گزارش هريتيج از ناكارآمدي ديپلماسي رسانهاي آمريكا
خبرگزاري فارس: بنياد آمريكايي - صهيونيستي هريتيج در گزارشي با اشاره به ناكارآمدي هيئت مديره رسانهاي آمريكا نوشت: كنگره ميبايست نقش بسيار فعالتري در سرپرستي اين ابزار مهم سياست خارجي آمريكا بهعهده بگيرد. فقط زمانيكه اشتباهات رخ ميدهند، توجه كردن كافي نيست.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني اشراف، بنياد هريتيج در گزارشي با عنوان "زمان ارزيابي مجدد شوراي مديريت برنامههاي راديو و تلويزيون آمريكا " به قلم هِله دِيل و نيك زان اعلام كرد: تصميمات استراتژيك اخير توسط شوراي مديران پخش برنامه هاي دولتي آمريكا BBG در مورد پخش برنامههاي صداي آمريكا براي چين نشان ميدهند كه زمان آن رسيده است كه كنگره به چگونگي مديريت دولت آمريكا روي سرويسهاي پخش راديويي و تلويزيوني، نظري جدي بيفكند.
حتي هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا در بيانيهاش در كميسيون امور خارجه مجلس در اول مارس نگراني شديد خود را در مورد چگونگي پخش راديوتلويزيوني بينالمللي ايالات متحده ابراز داشت.[1] البته كلينتون خودش يك كرسي در شوراي مديريت برنامه دارد (معمولاً جوديث مك هِيل معاون وزير امور خارجه در ديپلماسي عمومي، به نيابت از طرف وي در آنجا حضور مييابد)، بنابراين فرصت و مسئوليت آن را دارد كه در مورد نگرانيش اقدام كند.
اين گزارش مي افزايد: واقعيت اين است كه شوراي مديريت برنامه BBG كه به تازگي تشكيل شده و اغلب حقوقي نيز دريافت نميكنند و ماهي يكبار بدون مدير اجرايي واقعي تشكيل جلسه ميدهند، روش صحيح اداره يك سازمان رسانهاي پيچيده را ندارد كه داراي مؤسسات مستقل پخش با ارزش بيش از 750 ميليون دلار ميباشد كه توسط ماليات پردازان ايالات متحده پرداخت ميشوند.
كنگره ميبايست بهدنبال تغيير اين وضعيت باشد. شوراي مديران پخش برنامه هاي دولتي آمريكا (BBG) هنگامي كه نيازها افزايش مييابند، شانه خالي ميكنند.
كنگره، شوراي مديريت برنامه را در اواسط دهه 1990 تأسيس كرد تا رسانه صوتي و تصويري را از مداخلات سياسي مجزا كند. در آن زمان راديو و تلويزيون از طريق سازمان اطلاعاتي ايالات متحده با ديپلماسي عمومي آمريكا ارتباط داشت، اما وقتي اين سازمان در سال 1999 بسته شد، شوراي مديريت برنامه به يك سازمان دولتي جدا و مستقل تبديل گشت. با اين حال اين سازمان از شروع با مشكل مواجه بوده است. اعضاي اين شورا توسط رئيسجمهور منصوب ميشوند و توسط سنا تأييد صلاحيت ميشوند، و يك گزارش كميسيون روابط خارجي سنا اظهار داشت كه "مشخص شده است كه شوراي مديريت برنامه بهجاي اينكه بهعنوان يك محافظ سياسي عمل كنند به يك مسئله جنجالبرانگيز سياسي مبدل گشته است ".[2]
اين شورا تا شش سال كارمندان كافي نداشت و بهمدت دو سال رئيس نداشت. در حاليكه سناتورهاي شكستخورده درخواست مسئوليتپذيري بيشتري ازسوي سرويسهاي پخش برنامه داشتند، تأييد صلاحيت شوراي فعلي براي ماهها به تعويق افتاد. اكنون اين شورا بودجهاي را تصويب كرده كه مفاهيم استراتژيك عظيمي را براي آينده ديپلماسي عمومي آمريكا در آسيا دربر دارد.
اعضاي كنگره ميبايست نگران اين موضوع باشند كه در حاليكه دولت چين در تلاشهاي ديپلماسي عمومي و راديو و تلويزيون ميلياردها دلار سرمايهگذاري كرده است، شوراي پخش برنامه آمريكا بودجهاي را ارائه كرده كه 45 درصد بخش چيني صداي آمريكا را كاهش ميدهد و پخش برنامه را تنها به زبان ماندارين كاهش داد، و از ابتداي اكتبر 2011 سرويسهاي به زبان كانتوني را حذف ميكند.
اين نكته ميبايست يادآوري شود كه بودجه پيشنهادي 2012 شوراي پخش برنامه آمريكا نسبت به بودجه فعلي 5/2 درصد افزايش دارد. اين تغييرات بازتاب يك جابهجايي هزينه ميباشد تا پسانداز هزينه، و يك اولويتبندي مجدد واضح خدمات ميباشد كه لزوماً ناشي از صرفهجويي نميباشد.
والتر ايزاكسان رئيس شوراي مديريت برنامه در سخنانش راجع به تأثير رسانههاي اجتماعي بر شورشهاي خاورميانه و نيروي توليدات وبسايتهاي اين شورا اخيراً اظهار داشته است: اين الگوي دقيقي از آنچيزي است كه من فكر ميكنم آينده پخش برنامههاي برونمرزي شبيه به آن خواهد بود. اين تأمينكننده اطلاعات مردم ميباشد، آميخته با روزنامهنگاري عظيم ميباشد، آميخته با شبكههاي اجتماعي ميباشد بهطوريكه مردم با اطلاعات دقيق قدرتمند ميشوند.[3]
اين استراتژي به چندين دليل مشكلآفرين ميباشد. در حاليكه رسانههاي اجتماعي و تلفنهاي همراه در ارتباط دادن افراد و پرورش روزنامهنگاري شهروندي بسيار مؤثر ميباشند، اما رسانههاي گروهي سنتي – در اين مورد راديو و تلويزيون – اغلب هنوز مؤثرترين وسيلهاي است كه اخبار و اطلاعات را به قسمتهاي مشخصي از جهان درحال توسعه منتشر ميكند.
در مورد توسعه شوراي مديريت برنامه آمريكا به چين، در حالي كه مناطق توسعهيافته ساحلي ممكن است درواقع بهوسيله اينترنت و تلفن همراه خدمترساني شود اما مناطق شهري (جاييكه اكثريت جمعيت زندگي ميكنند) اغلب اساساً در دسترس راديو موج كوتاه هستند. درواقع حتي دولت چين، كه فركانسهاي موج كوتاه را يكدفعه و بهطور كلي خريداري ميكند، از آنها تا حدودي براي ارتباط با مناطق داخلي كشورش استفاده ميكند و در حالي كه اينترنت و تلفن همراه نسبت به مداخلات دولت آسيبپذير هستند – بهويژه در چين، جايي كه تمامي زيرساختارهاي ارتباط از راه دور متعلق به دولت ميباشد – مسدود كردن راديو بهويژه موج كوتاه بسيار مشكل ميباشد، اگر بهاندازه كافي روي قدرت سيگنال و پهناي باند سرمايهگذاري شده باشد.
حتي اگر همانطوركه شوراي مديريت برنامه اظهار داشته است، تنها 04/0 درصد از مردم در چين از موج كوتاه استفاده كنند، اين مقدار در يك كشور 34/1 ميليارد نفري برابر يك جمعيت بسيار چشمگير خواهد بود كه ممكن است ديگر توسط برنامههاي برونمرزي آمريكا تحت تأثير قرار نگيرند.[4]
گزارش هريتيج مي افزايد: آيا محتواي ارتباطي كه از طريق اينترنت صورت ميگيرد، بدون تغيير ميماند؟ فيلتر چينيها روي اينترنت كاملاً شناخته شده است، اين كار توسط مسدود كردن منظم كليدواژههايي بهصورت آشكار صورت ميگيرد كه بهنظر ميرسد تهديدي براي حزب كمونيست چين باشند. اما چهچيزي مانع سارقان رايانهاي و يا كشور ميشود تا با زيركانه دستكاري كردن اطلاعات، ارائه نهايي اخبار صداي آمريكا را كه كاربر پاياني دريافت ميكند، تحت تأثير قرار ندهند؟
واقعيت اين است كه شوراي مديريت برنامه آمريكا تمامي برنامههاي بخش چيني صداي آمريكا را در يك اينترنت يا رسانه خبري قرار داده تا قادر باشد نهتنها سارقان رايانهاي داخل چين بلكه كساني را كه بيرون از چين هستند، نيز مطمئناً مغلوب سازد.
درست يك هفته پس از اينكه بودجه 2012 شوراي مديريت برنامه در 21 فوريه علني گشت، وبسايت متعلق به صداي آمريكا در ايالات متحده مسدود گشت و كاربران به تبليغاتهاي افراطي فرستاده شدند تا اطمينان ديگري حاصل شود كه رويكرد اينترنتمحور شوراي مديريت برنامه در انجام مأموريتش در چين (يا جاهاي ديگر، براي آن موضوع) موفقيتآميز بوده است.
درحال حاضر، كنگره ميبايست جايگزيني اين شورا را با يك ساختار مديريت پخش برنامه حرفهايتر را بهطور جديتر مورد ملاحظه قرار دهد و يا بهطور بالقوه به اين شورا مسئوليت مشورتي (در مقابل مديريتي) بدهد.
هريتيج در پايان تاكيد مي كند: يك شركت 750 ميليون دلاري بخش خصوصي بهسختي ميتواند از عهده غيبت يك مديريت تمام درگير و مسئول برآيد. پنج پخشكننده برنامه بينالمللي كه شوراي مديريت به خارج از كشور ميفرستد، در حدود 4000 پرسنل دارد و نيازمند يك رئيس غيرحزبي، حقوقبگير و تماموقت دارد و يك مديريت اجرايي كه براي فعاليت در استراتژيهاي طراحي و اجراي درازمدت راديو و تلويزيون بينالمللي آمريكا وقت و مايه بگذارد. بهعلاوه كنگره خودش ميبايست نقش بسيار فعالتري در سرپرستي اين ابزار مهم سياست خارجي آمريكا بهعهده بگيرد. فقط زمانيكه اشتباهات رخ ميدهند، توجه كردن كافي نميباشد.
[1]Hearing, Assessing U.S. Foreign Policy Priorities and Needs Amidst Economic Challenges, Committee on Foreign Affairs, U.S. House of Representatives, 112th Cong., 1st Sess., March 1, 2011, athttp://www.foreignaffairs.house.gov/hearing_notice.asp?id=1219 (March 16, 2011).
[2].Hearing, U.S. International Broadcasting: Is Anybody Listening? Keeping the U.S. Connected, Committee on Foreign Relations, U.S. Senate, 111th Cong., 2nd Sess., June 9, 2010, at http://lugar.senate.gov/issues/foreign/diplomacy/report.pdf (March 16, 2011).
[3]Press release, “Staying Ahead of the Digital Curve: U.S. Global Engagement in the New Media Era,” Broadcasting Board of Governors, February 15, 2011, at http://www.bbg.gov/pressroom/press-releases/Staying_Ahead_of_the_Digital_Curve.html (March 16, 2011).
[4]Matthew Shaffer, “Rohrabacher’s Radio Rage,” The Corner, February 18, 2011, at http://www.nationalreview.com/corner/260160/rohrabacher-s-radio-rage-matthew-shaffer (March 16, 2011).
انتهاي پيام/*