0

شعر رمضان

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر رمضان
سه شنبه 9 شهریور 1389  3:56 PM


به نام خدا


يا علي (ع) ادركني

اي همه افلاكيان فرمان برت
اي دو صد خورشيد عبد قنبرت

اي تو لبيك دعاي مصطفي
يا اميرالمؤمنين يا مرتضي

عرش باشد عاشق سجاده ‏ات
منبر و محراب هم دلداده ‏ات

اي دل تو همسفر با فاطمه
اي اذان آخرت يا فاطمه

آمده تا فاطمه وقت سفر
دوره خانه نشيني شد به سر

آمده بر شام هجرانت سحر
دست « سيلي زن » نمي ‏بيني دگر

اي كه از غم ها دلت آكنده بود
از رخ زهرا دلت شرمنده بود

دست نامردي غرورت را شكست
بي حيا سنگ صبورت را شكست

تو اسير فرقه ‏اي خائن شدي
بي نصيب از ديدن محسن شدي

حاليا كردي محاسن را خضاب
از عزا در آمدي يا بوتراب

مي ‏دهد زخم سرت بوي بهشت
مي‏روي ديدار بانوي بهشت

دست هاي بسته تو باز شد
ليك غم هاي حسن آغاز شد

بعد تو با غم عجين گردد حسن
دومين خانه نشين گردد حسن

گر تو سلمان و ابوذر داشتي
ميثم و مقداد و قنبر داشتي

ليك فرزندت ندارد يار و كس
در حريم خود ندارد هم نفس

رفتي و ويرانه ويران ‏تر شده
چشم مسكين و يتيمان تر شده

رفتي و كردي وصيت با حسن
جسم من در نيمه شب بنما كفن

با همه گفتي تو با صد شور و شين
جملگي باشيد غم خوار حسين



قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها