0

تلاوت قرآن

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تلاوت قرآن
یک شنبه 8 مرداد 1391  1:00 PM

آثار استماع قرآن2

 


بنابراين، بر اساس اين تفسير، مخاطب آيه هم مسلمانان خواهند بود و هم كافران؛ منتهي غير مسلمان بايد آن را بشنود و در آن بينديشد تا بدان ايمان آورد و سپس مشمول رحمت الهي شود؛ ولي مسلمان بايد بدان گوش بسپارد و مفاهيم آن را دريابد و بدان عمل كند تا او نيز مشمول رحمت خدا قرار گيرد.
3. از جمله آياتي كه سخن از «آثار استماع قرآن» به ميان آورده، آيات سورة «توبه» است:
«وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ أَيُّكُمْ زادَتْهُ هذِهِ إِيماناً فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ * وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَي رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ * أَ وَ لا يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عامٍ مَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لا يَتُوبُونَ وَ لا هُمْ يَذَّكَّرُونَ * وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلي بَعْضٍ هَلْ يَراكُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُون»[1].
«و هنگامي كه سوره‌اي نازل مي‌شود، بعضي از آنان (به ديگران) مي‌گويند: «اين سوره، ايمان كدام يك از شما را افزون ساخت؟!» (به آنها بگو:) اما كساني كه ايمان آورده‌اند، بر ايمانشان افزوده؛ و آنها (به فضل و رحمت الهي ) خوشحالند. * و اما آنها كه در دل‌هايشان بيماري است، پليدي بر پليديشان افزوده؛ و از دنيا رفتند در حالي كه كافر بودند. * آيا آنها نمي‌بينند كه در هر سال، يك يا دو بار آزمايش مي‌شوند؟! باز توبه نمي‌كنند، و متذكّر هم نمي‌گردند! * و هنگامي كه سوره‌اي نازل مي‌شود، بعضي از آنها (= منافقان) به يكديگر نگاه مي‌كنند و مي‌گويند: « آيا كسي شما را مي‌بيند؟ (اگر از حضور پيامبر بيرون رويم، كسي متوجه ما نمي‌شود!» سپس منصرف مي‌شوند (و بيرون مي‌روند)؛ خداوند دل‌هايشان را (از حق) منصرف ساخته؛ چرا كه آنها، گروهي هستند كه نمي‌فهمند (و بي‌دانشند)!»
خوشحالي مؤمنان از استماع قرآن
در آيات فوق يكي از نشانه‌هاي بارز مؤمنان و منافقان در زمينه تأثير قرآن نسبت به اين دو گروه ـ با تفاوت اساسي ـ ، تشريح شده است. در اين آيات آمده است كه منافقان از روي بي‌اعتنايي نسبت به قرآن، و جلوه دادن اين مطلب كه نزول سوره‌هاي قرآن هيچ تأثيري به همراه ندارد، پس از نزول سوره‌هاي از قرآن به يكديگر مي‌گفتند: «ايمان كداميك از شما به خاطر نزول اين سوره افزون شد». در مقابل، قرآن كريم با بياني قاطع به آنان پاسخ مي‌دهد، و ضمن تقسيم مردم به دو گروه مؤمن و منافق مي‌فرمايد:
«اما كساني كه ايمان آورده‌اند، نزول اين آيات، بر ايمانشان مي‌افزايد و آثار شادي و خوشحالي را در چهره‌هايشان آشكار مي‌سازد؛ اما آنها كه در دل‌هايشان بيماري نفاق و جهل و عناد و حسد است، پليدي تازه‌اي بر پليديشان مي‌افزايد، و سرانجام در حال كفر و بي‌ايماني از دنيا خواهند رفت».
نكتة مهمي كه از اين آيات به دست مي‌آيد تأثيرگذاري آن آيات بر دل‌هاي مستعد و آماده و در عين حال آلوده است، به ديگر سخن، آيات قرآن مانند دانه‌هاي باران است كه در باغستان سبزه مي‌روياند و در شورستان خس؛ يعني آنان كه با روح تسليم، ايمان و عشق به واقعيت به آن مي‌نگرند، از هر سوره، بلكه از هر آيه‌اي، نكتة تازه‌اي فرا مي‌گيرند، كه در نتيجه موجب پرورش ايمانشان مي‌شود و صفات بارز انسانيت را در وجودشان تقويت مي‌كند؛ اما در مقابل آنان كه از روي لجاجت، كبر و نفاق و بدبيني بر اين آيات مي‌نگرند، نه تنها از آن كلام هدايتگر بهره نمي‌برند، بلكه موجب شدت كفر و عنادشان مي‌شود.
مرحوم علّامه طباطبايي در تفسير اين آيات مي‌فرمايد:
«اين آيات، حال مؤمنين و منافقين در موقع نزول سورة قرآني را بيان مي‌كند، و به اين وسيله نشانة ديگري از نشانه‌هاي نفاق را شرح مي‌دهد كه با آن، مؤمن از منافق تشخيص داده مي‌شود، و آن اين است كه موقع نزول قرآن به يكديگر مي‌گويند: اين آيه ايمان كدامتان را زياد كرد؟! يا به يكديگر نگاه مي‌كنند و مي‌گويند: مبادا كسي شما را ببيند.
«و قوله تعالي: «وإذا ما أُنزلت سورةٌ فمنهم من يقول أيُّكم زادته هذه إيمناً» (تا آخر دو آيه)، از طرز سؤال «هل يراكم من أحدٍ» بر مي‌آيد كه گوينده و پرسش كنندة آن، دلش خالي از شك و ترديد نبوده؛ زيرا طبع چنين سؤالي، خود، گواه است بر اينكه صاحب آن در دل خود، اثري از نزول قرآن احساس نكرده، و چون مي‌پندارد كه دل سايرين، مانند دل او است، لذا جست جو مي‌كند (تا) كسي را كه دلش از نزول قرآن متأثر شده، پيدا كند، به عبارت ديگر، او خيال مي‌كند كه پيغمبر اكرم دعويدار اين است كه قرآن در تمامي دل‌ها اثر مي‌گذارد، و همه را اصلاح مي‌كند، چه اينكه مستعد و آمادة اصلاح باشد يا نباشد، و چون خود را مي‌بيند كه هر چه سورة جديد نازل مي‌شود در دلش اثري از خشوع در برابر خدا و ميل به حق نمي‌گذارد، ترديدش زيادتر مي‌شود، تا آنجا كه ناگزير مي‌شود از سايرين كه در موقع نزول حاضر بوده‌اند بپرسد، نكند ايشان نيز مثل خودش باشند، كه اگر مثل او هستند در نفاقش استوارتر باشد.
خلاصه مطلب اينكه، نحوة پرسش گواه آن است كه سؤال كننده، دلش، خالي از نفاق نيست؛ زيرا خداوند متعال، خود، در دو آيه مورد بحث وضعيت دلها را روشن ساخته، ميان دل‌هاي مؤمنان و بيماردلان فرق گذاشته و فرموده است: «... فأمّا الّذين ءامنوا...» يعني آناني كه ايمان آوردند و دلشان خالي از نفاق و بري از مرض است و به دين خويش ايمان و يقين دارند (وصف اخير از قرينة مقابله استفاده مي‌شود) در نتيجه «فزادتهم» از شنيدن سوره‌اي كه نازل مي‌شود «إيمناً» ايمانشان زياد مي‌شود، هم از جهت كيفيت و هم از حيث كميت؛ چون وقتي زمينة دل با نور هدايت آيات قرآني روشن شد، قهراً نور ايمان زياد مي‌شود و اين زيادي، در كيفيت است، و نيز آن جايي كه قرآن كريم مشتمل بر معارف و حقايقي تازه است، قهراً نور بيشتري از ايمان در دل پيدا مي‌شود، و ايمان تازه‌تري بر ايمان افزوده مي‌شود، و اين همان زيادي در كميت است، و نسبت زيادي ايمان به سوره‌هاي قرآني، از قبيل نسبت دادن به اسباب ظاهري است؛ يعني همان طور كه مي‌گوئيم، فلان غذا در مزاج، فلان اثر را مي‌گذارد، عيناً به همين معنا مي‌گوئيم آيات قرآني در جان آدمي نور مي‌بخشد و به هر تقدير، سوره‌هاي قرآني در دل مؤمنين اثر مي‌گذارد، و ايمان آنان ر زيادتر مي‌سازد، و به اين جهت شرح صدر يافته، رخساره‌هاشان از بَهجَت و سرور افروخته مي‌شود. «وهم يستبشرون».
«وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» كه همان اهل شك و نفاقند، «فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَي رِجْسِهِمْ»، يعني ضلالتي جديد بر ضلالت قديمي‌شان افزوده مي‌شود.
در اصطلاح قرآن، «رجس» به معناي «ضلالت» است، به دليل اينكه مي‌فرمايد:
«فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَي الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ»[2].
«و آن كسي را كه (بخاطر اعمال خلافش) بخواهد گمراه سازد، سينه‌اش را آنچنان تنگ مي‌كند كه گويا مي‌خواهد به آسمان بالا برود؛ اين‌گونه خداوند پليدي را بر افرادي كه ايمان نمي‌آورند، قرار مي‌دهد!».
مرحوم علامه در فرازي ديگر، با استفاده از آية شريفه نكتة بسيار مهمي را در خصوص «استماع قرآن» اشاره كرده و مي‌فرمايد:
«اين آيه دلالت مي‌كند بر اينكه هيچ سوره‌اي از قرآن، بي‌اثر در دل‌هاي شنوندگان نيست، و اگر قلب شنونده سليم باشد، ايمان و مسرّتش زياده مي‌كند، و اگر قلب، قلب مريضي باشد، همين سوره‌هاي قرآن باعث مي‌شود كه رجس و ضلالت آن بيشتر شود، همچنان نظير اين معنا را در آية «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَسارا»[3]ـ «و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است براي مؤمنان، نازل مي‌كنيم؛ و ستمگران را جز خسران (و زيان) نمي‌افزايد». ـ تصريح نموده است»[4].

[1] . سورة توبه، آيه 124 ـ 127.
[2] . سورة انعام، آيه 125.
[3] . سورة اسراء، آيه 82.
[4] . الميزان في تفسير القرآن، ج 9، ص 409؛ ترجمة الميزان في تفسير القرآن، ج 18، ص 358.
صاحب‌علي محبّي

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها