پاسخ به:كرامات امام زمان (عج)
زيارت كربلا
|
|
|
«زمانيكه در شيراز بودم، چند حاجت مهم داشتم و متحير بودم كه چهطور به آنها دست پيدا كنم؛ يكي از آن حاجتها توفيق زيارت كربلاي معلي و حضرت سيدالشهدا عليهالسلام بود. چارهاي براي رسيدن به خواستهام نديدم؛ مگر اينكه به ساحت مقدس حضرت بقيةالله ارواحنا فداه متوسل شوم؛ به همين جهت حاجات خود را در عريضهاي كه از ائمه اطهار عليهمالسلام روايت شده است، درج نمودم و نزديك غروب آفتاب، در حاليكه تنها بودم، از شهر خارج شدم و كنار استخري كه آب زيادي داشت رفتم. در آنجا، نواب اربعهي حضرت ولي عصر عليهالسلام، جناب حسين بن روح را صدا زده و آنچه را كه در روايات وارد شده، عرض كردم و ايشان را واسطهي خود با امام زمان عليهالسلام قرار دادم. عريضه را در آب انداخته و هنگام غروب از دروازهي ديگر شهر، وارد شدم. از اين كار غير از خداي تعالي هيچكس مطلع نشد و به احدي هم نگفتم.
صبح روز بعد به محضر استادي كه نزد او درس ميخواندم، رفتم. تمام همدرسها آنجا حاضر بودند. ناگاه سيد جليلي به لباس خدام حضرت ابيعبدالله الحسين عليهالسلام وارد شد و نزديك استاد نشست. هيچكدام از ما تا آن وقت او را نديده و نشناخته بوديم و بعداً هم او را در شيراز نديديم. آن سيد متوجه من شد و مرا به اسم مخاطب قرار داد و فرمود:
ميرزا ابراهيم، بدان كه رقعهي تو خدمت حضرت صاحبالزمان عليهالسلام رسيد و به آن بزرگوار تسليم شد.
از صحبت ايشان مبهوت شدم. ديگران هم معني كلام سيد را نفهميدند؛ لذا از او پرسيدند: جريان چيست؟
فرمود: شب گذشته در خواب ديدم عدهي زيادي اطراف جناب سلمان محمدي (ره) جمع شدهاند. نزد آن حضرت رقعهها و نامههاي زيادي بود و ايشان مشغول نظر كردن به آنها بودند. وقتي جناب سلمان مرا ديدند به من فرمودند: برو نزد آميرزا ابراهيم (علاوه بر اسم، ساير مشخصات مرا نيز بيان نموده بود) و به او بگو رقعهاش دست من است.و دست خود را بلند كرد.
سپس رقعه به حضرت حجت عجلالله تعالي فرجهالشريف رسيد و در همان عالم رؤيا ديدم كه ايشان رقعهاي مهر كرده در دست داشتند. در همان عالم خواب اينطور فهميدم كه نامهي هر كس را آن سرور قبول كرد، آن را مهر ميكند و كسي كه حاجتش قبول نيست اصل آن را به او رد ميكند.
حاضرين و همدرسها راجع به صادق بودن خواب سيد از من پرسيدند. من هم قضيه را برايشان بيان كرده و قسم خوردم كه احدي بر اين كارم مطلع نبوده است؛ لذا آنها مرا بشارت دادند كه حاجاتم برآورده خواهد شد و همانطور هم شد؛ يعني طولي نكشيد كه به زيارت كربلا موفق شدم چنانكه الآن در اينجا (كربلا) هستم و ساير حوائجم هم بحمدلله برآورده شد.
|
| عالم فاضل _ ميرزا ابراهيم شيرازي حائري |
راوي: |
منبع: پايگاه اطلاع رساني صالحين
سه شنبه 12 بهمن 1389 7:32 PM
تشکرات از این پست