0

شعر رمضان

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان


به نام خدا


يا علي

امشب در و ديوار كوفه داد مي زد
محراب و منبر از جگر فرياد مي زد

امشب علي با فرق تا ابرو شكسته
مي كرد ياد همسر پهلو شكسته

امشب حكايت از يزيد و ملك ري بود
صحبت ز قرآن خواندن بالاي ني بود

امشب سخن از هر دري مي گفت مولا
از پاره پاره پيكري مي گفت مولا

امشب اجل در كوفه فتح باب مي كرد
بر باب شهر علم دق الباب مي كرد


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:56 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان


روضه بستر امام علي (ع)

گوييد به اين طفلان من شير نمي ‏خواهم
اين گونه يتيمان را دلگير نمي خواهم
اي اهل وفا گوييد با قوم جفا پيشه
بر دست يتيمانم زنجير نمي‏ خواهم

يك روز به ظرف شير يك روز به ضرب تير
خود شير خدا هستم شمشير نمي ‏خواهم

از زينبم استقبال با سنگ نمي ‏ارزد
از لشگرم استقبال با تير نمي ‏خواهم

اركان نمازم را بي واهمه بشكافيد
هنگام نماز امّا تكفير نمي ‏خواهم

تكريم كنم امروز در كوفه يتيمان را
كوفي ! ز يتيمانم تحقير نمي‏ خواهم

دل تنگ رسول اللّه دل بسته زهرايم
در ديدن دلداران تأخير نمي‏ خواهم

مشتاق به دلدارم لبيك به لب دارم
يك لحظه لقاء اللّه را دير نمي ‏خواهم

با قاتلم اي دلبند از لطف مدارا كن
هنگام قصاصش هيچ تأثير نمي ‏خواهم

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:57 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان


به نام خدا

خون شفق ...

دروازه سحر ،
در انتظار آمدن کاروان صبح ،
آغوش مات ِخسته ي خود را گشوده بود ،
صبح از کران نيلي خاور نمي دميد .
گرد ملال ، رنگ شفق را زدوده بود .

***

در سينه ي برهنه ي آن پهندشت باز ،
آن جا که رشته هاي کلاف سپيد صبح ،
ريزد به روي پيکر خاوش صخره ها ،
آن جا که از شراره ي خورشيد نيم روز ،
وا مانده کام تشنه ي سوزان درّه ها ،
آن جا که آفتاب
از روي نخل هاي کهن مي کند غروب ،
آن جا که ماهتاب ، بر کشت زار باديه ها مي کند طلوع ؛
در بستر سکوت ،
شهري غنوده بود

***

آن جا ميان مسجد آن شهر بي خروش ،
-
چون روز هاي پيش -
در نيم رنگ روشني سيمگون فجر
بانگي بلند شد .
بانگ اذان صبح .
محراب پاک مسجد کوفه به صد فسوس ،
آغوش برگشود ،
وان جاودانه مرد ،
-
آن راز نا شناخته ي عالم وجود -
شد در نماز و راز .
فارغ ز خويش و غرق به نوشيدني سجود -

***

تصوير يک شبه ،
از گوشه اي خزيد ،
دستي بلند شد .
برقي ميان پرده تار هوا جهيد ...

***

گُلرنگ شد ز خون شفق آسمان صبح .
بادي وزيد و ناله ي غم ريخت روي خاک .
آشفت موج و سينه دريا غريو کرد .
روحي بزرگ رفت بدان جايگاه پاک .

***

آن روز شام شد .
وقتي که روشنايي اندوه رنگ ماه ،
بر شهر شب گرفته ي افسرده ، رنگ زد ؛
وقتي که باز شب شد و اندوه بي کسي ،
بر سينه هاي مردم درمانده ، چنگ زد ؛

***

در کوچه هاي خلوت و خاموش آن ديار :
آن جا که جز نسيم نمي گيريدش سراغ ،
آن جا که در سياهي اندوه بار شب ،
جز نور ماه نيست در ان کلبه ها چراغ ،
-
در زاغه هاي شهر -
هر گوشه هر کنار ،
يک کودک يتيم !
يک چشم اشک بار ،
يک مادر فقير ،
يک ظرف بي غذا ،
يک سفره ي فتاده تهي روي يک حصير ،
در انتظار ماند ...

شاعر : محمد علي شرفي


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:58 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان


به نام خدا

شعر مرحوم آقاسی درباره امام علی (ع)

اون آقايي که شبا رد مي شد از کوچه ما کيسه به دوش کو ؟

رد پاي پر خراش بي خروش کو ؟

اون آقاي خرقه پوش کو ؟

کجاست اون آقا که پينه هاي دستاش مرحم دلاي ما بود ؟

نفس سبز نگاهش هميشه حلّال مشکلاي ما بود

ميشه يک بار ديگه سر بزنه به خونه ي ما ؟

بگيره نشوني از غربت بي نشونه ما ؟

موهاي آقا سفيده جوونا کيسه رو از آقا بگيرين

قامت آقا خميده جوونا کيسه رو از آقا بگيرين

جوونا آقا بشين زنده کنين رسم جوون مردي رو امشب

يتيما منتظرن زنده کنين شيوه ي شب گردي رو امشب

يتيما پشت دراي خونشون منتظر آقا نشستن

گوش به زنگ تق تق يه جفت صداي پا نشستن

موهاي آقا سفيده جوونا کيسه رو از آقا بگيريد

قامت آقا خميده جوونا کيسه رو از آقا بگيريد




قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:59 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان

به نام يگانه هستي بخش..

در فضیلت ماه صیام و ولادت امام حسن مجتبی(ع)

ماه صیام، ماه خداوند ذوالعطی است
ماه وفور فیض و کرامات کبریاست

ماه صعود روح به اوج فضیلت است
ماه نزول مائده رحمت خداست

ماه قعود و ماه قیام و مه نماز
ماه سجود و ماه سلام و مه دعاست

ماه پناه خواستن از هول رستخیز
بر درگه کریم خطا پوش ذوالعطی است

ماه نجات و مغفرت و بخشش است و جود
ما شکستن صنم سرکش هواست

ماه گذشتن از هوس و رستن از خودی
ماه انابه از گنه و ، ماه التجاست

ماه صیام، ماه بزرگ ضیافت است
گسترده خوان بخشش رحمان به هر کجاست

این ماه، ماه جوشش فیض است و این سخن
نصّ کلام خالق غفار ذوالعلاست

هست از هزار ماه فزون قدر اوی و ، قدر
قدرش ز قدر اوست که پر قدر و پر بهاست

ماه نزول مصحف و روح و فرشتگان
ماه خدا و ، ماه علی ، ماه مجتبی است

در نیمه مبارک این ماه پر شکوه
در جلوه روی ماه حسن ، سبط مصطفی است

ماه حسن ولیّ خداوند ذوالمِنَن
ماه تجلیّ گهر بحر «انّما»ست

ماه شکفتن گل گلزار احمدی است
ماه رسیدن ثمر نخل «هل اتی»ست

میلاد سبط اکبر و ، نوباوه بتول
زینت فزای این مه پر رونق و صفاست

در بیت وحی عصمت کبری سرمدی
خندان چو گل به چهره خندان مرتضی است

چون طلعت حسن ، گل رخسار بوالحسن
گلنار ، لاله گون و ، دلفروز و جانفزاست

ای دل تولد حسن و ، ماه مغفرت
بخشد اگر خدا گنه عاصیان رواست

بر ما ببخش جرم و خطای گذشته را
توفیق ده بدان چه تو را موجب رضاست

مردانی از تو میطلبد حسن عاقبت
چون خوشه چین خرمن اولاد مصطفی است

محمد علی مردانی
(
مردانی)





 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  4:00 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان

 

خوشــــا دمی که رسـد آرزو به حد کمــال

خوشا شبی که به عاشق رسد پیام وصال


تمـام عمــر اگر بگذرد به درد فــراق

چه غم ،چو قلب بود از امید مالا مال


ز زندگانی هشتـــاد و چارسـاله به است

شبی که ارزش آنست بیش از آن همه سال (*)


دهند مژده مهمـانـی خــدای جلیــل

فرشتگان، به تشرف به بارگاه جلال


ز میــزبان یــگانه به بنــدگان آرنـد

درود و مژده رحمت، نوید استقبال


شگفت اینکه بود روزهــای مهمـــانی

غذای جسم حرام و شراب روح حلال!


به بزم دوست همه هرچه هست هست جمیل

که تـابنــــاک بــــــود بارگـــه زنــــور جـــــــمال


به گوش جان رسد از محرمان خلوت انس

هــــزار پاسـخ راز عجــب بــدون ســـوال


ز سرخوشی نتوان گفت چون زمان گذرد

روان چگونه پرد در چنان شگفــت مجــال


چنیـن بود شـب تقـدیر تا طلیعه فجـر

که روشنی دمد و تیرگی رود به زوال


تو ناظم ! ار به سر آمد زمـان مهمانـی

بشو غبار غم از چهر خود ز اشگ زلال


کسی بود به یقین رستگار در دو سرای

که ماهی ازهمه سالش بود بدین منوال


(*) اقتباس از آیه : لیلةالقدر خیر من الف شهر (هزار ماه مساوی است تقریبا با هشتاد و چهار سال)
یعنی درک فیض یک شب قدر بهتر است از زندگانی یک عمر هشتاد و چهار ساله که در طول آن شب قدر ادراک نشود !

حاج جعفر ناظم رعایا

 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  4:03 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان

 

بـاز هـواي سـحــرم آرزوســــت
خـلـوت و مـژگـان تـرم آرزوسـت

شـكـوه ي غـربـت نـبـرم ايـن زمـان
دسـت تـــو و روي تـو ام آرزوســت

خـسـتـه ام از ديـدن ايـن شـوره زار
چـشـم شـقـايـق نـگـرم آرزوســـت

واقـعـه ي ديـــدن روي تـــــو را
ثـانـيـه اي بـيـشـتـرم آرزوسـت

جـلـوه ي ايـن مـاه نـكـو را بـبـيـن
رنـگ و رخ و روي تـو ام آرزوسـت

ايـن شـب قـدر اسـت كـه مـا بـا هميـم؟
مـن شـب قـــــدري دگــــرم آرزوســـت

حـسِّ تـو را مـي كنم اي جـان مـن
عـزلـت بـيـتـي دگــــرم آرزوســــت

خـانـه ي عـشـِاق مـهـاجـر كـجـاست؟
در سـفــــرت بـــال و پـرم آرزوســـت

حـسـرت دل بـارد از ايـن شـعـر مـن
جـام مـيـي در حـرمـــم آرزوســـــت

احمد عزيزي



 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  4:04 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان

 

 

به نام يگانه هستي بخش

وداع با ماه مبارك رمضان

آمديم از سفر دور و دراز رمضان
پي نبرديم به زيبايي راز رمضان

هر چه جان بود سپرديم به آواز خدا
هر چه دل بود شكستيم به ساز رمضان

سر به آيينه «الغوث» زدم در شب قدر
آب شد زمزمه راز و نياز رمضان

ديدم اين «قدر» همان آينه «خلّصنا»ست
ديدم آيينه‌ام از سوز و گداز رمضان

بيش از اين ناز نخواهيم كشيد از دنيا
بعد از اين دست من و دامن ناز رمضان

نكند چشم ببندم به سحرهاي سلوك
نكند بسته شود ديده باز رمضان

صبح با باده شعبان و رجب آمده بود
آن كه ديروز مرا داد جواز رمضان

شام آخر شد و با گريه نشستم به وداع
خواب ديدم نرسيدم به نماز رمضان

عليرضا قزوه



 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 9 شهریور 1389  4:04 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها