پاسخ به:تلاوت قرآن
یک شنبه 8 مرداد 1391 12:55 PM
استماع قرآن1
مفهوم استماع
«استماع» مصدر باب «استفعال»، مشتق از «سَمْع» است. «سَمْع» عبارت است از: «حس شنوایی در گوش كه صداها را درك میكند»[1] و «سماع» یعنی، صرف شنیدن هر چند بدون اراده باشد، اما «استماع» گوش سپردن همراه با پذیرش قلبی است كه بدون اعمال اراده حاصل نمیشود.
«انصات» نیز نوعی گوش فرا دادن و خاموشی و سخن نگفتن در هنگام شنیدن است. و به دیگر سخن، «انصات» مترادف كلمه «سكوت» است كه مقدمه استماع و گوش دادن به شمار میرود. در واقع «انصات» همان سكوت جهت استماع است[2] ، «راغب» پس از بیان معنای «انصات» میگوید:
«برخی گفتهاند: مراد از «انصات» همان پاسخ دادن است. ولی این معنی صحیح نیست؛ زیرا اجابت و پاسخ دادن پس از شنیدن است، و اگر «اجابت» در «انصات» لحاظ شده باشد، در واقع تشویقی است بر شنیدن كه بخاطر قدرت و امكان داشتن در پاسخ است.»[3]
مراد از استماع قرآن
«استماع» و «انصات» از جمله آدابی است كه باید در مجلس قرائت قرآن رعایت شود، و این امری است كه قرآن، خود آن را توصیه میكند:
«وإذا قرئ القرآن فاستمعوا له وأنصتوا لعلَّكم ترحمون».[4]
«هنگامی كه قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید؛ شاید مشمول رحمت خدا شوید».
اینكه در آیه شریفه «انصات» با «استماع» همراه شده، تأكیدی است بر سكوت ظاهری و تذكر به تمركز باطنی؛ زیرا «استماع» بدون سكوت ظاهری امكان ندارد. بنابراین «استماع» و «انصات» گوش فرا دادن به همراه سكوت ظاهری و تمركز بخشیدن به قوه فكر و اندیشه، جهت دریافت پیام قرآنی است.
مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر آیه شریفه میفرماید:
«انصات»، سكوت تؤام با استماع است، و بعضی گفتهاند: به معنای استماع با سكوت است و معنای «أنصت الحدیث و أنصت للحدیث» این است كه به حدیث گوش میداد، در حالی كه سكوت كرده بود. و «أنصته غیره» یعنی دیگری به سخن او گوش داد و «أنصت الرجل» یعنی ساكت شد؛ پس معنای جمله مورد بحث، این شد: «گوش فرا دهید به قرآن و ساكت شوید»[5]
خاموشی و سكوت در هنگام استماع قرآن، از جمله آداب محفل قرآنی است كه توجه و تدبر در آیات الهی را به دنبال دارد، و موجب رقّت قلب و انقلاب روحی و خوف تؤام با گریه و زاری است. قرآن در اینباره میفرماید:ٍ».
«اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلی ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَی اللَّهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ»[6]
«خداوند بهترین سخن را نازل كرده، كتابی كه آیاتش (در لطف و زیبایی و عمق و محتوا) همانند یكدیگر است؛ آیاتی مكرر دارد (با تكراری شوقانگیز) كه از شنیدن آیاتش لرزه بر اندام كسانی كه از پروردگارشان میترسند، میافتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجه ذكر خدا میشود؛ این هدایت الهی است كه هر كس را بخواهد با آن راهنمایی میكند؛ و هر كس را خداوند گمراه سازد، راهنمایی برای او نخواهد بود!.»
قرآن كریم در جای دیگر، انقلاب روحی و معنوی عالمان مسیحی (اهل تواضع و آخرت طلب) را در پی استماع قرآن چنین تشریح میفرماید:
«وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِینَ»[7]
«و هر زمان، آیاتی را كه بر پیامبر (اسلام) نازل شده، بشنوند؛ چشمهای آنها را میبینی كه (از شوق) اشك میریزد، بخاطر حقیقتی كه دریافتهاند؛ آنها میگویند: پروردگارا! ایمان آوردیم؛ پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنویس!».
البته مقصود از «استماع قرآن»، استماع با خصوصیات ویژهای است كه یك دگرگونی روحی و معنوی در انسان ایجاد كند. و چنین استماعی است كه مورد سفارش قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السلام ـ بوده، و آثار پربركتی به همراه دارد، كه در بخشهای بعدی به تفضیل درباره آن سخن خواهیم گفت.
اهمیت استماع قرآن
یكی از بحثها و موضاعات بسیار مهم این مجموعه ارزشمند، موضوع «اهمیت استماع قرآن» است. از جمله نكات قابل توجهی كه كمال اهمیت این موضوع را بیان میدارد، حكمت و فلسفه حكمی است كه فقها از آیه شریفه: «وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» [8]در باب «استماع قرائت امام در نماز جماعت» استفاده میكنند. فقها با استناد به همین آیه شریفه، استماع «حمد» و «سوره» را كه امام جماعت قرائت میكند، بر مأمومین واجب میدانند؛ زیرا در نماز تنها «حمد» و «سوره» جزء قرآن است و بقیه ذكرهای نماز جزء قرآن نیست، هر چند محتوای آن ذكرها در قرآن و روایات وجود دارد؛ از این رو، از میان همه ذكرهای نماز، حكم وجوبی استماع فقط در مورد «حمد» و «سوره» است؛ البته تا آنجایی كه صدای امام جماعت شنیده میشود؛ ولی جایی كه رعایت اخفات لازم است گفتن ذكرهای مستحبی در حال قرائت امام، آن هم كسی كه صدای امام را نمیشنود، توصیه شده است.
خلاصه، چه در نمازهای «جهریه» و چه نمازهای «اخفاتیّه» تا جایی كه صدای امام شنیده میشود، كسی حق گفتن ذكر دیگری را ندارد و باید قرائت امام را استماع نماید. این حكم با همه فروع ذكر شده، بیانگر اهمیت استماع قرآن از نظرگاه خود قرآن است.
نكته شایان توجه این است كه چه حكم وجوبی استماع قرآن در نماز جماعت و چه حكم استحبابی آن در غیر نماز، از همین آیه شریفه: «وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ.» و با استفاده از روایات بدست میآید. چرا كه قرآن، كلام خدا است و حاوی معارف و احكام و دستور العملهای زندگی است سكوت و خاموشی و گوش سپردن به قرائت قرآن هم احترام به این كتاب و كلام آسمانی است و هم مایه كسب گنجینه معارف، احكام و فهم فرهنگ قرآن. لذا وجوب آن در نماز مایه حفظ نظم و آمیخته با فهم و خشوع است. رعایت این امر در خارج از نماز گرچه در حد استحباب است؛ ولی دقیقاً همان بركات استماع در نماز را به همراه دارد؛ از اینرو رعایت آن در نماز و غیر نماز مورد توصیه و تأكید ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ قرار گرفته است. عبداللّه بن یعفور در خصوص استماع قرائت قرآن از امام صادق ـ علیه السلام ـ میپرسد:
«الرجل یقرأ القرآن، أیحب علی من سمعه الانصات له والاستماع؟ قال: نعم، إذا قرئ عندك القرآن، وجب علیك الانصات و الاستماع».[9]
«از امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره مردی پرسیدم كه قرآن را قرائت میكند: آیا كسی كه قرائت او را میشنود بر او واجب است كه خاموش بماند و گوش فرا دهد؟ فرمود: آری، هنگامی كه در نزد تو قرآن قرائت شود بر تو واجب است كه به آن گوش فرا دهی و خاموش بمانی».
همچنین زراره میگوید: از حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ شنیدم كه فرمود:
«یجب الإنصات للقرآن فی الصلاه و فی غیرها، وإذا قرئ عندك القرآن وجب علیك الانصات و الاستماع»[10]
«در نماز و غیر نماز از برای قرآن سكوت كردن و گوش فرا دادن واجب است، و هنگامی كه در نزد تو قرآن خوانده شود، سكوت و گوش فرا دادن بر تو واجب و لازم است».
صاحب تفسیر «المنیر» در ذیل آیه یاد شده، مینویسد:
«والآیه، تدلّ علی وجوب الاستماع والانصات للقرآن، سواء كانت التلاوه فی الصلاه أم فی خارجها... لكنّ الجمهور خصّوا وجوب الاستماع والانصات بقرائه الرسول ـ صلی اللّه علیه و آله ـ فی عهده و بقرائه الصلاه والخطبه من بعده یوم الجمعه؛ لأنّ إیجاب الاستماع والانصات فی غیر الصلاه والخطبه فیه حرج عظیم؛ إذ یقتضی ترك الأعمال وأمّا ترك الاستماع والانصات للقرآن المتلو فی المحافل فمكروه كراهه شدیده و علی المؤمن أن یحرص علی استماع القرآن عند قرائته كما یحرص علی تلاوته والتأدّب فی مجلس التلاوه».[11]
«این آیه، دلالت دارد بر وجوب استماع و سكوت به هنگام قرائت قرآن، چه در نماز و چه در غیر نماز...؛ ولی علمای اهل تسنن این وجوب را به قرائت رسول گرامی اسلام ـ صلی اللّه علیه و آله ـ و به قرائت نماز و خطبه نماز جمعه بعد از عصر پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ اختصاص دادهاند؛ برای اینكه وجوب استماع و سكوت در غیر از نماز جماعت و خطبههای نماز جمعه موجب حرج و مشقت است؛ زیرا این امر باعث ترك اعمال میشود. و ترك استماع و سكوت نسبت به قرائت قرآن در مجلس و محافل مكروه میباشد و كراهت آن نیز كراهت شدیده است. و مؤمن همانگونه كه بر او لازم است بر تلاوت قرآن، تلاش داشته باشد و در مجلس تلاوت، ادب مربوط به آن را رعایت كند، لازم است نسبت به استماع و سكوت آن نیز تلاش نموده و آن را مورد توجه خاص خود قرار دهد».
و ماجرای مربوط به قرائت قرآن «ابن كُوا» در حالی كه امیر مؤمنان، علی ـ علیه السلام ـ مشغول نماز بوده و حضرت در برابر قرائت و تلاوت ایشان، سكوت و استماع میفرمایند، مورد دیگری است كه به ما درس اهتمام میدهد.
این ماجرای آموزنده در كتاب «تهذیب» چنین روایت شده است:
«علی ـ علیه السلام ـ مشغول نماز صبح بود كه «ابن كُوا» (یكی از خوارج لجوج) كه پشت سر او بود، این آیه را قرائت كرد: «وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْكَ وَ إِلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ».[12]
[1] . مفردات الفاظ القرآن، ماده: «سمع»؛ «السَّمْعُ: قوّه فی الاُذن به یدرك الأصوات».
[2] . همان، ماده: «صوت».
[3] . همان، ماده: «صوت»، عبارت چنین است: «والإنصات: هو الاستماع إلیه مع ترك الكلام، قال تعالی: «وإذا قرئ القرآن فاستمعوا له و أنصِتوا» (الأعراف، آیه 204)، و قال: یقال للإجابه إنصات، ولیس ذلك بشیء، فإنّ الإجابه تكون بعد الإنصات، وإن استعمِل فیه فذلك حثّ علی الإستماع لتمكُّن الإجابه».
[4] . سوره اعراف، آیه 204 .
[5] . المیزان فی تفسیر القرآن، ج 8، ص 382؛ ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن، ج 16، ص 311.
[6] . سوره زمر، آیه 23 .
[7] . سوره مائده، ، آیه 83 .
[8] . سوره اعراف، آیه 204.
[9] . مجمع البیان، ج 4، ص 515.
[10] . تفسیر عیاشی، ج 2، ص 47، ح 132.
[11] . تفسیر المنیر، ج 9، ص 23.
[12] . سوره زمر، آیه 65.