0

مقالات علوم سیاسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 3 : دانش سياسي پاييز و زمستان 1389; 6(2 (پياپي 12)):73-106.
 
جامعه شناسي تاريخي دولت: گسست در پيوند نخبگان و ساخت دولت در عصر صفوي
 
جمال ‌زاده ناصر,درستي احمد
 
 
 

در اين پژوهش فرآيند تحول ماهيت «پيوند نخبگان موسس» و تاثير آن بر «ساخت دولت» از ابتداي عصر صفوي تا پايان حکومت شاه عباس، با روش تحقيق تاريخي، مورد بررسي قرار گرفته است. ساخت دولت صفوي، در دوره شاه اسماعيل، ساختي «دين سالارانه» بود. در چنين ساختاري شاه هم از اقتدار دنيوي برخوردار بود هم از اقتدار ديني، نهادهاي ديني بر نهادهاي سياسي و نظامي برتري داشتند و نهادهاي سياسي مهم اين دولت نظير «وکيل نفس همايون» و «خليفه الخلفا» در پيشينه خانقاهي صفويان ريشه داشتند و به عنوان واسط ميان شاه و مردم عمل مي کردند. در اين دوره حکام ايلات اختيارات گسترده اي داشتند و وجودنهادهاي واسط مانع از خود کامگي شاه مي شد. با مرگ شاه اسماعيل، پيوندهاي صوفيانه رو به ضعف نهاد و «پيوندهاي شاهسوني» جايگزين آن گرديد. پيدايش پيوند جديد موجب گرايش ساخت دولت به «ديوان سالاري سلطنتي» شد. اين ساختار در دوره شاه عباس اول شکل نهايي به خود گرفت. در ساختار جديد، دستگاه ديوان سالاري گسترش پيدا کرد، بسياري از زمين هاي دولتي به زمين هاي سلطنتي تبديل شدند، ارتش جديدي متشکل از غلامان گرجي و چرکس جايگزين ارتش قبيله قزلباش گرديد، اين ارتش مستقيما زير نظر شاه خدمت مي کرد و از او دستور مي گرفت و نهادهاي ديني از نهادهاي سياسي و نظامي منفک شدند. در اثر سياست هاي شاه عباس اول، دولت ساختاري متمرکز، اقتدارگرا و بوروکراتيک به خود مي گرفت.

 
كليد واژه: پيوند نخبگان، ساخت دين سالار، ساخت سلطنتي، دولت صفويه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 8 اردیبهشت 1391  6:58 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 4 : دانش سياسي پاييز و زمستان 1389; 6(2 (پياپي 12)):107-138.
 
سياست خارجي آمريکا و تحريم هاي جديد عليه جمهوري اسلامي ايران
 
سيمبر رضا*
 
* گروه علوم سياسي و روابط بين الملل، دانشگاه گيلان
 
 

اوباما که با تغيير شعار تغيير در سياست خارجي آمريکا به قدرت رسيد، عملا نتوانست آن چه را مد نظر دارد در مورد جمهوري اسلامي ايران به منصه ظهور برساند. به عبارت ديگر سياست خارجي آمريکا دچار تغيير عمده اي نسبت به ايران نشد و دولت آقاي اوباما همان سياست هاي گذشته بوش و کلينتون را مبني براعمال فشار، تهديد نظامي و تحريم عليه ايران دنبال کرد. در اين مقاله پس از ارايه يک چارچوب تئوريک مبتني بر نظريات روابط بين الملل تلاش مي شود، نشان داده شود که چه عواملي در شکل گيري و استمرار تحريم ايران در سياست خارجي آمريکا موثر بوده اند و کنش و اندرکنش اين تصميم گيري در سياست خارجي متقابل ايالات متحده آمريکا و جمهوري اسلامي ايران چه بوده است؟ در اين راستا، بيم ها و دغدغه هاي متقابل و افق فراسوي اين دو بازيگر ترسيم شده و با توجه به رويکرد تقليل گرا نشان داده مي شود که سياست خارجي ايران داراي استقلال از محرک هاي خارجي بوده و بيشتر مبتني بر پويايي هاي داخلي خود است، البته اين به معناي انکار اين واقعيت نيست که عوامل روان شناختي يا محيطي نيز مي توانند بر سياست خارجي ايران موثر باشند.

 
كليد واژه: سياست خارجي، آمريکا، جمهوري اسلامي ايران، تحريم، پساجنگ سرد، خاورميانه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 8 اردیبهشت 1391  6:59 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 5 : دانش سياسي پاييز و زمستان 1389; 6(2 (پياپي 12)):139-176.
 
سنجش سرمايه اجتماعي استان هاي کشور با استفاده از روش تحليل سلسله مراتبي
 
صادقي شاهداني مهدي,مقصودي حميدرضا
 
 
 

سرمايه اجتماعي تسهيل کننده روابط سياسي، اجتماعي، فرهنگي و به ويژه اقتصادي است که در برخوردهاي انساني و در قالب شبکه ها با استفاده از کيمياي اعتماد و صداقت به وجود مي آيد. اين سرمايه، به عنوان عاملي مهم در رفع موانعي چون ساختار ديوانسالارانه و در راستاي کاهش هزينه هاي مبادله در ساختارهاي اقتصادي از دهه 1990م. به طور روز افزوني مورد توجه دانشمندان عمل اقتصاد قرار گرفته است. اين تحقيق در صدد سنجش شاخص سرمايه اجتماعي استان هاي کشور مي باشد. پس از يافتن اين شاخص، در طول تحقيق با استفاده از تحليل هاي منطقه اي، روند نزول اين شاخص در ميان استان هاي کشور توضيح داده شود. سنجش شاخص سرمايه اجتماعي با استفاده از روش تحليل سلسله مراتبي(AHP) انجام شده و از ابزارهاي تحليل منطقه اي نظير  ARCGIS نيز جهت نمايش داده ها بهره گرفته شده است. پس از تحليل داده ها درنهايت به اين نتيجه رسيده ايم که با تقسيم کشور به سه منطقه U شکل مرکزي، مياني و کناري، مناطق مياني و کناري و مرکز به ترتيب داراي بيشترين سطح سرمايه اجتماعي هستند.

 
كليد واژه: سرمايه اجتماعي، مشارکت، اعتماد، صداقت، انحرافات اجتماعي، روش تحليل سلسله مراتبي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 8 اردیبهشت 1391  6:59 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 7 : دانش سياسي پاييز و زمستان 1389; 6(2 (پياپي 12)):207-240.
 
عوامل موثر بر مشارکت سياسي دانشجويان علوم سياسي و فني دانشگاه تهران
 
غفاري هشجين زاهد,بيگي نيا عبدالرضا,تصميم قطعي اكرم
 
 
 

پژوهش حاضر با هدف بررسي «نقش عوامل تاثيرگذار بر مشارکت سياسي دانشجويان علوم سياسي و فني دانشگاه تهران» انجام شده است. اين پژوهش از لحاظ هدف کاربردي و به لحاظ روش از نوع توصيفي- تحليلي بوده و گردآوري داده ها به شيوه پيمايش صورت گرفته است. جامعه آماري تحقيق(N) شامل 3920 نفر از دانشجويان علوم سياسي و فني دانشگاه تهران بود و به منظور تعيين حجم نمونه(n) بر اساس فرمول کوکران نمونه اي به تعداد 352 نفر به دست آمد. ابتدا حسب رشته تحصيلي نمونه گيري طبقه اي، سپس با توجه به جمعيت هر گروه نمونه گيري تصادفي انجام گرفت. ابزار گردآوري اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته 40 مولفه اي که در قالب سوالات باز و بسته مبتني بر طيف ليکرت تنظيم شده است. داده هاي تحقيق با استفاده از نرم افزار SPSS تجزيه و تحليل شده است. بر اساس يافته هاي پژوهش، دانشجويان علوم سياسي بيش از دانشجويان فني براي مشارکت سياسي تحت تاثير رشته تحصيلي خود بوده اند. از طرف ديگر دانشجويان فني بيشتر از دانشجويان علوم سياسي براي مشارکت سياسي تحت تاثير فضاي سياسي دانشکده خود بوده اند. رابطه دانشکده محل تحصيل با مشارکت سياسي در دو گروه رابطه معنادار نبود. انگيزه دانشجويان دو گروه براي مشارکت سياسي متفاوت نشان داده شد. به طوري که در گروه علوم سياسي تاثير دوستان و خانواده و سپس انگيزه سياسي سهم بيشري براي مشارکت سياسي داشته، اما در گروه فني، دوستان، انگيزه سياسي و محيط سياسي تاثير گذارتر از ساير انگيزه ها بوده است.

 
كليد واژه: مشارکت سياسي، دانشجو، دانشگاه، سياست، دانشگاه تهران
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 8 اردیبهشت 1391  6:59 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 

 6 : دانش سياسي پاييز و زمستان 1389; 6(2 (پياپي 12)):177-206.
 
بسيج و اقدام سياسي در نهضت تنباکو (1269-1270)
 
مرشدي زاد علي,كشاورزشكري عباس,احمدپور تركماني بابك
 
 
 

اين مقاله به بررسي ابزارها و شيوه هاي بسيج و اقدام سياسي در نهضت تنباکو با هدف شناخت بيشتر تاريخ تحولات اجتماعي و سياسي معاصر و نحوه عملکرد آن ها مي پردازد. سوالي که در اين مقاله مطرح شده اين است که: فعالان نهضت تنباکو از چه ابزار و شيوه هايي براي بسيج و اقدام سياسي بهره گرفته اند؟ فرضيه مولفان عبارت است از: در نهضت تنباکو، از شب نامه، سخنراني در مساجد و منابر، صدور فتاوي و پيام هاي تلگرافي براي بسيج مردم و از بست نشيني، راهپيمايي، تظاهرات توده اي و پاره کردن اعلاميه هاي شرکت به مثابه اقدام عملي بر ضد حکومت استفاده شده است. اين تحقيق به روش کيفي (تحليلي- تاريخي) و با استفاده از ابزار اسنادي و کتابخانه اي انجام شده است. در اين تحقيق ابتدا به ابزارها و شيوه هايي را که در جهت برانگيختن و تهييج توده ها و شکل دادن به نارضايتي ها به کار بردند، و سپس روش هايي که مخالفان در نهضت تنباکو براي پيشبرد مقاصدشان از آن ها استفاده نموده اند، پرداخته شده است.
نتايج تحقيق دلالت بر آن دارد که به دليل ضعف بنيادي حاکميت قجري و هوشمندي در انتخاب شيوه ها و حضور مولفه هاي ايماني و اعتقادي، نهضت تنباکو توانست به اهدافش نايل يابد
.

 
كليد واژه: بسيج سياسي، اقدام سياسي، نهضت تنباکو، مذهب، ايران، جنبش اجتماعي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 8 اردیبهشت 1391  6:59 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 1 : دانش سياسي بهار و تابستان 1389; 6(1 (پياپي 11)):5-24.
 
نسبت بين اخلاق و منفعت در روابط بين الملل
 
خاني محمدحسن*
 
* دانشكده معارف اسلامي و علوم سياسي، دانشگاه امام صادق (ع)
 
 

رابطه ميان اخلاق و منفعت در روابط بين الملل کدام است و چه موانعي بر سر راه اخلاقي شدن روابط بين الملل وجود دارد؟ مقاله حاضر در پاسخ به اين سوال اين نظريه را طرح و نقد مي کند که نسبت ميان اخلاق و منفعت در روابط بين الملل از جنس تعارض و تقابل است. نويسنده در طول مقاله مي کوشد تا جوانب مختلف نسبت ميان اين دو و پيامدهاي دو رويکرد اخلاق محور و منفعت محور در روابط بين الملل را در يک مطالعه تطبيقي بررسي کند. اين مقاله همچنين تلاش خواهد کرد تا با ارايه مصاديق و مثال هاي عيني در نظام بين الملل معاصر چالش ها و موانع سر راه شکل گيري روابط بين الملل مبتني بر اخلاق را تجزيه و تحليل کند. هدف از اين تحليل، شناسايي و معرفي زمينه هايي است که بايد در نظريه هاي اخلاق محور مورد توجه قرار گيرند. اين تحقيق نشان مي دهد که چگونه اتخاذ رويکردي منفعت محور در روابط بين الملل به تدريج به کمرنگ شدن و رخت بربستن اخلاق از تعاملات بين المللي منجر شده و نتايجي فاجعه بار براي سرنوشت انسان ها رقم زده است.

 
كليد واژه: اخلاق، منفعت، منافع ملي، روابط بين الملل، نظام بين الملل
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 8 اردیبهشت 1391  6:59 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

2 : دانش سياسي بهار و تابستان 1389; 6(1 (پياپي 11)):25-59.
 
نگرش امنيتي غرب و تهديدات بين المللي پس از جنگ سرد؛ مطالعه موردي برنامه هسته اي جمهوري اسلامي ايران
 
سجادپور سيدمحمدكاظم,اجتهادي سعيده
 
 
 

پس از جنگ سرد نگرش خاصي در مورد امنيت بين المللي، تهديدات و تدابير مربوط به آن در بين کشورهاي غربي-اروپايي و آريکايي-شکل گرفت. چارچوب شناختي مزبور مبتني بر نگرش غرب به برنامه هسته اي ايران است. در اين پژوهش، پرسش کليدي آن است که نگرش امنيتي غرب به تهديدات امنيت بين المللي بعد از جنگ سرد تحت تاثير چه عوامل مهمي شکل گرفته است؟ فهم چرايي رفتار خاص غرب در رويکرد امنيتي خود نسبت به برنامه هسته اي ايران، اين پژوهش را با مسايلي روبه رو مي کند که در پاسخ به آن ها با تلفيقي از نظريات روابط بين الملل در حوزه هاي رئاليستي و سازه انگاري مي توان امکان شناخت نظام نگرشي غرب در مورد امنيت بين المللي و موضوع هسته اي را فراهم کرد. در چارچوب اين نگرش، برنامه هسته اي ايران در پيوند با چالش هاي نوين امنيت بين المللي براي غرب قرار مي گيرد. بدون فهم نظام شناختي غرب در زمينه امنيت بين الملل، درک رفتار مجموعه کشورهاي غربي در پرونده هسته اي ايران امکان ندارد. در اين چارچوب ترکيبي، هم ساختار سياست و قدرت بين المللي و هم نگرش نخبگان به صورت توامان بايد مد نظر قرار گيرد. با بررسي نظام شناختي غرب در قالب مدل تلفيقي مي توان از يک سو، علت اصلي تاکيد غرب بر عوامل خارجي دستيابي ايران به فناوري هسته اي را دريافت و از سوي ديگر، با توجه به ساختارهاي غيرمادي و هنجاري، ريشه امنيت و ناامني در نحوه تفکر غرب نسبت به برنامه هسته اي ايران را مطالعه کرد. در نهايت، بر مبناي جايگاه ويژه اي که ايران در سياست هاي امنيتي غرب پيدا مي کند، موضوع هسته اي ايران نمي تواند از موضوع کلي اين کشور در رويکردهاي امنيتي غرب جدايي پذير باشد و موضع گيري منفي بازيگران غربي در قبال مساله هسته اي ايران خارج از استراتژي هاي کلان غرب در نگاه به امنيت بين الملل و تغييرات ايجادشده در مفهوم تهديدات نيست.

 
كليد واژه: رويکرد امنيتي، استراتژي، غرب، جمهوري اسلامي ايران، تهديد، برنامه هسته اي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 8 اردیبهشت 1391  6:59 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 3 : دانش سياسي بهار و تابستان 1389; 6(1 (پياپي 11)):61-84.
 
ليبراليسم، سکولاريسم و غرب جديد
 
شريعت فرشاد*
 
* دانشكده معارف اسلامي و علوم سياسي، دانشگاه امام صادق (ع)
 
 

مقاله حاضر با تمرکز بر محور رابطه دين و دولت به شکل عام، و دين و سياست به شکل خاص بر آن است تا نشان دهد که سير فلسفه سياسي در غرب در دوره جديد، که اين مقاله نقطه آغاز آن را تفکر سياسي هابز و لاک مي داند، با تحولي مواجه شده است که به لحاظ ماهوي با آنچه که قبل از آن به فلسفه قديم ياد مي شود، متفاوت است. به عبارت ديگر، اين مقاله نشان مي دهد که تقسيم فلسفه کلاسيک غرب صرفا جنبه تاريخي نداشته است بلکه با قرائتي که در فلسفه جديد از آزادي و تعيين رابطه دين و سياست ارايه مي شود، دولت مدرن در غرب به لحاظ جوهري از جريان تفکر سياسي و شيوه اجراي آن از اساس، متفاوت مي شود. لذا به نظر مي رسد که سير آزاديخواهي که به ليبراليسم منتهي مي شود، نه تنها مختصات آزادي بلکه مدرنيته و سکولاريسم را نيز در درون خود جا داده است. اين مقاله براي نشان دادن اين اتصال در ليبراليسم غرب، با مراجعه به آراي دو متفکر کلاسيک اين حوزه، يعني هابز و لاک، تلاش مي کند تا ليبراليسم غربي را با دو ستون اصلي آن، يعني سکولاريسم و تجدد غربي تبيين کند.

 
كليد واژه: ليبراليسم، سکولاريسم، فلسفه سياسي غرب، مدرنيسم، قرارداد اجتماعي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 8 اردیبهشت 1391  7:00 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 5 : دانش سياسي بهار و تابستان 1389; 6(1 (پياپي 11)):127-149.
 
مسايل فقه سياسي
 
لك زايي نجف*
 
* دانشگاه باقرالعلوم (ع)
 
 

پيروزي انقلاب اسلامي و تشکيل جمهوري اسلامي، وظايف جديدي را متوجه نظام علمي کشور، اعم از حوزه و دانشگاه، کرد. آنچه در چند سال اخير، با عنوان اسلامي سازي و بومي سازي علوم انساني از آن ياد مي شود، در زمره همين مسايل است. در حوزه دانش سياسي نيز انتظار تحولاتي جدي و اساسي مي رود؛ از آن جهت که مبناي نظم در اسلام فقه است، «فقه سياسي» به عنوان يکي از رشته هاي ضروري در حوزه دانش سياسي مطرح مي شود. يکي از موانعي که بر سر راه تاسيس اين رشته وجود دارد، تصورات ناقص و نادرست نسبت به مسايل مورد بحث در آن است. غالباً تصور مي کنند «فقه سياسي» مباحث زيادي ندارد و تمام مسايل آن در محدوده بحث «ولايت فقيه» قابل جمع بندي است، در حالي که اين نگاه از بنيان نادرست است.
در اين مقاله فقه سياسي به عنوان دانشي که عهده دار تطبيق و هماهنگي واقعيت هاي متغير زندگي اجتماعي و سياسي با نصوص ديني است، مورد توجه قرار گرفته و مسايل آن با دو رهيافت توصيفي و تجويزي بررسي شده است. در بخش توصيفي مباحث فقه سياسي در آثار برخي از فقهاي اهل سنت و شيعه گزارش شده و در بخش تجويزي، با در نظر گرفتن انتظارات کنوني از فقه سياسي فهرستي از مباحث و مسايلي که در اين رشته علمي بايد بحث شود و در وضعيت فعلي زمينه لازم براي تاسيس چنين رشته اي را فراهم مي سازد، آمده است
.

 
كليد واژه: فقه سياسي، اهل سنت و تشيع
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 8 اردیبهشت 1391  7:00 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 4 : دانش سياسي بهار و تابستان 1389; 6(1 (پياپي 11)):85-125.
 
انگيزه هاي سياسي در جعل روايات مدح و ذم بلاد
 
كريمي محمود*,طاوسي مسرور سعيد
 
* گروه علوم قرآن و حديث، دانشگاه امام صادق (ع)
 
 

در منابع روايي اهل تسنن و شيعه روايات فراواني در باب فضايل و يا احيانا ذم برخي شهرها و سرزمين ها وارد شده است چنان که در برخي جوامع حديثي، باب يا ابوابي به ذکر اين روايات اختصاص داده شده و يا درباره اين احاديث تاليف مستقل صورت گرفته است. در اين ميان، اين نکته قابل توجه است که به تصريح حديث شناسان فريقين، شمار زيادي از اين روايات مجعول است. گذشته از انگيزه هاي مذهبي، يکي از مهم ترين علل جعل اين گونه روايات، انگيزه هاي سياسي است. مقاله حاضر با اتخاذ روش توصيفي تحليلي و با ارايه شواهد عيني، به بيان انگيزه هاي گوناگون سياسي در جعل روايات مدح و ذم بلاد مي پردازد. براي اين منظور نويسنده ضمن اشاره به الگوي تحليلي مبتني بر رابطه «حديث-قدرت» که ريشه در نفوذ معنوي احاديث در مخاطبان و انگيزش عملي آن ها دارد، سعي نموده نشان دهد که چگونه پاره اي از حاکمان بني اميه يا بني عباس از اين مزيت استفاده کرده و با جعل احاديث، اهداف سياسي شان را دنبال نموده اند.

 
كليد واژه: جعل حديث، احاديث موضوع، انگيزه هاي سياسي، خلفا، بني اميه، بني عباس، فتوحات، مرابطه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 8 اردیبهشت 1391  7:00 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 7 : دانش سياسي بهار و تابستان 1389; 6(1 (پياپي 11)):181-210.
 
نقش مدرنيته در توسعه بنيادگرايي در جهان اسلام
 
هوشنگي حسين*
 
* گروه فلسفه، دانشكده الهيات و معارف اسلامي و ارشاد، دانشگاه امام صادق(ع)
 
 

اين مقاله پس از بررسي تعاريف و برداشت هاي مهم از بنيادگرايي اسلامي در ادبيات معاصر جامعه شناسي دين، با اتخاذ رويکردي جامعه شناختي و با روش توصيفي-تحليلي به نقش اساسي تغييرات اجتماعي حاصل از برخورد جامعه مسلمان با پديده مدرنيته و مدرنيزاسيون مي پردازد. بر اساس ديدگاه و فرضيه انتخاب شده در اين مقاله، پيامدهاي مدرنيته در جوامع اسلامي يکي از اصلي ترين عوامل بروز بنيادگرايي بوده است. عوامل فرعي ديگري نيز در پيوند با ايفاي نقش مدرنيته بررسي شده است که مهم ترين آن ها عبارت است از: عصبيت قومي و عربي، نبود مردم سالاري، نبود تحصيلات متعارف ديني و برخي رويدادهاي منجر به بازگشت دين در کشورهاي مختلف اسلامي. مقاله سپس به زمينه هاي کنوني موجود در جهان اسلام براي بنيادگرايي اشاره دارد و تداوم چنين گرايشاتي را بر پايه داده هاي تاريخي پيش بيني مي کند.

 
كليد واژه: بنيادگرايي، تغييرات اجتماعي، مدرنيزاسيون، جهان اسلام
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 8 اردیبهشت 1391  7:01 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 6 : دانش سياسي بهار و تابستان 1389; 6(1 (پياپي 11)):151-179.
 
تحليل تجارب همگرايي در جهان اسلام
 
ولايتي علي اكبر,سعيدمحمدي رضا*
 
* دانشگاه عالي دفاع ملي
 
 

دولت ها براي تداوم حيات سياسي خود و بالندگي آن، به ابزارهاي قدرت متوسل مي شوند و تلاش مي کنند تا با افزايش قدرت ملي، امنيت و منافع ملي خود را تضمين کنند. يکي از راه هاي کسب قدرت و افزايش آن، همگرايي و ايجاد نهادهاي فراملي در سطح يک منطقه است. اين مقاله بر آن است تا با استفاده از روش توصيفي-تحليلي، تجارب همگرايي در جهان اسلام را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار داده نشان دهد که اگرچه اتحاديه اروپا در سايه نظريه هاي همگرايي موفق گرديده تا به غالب اهداف خود دست يابد، اما کشورهاي اسلامي تاکنون نتوانسته اند گام موثري در مسير همگرايي بردارند. در واقع، از زمان استقرار سيستم دولت-ملت در سرزمين هاي اسلامي، طرح هاي مختلفي براي همگرايي ارايه گرديده که در عمل، برخي به شکست انجاميده و برخي ديگر، به اميد موفقيت هاي آينده به فعاليت خود ادامه داده اند. اين ناکامي به دليل شرايط متفاوتي است که در کشورهاي اسلامي حاکم است. در واقع، موانع بزرگي چون استبداد داخلي، اختلافات سياسي، ملي گرايي افراطي، بي ثباتي سياسي، رقابت هاي منطقه اي، استعمار و صهيونيسم بر سر راه همگرايي جهان اسلام وجود دارد که بسياري از آن ها در جوامع آزاد غرب مشاهده نمي شود. در اين ميان، استبداد داخلي و سلطه استعمار از مهم ترين عوامل اخلال در روند همگرايي جهان اسلام محسوب مي شوند، عواملي که خود زمينه ساز بروز و تقويت ساير موانع همگرايي در ميان کشورهاي اسلامي هستند. نتيجه اينکه اتکاي صرف بر نظريه هاي رايج همگرايي براي تحقق اين هدف در ميان کشورهاي اسلامي کافي به نظر نمي رسد. در واقع، جوامع اسلامي نيازمند الگويي اند که بتواند موانع يادشده را با قدرت از سر راه آن ها بردارد. اين الگو جزء در سايه نظريه اسلام فراهم نمي گردد. اسلام فراتر از نظريه هاي معمول همگرايي و به عنوان بزرگ ترين عامل پيوند دهنده ميان مسلمانان مي تواند با حذف عوامل تفرقه، جهان اسلام را در مسير وحدت و همگرايي قرار دهد.

 
كليد واژه: همگرايي، اتحاديه اروپا، نظريه هاي همگرايي، جهان اسلام، کشورهاي اسلامي، تجارب همگرايي، موانع همگرايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 8 اردیبهشت 1391  7:01 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 1 : دانش سياسي پاييز و زمستان 1387; 4(2 (پياپي 8)):5-35.
 
عدالت سياسي و اجتماعي در سه رهيافت فقهي، فلسفي و جامعه‌ شناختي
 
جمال ‌زاده ناصر*
 
* دانشكده معارف اسلامي و علوم سياسي دانشگاه امام صادق(ع)
 
 

موضوع عدالت از ديرباز مورد توجه جوامع و انديشمندان مختلف مكاتب بشري و الهي بوده است. در اسلام مباحث مربوط به عدالت در بين متكلمان از فرق مختلف از بحث عدالت الهي آغاز شد و به ‌تدريج دامنه آن گسترش پيدا كرد و به مباحث عدالت اجتماعي و سياسي رسيد. اين مقاله ضمن بررسي ابعاد مختلف عدلت اجتماعي و سياسي در اسلام سعي دارد اين مفهوم را در سه رويكرد فقهي، فلسفي و جامعه ‌شناختي در بين انديشمندان مسلمان معاصر دنبال كند. در اين رابطه ديدگاه سه تن از متفكران كه در آثار خود به اين مفهوم توجه داشته‌اند، حايز‌ اهميت است. به همين ‌منظور، آراي علامه ميرزا حسين ناييني از منظر فقهي، آيت ‌اله مرتضي مطهري از منظر فلسفي و دکتر علي شريعتي از منظر جامعه ‌شناختي بررسي خواهد شد. آنچه در اين بررسي درخور توجه مي‌ نمايد، تلاش براي يافتن محورهايي در بحث عدالت است كه امكان بررسي تطبيقي آن را به خواننده بدهد. براي اين منظور مبادي فلسفي، اجتماعي و جامعه ‌شناختي عدالت مورد تاكيد قرار گرفته و چهره‌ هاي مختلف عدالت (عدالت سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فلسفي) به تناسب شناسايي و معرفي شده ‌اند.

 
كليد واژه: اجتماعي، عدالت سياسي، عدالت اقتصادي، برابري، ناييني، مطهري، شريعتي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 8 اردیبهشت 1391  7:01 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 3 : دانش سياسي پاييز و زمستان 1387; 4(2 (پياپي 8)):63-92.
 
پست ماترياليسم و تحول دانش سياسي
 
سليمي حسين*
 
* دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه علامه طباطبايي
 
 

در عرصه علوم اجتماعي، مطالعات علمي به گونه اي با نوعي مادي گرايي پنهان هم معنا تلقي شده است و چنين مي انگارند که بررسي هاي علمي با نوعي ماترياليسم همراه است. در حالي ظهور و گسترش مکتب فکري پست ماترياليسم يا فرامادي گرايي نشان مي دهد که چنين نيست. در اين مقاله، تلاش خواهد شد که بنيادهاي فکري و علمي فرامادي گري به ويژه با تاکيد بر يافته هاي علمي رونالد اينگلهارت توضيح داده شود و تاثير اين نگرش بر فهم مقولهسياست و نيز فرايند جهاني  شدن، و چگونگي تغيير در محيط و مباني ارزش هاي حاکم در جوامع فراصنعتي که موجب دگرگوني در بنياد سياست و مطالبات سياسي و نيز رابطه ميان دولت و شهروند شده، و يا چگونگي نگرش ها و گرايش هاي متفاوتي را قبال روند جهاني  شدن متجلي ساخته است، بررسي گردد. در اين مقاله ضمن توضيح اين تحول و ديدگاه هاي مختلف در اين زمينه ها تاثير اساسي پست ماترياليسم بر دانش سياسي بررسي خواهد شد. به دليل نظري بودن اين مقاله، از روش هاي کمي در ان استفاده نشده است. اما تلاش شده رابطه ميان دو متغير اصلي، يعني ظهور پست ماترياليسم و شقوق مختلف دانش سياسي بررسي گردد. درنهايت نيز برخي از گرايش ها و ترجيحات مسله اي در جامعهايران و آموزش دانشگاهي دانش سياسي در ايران مطالعه خواهد شد.

 
كليد واژه: پست ماترياليسم، فرامادي گري، اينگلهارت، دانش سياسي، گرايش هاي مذهبي ايرانيان، اموزش سياسي در ايران
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 8 اردیبهشت 1391  7:02 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی

 2 : دانش سياسي پاييز و زمستان 1387; 4(2 (پياپي 8)):37-62.
 
نظريه بازنمايي رسانه‌اي و تحليل افكار عمومي متقابل امريکايي‌ها و ايراني‌ها
 
ربيعي علي,احمدزاده نامور فرناز
 
 
 

 هدف از انجام اين تحقيق، مطالعه نقش رسانه‌ها در اثر‌گذاري بر افکار عمومي توسط بازنمايي برخي از رخداد‌‌هاست. مورد مطالعه اين تحقيق، ميزان تاثيرگذاري رسانه‌هاي خبري در شکل‌دهي افکار عمومي امريکايي‌‌ها و ايراني‌ها نسبت به يکديگر است. از طريق مطالعه افکار عمومي بخش کوچکي از ايراني‌‌ها و امريکايي‌ها، مي‌توان تا حدودي به نحوه نگرش انان نسبت به يکديگر و ميزان تاثيرپذيري ان‌ها از رسانه‌هاي جمعي در شکل‌گيري اين افکار پي برد. لذا تحقيق حاضر کوشيده است تا با مطالعه کيفي و موردي تعدادي از ايراني‌ها و امريکايي‌ها که بيشتر انان تحصيل‌کرده نيز بودند، به لايه‌هاي نگرشي انان پي ببرد و با استفاده از «نظريه بازنمايي»، نقش رسانه‌هاي جمعي در شکل‌دهي افکار عمومي را بسنجد. منظور از بازنمايي اين است که يك رسانه هيچ‌گاه ابزاري خنثي و يك ميانجي بي‌طرف در ارائه تصوير به حساب نمي‌ايد؛ زيرا رسانه، متكي به زبان و معناست و زبان و معنا نيز در چارچوب گفتمان همواره متكي به قدرت است. لذا بازنمايي حوادث توسط رسانه‌ها - سواي بحث اخلاقي و غيراخلاقي بودن ان- داراي سو‌گيري ايدئولوژيك است و در راستاي تضعيف يا تثبيت قدرت و گفتمان ويژه‌اي گام برمي‌دارد. يافته‌هاي حاصل از اين تحقيق نشان مي‌دهد که امريکايي‌ها بيشتر از ايراني‌ها تحت تاثير رسانه‌هايشان قرار دارند و رسانه‌هاي امريکا بازنمايي منفي از ايران و ايرانيان را ارائه مي‌دهند. بر اين اساس، شكل‌گيري فضاهاي تعامل مستقيم بين اين دو حوزه- در ساحت‌هاي علمي، پژوهشي، و...- حوزه افكار عمومي امريكايي را به مراتب بيشتر از حوزه افكار عمومي ايراني متاثر مي‌سازد.

 
كليد واژه: رسانه‌هاي جمعي، تاثيرگذاري رسانه‌اي، افکار عمومي، بازنمايي، گفتمان، ايديولوژي، جمهوري اسلامي ايران، ايالات متحده امريكا
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 8 اردیبهشت 1391  7:02 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها