پاسخ به:مقالات علوم سیاسی
جمعه 8 اردیبهشت 1391 7:02 PM
| 2 : دانش سياسي پاييز و زمستان 1387; 4(2 (پياپي 8)):37-62. |
| نظريه بازنمايي رسانهاي و تحليل افكار عمومي متقابل امريکاييها و ايرانيها |
| ربيعي علي,احمدزاده نامور فرناز |
|
هدف از انجام اين تحقيق، مطالعه نقش رسانهها در اثرگذاري بر افکار عمومي توسط بازنمايي برخي از رخدادهاست. مورد مطالعه اين تحقيق، ميزان تاثيرگذاري رسانههاي خبري در شکلدهي افکار عمومي امريکاييها و ايرانيها نسبت به يکديگر است. از طريق مطالعه افکار عمومي بخش کوچکي از ايرانيها و امريکاييها، ميتوان تا حدودي به نحوه نگرش انان نسبت به يکديگر و ميزان تاثيرپذيري انها از رسانههاي جمعي در شکلگيري اين افکار پي برد. لذا تحقيق حاضر کوشيده است تا با مطالعه کيفي و موردي تعدادي از ايرانيها و امريکاييها که بيشتر انان تحصيلکرده نيز بودند، به لايههاي نگرشي انان پي ببرد و با استفاده از «نظريه بازنمايي»، نقش رسانههاي جمعي در شکلدهي افکار عمومي را بسنجد. منظور از بازنمايي اين است که يك رسانه هيچگاه ابزاري خنثي و يك ميانجي بيطرف در ارائه تصوير به حساب نميايد؛ زيرا رسانه، متكي به زبان و معناست و زبان و معنا نيز در چارچوب گفتمان همواره متكي به قدرت است. لذا بازنمايي حوادث توسط رسانهها - سواي بحث اخلاقي و غيراخلاقي بودن ان- داراي سوگيري ايدئولوژيك است و در راستاي تضعيف يا تثبيت قدرت و گفتمان ويژهاي گام برميدارد. يافتههاي حاصل از اين تحقيق نشان ميدهد که امريکاييها بيشتر از ايرانيها تحت تاثير رسانههايشان قرار دارند و رسانههاي امريکا بازنمايي منفي از ايران و ايرانيان را ارائه ميدهند. بر اين اساس، شكلگيري فضاهاي تعامل مستقيم بين اين دو حوزه- در ساحتهاي علمي، پژوهشي، و...- حوزه افكار عمومي امريكايي را به مراتب بيشتر از حوزه افكار عمومي ايراني متاثر ميسازد. |
| كليد واژه: رسانههاي جمعي، تاثيرگذاري رسانهاي، افکار عمومي، بازنمايي، گفتمان، ايديولوژي، جمهوري اسلامي ايران، ايالات متحده امريكا |
![]() |
|
نسخه قابل چاپ |