پاسخ به:تلاوت قرآن
یک شنبه 8 مرداد 1391 12:46 PM
|
تداوم و پیوستگی در قرائت قرآن
|
|
قال الله تَعالی: «... فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ...».[1] (پس هر چه از قرآن ـ برایتان ـ میسر است ـ هر روز ـ بخوانید). «وَ عَلَیْكَ بِتِلاوَهِ القُرآنِ عَلی كُلِّ حالٍ».[2] از وصایای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به علی ـ علیه السّلام ـ (و تلاوت قرآن را در هر شرایطی ملتزم باش) تداومِ قرائت و پیوستگیِآیات، امر پنجمی است كه «ترتیل در لفظ» را تكمیل كرده زمینه بسیار مساعدی را برای جریان معنوی ترتیل فراهم میآورد. 1. اصل تدریج و پیوستگی در جریانِ رشد با توجه به اینكه قرآن كریم، رزقِ روحیِ مؤمن میباشد ناچار باید این تغذیه، مستمر و دائمی باشد و در هر شبانه روز، سهمی برای روحِ خویش در نظر بگیریم، همانگونه كه خداوندِ عالم، نماز را در پنج وقتِ شبانه روز واجب فرموده است كه به هیچ وجهی و در هیچ شرایطی قابل فسخ نمیباشد: «إِنَّ الصَّلاهَ كانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ كِتاباً مَوْقُوتاً».[3] جریان تحول و رشدِ روحِ انسانی، امری پیوسته و تدریجی است كه دو عاملِ اساسی در تداوم و پیوستگی قرائت قرآن میباشد: «أحّبُّ الأعْمالِ إِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ما داوَمَ العَبْدُ عَلَیْهِ وَ انْ قَلَّ».[4] باقر ـ علیه السّلام ـ (محبوبترین اعمال بسویِ خدایِ عزیز و جلیل عملی است كه بنده بر آن استمرار داشته باشد اگر چه اندك باشد). 2. تداوم بر قرائت در سوره مزمّل برایِ هستههایِ مؤمن به انقلاب اسلامیِ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بنابر اصل تدریج در رشد، فرمانِ قرائتِ مستمر، بقدرِ توان، صادر میشود: «فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ». این قرائتِ مستمر لزوماً رعایتِ كامل شیوه ترتیل را در بر ندارد، چرا كه در بعضی از روزها، مشكلات و شرایط گوناگون اجازه نمیدهد كه مؤمنین با فراغت ذهن و توجّه به شیوه ترتیل، قرآن را تلاوت نمایند، پس ناگزیر با توجه به ضعف طبیعیِ هستههای انقلاب و مشكلاتِ متعدد زندگی، دستورِ تلاوت به نحو ترتیل در هر شب لغو گشت و بجای آن استمرار در قرائت و لو با عدمِ رعیت تمام خصوصیات ترتیل مطرح شد: «إِنَّ رَبَّكَ یَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنی مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَهٌ مِنَ الَّذِینَ مَعَكَ وَ اللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَیْكُمْ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ».[5] (پروردگارت میداند كه تو كمی از دو ثلث شب و نصف و ثلث آن را بر میخیزی و نیز عدهای از كسانی كه با تو هستند و چرا كه خدا شب و روز را اندازه گذاری میكند، میدانست كه شما هرگز نمیتوانید آن را به تمامی اجرا كنید، پس بر شما توبه آورد پس آنچه را كه از قرآن ـ برای شما ـ میسر است، بخوانید...). این آیه شریفه دو دستور در ابتدایِ سوره را تخفیف داده است[6]: الف: وجوب قیام در هر شب: «قُمِ اللَّیلِ الّا قَلیلاً...». ب: تلاوت قرآن به نحو ترتیل در هر شب: «وَ رَتِّلِ القُرآنَ تَرْتیلاً». وجوبِ قیام به استحباب مبدّل گشته است كه دیگر، الزامش امری شخصی و به اختیار خود میباشد كه با توجّه به نیازِ خویش و آمادگی و توانِ لازم تنظیم میگردد. «ترتیل قرآن» نیز مبدل به «قرائت قرآن» به مقدار میسور گشته است كه این میسور بودن هر وقتی از شبانه روز را شامل میگردد و دیگر به شب مقید نیست. این تخفیف در برنامه «ترتیل قرآن» ممكن است توهم لغو آن در بعضی از روزها را به پیش كشد، از این رو در ادامه آیه بر قرائتِ مستمر، دوباره تأكید میكند: «عَلِمَ أَنْ سَیَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضی وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنْهُ».[7] (او میداند كه از شما بعضی بیمار خواهد شد و عدهای دیگر در زمین راه میسپرند چرا كه از فضل و نعمِ خدا (روزی خویش را) میجویند و عدهای دیگر در راه خدا میجنگند پس از آن هر چه میسر است بخوانید...). این تكرارِ دستورِ قرائت آن هم با مطرح كردنِ مشكلاتِ اساسیِ زندگی همچون بیماری، سفر برای تأمینِ نیازهایِ زندگی و جهاد در راه خدا، اهمیّتِ دستور را نشان میدهد كه قرآن همانند نماز، سزاوار نیست لغو شود؛ و باید انس با قرآن همه روزه باشد. تعبیر «فاءِ نتیجه» در هر دو آیه نشان میدهد كه اصلاًَ به خاطرِ وجودِ همین مشكلات و مسائل ضروری و گوناگونِ زندگی است كه خداوند دستور به ارتباطِ مستمر با قرآن میدهد، یعنی؛ آنچه برای ما بهانه فرار از قرائتِ مستمر میباشد همان بهانه، از نظر الهی دلیلِ لزومِ استمرارِ قرائت تلقی میگردد![8] در حدیثی از امام رضا ـ علیه السّلام ـ «مقدار میسور» به قرائتی كه در آن، خشوع و فروتنیِ قلب و صفایِ باطن باشد، تفسیر شده است: «ما تَیَسَّرَ مِنْهُ لَكُم فیهِ خُشُوعُ القَلْبِ وَ صَفاءُ السِّرِّ».[9] این معنی، قرائت ارزشمند نزد خداوند را مطرح مینماید و لیكن بدان معنی نیست كه پس هرگاه خشوع دل و صفایِ باطن حاصل نشد و انسان در حالتِ نامناسبی بسربرد در آن روز، دیگر، قرائت قرآن منتفی است، چرا كه در هر شرایط و احوالی از حداقلِ مقدار قرائت نمیتوان دست كشید كه «ده آیه» میباشد همچون نماز كه «خشوعِ قلب» شرطِ صحتِ نماز نزد پروردگار میباشد امّا وقتی حاصل نشد از اصل نماز در وقتِ مقرر نمیتوان منصرف شد؛ دلیل بر این مطلب، روایاتِ فراوانی است كه بطورِ مطلق تأكید بر استمرار قرائت در هر روز را مطرح مینمایند كه در بحثِ مقدار قرائت خواهد آمد. بله، از حدیث امام رضا ـ علیه السّلام ـ استفاده میشود قرائت با مقدار كم ـ با حفظ حداقل قرائت ـ به همراه خشوعِ قلب و صفایِ باطن بر قرائتِ فراوان بدون خشوع ترجیح داشته و بر آن مقدم است و بلكه رعایت آن ضروری است. لازم به تذكر است: ضرورت و وجوبی كه در آیه از آن سخن میگوییم ضرورتی است كه در سیر و سلوك الی الله مطرح میباشد و ما خود، باید بر خود تكلیف نماییم كه باصطلاح بعضی از محققین، در حوزه «فقه اوسط (علم سیر و سلوك و اخلاق)» از آن سخن به میان میآید نه در «فقه اصغر (علم فقه و احكام)» كه استحبابِ قرائت قرآن را مطرح مینماید.[10] 3. آثار تداوم قرائت الف: استجابت دعا انسِ دائمی با قرآن برای قاری، شرافتی را فراهم میآورد كه به حرمت این همنشینی و رفاقت، نیازهایِ معیشتی و معادی او برطرف میشود، قبل از اینكه، شخص به دعا بپردازد: «قالَ اللهُ تَبارَكَ وَ تَعالَی: مَنْ شَغَلَ بِقِراءَهِ القُرآنِ عَنْ دُعائی وَ مَسْئَلَتی أعْطَیْتُهُ أفْضَلَ ثَوابِ الشاكِرینَ».[11] (هركه بجای دعا و درخواست از من به قرائتِ قرآن مشغول شود به او بالاترین پاداشِ شاكرین را عطاء خواهم نمود). نظیرِ این معنی در موردِ ذكرِ خدا نیز آمده است: «إنَّ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: مَنْ شَغَلَ بِذِكْری عَنْ مَسئَلَتی إعْطَیْتُهُ أفْضَلَ ما أُعْطِی مَنْ سَألَنی».[12] امام صادق ـ علیه السّلام ـ (هركه بجای درخواست از من به ذكر من مشغول شود به او بالاترین مقداری را عطاء خواهم نمود كه به هر كه از من درخواست نماید عطاء میكنم). و در واقع، قرآن عینِ ذكر و مصداق اتم و اكمل آن میباشد: «إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِینَ».[13] ب: نظم روحی اساساً عباداتِ مستمر در اوقات معین از جمله نماز و قرائتِ قرآن، نَفْس را به نظم میكشاند و بتدریج به زیر قید و كنترل عقلِ رحمانی در میآورد، از این رو اگر چه در بعضی از روزها بظاهر از قرائت قرآن، بهرهای نبریم و حالِ توجه نداشته باشیم، لیكن كمترین اثرش، به نظم در آمدنِ نَفْس میباشد. ما نفس خویش را برای تزكیه و سازندگی باید بتدریج با تمرین و ریاضت آماده كنیم؛[14] منظم شدن، قدمِ اولِ حصول تقوی و كسب معارف میباشد كه در وصیت حضرت علی ـ علیه السّلام ـ قبل از شهادت به تأكید آمده است: «أُوصیكُما وَ جَمیعَ وُلْدی وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتابی بِتَقْویَ اللهِ وَ نَظْمِ أمْرِكُمْ وَ صَلاحِ ذاتِ بَیْنِكُمْ...».[15] (شما دو نفر و همه فرزندان و هر كه را كه نامهام به او رسد به تقوای الهی و نظم امور و اصلاحِ میان خویش سفارش میكنم). «نظم»، «مقدمه تقوی» و «اصلاح مابین» از «لوازمِ تقوی» میباشد. كار نفس ما بر اثر كثرتِ بینظمی و لاقیدی، به هرج و مرج كشیده شده است و زمینه هر گونه خلاف و گناه و آلودگی نفس پدید آمده است، پس باید او را به قید و بند و كنترل كشاند، این كنترل باید از امور آسان، شروع شود تا كه نفس نَرَمد و زیر بار رود و به تدریج توانِ نفس افزایش یافته، قیودات و تكالیف بیشتری را با میل و رغبت پذیرا گردد.[16] قرائتِ مستمر با مقدارِ حداقل ده آیه اولین عملی است كه باید در كنار واجباتِ شرعی بر نفس، بار نمود حال اگر نشاطی بود تا هر مقدار میسور باشد در روز قرائت گردد لیكن هرگز نباید مقدار اقل را از دست داد و لو با بیحالی و خستگیِ مفرط و عدمِ تمركز همراه باشد؛ باید به نَفْسِ خویش، بفهمانیم كه در شرایطی باید این امر انجام شود!، با این روش كم كم بهانههای نَفْس از دستش گرفته شده، آماده میشود و با این آمادگی قرآن بر نفس اثر كرده، در آن نفوذ میكند. [1] . مزمل/ 19. [2] . بحار الانوار 11، ح 1. [3] . نساء/ 103. [4] . اصول كافی، ج 2، ص 82. [5] . مزمل/ 20. [6] . دو دستور خطاب به پیامبر میباشد، لیكن از آیه سوره معلوم میشود كه مؤمنین را نیز در بر میگیرد؛ تخفیف در حكم به مؤمنین نظر دارد و پیامبر را شامل نمیشود؛ وجودی كه چشمش را خواب میرباید لیكن قلبش را هرگز «تَنامُ عَیْنایَ وَ لا یَنامُ قَلْبی»، وی توانِ احصاء زمان و جزییات فرمان را دارد. [7] . مزمل/ 20. [8] . برای تفصیل مباحث آیه، رك: تفسیر نمونه و المیزان ذیل آیاتِ سوره مزمل. [9] . مجمع البیان، ذیل آیه. [10] . این سخن با فرض دلالت آیه بر عدم وجوب میباشد لیكن ظاهر امر و سیاق ایه خصوصاً با تكرار دستور به همراه فاء نتیجه و سپس آمدن امر به نماز و زكوه در پی آن، وجوب قرائت را نظر دارد كه قدر متیقن آن با توجه به حدیث «ده آیه در روز» میباشد. [11] . ص، بحار الانوار 11، ح 20. [12] . كافی، ج 2، ص 501. [13] . تكویر/ 27. [14] . «إنَّما هِیَ أرُوضْها بِالتَّقْوی لِتأتِی آمِنَهً یَوْمَ الخَوْفِ الأكْبَرِ». (نهج، نامه 45) [15] . نهج البلاغه، نامه 47. [16] . «لأرُوضّنَّ نَفْسی رِیاضّهً تَهِشُّ مَعَها إلَی القُرصِ اذا قَدَرَتُ عَلَیْهِ مَطْعُوماً». (نامه 45). |