهیزكاران حضرت علی ـ علیه السلام ـ دریابیم و حلاوت آنرا در تمام وجودمان احساس نمائیم: «قرآن بخوانید و آن را از بر كنید «حفظ كنید»، زیرا كه خدای متعال قلبی را كه قرآن را فرا گرفته و دریافته باشد عذاب نمی‌كند»[3]
بر قله رفیع عزت
پروردگار عالم كه پیامبر عظیم الشأن اسلام را خاتم و اشرف پیامبران خود قرار داد، به تبع آن، امت اسلامی را اشرف امت‌های دیگر قرار داد، و از آنجا كه فرمود: «عزت مخصوص خدا و رسول و مؤمنین است»[4]
قرآن را وسیله‌ای برای تعالی مسلمانان قرار داد، تا با تمسك به آن، قله‌های رفیع عزت و سرافرازی و كمال را فتح نمایند.
«قرآن طناب ناگسستنی و پویای الهی است كه از منشاء عزت و حكمت آویخته شده است. اگر امت به این طناب آویخته دسترسی پیدا كند، خود این طناب او را نگاه می‌دارد و بالا می‌برد. و اگر امت كمی بكوشد و حركت كند و به این طناب مرتبط گردد، رفیع خواهد شد، زیرا این طناب دائماً در تنزل و ترّقی است»[5]
پنجمین پیشوای راستین ما حضرت امام باقر ـ علیه السلام ـ ، نقش قرآن را در زندگی، این چنین توصیف فرمودند: «قرآن همانند دو اختر فروزان آسمان (خورشید و ماه) صحنه زندگی انسان‌ها را روشن می‌نماید»[6]
كتاب شفابخش
قرآن عصاره جهان هستی است. قرآن تنها پیكی است كه اسرار عالم هستی را به انسان می‌رساند. و قرآن، آری قرآن، این كتاب خدا و این معجزه جاوید پیامبر اسلام، «شفاء» است.
«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ» «و ما آنچه از قرآن فرستیم، شفای دل و رحمت الهی برای مؤمنان است»[7]
«شفاء ظریف‌ترین و دقیق‌ترین تعبیر درباره قرآن كریم، از نظر درمان بیماری‌های قلب و نفس است. زیرا دوا ممكن است اثر نكند اما شفاء چون درمان محض است لذا ممكن نیست اثر نكند. دوا و شفاء را می‌توان به چراغ و نور تشبیه كرد. چراغ را ممكن است خاموش نمود، ولی نور چون در ذاتش روشنائی است، دیگر امكان ندارد كه از بین برود.»[8]
قرآن از دیدگاه پیامبر (ص)
این فصل را با ذكر حدیثی بلند از سید رسولان خدا حضرت محمد ـ صلی اللّه علیه و آله ـ به پایان می‌بریم. حدیثی كه نه یكبار و نه ده بار كه همواره باید مضمون تفكرات خداجویانه ما باشد. همان تفكرات راهگشائی كه فرمودند ساعتی از آن، برتر از هزار سال عبادت است.
چرا كه پیامبر عزیز، در این حدیث مفصل، بسیاری از فضیلت‌های قرآن را متذكر شده‌اند. و براستی اگر معرفتی در وجود ما باشد. همین یك حدیث، آری فقط درك این حدیث، كافیست كه دل‌های رمیده ما، با كتاب قرآن، از در آشتی درآیند:
«همانا قرآن، نور آشكار و ریسمان محكم و شفابخش از بیماری‌ها و بزرگترین فضیلت و سعادت است. كسی كه از قرآن نور و راهنمائی بخواهد، او را نورانیت می‌دهد. كسی كه كارهای خود را با قرآن منطبق سازد، خدا او را از لغزش‌ها حفظ خواهد كرد. كسی كه به قرآن تمسك جوید، خدا دست او را گرفته و نجات خواهد داد. كسی كه از احكام قرآن جدا نشود، خدا به او رفعت خواهد داد. كسی كه از قرآن شفاء بخواهد، به او شفاء خواهد داد. كسی كه دستور قرآن را برتمایلات خود و بر هر چیز دیگر مقدم بدارد، خدا او را هدایت خواهد كرد. كسی كه هدایت را جز در سایه قرآن بیابد، خدا او را گمراه خواهد كرد. كسی كه قرآن را شعار و شیوه خود قرار دهد، خدا او را سعادتمند خواهد كرد. و كسی كه قرآن را مقتدا و رهبر و نقطه اتكاء خود قرار دهد، خداوند او را در بهشت نعیم منزل خواهد داد»[9]
دستور پیامبر (ص) برای رهائی از ظلمت
انسان، در مسیر زندگی خود، همواره در كمین آشوب و فتنه و گمراهی قرار دارد. و گه‌گاه محیط زندگی، آنچنان تیره و تار می‌گردد كه همه راه‌های گریز، مسدود و از نظرها پنهان می‌ماند.
مروری كوتاه، بر تاریخ زندگانی پرحادثه انسان، از ابتدا تا كنون، گواه این مطلب است كه ظلمت‌های ترسناك و خفقان‌های كشنده، در همه اعصار و قرون، و در همه مكان‌ها، انسان ضعیف النفس را به ستوه آورده است.
پیامبر بزرگوار اسلام (ص)، با آگاهی از این واقعه مستمر، برای نجات امت خویش، منشور پاینده‌ای را صادر می‌فرمایند، كه پشتیبان و ضامن آن، قدرت لایزال الهی است.
«هرگاه فتنه‌ها به شما روی آورد، و محیط جامعه مانند شب تاریك، سیاه گردد، پس بر شما باد تمسك به قرآن»[10] چرا كه رمز رهائی از هر بن‌بست و طریق گریز از هر ظلمت، در این كتاب عظیم و عزیز آسمانی، نهفته است.
عصر ظلمت و ذلت
در ظلمانی‌ترین عصر تاریخ، انسان عنان گسیخته و خسران‌زده، با قلبی بیمار و چشمانی بسته، و حالتی پریشان و وحشت‌زده، آخرین گام‌هایش را بسوی پرتگاه ذلت و حقارت برمی‌داشت...
هر دری بسته، هر دیواری بلند، و هر كوره راه، سرانجام به بن‌بست غم‌انگیزی منتهی می‌شد. اگر هم بطور اتفاق، شعله شمعی برافرخته می‌شد، طوفان زشتی‌ها و پلیدی‌ها، آنرا بی‌رحمانه خاموش می‌كرد، و دقایقی بعد، باقیمانده نیم‌سوخته آن، در زیر تلی از شن و خاك نسیان و جهالت، مدفون می‌گشت... اگر زمزمه‌ای بگوش می‌رسید، زمزمه فریب و خدعه و نیرنگ بود، و...
انفجاری در سكوت
در آن عصر جهالت و آشوب و عصیان، و در آن شوره‌زار تلخ، كه امید به رویش جوانه‌های پاكی و صداقت، انتظاری بود كشنده و عبث، ناگهان انفجاری در سكوت به وقوع پیوست، آسمان شكاف برداشت، و یكباره دریائی از رحمت و بركت و نور، و بر كویر زندگی جاری گشت... و این فریاد از عالم قدس طنین‌انداز شد كه هان ای انسان! ای گمگشته خسران‌زده! لحظه‌ای درنگ و تدبّر، كه سند رهائی و نجات، از عالم ملكوت، بسویت فرستاده شد: «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلی صِراطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ»[11]
بدینسان قرآن چون بارقه‌ای آسمانی، ظلمت مرگبار انسانیت را روشن ساخت، و از هر آیه روزنه‌ای و از هر سوره دری به سوی رحمت بیكران الهی گشوده شد.
و به انسان، آری انسان حقیر و خاكی، این لیاقت و شایستگی عطا شد تا بدون هیچ حاجب و واسطه‌ای، با حضرت رب العرش به گفتگو بپردازد و انس پیدا كند، و بر شاهبال عزّت و كمال، تا اعلی علیّین صعود نماید، وه كه چه سعادت و چه فیضی!
قرآن از زبان محرمان درگاه
حال، صفحه دل را از همه اغیار خالی نموده، سراپا گوش و هوش می‌شویم تا محرمان درگاه و كلیدداران گنج‌های الهی، از فضیلت تلاوت قرآن، برایمان سخن بگویند. سلام و صلوات بی‌شمار حق نثارتان باد.
پیامبر رحمت و حبیب خدا حضرت محمد ـ صلی اللّه علیه و آله و سلّم ـ فرمودند: «اگر می‌خواهید كه: همچون سعادتمندان زندگی كنید، و همچنین شهیدان از دنیا بروید، و در روز حسرت نجات یابید، و در روز گرمای سخت سایبانی داشته باشید، و در روز گمراهی بر راه راست بروید، قرآن را بخوانید كه: كلام رحمان است، و حِرزی در برابر شیطان، و سبب سنگینی ترازوی اعمال»[12]
آخرین زمزمه‌های ما
دومین حدیث را از مولای پرهیزكاران و اولین اختر تابناك آسمان ولایت امام علی ـ علیه السلام ـ نقل می‌كنیم.
در این حدیث شریف، آن امام همام، به نكته بسیار حساس و ظریفی اشاره می‌فرمایند، كه هرچه دركنار آن تأمل و تدّبر نمائیم، باز هم كم است.


[1] . مستدرك، ج 1.
[2] . جامع الاخبار، به نقل از مستدرك الوسائل.
[3] . بحار، ج 92، به نقل از الحیاه.
[4] . سوره منافقون، آیه 8.
[5] . تفسیر موضوعی قرآن، ج 3، آیت الله جوادی آملی.
[6] . بحار، ج 89.
[7] . سوره الاسراء، آیه 82.
[8] . آیت الله جوادی آملی، به نقل از پاسدار اسلام، ش 41.
[9] . بحار، ج 92، ص 31.
[10] . كافی، ج 2.
[11] . سوره ابراهیم، آیه 1.
[12] . بحار، جلد 92، به نقل از الحیاه.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  12:36 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تلاوت قرآن

فضیلت قرآن و تلاوت آن2


اين نكتة مهم كه چه بسا هرگز به ياد آن نبوده‌ايم، توجّه به آخرين زمزمه‌هاي ما، در آخرين لحظه‌هاي زندگي ماست. و اينكه ما در آن لحظه‌هاي غم‌انگيز بريدن از دنيا، چه بگوئيم، و با چه ذكري از آخرين پل زندگي و مرگ بگذريم؟!
«چه خوب است كه همة سخن شما ذكر خدا و قرائت قرآن باشد، كه چون از پيامبر (ص) پرسيدند: در نزد خدا كدام عمل برتر است؟ فرمود: «قرائت قرآن، و اينكه تو در حالي بميري كه زبانت به ذكر خدا مشغول باشد»[1]
با ديدن اين حديث، آرزوئي در وجود من شكفت، كه به يقين آرزوي دل همگي شما عزيزاني است كه حال مشغول مطالعه اين كتاب هستيد.
ما كه نمي‌دانيم مرگ ما چه روزي فرا خواهد رسيد، و ما درچه حالتي دعوت حق را لبيك اجابت خواهيم گفت! آيا روزها و ساعت‌هاي زيادي در بستر بيماري مي‌افتيم؟ آيا بر اثر يك تصادف ناگهاني، در چند لحظه، دفتر زندگي ما بسته مي‌شود؟ و يا اينكه به گونه‌اي ديگر، شربت تلخ مرگ را خواهيم چشيد...
اما اگر به ما اين فرصت استثنائي را خواهند داد، يا بهتر بگوئيم اين توفيق بزرگ را عطا خواهند فرمود كه لااقل چند دقيقه قبل از جان دادن، به ما الهام شود كه شمارش معكوس آغاز شده و اين آخرين نفس‌هاي زندگي است، چه زيبا و پرشكوه است كه به دعا از پروردگار مهربان بخواهيم كه در آن لحظه‌هاي جان كندن، بجاي حسرت دل بريدن از همسر و فرزندان و خويشان، و همة آنچه كه علائق زندگي ماست، به ياد اين حديث آقا و مولايمان بيفتيم و ترنم آخرين حركت لب‌هايمان، اين آيه از كتاب خدا باشد:
«رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَ‏آمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ»[2]
«پروردگارا! ما چون صداي منادئي كه خلق را به ايمان مي‌خواند شنيديم، اجابت كرديم و ايمان آورديم. پروردگارا! از گناهان ما درگذر و زشتي كردار ما بپوشان، و هنگام جان سپردن ما را با نيكان محشور گردان.»
لحظه‌اي درنگ و تأمل
خوب، مطمئن هستم كه تمامي شما عزيزان خواننده، در چند لحظه پيش، با تجسم پايان دقايق زندگي مشتاقانه آرزو نموديد كه آخرين زمزمه‎هاي زندگي شما نيز، تلاوت آيه‌اي از قرآن كريم باشد و انشاءالله براي شما عاشقان قرآن چنين خواهد شد. اما...
اما اي عزيزان لحظه‌اي درنگ!
كسيكه در طول زندگي چندين سالة خويش، لب‌هايش كمتر به ترنم اين آيات مشغول بوده، و به تلفظ عاشقانة اين كلمات مقدس عادت نكرده، و كسيكه با كلام خدا انس پيدا ننموده است، در آن لحظه‌هاي هيبت، كه انسان نه دست و پايش كه زبان و كلامش، و همه چيزش را گم مي‌كند، شايد محال باشد كه بتواند زبانش را به تلفظ آيات الهي بچرخاند، پس چه بايد كرد؟
بدون هيچ ترديدي، تنها راه نجات اينست كه از همين حالا، آري همين حالا، دوستي عميق خود را با كتاب خدا آغاز نمائيم، پيوسته و در همه حال، آيات قرآن را عاشقانه زمزمه كنيم، تا زبان و دهان و لب‌هايمان، به تلاوت قرآن خو بگيرند، كه تا رسيدن به آخرين لحظه‌هاي زندگي، فرصت چنداني باقي نمانده است.
ضرورت حياتي عبادت
اگر براستي طالب رسيدن به فلاح و رستگاري ابدي هستيم، اگر تصميم داريم كه از مرتبة ناقص خود، به آن مرتبه‌اي كه لايق ماست برسيم، اگر قصد تقرّب و نزديك شدن به صفات نيكوي الهي را داريم، و در يك كلام، اگر مي‌خواهيم كه پيامبرگونه بشويم، بايد عبادت مخلصانه را، بعنوان يك ضرورت حياتي، در زندگي روزمرة خود، صادقانه بپذيريم، و عاشقانه به آن بپردازيم...
و براي اينكه سريع‌تر به اين هدف مقدس برسيم، چون هميشه، چشم به لبان مبارك پيامبر رحمت و داناي اسرار الهي، حضرت ختمي مرتبت (ص) مي‌دوزيم و با جان و دل، كلام آسمانيش را مي‌پذيريم: «بالاترين عبادت‌ها، قرائت قرآن است»[3]


[1] . بحار، جلد 92، به نقل از الحياة.
[2] . سورة آل عمران، آيه 193.
[3] . مجمع البيان، ج 1، به نقل از قرآن در احاديث اسلامي.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  12:37 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تلاوت قرآن

درجات قاریان قرآن

 

مراتب قاریان قرآن
قاریان قرآن، بر حسب خلوص، تدبر، تأثیر پذیری و خضوعشان (نسبت به قرآن) در مراتب و درجات متفاوتی قرار دارند. بزرگان علم اخلاق و عرفان، از جمله ملا محسن فیض كاشانی و ملا احمد نراقی، برای تلاوت كنندگان قرآن، سه درجه و مرتبه در نظر گرفته و متذكر شده‎اند كه یكی از آداب تلاوت، سعی در ترقی و رسیدن به درجات بالاتر است.
مرتبه‌ اول: قاری خود را در حالتی تصور كند كه گویا در برابر پروردگار ایستاده و به تلاوت قرآن مشغول است، وخدای تعالی باو نظر می‌كند و كلام او را می‌شنود. بدیهی است حال چنین بنده‌ای كه خود را در حضور مولا می‌بیند، حال تضرع و زاری و ناله است.
مرتبه دوم: قاری چنان در قلب خود مشاهده نماید كه گویا خداوند بزرگ او را مورد الطاف بی‌پایان خویش قرار داده، و به او امر و نهی می‌كند. وظیفه قاری در چنین حالت، خوف و شرمساری و سراپا گوش شدن است.
مرتبه سوم: قاری حتی ذره‌ای متوجه خود و تلاوت خود نباشد، و تمام هوش و حواس او متوجه صاحب كلام باشد. بطوریكه گویا غرق در مشاهده جمال بی‌همتای اوست. بنابرقول بزرگان یاد شده،[1] مرتبه‌ اول و دوم درجه اصحاب یمین، و مرتبه سوم درجه مقربین و صدیقین، و خارج از این مراتب، درجه غافلین است.
حالات معصومین ـ علیه السلام ـ به هنگام تلاوت
در سیره اهل بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السلام ـ ، به موارد زیادی اشاره شده است كه آن برگزیدگان خدا، به هنگام تلاوت قرآن، جز جمال زیبا و كلام شیرین دوست، چیز دیگری را نمی‌دیده و نمی‌شنیدند. «نقل است كه حضرت امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ مشغول نماز بودند كه یكباره حالت خاصی به ایشان دست داد و مدهوش بر زمین افتادند.
وقتی آن حضرت بهوش آمدند، علت آن حالت را پرسیدند. فرمودند آیه‌ای را با زبان قلبم آنقدر تكرار كردم كه گویا آنرا از صاحب كلام شنیدم. اندامم تاب دیدن قدرت او را نیاورد، و از خود بیخود شدم.»[2]
بسیاری از عالمان ربانی و مؤمنان زاهد نیز، به هنگام تلاوت قرآن، به حالات خاصی می‌رسند، كه در این‌باره نقل قول بسیار است. «یكی از حكماء گفته: من همواره به تلاوت قرآن مشغول بودم ولی شیرینی از آن احساس نمی‌كردم. تا اینكه روزی چنان تلاوت می‌كردم كه گویا می‌شنیدم كه نبی‌اكرم (ص) آنرا بر یارانش تلاوت می‌فرماید.
آنگاه از این مقام هم قدم فراتر گزاردم، و هنگام تلاوت چنان بود كه گوئی از جبرئیل می‌شنیدم كه بر پیغمبر (ص) تلقین می‌كند. سپس خداوند متعال مرا به این مقام رسانیده كه گویا آیات شریفه را از متكلم آن استماع می‌كنم، و چنان لذت می‌برم كه از وصفش عاجزم»[3]
مراتب قاریان در روز قیامت
به استناد احادیثی كه در كتاب‌های معتبر ذكر گردیده، در روز قیامت نیز، قاریان قرآن، بر حسب مقدار آیاتی كه تلاوت می‌نمایند، در مراتب و درجات متفاوتی قرار می‌گیرند.
ششمین نیّر فروزان برج امامت و عصمت، امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «بر شما باد به تلاوت قرآن، زیرا كه درجات بهشت مساوی است با عدد آیات قرآن. و روز قیامت به قاری قرآن گفته می‌شود كه بخوان و بالا برو، و او هر آیه كه می‌خواند یك درجه بالا می‌رود.»[4]
از امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ نقل است كه فرمودند: «به قاری قرآن گفته می‌شود بخوان و بالا رو، و آن را به تأنی بخوان همچنان‌كه در دنیا آنرا به تأنی می‌خواندی. همانا عظمت مقام و درجه تو، در آخرین آیه‌ایست كه می‌خوانی.»[5]
دسته‌بندی قاریان قرآن
در روایتی كه از پنجمین امام معصوم حضرت باقر ـ علیه السلام ـ به ما رسیده است، ایشان قاریان قرآن را به سه دسته تقسیم نموده و انگیزه هركدام را بیان فرموده‌اند:
«قاریان قرآن سه دسته‌اند: اول ـ كسانی كه قرائت قرآن را وسیله امرار معاش و تقرب به ملوك و فزون طلبی نسبت به مردم قرار داده‌اند. دوم ـ كسانی كه قرآن را می‌خوانند، و فقط حروف آنرا گرفته و حدود آنرا ضایع كرده‌اند. خداوند امثال آنها را زیاد نكند. سوم ـ كسانی كه قرآن را تلاوت می‌كنند، و با دستورات شفابخش آن، بیماری‌های قلبی و فكری خود را درمان می‌كنند. شب‌ها با تلاوت قرآن مأنوس هستند و روزها در صحنه‌های زندگی از آنها الهام می‌گیرند، و بخاطر انس با قرآن، پهلو از رختخواب ناز تهی می‌كنند. پس خداوند به بركت این گروه از حاملان معارف قرآن، بلا را از اجتماعات دور می‌كند، و به خاطر آنان باران رحمت خود را فرود می‎آورد. بخدا قسم كه این دسته در جامعه، از كبریت احمر كمیاب‌ترند».[6]


[1] . در كتاب‌های ارزنده «معراج السعاده» و «حقایق».
[2] . و حقایق، تألیف ملا محسن فیض كاشانی.
[3] . و حقایق، تألیف ملا محسن فیض كاشانی.
[4] . وسائل، ج 2، به نقل از قرآن در احادیث اسلامی.
[5] . مجمع البیان، ج 1، ص 30.
[6] . كافی، ج 2، به نقل از قرآن در احادیث اسلامی.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  12:40 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تلاوت قرآن

ثواب قرائت قرآن كریم

 

حضرت امام محمد باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: «قرآن را بیاموزید زیرا قرآن در بهترین صورت‌ها كه مردم دیده‌اند روز قیامت بیاید و مردم در یكصد و بیست هزار صف هستند، كه هشتاد هزار آن صف‌ها از امت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ است و چهل هزار صف از امت‌های دیگر، پس به صورت مردی در برابر صف مسلمانان در آید و آنها به وی نظر كنند و گویند: «معبودی جز خدای بردبار و كریم نیست، همانا این مردی از مسلمانان است كه به سیما و صفت، او را بشناسیم جز این‌كه او درباره قرآن كوشاتر از ما بوده و از این رو درخشندگی و زیبایی و روشنی بیشتری به او داده شده كه به ما داده نشده و سپس از آنها بگذرد تا در صف شهیدان قرار بگیرد، شهداء به او نظر كنند و گویند: معبودی جز خدای پروردگار مهربان نیست، این مرد از شهیدان است كه ما او را به سیما و صفت شناسیم، جز این‌كه او از شهیدان در دریاست و از اینجا به او زیبایی و برتری داده‌اند و به ما نداده‌اند، فرمود: بگذرد تا به صورت شهیدی در برابر صف شهیدان دریا برسد، پس آنان به او نگاه كنند و شگفت آنها بسیار گردد و گویند: این از شهیدان در دریاست كه ما او را به علامت و صفت بشناسیم جز این‌كه آن جزیره كه این مرد در آن شهید شده هولناك‌تر از جزیره‌ای است كه ما در آن گرفتار شدیم.
روی این جهت است كه به او درخشندگی و زیبایی و روشنی بیشتری از ما داده‌اند، پس از آنان بگذرد تا به صف پیامبران و مرسلین برسد، در صورت یك پیامبر مرسل، پس پیامبران به او نگاه كنند و تعجبشان بیشتر گردد.
و گویند: براستی این پیامبر مرسلی است كه ما او را به نشانی و وصفش می‌شناسم جز این‌كه به او برتری بسیاری داده شده است. پس همگی پیامبران گرد آیند و خدمت رسول خدا آیند و از او پرسند و گویند: ای محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ این كیست؟!
فرماید: آیا او را نمی‌شناسید؟ گویند: ما او را نشناسیم، او از آنهایی است كه خدا بر او خشم نكرده است.
پس رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: «این حجت خدا بر مردم است. پس سلام كند و بگذرد تا به صف فرشتگان برسد به صورت فرشته‌ای، پس فرشتگان به او نظر كنند و سخت در شگفت روند و چون برتری او را ببینند بر آنها گران آید و گویند: پروردگار ما، این بنده‌ای از فرشتگان است كه او را به نشانی و وصفش بشناسیم جز این‌كه او از نظر مقام و مرتبه نزدیك‌ترین فرشتگان است نزد خدای ـ عزّوجل ـ و از این نظر نور و جمالی دارد كه ما نداریم.
پس بگذرد تا به درگاه ربّ ـ تبارك و تعالی ـ رسد و پای عرش به سجده افتد، خدای او را ندا كند: ای حجت من در زمین و ای سخن راست و گویایم! سر بردار و بخواه تا به تو داده شود و شفاعت كن، تا شفاعتت پذیرفته شود، پس سر بردارد و خدای به او فرماید: بندگان مرا چگونه دیدی؟
عرض كند: بار پروردگارا، برخی از ایشان مرا نگهداری كردند و محفوظ داشتند و چیزی از مرا ضایع نكردند و برخی از ایشان مرا ضایع كردند و حق مرا سبك شمردند و مرا تكذیب كردند، با این‌كه من حجت تو بر تمامی بندگانت بودم.
پس خدای ـ تبارك و تعالی ـ فرماید: به عزت و جلال خودم و مكانت والایم سوگند! امروز بهترین ثواب را به تو بدهم و دردناك‌ترین كیفر را به خاطر تو بدهم. قرآن به صورت مردی رنگ پریده و متغیر كه اهل محشر او را ببینند درآمده و به مردی از شیعیان كه او را می‌شناخته می‌گوید: ای بنده خدا من تو را می‌شناسم پس بدان منم كه تو را به شب بیداری كشیدم و در زندگیت تو را به تعب می‌افكندم، درباره من ناهنجار شنیدی و رانده در گفتار شدی، آگاه باش كه همانا هر تاجری سود خود را دریافت كند و من امروز پشتیبان و پشت سر تو هستم و گوید: پروردگارا بنده توست و تو به او داناتری كه رنجش درباره من بود و مواظب بر من، به خاطر من با دشمنانم دشمنی می‌كرد و دوستی و خشمش درباره من بود.
پس خدای ـ عزّوجلّ ـ فرماید: بنده‌ام را وارد بهشتم كنید و از جامه‌های بهشتی به او بپوشانید و تاج بر سرش نهید و چون با او چنین كنند او را به قرآن نشان دهند و گویند: آیا به آن چه درباره دوستت رفتار شده خشنود شدی؟ گوید: بار پروردگارا! من اینان را كم شمرم، خیر را درباره‌اشاره افزون كن!
خداوند فرماید: به عزت و جلال و ارتفاع مقامم سوگند امروز به او و هر كه در پایه اوست پنج چیز دهم. آگاه باش! كه ایشان جوانانی باشند كه پیر نشوند، تندرستانی باشند كه بیمار نگردند و توانگرانی باشند كه ندار نشوند و خرسندانی باشند كه غمگین نشوند و زنده‌هایی باشند كه نمی‌میرند.»[1]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «همانا این قرآن كتابی است كه در آن جایگاه نور هدایت و چراغ‌های شب تار است. پس شخص تیزبین باید كه در آن دقت كند و برای پرتواش نظر خویش را بگشاید، زیرا كه اندیشیدن زندگانی دل بینا است، چنانچه آن‌كه جویای روشنی است در تاریكی‌ها به سبب نور راه پیماید.»[2]
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: قرآن راهنمای گمراهی است و بینائی از هر كوری است و سبب گذشت از لغزش‌هاست و روشنی در هر تاریكی و در پیشامدها پرتویی است و نگاهدارانده از هر هلاكتی است و (ره) جویی در هر گمراهی و بیان كننده هر فتنه و اشتباهی است و انسانی را از دنیا به آخرت رساند و در آن است كمال دین شما، و هیچ كس از قرآن روی‌گردان نشود جز به سوی دوزخ.»[3]
حضرت علی ـ علیه السّلام ـ در فضل قرآن چنین می‌فرماید: «اگر همه مردم كه مابین مشرق و مغرب هستند بمیرند، من از تنهایی هراس نكنم، پس از آن‌كه قرآن با من باشد.» و آن حضرت شیوه‌اش این بود كه هرگاه «مالك یوم الدین» را می‌خواند، آن قدر آن را تكرار می‌كرد كه نزدیك بود بمیرد.[4]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرموده‌اند: «رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرموده است: همانا اهل قرآن در بلندترین درجات آدمیان است به جز پیامبران و مرسلین، پس حقوق اهل قرآن را اندك و كم مشمارید، زیرا برای ایشان از طرف خدای عزیز و جبار، مقام بلندی است.»[5]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ در مورد فضیلت قاری قرآن می‌فرماید: «هر كه در حال جوانی قرآن بخواند و با ایمان باشد، قرآن با گوشت و خونش می‌آمیزد و خدای ـ عزّوجلّ ـ او را با فرشتگان پیغام برنده و نیك رفتارش رفیق كند و قرآن برای او در روز قیامت پرده و مانعی از آتش باشد و گوید: بار پروردگارا هر كارگری به مزد كار خویشتن رسیده جز كارگر من، پس گرامی‌ترین عطایای خود را به او برسان. فرمود: پس خدای عزیز و جبار دو جامه از جامه‌های بهشتی به او بپوشاند و بر سرش تاج كرامت نهاده شود، پس به قرآن گرفته شود: آیا ما تو را درباره این شخص خشنود كردیم؟ قرآن گوید: بار پروردگارا من برتر از این درباره او میل داشتم. پس نامه امان از دوزخ را به دست راستش دهند و فرمان جاویدان ماندن در بهشت را در دست چپش گذارند و وارد بهشت شود، پس به او گفته شود: بخوان قرآن را و یك درجه بالا برو، پس به قرآن گویند: آیا خشنود شدی؟ گوید: آری. حضرت فرمود: هر كس قرآن بسیار بخواند و با این‌كه حفظ آن بر او دشوار است آن را به ذهن خویش بسپارد، خدای ـ عزّوجلّ ـ دوبار پاداش آن را به او بدهد.»[6]
ابان بن تغلب از امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت می‌كند كه فرمود: «مردم روایات چهار گونه هستند، من عرض كردم: فدایت شوم آنها كیانند؟ فرمود: یكی مردی كه ایمان دارد ولی قرآن به او داده نشده و دیگر مردی كه قرآن را دارد ولی ایمان ندارد، سوم مردی كه هم قرآن را به او داده‌اند و هم ایمان را و چهارم مردی كه نه قرآن را داراست و نه ایمان را. عرض كردم: قربانت گردم، برای من حال اینها را بیان و شرح فرمایید، فرمود: اما آنكه ایمان دارد ولی قرآن بدو داده نشده چون میوه است كه مزه‌اش شیرین است ولی بو ندارد و اما آن كس كه قرآن را داراست ولی ایمان ندارد چون برگ درخت مو است كه بویش خوش است ولی مزه تلخ دارد و اما آن كس كه هم قرآن را داراست و هم ایمان دارد چون ترنج است كه هم خوشبو است و هم خوش مزه ولی آن كس كه نه قرآن به او داده شده و نه ایمان، مانند هندوانه ابوجهل است كه بو ندارد و مزه‌اش نیز تلخ است.»[7]
حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: حاملین قرآن، نمایندگان و سرپرستان اهل بهشتند و مجتهدان جلوداران اهل بهشتند و پیامبران آقایان اهل بهشتند.»[8]
یعقوب احمر گوید: «به حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ عرض كردم: قدایت شوم، من قرآن را خواندم ولی از ذهنم رفته است. دعا كنید خداوند آن را به من بیاموزد. گوید: آن حضرت از این مطلب كه من خدمتش گفتم ناراحت شد و فرمود: خداوند آن را به تو و ما همگی یاد دهد. گوید: ما نزدیك ده نفر بودیم ـ پس فرمود: سوره‌ای كه مردی می‌خواند با اوست تا گاهی كه آن را واگذارد، پس روز قیامت در زیباترین صورت نزدش آید و بر او سلام كند.
آن مرد گوید: تو كیستی؟ گوید: من فلان سوره‌ام و اگر تو به من متصل بودی و نگاهم داشته بودی تو را در این درجه فرود می‌آوردم، پس بر شما باد به ملازمت قرآن، پس فرمود: برخی از مردم هستند كه قرآن می‌خوانند تا گفته شود فلان كس قاری قرآن است و برخی برای آوازه‌خوانی آن را یاد می‌گیرند كه بگویند: فلانی خوش صدا است و برخی قرآن می‌خوانند برای سودجویی و به دست آوردن دنیا و چیزی در آنها نیست و برخی هستند كه قرآن می‌خوانند تا از آن در نمازشان و در شب و روزشان منتفع شوند.»[9]


[1] . اصول كافی، ص 394 ـ 397، 400، 401.
[2] . همان.
[3] . همان.
[4] . اصول كافی، ص 403 ـ 406.
[5] . همان.
[6] . همان.
[7] . اصول كافی، ص 407 ـ 409.
[8] . همان.
[9] . اصول كافی، ص 410‌ـ 413.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  12:41 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تلاوت قرآن

ثواب قرائت قرآن كریم2

 

 


پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در فضيلت قرائت قرآن در منزل فرموده‌اند: خانه‌هاي خود را به تلاوت قرآن روشن كنيد و آنها را گورستان نكنيد. چنانچه يهود و نصاري كردند، در كليساها و عبادتگاه‌هاي خود نماز كنند، ولي خانه‌هاي خويش را معطل گذارند زيرا كه هر گاه در خانه تلاوت قرآن بسيار شد، خير و بركتش زياد شود و اهل آن به وسعت رسند و آن خانه براي اهل آسمان درخشندگي دارد چنانچه ستارگان آسمان براي اهل زمين مي‌درخشند.»[1]
امام صادق ـ عليه السّلام ـ نيز فرمودند: «خانه‌اي كه در آن شخص مسلماني قرآن مي‌خواند، اهل آسمان آن خانه را بنگرند چنانچه اهل دنيا ستاره درخشان را در آسمان بنگرند.» نيز فرموده‌اند:
حضرت علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: خانه‌اي كه در آن قرآن خوانده شود و ذكر خداي ـ عزّوجلّ ـ در آن بشود، بركتش بسيار شود و فرشتگان در آن بيايند و شياطين از آن دور شوند و براي اهل آسمان مي‌درخشند چنانچه ستارگان براي اهل زمين مي‌درخشند و خانه‌اي كه در آن قرآن خوانده نشود، و ذكر خداي ـ عزّوجلّ ـ در آن نشود، بركتش كم شود و فرشتگان از آن دور شوند و شياطين در آن حاضر گردند.»[2]
امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند: «هر كه قرآن را از روي آن بخواند از ديدگان خود بهره‌مند شود و سبب سبك شدن عذاب پدر و مادرش گردد اگر چه آنها كافر باشند. هر آينه من خوش دارم در خانه قرآني باشد كه خداي ـ عزّوجلّ ـ به آن سبب شيطان‌ها را از آن خانه دور كند. سه چيز است كه به درگاه خداي ـ عزّوجلّ ـ شكايت كند، مسجد ويراني كه اهلش در آن نماز نخوانند و دانشمند و عالمي كه ميان نادان‌ها و جاهلان باشد و قرآني كه گرد به آن نشسته و كسي آن را نخواند.»[3]
از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ منقول است كه: «به امت من كمتر از سه چيز داده نشده: زيبايي، آواز خوش و حافظه. از جمله زيباترين زيبايي‌ها موي زيبا و نغمه آواز خوش است. هر چيزي زينتي دارد و زينت قرآن آواز خوش است.»[4]
از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل شده است كه: «رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: مرد عجمي (غير عرب) از امت من قرآن را عجمي مي‌خواند (يعني مراعات تجويد و محسنات قرائت را نمي‌كند يا اعراب آن را غلط مي‌خواند) و فرشتگان آن را به عربي صحيح بالا مي‌برند.»[5]
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «اگر مي‌خواهيد با خدا سخن بگوييد پس قرآن بخوانيد.»[6]
همچنين آن بزرگوار فرموده‌اند: «قلب‌ها نيز مانند آهن زنگار مي‌گيرد. سؤال شد با چه چيزي زنگار را بايد زدود؟ فرمود: خواندن قرآن.»[7]
حضرت علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: «ظاهر قرآن دلنواز و مسرت‌خيز و باطنش عميق است.»[8]
و رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در فضيلت قرائت قرآن چنين فرموده است: «قرآن بخوانيد، زيرا خواندن آن گناهان را مي‌شويد و سدي در برابر آتش مي‌گردد و مانع عذاب مي‌شود. از خواندن قرآن غفلت نكن، زيرا لب را زنده مي‌كند و از گناه، تو را باز مي‌دارد. كسي كه قرآن مي‌خواند در درجات نبوت قرار گرفته غير از آن‌كه، به او وحي نمي‌شود.»[9]
رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در پاداش خواندن قرآن مجيد، مطالب زير را مطرح نموده‌اند: «بهترين شما آن كسي است كه قرآن را فراگيرد و به ديگران هم بياموزد. بهترين عبادات، خواندن قرآن است. و شريف‌ترين كسان از امت من كسي است كه حامل قرآن باشد و اصحاب شب بيداري و قرائت قرآن در نميه دوم شب. هيچ پدري نيست كه فرزند خود را قرآن بياموزد مگر اين‌كه خداي بزرگ روز قيامت، تاج كرامت بر سر پدر و مادر او گذارد و لباس بر آنان بپوشاند. لباسي كه در دنيا، مردم مثلش را نديده باشند. هر كس به قرآن خواندن مشغول و به ياد من باشد، هر چه سؤال كند، بهترين آن چه به سائلين اعطاء مي‌شود به او عطا خواهد شد. براي شيطان هيچ چيز شديدتر از قرائت قرآن نيست كه قاري قرآن و ناظر به كلام خدا كه از روي قرآن قرائت نمايد، شيطان از او فرار مي‌نمايد.»[10]
رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ به سلمان سفارشي نمود: «سلمان به خواندن هر آيه از قرآن، خداوند ثواب صد شهيد مي فرمود و به خواندن هر سوره ثواب پيغمر مرسلي كه تبليغ رسالت كرده باشد و به قاريان قرآن، رحمت خود را نازل و متوجه مي‌سازد. فرشتگان ملاء اعلا براي خوانندگان قرآن طلب آمرزش مي‌كنند و بهشت، مشتاق لقاي آنان است و خداي عالم كه قرآن كلام و سخن اوست از قاريان كتاب راضي و خشنود مي‌گردد مؤمن وقتي قرآن بخواند، خداوند به او نظر محبت و مودّت مي‌فرمايد و به تعداد هر آيه كه بخواند هزار حوريه براي او مي‌آفريند و به شماره حروف قرآن، نوري خلق مي‌كند كه در صراط او را راهنمايي نمايد و چون مؤمن قرآن را ختم كند، خداوند ثواب سيصد و سيزده پيغمبر به او عنايت مي فرمايد كه هر پيغمبر، احكام الهي را به مردم عصر خود رسانده باشند و اين همان محتواي قرآن است. خواننده قرآن مانند كسي است كه همه كتب و صحايف الهي را كه بر انبياء نازل شده است خوانده باشد. بهترين اعمال، خواندن قرآن كريم است.
خداوند به پاداش هر سوره كه قرائت كند يك شهر در بهشت فردوس به او عنايت فرمايد و هر شهري از درّ خضراء سبز رنگ است و در هر مدينه هزار خانه است و در هر خانه هزار حجره است و در هر حجره هزار خانه از نور بنا شده و در هر بيتي صد هزار در ورودي دارد و در هر بابي هزار در رحمت است و بر هر بابي صدهزار دربان است كه به دست درباني هديه‌اي رنگارنگ است و بر سر هر يك از انان عمامه‌اي از استبرق است كه بهتر از دنيا و آنچه در آن است؛ مي‌باشد و در هر خانه صدهزار دكان است و هر دكان از عنبر ساخته شده و فاصله هر دكاني به فاصله شرق تا غرب عالم دنياست و بالاي هر دكاني صدهزار سرير نصب شده و در هر سريري صدهزار فراش است و فاصله هر فراشي تا فراش ديگر صدهزار زراع است و بالاي هر فراشي حلقه‌هاي حورالعين صف دايره‌اي بسته‌اند و به دست هر فرشته و حورالعين هديه‌اي است و لباس آنان حُلّه‌اي است كه ساقهاي آنان از آن نمايان است و بر سر آنان تاجي از عنبر مكلل به در و ياقوت است و بر هر تاجي شصت هزار رشته از مشك و غاليه در آن تعبيه شده و در گوش هر يك از آنان، گوشواره‌ها و گردن بندهاست كه هزار رشته دارد از طلا و جواهر و در سر هر يك از آنان هزار رنگ جواهر است كه هيچ يك شبيه به ديگري نيست و بين هر يك حوريه و بين هر حوريه هزار خادم است كه به دست هر خادمي هزار كاسه طلايي از شراب بهشتي و هزار مائده، در هر مائده هزار كاسه غذاي ملوّن و مكيّف و هزار ظرف شراب كه هيچ يك به ديگري شبيه نيست و هر يك از مواد غذايي و شرابي، لذتي دارد كه در هيچ يك ديگر چنان لذّتي نيست و در هر يك لقمه و شرعه صد هزار لذت است كه وليّ خدا در مي‌يابد و اين همه مخصوص صاحبان و قاريان قرآن است.»[11]

[1] . همان.
[2] . اصول كافي، ص 414 ـ 424.
[3] . همان.
[4] . همان.
[5] . همان.
[6] . كنزالعرفان، حديث 2258.
[7] . كنزالعرفان، حديثهاي 2241، 32، 40، 2441، 2347.
[8] . غررالحكم، ص 240، فصل نهم.
[9] . كنزالعرفان، حديثهاي 2241، 32، 40، 2441، 2347.
[10] . وسائل‌الشيعه، ـ عزّوجلّ ـ 4، ص 835 ـ 825.
[11] . جامع الاخبار، ص 113، حديث 197/1.
عباس ملاتقي

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  12:42 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تلاوت قرآن

تلاوت و قرائت قرآن در روایات

 

1. قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «یا سلمان علیك بقراءه القرآن فان قراءته كفاره للذنوب و ستر من النار، و امان من العذاب، و یكتب المن یقرأه بكل آیه ثواب مائه شهید...»؛
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: یا سلمان بر تو باد تلاوت قرآن، به درستی كه تلاوت قرآن كفاره گناهان است و حجاب از آتش و امان از عذاب است و برای كسی كه قرآن می‌خواند به ازای هر آیه ثواب صد شهید نوشته می‌شود. (البحار، ج 92، ص 17، ر 18)
2. من كلام رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «ان المؤمن اذا قرء القرآن نظر الله الیه بالرحمه و اعطاه الله بكل آیه الف حوز و اعطاه بكل حرفٍ نوراً علی الصراط...»؛
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: مؤمن هر زمان كه قرآن بخواند خداوند با رحمت به او نگاه می‌كند و به او به ازای هر آیه هزار حوریه و به ازای هر حرف نوری بر صراط‌ها به او می‌بخشد. (بحار، ج 92، ص 17، ر 18)
3. من كلام رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «یا سلمان المؤمن اذ قرء القرآن فتح الله علیه ابواب الرحمه و خلق الله بكل حرف یخرج من فمحه ملكاً یسبح له الی یوم القیامه»؛
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: یا سلمان مؤمن زمانی كه قرآن تلاوت می‌كند باز می‌كند خداوند دربهای رحمت را و خلق می‌كند به ازای هر حرفی كه از زبان او خارج می‌شود، ملكی را كه برای او تسبیح كند تا روز قیامت. (البحار، ج 92، ص 17، ر 18)
4. قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «من قرأ عشر آیات فی لیله لم یكتب من الغافلین و من قراء خمسین آیه كتب من الذاكرین و من قرأ مائه آیه كُتب من القانتین»؛
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: كسی كه ده آیه در یك شب بخواند، نوشته نمی‌شود از غافلین و هر كس پنجاه آیه بخواند در زمره ذاكرین نوشته می‌شود و هر كس صد آیه بخواند در زمره قانتین نوشته می‌شود. (الكافی، ج 2، ص 448)
5. قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «افضل العباده قراءه القرآن»؛
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: بهترین عبادت قرائت قرآن است. (مجمع البیان، ج 1، ص 15)
6. قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «من قرأ القرآن فظن ان اَحداً اُعطی افضل ممّا أُعطی افضل ممّا أعطی فقد حقّر ما عظّم الله و عظّم حقّر الله»؛
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: كسی كه قرآن بخواند و گمان كند كسی چیز بهتری از آن چه او دارد (قرائت قرآن) پس تحقیر كرده آن چه را خدا بزرگ داشته و بزرگ كرده آن چه را خدا كوچك دانسته است. (مجمع البیان، ج 1، ص 16)
7. قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «قال الله تبارك تعالی من شُغِل بقراءه القرآن عن دعائی و مسألتی اعطینه اَفضل ثواب الشاكرین»؛
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: كسی كه مشغول شود به قرائت قرآن از دعا و مسائل به او بهترین ثواب شكرگزاران را می‌بخشم. (بحار الانوار، ج 92، ص 200)
8. قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «من قرأ ثلث القرآن فكأنما اوتی ثلث النبوه و من قرأ ثلثی القرآن فكانّما اوتی ثلثی النبوه و من قرأ القرآن كله فكانّما اُوتی تمام النبوه»؛
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: كسی كه بخواند یك ثلث قرآن مثل این كه آورده است یك ثلث نبوت را و كسی كه بخواند دو ثلث قرآن را مثل این كه به جا آورده دو ثلث نبوت را و كسی كه تمام بخواند قرآن را، مثل این كه تمام نبوت را انجام داده است. (و كار پیامبری كرده است) (المستدرك، ج 1، ص 293)
9. قال الباقر ـ علیه السّلام ـ : «انما شیعه علیٍ كثیره صلاتهم و كثیره تلاوتهم القرآن»؛
امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: شیعیان و دوستان علی زیاد نماز می‌خوانند و زیاد قرآن تلاوت می‌كنند. (صفات الشیعه، ص 167)
10. قال الصادق ـ علیه السّلام ـ : «علیكم بتلاوه القرآن فان درجات الجنه علی عدد آیات القرآن فاذا كان یوم القیامه قیل لقاری القرآن اقرأ و ارقأ»؛
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: بر شما است تلاوت قرآن به درستی كه درجات بهشت به تعداد آیات قرآن است، پس زمانی كه روز قیامت شود گفته می‌شود به قاری، قرآن، قرآن بخوان و بالا برو. (الوسایل، ج 2، ص 842)
11. قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «اقرؤوا القرآن فان الله تعالی لا یعذّب قلباً وعی القرآن»؛
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: قرآن را بخوانید زیرا خداوند دلی را كه قرآن را دریافته معذّب نمی‌كند. (نهج الفصاحه، ص 80، ح 426)
12. قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «ان هذه القلوب تصدأ كما یصدأُ الحدید قیل فما جلاؤُها قال ذكر الموت و تلاوه القرآن»؛
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: به درستی كه این قلبها زنگ می‌زند، مثل آهن، گفتند صیقل آن چیست؟ فرمود: یاد مرگ و خواندن قرآن. (نهج الفصاحه، ص 189، ح 934)
13. قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «اقرؤوا القرآن و اعملوا به و لا تجفوا عنه و لا تغلوا فیه و لا تأكلوا به و لا تستكثروا به»؛
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: قرآن را بخوانید و بدان عمل كنید و از آن دور نشوید و در آن غلو نكنید و به وسیله آن نان نخورید و به كمك آن فزونی نجوئید. (نهج الفصاحه، ص 80، ح 425)
14. قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «قراءه القرآن فی الصلاه افضل من قراءه القرآن فی غیر الصلاه و قراءه القرآن فی غیر الصلوه افضل من ذكر الله تعالی»؛
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: خواندن قرآن در نماز بهتر است از خواندن آن در غیر نماز و خواندن قرآن در غیر نماز بهتر است از ذكر خدای متعال. (بحار الانوار، ج 92، ص 18)
15. من كلام الصادق ـ علیه السّلام ـ : «فقاریء القرآن یحتاج الی ثلاثه اشیاء قلب خاشع بدن فارغ و موضع خال»؛
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: قاری قرآن به سه خصلت نیازمند است: 1. قلب با خشوع و خضوع؛ 2. بدن فارغ از هر گرفتاری و رنج؛ 3. مكان خالی از همه گرفتاری‌ها و وسوسه‌ها. (بحار، ج 85، ص 43، ر 30)

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  12:43 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تلاوت قرآن

 

تداوم و پیوستگی در قرائت قرآن

 

قال الله تَعالی: «... فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ...».[1]
(پس هر چه از قرآن ـ برایتان ـ میسر است ـ هر روز ـ بخوانید).
«وَ عَلَیْكَ بِتِلاوَهِ القُرآنِ عَلی كُلِّ حالٍ».[2] از وصایای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به علی ـ علیه السّلام ـ
(و تلاوت قرآن را در هر شرایطی ملتزم باش)
تداومِ قرائت و پیوستگیِ‌آیات، امر پنجمی است كه «ترتیل در لفظ» را تكمیل كرده زمینه بسیار مساعدی را برای جریان معنوی ترتیل فراهم می‎آورد.
1. اصل تدریج و پیوستگی در جریانِ رشد
با توجه به اینكه قرآن كریم، رزقِ روحیِ مؤمن می‎باشد ناچار باید این تغذیه، مستمر و دائمی باشد و در هر شبانه روز، سهمی برای روحِ خویش در نظر بگیریم، همانگونه كه خداوندِ عالم، نماز را در پنج وقتِ شبانه روز واجب فرموده است كه به هیچ وجهی و در هیچ شرایطی قابل فسخ نمی‎باشد:
«إِنَّ الصَّلاهَ كانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ كِتاباً مَوْقُوتاً».[3]
جریان تحول و رشدِ روحِ انسانی، امری پیوسته و تدریجی است كه دو عاملِ اساسی در تداوم و پیوستگی قرائت قرآن می‎باشد:
«أحّبُّ الأعْمالِ إِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ما داوَمَ العَبْدُ عَلَیْهِ وَ انْ قَلَّ».[4] باقر ـ علیه السّلام ـ
(محبوبترین اعمال بسویِ خدایِ عزیز و جلیل عملی است كه بنده بر آن استمرار داشته باشد اگر چه اندك باشد).
2. تداوم بر قرائت
در سوره مزمّل برایِ هسته‎هایِ مؤمن به انقلاب اسلامیِ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بنابر اصل تدریج در رشد، فرمانِ قرائتِ مستمر، بقدرِ توان، صادر می‎شود: «فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ».
این قرائتِ مستمر لزوماً رعایتِ كامل شیوه ترتیل را در بر ندارد، چرا كه در بعضی از روزها، مشكلات و شرایط گوناگون اجازه نمی‎دهد كه مؤمنین با فراغت ذهن و توجّه به شیوه ترتیل، قرآن را تلاوت نمایند، پس ناگزیر با توجه به ضعف طبیعیِ هسته‎های انقلاب و مشكلاتِ‌ متعدد زندگی، دستورِ تلاوت به نحو ترتیل در هر شب لغو گشت و بجای آن استمرار در قرائت و لو با عدمِ رعیت تمام خصوصیات ترتیل مطرح شد:
«إِنَّ رَبَّكَ یَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنی مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَهٌ مِنَ الَّذِینَ مَعَكَ وَ اللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَیْكُمْ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ».[5]
(پروردگارت می‎داند كه تو كمی از دو ثلث شب و نصف و ثلث آن را بر می‎خیزی و نیز عده‎ای از كسانی كه با تو هستند و چرا كه خدا شب و روز را اندازه گذاری می‎كند، می‎دانست كه شما هرگز نمی‎توانید آن را به تمامی اجرا كنید، پس بر شما توبه آورد پس آنچه را كه از قرآن ـ برای شما ـ میسر است، بخوانید...).
این آیه شریفه دو دستور در ابتدایِ سوره را تخفیف داده است[6]:
الف: وجوب قیام در هر شب: «قُمِ اللَّیلِ الّا قَلیلاً...».
ب: تلاوت قرآن به نحو ترتیل در هر شب: «وَ رَتِّلِ القُرآنَ تَرْتیلاً».
وجوبِ قیام به استحباب مبدّل گشته است كه دیگر، الزامش امری شخصی و به اختیار خود می‎باشد كه با توجّه به نیازِ خویش و آمادگی و توانِ لازم تنظیم می‎گردد.
«ترتیل قرآن» نیز مبدل به «قرائت قرآن» به مقدار میسور گشته است كه این میسور بودن هر وقتی از شبانه روز را شامل می‎گردد و دیگر به شب مقید نیست.
این تخفیف در برنامه «ترتیل قرآن» ممكن است توهم لغو آن در بعضی از روزها را به پیش كشد، از این رو در ادامه آیه بر قرائتِ مستمر، دوباره تأكید می‎كند:
«عَلِمَ أَنْ سَیَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضی وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنْهُ».[7]
(او می‎داند كه از شما بعضی بیمار خواهد شد و عده‎ای دیگر در زمین راه می‎سپرند چرا كه از فضل و نعمِ خدا (روزی خویش را) می‎جویند و عده‎ای دیگر در راه خدا می‎جنگند پس از آن هر چه میسر است بخوانید...).
این تكرارِ دستورِ قرائت آن هم با مطرح كردنِ مشكلاتِ اساسیِ زندگی همچون بیماری، سفر برای تأمینِ نیازهایِ زندگی و جهاد در راه خدا، اهمیّتِ دستور را نشان می‎دهد كه قرآن همانند نماز، سزاوار نیست لغو شود؛ و باید انس با قرآن همه روزه باشد.
تعبیر «فاءِ نتیجه» در هر دو آیه نشان می‎دهد كه اصلاًَ به خاطرِ وجودِ همین مشكلات و مسائل ضروری و گوناگونِ زندگی است كه خداوند دستور به ارتباطِ مستمر با قرآن می‎دهد، یعنی؛ آنچه برای ما بهانه فرار از قرائتِ مستمر می‎باشد همان بهانه، از نظر الهی دلیلِ لزومِ استمرارِ قرائت تلقی می‎گردد![8]
در حدیثی از امام رضا ـ علیه السّلام ـ «مقدار میسور» به قرائتی كه در آن، خشوع و فروتنیِ قلب و صفایِ باطن باشد، تفسیر شده است:
«ما تَیَسَّرَ مِنْهُ لَكُم فیهِ خُشُوعُ القَلْبِ وَ صَفاءُ السِّرِّ».[9]
این معنی، قرائت ارزشمند نزد خداوند را مطرح می‎نماید و لیكن بدان معنی نیست كه پس هرگاه خشوع دل و صفایِ باطن حاصل نشد و انسان در حالتِ نامناسبی بسربرد در آن روز، دیگر، قرائت قرآن منتفی است، چرا كه در هر شرایط و احوالی از حداقلِ مقدار قرائت نمی‎توان دست كشید كه «ده آیه» می‎باشد همچون نماز كه «خشوعِ قلب» شرطِ صحتِ نماز نزد پروردگار می‎باشد امّا وقتی حاصل نشد از اصل نماز در وقتِ مقرر نمی‎توان منصرف شد؛ دلیل بر این مطلب، روایاتِ فراوانی است كه بطورِ مطلق تأكید بر استمرار قرائت در هر روز را مطرح می‎نمایند كه در بحثِ مقدار قرائت خواهد آمد.
بله، از حدیث امام رضا ـ علیه السّلام ـ استفاده می‎شود قرائت با مقدار كم ـ با حفظ حداقل قرائت ـ به همراه خشوعِ قلب و صفایِ باطن بر قرائتِ فراوان بدون خشوع ترجیح داشته و بر آن مقدم است و بلكه رعایت آن ضروری است.
لازم به تذكر است: ضرورت و وجوبی كه در آیه از آن سخن می‎گوییم ضرورتی است كه در سیر و سلوك الی الله مطرح می‎باشد و ما خود، باید بر خود تكلیف نماییم كه باصطلاح بعضی از محققین، در حوزه «فقه اوسط (علم سیر و سلوك و اخلاق)» از آن سخن به میان می‎آید نه در «فقه اصغر (علم فقه و احكام)» كه استحبابِ قرائت قرآن را مطرح می‎نماید.[10]
3. آثار تداوم قرائت
الف: استجابت دعا
انسِ دائمی با قرآن برای قاری، شرافتی را فراهم می‎آورد كه به حرمت این همنشینی و رفاقت، نیازهایِ معیشتی و معادی او برطرف می‎شود، قبل از اینكه، شخص به دعا بپردازد:
«قالَ اللهُ تَبارَكَ وَ تَعالَی: مَنْ شَغَلَ بِقِراءَهِ القُرآنِ عَنْ دُعائی وَ مَسْئَلَتی أعْطَیْتُهُ أفْضَلَ ثَوابِ الشاكِرینَ».[11]
(هركه بجای دعا و درخواست از من به قرائتِ قرآن مشغول شود به او بالاترین پاداشِ شاكرین را عطاء خواهم نمود).
نظیرِ این معنی در موردِ ذكرِ خدا نیز آمده است:
«إنَّ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: مَنْ شَغَلَ بِذِكْری عَنْ مَسئَلَتی إعْطَیْتُهُ أفْضَلَ ما أُعْطِی مَنْ سَألَنی».[12] امام صادق ـ علیه السّلام ـ
(هركه بجای درخواست از من به ذكر من مشغول شود به او بالاترین مقداری را عطاء خواهم نمود كه به هر كه از من درخواست نماید عطاء می‎كنم).
و در واقع، قرآن عینِ ذكر و مصداق اتم و اكمل آن می‎باشد:
«إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِینَ».[13]
ب: نظم روحی
اساساً عباداتِ مستمر در اوقات معین از جمله نماز و قرائتِ قرآن، نَفْس را به نظم می‎كشاند و بتدریج به زیر قید و كنترل عقلِ رحمانی در می‎آورد، از این رو اگر چه در بعضی از روزها بظاهر از قرائت قرآن، بهره‎ای نبریم و حالِ توجه نداشته باشیم، لیكن كمترین اثرش، به نظم در آمدنِ نَفْس می‎باشد.
ما نفس خویش را برای تزكیه و سازندگی باید بتدریج با تمرین و ریاضت آماده كنیم؛[14] منظم شدن، قدمِ اولِ حصول تقوی و كسب معارف می‎باشد كه در وصیت حضرت علی ـ علیه السّلام ـ قبل از شهادت به تأكید آمده است:
«أُوصیكُما وَ جَمیعَ وُلْدی وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتابی بِتَقْویَ اللهِ وَ نَظْمِ أمْرِكُمْ وَ صَلاحِ ذاتِ بَیْنِكُمْ...».[15]
(شما دو نفر و همه فرزندان و هر كه را كه نامه‎ام به او رسد به تقوای الهی و نظم امور و اصلاحِ میان خویش سفارش می‎كنم).
«نظم»، «مقدمه تقوی» و «اصلاح مابین» از «لوازمِ تقوی» می‎باشد.
كار نفس ما بر اثر كثرتِ بی‎نظمی و لاقیدی، به هرج و مرج كشیده شده است و زمینه هر گونه خلاف و گناه و آلودگی نفس پدید آمده است، پس باید او را به قید و بند و كنترل كشاند، این كنترل باید از امور آسان، شروع شود تا كه نفس نَرَمد و زیر بار رود و به تدریج توانِ نفس افزایش یافته، قیودات و تكالیف بیشتری را با میل و رغبت پذیرا گردد.[16]
قرائتِ مستمر با مقدارِ حداقل ده آیه اولین عملی است كه باید در كنار واجباتِ شرعی بر نفس، بار نمود حال اگر نشاطی بود تا هر مقدار میسور باشد در روز قرائت گردد لیكن هرگز نباید مقدار اقل را از دست داد و لو با بی‎حالی و خستگیِ مفرط و عدمِ تمركز همراه باشد؛ باید به نَفْسِ ‌خویش، بفهمانیم كه در شرایطی باید این امر انجام شود!، با این روش كم كم بهانه‎های نَفْس از دستش گرفته شده، آماده می‎شود و با این آمادگی قرآن بر نفس اثر كرده، در آن نفوذ می‎كند.
[1] . مزمل/ 19.
[2] . بحار الانوار 11، ح 1.
[3] . نساء/ 103.
[4] . اصول كافی، ج 2، ص 82.
[5] . مزمل/ 20.
[6] . دو دستور خطاب به پیامبر می‎باشد، لیكن از آیه سوره معلوم می‎شود كه مؤمنین را نیز در بر می‎گیرد؛ تخفیف در حكم به مؤمنین نظر دارد و پیامبر را شامل نمی‎شود؛ وجودی كه چشمش را خواب می‎رباید لیكن قلبش را هرگز «تَنامُ عَیْنایَ وَ لا یَنامُ قَلْبی»، وی توانِ احصاء زمان و جزییات فرمان را دارد.
[7] . مزمل/ 20.
[8] . برای تفصیل مباحث آیه، رك: تفسیر نمونه و المیزان ذیل آیاتِ‌ سوره مزمل.
[9] . مجمع البیان، ذیل آیه.
[10] . این سخن با فرض دلالت آیه بر عدم وجوب می‎باشد لیكن ظاهر امر و سیاق ایه خصوصاً با تكرار دستور به همراه فاء نتیجه و سپس آمدن امر به نماز و زكوه در پی آن، وجوب قرائت را نظر دارد كه قدر متیقن آن با توجه به حدیث «ده آیه در روز» می‎باشد.
[11] . ص، بحار الانوار 11، ح 20.
[12] . كافی، ج 2، ص 501.
[13] . تكویر/ 27.
[14] . «إنَّما هِیَ أرُوضْها بِالتَّقْوی لِتأتِی آمِنَهً یَوْمَ الخَوْفِ الأكْبَرِ». (نهج، نامه 45)
[15] . نهج البلاغه، نامه 47.
[16] . «لأرُوضّنَّ نَفْسی رِیاضّهً تَهِشُّ مَعَها إلَی القُرصِ اذا قَدَرَتُ عَلَیْهِ مَطْعُوماً». (نامه 45).

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  12:46 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تلاوت قرآن

تداوم و پیوستگی در قرائت قرآن2

 

 


بر اثرِ نظم، كسالتهاي و بي‎حاليها كنترل شده، حالِ توجه در نفس پديد آمده، امكانات و توانِ بالقوة نفس، در امر سازندگي، كم كم بروز مي‎كند.
دومينِ عمل بسيار مؤثر و سازنده در كنار قرائت قرآن، تداوم طهارت شرعي مي‎باشد كه زمينة بسيار مساعدي براي بهره‎مندي از عبادات فراهم مي‎آورد.
در احاديث بر لزوم استمرارِ عمل، حداقل تا يكسال تأكيد شده است:
«إيّاكَ اَنْ تَفْرُضَ عَلي نَفْسِكَ فَريضَةً فَتُفارِقَها إِثْني عَشَرَ هِلالاً».[1] امام صادق ـ عليه السّلام ـ : (مبادا كه بر نفسِ خويش واجبي را قطعي كني پس در طول دوازده ماه از آن جدا گردي).
در حديثي ديگر بعنوان شرط بهره‎مندي از شب قدر مطرح گشته است:
«إذا كَانَ الرَّجُلُ عَلي عَمَلٍ فَلْيَدُمْ عَلَيْهِ سَنَةً ثُمَّ يَتَحَوَّلُ عَنْهُ إنْ شاءَ إِلي غَيْرِهِ، وَ ذلِكَ اَنَّ لَيْلَةَ القَدْرِ، يَكُونُ فيها في عامِهِ ذلِكَ، ما شَاءَ اللهُ اَنْ يَكُونَ».[2] امام صادق ـ عليه السّلام ـ : (هرگاه فردي بر عملي باشد پس بايد يكسال بر آن مداومت نمايد سپس اگر خواست به عملي ديگر منتقل شود، و دليل آن اين است كه در شبِ قدر در آن سال، خداوند آنچه را كه ـ از بركات ـ مي‎خواهد ـ براي آن فرد ـ حادث مي‎شود).
در حديثي ديگر بر كمِ مستمر در برابرِ زيادِ منقطع و ملال آور، توصيه شده است:
«قَليلٌ مَدُومٌ عَلَيْهِ خَيْرٌ مِنْ كَثيرٍ مَمْلُولٍ مِنْهُ».[3]
(كم مستمر بهتر از زيادي است كه از آن ملالت پديد آيد).
و اين معني سيرة سالكان مي‎باشد:
رهرو آن نيست گهي تند، گهي كند رود رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود

[1] . كافي، ج 2، ص 83.
[2] . ص 82.
[3] . نهج البلاغه، ك 444.
ولي الله نقي پورفر ـ تدبر در قرآن

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  12:46 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تلاوت قرآن

استماع قرآن1

 

مفهوم استماع
«استماع» مصدر باب «استفعال»، مشتق از «سَمْع» است. «سَمْع» عبارت است از: «حس شنوایی در گوش كه صداها را درك می‌كند»[1] و «سماع» یعنی، صرف شنیدن هر چند بدون اراده باشد، اما «استماع» گوش سپردن همراه با پذیرش قلبی است كه بدون اعمال اراده حاصل نمی‌شود.
«انصات» نیز نوعی گوش فرا دادن و خاموشی و سخن نگفتن در هنگام شنیدن است. و به دیگر سخن، «انصات» مترادف كلمه «سكوت» است كه مقدمه استماع و گوش دادن به شمار می‌رود. در واقع «انصات» همان سكوت جهت استماع است[2] ، «راغب» پس از بیان معنای «انصات» می‌گوید:
«برخی گفته‌اند: مراد از «انصات» همان پاسخ دادن است. ولی این معنی صحیح نیست؛ زیرا اجابت و پاسخ دادن پس از شنیدن است، و اگر «اجابت» در «انصات» لحاظ شده باشد، در واقع تشویقی است بر شنیدن كه بخاطر قدرت و امكان داشتن در پاسخ است.»[3]
مراد از استماع قرآن
«استماع» و «انصات» از جمله آدابی است كه باید در مجلس قرائت قرآن رعایت شود، و این امری است كه قرآن، خود آن را توصیه می‌كند:
«وإذا قرئ القرآن فاستمعوا له وأنصتوا لعلَّكم ترحمون».[4]
«هنگامی كه قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید؛ شاید مشمول رحمت خدا شوید».
اینكه در آیه‌ شریفه «انصات» با «استماع» همراه شده، تأكیدی است بر سكوت ظاهری و تذكر به تمركز باطنی؛ زیرا «استماع» بدون سكوت ظاهری امكان ندارد. بنابراین «استماع» و «انصات» گوش فرا دادن به همراه سكوت ظاهری و تمركز بخشیدن به قوه فكر و اندیشه، جهت دریافت پیام قرآنی است.
مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر آیه شریفه می‌فرماید:
«انصات»، سكوت تؤام با استماع است، و بعضی گفته‌اند: به معنای استماع با سكوت است و معنای «أنصت الحدیث و أنصت للحدیث» این است كه به حدیث گوش می‌داد، در حالی كه سكوت كرده بود. و «أنصته غیره» یعنی دیگری به سخن او گوش داد و «أنصت الرجل» یعنی ساكت شد؛ پس معنای جمله مورد بحث، این شد: «گوش فرا دهید به قرآن و ساكت شوید»[5]
خاموشی و سكوت در هنگام استماع قرآن، از جمله آداب محفل قرآنی است كه توجه و تدبر در آیات الهی را به دنبال دارد، و موجب رقّت قلب و انقلاب روحی و خوف تؤام با گریه و زاری است. قرآن در این‌باره می‌فرماید:ٍ».
«اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلی ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَی اللَّهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ»[6]
«خداوند بهترین سخن را نازل كرده، كتابی كه آیاتش (در لطف و زیبایی و عمق و محتوا) همانند یكدیگر است؛ آیاتی مكرر دارد (با تكراری شوق‌انگیز) كه از شنیدن آیاتش لرزه بر اندام كسانی كه از پروردگارشان می‌ترسند، می‌افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجه ذكر خدا می‌شود؛ این هدایت الهی است كه هر كس را بخواهد با آن راهنمایی می‌كند؛ و هر كس را خداوند گمراه سازد، راهنمایی برای او نخواهد بود!.»
قرآن كریم در جای دیگر، انقلاب روحی و معنوی عالمان مسیحی (اهل تواضع و آخرت طلب) را در پی استماع قرآن چنین تشریح می‌فرماید:
«وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِینَ»[7]
«و هر زمان، آیاتی را كه بر پیامبر (اسلام) نازل شده، بشنوند؛ چشم‌های آنها را می‌بینی كه (از شوق) اشك می‌ریزد، بخاطر حقیقتی كه دریافته‌اند؛ آنها می‌گویند: پروردگارا! ایمان آوردیم؛ پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنویس!».
البته مقصود از «استماع قرآن»، استماع با خصوصیات ویژه‌ای است كه یك دگرگونی روحی و معنوی در انسان ایجاد كند. و چنین استماعی است كه مورد سفارش قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السلام ـ بوده، و آثار پربركتی به همراه دارد، كه در بخش‌های بعدی به تفضیل درباره آن سخن خواهیم گفت.
اهمیت استماع قرآن
یكی از بحث‌ها و موضاعات بسیار مهم این مجموعه ارزشمند، موضوع «اهمیت استماع قرآن» است. از جمله نكات قابل توجهی كه كمال اهمیت این موضوع را بیان می‌دارد، حكمت و فلسفه حكمی است كه فقها از آیه‌ شریفه: «وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» [8]در باب «استماع قرائت امام در نماز جماعت» استفاده می‌كنند. فقها با استناد به همین آیه شریفه، استماع «حمد» و «سوره» را كه امام جماعت قرائت می‌كند، بر مأمومین واجب می‌دانند؛ زیرا در نماز تنها «حمد» و «سوره» جزء قرآن است و بقیه ذكرهای نماز جزء قرآن نیست، هر چند محتوای آن ذكرها در قرآن و روایات وجود دارد؛ از این‌ رو، از میان همه ذكرهای نماز، حكم وجوبی استماع فقط در مورد «حمد» و «سوره» است؛ البته تا آنجایی كه صدای امام جماعت شنیده می‌شود؛ ولی جایی كه رعایت اخفات لازم است گفتن ذكرهای مستحبی در حال قرائت امام، آن هم كسی كه صدای امام را نمی‌شنود، توصیه شده است.
خلاصه، چه در نمازهای «جهریه» و چه نمازهای «اخفاتیّه» تا جایی كه صدای امام شنیده می‌شود، كسی حق گفتن ذكر دیگری را ندارد و باید قرائت امام را استماع نماید. این حكم با همه فروع ذكر شده، بیانگر اهمیت استماع قرآن از نظرگاه خود قرآن است.
نكته شایان توجه این است كه چه حكم وجوبی استماع قرآن در نماز جماعت و چه حكم استحبابی آن در غیر نماز، از همین آیه شریفه: «وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ.» و با استفاده از روایات بدست می‌آید. چرا كه قرآن، كلام خدا است و حاوی معارف و احكام و دستور العمل‌های زندگی است سكوت و خاموشی و گوش سپردن به قرائت قرآن هم احترام به این كتاب و كلام آسمانی است و هم مایه كسب گنجینه معارف، احكام و فهم فرهنگ قرآن. لذا وجوب آن در نماز مایه حفظ نظم و آمیخته با فهم و خشوع است. رعایت این امر در خارج از نماز گرچه در حد استحباب است؛ ولی دقیقاً همان بركات استماع در نماز را به همراه دارد؛ از این‌رو رعایت آن در نماز و غیر نماز مورد توصیه و تأكید ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ قرار گرفته است. عبداللّه بن یعفور در خصوص استماع قرائت قرآن از امام صادق ـ علیه السلام ـ می‌پرسد:
«الرجل یقرأ القرآن، أیحب علی من سمعه الانصات له والاستماع؟ قال: نعم، إذا قرئ عندك القرآن، وجب علیك الانصات و الاستماع».[9]
«از امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره مردی پرسیدم كه قرآن را قرائت می‌كند: آیا كسی كه قرائت او را می‌شنود بر او واجب است كه خاموش بماند و گوش فرا دهد؟ فرمود: آری، هنگامی كه در نزد تو قرآن قرائت شود بر تو واجب است كه به آن گوش فرا دهی و خاموش بمانی».
همچنین زراره می‌گوید: از حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ شنیدم كه فرمود:
«یجب الإنصات للقرآن فی الصلاه و فی غیرها، وإذا قرئ عندك القرآن وجب علیك الانصات و الاستماع»[10]
«در نماز و غیر نماز از برای قرآن سكوت كردن و گوش فرا دادن واجب است، و هنگامی كه در نزد تو قرآن خوانده شود، سكوت و گوش فرا دادن بر تو واجب و لازم است».
صاحب تفسیر «المنیر» در ذیل آیه یاد شده، می‌نویسد:
«والآیه، تدلّ علی وجوب الاستماع والانصات للقرآن، سواء كانت التلاوه فی الصلاه أم فی خارجها... لكنّ الجمهور خصّوا وجوب الاستماع والانصات بقرائه الرسول ـ صلی اللّه علیه و آله ـ فی عهده و بقرائه الصلاه والخطبه من بعده یوم الجمعه؛ لأنّ إیجاب الاستماع والانصات فی غیر الصلاه والخطبه فیه حرج عظیم؛ إذ یقتضی ترك الأعمال وأمّا ترك الاستماع والانصات للقرآن المتلو فی المحافل فمكروه كراهه شدیده و علی المؤمن أن یحرص علی استماع القرآن عند قرائته كما یحرص علی تلاوته والتأدّب فی مجلس التلاوه».[11]
«این آیه، دلالت دارد بر وجوب استماع و سكوت به هنگام قرائت قرآن، چه در نماز و چه در غیر نماز...؛ ولی علمای اهل تسنن این وجوب را به قرائت رسول گرامی اسلام ـ صلی اللّه علیه و آله ـ و به قرائت نماز و خطبه نماز جمعه بعد از عصر پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ اختصاص داده‌اند؛ برای اینكه وجوب استماع و سكوت در غیر از نماز جماعت و خطبه‌های نماز جمعه موجب حرج و مشقت است؛ زیرا این امر باعث ترك اعمال می‌شود. و ترك استماع و سكوت نسبت به قرائت قرآن در مجلس و محافل مكروه می‌باشد و كراهت آن نیز كراهت شدیده است. و مؤمن همان‌گونه كه بر او لازم است بر تلاوت قرآن، تلاش داشته باشد و در مجلس تلاوت، ادب مربوط به آن را رعایت كند، لازم است نسبت به استماع و سكوت آن نیز تلاش نموده و آن را مورد توجه خاص خود قرار دهد».
و ماجرای مربوط به قرائت قرآن «ابن كُوا» در حالی كه امیر مؤمنان، علی ـ علیه السلام ـ مشغول نماز بوده و حضرت در برابر قرائت و تلاوت ایشان، سكوت و استماع می‌فرمایند، مورد دیگری است كه به ما درس اهتمام می‌دهد.
این ماجرای آموزنده در كتاب «تهذیب» چنین روایت شده است:
«علی ـ علیه السلام ـ مشغول نماز صبح بود كه «ابن كُوا» (یكی از خوارج لجوج) كه پشت سر او بود، این آیه را قرائت كرد: «وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْكَ وَ إِلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ».[12]


[1] . مفردات الفاظ القرآن، ماده: «سمع»؛ «السَّمْعُ: قوّه فی الاُذن به یدرك الأصوات».
[2] . همان، ماده: «صوت».
[3] . همان، ماده: «صوت»، عبارت چنین است: «والإنصات: هو الاستماع إلیه مع ترك الكلام، قال تعالی: «وإذا قرئ القرآن فاستمعوا له و أنصِتوا» (الأعراف، آیه 204)، و قال: یقال للإجابه إنصات، ولیس ذلك بشیء، فإنّ الإجابه تكون بعد الإنصات، وإن استعمِل فیه فذلك حثّ علی الإستماع لتمكُّن الإجابه».
[4] . سوره اعراف، آیه 204 .
[5] . المیزان فی تفسیر القرآن، ج 8، ص 382؛ ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن، ج 16، ص 311.
[6] . سوره زمر، آیه 23 .
[7] . سوره مائده، ، آیه 83 .
[8] . سوره اعراف، آیه 204.
[9] . مجمع البیان، ج 4، ص 515.
[10] . تفسیر عیاشی، ج 2، ص 47، ح 132.
[11] . تفسیر المنیر، ج 9، ص 23.
[12] . سوره زمر، آیه 65.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  12:55 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تلاوت قرآن

 

آثار استماع قرآن1

 

درباره آثار استماع قرآن، ابتدا لازم است، گفته شود كه گاهی «استماع» ممكن است اثر مورد انتظار را در پی نداشته باشد، و این از آنجا ناشی می‌شود كه «استماع» همراه با شرایط خاص خود صورت نگرفته است، بنابراین «استماعی» مورد نظر است كه به همراه پذیرش قلبی باشد و چنین استماعی از قرآن آثار و بركات الهی را به دنبال دارد و مورد توصیه رسول گرامی اسلام ـ صلی اللّه علیه و آله ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ است.
بهتر است پیش از ورود به این بحث از دیدگاه قرآن، از رهنمودهای پیشوایان و امامان دینی ـ علیهم السلام ـ استفاده نماییم.
برخی از سخنان آن بزرگواران تأكید و تشویق به استماع قرآن است مانند كلام گوهر بار رسول گرامی اسلام ـ صلی اللّه علیه و آله ـ كه فرمود:
«ألا من اشتاق إلی اللّه فلیستمع كلام اللّه»[1].
«آگاه باشید، هر كس مشتاق خدا باشد، باید كلام (قرآن) او را گوش دهد».
و در برخی دیگر از روایات، سخن از آثار دنیوی و اخروی استماع قرآن به میان آمده است، از جمله آنها سخن نبی اكرم، حضرت محمد ـ صلی اللّه علیه و آله ـ است كه فرمود:
«من استمع آیه من القرآن خیرٌ له من ثبیر ذهباً، والثّبیر اسم جبل عظیم بالیمن»[2].
«گوش كردن یك آیه از قرآن، از طلایی كه به اندازه كوه «ثبیر» باشد بهتر است. («ثبیر» نام كوه بزرگی در یمن است)».
و نیز فرمود:
«یدفع عن قارئ القرآن بلاء الدنیا، ویدفع عن مستمع القرآن بلاء الآخره»[3].
«از قاری قرآن، بلای دنیا، و از استماع كننده آن، بلای آخرت دفع می‌گردد».
آن حضرت در جای دیگر فرمود:
«من استمع إلی آیه من كتاب اللّه كتبت له حسنه مضاعفه...»[4].
«هر كس یك آیه از قرآن را گوش دهد، برای او حسنه بسیاری نوشته می‌شود».
در قرآن نیز آیاتی است كه آثار استماع قرآن را به وضوح بیان می‌كند:
1. از جمله این آیات، آیات سوره «مائده» است. در این آیات، مقایسه‌ای میان یهودیان و مسیحیانی كه در عصر پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ می‌زیسته‌اند، صورت گرفته است. در آیات پیشین، یهود و مشركان در ردیف هم قرار داشتند و مسیحیان در ردیف دیگر، لذا می‌گوید:
«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَهً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّهً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قالُوا إِنَّا نَصاری...»[5].
«به طور مسلم سر سخت‌ترین دشمنان مؤمنان، یهود و مشركان هستند، و با محبت‌ترین آنها نسبت به مؤمنان، مد‌عیان مسیحی.»
البته تاریخ اسلام نیز به خوبی گواه این حقیقت است كه یهودیان نسبت به مؤمنان از هر گونه كارشكنی، دشمنی و كینه‌توزی خودداری نمی‌كردند، و افراد بسیار كمی از آنان به اسلام گرایش پیدا كردند، اما در غزوات اسلامی، درگیری مسیحیان با مسلمانان كمتر بوده است، و از طرفی، افراد زیادی از آنها به صفوف مسلمانان پیوستند.
در همین آیات دلیل این تفاوت بیان شده است و آن اینكه مسیحیان معاصر پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ دارای امتیازاتی بوده‌اند كه آن امتیازات در یهود نبوده است. از جمله آن امتیازات این بود كه آنان در برابر پذیرش حق خاضع بودند، و تكبری از خود نشان نمی‌دادند، و نیز جمعی از آنان (مسیحیان) هنگامی كه آیات قرآن را می‌شنیدند، اشك شوق از دیدگانشان به دلیل دست یافتن به حق، سرازیر می‌شد، و با صراحت می‌گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم، و ما را از گواهان حق و همراهان محمد ـ صلی اللّه علیه و آله ـ و یاران او قرار ده.
و اما نكاتی كه در خصوص «آثار استماع قرآن» از آیات مورد بحث به دست می‌آید، عبارتند از:
الف. مسیحیان عصر پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ ، به هنگام شنیدن آیات قرآن، در برابر حق، متواضع و فروتن بودند.
«وَ أَنَّهُمْ لا یَسْتَكْبِرُونَ * وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ...»[6].
«و آنها (در برابر حق) تكبر نمی‌ورزند * و هر زمان آیاتی را كه بر پیامبر (اسلام) نازل شده، بشنوند، چشم‌های آنها را می‌بینی كه (از شوق)، اشك می‌ریزد، بخاطر حقیقتی كه دریافته‌اند...»
جمله «وإذا سمعوا ما أُنزل إلی الرسول تری أعینهم تفیض من الدمع» كه حكایت از اعتراف آنان به حقّآنیّت قرآن و حضرت رسول ـ صلی اللّه علیه و آله ـ دارد، می‌تواند دلیل و شاهدی بر جمله «أنَّهم لایستكبرون» باشد.
ب. گروهی از كشیشان و راهبان عصر پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ بر اثر شنیدن آیات قرآن گریه می‌كردند:
«مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْباناً... وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ...»[7].
«در میان آنها، افرادی عالم و تارك دنیا هستند؛... وهر زمان آیاتی را كه بر پیامبر (اسلام) نازل شده، بشنوند، چشم‌های آنها را می‌بینی كه (از شوق)، اشك می‌ریزد...».
البته با توجه به اینكه ضمیر در «سمعوا» به «قسِّیسین» و «رهبان» برگردانده شود.
ج. گروهی از مسیحیان، كشیشان و راهبان عصر بعثت، در پی شنیدن آیات قرآن، پذیرای آیین اسلام شدند:
«وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنا آمَنا...»[8].
«و هر زمان آیاتی را كه بر پیامبر (اسلام) نازل شده، بشنوند، چشم‌های آنها را می‌بینی كه (از شوق)، اشك می‌ریزد، به خاطر حقیقتی كه دریافته‌اند؛ آنها می‌گویند: پروردگارا! ایمان آوردیم...».
د. مسیحیان زمان پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ از شنیدن آیات قرآن، به شدت متأثر می‌شدند:
«وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ»[9].
«فیض» به معنای جاری شدن است، «من» در عبارت «من الدمع» «نشویه» است. و «دمع» مصدر و به معنای اشك ریختن. و نسبت دادن «فیض» به چشم برای مبالغه در گریستن و متأثر شدن است؛ یعنی آن قدر متأثر شدند كه گویا چشم‌های آنان بر اثر گریستن، جاری شد.»[10]
هـ . گروهی از مسیحیان عصر پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ با شنیدن آیات قرآن اشك شوق می‌ریختند:
«وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْع...ِ»[11].
«كلمه «دمع» می‌تواند به معنای اشك، باشد. در این صورت «تفیض» یعنی لبریز می‌شود. بنابراین جمله «ْتَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ» به این معنا است كه چشمانشان از اشك لبریز شد.»[12]
2. آیه دیگری كه سخن از آثار استماع قرآن دارد آیه 204 سوره «اعراف» است كه می‌فرماید:
«وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»[13]
«هنگامی كه قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید. شاید مشمول رحمت خدا شوید.»
در خصوص این آیه شأن نزول مختلفی ذكر شده است، از جمله اینكه «ابن عباس» و جمع دیگری گفته‌اند: مسلمانان صدر اسلام، گاهی بین نماز صحبت می‌كردند، و شخص تازه وارد، به هنگامی كه نماز را شروع می‌كرد، از دیگر نمازگزاران سوال می‌كرد، چند ركعت نماز خوانده‌اید؟ آنان هم جواب می‌دادند؛ از این رو، آیه فوق نازل شد و آنان را از این عمل نهی كرد.
در نتیجه قرآن در آیه فوق دستور می‌دهد: «هنگامی كه قرآن تلاوت می‌شود، با توجه گوش دهید و ساكت باشید، شاید مشمول رحمت خدا گردید».
بنابراین، بحث مورد نظر ما از این آیه شریفه، آثار عمل كردن به این دستور الهی است،كه در قسمت پایانی آیه بدان اشاره شده است، و برداشت ما از آیه شریفه، با توجه به تناسب موضوع مورد بحث به این شرح است:
الف. گوش سپردن كافران به آوای دلنشین قرآن، زمینه‌ساز دستیابی آنان به هدایت و رستگاری است:
«وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»[14].
یادآوری این نكته ضرورت دارد كه چنان ‌چه خطاب این آیه شریفه، كافران هم باشند، مصداق مورد نظر از رحمت در جمله «تُرْحَمُونَ» «هدایت» خواهد بود[15].
ب: گوش فرا دادن به قرآن و سكوت به هنگام شنیدن آن، زمینه‌ساز دستیابی به رحمت خداوند است.
«فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»[16].
در اینجا مناسب است كه به دو نكته دیگر از نكات مهم این آیه اشاره نماییم:
یكم. تعبیر به «لعلَّ» در عبارت «لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» «شاید مشمول رحمت خدا شوید»، مشعر این معنا است كه تنها سكوت و گوش فرا دادن كافی نیست، بلكه شرایط دیگری از جمله عمل كردن به آن نیز یك شرط مهم و اساسی است.
دوم. نكته‌ دیگر اینكه خطاب آیه ـ همان‌گونه كه در برداشت نخست ما نیز آمده ـ می‌تواند كافران را نیز شامل شود. و این مطلبی است كه فقیه معروف، مرحوم فاضل مقداد نیز در «كنز العرفان» ذكر كرده كه مراد از آیه، شنیدن آیات قرآن و درك مفاهیم آن و پی بردن به معجزه و اعجاز قرآن است[17].
این تفسیر با سیاق آیات پیشین تناسب دارد؛ زیرا در آیه قبل سخن از مشركان بود كه در زمینه نزول قرآن بهانه‌جویی می‌كردند. و در مقابل، قرآن به آنان می‌گوید: «خاموش شوید و گوش فرا دهید، تا حقیقت را دریابید».
[1] . كنز العمّال، ج1، ص 551، ح 2472.
[2] . بحارالأنوار، ج 92، ص 20.
[3] . كنز العمّال، ح 4031.
[4] . كنز العمّال، ح 2316.
[5] . سوره مائده، آیه 82 ـ 83.
[6] . سوره مائده، آیه 82 ـ 83.
[7] . سوره مائده، آیه 82 ـ 83.
[8] . سوره مائده، آیه 83.
[9] . سوره مائده، آیه 83.
[10] . تفسیر راهنما، ج 4، ص 544، ش 1.
[11] . سوره مائده، آیه 83.
[12] . تفسیر راهنما، ج 4، ص 545، ش 1.
[13] . سوره اعراف، آیه 204.
[14] . سوره اعراف، آیه 204.
[15] . تفسیر راهنما، ج 6، ص 401، ش 5.
[16] . سوره اعراف، آیه 204.
[17] . كنز العرفان، ج 1، ص 195.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  1:00 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تلاوت قرآن

آثار استماع قرآن2

 


بنابراين، بر اساس اين تفسير، مخاطب آيه هم مسلمانان خواهند بود و هم كافران؛ منتهي غير مسلمان بايد آن را بشنود و در آن بينديشد تا بدان ايمان آورد و سپس مشمول رحمت الهي شود؛ ولي مسلمان بايد بدان گوش بسپارد و مفاهيم آن را دريابد و بدان عمل كند تا او نيز مشمول رحمت خدا قرار گيرد.
3. از جمله آياتي كه سخن از «آثار استماع قرآن» به ميان آورده، آيات سورة «توبه» است:
«وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ أَيُّكُمْ زادَتْهُ هذِهِ إِيماناً فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ * وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَي رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ * أَ وَ لا يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عامٍ مَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لا يَتُوبُونَ وَ لا هُمْ يَذَّكَّرُونَ * وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلي بَعْضٍ هَلْ يَراكُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُون»[1].
«و هنگامي كه سوره‌اي نازل مي‌شود، بعضي از آنان (به ديگران) مي‌گويند: «اين سوره، ايمان كدام يك از شما را افزون ساخت؟!» (به آنها بگو:) اما كساني كه ايمان آورده‌اند، بر ايمانشان افزوده؛ و آنها (به فضل و رحمت الهي ) خوشحالند. * و اما آنها كه در دل‌هايشان بيماري است، پليدي بر پليديشان افزوده؛ و از دنيا رفتند در حالي كه كافر بودند. * آيا آنها نمي‌بينند كه در هر سال، يك يا دو بار آزمايش مي‌شوند؟! باز توبه نمي‌كنند، و متذكّر هم نمي‌گردند! * و هنگامي كه سوره‌اي نازل مي‌شود، بعضي از آنها (= منافقان) به يكديگر نگاه مي‌كنند و مي‌گويند: « آيا كسي شما را مي‌بيند؟ (اگر از حضور پيامبر بيرون رويم، كسي متوجه ما نمي‌شود!» سپس منصرف مي‌شوند (و بيرون مي‌روند)؛ خداوند دل‌هايشان را (از حق) منصرف ساخته؛ چرا كه آنها، گروهي هستند كه نمي‌فهمند (و بي‌دانشند)!»
خوشحالي مؤمنان از استماع قرآن
در آيات فوق يكي از نشانه‌هاي بارز مؤمنان و منافقان در زمينه تأثير قرآن نسبت به اين دو گروه ـ با تفاوت اساسي ـ ، تشريح شده است. در اين آيات آمده است كه منافقان از روي بي‌اعتنايي نسبت به قرآن، و جلوه دادن اين مطلب كه نزول سوره‌هاي قرآن هيچ تأثيري به همراه ندارد، پس از نزول سوره‌هاي از قرآن به يكديگر مي‌گفتند: «ايمان كداميك از شما به خاطر نزول اين سوره افزون شد». در مقابل، قرآن كريم با بياني قاطع به آنان پاسخ مي‌دهد، و ضمن تقسيم مردم به دو گروه مؤمن و منافق مي‌فرمايد:
«اما كساني كه ايمان آورده‌اند، نزول اين آيات، بر ايمانشان مي‌افزايد و آثار شادي و خوشحالي را در چهره‌هايشان آشكار مي‌سازد؛ اما آنها كه در دل‌هايشان بيماري نفاق و جهل و عناد و حسد است، پليدي تازه‌اي بر پليديشان مي‌افزايد، و سرانجام در حال كفر و بي‌ايماني از دنيا خواهند رفت».
نكتة مهمي كه از اين آيات به دست مي‌آيد تأثيرگذاري آن آيات بر دل‌هاي مستعد و آماده و در عين حال آلوده است، به ديگر سخن، آيات قرآن مانند دانه‌هاي باران است كه در باغستان سبزه مي‌روياند و در شورستان خس؛ يعني آنان كه با روح تسليم، ايمان و عشق به واقعيت به آن مي‌نگرند، از هر سوره، بلكه از هر آيه‌اي، نكتة تازه‌اي فرا مي‌گيرند، كه در نتيجه موجب پرورش ايمانشان مي‌شود و صفات بارز انسانيت را در وجودشان تقويت مي‌كند؛ اما در مقابل آنان كه از روي لجاجت، كبر و نفاق و بدبيني بر اين آيات مي‌نگرند، نه تنها از آن كلام هدايتگر بهره نمي‌برند، بلكه موجب شدت كفر و عنادشان مي‌شود.
مرحوم علّامه طباطبايي در تفسير اين آيات مي‌فرمايد:
«اين آيات، حال مؤمنين و منافقين در موقع نزول سورة قرآني را بيان مي‌كند، و به اين وسيله نشانة ديگري از نشانه‌هاي نفاق را شرح مي‌دهد كه با آن، مؤمن از منافق تشخيص داده مي‌شود، و آن اين است كه موقع نزول قرآن به يكديگر مي‌گويند: اين آيه ايمان كدامتان را زياد كرد؟! يا به يكديگر نگاه مي‌كنند و مي‌گويند: مبادا كسي شما را ببيند.
«و قوله تعالي: «وإذا ما أُنزلت سورةٌ فمنهم من يقول أيُّكم زادته هذه إيمناً» (تا آخر دو آيه)، از طرز سؤال «هل يراكم من أحدٍ» بر مي‌آيد كه گوينده و پرسش كنندة آن، دلش خالي از شك و ترديد نبوده؛ زيرا طبع چنين سؤالي، خود، گواه است بر اينكه صاحب آن در دل خود، اثري از نزول قرآن احساس نكرده، و چون مي‌پندارد كه دل سايرين، مانند دل او است، لذا جست جو مي‌كند (تا) كسي را كه دلش از نزول قرآن متأثر شده، پيدا كند، به عبارت ديگر، او خيال مي‌كند كه پيغمبر اكرم دعويدار اين است كه قرآن در تمامي دل‌ها اثر مي‌گذارد، و همه را اصلاح مي‌كند، چه اينكه مستعد و آمادة اصلاح باشد يا نباشد، و چون خود را مي‌بيند كه هر چه سورة جديد نازل مي‌شود در دلش اثري از خشوع در برابر خدا و ميل به حق نمي‌گذارد، ترديدش زيادتر مي‌شود، تا آنجا كه ناگزير مي‌شود از سايرين كه در موقع نزول حاضر بوده‌اند بپرسد، نكند ايشان نيز مثل خودش باشند، كه اگر مثل او هستند در نفاقش استوارتر باشد.
خلاصه مطلب اينكه، نحوة پرسش گواه آن است كه سؤال كننده، دلش، خالي از نفاق نيست؛ زيرا خداوند متعال، خود، در دو آيه مورد بحث وضعيت دلها را روشن ساخته، ميان دل‌هاي مؤمنان و بيماردلان فرق گذاشته و فرموده است: «... فأمّا الّذين ءامنوا...» يعني آناني كه ايمان آوردند و دلشان خالي از نفاق و بري از مرض است و به دين خويش ايمان و يقين دارند (وصف اخير از قرينة مقابله استفاده مي‌شود) در نتيجه «فزادتهم» از شنيدن سوره‌اي كه نازل مي‌شود «إيمناً» ايمانشان زياد مي‌شود، هم از جهت كيفيت و هم از حيث كميت؛ چون وقتي زمينة دل با نور هدايت آيات قرآني روشن شد، قهراً نور ايمان زياد مي‌شود و اين زيادي، در كيفيت است، و نيز آن جايي كه قرآن كريم مشتمل بر معارف و حقايقي تازه است، قهراً نور بيشتري از ايمان در دل پيدا مي‌شود، و ايمان تازه‌تري بر ايمان افزوده مي‌شود، و اين همان زيادي در كميت است، و نسبت زيادي ايمان به سوره‌هاي قرآني، از قبيل نسبت دادن به اسباب ظاهري است؛ يعني همان طور كه مي‌گوئيم، فلان غذا در مزاج، فلان اثر را مي‌گذارد، عيناً به همين معنا مي‌گوئيم آيات قرآني در جان آدمي نور مي‌بخشد و به هر تقدير، سوره‌هاي قرآني در دل مؤمنين اثر مي‌گذارد، و ايمان آنان ر زيادتر مي‌سازد، و به اين جهت شرح صدر يافته، رخساره‌هاشان از بَهجَت و سرور افروخته مي‌شود. «وهم يستبشرون».
«وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» كه همان اهل شك و نفاقند، «فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَي رِجْسِهِمْ»، يعني ضلالتي جديد بر ضلالت قديمي‌شان افزوده مي‌شود.
در اصطلاح قرآن، «رجس» به معناي «ضلالت» است، به دليل اينكه مي‌فرمايد:
«فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَي الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ»[2].
«و آن كسي را كه (بخاطر اعمال خلافش) بخواهد گمراه سازد، سينه‌اش را آنچنان تنگ مي‌كند كه گويا مي‌خواهد به آسمان بالا برود؛ اين‌گونه خداوند پليدي را بر افرادي كه ايمان نمي‌آورند، قرار مي‌دهد!».
مرحوم علامه در فرازي ديگر، با استفاده از آية شريفه نكتة بسيار مهمي را در خصوص «استماع قرآن» اشاره كرده و مي‌فرمايد:
«اين آيه دلالت مي‌كند بر اينكه هيچ سوره‌اي از قرآن، بي‌اثر در دل‌هاي شنوندگان نيست، و اگر قلب شنونده سليم باشد، ايمان و مسرّتش زياده مي‌كند، و اگر قلب، قلب مريضي باشد، همين سوره‌هاي قرآن باعث مي‌شود كه رجس و ضلالت آن بيشتر شود، همچنان نظير اين معنا را در آية «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَسارا»[3]ـ «و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است براي مؤمنان، نازل مي‌كنيم؛ و ستمگران را جز خسران (و زيان) نمي‌افزايد». ـ تصريح نموده است»[4].

[1] . سورة توبه، آيه 124 ـ 127.
[2] . سورة انعام، آيه 125.
[3] . سورة اسراء، آيه 82.
[4] . الميزان في تفسير القرآن، ج 9، ص 409؛ ترجمة الميزان في تفسير القرآن، ج 18، ص 358.
صاحب‌علي محبّي

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  1:00 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تلاوت قرآن

استعاذه

 

معنای استعاذه
استعاذه در لغت «پناه خواستن[1] و پناه بردن» است. مرحوم امین الاسلام طبرسی در زمینه معنای استعاذه می‌نویسد:
«استعاذه این است كه مقام پایین‌تر از مقام بالاتر بخواهد كه در برابر دشمن او را پناه دهد و از او دفاع كند؛ در ضمن، استعاذه با اظهار خضوع و مذلّت همراه است. مقصود این است كه در وقت قرائت قرآن باید از وسوسه‌های شیطان به خدا پناه برد، تا از لغزش و اشتباه مصون باشد».[2]
الفاظ استعاذه:
الفاظی كه برای استعاذه در كتابهای علوم قرآنی، علم قراآت ذكر شده متفاوت است كه چند مورد از آنها را در این جا ذكر می‌كنیم:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم انّ الله هو السمیع العلیم.
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم انّ الله هو السمیع العلیم.
نستعیذ بالله من الشیطان الرجیم.
لفظ برگزیده و دلیل آن: در مورد این كه كدامیك از این الفاظ برای گفتن استعاذه بهتر است، میان قائلین آن اختلاف است، ولی هر یك از بزرگان قرائت كه لفظی را انتخاب كرده‌اند، توجیهی نیز برای آن آورده‌اند امّا در میان الفاظ مختلف استعاذه، بیشتر قاریان برجسته و اساتید علم قرائات، لفظ «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» را انتخاب كرده‌اند و برخی از نوشتارها این لفظ را «اِجماعی» دانسته است. با پذیرفته شدن آن به وسیله اكثر قرّاء بزرگ و بعضی از قراء سبعه» برای برتری دادن آن به دیگر الفاظ، دلیلی كافی است.
لفظ برگزیده قراء سبعه، در برخی از كتابهای قرائتی و بعضی از تفاسیر قرآن كه به جنبه قرائتی آن هم نظر داشته‌اند آمده است. مفسر عالیقدر شیعه، مرحوم طبرسی، در این زمینه چنین می‌نویسد:
قاریان قرآن بر خواندن استعاذه قبل از «بسمله» اتفاق نظر دارند. ابن كثیر، عاصم، ابو عمرو، نافع، ابن عامر و كسائی می‌گویند: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم؛ و ابوحاتم گفته است: اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم».[3]
امّا ابوالقاسم شاطبی، از بزرگان علم قرائت در قرن ششم هجری، در اشعار «شاطبیه» لفظ «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» را برگزیده است.[4]
دلیلی دیگر: دكتر عبدالفتاح قاضی در شرح اشعار شاطبیه می‌نویسد: «هنگامی كه اراده كردی قرآن بخوانی در هر زمانی و به هر قرائتی، از هر یك از اجزاء قرآن، اوّل سوره یا آخر سوره، در ابتدای قرائت خود لفظ استعاذه را با صدای آشكار و مطابق با لفظی كه در سوره نحل آمده تلاوت كن؛ زیرا به دلیل كم بودن كلمات و حروف آن، تلفظ آن آسان است.»[5]
آیه 98 سوره نحل چنین است: « فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ».
فعل امری كه در آیه آمده به صورت مفرد می‌باشد: «فاستعذ»؛ بنابراین بهتر است قاری قرآن هنگام استعاذه، آن را با ضمیر متكلّم: «اعوذ» بخواند. از طرفی خداوند متعال كیفیت استعاذه را هم فرموده است. «بالله من الشیطان الرجیم». در این آیه به دنبال واژه «الله»، كلماتی مانند «السمیع العلیم» نیست، هم چنین پس از «الشیطان الرجیم» عبارت «انّ الله هو السمیع العلیم» هم وجود ندارد. به این دلایل عبارت «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» از سایر الفاظ بهتر است.
حكم استعاذه در قرائت قرآن و نماز:
از دیدگاه‌ فقهای شیعه استعاذه قبل از شروع قرائت قرآن مستحب است و واجب نیست. دستور به استعاذه نمودن قبل از قرائت قرآن، مانند امر كردن به شستن دستها و یاد كردن خدا هنگام غذا خوردن است. اگر استعاذه در قرائت قرآن واجب بود، به طور حتمی در نماز هم واجب می‌شد، زیرا در آن نماز گزار فاتحه الكتاب و سوره‌ای از قرآن را می‌خواند. امّا اجماع فقهای شیعه بر این است كه استعاذه در نماز هم واجب نیست.[6]
مستند نظریه فقها در زمینه استعاذه در قرائت قرآن، همان آیه 98 سوره نحل است، كه ذكر شد.
استعاذه واقعی یا ادب استعاذه: از آن جا كه مطلع قرائت قرآن با لفظ استعاذه است، ‌و گفتن آن، مقدمه ورود به فضای قرآن می‌باشد، دریغمان آمد در مورد استعاذه واقعی مطلبی ننویسیم. به این سبب مطلبی را از كتاب «آداب الصلوه» امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ تقدیم می‌داریم به این امید كه مورد استفاده خوانندگان قرار گیرد:
«از آداب مهم قرائت... استعاذه از شیطان رجیم است كه خار طریق معرفت و مانع سیر و سلوك الی الله است؛ و این استعاذه و پناه بردن، با لقلقه لسان و صورت بی‌روح و دنیای بی‌آخرت تحقق پیدا نكند؛ چنان چه مشهود است كه این لفظ را كسانی هستند كه چهل پنجاه سال گفته و از شرّ این راهزن نجات نیافته، و در اخلاق و اعمال بلكه عقاید قلبیّه از شیطان تبعیت و تقلید نموده‌اند. اگر درست پناه برده باشیم از شرّ این پلید، ذات مقدس حق تعالی كه فیّاض مطلق و صاحب رحمت واسعه و قدرت كامله و علم محیط و كرم بسیط است ما را پناه داده بود و ایمان و اخلاق و اعمال ما اصلاح شده بود.»[7]

[1] . الوافی فی شرح الشاطبیه فی القراآت السبع»، ص 40.
[2] . مجمع البیان، طبرسی، ترجمه احمد بهشتی، ج 14، ص 48، انتشارات فراهانی، تهران، چاپ اوّل، 1352.
[3] . مجمع البیان، طبرسی، ج 1، ص 37 ـ 38.
[4] . الوافی فی شرح الشاطبیه، ص 41.
[5] . همان.
[6] . تفسیر الكاشف، محمد جواد مغنیه، ج 1، ص 20، دار الجواد، بیروت، ‌چاپ دوّم، 1981 م.
[7] . آداب الصلوه، امام خمینی(ره)، ص 220، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اوّل، 1370.
ابوالفضل علّامي ـ علم تجويد

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  1:07 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها