0

شعر رمضان

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

شعر رمضان

 

به نام يگانه هستي بخش

رمضان ماه عترت و قرآن

رمضان شهر عشق و عرفان است * * * رمضان بحر فيض و احسان است
رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن * * * گــــاه تــــجديد عهد و پيمان است
رمــضــان امــتــــداد جــــاده نــــور * * * در گذرگاه هــر مــــسلمــان است
رمــضــان چــلچــراغ نـــور افـشان * * * در شبــستان قلــب انـسان است
مـــاه تــحكــيــم آشنـــايــــي هـــا * * * مــاه تعــطيل قــهر و حرمان است
مـــاه شـــب زنــده داري عـشــاق * * * مــاه بــيــدار بــاش وجــدان است
مـــاه اشــك و خـروش و ناله و آه * * * راه برگــشت هــر پــشيمان است
مــــاه آســـايــش قــلــوب بــشــر * * * مــاه پــالايــش تـــن و جــان است
مــــاه تــسليــم در بــــر خـــالـــق * * * مــاه تــمريــن كــار نــيـكــان است
رمضــان چــشمــه عـطــاي خـــدا * * * ماه عفو و گذشت و غفــران است
رمــضــان رهــنـــمــا و راه گــشــا * * * بهــر گــم گـشتگان حـيــران است
رمــضــان شــاخساري از طــوبـي * * * غرفه اي از بــهشـت رضوان است
رمــضــان بــارگــــاه (بــســم ا...) * * * جلــوگاه (رحيـم) و (رحمان) است
مــاه تـــحصيــل دانــش و تــقــوي * * * گــاه تــطهـيــر و راه ايــمـان است
مــــاه اكـــرام عـــتــرت و قـــــرآن * * * مــــاه اطفــــاء نــــار نــيــران است
عيــــد مســعــود زاد روز حــســن * * * روز پــر فــيــض نــيــمــه آن است
شــب قــدرش ســلام بــر مــهدي * * * تــا بــه فـجرش كه نور باران است
مـــغــرب آفــتــاب عــمــر عــلـــي * * * مشــرق مــــاهتــــاب قــرآن است
در چــنين مه كه انس و جان يارب * * * بر سر سفــره تــو مــهــمـان است
نظـــري ســوي دردمنــدان كــــن * * * اي كــه نــامـت شفا و درمان است
بــــارالــها بــــه درگــه كــــرمـــت * * * سائــل خــستــه دل فـراوان است
كشــــور مــــا بــهشت زهــرا شد * * * بس كــه پــر لاله خــاك ايران است
اي خــــــدا آرزوي ايــــــن امـــــت * * * جشــن پــيــروزي شــهيــدان است
واي بــر حـال آن كسي كه حسان * * * خــصــم قــرآن و يـار شيطان است


 

 

حديث قدسي :
لَو عَلِمَ المُدبِرونَ کَيفَ اشتياقي بِهِم لَماتوا شَوقاً
اگر آنان که از درگاه من روي برتافتند ، مي دانستند که چقدر مشتاق آنان هستم ، هر آينه از شوق جان مي سپردند .

 

 

 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:40 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان

 

مناجات شب قدر

بگذار تا بميرم در اين شب الهي
ورنه دوباره آرم رو روي روسياهي

چون رو كنم به توبه، سازم نوا و ندبه
چندان كه باز گردم گيرم ره تباهي

چون رو كنم به احياء، دل زنده گردم اما
دل مرده مي‏شوم باز با غمزه گناهي

گرچه به ماه غفران بسته است دست شيطان
بدتر بود ز ابليس اين نفس گاه گاهي

اي كاش تا توانم بر عهد خود بمانم
شرمنده ‏ام ز مهدي وز درگهت الهي

تا در كفت اسيرم قرآن به سر بگيرم
چون بگذرم ز قرآن اُفتم به كوره راهي

من بندگي نكردم با خويش خدعه كردم
ترسم كه عاقبت هم اُفتم به قعر چاهي

با اينكه بد سرشتم با توست سرنوشتم
دانم كه در به رويم وا مي‏كني به آهي

اي نازنين نگارا تغيير ده قضا را
گر تو نمي ‏پسندي تقدير كن نگاهي

دل را تو مي ‏كشاني بر عرش مي ‏كشاني
بال ملك كني پهن از مهر روسياهي

دل را بخر چنان حُر تا آيم از ميان بُر
بي عجب و بي تكبّر از راه خيمه گاهي

امشب به عشق حيدر ما را ببخش يكسر
جان حسين و زينب بر ما بده پناهي

آخر به بيت زينب بيمار دارم امشب
از ما مگير او را جان حسن الهي

در اين شب جدايي در كوي آشنايي
هستم چنان گدايي در كوي پادشاهي




 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:42 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان

به نام يگانه هستي بخش

اي در غرور نفس به سر برده روزگار
برخيز ، كاركن ، كه كنونست وقت كار

اي دوست ! ماه روزه رسيد و تو خفته‌اي
آخر زخواب غفلت ديرينه سر برآر

سالي دراز بوده‌اي اندر هواي نفس
ماهي ، خداي را شو و دست از هوا بدار

پنداشتي كه چون بخوري ، روزه تو نيست
بسيار چيز هست جز آن شرط روزه‌دار

هر عضو را بدان كه به تحقيق روزه‌اي است
تا روزه تو روزه بود نزد كردگار

اول نگاه دار نظر ، تا رخ چو گل
در چشم تو نيفكند از عشق خويش خار

ديگر ببند گوش زهر ناشنيدني
كز گفت‌وگوي هرزه شود عقل تار و مار

ديگر زبان خويش كه جاي ثناي اوست
از غيبت و دروغ فرو بند استوار

ديگر بسي مخسب كه در تنگناي گور
چندانت خواب هست كه آن هست در شمار

ديگر ز فكر آينه دل چنان بكن
كز غير ذكر حق نشيند برو غبار

اين است شرط روزه اگر مرد روزه‌اي
گرچه ز روي عقل يكي گفتم از هزار

شيخ فريد‌الدين عطار



 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:43 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان

به نام يگانه هستي بخش

بوي ربّنا

در اتاقي كه پر است از ابر و مه
دست‌هايم بوي باران مي‌دهد
عكس من در قاب مي‌خندد به من
خنده‌اش بوي دبستان مي‌دهد

بوي باد از كوچه مي‌آيد ، و من
در اتاقم چاي را دم كرده‌ام
با بخار گرم چايي ، سقف را
پر زباغ سرد شبنم كرده‌ام

قُل قُل گرم سماور در اتاق
مي‌برد من را به عصر كوزه‌ها
مي‌برد تا لحظه‌ي افطارها
مي‌برد من را به ماه روزه‌ها

لحظه‌‌ افطار وقتي مي‌رسيد
سفره پر مي‌شد ز عطر گل ياس
لحظه‌اي احساس مي‌كردم كه من
نور دارم بر تنم جاي لباس

سبز مي‌شد با پدر ، باغ دعا
نرم مي‌خواند از كتابي آشنا
با فطير تازه مادر مي‌رسيد
دستهايش داشت بوي ربّنا

جعفر ابراهيمي ( شاهد )



 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:44 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان

به نام يگانه هستي بخش

«هديه روزه داران‏»

حكمت روزه داشتن بگذار
باز هم گفته و شنيده شود

صبرت آموزد و تسلط نفس
و ز تو شيطان تو رميده شود

هر كه صبرش ستون ايمان بود
پشت‏شيطان از او خميده شود

عارفان سر كشيده گوش به زنگ
كز شب غره ماه ديده شود

آفتاب رياضتى كه ازو
ميوه معرفت رسيده شود

عطش روزه مى بريم آرزو
كو به دندان جگر جويده شود

چه جلايى دهد به جوهر روح
كادمى صافى و چكيده شود

بذل افطارى سفره عدلى است
كه در آفاق گستريده شود

فقر بر چيده‏دار از خوانى
كه به پاى فقير چيده شود

شب قدرش هزار ماه خداست
گوش كن نكته پروريده شود

از يكى ميوه عمل كه درو
كشته شد سى هزار چيده شود

گر تكانى خورى در آن يك شب
نخل عمر از گنه تكيده شود

چه گذارى به راه توبه كزو
پيچ و خمها ميان بريده شود

مفت مفروش كز بهاى شبى
عمرها باز پس خريده شود

روز مهلت گذشت و بر سر كوه
پرتوى مانده تا پريده شود

تا دمى مانده سر بر آر از خواب
ور نه صور خدا دميده شود

در جهنم ندامتى است كزو
دست و لب ها همه گزيده شود

مزه تشنگى و گرسنگى
گر به كام فرو چشيده شود

به خدا تا گرسنه ا‏ي ناليد
تسمه از گرده‏ها كشيده شود

شهريار



 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:45 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان


ماه خدايي

رمضان ماه مناجات ودعا
رمضان پر بود از شور و صفا
ماه خالص شدن از کبر و ريا
رمضان ماه رسيدن به خدا
اي خدا از سر احسان و کرم
تو نگاهي به دل ما بنما
باز کن در را به روي اين دلا
اي که هستي در دو عالم پادشا
من گنه کار و تو يا رب غافري
بر بدي ها و خطا ها ساتري
بار الها اي اميد جان و دل
اين دلم را کن به نورت متّصل




 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:46 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان

 

مناجات شب قدر

اي خدا اي فاتح هر مشكلم
وي همه آرامش جان و دلم

بشنو از دل راز يك بي آبرو
ده مجال گفتگويم ، گفتگو

در شب احيا به تو رو كرده ‏ام
خويش را با توبه همسو كرده ‏ام

گرچه عمري با گنه بنشسته‏ ام
گرچه قلب صاحبم بشكسته ‏ام

صبر كن ، از كيفر من بر حذر
تا كنم در خويش تجديد نظر

بهر تو خود را مهيا مي ‏كنم
توبه را در خويش احيا مي‏ كنم

هر كه بايد رفت چون فرزند نوح
توبه بايد ، توبه از نوع نصوح

چون كه امشب با منيبين زيستم
راضي از عمر گذشته نيستم

بر تو عمري بد گماني داشتم
بهر شيطان آشنائي داشتم

چون بگيرم آينه در دست خويش
فاش بينم ، فاش ، روي پست خويش

گرچه دل بد كرده تكفيرش مكن
بنده ‏ات برگشته تحقيرش مكن

هركه بر حال خراب خود رسيد
پيش از مردن حساب خود رسيد

هر كه گيرد آينه در پيش رو
كرده‏ هاي خويش بيند مو به مو

خويش را بيند كه خود با خود چه كرد
تا بداند سخت بايد توبه كرد

بايد از بگذشته ‏ها عبرت گرفت
دست را بر زانوي همت گرفت

حال بايد وادي تحليف رفت
يا علي گفت و سوي تكليف رفت

سخت بايد نفس را بشكست و ماند
عهد و پيمان با شهيدان بست و ماند

هم چنان بار شهيدان مبين
مانده انبان يتيمان بر زمين

راه ما راه شهيدان خداست
كيست پرسد اي خدا مهدي كجاست

گرچه دل شرمنده است از روي تو
اي خدا با مهدي آمد سوي تو

نيستم اينك از الطافت خدا
سينه ‏اي دارم شبستان خدا

يا حليم امشب كه من سرگشته‏ ام
يا علي گويان سويت بر گشته ام

 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:47 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان

علی مظلوم

 

میروم از این دنیا،با صورت خونینم

زهرا و رسول لله،بنشسته به بالینم

ای کوفه خداحافظ(2)من علی مظلومم(2)

ای شهر غم و محنت،من بار سفر بستم

چون فاطمه تنها،مظلوم و غریب هستم

ای کوفه خداحافظ(2)من علی مظلومم(2)

امشب به خدا دادم،من خون سر خود را

فردا به جنان بوسم محسن پسر خود را

ای کوفه خداحافظ (2)،من علی مظلومم(2)

ذکر سجده شد امشب،بر لب علی امشب

تازه شد به دل داغ،زینب علی امشب

ای کوفه خداحافظ(2)من علی مظلومم(2)

چهره زرد و لب خاموش،ناله گشته بی جوهر

ماندنی شده ماتم،رفتنی شده حیدر

ای کوفه خداحافظ(2)من علی مظلومم(2)

آهم از جگر آید،اشک از بصرم ریزد

کس ندیده در عالم،خون دل زسر ریزد

ای کوفه خداحافظ(2)من علی مظلومم(2)

 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:48 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان

بنال اي دل ،دل عالم غمين است *** شب قتل امير المومنين است

پيمبر ميزند بر سينه گويا *** در اين غم نوحه خوان روح الامين است

اگر سربشکند جا دارد امشب *** ندانم سر چه سودا دارد امشب

غريب يثرب و مظلوم کوفه *** هواي کوي زهرا دارد امشب

قراري اين دل شيدا ندارد *** که يار عاشقان يارا ندارد

نواکن گر حسيني هستي اي دل *** حسين بن علي بابا ندارد

هماي قدس را شهپر شکسته *** حريم مسجد و منبر شکسته

مزن بر سينه ،بر سر اي مسلمان *** سر داماد پيغمبر شکسته

طبيبا درد مولا را دوا کن *** طبيبا زخم او اهسته واکن

مدارا کن به اين فرق شکسته *** که شمشيرش به پيشاني نشسته

مبادا ديگر از او خون بريزد *** از آن ترسم که هرگز بر نخيزد

طبيبا قلب حيدر را شکستي *** تکلم کن چرا ساکت نشستي؟

مگر در زخم بيمارش چه خواندي *** که لب بستي و از گفتار ماندي

به پيشاني او چشمت چه ديده *** که رنگت ناگهان از رخ پريده

طبيبا کودکان چشم انتظارند *** بجز باباي ما بابا ندارد

تکلم کن ز بيمارت سخن گوي *** ولي آهسته در گوش حسن گوي

 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:49 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان

به نام يگانه هستي بخش

هرگز نبود ماهي اين سان همه زيبايي

سر زد ز افق نوري در كوچه شيدايي
عطري زده بر بستان آن ماه شكيبايي

گسترده به زيبايي خالق ز كرم ماهي
بر خوان كرم بينم حوري وش رعنايي

آمد به سراي دل سي‌ روز شكيبايي
هرگز نبود ماهي اين سان همه زيبايي

هر صبح سحر آيد آيات سماواتي
هر شام اذان گويد بر سفره مينايي

با اشك زنم جامي لبريز به تنهايي
با عشق تو برخيزم از بستر تنهايي

آن شب كه قدرش بهتر زهزاران شب
اشكي است كه مي‌ريزم بر صحن تماشايي

كان شب كه به خلوتگه بر سجده فرو افتم
از يار طلب سازم آن جام مسيحايي

دربارگهت يا رب سرگشته و حيرانم
بخشش ز تو مي‌خواهم اي صاحب زيبايي

بخشش ز تو مي‌جويم از عشق تو مي‌گويم
نالان به سر كويم اي چاره تنهايي

يك بار دگر آمد اين ماه اهورايي
بر خوان كرم بنشين اين است شكوفايي

احمد سردشتي

 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:50 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان

به نام يگانه هستي بخش

و عليك السلام يا شهر اللّه الاكبر

رمضان گذشت از من چه كنم كه بينوايم
دل من ز حبّ دنيا نگذشت اي خدايم

تبعات هر گناهم شده بود سدّ راهم
تو به من عطا نمودي كه نباشد ادعايم

چو شدم گداي كويت شده‏ام خجل ز رويت
تو نشسته‏اي كنارم كه روا كني دعايم

متزلزل است بارم به كجا كشيده كارم
چه وداع اشكباري ، شده آتشين بكايم

به كجا روم خدايا پس از اين سحر ، سحرها
شب جمعه‏اي بيايد كه به سوي تو بيايم

بفداي ميزباني كه به وقت ميهماني
به بر گدا نشست و بر خويش داد جايم

چه دعاي باصفايي ، چه رفيق باوفايي
چه خداي آشنايي كه نمود آشنايم

چه دعاي افتتاحي چه دو چشم پر سلاحي
چه توسلي چه ذكري چه بگويم اي خدايم

چه دمي چه نوحه خواني چه شبي چه گريه ‏هايي
چه غمي چه روضه ‏هايي كه تو كرده‏اي عطايم

به صفاي ليلة القدر به جمال نيمه بدر
تو خريدي آبرويم كه گداي هل اتايم

تو از اين خمارخانه بنمودي ‏ام روانه
دل شب مدينه بردي كه غلام مجتبايم

به شب نزول قرآن ، به شكاف فرق فرقان
به دلم نشست قرآن چو نمود علي صدايم

به علي و زينبينش به محبت حسينش
بنويس جان زهرا كه شهيد كربلايم

بنويس جان مهدي كه منم از آن مهدي
به خدا قسم خدايا كه نشان دهم وفايم

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:52 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان

شعر ضربت

بر قلب زينب ابر غم مي ‏بارد امشب
سوز دلش بوي مدينه دارد امشب

زينب ز ابر ديده مي ‏بارد ستاره
دارد به پيشاني بابايش نظاره

آرام بهرش سفره افطار چيند
در چشم او رخساره مادر بيند

اين عالمه غير معلم بي قرار است
آگه شده باباي او چشم انتظار است

آرامش او كرده زينب را پريشان
گويد پدر اينگونه قلبم را ملرزان

اي كاش من در كوچه سيلي خورده بودم
اينجا نبودم در مدينه مرده بودم

اي كوچه‏ هاي كوفه از غربت بميريد
بوسه ز پاي رهبري مظلوم گيريد

اي خاك نخلستان ز رويش توشه بردار
خود را به زير پاي او آرام بگذار

مرغان عاشق راه مولا را بگيريد
او بي كس است امشب شما بهرش بميريد

امشب علي مات جمالي لاله گون است
ذكر لبش « انا اليه راجعون » است

خانه نشين داغ زهراي نجيب است
دلخسته از نامردي شهري غريب است

محراب را چون پشت در گلگون نمايد
بر شهر خونين او سر غربت بسايد

بهر علي هنگامه پرواز گرديد
تا كه ز پا افتاد دستش باز گرديد


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:53 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان

به نام خدا


يا علي (ع)ادركني

آن شب اندر بيت مولا غير درد و غم نبود
هيچ كس مظلوم ‏تر از او در اين عالم نبود

اشك بود و آه بود و سوز بود و شور بود
بود بيمار و طبيب ، اما كمي مرهم نبود

وقت گفتار وصايا بود و هنگام وداع
حال فرزند بزرگش ظاهراً درهم نبود

عمر او رفت و به رغم آخر عمر نبي
آخرين حرف علي را هيچ نامحرم نبود

غير عباس و حسين و زينبين و مجتبي
آشنا و محرمي در حلقه ماتم نبود

صحبت از دشت بلا بود و غريبي حسين
غير سقّاي حرم كس بر عطش ملزم نبود

كي توان گفتا كه در اين ‏محفل پر شور و شين
دختر يكدانه پيغمبر اكرم نبود

در ميان سطرهاي آخر درس علي
غير اكرام و سفارش بر بني آدم نبود

گفت كن با قاتلم اينك مدارا يا بُني
گرچه پيمان بست با ما عهد او محكم نبود

چون سوي ديدار زهرا بود نائل زين سبب
از علي خوشحال ‏تر آن‏ شب در اين عالم نبود

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:54 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان

به نام خدا


شب شهادت

در خانه دگر جز گل اميد گلي نيست
جز سوخته دل هاي غم آلود دلي نيست

بابا چه كنم كرده طبيب تو جوابم
گويد كه مداواي دگر بهر علي نيست

زينب نكند صبر اگر ، واي به حالم
جز اشك حسينم مدد محتملي نيست

با اين كه مداراي تو شد شامل قاتل
جز بغض تو در سينه آن خصم ولي نيست

آنان كه به كف شير گرفتند برايت
در عهد و وفاشان به تو اهل عملي نيست

با طايفه كوفه بگوييد پس از اين
آسوده بخوابيد كه جنگ جملي نيست

مي‏ بينم از اين پس به خدا غربت خود را
من بعد براي حسنت تنگ دلي نيست

ديگر نتوان ماند ز بعد تو به كوفه
هم دردي و دل سوزي شان جز حيلي نيست

در شيون كوفي اُفقي تار ببينم
تا هلهله لشگر كوفي خللي نيست


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:55 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان


به نام خدا


يا علي (ع) ادركني

اي همه افلاكيان فرمان برت
اي دو صد خورشيد عبد قنبرت

اي تو لبيك دعاي مصطفي
يا اميرالمؤمنين يا مرتضي

عرش باشد عاشق سجاده ‏ات
منبر و محراب هم دلداده ‏ات

اي دل تو همسفر با فاطمه
اي اذان آخرت يا فاطمه

آمده تا فاطمه وقت سفر
دوره خانه نشيني شد به سر

آمده بر شام هجرانت سحر
دست « سيلي زن » نمي ‏بيني دگر

اي كه از غم ها دلت آكنده بود
از رخ زهرا دلت شرمنده بود

دست نامردي غرورت را شكست
بي حيا سنگ صبورت را شكست

تو اسير فرقه ‏اي خائن شدي
بي نصيب از ديدن محسن شدي

حاليا كردي محاسن را خضاب
از عزا در آمدي يا بوتراب

مي ‏دهد زخم سرت بوي بهشت
مي‏روي ديدار بانوي بهشت

دست هاي بسته تو باز شد
ليك غم هاي حسن آغاز شد

بعد تو با غم عجين گردد حسن
دومين خانه نشين گردد حسن

گر تو سلمان و ابوذر داشتي
ميثم و مقداد و قنبر داشتي

ليك فرزندت ندارد يار و كس
در حريم خود ندارد هم نفس

رفتي و ويرانه ويران ‏تر شده
چشم مسكين و يتيمان تر شده

رفتي و كردي وصيت با حسن
جسم من در نيمه شب بنما كفن

با همه گفتي تو با صد شور و شين
جملگي باشيد غم خوار حسين



قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:56 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها