پاسخ به:ديپلماسي عمومي و جنگ نرم
چهارشنبه 24 فروردین 1390 2:54 PM
خبرگزاري فارس: انديشكده كاتو با بيان اينكه هيچ اجباري وجود ندارد كه آمريكا دموكراسيسازي را بهعنوان يكي از پايههاي اصلي روابطش با بحرين قرار دهد زيرا اين روند ممكن است منجر به ظهور يك حكومت شيعه شبيه ايران شود.

به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده آمريكايي "كاتو " در گزارشي به بررسي مواضع آمريكا در مقابل بحران بحرين و دخالت نظامي عربستان پرداخته است.
در اين گزارش ميخوانيم: رياض تمايل خود را به حفظ ثبات در خليج فارس اعلام كرده و در روز 14 مارس بيش از هزار نيروي سعودي و 500 نيروي اماراتي را با مجوز "شوراي همكاري خليج فارس " به بحرين اعزام كرده است. چنين دخالت نظامي را ميتوان همتراز استقرار نيروهاي آمريكايي در "گرنادا " (1983)، "پاناما " (1989) و "هائيتي " (1994) دانست كه با مجوز "سازمان كشورهاي آمريكايي " (OAS) انجام شد.
*حفاظت از بحرين در راستاي منافع آمريكا
همچنين، بهنظر ميرسد حفاظت از بحرين كه ميزبان ناوگان پنجم آمريكا در يكي از پايگاههاي خود است و (طبق آمار سال 2011 موسسه اقتصاد آزاد) آزادترين اقتصاد را در منطقه خاورميانه داراست، در راستاي منافع آمريكا باشد. برخي از آمريكاييهايي كه خيزشها در بحرين را بهعنوان درگيري ميان اكثريت شيعه و اهل تسنن حاكم ميدانند، از واشنگتن ميخواهند اين اقدام عربستان سعودي را كه بهمنظور خاموش كردن اعتراض شيعيان انجام شده است، محكوم كند.
*آمريكا با مداخله نظامي عربستان در بحرين مخالفت نكند
آمريكا نبايد با دخالت نظامي عربستان سعودي و شوراي همكاري خليج فارس در بحرين مخالفت كند بلكه بايد اين مسئله را روشن كند كه در درگيري اهل تشيع و اهل تسنن در بحرين، جانب هيچ يك از طرفين را نميگيرد.
*عربستان با داشتن اقليت شيعه نگران است
تنش ميان اهل تسنن و شيعيان از مدتها پيش يكي از بخشهاي اساسي واقعيتهاي سياسي در خاورميانه بوده است. انقلاب ايران در سال 1979، خيزش حزبالله لبنان به رهبري شيعيان و سقوط حاكميت سني در عراق اين وضعيت را شديدتر كرده است. بنابراين حيرتآور نيست كه عربستان سعودي با اقليت شيعه خود نگران اين مسئله باشد كه نفوذ روبه افزايش ايران بههمراه متحدانش در لبنان و عراق، موضع شيعيان را در منطقه خليج فارس تقويت كند.
*روابط محكم با رياض نشانه حمايت از سركوب شيعيان است
روابط محكم آمريكا با رياض ميتواند گوياي اين نكته باشد كه واشنگتن از تلاشهاي عربستان سعودي براي سركوب خيزش شيعيان در بحرين حمايت ميكند. اين روابط حتي ميتواند آمريكا را به دخالت مستقيم در اين درگيري در صورت تصميم ايران به پاسخ به اقدام عربستان سعودي ترغيب كند.
*حمايت مداوم از عربستان و حضور نظامي نيروهاي آمريكايي در منطقه علت اقدامات تروريستي است
هنوز مشخص نيست كه آيا پيوستن به عربستان سعودي و متحدان منطقهاي اين كشور براي سركوب اعتراض شيعيان در جهت منافع واشنگتن هست يا خير. عربستان سعودي هرگز يكي از متحدان كاملا راهبردي آمريكا نبوده اما يكي از كشورهايي بوده است كه واشنگتن به حفاظت از آن در جنگ سرد متعهد شده بود. مشاركت آمريكا با عربستان سعودي پس از جنگ سرد بهعنوان بخشي از مبارزه عليه تروريسم ظهور يافته است. اما بيشتر اقدامات تروريستي ضدآمريكايي بهعلت حمايت مداوم آمريكا از عربستان سعودي و حضور نيروهاي آمريكايي در منطقه اتفاق افتاده است.
*سياست آمريكا در خاورميانه يك بام و دو هواست
اكنون سعوديها ممكن است آمريكا را به يك جبهه جديد در خاورميانه بكشانند كه در آن رژيمهاي سني مذهب عليه ايران و متحدان شيعه اين كشور به مبارزه برميخيزند. نكته جالب اين است كه سقوط صدام حسين و پيگيري ايجاد آزادي در منطقه به تقويت ايران كمك كرده و همچنين به شيعيان در عراق و لبنان قدرت بخشيده است. اگر آمريكا با شيعيان در بحرين كه خواستار داشتن حقوق سياسي مشابه در عراق و لبنان هستند، مخالفت كند دچار نوعي سياست يك بام و دو هوا خواهد شد و اين نشاندهنده تناقضي بزرگ است كه بهنظر ميرسد سياست آمريكا در خاورميانه را تعيين ميكند.
*كنار گذاشتن اعراب منطقي نيست
اين ايده كه آمريكا بايد سوار بر امواج تاريخ شده، از كنار اعراب گذشته و با مسيحيان براي ايجاد دموكراسي متحد شود، يك آرزوست و نميتواند اساس يك سياست منطقي باشد. درگيريهاي قومي منجر به اصلاحات سياسي صلحآميز خصوصا در بحرين ميشوند كه داراي اقتصادي آزاد است. براي آمريكا هيچ دليلي سياسي و اجباري وجود ندارد كه دموكراسيسازي را بهعنوان يكي از پايههاي اصلي روابطش با بحرين قرار دهد زيرا اين روند ممكن است منجر به ظهور يك حكومت شيعه شبيه ايران شود.
*حمايت از سياستهاي عربستان اگر منافع آمريكا را تامين نكند عاقلانه نيست
در عين حال واشنگتن بايد با ايجاد يك سري پارامترهاي راهبردي گامهايي را براي عاديسازي روابطش با عربستان سعودي بردارد. بايد اين نكته روشن شود كه منافع آمريكا و عربستان سعودي هميشه در راستاي يكديگر نيستند. حمايت آمريكا از سياستهاي منطقهاي عربستان سعودي كه مستقيما منافع آمريكا را تامين نميكنند، عاقلانه و مدبرانه نيست.
*بايد دوستان خود را در خاورميانه افزايش دهيم
در حالي كه هنوز قضاوت درباره اينكه كدام يك از گروههاي سياسي در خيزشهاي خاورميانهاي پيروز ميشوند، زود است اما آمريكا بايد حداكثر تلاش خود را براي افزايش فهرست دوستان خود در منطقه انجام داده و به گزينههاي ديپلماتيك خود اضافه كند. جانبداري از گروهي خاص در بحرين و در ديگر درگيريهاي قومي و مذهبي در منطقه در تضاد با منافع آمريكا خواهد بود.
انتهاي پيام./پ
در خرابات مغان نور خدا می بینم
وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم