0

تلاوت قرآن

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تلاوت قرآن
یک شنبه 8 مرداد 1391  12:46 PM

 

تداوم و پیوستگی در قرائت قرآن

 

قال الله تَعالی: «... فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ...».[1]
(پس هر چه از قرآن ـ برایتان ـ میسر است ـ هر روز ـ بخوانید).
«وَ عَلَیْكَ بِتِلاوَهِ القُرآنِ عَلی كُلِّ حالٍ».[2] از وصایای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به علی ـ علیه السّلام ـ
(و تلاوت قرآن را در هر شرایطی ملتزم باش)
تداومِ قرائت و پیوستگیِ‌آیات، امر پنجمی است كه «ترتیل در لفظ» را تكمیل كرده زمینه بسیار مساعدی را برای جریان معنوی ترتیل فراهم می‎آورد.
1. اصل تدریج و پیوستگی در جریانِ رشد
با توجه به اینكه قرآن كریم، رزقِ روحیِ مؤمن می‎باشد ناچار باید این تغذیه، مستمر و دائمی باشد و در هر شبانه روز، سهمی برای روحِ خویش در نظر بگیریم، همانگونه كه خداوندِ عالم، نماز را در پنج وقتِ شبانه روز واجب فرموده است كه به هیچ وجهی و در هیچ شرایطی قابل فسخ نمی‎باشد:
«إِنَّ الصَّلاهَ كانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ كِتاباً مَوْقُوتاً».[3]
جریان تحول و رشدِ روحِ انسانی، امری پیوسته و تدریجی است كه دو عاملِ اساسی در تداوم و پیوستگی قرائت قرآن می‎باشد:
«أحّبُّ الأعْمالِ إِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ما داوَمَ العَبْدُ عَلَیْهِ وَ انْ قَلَّ».[4] باقر ـ علیه السّلام ـ
(محبوبترین اعمال بسویِ خدایِ عزیز و جلیل عملی است كه بنده بر آن استمرار داشته باشد اگر چه اندك باشد).
2. تداوم بر قرائت
در سوره مزمّل برایِ هسته‎هایِ مؤمن به انقلاب اسلامیِ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بنابر اصل تدریج در رشد، فرمانِ قرائتِ مستمر، بقدرِ توان، صادر می‎شود: «فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ».
این قرائتِ مستمر لزوماً رعایتِ كامل شیوه ترتیل را در بر ندارد، چرا كه در بعضی از روزها، مشكلات و شرایط گوناگون اجازه نمی‎دهد كه مؤمنین با فراغت ذهن و توجّه به شیوه ترتیل، قرآن را تلاوت نمایند، پس ناگزیر با توجه به ضعف طبیعیِ هسته‎های انقلاب و مشكلاتِ‌ متعدد زندگی، دستورِ تلاوت به نحو ترتیل در هر شب لغو گشت و بجای آن استمرار در قرائت و لو با عدمِ رعیت تمام خصوصیات ترتیل مطرح شد:
«إِنَّ رَبَّكَ یَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنی مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَهٌ مِنَ الَّذِینَ مَعَكَ وَ اللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَیْكُمْ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ».[5]
(پروردگارت می‎داند كه تو كمی از دو ثلث شب و نصف و ثلث آن را بر می‎خیزی و نیز عده‎ای از كسانی كه با تو هستند و چرا كه خدا شب و روز را اندازه گذاری می‎كند، می‎دانست كه شما هرگز نمی‎توانید آن را به تمامی اجرا كنید، پس بر شما توبه آورد پس آنچه را كه از قرآن ـ برای شما ـ میسر است، بخوانید...).
این آیه شریفه دو دستور در ابتدایِ سوره را تخفیف داده است[6]:
الف: وجوب قیام در هر شب: «قُمِ اللَّیلِ الّا قَلیلاً...».
ب: تلاوت قرآن به نحو ترتیل در هر شب: «وَ رَتِّلِ القُرآنَ تَرْتیلاً».
وجوبِ قیام به استحباب مبدّل گشته است كه دیگر، الزامش امری شخصی و به اختیار خود می‎باشد كه با توجّه به نیازِ خویش و آمادگی و توانِ لازم تنظیم می‎گردد.
«ترتیل قرآن» نیز مبدل به «قرائت قرآن» به مقدار میسور گشته است كه این میسور بودن هر وقتی از شبانه روز را شامل می‎گردد و دیگر به شب مقید نیست.
این تخفیف در برنامه «ترتیل قرآن» ممكن است توهم لغو آن در بعضی از روزها را به پیش كشد، از این رو در ادامه آیه بر قرائتِ مستمر، دوباره تأكید می‎كند:
«عَلِمَ أَنْ سَیَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضی وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنْهُ».[7]
(او می‎داند كه از شما بعضی بیمار خواهد شد و عده‎ای دیگر در زمین راه می‎سپرند چرا كه از فضل و نعمِ خدا (روزی خویش را) می‎جویند و عده‎ای دیگر در راه خدا می‎جنگند پس از آن هر چه میسر است بخوانید...).
این تكرارِ دستورِ قرائت آن هم با مطرح كردنِ مشكلاتِ اساسیِ زندگی همچون بیماری، سفر برای تأمینِ نیازهایِ زندگی و جهاد در راه خدا، اهمیّتِ دستور را نشان می‎دهد كه قرآن همانند نماز، سزاوار نیست لغو شود؛ و باید انس با قرآن همه روزه باشد.
تعبیر «فاءِ نتیجه» در هر دو آیه نشان می‎دهد كه اصلاًَ به خاطرِ وجودِ همین مشكلات و مسائل ضروری و گوناگونِ زندگی است كه خداوند دستور به ارتباطِ مستمر با قرآن می‎دهد، یعنی؛ آنچه برای ما بهانه فرار از قرائتِ مستمر می‎باشد همان بهانه، از نظر الهی دلیلِ لزومِ استمرارِ قرائت تلقی می‎گردد![8]
در حدیثی از امام رضا ـ علیه السّلام ـ «مقدار میسور» به قرائتی كه در آن، خشوع و فروتنیِ قلب و صفایِ باطن باشد، تفسیر شده است:
«ما تَیَسَّرَ مِنْهُ لَكُم فیهِ خُشُوعُ القَلْبِ وَ صَفاءُ السِّرِّ».[9]
این معنی، قرائت ارزشمند نزد خداوند را مطرح می‎نماید و لیكن بدان معنی نیست كه پس هرگاه خشوع دل و صفایِ باطن حاصل نشد و انسان در حالتِ نامناسبی بسربرد در آن روز، دیگر، قرائت قرآن منتفی است، چرا كه در هر شرایط و احوالی از حداقلِ مقدار قرائت نمی‎توان دست كشید كه «ده آیه» می‎باشد همچون نماز كه «خشوعِ قلب» شرطِ صحتِ نماز نزد پروردگار می‎باشد امّا وقتی حاصل نشد از اصل نماز در وقتِ مقرر نمی‎توان منصرف شد؛ دلیل بر این مطلب، روایاتِ فراوانی است كه بطورِ مطلق تأكید بر استمرار قرائت در هر روز را مطرح می‎نمایند كه در بحثِ مقدار قرائت خواهد آمد.
بله، از حدیث امام رضا ـ علیه السّلام ـ استفاده می‎شود قرائت با مقدار كم ـ با حفظ حداقل قرائت ـ به همراه خشوعِ قلب و صفایِ باطن بر قرائتِ فراوان بدون خشوع ترجیح داشته و بر آن مقدم است و بلكه رعایت آن ضروری است.
لازم به تذكر است: ضرورت و وجوبی كه در آیه از آن سخن می‎گوییم ضرورتی است كه در سیر و سلوك الی الله مطرح می‎باشد و ما خود، باید بر خود تكلیف نماییم كه باصطلاح بعضی از محققین، در حوزه «فقه اوسط (علم سیر و سلوك و اخلاق)» از آن سخن به میان می‎آید نه در «فقه اصغر (علم فقه و احكام)» كه استحبابِ قرائت قرآن را مطرح می‎نماید.[10]
3. آثار تداوم قرائت
الف: استجابت دعا
انسِ دائمی با قرآن برای قاری، شرافتی را فراهم می‎آورد كه به حرمت این همنشینی و رفاقت، نیازهایِ معیشتی و معادی او برطرف می‎شود، قبل از اینكه، شخص به دعا بپردازد:
«قالَ اللهُ تَبارَكَ وَ تَعالَی: مَنْ شَغَلَ بِقِراءَهِ القُرآنِ عَنْ دُعائی وَ مَسْئَلَتی أعْطَیْتُهُ أفْضَلَ ثَوابِ الشاكِرینَ».[11]
(هركه بجای دعا و درخواست از من به قرائتِ قرآن مشغول شود به او بالاترین پاداشِ شاكرین را عطاء خواهم نمود).
نظیرِ این معنی در موردِ ذكرِ خدا نیز آمده است:
«إنَّ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: مَنْ شَغَلَ بِذِكْری عَنْ مَسئَلَتی إعْطَیْتُهُ أفْضَلَ ما أُعْطِی مَنْ سَألَنی».[12] امام صادق ـ علیه السّلام ـ
(هركه بجای درخواست از من به ذكر من مشغول شود به او بالاترین مقداری را عطاء خواهم نمود كه به هر كه از من درخواست نماید عطاء می‎كنم).
و در واقع، قرآن عینِ ذكر و مصداق اتم و اكمل آن می‎باشد:
«إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِینَ».[13]
ب: نظم روحی
اساساً عباداتِ مستمر در اوقات معین از جمله نماز و قرائتِ قرآن، نَفْس را به نظم می‎كشاند و بتدریج به زیر قید و كنترل عقلِ رحمانی در می‎آورد، از این رو اگر چه در بعضی از روزها بظاهر از قرائت قرآن، بهره‎ای نبریم و حالِ توجه نداشته باشیم، لیكن كمترین اثرش، به نظم در آمدنِ نَفْس می‎باشد.
ما نفس خویش را برای تزكیه و سازندگی باید بتدریج با تمرین و ریاضت آماده كنیم؛[14] منظم شدن، قدمِ اولِ حصول تقوی و كسب معارف می‎باشد كه در وصیت حضرت علی ـ علیه السّلام ـ قبل از شهادت به تأكید آمده است:
«أُوصیكُما وَ جَمیعَ وُلْدی وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتابی بِتَقْویَ اللهِ وَ نَظْمِ أمْرِكُمْ وَ صَلاحِ ذاتِ بَیْنِكُمْ...».[15]
(شما دو نفر و همه فرزندان و هر كه را كه نامه‎ام به او رسد به تقوای الهی و نظم امور و اصلاحِ میان خویش سفارش می‎كنم).
«نظم»، «مقدمه تقوی» و «اصلاح مابین» از «لوازمِ تقوی» می‎باشد.
كار نفس ما بر اثر كثرتِ بی‎نظمی و لاقیدی، به هرج و مرج كشیده شده است و زمینه هر گونه خلاف و گناه و آلودگی نفس پدید آمده است، پس باید او را به قید و بند و كنترل كشاند، این كنترل باید از امور آسان، شروع شود تا كه نفس نَرَمد و زیر بار رود و به تدریج توانِ نفس افزایش یافته، قیودات و تكالیف بیشتری را با میل و رغبت پذیرا گردد.[16]
قرائتِ مستمر با مقدارِ حداقل ده آیه اولین عملی است كه باید در كنار واجباتِ شرعی بر نفس، بار نمود حال اگر نشاطی بود تا هر مقدار میسور باشد در روز قرائت گردد لیكن هرگز نباید مقدار اقل را از دست داد و لو با بی‎حالی و خستگیِ مفرط و عدمِ تمركز همراه باشد؛ باید به نَفْسِ ‌خویش، بفهمانیم كه در شرایطی باید این امر انجام شود!، با این روش كم كم بهانه‎های نَفْس از دستش گرفته شده، آماده می‎شود و با این آمادگی قرآن بر نفس اثر كرده، در آن نفوذ می‎كند.
[1] . مزمل/ 19.
[2] . بحار الانوار 11، ح 1.
[3] . نساء/ 103.
[4] . اصول كافی، ج 2، ص 82.
[5] . مزمل/ 20.
[6] . دو دستور خطاب به پیامبر می‎باشد، لیكن از آیه سوره معلوم می‎شود كه مؤمنین را نیز در بر می‎گیرد؛ تخفیف در حكم به مؤمنین نظر دارد و پیامبر را شامل نمی‎شود؛ وجودی كه چشمش را خواب می‎رباید لیكن قلبش را هرگز «تَنامُ عَیْنایَ وَ لا یَنامُ قَلْبی»، وی توانِ احصاء زمان و جزییات فرمان را دارد.
[7] . مزمل/ 20.
[8] . برای تفصیل مباحث آیه، رك: تفسیر نمونه و المیزان ذیل آیاتِ‌ سوره مزمل.
[9] . مجمع البیان، ذیل آیه.
[10] . این سخن با فرض دلالت آیه بر عدم وجوب می‎باشد لیكن ظاهر امر و سیاق ایه خصوصاً با تكرار دستور به همراه فاء نتیجه و سپس آمدن امر به نماز و زكوه در پی آن، وجوب قرائت را نظر دارد كه قدر متیقن آن با توجه به حدیث «ده آیه در روز» می‎باشد.
[11] . ص، بحار الانوار 11، ح 20.
[12] . كافی، ج 2، ص 501.
[13] . تكویر/ 27.
[14] . «إنَّما هِیَ أرُوضْها بِالتَّقْوی لِتأتِی آمِنَهً یَوْمَ الخَوْفِ الأكْبَرِ». (نهج، نامه 45)
[15] . نهج البلاغه، نامه 47.
[16] . «لأرُوضّنَّ نَفْسی رِیاضّهً تَهِشُّ مَعَها إلَی القُرصِ اذا قَدَرَتُ عَلَیْهِ مَطْعُوماً». (نامه 45).

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها