0

شعر رمضان

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:49 PM

بنال اي دل ،دل عالم غمين است *** شب قتل امير المومنين است

پيمبر ميزند بر سينه گويا *** در اين غم نوحه خوان روح الامين است

اگر سربشکند جا دارد امشب *** ندانم سر چه سودا دارد امشب

غريب يثرب و مظلوم کوفه *** هواي کوي زهرا دارد امشب

قراري اين دل شيدا ندارد *** که يار عاشقان يارا ندارد

نواکن گر حسيني هستي اي دل *** حسين بن علي بابا ندارد

هماي قدس را شهپر شکسته *** حريم مسجد و منبر شکسته

مزن بر سينه ،بر سر اي مسلمان *** سر داماد پيغمبر شکسته

طبيبا درد مولا را دوا کن *** طبيبا زخم او اهسته واکن

مدارا کن به اين فرق شکسته *** که شمشيرش به پيشاني نشسته

مبادا ديگر از او خون بريزد *** از آن ترسم که هرگز بر نخيزد

طبيبا قلب حيدر را شکستي *** تکلم کن چرا ساکت نشستي؟

مگر در زخم بيمارش چه خواندي *** که لب بستي و از گفتار ماندي

به پيشاني او چشمت چه ديده *** که رنگت ناگهان از رخ پريده

طبيبا کودکان چشم انتظارند *** بجز باباي ما بابا ندارد

تکلم کن ز بيمارت سخن گوي *** ولي آهسته در گوش حسن گوي

 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها