0

8 سال دفاع مقدس

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

8 سال دفاع مقدس

گفتگو با سردار حاج محمد كوثري درباره عمليات والفجر 8 و فتح فاو ؛نقطه عطفي در معادلات جنگ

قرار بود عملیات والفجر8، 15بهمن انجام شود، اما به یک باره برنامه تغییر کرد. بچه ها فشار می آوردند که چرا عملیات نمی شود. هرچند اعلام تأخیر پنج روزه آغاز عملیات باعث ناراحتی نیروها شد،

اما این کار از روی حساب و کتاب انجام شده بود و علت تأخیر هم دقیق شدن بر روی آب اروند بود. چون عبور از رودخانه به ویژه بحث پشتیبانی نیروها ابهاماتی داشت که باید قبل از آغاز عملیات برطرف می شد...
چرا زمان آغاز عملیات والفجر هشت از شب 15 بهمن به 20 بهمن تغییر کرد؟
شب 18 بهمن 64 بود، همه فرماندهان و مهندسین جهاد و سپاه و فرمانده یگان ها جمع شدند و محسن رضایی فرمانده وقت سپاه در این جمع گفت: فرض را بر این بگیریم که یگان ها به ساحل دشمن رفته و فاو را هم گرفتند، حالا نیاز به پشتیبانی دارند، چگونه باید از آنها پشتیبانی کنیم؟ در اینجا بعد از صحبت های فراوان و نظرات مختلف ارائه شده، شهید مهندس پورشریف از جهاد سازندگی آذربایجان نظرات خوبی داد و دیگران هم نظر دادند.

عملیات والفجر 8 دقیقاً چه زمانی آغاز شد و نیروهای عمل کننده در چه وضعیتی قرار داشتند؟
دو شب بعد از این جلسه، عملیات والفجر 8 ، 20 بهمن ماه 1364 با رمز مبارک "یا فاطمة الزهرا (س)" آغاز شد. غواص ها به آب زدند، با وجود کمبود قایق، همه با هم همکاری می کردند، دقیقاً شب عملیات و بعد از ورود نیروها به آب اروند، باران گرفت، باران مثل شلاق بر روی آب اروند و روی درختان اصابت می کرد و همین امر باعث می شد حدود دو هزار و 500 غواص داخل آب اگر خطایی هم داشتند، نگهبانان عراقی به دلیل محدودیت دید متوجه آنها نشوند، چون به هر حال باید جایی قرار می گرفتند که حداقل خیس نشوند و بارش باران در این موقعیت امداد غیبی محسوب می شد.
بدین ترتیب با عبور غواصان و نیروها بدون درگیری، ساعت 10 شب که برای آغاز درگیری پیش بینی شده بود، محقق شد. صبح همان شب، لشگر 25 کربلا و 17 علی بن ابیطالب(ع) درخواست کمک قایقی کردند و با وجود همه کمبودها، قایق ها آماده و ارسال شدند و لشگرهای 27 محمد رسول ا...(ص)،" 8 نجف"، "14 امام حسین (ع)" و "تیپ 44 قمربنی هاشم(ع)" هم در نوک پیکان درگیری قرار گرفتند تا پاتک های عراق را خنثی کنند.

عراقی ها در ساعت های اولیه عملیات چه وضعیتی داشتند؟
با اصل غافلگیری به کار گرفته شده، برخی عراقی ها که مقاومت را غیرممکن دیدند، در باتلاق ها پا به فرار گذاشتند و به این ترتیب هر یک از لشگرها جلوی دشمن صف آرایی می کردند و در نهایت در کوتاه ترین زمان لشگر ثارا... یکی از پایگاه های موشکی و لشگر 27 محمد رسول ا... (ص) دو پایگاه دیگر را به دست گرفتند و اهداف مشخص شده به تصرف درآمد.

با توجه به وجود فاصله نسبتاً زیاد مناطق تصرف شده با سواحل اروند، برای پشتیبانی مستمر نیروها چه اقداماتی انجام شده بود؟
برای این منظور تعدادی از نیروها آموزش های اولیه را برای جبران برخی کمبودها یاد گرفته بودند، مثلاً سلاح های عراقی به غنیمت گرفته شده توسط همین نیروها علیه خود عراقی ها استفاده می شد یا مثلاً کمپرسی و تریلی غنیمت گرفته شده را به کار گرفتیم تا فاصله 15 کیلومتری ساحل تا خط مقدم را پوشش دهند و پشتیبانی کنند، چون در غیر این صورت مشکل ایجاد می شد و حتی توپ های ضدهوایی به غنیمت گرفته شده علیه دشمن به کار گرفته می شد و مثل
عملیات های دیگر نابود نمی شدند.
همه این کارها با وجودی که خیلی سخت بود،اما نیروها آنقدر با صفا و علاقه کار می کردند که کاری بر زمین نمی ماند. درست است که قایق های بزرگ نداشتیم، اما با همین وسایل کم، امکانات مورد نیاز نیروها جابجا می شد.

و روزهای بعد از آغاز عملیات...
از صبح بعد، عراقی ها مدام نیروهای ما را زیر آتش گرفته بودند و پاتکها هم شروع شد، آنها را خنثی کردیم، حملات هوایی و به همراه آن عملیات روانی هم شروع شد. مثلاً با هواپیما و هلیکوپتر اعلامیه پخش می کردند که ما همه پل های شما را زدیم، مثلاً می گفتند: پل ایستگاه هفت و 12 را زدیم و شما اگر تسلیم شوید فلان امتیازات را به شما می دهیم و غیره.
پاتکهای سنگین عراق هر روز زیادتر می شد و چون تمام پیش بینی ها صورت گرفته بود، نیروهای مهندسی پل متحرک ساختند، پلی که دشمن روی آب چیزی نمی دید، اما ما امکانات را با همین پل متحرک منتقل می کردیم.
این پلها به صورتی بود که هواپیماهای عراق وقتی عکس می گرفتند چیزی عایدشان نمی شد، در حالی که با سیم بوکسلی که این طرف و آن طرف ساحل تعبیه شده بود، با تریلی و غیره امکانات را منتقل
می کردند. هر چند وقت می گرفت، اما حسن آن مخفی ماندن از دید دشمن بود.
به طور کلی عملیات فاو از یک زیبایی خاصی برخوردار بود؛ یعنی فکر، فرماندهی و مدیریت و بالاتر از همه، انگیزه الهی و ولایی، کار را پیش برد و نیروها با طمأنینه کار را انجام می دادند. عراق از هوا و زمین پاتک می کرد و 71 شبانه روز جنگ و درگیری شدید جریان داشت. برخی روزها شدت و نزدیکی درگیری آنقدر زیاد
می شد که عراقی ها حتی تا روی خاکریزها هم می آمدند و جنگ تن به تن می شد، اما بچه ها مقاومت می کردند. عراق به غیر از بمباران های شدید شیمیایی و گلوله های شیمیایی در جاده های ام القصر - فاو، بصره و جنگل های خرما، عملیات روانی دیگری هم انجام
می داد، مثلاً با هواپیماهای غول پیکر، تیرآهن، در و پنجره اسقاطی را بر سر بچه ها تخلیه می کردند. از طرف دیگر، وضعیت بسیار حساس شده بود و بلافاصله که ما فاو را تصرف کردیم، سفیر ایران در کویت به امیر کویت گفته بود ما همسایه شدیم که امیر کویت تعجب کرده بود. عراقی ها هم مدام با حفر کانال از طریق خورعبدا...
می خواستند ما را دور بزنند. کار خطرناکی بود، چون عراقی ها زمین را می کندند و جلو می آمدند. در این حال قرار شد با پیشنهاد یکی از نیروها، از ابتکار پدران دو شهید برای کندن کانال استفاده کنیم. چون آنجا بولدوزر به دلیل باتلاقی بودن نمی توانست کار کند.
بالاخره طی 48 ساعت پدران دو شهید به همراه 18 نفر دیگر شروع به کار کردند، آنها شب اول طوری کندند که اگر در داخل کانال های کنده شده قرار می گرفتیم، نمی توانستیم جلوی خود را ببینیم. در نتیجه پیشنهاد دادیم کمی عمق کانال را کاهش دهند. آنها از شبهای بعد با وجود گلوله باران منطقه مدام کار می کردند و بدین ترتیب کار احداث کانال زودتر از عراق تمام شد و نفس راحتی کشیدیم و همین کانال باعث شد از عراقی ها در مقابل پاتکهایشان تلفات بگیریم.
31 فروردین سال 65 ، عراق آخرین پاتک خود را اجرا کرد و ما از طریق همین کانال احداث شده و موانع مین، آنها را ناامید کردیم و فهمیدند که جایی برای ماندن نیست و اینجا باید از سردار شهید "سعید سلیمانی" مسؤول عملیات و سردار شهید سعید مهتدی، مسؤول اطلاعات لشگر 27 محمد رسول ا... (ص)، اسدا... پازوکی، جعفر تهرانی، جعفر جنگروی،( معاون دوم لشگر)، اصفهانی
( فرمانده گردان) و غیره یاد کنیم که هر کدام اینها زحمات بسیاری متحمل شدند.

انجام عملیات والفجر 8 بر روی کاغذ حتی در نزد خوش بین ترین فرماندهان جنگ هم قابل انجام نبود، چه عاملی باعث شد رزمندگان اسلام به این مهم دست یابند؟
این عملیات از یک طرف بسیار زیبا و از طرف دیگر بسیار سنگین بود. فرماندهی و مدیریت آن زبانزد خاص و عام شد و اطاعت پذیری ایجاد شده، انگیزه الهی موجود در درون بچه ها و الگو قرار دادن عاشورا و امام حسین (ع) در نهایت این عملیات را با صد در صد موفقیت به نتیجه رساند و تبدیل به یک عملیات به یادماندنی شد. مصداق این ادعا این است که حتی ارتش های بزرگ دنیا هم در عبور از رودخانه مشکل دارند، اما در نهایت پل بعثت که بر روی اروند احداث شد، توانایی ما را در کار مهندسی به دنیا نشان داد.

عملیات والفجر 8 از بعد خارجی چه دستاوردهایی نصیب کشورمان کرد؟
این عملیات برگ زرینی در تاریخ کشور به ثبت رساند. در بعد خارجی هم وحشتی در دل استکبار ایجاد کرد، چون خیال می کردند ایران دیگر توان انجام عملیات را ندارد، چون آنها به زمین منطقه آشنا بودند و فهمیده بودند ایران چه کار بزرگی انجام داده است و این امر باعث شد کشورهای منطقه نیز قدرت ایران را بیشتر درک کنند و این را هم بفهمند که ایران با آنها کاری ندارد، بلکه می خواهد تجاوزگر را تنبیه کند و امکاناتی مثل ماهواره، هواپیمای آواکس و غیره دشمن نتوانست متوجه کار نیروهای ایرانی شود، هرچند این ها هم
مزیت هایی دارند، اما آنها هم در حد خود می توانند مؤثر باشند، ولی با درایت و تدبیر می توان اثرات این تکنولوژی بسیار پیشرفته را خنثی کرد و این کار در عملیات والفجر 8 به خوبی ثابت شد.
عملیات والفجر 8 با کمترین تلفات انجام شد، دشمن از نظر هوایی تلاش می کرد به نیروهای ایرانی خسارت بزند، اما پدافند هوایی و هواپیماهای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران حدود 70 فروند هواپیمای عراقی را ساقط کردند و تحقق این مهم جز با انگیزه والا، اخلاص، صفا و صمیمیت، ابتکار و تدبیر رزمندگان و فرماندهان میسر نبود.

به هر حال دوران دفاع مقدس با همه فراز و نشیبها به پایان رسید و حالا این سؤال مطرح است که تفکر رزمندگان که برگرفته از تفکر حضرت امام خمینی (ره) بود چقدر به نسل کنونی منتقل شده است؟
این تفکر شاید صد درصد منتقل نشده است اما تا حدی صورت گرفته است.
فرهنگ جبهه زمانی می تواند نهادینه و اثرگذار شود و جایگزین فرهنگ زیاده خواهی شود که مسؤولان ما این گونه عمل کنند. یعنی عمل صالح، محبت، دوست داشتن همدیگر و دوری از تکبر، عواملی است که در دفاع مقدس وجود داشت؛ به علاوه معنویت؛ و اگر اینها نبود؛ امکاناتی نیز نداشتیم، چون اگر تنها به امکانات متکی بودیم و خودمان را با دشمن مقایسه می کردیم، باید همان اول تسلیم
می شدیم.
فرهنگ ایثار و شهادت را با راه های مختلفی چون نشان دادن مناطق عملیاتی، گفتار، رفتار و تجارب رزمندگان می توان انتقال داد. کشور نیازمند نهادینه کردن فرهنگ ایثار و شهادت است و در صورت تحقق این امر، بیشتر مشکلات حل می شود و یا کاهش
می یابد.

منبع : روزنامه قدس

جمعه 1 بهمن 1389  3:46 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:8 سال دفاع مقدس

اقدامات و فعاليت‌هاي لشكر ويژه 25 كربلا قبل از عمليات والفجر 8 (1)

دریافت مأموریت:
حدود 5 ماه قبل از عملیات، مأموریت استقرار در منطقه عمومی رأس البیشه جهت تصرف وتأمین شهر استراتژیک فاو وعراق از سوی قرارگاه کربلا به فرمانده وقت لشکر ویژه 25 کربلا برادر مرتضی قربانی ابلاغ شد.

شورهای ستادی:
فرمانده وقت لشکر ویژه 25 کربلا، پس از دریافت مأموریت با برگزاری شورهای ستادی در سطح لشکر با در نظر گرفتن مسایل طبقه بندی مأموریت فوق، تدابیر خود را ابلاغ وبا تشکیل گروه‌های کاری ذیل اقدامات اولیه خود را برای حفظ آمادگی شروع کرد.
الف) گروه اول: تحویل گرفتن خط ژاندارمری و آماده سازی منطقه
ب) گروه دوم: کسب و جمع آوری اخبار و اطلاعات از دشمن و شرایط جوی و زمین منطقه
ت) گروه سوم: آموزش و آماده نمودن نیروها برای جنگ در چهار منطقه مختلف و متفاوت (جنگ در آب، جنگ در شهر، جنگ در نخلستان، جنگ در صحرا و بیابان)
ج) گروه چهارم: تأمین و بالا بردن ضریب آمادگی امکانات لجستیکی برای پشتیبانی از عملیات فوق
د)گروه پنجم: برنامه ریزی جهت تأمین و تقویت و سازماندهی نیروهای بسیجی در ادامه عملیات والفجر هشت
ر) طرح ریزی عملیات آفندی لشکر درمنطقه فوق بر اساس مأموریت ابلاغ شده
فعالیت‌ها و اقدامات ضروری قبل از عملیات والفجر هشت:
الف) فعالیت‌های اطلاعاتی درمنطقه مسوولیتی لشکر ویژه 25 کربلا
1 ـ شناسایی و معبر زنی به صورت مداوم ودقیق با رعایت کامل اصول حفاظتی
2 ـ تهیه بررسی منطقه از نظر وضعیت جوی، زمین، رودخانه اروند (تعداد جزر و مد، زمان‌های جزر و مد، سرعت و شدت آب و ....)
3 ـ به دست آوردن وضعیت گسترش و توانایی های دشمن در منطقه (تهیه و تکمیل برآورد اطلاعاتی)
ب) فعالیت‌های مهندسی رزمی لشکر ویژه 25 کربلا در منطقه عملیاتی :
1 ـ مسدود نمودن بعضی از نهرهای فرعی به منظور بهره برداری صحیح از زمین.
2 ـ احداث جاده های عمود بر خط تماس به منظور آمادرسانی و... در زمان عملیات.
3 ـ زدن پل های مناسب بر روی نهرها به منظور برقراری ارتباط با جزایر و....
4 ـ ایجاد موانع، بنه ها و سنگرهای مختلف
5 ـ احداث چندین اسکله کوچک دریایی بر روی نهرهای اصلی برای پشتیبانی عملیات

ج) فعالیت‌های حفاظتی لشکر ویژه 25 کربلا در منطقه عملیاتی :
1 ـ عدم تغییر وضعیت ظاهری منطقه و بهره بردن از اصل اختفاء و پوشش تغییرات از دید دشمن
2 ـ جلوگیری از تردد خودرویی نفرات در روز در محورهای عملیاتی
3 ـ حضور پرسنل در منطقه با پوشش نیروی ژاندارمری
4 ـ استفاده از سلاح‌های سازمانی ژاندارمری در شلیک‌ها و.....
5 ـ رعایت کامل تیراندازی و حساس نکردن دشمن به منطقه (جلوگیری از شناسایی دشمن و تعویض نیروهای قبلی)
6 ـ ممنوعیت ظاهر شدن با لباس غواصی، جلوگیری از تجمع نیروها، عدم تردد با خودروهای سپاه، لغو مرخصی‌ها، کنترل نامه نگار و نظارت در ارسال نامه‌ها، کنترل دقیق مجروحین و مصدومین هنگام انتقال آن‌ها به بیمارستان‌های عقبه.
7 ـ تخلیه کامل نیروهای بومی و محلی منطقه
8 ـ جا به جایی نیرو و انتقالات و امکانات با رعایت کامل اصول حفاظتی (با استفاده از تانکرهای خالی آب، خودروهای سنگین مهندسی، کامیون‌ها و کمپرسی ها، استفاده از مسیرهای انحرافی)
9 ـ انتقال امکانات، تجهیزات و نیروها از هفت تپه به اهواز، هور العظیم و منطقه عمومی فاو با رعایت کامل اصول حفاظتی به منظور فریب دشمن و....

د) فعالیت‌های مخابراتی لشکر ویژه 25 کربلا در منطقه عملیاتی:
به منظور رفع هر گونه امکان شنود و عدم کشف حضور نیروها و یگان‌های سپاه پاسداران در منطقه و مخفی ماندن مکان هدایت عملیات، تا قبل از خواندن رمز عملیات، هیچ گونه پیام رادیویی داده نشد و تمامی مکالمات و ارتباطات از طریق تلفن صحرایی و پیک انجام می شد.
مخابرات لشکر مسوولیت ایجاد ارتباط بین یگان‌های مستقر در محدوده‌ی لشکر با یک‌دیگر ولشکرهای هم جوار و ارتباط لشکر با قرارگاه کربلا را به عهده داشت.
تهیه دستور کار مخابرات و پیوست مخابرات، تأمین نیازمندی‌های بیسمی و با سیمی، راه اندازی مرکز هدایت و فرماندهی لشکر را به عهده داشت که به فضل الهی در انجام امورات محوله موفق بودند.

ه ـ فعالیت‌های آموزشی لشکر ویژه 25 کربلا :
1 ـ آموزش غواصی:
از آن‌جایی که دست یابی به اهداف مورد نظر لشکر عبور از آب خروشان و متلاطم اروند بسیار مشکل وبه سختی باید صورت می گرفت پایه و اساس برنامه ریزی آموزش حول محور غواصی با انتخاب افراد وتربیت افرادی کارآمد، شجاع، مقاوم و شهادت طلب بود که این افراد باید رزم در آب و آن هم در رودخانه ای با شرایط مخصوص به خود را انجام می‌دادند.
با توجه به این‌که آموزش‌های غواصی از گذشته در عملیات‌های بدر و قدس نیز درلشکر انجام می گرفت به عنوان یک روش نو وتازه ای به شمار نمی‌رفت. بنابراین برای شروع کار در لشکر، ابتدا این آموزش در پادگان لشکر 25 کربلا واقع در هفت تپه و در رودخانه‌ی دز انجام گرفت که از بین افراد، بهترین نفرات انتخاب و به ساحل بهمنشیردر چویبده انتقال داده شدند. این افراد دو ماه به صورت شبانه روزی در شرایط آب و هوایی متفاوت و با تجهیزات کامل آموزش دیده وبا فنون رزم در آب وگذر از موانع آبی و حمله به ساحل و انهدام سنگرها، نفرات و تجهیزات دشمن آشنا و به حد آمادگی مطلوبی رسیدند.
2 ـ آموزش نبرد در جنگل(نخلستان):
مرحله‌ی دوم آموزش، آشنایی و به آمادگی رساندن رزمندگان اسلام برای شرایط نبرد و رزم در جنگل(نخلستان) و بوته زار بود که در منطقه به عنوان مانع محسوب می شد و نیاز به آشنایی بیشتر نیروها به فنون این نوع رزم بود که به همین منظور نخلستان‌های اطراف چویبده و بهمنشیر انتخاب و تمرینات صامت و رزمی به صورت مانور توسط گردان‌های موج اول و دوم صورت گرفت.
3 ـ آموزش جنگ شهری:
مرحله سوم آموزش، آموزش افراد در شرایط رزم در شهر و مناطق ساختمانی بود که در این راستا نیروهای موج دوم و سوم لشکر که برای این رزم انتخاب شده بودند در شهر آبادان و نقاط مسکونی دیگر آموزش دیده و تمرینات صامت و رزمی را به منظور رسیدن به آمادگی لازم انجام دادند.
4 ـ آموزش نبرد در دشت و بیابان :
مرحله چهارم آموزش، تمرینات لازم در جهت مقابله با دشمن در مناطق دشت و بیابانی بوده که مناسب با اهداف تعیین شده‌ی لشکر، در تصرف لشکر و تصرف قرارگاه فرماندهی، مواضع توپخانه، پایگاه موشکی، محورهای مواصلاتی و.... برنامه ریزی لازم صورت گرفت و تمرینات قابل توجه ای برای یگان‌ها برای رسیدن به آمادگی در نظر گرفته و اجرا شد.
5 ـ سایر آموزش‌های نظامی:
علاوه بر یگان‌های عمل کننده رزمی در عملیات، در سطح یگان‌های پشتیبانی رزم وخدمات رزم در جهت پشتیبانی و آماد رسانی در عملیات به فراخور تخصص هر یگان، آموزش‌های مورد نیاز در طول زمان آماده سازی عملیات برنامه ریزی و انجام شد.
از جمله اقدامات مهم در این مرحله آماده سازی نیروهای یگان دریایی لشکر جهت پشتیبانی و ترابری نیروها، امکانات، تجهیزات و مهمات بود که این تمرینات در کنار رودخانه دز در هفت تپه انجام می گرفت.
ایجاد پایگاه‌ها و اسکله های دریایی در شش نهر منشعب از اروند در حد لشکر جهت پشتیبانی از عملیات و عبور لشکر و لشکرهای عبور کننده و .... ، که یگان دریایی لشکر با سه گروهان دریایی (یک گروهان تعمیرات ودو گروهان ترابری) این وظیفه را به عهده داشتند.
قابل ذکر است که آموزش‌های عقیدتی، سیاسی، حفاظت و.... در سطح لشکر در تمامی رده ها انجام می گرفت و علاوه بر آن کلیه واحدهای تخصصی، وظیفه برگزاری آموزش‌های مورد نیاز را در یگان مربوطه داشتند.
و ـ سازمان رزم لشکر ویژه 25 کربلا در عملیات والفجر هشت:
الف) تیپ یکم پیاده شامل گردان‌های یکم و دوم امام حسین(ع)، گردان‌های یکم و دوم امام محمد باقر(ع)، گردان‌های یکم و دوم مالک اشتر(س) گروهان ویژه ضربت، گروهان ویژه غواص، گروهان ادوات و ضد زره، آتشبار پدافند هوایی ، دسته زرهی
ب) تیپ دوم پیاده شامل گردان‌های یکم و دوم یا رسول الله (ص)، گردان‌های یکم و دوم حمزه سید الشهداء(ع)، گردان مسلم ابن عقیل (س)، گردان صاحب الزمان (عج)، گروهان ویژه غواص، گروهان ویژه ضربت، ‌گروهان ادوات و ضد زره، آتشبار پدافندهوایی، دسته زرهی.
ت) تیپ سوم پیاده شامل گردان‌های سیف الله ، جندالله و روح الله
ج) تیپ زرهی شامل گردان تانک، گردان سوار زرهی،‌گردان مکانیزه
د) عده های لشکری شامل گردان توپخانه صحرایی، تیپ شهدای الحدید(ادوات)، گردان پدافند هوایی، گردان مهندسی رزمی، گردان تخریب، گردان بهداری، گردان مخابرات، گردان قرارگاه، گردان تعاون، یگان دریایی، آماد و پشتیبانی و سایر رده های ستادی لشکر ویژه 25 کربلا.
به کوشش: سرهنگ پاسدار حمیدرضا رستمیان

منبع : نشریه سبز-سرخ

جمعه 1 بهمن 1389  3:47 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:8 سال دفاع مقدس

 
عملیات سرنوشت ساز
 
 
بسیاری از کارشناسان و تحلیل گران مسایل جنگ تحمیلی، مقطع زمانی عملیات والفجر 8 تا کربلای 4 را مشکلترین، و در عین‌ حال، پربارترین سالهای دفاع مقدس می‌نامند.

شرایط حاد سیاسی و اقتصادی تحمیل شده از سوی دشمنان جهانی انقلاب‌ اسلامی، در این سال، بیشترین تهدیدها و طاقت فرساترین فشارها را متوجه مسئولین جنگ کرد. این فشارها موجب پدیدآمدن تنگناهایی عمده شد که در وهلة اوّل به نظر بن‌بست‌آفرین می‌آمد.
در این میان، پیروزی در عملیات بی نظیر والفجر 8 و فتح فاو، به عنوان یک عامل قوی حفظ موازنه همچنان خود را نشان می‌داد. عراق هم شیوه دفاع متحرک را در برابر پیروزی ایران تعریف کرد. ایرانیها نیز در یک سلسله عملیات، فرمول جدید متجاوز را شکستند تا بالاخره در 19 دی ماه 1365 عملیات سرنوشت ساز  رزمندگان ایران با هدف تسلط بر شهر بصره با موفقیت انجام شد.

دو عامل باعث شد تا سپاه که بیشتر در فکر آماده‌سازی عملیات گسترده بعدی بود ضمن بازنگری مجدد درخطوط پدافندی نیروهای خودی، عملیات محدود را سر لوحه برنامه‌های خود قرار دهد.

 عامل اول تأکید مکرر حضرت امام(ره) که پس از عملیات فاو طی چندین نوبت و به طور مکرر، در فرمایشات خود رزمندگان اسلام را به استمرار عملیات دعوت می‌فرمودند: «شما در جبهه‌ها، هیچ نگذارید آرامش پیدا کند دشمن، اگر بگذارید آرامش پیدا کند، می‌رود و تجهیز زیادتر می‌کند و شما را به  زحمت می‌اندازد. باید نگذارید که او یک شب از اضطراب بیرون بیاید. الآن در اضطراب هستند؛ نگذارید از اضطراب بیرون بیایند. باید عملیات کنید، ولو ایذایی". فرمایشات و تأکیدات فوق، مسئولین سپاه را بر آن داشت که به هر نحو شده، تا زمان فرا رسیدن عملیات بزرگ، دست به یک سری عملیات محدود بزنند.


 این‌ تأکیدهای‌ مستمر امام‌ در آغاز سال‌ و در حالی‌ که‌ نیروهای‌ رزمنده‌ از پیروزی‌ عظیم‌ فاو ـ شادمان‌ ـ به‌نظر می‌رسیدند، موجب‌ تعجب‌ بسیاری‌ گردید، اما با آغاز دفاع‌ متحرک‌ عراق‌ و حمله‌ به‌ مهران‌ و چند نقطه‌ دیگر از مناطق‌ خودی‌، اهمیت‌ این‌ سخنان‌ به‌طور مشخص‌ آشکار شد.

عامل دوم ضرورت مقابله با استراتژی دفاع متحرک دشمن بود که عملیات محدود و ایذایی در مقطع فوق‌الذکر تنها راه‌حل فوری و عملی بود که دشمن را از سیاست تهاجمی به انفعال و زبونی می‌کشاند بر همین اساس و برای تحقق اهداف فوق، سپاه، چندین نقطه را به عنوان مناطق عملیات محدود، انتخاب کرده، پس از طرح‌ریزی و تعیین سازمان رزم، دست به انجام عملیات زد.

 مناطق انتخاب شده برای انجام عملیات، نقاطی بودند که عراق در تهاجمات اخیر خود، آنها را به تصرف درآورده بود (مهران) و یا احتمال حمله عراق به آنها می‌رفت (جزیرة جنوبی)؛ و یا اینکه از لحاظ پدافندی، نقاط ضعفی در آن دیده می‌شد.در ادامه به کلیات اهداف چند  عملیات که با این هدف انجام شد می‌پردازیم.

3 عملیات کربلایی
با تأکید حضرت امام(ره) مبنی بر آزادی مهران، رزمندگان اسلام در ساعت 22:30 دقیقه نهم تیرماه 1365،  با یورش به مواضع دشمن از 4 محور عملیات کربلای 1 را آغاز کرده و طی 5 مرحله که 7 شبانه روز به طول انجامید شهر مهران را آزاد کرده و با 100درصد موفقیت اهداف عملیات را تأمین نمودند.

این عملیات پایانی بود بر استراتژی دفاع متحرک و منفعل شدن سیاست تهاجمی دشمن.  10 شهریور 65  هم در منطقه حاج عمران با شرکت 28 گردان از سپاه کربلای 2 انجام شد.

 سپس نوبت به نیروی دریایی سپاه رسید تا عملیات کربلای 3 را در 19 شهریور 1365 در شمال خلیج‌فارس به انجام رساند. در این عملیات، لشکر 14 امام حسین (ع) با سه گردان شرکت داشت. هدف از انجام عملیات، تصرف اسکله‌های البکر و الامیه بود. تصرف این اسکله‌ها که 32 کیلومتر تا ساحل فاصله داشتند، این امکان را برای ایران فراهم می‌کرد که ضمن تأمین جناح جنوبی در منطقه فاو، جزیره بوبیان کویت را نیز در معرض تهدید قرار دهد.


جنگ شهرها
حملات هوایی دشمن، که به دنبال مطرح شدن عملیات سرنوشت‌ساز و همچنین شکست دشمن در عملیات‌های کربلای 1 و 2 و 3، در تیر و شهریورماه تشدید شده‌بود، ادامه یافت و طی‌ماه‌های شهریور، مهر و آبان 1365، مناطق صنعتی، کارگری، اقتصادی و نفتی و نیز شهرها و مناطق مسکونی و مناطق عملیاتی زیر شدیدترین حملات هوایی و بمباران‌های دشمن قرار گرفتند.

عراق از این کار دو هدف را دنبال می‌کرد، یکی هدف کوتاه مدت که جلوگیری از اجرای عملیات سرنوشت‌ساز بود. دیگری هدف بلندمدت که انهدام منابع ارزی و درآمد کشور و همچنین به ستوه آوردن مردم و برانگیختن مخالفت آنها با جنگ و در نتیجه تسلیم جمهوری اسلامی و پذیرش آتش‌بس به نحوی که مطلوب رژیم عراق باشد، بود.

افزایش توان هوایی عراق و دسترسی به نقاطی که قبل از این در توان عراق نبود، علاوه بر این‌که به دلیل واگذاری تجهیزات و هواپیماهای پیشرفته‌ای بود که شوروی و فرانسه در اختیار عراق گذاشته بودند، مرهون همکاری کارشناسان امریکایی بود.بیشترین حملات عراقی‌ها طی این مدت به باختران صورت گرفت.

همچنین طی این مدت تأسیسات نفتی خارک و نقاط مسکونی و صنعتی اصفهان، اراک، تهران، سردشت، خرم‌آباد، تبریز، لرستان، شیراز، آغاجاری، هفت‌تپه، گیلان‌غرب، آبادان، پتروشیمی بندر امام، راه‌آهن اندیمشک، و سدهای دز و شهید عباس‌پور زیر حملات شدید هوایی دشمن قرارگرفت.

جنگ نفت‌کش‌ها
عراق جنگ نفت‌کش‌ها را با دو هدف به راه انداخت و آن را دنبال ‌کرد. هدف اول در راستای همان حملات هوایی یعنی حمله به تأسیسات نفتی و صنعتی بود تا با جلوگیری  از صدور نفت ایران، جمهوری اسلامی را در تنگنای اقتصادی قرار دهد و دوم این‌که با پیش‌بینی اقدام متقابل ایران، در تلاش بود تا دیگر کشورهای منطقه را نیز به طور مستقیم وارد درگیری کرده، جنگ را بین‌المللی کند تا از فشارهای وارد بر خود بکاهد.

مک فارلین
در آبان 1365 در وضعیتی که ایران تحت فشار همه جانبه‌ای قرار گرفته بود، افشای ماجرای مک‌فارلین به عنوان مهمترین تلاش سیاسی پنهان امریکا برای برقراری رابطه با ایران و به دست‌گیری ابتکار عمل در جنگ ایران و عراق، اوضاع سیاسی - نظامی جنگ را در موقعیت جدیدی قرار داد.

 تلقی عراق از اهداف و نتایج نهایی تلاشهای امریکا و احتمال قربانی شدن صدام، به واکنش شدید رژیم عراق در برابر امریکا و گرایش این رژیم به سوی شوروی منجر شد.
بنابراین امریکا و شوروی عملاً به حمایت از عراق، ایران را تحت فشار مشترک قرار دادند.

 
عراق نیز با توجه به موقعیتی که به دست آورده بود، می‌کوشید با استفاده از حملات هوایی، جمهوری اسلامی را در موقعیتی قرار دهد که هر چه سریعتر از ادامة جنگ دست کشیده و از تنبیه متجاوز عدول کند.

عملیات سرنوشت ساز
از اوایل سال 65 سلسله تلاشهای وسیعی به منظور طرح ریزی و آماده‌سازی عملیات «سرنوشت‌ساز» صورت گرفت. چنین ارزیابی می‌شد که گرچه پیروزی فاو تاثیرات قابل ملاحظه‌ای در تقویت موقعیت برتر جمهوری اسلامی داشته است، ولی حامیان منطقه‌ای و جهانی عراق هنوز حاضر به تامین حقوق ایران  نیستند، بنابراین اگر رزمندگان اسلام یک عملیات تعیین کننده را با موفقیت به انجام برسانند، تحقق خواسته‌های جمهوری‌ اسلامی تسهیل خواهد شد.


بر اساس چنین تحلیلی، بیش از شش ماه سیاست تبلیغاتی کشور در جهت بسیج نیرو و امکانات برای اجرای عملیات سرنوشت‌ساز متمرکز شد. تا اینکه در سوم دی‌ماه 1365 عملیات کربلای 4 آغاز گردید. عملیاتی بسیار پیچیده و سخت که هدف نهایی آن تصرف شهر ابوالخصیب واقع در جنوب اروندرود و حومه بصره بود.با شروع عملیات کربلای 4 مشخص گردید که تاکتیک ویژه عملیات لو رفته و دشمن از آن آگاهی کامل دارد. برای همین طی زمانی کوتاه دستور توقف عملیات صادر شد.


نتیجه عملیات کربلای 4 به شکل نامطلوبی موقعیت برتر ایران را که با فتح فاو حاصل شده بود، تحت تاثیر قرار داد و شرایطی بحرانی به وجود آورد. ضرورت تجدید و تثبیت موقعیت برتر، نیاز به تلاشی سریع و وسیع داشت.

پنجمین کربلا
تلاش برای اجرای عملیات پیروز سرنوشت‌ساز، جوهره و هسته اصلی طرحریزی عملیات کربلای 5 را تشکیل می‌داد. در هم‌ شکستن مستحکم‌ترین و پیچیده‌ترین مواضع دشمن در شرق بصره و در نتیجه حفظ برتری سیاسی- نظامی در برابر عراق، بخشی از دستاوردهای این عملیات است. همچنین موفقیتهای جمهوری اسلامی ایران و احتمال پیروزی نظامی قریب‌الوقوع آن، دنیا را به این نتیجه رساند که راههای به پایان رساندن جنگ را با تصویب قطعنامه 598 هموار سازد.


زمینه‌های یک قطعنامه
زمینه‌های تصویب قطعنامه 598 پس از پیروزی عملیات کربلای 5 چیده شد. به دنبال این عملیات بود که غرب و شرق قطعنامه‌ای را که در آن برای اولین بار به نظرات ایران توجه شده بود، تصویب کردند.

 عراق که نظام بین‌الملل را جای خود می‌دانست و تصویب قطعنامه را به عنوان راه حلی برای نجات خود از حملات جمهوری‌اسلامی تلقی می‌کرد، بلافاصله آن را پذیرفت. البته مواد قطعنامه به نفع عراق تنظیم نشده بود، زیرا در این صورت نمی‌توانست نظر تهران را جلب کند، برای همین عراق نیز به آن با سوء‌ظن می‌نگریست ولی امیدوار بود که در صورت پذیرش قطعنامه از سوی ایران و با توجه به عدم حمایت دو بلوک قدرتمند شرق و غرب از ایران و متقابلاً حمایت آنان از عراق، ضمن اینکه از ادامه تحمیل فشار نظامی ایران نجات پیدا کند، بر سر اجرای مواد قطعنامه نیز بتواند با حمایت هم‌پیمانان خود، مانع از تحقق خواسته‌های ایران شود. جمهوری اسلامی نیز متقابلاً با درک این مسأله کوشید تا پذیرش قطعنامه را منوط به رفع ابهام آن کرده و منافع ایران را در آن صراحت بخشد.


لیکن، دنیا حاضر به اعتراف صریح به حقوق جمهوری‌ اسلامی نشد بلکه با حضور مستقیم نظامی در خلیج‌فارس و ورود نظام بین‌الملل در جنگ، کوشید قطعنامه را به ایران اسلامی تحمیل کند. در همین راستا تمام هم‌پیمانان عراق از آمریکا و شوروی گرفته تا آلمان، انگلیس و فرانسه بطور سرسام‌آوری تجهیزات عراق را تقویت کردند و سلاحهای مرگبار در اختیار آن گذاشتند تا به هر نحو ممکن مانع از پیروزی ایران اسلامی شوند.


 این در موقعیتی بود که جمهوری اسلامی در یک محاصره اقتصادی طولانی به سر می‌برد و حتی در تهیه امکاناتی چون خودرو و وسایل بی‌سیم نیز در فشار بین‌المللی قرار داشت. در چنین شرایطی قطعنامه 598 به جمهوری اسلامی تحمیل شد.

 اما به لطف  خداوند ، پس از پذیرش قطعنامه با اوضاعی که در جهان پیش آمد، از جمله واقعه سلمان رشدی و تهاجم عراق به کویت، نه تنها موقعیت جمهوری‌اسلامی در جهان مجدداً تثبیت شد، بلکه این قطعنامه بیش از آنکه برای عراق سودی داشته باشد، ابزاری در دست ایران اسلامی شد تا توسط آن حقوق خود را محقّق سازد.

مهدی قمصریان - همشهری آنلاین
جمعه 1 بهمن 1389  3:48 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:8 سال دفاع مقدس

شکوه فتح فاو

عملیات والفجر 8 را سپاه‌پاسداران انقلاب‌اسلامی طرح‌ریزی و به اجرا درآورد.

در این عملیات گسترده نظامی،  فاو فتح و شرایط جدید سیاسی- نظامی در جنگ ایجاد و تعریف شد. این عملیات از دو ویژگی برخوردار بود:
1 - پیچیدگی عملیات عبور از رودخانه که در نوع خود در جنگ تحمیلی و حتی در تاریخ جنگهای دنیا بی‌نظیر بود.

 2 - توانایی و قابلیت رزمندگان اسلام در تامین منطقه متصرفه، علی‌رغم اعمال فشار سنگین دشمن.

قطعاً زمین منطقه عملیاتی خیبر و بدر در مقایسه با منطقه عملیاتی فاو از نظر نزدیکی به شهر بصره، به عنوان هدف استراتژیک جنگ در منطقه جنوب، به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردار بود، لیکن وجه تمایز عملیات فاو با عملیات پیشین، به‌ویژه خیبر و بدر، عمدتاً به دلیل پیچیدگی عملیات و تامین کامل منطقه تصرف شده بود. حضور قدرتمندانه در شمال خاک کویت از ویژگیهای بارز عملیات والفجر 8 محسوب می‌شد و همین امر اثرات تعیین کننده‌ای را به لحاظ نظامی و سیاسی در آن مقطع از جنگ برجای نهاد.

تلاش‌های اولیه عراق برای باز‌پس‌گیری فاو و لطمه زدن به موقعیت برتر سیاسی - نظامی جمهوری‌اسلامی، علی‌رغم اجرای ضدحمله‌های مکرر در طول 75 روز جنگ در این جبهه، با موفقیت همراه نبود.  برای همین عراق تدریجاً حضور رزمندگان اسلام در منطقه فاو را باور و تلاش برای باز‌پس‌گیری منطقه را به زمان دیگری موکول کرد.

دفاع متحرک
پس از سقوط فاو که موازنه سیاسی- نظامی جنگ را به نفع جمهوری اسلامی تغییر داد، ارتش عراق با انتخاب شیوه‌ای جدید، درصدد برآمد از لاک دفاعی بیرون آمده و شیوه هجومی اتخاذ کند.

مهم‌ترین دلایل رژیم عراق از اتخاذ چنین شیوه‌ای جبران بخشی از شکست سیاسی در فاو، خارج شدن از انفعال، به دست گرفتن ابتکار عمل، بازسازی روحی- روانی نظامیان و حل مشکل افکار عمومی و تجزیه بیشتر توان سپاه و ممانعت از انجام عملیات در آینده ارزیابی می‌شد.دفاع متحرک عراق با زمینه‌هایی که در عقب راندن نیروهای خودی در منطقه والفجر 9 به دست آمده بود، شکل گرفت.

 

جمعه 1 بهمن 1389  3:49 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:8 سال دفاع مقدس

روز شمار عملیات والفجر هشت

 

7/10/1364
- ستاد تبلیغات جنگ ادعای عراق مبنی بر گلوله باران شهر فاو توسط ایران را تکذیب کرد.
8/10/1364
- طی مراسمی در استادیوم آزادی و با حضور رئیس‌جمهوری؛ نیروی 12 هزار نفری بسیجیان از تهران عازم جبهه‌های نبرد شدند.


- یک کشتی دانمارکی حامل محموله نظامی برای عراق، توسط پرسنل نیروی دریایی ایران متوقف شد.

- تبادل آتش توپخانه و سلاح‌های سنگین در مناطق جزایر مجنون، کوشک و طلائیه با شدت ادامه داشت.

- با هوشیاری پدافند هوایی تجاوز هواپیمای مهاجم عراقی به پیرانشهر دفع شد.

در جبهه مرزی باختران و ایلام، 15 موضع جنگ افزار و پست دیده‌بانی دشمن درهم کوبیده و حدود 30 تن از نفرات آنان را به هلاکت رسیدند.

- بیش از 400 مدرسه ابتدایی در مناطق دهوک و اردبیل، تعطیل و معلمان آنها اجباراً عازم جبهه شدند.

- رادیو مسکو؛ ادامه جنگ ایران و عراق در همکاری‌های بازرگانی- اقتصادی شوروی و ایران تأثیر منفی بسیار دارد.

9/10/1364

- سرپرست ستاد تبلیغات جنگ: صدام از توافق‌های پشت پرده بر سر حکومت آینده عراق نگران است.

- وزیر مشاور در امور خارجی امارات متحده‌ عربی، با رئیس‌جمهوری، نخست وزیر و رئیس مجلس شورای اسلامی، دیدار و گفتگو کرد.

- تیپ ویژه شهدا برای هر گونه عملیات رزمی اعلام آمادگی کرد. این تیپ پس از توطئه کردستان شکل گرفت و در رابطه با جنگ‌های کوهستانی، دریایی، منظم و نامنظم دارای تخصص‌های ارزنده‌ای است.

- در میان بدرقه پرشکوه مردم مشهد دومین کاروان 11 هزار نفری راهیان کربلا از خراسان عازم جبهه‌ها آزاد شد.

- یک ستون موتوری دشمن در جاده نظامی فاو- بصره، هدف آتش سلاح‌های سنگین ایران قرار گرفت و منهدم شد.

3/11/1364

- کاروان راهیان کربلا عازم جبهه‌ها شد.

- دولت سودان سفر اتباع این کشور را به عراق ممنوع کرد.

20/11/1364

- با فتح خرمشهر، دشمن در صحنه رویارویی با رزمندگان ایران، به لاک دفاعی فرو رفت. پیروزی‌هایی که پس از آن به دست آمد، برتری قدرت ایران را در جبهه‌های جنوب آشکار کرد. این روند تا سال 1364، یعنی شروع حمله ایران به شبه جزیره «فاو» ادامه داشت. عملیات در اروند، پس از بررسی‌های لازم و استفاده از تجربیات و به کارگیری تدابیر مهم نظامی و اطلاعاتی، انجام شد. این تدابیر در سه بخش مهم، یعنی آموزش، شناسایی و تدارک متمرکز شد. آموزش نیروهای ایرانی در یگان‌های مختلف، با روحیه‌های بالا ادامه یافت و تعدادی از گردان‌ها، آموزش‌های تخصصی و ویژه دیدند. به موازات آن، شناسایی منطقه و بررسی همه عوامل دخیل در عملیات، انجام گرفت.

این کار با حساسیت و وسواس زیاد، از سوی فرماندهان دنبال می‌شد. سعی بر آن بود که دشمن به هیچ‌وجه متوجه کوچکترین حرکتی در منطقه نشود؛ چرا که این قطعه از جبهه، برای عراق اهمیت ویژه‌ای داشت. فاو، زمینی است محصور در میان رودخانه اروند، خلیج‌ فارس و خور عبدالله، که از سمت خشکی به بصره منتهی می‌شود. در شمال این منطقه، رودخانه اروند و جزیره آبادان واقع شده و در فاصله 90 کیلومتری شمال غربی آن، شهر صنعتی بصره قرار دارد. همچنین در جنوب فاو، خور عبدالله، خلیج فارس و در جنوب غربی، بندر ام القصر قرار دارد. گذشته از همه این موارد، دو دلیل همده نزدیکی به بصره و گذرگاه اتصال به خلیج فارس، کافی بود که عراق تدابیر شدید و امکانات وسیعی را در منطقه لحاظ کند. نکته دیگر در شناسایی‌ها که قوای ایران باید بر آن اشراف و آگاهی کامل می‌یافتند، وجود عوار طبیعی بود، که از مهمترین آنها، می‌توان به رودخانه خروشان اروند اشاره کرد. رودخانه‌ای که با اتصال به آب‌های آزاد، شرایطی استثنایی دارد و به لحاظ عمق و عرض نیز با رودخانه‌های دیگر متفاوت است و شاید یکی از دلایل غافل‌گیری دشمن، همین بود که عراق تصور نمی‌کرد یگان‌های رزمی ایران، قادر به عبور از اروند باشند.  از ماه‌ها پیش، یگان‌های مهندسی و تدارکاتی، مشغول آماده سازی منطقه و تأمین نیروها بودند، که از جمله می‌توان به احداث چند جاده در میان نخلستان‌ها و تدارک چندین اسکله اشاره کرد.

سرانجام عملیات والفجر هشت در ساعت 10: 22 دقیقه روز 20/11/1364 آغاز شد. نیروهایی که مدت‌ها منتظر چنین شبی بودند، با شنیدن رمز عملیات، هجوم گسترده خود را آغاز کردند: «بسم‌الله الرحمن الرحیم . لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم، و قاتلو هم حتی لاتکون فتنه. یا فاطمه‌ الزهرا، یا فاطمه‌ الزهرا، یا فاطمه الزهرا». با آغاز عملیات، لشکرها و تیپ‌های نیروی سپاه پاسداران، با پشتیبانی آتش توپخانه ارتش، مبادرت به شکست خط دشمن مطرح بود، شکستن خط، پاک‌سازی و گرفتن سرپل مناسب، نقش اساسی را در تضمین موقعیت عملیات داشت؛ غواصان باید معابر را برای نیروهای قایق سوار باز می‌کردند تا آنها بتوانند از این معابر، وارد ساحل دشمن شده و تا روشنایی صبح، منطقه را برای تثبیت و استحکام سر پل، پاک‌سازی کنند. در لحظه، شکستن خط و درگیری با عراقی‌ها. هوای مه‌آلود و نم نم باران، غواصان را برای انجام بهتر عملیات یاری کرد. عراقی‌ها که غافل‌گیر شده بودند، بی‌هیچ مقاومتی پا به فرار گذاشتند. یکی، دو ساعت پس از درگیری. شنود بی‌سیم دشمن، حکایت از اوضاع نابسامان و به هم ریخته خطوط دفاعی عراق داشت. هر یک از فرماندهان عراقی، نسبت به منطقه تحت الحفظ خود، سلب مسوولیت نموده و یکسره از رده‌های بالای خود، درخواست کمک کردند. روز نخست، عملیات در شرایطی سپری شد که دشمن به دلیل غافل‌گیری طولانی، ناآگاهی نسبت به اوضاع و ابری بودن آسمان، برای هر گونه عکس‌العمل زمینی و هوایی، مهلتی نیافت؛ حتی از سرمایه‌گذاری جدی در خصوص نیروهای پیاده و تجهیزات موجود عاجز ماند. پیشروی رزمندگان، زنگ خطر سقوط بصره را به صدا در آورد و عراق مجبور شد تا به هر قیمتی، از پیشروی قوای ایران بکاهد. در روزهای بعد، درگیری‌های سختی بین طرفین روی داد؛ ولی این جنگ و گریزها در کنار خود عبدالله و منطقه‌ای به نام «کارخانه نمک» به اوج خود رسید. اما عراق دیگر نتوانست به خطوط دفاعی سابق خود در منطقه باز گردد و به شکست خود در شهر فاو اعتراف کرد. حدود 2ماه منطقه زیرآتش سنگین و پاتک‌های سخت و بمباران‌های وحشتناک شیمیایی قرار داشت، تا آن که رفته رفته اوضاع آرام گرفت و خطوط پدافندی تثبیت شد.در آن میان، توپخانه نیروی زمینی ارتش‌جمهوری اسلامی ایران، با تلاش بی‌وقفه خود، سعی داشت تا حد امکان از رزمندگان مستقر در خط، حمایت و پشتیبانی کند. طی عملیات والفجر هشت، نزدیک به 800 کیلومتر مربع از خاک عراق آزاد و تلفات و خسارات سنگینی بر دشمن وارد شد. عراق در جربان این عملیات، نزدیک به 52000 تن کشته، زخمی و اسیر بر جای گذاشت که در میان کشته شدگان، 1 فرمانده لشکر و 5 فرمانده تیپ، و در میان اسیران، چندین سرهنگ‌ ستاد،  سرهنگ‌ دوم، سرگرد و افسر جزء خلبان هواپیما و چرخ‌بال چندین درجه‌دار وجود داشت.

در مجموع،10 تیپ پیاده، کماندویی و نیروی مخصوص و 2 تیپ زرهی، 4 گردان ضد هوایی، 10 گردان جیش الشعبی و 5 گردان توپخانه دشمن 100 درصد منهدم شدند. هم‌چنین در جریان عملیات والفجر هشت (فاو) تعداد 74 فروند از هواپیماهای دشمن، 11 فروند چرخبال، 600 دستگاه تانک و  نفر بر، 500 دستگاه خودرو نظامی، 20 عراده توپ صحرایی، 55 عراده توپ ضدهوایی، 2 فروند ناوچه موشک انداز و 5 دستگاه مهندسی، منهدم و 140 دستگاه تانک و نفربر، 250 دستگاه خودرو، 35عراده توپ صحرایی، 150 عراده توپ ضدهوایی و 3 دستگاه رادار موشک و دستگاه مهندسی از میان تجهیزات ارتش عراق به غنیمت رزمندگان ایران درآمد.

طی 84 روز نبرد گسترده که صحنه واقعی رویارویی نیروی نظامی و ماشین جنگی حزب بعث عراق با توان رزمندگان قوای ایرانی، ایران بر سواحل شمالی خور عبدالله و شبه جزیره فاو (شهر فاطمیه) مسلط و راه ورود عراق به خلیج فارس مسدود شد.

طراحی این عملیات، ابتدا در سال 1361از سوی سردار شهید حسن باقری پس از شناسایی منطقه اروند و فاو، آغاز و بعد از آن در سال 1364، تکمیل و اجرا شد.

 تاریخ 21/11/1364

- در این روز، قرارگاه تیپ 111 کاملاً به محاصره رزمندگان اسلام درآمد و دیگر گردان‌ها نیز منهدم شدند؛ زیرا نیروهای خودی اجازه نشان دادن کوچک‌ترین واکنشی را به‌‌دشمن ندادند. در نخستین مرحله پاتک، دشمن مذبوحانه به بمباران شیمیایی متوسل شد و منطقه را آلوده کرد.

- از سوی دیگر، تلاش زیاد نیروهای عراق برای نجات فرمانده تیپ 111 و بردن سایت موشکی نتیجه‌ای نداشت و تیپ 38 کماندویی به دلیل حجم زیاد آتش خودی، به منطقه پاتک نرسید.

تاریخ 22/11/1364

- قرارگاه تاکتیکی ستاد مشترک ارتش عراق در شهر ناصریه، پس از کشف تک اصلی نیروهای خودی و تشخیص محور اصلی عملیات، به فرماندهی نیروهای گارد ریاست‌جمهوری اعلام کرد که باید هر چه سریع‌تر با تمام امکانات، برای سد کردن راه دشمن و باز پس گرفتن اهداف قبلی، زیر امر سپاه هفتم وارد عمل شود. در این روز، ستاد عملیات جنوب در پی تصمیمی عجولانه تیپ 3 نیروی مخصوص و تیپ 4 پیاده را وارد عمل کرد و در بدترین موضع دفاعی قرار داد. این 2 تیپ برای جلوگیری و سد کردن تک نیروهای خودی در دو طرف جاده استراتژیک گسترش یافتند؛ اما با اجرای آتش موثر توپخانه خودی، در نخستین روز، حدود 30درصد تلفات جانی را متحمل شدند. در همین روز، به گردان کماندویی تیپ 10 زرهی دستور داده شد تا در سه راهی منتهی به جاده قرارگاه لشکر 26 گسترش پیدا کند و مانع  دور زدن رزمندگان به پشت تیپ‌های 3 و 4 گارد ریاست‌جمهوری شوند. در طول 24ساعت پدافند، تیپ‌های 3 و حدود 35 درصد از نیروهایشان توسط آتش دقیق و قدرتمند توپخانه‌های ما منهدم شدند سرانجام، 2 تیپ مزبورتا روز 24/11/1364 به صورت دقیقه شمار از سوی نیروها و توپخانه خودی متحمل تلفات شدند.

تاریخ 23/11/1364

- در سحرگاه 23/11/1364، رزمندگان ایران جاده منتهی به قرارگاه لشکر 26 و جاده استراتژیک (فاو- بصره) را تسخیر، گردان کماندویی تیپ 10 زرهی را در سه راهی، منهدم و تیپ‌های 3 و 4 گارد ریاست‌جمهور را کاملاً محاصره کردند. در مقابل، 2 تیپ مزبور، با التماس درخواست نیروی بیشتر را داشتند. بین این 2 تیپ، 1 گروهان مستقر شده بود که هیچ گونه کارایی نداشت. در اواسط روز، دشمن اعلام  کرد باید به هر ترتیبی که شده است، مواضع پدافندی دو تیپ مزبور حفظ شود و نیروها برای تحکیم مواضع، تا اطلاع ثانوی در محل خود قرار گیرند.

24/11/1364

- در ساعت 30: 5 روز 24/11/1364 دشمن حمله شیمیایی وسیعی را انجام داد. این تک شیمیایی برای باز کردن محاصره تیپ‌های 3 و 4 انجام شد؛ ولی به دلیل آن که دست خداوند بالای همه دست‌هاست، معجزه عظیمی مواد مزبور را به سوی 2 تیپ هدایت کرد و حدود 70 درصد آنها به مواد شیمیایی آلوده و بیشترشان نابینا شدند.

پس از این واقعه، دشمن سخت وحشت زده شد و مرتب درخواست کمک می‌کرد؛ اما به دلیل آن که محاصره رزمندگان ایران قرار داشت، نتوانست از حمایت نیروی چشم‌گیر کمکی بهره‌مند شود، تا این‌که با تلاش مستمر فرماندهی گارد ریاست‌جمهوری، تیپ 443 به کمک این 2 تیپ فرستاده شد، که سحرگاه همان روز، هدف حمله رزمندگان اسلام قرار گرفت و در پی انهدام یکی از گردان‌هایش، فرار کرد. نیروهای خودی با کامل کردن الحاق و رسیدن به قرارگاه لشکر 26، وحشت عجیبی در رده فرماندهی سپاه هفتم ایجاد کردند و از آن به بعد، فرماندهی و مسوولیت منطقه مستقیماً زیر نظر سپاه هفتم قرار گرفت.

25/11/1364

- نیروهای خودی که در سحرگاه این روز به تیپ 443 حمله کرده بودند، توانستند حدود 50 درصد آن را منهدم و حلقه محاصره 2 تیپ گارد ریاست‌جمهوری را تنگ‌تر کنند.

تیپ 443 بدون اطلاع سپاه هفتم، 2 کیلومتر از مقابل سه راهی و تیپ 34 کماندویی نیز حدود 3 کیلومتر از مواضع خود در جناح چپ کارخانه نمک عقب‌نشینی کرد. در ساعت 2 بعدازظهر، گردان کماندویی تیپ 10زرهی در تقاطع جاده دوم مستقر شد. در این روز، آتش توپخانه (خودی) تلفات سنگینی را به دشمن وارد آورد و هر گونه حرکتی را از آن سلب کرد. در این روز، بیشتر فعالیت دشمن، تحکیم مواضع پدافندی و تقویت عقبه‌ها با تیپ 10زرهی و تیپ 2 گارد ریاست‌جمهوری و تیپ 66 نیروی مخصوص بود.

26/11/1364

دو تیپ‌های 3 و 4 گارد ریاست‌جمهوری، که در محاصره قرار داشتند، در پی انجام تقویت‌هایی توانستند حداکثر 2گردان از نیروهی خود را از حلقه محاصره نجات دهند. هم‌چنین ماموریت حفظ جاده استراتژیک را تا انتهای حوضچه نمک به تیپ‌های 34 کماندو، تیپ 10زرهی، تیپ 704 و تیپ 409 واگذار کرد. هواپیماهای عراق نیز بسیار فعال عمل کردند؛ به طوری که حدود 30ماموریت بمباران روی مواضع ما داشتند. تا این تاریخ، اثری از فعالیت توپخانه دشمن وجود نداشت و بیشتر آتش‌های ایذایی با تانک شلیک می‌شد. تیپ‌های 141و 110 پس از عقب‌نشینی، مامور حفظ سیلند حوضچه نمک و جنوب پل کانال آب حوضچه نمک شدند؛ زیرا به آنها دستور داده شده بود که از این مناطق مراقبت کنند.

27/11/1364

در سحرگاه این روز، رزمندگان ایران با ادامه تک، جاده ام القصر- فاو تا انتهای حوضچه نمک را پاک‌سازی و دشمن را در این منطقه منهدم کردند؛ به طوری که تیپ‌های 110 و 34 و یکی از یگان‌های گارد ریاست‌جمهوری، تلفات سنگینی را متحمل شدند و تعداد بسیار زیادی از تانک‌ها و نفربرهای آنها منهدم شد. در این روز دشمن در جناح چپ خود و در امتداد جاده قدیم بصره- فاو، دست به تلاش مذبوحانه‌ای زد که از سوی رزمندگان به شدت سرکوب شد. به این ترتیب، تیپ‌های 65 و 66 و تیپ 2 گارد ریاست‌جمهوری که در خط پدافندی کنار نخلستان مستقر بودند، بدون این‌که بتوانند کوچک‌ترین واکنش یا پاتکی را انجام دهند، تلفات سنگینی را متحمل شدند. در این روز، لشکر5 سپاه سوم، بیشتر یگان‌های خود را در منطقه مستقر کرد و تیپ 30 زرهی‌اش را در رده احتیاط تیپ 10زرهی گارد ریاست‌جمهور قرار داد.

در این عملیات، جانشین زرهی قرارگاه خاتم‌النبیا صلی‌الله علیه و آله سردار رضا امانی و مسوول لجستیک قرارگاه خاتم، سردار محمد اثری نژاد و شهید رضا چراغی، فرمانده لشکر 27 حضرت محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه وآله به شهادت رسیدند.

در خاتمه، این عملیات به این نتایج منجر شد:

1- آزاد‌سازی شهربندری فاو و اسکله و تاسیسات نفتی آن به همراه کارخانه نمک و پایگاه‌های نیروهی دریایی و 3 سکوی پرتاب موشک؛

2- انهدام 74 هواپیما، 7 ناوچه جنگی، 11 چرخبال، 600 تانک و نفربر و500 خودرو نظامی؛

3- به غنیمت گرفتن 140 تانک و نفربر، و 250 خودرو نظامی؛

4- کشته و زخمی شدن بیش از 50 هزار عراقی..؛

5- اسارت 2 هزار نظامی.

1/12/1364

- حمله وحشیانه عراق به هواپیمای مسافری ایران که به شهادت آیت‌الله محلاتی و جمعی از مسوولان نظام جمهوری‌اسلامی ایران انجامید.

5/12/1364

- آغاز عملیات والفجر نه در جبهه شمالی (منطقه پنجوین)، با رمز «یاالله، یا الله»، با تلاش رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، که به انهدام 1 هواپیما، 1 چرخبال و 20 تانک و کشته و زخمی شدن 2500 بعثی و آزادسازی بخشی از منطقه چوارته انجامید.

- تشکیل جلسه شورای امنیت و تصویب قطع‌نامه 582، درباره آن آتش‌بس فوری و قطع جنگ دریایی و هوایی و زمینی، بازگشت به مرزهای بین‌المللی مبادله اسرای جنگ و منع استفاده از سلاح‌های شیمیایی.

13/12/1364

شهادت محمود (عبدالله نوریان) فرمانده‌ گردان تخریب و یگان مهندسی- رزمی لشکر 10سید‌الشهدا(ع) سپاه پاسداران.

24/4/1365

محسن رضایی: جنگ هفتاد و پنج روزه در فاو، 50 درصد افسران عراقی را نابود کرد.

- وزیر کشور گفت:

- «در چند ماهه اخیر، 300 هزار نفر از مشمولان خدمت نظام وظیفه، خود را به مراکز آموزشی معرفی کرده‌اند. به منظور آمادگی برای عملیات بزرگ، فرمانده نیروی زمینی سپاه، دستور تشکیل گردان‌های قائم را صادر کرد.»

- بازتاب عملیات ایران در گزارش‌های خبرگزاری فرانسه، رسانه‌های خبری آلمان، استرالیا، کویت و هند: خبرگزاری فرانسه: امام خمینی تمام قدرت خود را برای جنگ به کار گرفته است.

مفسر رادیو آلمان: هدف ایران خاموش کردن توپخانه 30 کیلومتری بردی عراق است.

شبکه دوم تلویزیون آلمان: تهران به تهدید‌های خود عمل کرد و جنگ وارد مرحله جدید شد.

نشر دی ولت چاپ آلمان، حمل ایران را یک حرکت ریسکی خواند. مفسران رسانه‌های همگانی استرالیا عقیده دارند که قوای ایران زمان سختی را در پیش دارند.

روزنامه کویتی «السیا» حمله ایران را در ردیف حمله اسرائیل به لبنان خواند و افزود:

«عرب‌ها حتی فریاد زدن را فراموش کرده‌اند. وقتی عراق در خاک ایران بود، عرب‌ها از عراق حمایت نکردند» هندوستان تایمز: حمله ایران، برگزاری کنفراس غیر متعهدها (در بغداد) را به خطر انداخته است. صدام فکر می‌کرد که می‌تواند انقلاب ایران را از بین ببرد. دکتر ولایتی در اجلاس فوق‌العاده وزیران خارجه کشورهای عضو جنبش عدم تعهد، مواضع ایران را درباره مسائل مهم منطقه‌ای تشریح کرد و خسارت‌های جانی و اقتصادی وارده بر ایران را در اثر حملات عراق برشمرد.

- دبیر کل سازمان ملل درباره چگونگی اجرای قطعنامه 514 به شورای امنیت گزارش داد.

-معاون وزیرخارجه انگلستان: عراق از سلاح‌‌های شیمیایی استفاده کرده است و تسهیلات کاملی برای تولید صدها تن گاز خردل و اعصاب (تابون) دارد.

25/04/1365

- وزیر سپاه پاسداران: سپاه برای خاتمه جنگ، 500 گردان تشکیل داده و قادر است 1000 گردان دیگر برای جنگ سازماندهی کند. ما حداقل 80 درصد از سلاح‌ها و تجهیزات مورد نیاز را در داخل تهیه می‌کنیم.

- بی. بی. سی: ایرانیان احساس می‌کنند اگر نتوانند در این سال جنگ را خاتمه دهند، هیچ‌وقت نخواهد توانست.

- گاردین: کاهش قیمت نفت، طرز فکر رهبران ایران را دگرگون کرده است.

- مجله ساوت به نقل از فرمانده سپاه: ایران تاکنون فقط 2 درصد نیروی انسانی و کمتر از 8 درصد توان اقتصادی را به خدمت جنگ گرفته است.

27/4/1365

- حمله گسترده هواپیماهای عراق به تنها پل فاو و معبر اصلی نیروی ایرانی.

- انهدام پایگاه دریایی ام‌ القصر عراق.

01/09/1365

- دفاع ویلیام کیسی، رئیس سازمان اطلاعات امریکا از طرف فروش سری تسلیحات به ایران (در رابطه با سفر مک فاولین)

- رئیس‌جمهوری امریکا مسوولیت تماس‌های محرمانه با ایران را تماماً به عهده خود گرفته است.

- استفاده عراق از گاز خردل برای جهت بازپس گیری فاو در فوریه گذشته.

- نطق ریگان برای توجیه سفر مک فارلین و اهداف برقراری رابطه با ایران را به قرار زیر اعلام کرد:

1- تجدید روابط با ایران؛

2- پایان دادن به جنگ ایران و عراق؛

3- از بین بردن تروریسم دولتی و خرابکاری؛

4- تسریع در بازگشت سالم گروگان‌ها.

3/10/1366

- طارق عزیز پس از ملاقات با مقامات کویتی،  عازم عربستان سعودی شد.

- رفیق دوست: قدرت بمباران هوایی و مقابله به مثل دریایی جمهوری‌اسلامی با ساخت دو نوع سلاح موشکی، افزایش یافت.

- وزیر ارشاد (حجت‌السلام والمسلمین سید محمد خاتمی) وارد شهر فاو شد و از مناطق عملیاتی جنوب بازدید کرد.

- 9 گردان نیروی بسیجی از اصفهان راهی جبهه‌ها شدند.

- طلاب بحرینی، اقدام دولت این کشور را برای ایجاد پایگاه‌های نظامی امریکا در خلیج فارس محکوم کردند.

- یک نفت کش نروژی توسط قایق‌های توپدار ناشناس در خلیج فارس، مورد حمله قرار گرفت.

 - هواپیماهای عراقی به 3 نفت‌کش در مرکز نفتی جزیره لارک در دهانه خلیج فارس حمله کردند.

- مواضع ارتش عراق در جبهه‌های شمال غرب به آتش کشیده شد

جمعه 1 بهمن 1389  3:51 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:8 سال دفاع مقدس

 
دلایل موفقیت عملیات والفجر هشت
 

هنگام طراحی عملیات والفجر هشت و نیز همزمان با تلاش‌های پس از آن، واقعیاتی رخ نمود که به تدریج  نقش اساسی خود را در رابطه با پیروزی‌های این عملیات و نیز ضرورت‌های مورد نظر جهت ادامه جنگ نشان داد.

در نهایت آنچه فتح فاو را به دنبال داشت، عوامل متعددی بود که بعضاً به طور مستقیم یا عیرمستقیم تأثیر خود را بر جای گذاشت. در این رهگذر به پاره‌ای از آن عوامل اشاره می‌شود:

1- غافل‌گیر شدن دشمن و عدم آمادگی آن؛

2- ضعف اطلاعاتی دشمن؛

3- عملیات پشتیبانی از ام الرصا ص، شلمچه و محورهای دیگر؛

4- اتخاذ تاکتیک‌های ویژه، خصوصاً به هنگام عبور از رودخانه اروند؛

5- موقعیت زمین منطقه که امکان مانور مناسب را از دشمن سلب می‌کرد؛

6- امکان استفاده مناسب از آتش خودی؛

7- سیستم نسبتاً مناسب پدافند هوایی؛

8- وسعت نسبتاً مناسب منطقه؛

9- پشتیبانی بیشتر دولت و مردم نسبت به گذشته در فراهم آودن امکانات و نیرو؛

10- اقدامات مهندسی؛

11- آموزش و سازماندهی مناسب نیروها؛

12- اقدامات پیش‌گیرانه در مقابل تک‌های شیمیایی دشمن؛

13- استفاده مناسب از نیروی هوایی و هوانیروز؛

14- به کارگیری سلاح‌های ضدزره.

جنگ در مقایسه با سه‌ سال گذشته خود، از ابعاد و پیچیدگی‌های روزافزون برخوردار شده بود. در این روند تغییر زمین مانور از دشت و خشکی به هور و رودخانه اروند- که طبعاً تاکتیک‌های ویژه‌ای را برای عبور، تأمین عقبه‌ها و ... نیاز دارد- بارزترین وجه آن بوده است. ناتوانی عراق در انطباق خود با شرایط به وجود آمده و رویارویی با تاکتیک‌های برتر قوای ایرانی، ابتکار عمل‌ را در اختیار قوای نظامی ایران قرار داده بود؛ به‌طوری که در این شرایط، فریب و غافل‌گیری دشمن و به دنبال آن، در هم ریختگی خطوط دفاعی عراق، از جمله مهمترین عوامل هراس و نگرانی حاکمان بغداد و قدرت‌های شرق و غرب را  تشکیل می‌داد.

عملیات والفجر هشت تجارت متفاوتی را در پی داشت  که در این قسمت، نظر به اهمیت موضوع، تنها به «ضرورت تجزیه‌ قوای دشمن» و نیز «ضرورت پشتیبانی همه جانبه از جنگ» اشاره می‌شود:

1- ضرورت تجزیه قوای دشمن

تجزیه قوای دشمن، عملاً تضمین پیروزی عملیات را افزایش و جنگ را به سمت تعیین تکلیف نهایی سوق می‌داد. بر این اساس عملیات والفجر نه و حملات به جزیره ام الرصا ص همزمان با عملیات والفجر هشت، در غرب و جنوب کشور طراحی و انجام شد. از آن جا که منطقه فاو برای دشمن اهمیت خاصی داشت، لذا عمده قوای خود را در آن جا متمرکز کرد و این پیشامد، فرصت مناسب را برای نیروهای خودی برای پیشروی در منطقه عملیاتی غرب کشور (والفجر نه) فراهم کرد.

تحمیل وضعیت مشابه به دشمن با انجام عملیات از دو یا چند محور به طور همزمان، عملاً میزان تأثیر‌گذاری ابزار تکنولوژیک عراق را کاهش داده و توان ارتش این کشور را تضعیف می‌کرد؛ در نتیجه مانع از دفاع متمرکز قوای دشمن در یک محور می‌شد.

لازمه محقق چنین وضعیتی، عبارت از گسترش سازمان رزم با بسیج نیرو و افزایش توان سازماندهی آنان بود؛ چنانچه پس از عملیات والفجر هشت، تلاش گسترده‌ای به منظور سازماندهی 500 گردان رزمی و افزایش آن به 1000 گردان صورت می‌گرفت.

2- پشتیبانی همه جانبه از جنگ تأکیدهای مکرر فرماندهی کل قوا مبنی بر این که «جنگ در راس امور است.» به معنای بسیج تمام کشور در خدمت جنگ و نیز ضرورت‌های اجتناب ناپذیر آن، انجام این مهم را که برآمده از ارتباط تنگاتنگ جنگ با ارگان‌های گوناگون کشور بود، روشن‌تر کرد.

در این میان، آنچه در عملیات والفجر هشت محقق شد. نشانگر ضرورت به کارگیری تمام امکانات کشور در خدمت جنگ و تأثیر‌گذاری فزاینده آن در کسب پیروزی بود.

طبیعتاً تحقق وضعیت یاد شده، به طور مطلوب و شایسته در گرو ایجاد سیستم مناسب با امر جنگ و ضرورت‌های آن بود. در این صورت، گذشته از این که فاصله جبهه و پشت جبهه کاهش می‌یافت، امکان حل برخی از معضلات که قطعا ناشی از ناهماهنگی بود  نیز میسر شد و در نتیجه، در زمانی نه چندان طولانی، امکان دستیابی به موقعیت‌های چشم‌گیر و سرنوشت ساز فراهم گردید.

جمعه 1 بهمن 1389  3:52 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:8 سال دفاع مقدس

جنگ شيميايي عراق در عمليات والفجر 8

گزارش دفتر تحقیقات بهداری قرارگاه کربلا در زمینه جنگ شیمیایی در عملیات والفجر 8

 اشاره:

سلاح‌های شیمیایی از جمله سلاحهای غیر متعارفی است که عراق علی رغم ممنوعیت قانونی، بیشترین استفاده را از آنها کرد. استفاده از این سلاح ها در جنگ خسارات جبران ناپذیری را به نیروهای طرف مقابل وارد می‌کند و توان نظامی آن را به شدت کاهش می‌دهد. 

در اثر به کارگیری این سلاح، افزون بر این که تعداد زیادی از نیروهای دشمن قابلیت عملیاتی خود رااز دست می‌دهند، مجبور به ترک منطقه جنگی می‌شوند و بخش قابل توجهی از امکانات پشت جبهه نیز برای درمان مصدومان این سلاحها به کار گرفته می‌شود. این سلاح‌ها هم چنین، اثرات روانی قابل توجهی را نیز وارد می‌آورند.

در طول جنگ هشت ساله، توسل عراق به سلاح‌های شیمیایی از جمله تاکتیک‌های پدافندی ارتش این کشور برای پوشش نقاط ضعف نیروهای زمینی‌اش در برابر حملات زمینی ایران بود. بعد از آزاد سازی خرمشهر، ارتش عراق تقریبا در تمامی عملیات‌های ایران از این حربه استفاده کرد. هم چنین، در عملیات والفجر 8، با توجه به شکست سختی که متحمل شده واهمیت استرتژیکی مناطقی که از دست داده بود، در حجم گسترده‌ای از این سلاح‌ها استفاده کرد. وسعت مناطق آلوده شده، تنوع عواملبه کار رفته و تداوم استفاده از این سلاح‌ها، طی این عملیات در طول جنگ بی‌سابقه بود واز این طریق، تلفات شدیدی به نیروهای خودی وارد شد. سند زیر، گزارش دفتر تحقیقات بهداری قرارگاه کربلا است که درباره حملات شیمیایی عراق واثرات آن در عملیات والفجر 8 تنظیم شده است.

در تاریخ 23 و 24 بهمن ماه سال 1364 در منطقه عملیاتی والفجر8، به ویژه فاو و حاشیه اروند رود، هواپیماها و توپخانه‌های عراقی حملات شیمیایی متعددی را انجام دادند که مهم‌ترین و موثرترین آنها در روز 23/11/1364 ساعت 5 بعدازظهر در منطقه فاو صورت پذیرفت.

در مرحله نخست، بین چهارده تا هجده فروند هواپیما به منطقه حمله کردند که در کمتر از یک ساعت، تعداد آنها به 32 فروند رسید. آنها به صورت دسته جمعی با هم پرواز می‌کردند و به فاصله کوتاهی پس از بمباران یک دسته، دسته بعدی به منطقه وارد می‌شوند. نیتجه‌ این روش آن بود که پس از مدت کوتاهی، منطقه با غلظت بالایی آلوده می‌شد.

عوامل مصرف شده عبارت بودند از:

1ـ خردل

2ـ اعصاب

3ـ سیانور

4ـ خفه کننده (از املاح سیانور)

5ـ یک نوع گاز خفه کننده ناشناخته که کلرین و فشرن و کلرپیکرین هم نیست، و

6ـ یک عامل ناشناخته عصبی که برای نخستین بار در این عملیات به کار گرفته شد و ما آن را با نام عامل vx نام گذاری کردیم.

به احتمال قوی، سموم دیگری نیز که هیچ گونه استاندارد نظامی جنگ شیمیایی را ندارند و شاید ناخالصی‌ها و فضولات سمی کارخانجات شیمیایی باشند.

نیزهمراه با سموم مزبور مصرف شدند. بدین خاطر، انواع نشانه‌های بالینی در مجروحان مشاهده می‌شد.

در حین بمباران شیمیایی، بمباران با بمب‌های معمولی نیز صورت می‌گرفت. از این رو، علت آسیب شدید و شهادت برخی از برادران در واقع، تزریق شدن سم از این راه به داخل خون بود.

از آن جا که انواع عوامل سمی مزبور به طور هم زمان مورد استفاده قرار گرفتند، در یک رزمنده ، هم نشانه‌های مسمومیت با خردل، هم سیانور و هم اعصاب مشاهده شد.

شرایط مناسب جوی و جغرافیایی

در زمان حمله شیمیایی، نسیم ملایمی می‌وزید و درجه حرارت حدودا 20 درجه سانتی گراد بود ـ که حرارت مناسبی محسوب می‌شد ـ از طرف دیگر، بخشی از منطقه بمباران شده، نخلستان بود. در این مناطق، افزون بر نخل‌ها، کف زمین نیز انباشته از انبوه علف‌ها و گیاهان بود؛ موضوعی که در مجموع نقش مهمی در پایداری دراز مدت عامل در منطقه داشت.

از آن جا که هر روز مقداری از این سموم ـ به ویژه خردل ـ تبخیر و از محیط خارج می‌شد، دشمن برای حفظ غلظت گازهای شیمیایی به طور مدام همان مناطق را با گلوله‌های توپ شیمیایی و نیز بمباران‌های محدود شیمیایی هم چنان آلوده نگه می‌داشت. البته، طی گزارشی نیز، به استفاده دشمن از هلی کوپتر برای آلوده سازی منطقه اشاره شده است. هم چنین، برخی از برادران شاهد استفاده از روش انتشار گاز با هواپیما بوده‌اند. نکته دیگر این که،دشمن شب‌ها، حتی گاهی در ساعت 2 نیمه شب گلوله باران شیمیایی انجام می‌داد، زمانی که برخی از برادران در خواب بودند.

باید یادآور شد که هر چند دشمن به تدریح بمباران‌های شیمیایی را در کل منطقه عملیاتی و نواحی پشتیبانی آن گسترش داد، ولی بیشترین موفقیت را در منطقه نخلستان به دست آورد.

ارزیابی تقریبی از حمله شیمیایی دشمن

آنها با این اقدام توانستند در مدت کوتاهی، نیروهای زیادی را به پشت جبهه تخلیه کنند. با مقایسه آمار مجروحان شیمیایی و عادی در روزهای نخست عملیات، متوجه خواهید شد که تاثیر حمله شیمیایی بیشتر از مجموع حملات عادی است و جای بسی تاسف است که هنوز سلاح‌های شیمیایی به عنوان یک موضوع فرعی در ذهن مسئولان نظامی مطرح است! برخی از مسئولان به علت ناآگاهی اعلام کردند که عده زیادی از مجروحان شیمیایی بی‌دلیل به پشت جبهه تخلیه شده‌اند یا ناراحتی خفیفی داشته‌اند که نباید تخلیه می‌شدند؛ بنابراین، بهداری را مورد سوال قرار دادند، ولی ما قویا یادآور شدیم که این موضوع اشتباه است و تنها نتیجه آن،‌ کم اهمیت جلوه دادن حملات شیمیایی دشمن و ناتوانی ما برای پیش بینی‌های صحیح و برنامه ریزی مناسب بر عملیات‌های آینده خواهد بود.

با توجه به این که برخلاف عملیات گذشته در این عملیات، برخی از نیروها مدت طولانی (یک ماه بیشتر) در غلظت کمگاز به سر برده‌اند که پیش از این، سابقه نداشته است؛ بنابراین، در آینده، با مشکلات خاص آلودگی‌های مزمن خردل (...دستگاه تنفسی) روبه رو خواهیم شد؛ موضوعی که در آلودگی حاد و موقتی با مقادیر بسیار زیاد خردل دیده نمی‌شود.

مجروحان عادی که از آغاز عملیات والفجر 8، (یعنی 21/11/64 تا 25/11/64) به پشت جبهه تخلیه شدند، با در نظر گرفتن بیمارستان‌ها و نقاهتگاه‌ها جمعا بالغ بر سیزده هزار نفر می‌شدند، در حالی که تنها با دوحمله شیمیایی وسیع در مدت سه روز (23، 24 و 25/11/64)، متجاوز از نه هزار مجروح شیمیایی به پشت جبهه تخلیه شدند. به دلیل نواقصی که در آمارگیری وجود داشته است، آمارهای بعدی مجروحان عادی را فعلا مورد بحث قرار نمی‌دهیم، ولی با بررسی همین پنج روز نخست عملیات، مشخص می‌شود که تاثیر سلاح‌های شیمیایی در از کار انداختن نیروها با سلاح‌های عادی رقابت می‌کند. باید توجه کرد که هر چند تلفات بمب شیمیایی زیاد نیست، اما قدرت آن در از کار انداختن و ناتوان کردن نیرو به مراتب از سلاح‌اهی عادی بیشتر است، افزون بر آن، کار در محیط شیمیایی ناراحتی‌های روانی خاصی را پدید می‌آورد.

از تاریخ 25/11/64 تا 20/12/64، دست کم، شش هزار مصدوم شیمیایی دیگر نیز داشته‌ایم که جمعاً به پانزده هزار نفر افزایش خواهند یافت. افزون بر این، به طور تقریبی پانزده هزار نفر نیز هستند که علی رغم داشتن علائم خفیف (خارش و التهاب پوستی، به ویژه در نواحی حساس بدن و التهاب چشم و حالت ترس از نور ـ فوتونوبی) به کار خود ادامه دادند و به بهداری مراجعه نکردند یا به طور سرپایی درمان شدند که جزء آمار مجروحان ما محسوب نشده‌اند.

برای بررسی دقیق علل منجر به مصدوم شدن یا شهادت ناشی از حملات شیمیایی ـ با توجه به امکانات ظاهراً مکفی که در اختیار نیروهاست ـ دفتر تحقیقات بهداری با در نظر گرفتن تجربه عملیات خیبر و بدر فرمی را تهیه کرده است که در منطقه و در تهران، براساس مصاحبه با مجروحان شیمیایی تکمیل می‌شود. بررسی این اطلاعات ومصاحبه‌هایی که با برادران مسئول در زمینه پدافند و درمان واحد شیمیایی، میکروبی و هسته‌ای انجام شد، و نیز مشاهدات مسئولان دفتر تحقیقات، که خود از نزدیک حملات شیمیایی و نحوه مجروح شدن برادران نظاره گر بوده‌اند، می‌توان عوامل زیر را در این زمینه موثر دانست.

الف ـ آموزش

علی رغم تلاش فراوان واحد آموزش، شاید دست کم 90% نیروهای مصدوم مشکل آموزش داشتند، البته، مسلم است که عده زیادی از برادران که آموزش کافی دیده بودند، اساسا آلودگی مهمی نداشتند و در نتیجه، مراجعه نیز نکردند. شاید اعزام‌های سریع و زیاد نیروها، کیفیت آموزش آنان راـ دست کم، در زمینه سلاح‌های شیمیایی ـ تحت الشعاع قرار داده بود. دوره‌های آموزش نظری مقابله با سلاح‌های شیمیایی غالبا کوتاه وگاه چند ساعت بود. هم چنین دوره آموزش عملی نیز یا بسیار کوتاه بود یا اساساً وجود نداشت.

برخی از برادران علی رغم داشت ماسک در محل ماموریت خود، هنوز آن را با خود حمل نمی‌کردند.

تعدادی از آنها طرز صحیح بستن بند ماسک، به ویژه بند پیشانی را نمی‌دانستند، به طوری که گاز شیمیایی وارد ماسک می‌شد.

برخی نیز علی رغم آموزش، تحمل ماسک را نداشتند و پس از مدت کوتاهی، آن را از صورت برمی‌داشتند، بنابراینف ضروری است که یکی دوشب پیش از انجام عملیات دست کم، دوازده ساعت راهپیمایی و فعالیت شدید فیزیکی با ماسک انجام شود تا دستگاه تنفسی به آن عادت کند.

برخی از برادران اساس با ماسک بیگانه بودند، از این رو، پس از استفاده غلط از آن درمحیط شیمیایی لنزهای چشمی ماسک عرق می‌کرد و آنها مجبور به برداشتن آن می‌شدند.

تعدادی از نیروها نیز به محض وقوع یک بمباران مشکوک به جای آن که نخست ماسک را بزنند و بعدا، در پی آن باشند که آیا این بمب شیمیایی است یا خیر، غالبا در بدو امر، هوای آلوده را استشمام می‌کردند و گاه پیش می‌آمد که استشمام بیش از نیم ساعت به طول می‌انجامید.

کوتاه نرکدن موی صورت، برخی از برادران را تا حد مرگ تهدید می‌کرد؛ زیرا، مقاومت فیلتر در برابر هوا نسبتا زیاد بود؛ بنابراین، اگر هوا از راه دیگری امکان عبور پیدا می‌کرد، طبعا، از آن جا وارد می‌شد و بدین ترتیب عملا فیلتر بی تاثیر بود.

از آن جا که برنامه منظمی برای تعویض فیلتر نیروهایی که مدت طولانی در محیط آلوده استقامت می‌کردند، وجود نداشت یا فیلتر به حد کافی در دسترس نبود برخی از برادران که شدیدا از نظر تنفسی آلوده شده بودند، نقل کرده‌اند که علی رغم استفاده صحیح از ماسک بعد از این که بیش از یک هفته در محیط شیمیایی ـ که ظاهرا قدرت تصفیه فیلتر به اتمام می‌رسد ـ قرار داشته‌اند بوی گاز را در داخل ماسک استشمام می‌کردند و مجبور به برداشتن ماسک می‌شدند.

در مورد جعبه امداد: باید گفت علی رغم آن که پودر رفع آلودگی تاثیر ویژه‌ای در خنثی کردن گازها، به ویژه گاز خردل دارد، شاید استفاده از نیروها از آن یک در هزار هم نبوده است.

استفاده از آمپول آتروپین و آمیل نیتریت نیز در میان مصدومان به طور تقریبی 20 تا 40  درصد مشاهده شد که نمی‌دانیم آیا به طور صحیح استفاده شده است یا خیر؟!

ب ـ پدافند

اقلام انفرادی مقابله با سلاح‌های شیمیایی، خوب توزیع شده بود.

از نظر آشکار سازی، کیت‌ها بسیار کند جواب می‌دادند و نمی‌توانستند پاسخگوی نیاز ما باشند. در نتیجه باید به فکر سیستم‌های سریع‌تر و حساس‌تر باشیم.

رفع آلودگی

علی رغم تلاش زیاد برادران عزیز، تیم‌های رفع آلودگی به علت وسعت آلودگی، به جز رفع کانون انفجار و اطرافش ـ که آن هم به دلائلی غالبا کم ارزش بود ـ عملا نتوانستند اقدام موثری در زمینه رفع آلودگی انجام دهند. با اطمینان کامل می‌توان گفت صد برابر امکانات و نیروهای رفع آلودگی پدافند هم اگر وارد عمل می‌شد، کاری از پیش نمی‌برد و این لطف الهی و نزول باران رحمت بود که چندین بار به یاری سربازان امام زمان (عج) شتافت؛ بنابراین، از این به بعد، باید به فکر طرح‌های دیگری در این زمینه بود.

گاهی اوقات، تیم‌های پدافند فورا در محل انفجار حاضر می‌شدند، ولی تعداد این مکان‌ها گاه به قدری زیاد بود که تیم‌های مزبور نمی‌توانستند همه آنها را به طور کامل تحت پوشش قرار دهند.

در موارد زیادی، به دنبال رفع آلودگی نیروهای پدافند اعلام کردند که منطقه پاک شده و افراد می‌توانند ماسک خود را بردارند، در حالی که این رفع آلودگی، به ویژه در مورد خردل تاثیرات سطحی دارد و گاز خردل استفاده شده بعدا به تدریج تبخیر شد و عده زیادی را مصدوم کرد. باید یادآور شد که گاز خردل استفاده شده در عملیات بدر تا دو ماه بعد نیز، هم چنان پایدار و موثر در خاک باقیمانده بود. جالب است که حتی به دنبال بارندگی‌های شدید در برخی از مناطق که خود از نزدیک شاهد ان بودیم، نیز تعدادی از نیروها در همان 48 تا 72 ساعت اول آلودگی به علت مقادیر زیاد سم جذب شده به شهادت رسیدند. هم چنین در این مدت، چهار نفر در ساعات اولیه، در اورژانس واحد شیمیایی بیمارستان صحرایی حضرت فاطمه (س) شهید شدند. تعداد شهدایی که در محل بمباران شیمیایی شهید شده بودند، پانزده تا سی نفر بودند که علت مرگ آنها غالبا ناشی از عوامل سیانور و درصد کم‌تری ناشی از عوامل اعصاب بود. 50% شهدای یاد شده در منطقه کسانی بودند که به قدری به محل انفجار نزدیک بودند که ترکش بمب شیمیایی وارد بدنشان شده و آنها را مجروح کرده بود؛ بنابراین، غلظت زیادی نیز از گاز را تنفس کرده بودند. هم چنین، برخی از آنها افزون بر مسمومیت شیمیایی به علت ترکش ناشی از بمب‌های عادی به شهادت رسیدند، بنابراین تعداد شهدایی که به طور خالص به علت بمباران شیمیایی در منطقه شهید شدند دوازده تا بیست نفر است.

بررسی دفتر تحقیقات بهداری در بیمارستان‌ها و نقاهتگاه‌های تهران ونیز پزشکی قانونی نشان داد که تا تاریخ 16/12/64 در کل 64 نفر از برادران در داخل و خارج کشور شهید شده‌اند که علت مرگ آنها عوارض شدید ناشی ازگاز خردل ونیر یک نوع گاز خفه کننده ناشناخته، بود. با توجه به آمار مجروحان شیمیایی، تلفات ما نسبت به آن 6/0 % بوده است که خود بیانگر تلاش برادران بهداری است.

ج ـ درمان

با توجه به رقم بالای مجروحان به ویژه از این نظر که در مدت کوتاهی عده زیادی به بهداری مراجعه می‌کردند، بخش درمان شیمیایی با کم‌تر از یک بیستم نیرو و امکانات مورد نیاز به ویژه در چند شب نخست حملات شیمیایی کار بسیار زیادی انجام داد.

بسیاری از برادرانی که در نقاهتگاه و نیز اورژانس‌های خطوط مقدم بودند علی رغم آلودگی خودشان کهگاه شدید هم بود (پوستشان تاول زده بود و ناراحتی تنفسی و چشمی داشتند) هم چنان به کار خود ادامه می‌دادند و برخی تا سرحد بی‌هوش شدن فعالیت می‌کردند.

طبق بررسی‌های انجام شده غالب کسانی که به پشت جبهه تخلیه شدند، واقعا مجروح شیمیایی بودند، بنابراین، لازم است مسئولان امر که شبهاتی را در این زمینه طرح کرده بودند، در جلسه‌ای توجیه شوند که اساسا عوامل شیمیایی چیستند و به چه صورت به بدن آسیب می‌رسانند و چرا نیروها تنها به علت ناراحتی چشمی ظاهرا خفیف به پشت جبهه باز می‌گردند.

موفقیت واحد درمان به این علت بود که بیشتر تلاش خود را در منطقه متمرکز کرده بود، در نتیجه، در فاصله کوتاهی پس از آلودگی، بیشتر مصدومان پادزهرهای لازم را دریافت کرده بودند.

از نظر شهدای شیمیایی به طور تقریب وضعیت چنین است:

از آغاز عملیات تا تاریخ 25/11/64، حداکثر 25 تا 40 مورد شهادت در منطقه داشته‌ایم که از این تعداد چهار نفر در بیمارستان گلستان و سه نفر در I.V.C. نقاهتگاه گلف بوده‌اند.

 

برخی از فعالیت‌های تحقیقاتی واحد بهداری در طول عملیات عبارت بودند از:

1ـ تشخیص عامل ناشناخته خفه کننده و نیز عامل شناخته vx

2ـ بررسی دقیق روش‌های جدید درمانی که در این عملیات به کار گرفته شدند، و

3ـ تهیه یک گزارش مصور از فعالیت‌های بهداری، به ویژه واحد شیمیایی ـ میکروبی و مشکلات آن در عملیات والفجر 8 که هم اکنون در آستانه تکمیل است و تا یک ماه بعد، آماده خواهد شد.

توضیحاتی در مورد حمله شیمیایی دشمن

در عملیات والفجر 2 که حدود سه سال پیش از این انجام شد، در پادگان حاج عمران، عراق نخستین حمله شیمیایی موثر خود را علیه نیروهای خودی انجام داد که البته، بسیار محدود بود وفقط گاز خردل به کار رفت. در عملیات والفجر 4، گاز خردل با وسعت بیشتری مصرف شد و نیز گزارش‌های مشکوکی در مورد عوامل اعصاب و فلج کننده نیروها (موارد بسیار محدود) دریافت گردید.

در عملیات خیبر، گاز خردل در نخستین هفته‌ها، به طور بسیار وسیع به کار گرفته شد که البته به علت نقایص سیستم‌های انفجاری درصد زیادی از بمب‌ها عمل نکرد. در همین عملیات ـ البته، چند هفته بعد ـ دو حمله کوچک‌تر با گاز اعصاب صورت گرفت که طی آن حدود هشتصد نفر را مصدوم کرد، ولی تلفات زیادی نداشت. چند هفته بعد از آن نیز، عراق ازگاز خفه کننده خاصی استفاده کرد که مشابه گاز خفه کننده این عملیات بود. البته مجروحان این گاز نیر در حد گاز خردل زیاد نبودند.

نکته مهم این که تا این زمان، گازها با هم به کار نمی‌رفتند. در عملیات بدر، عراق نخست گاز اعصاب، بعد گاز سیانور و در نهایت،‌ آنها را با هم به کار برد، اقدامی که تلفات زیادی در پی داشت، به طوری که دست کم، دویست مورد اغمای ناشی از این دو گاز مشاهده شد که در صورت عدم درمان سریع،  عده زیادی از آنها شهید می‌شدند. چند روز بعد از به کارگیری سیانور و اعصاب، استفاده از گاز خردل را به مقدار متوسط آغاز و سپس، برای مدتی حملات شیمیایی قطع شد. چند هفته بعد (حدود 18/1/64) که برای انجام عملیات آماده باش اعلام شد ونقل وانتقالاتی در منطقه انجام گرفت، دشمن پیش از عملیات احتمالی ما، بمباران وسیع با گاز خردل را آغاز کرد. نکته جالب این که به جز یک مورد، تمامی بمب‌های شیمیایی عملیات بدر با موفقیت عمل کرد. این امر به خاطر سیستم پویایی است که روی نقایص گذشته کار و دشمن را تغذیه کرد.

از عملیات والفجر 8 تاکنون، علی رغم وسعت بمباران‌ها و گلوله باران‌های شیمیایی، هیچ بمب و گلوله عمل نکرده‌ای به جای نمانده است.

سیر پیشرفت عراق در حملات شیمیایی

 

اطلاعاتی که از یک خلبان عراقی که دوبار بمباران شیمیایی انجام داده بود و نیز یک افسر مسئول پدافند واحد شیمیایی تیپ به دست آوردیم، موارد زیر را روشن کرد:

تشکیلات آفندی و پدافندی واحد شیمیایی ـ میکروبی در عراق بسیار قوی است و اساتید و کارشناسان دانشگاهی روی آن کار می‌کنند؛

قسمت در خور توجهی از گازهای سمی در داخل خود عراق و با کمک مستشاران خارجی تولید می‌شود؛

از نظر امنیتی، از تشکیلات آفندی مراقبت خاصی می‌شود و حتی خلبانان هم نمی‌دانند که چه نوع بمب شیمیایی را حمل می‌کنند و این بمب چه ویژگی دارد. برای امنیت بیشتر، رژیم عراق حتی به این خلبانان ماسک و لباس مخصوص ضدگاز و قوطی امداد نمی‌دهد؛

هر هواپیما معمولا شش بمب 250 کیلویی یا چهار بمب پانصد کیلویی حاوی گاز شیمیایی را حمل می‌کند؛ و از نظر آشکار سازی و هشدار به نیروهای خودی (عراق)، در این عملیات، ارتش عراق تجهیزات مدرنی به منطقه وارد کرد. نمونه آن یک ماشین بی‌سیم دار و از نوع روسی است که کار آشکارسازی و هشدار را به طور خودکار انجام می‌دهد وتجهیزات حساسی روی آن سوار شده است که می‌تواند با توجه به تشخیص غلظت گازها، در ارتباط با تشخیص نوع عامل درمجروحان شیمیایی و درمان صحیح‌تر آنان بسیار مفید باشد، از مشخصات دیگر ماشین مزبور شلیک شهاب توسط آن است. باید یادآور شد که تنها چهار دستگاه از این ماشین به منطقه وارد شد. که در محل‌های زیر مستقرند.

1ـ قرارگاه لشگر 26 (کارخانه نمک)

2ـ قرارگاه تیپ 110

3ـ قرارگاه تیپ 111

4ـ قرارگاه تیپ 104 (مامور به لشکر 15).

از مسئولان خواهشمندیم که به هر صورت ممکن، این ماشین‌ها و تجهیزات آنها و نیز تجهیزات دیگر تحقیقاتی واحد شیمیایی عراق را که در محل‌های مزبور به  تصرف رزمندگان اسلام در آمده است، در اختیار دفتر تحقیقات بهداری کربلا قرار دهند تا با بررسی دقیق آنها بتوانیم پادزهرهای مورد نیاز را جهت درمان مجروحان تهیه کنیم.

ارتش عراق از نظر درمان اثرات سلاحهای شیمیایی، نقاط ضغفی دارد و تشکیلات درمانی در حد امداد اولیه مصدوم در منطقه، نیست، بنابراین، در این زمینه بسیار ضربه پذیر است.

در هر حال، مسئولان باید در اسرع وقت برنامه ریزی مفصلی در مورد پدافند شیمیایی ما بکنند، در غیر این صورت، در آینده، ضربات غافلگیر کننده‌ای از دشمن خواهیم خورد.

پایان

 منابع:

1- دفتر تحقیقات بهداری رزمی ق ـ م ـ 3 کربلا 21/12/64

2- گزارش شماره 4. گزیده اسناد عملیات و الفجر8  جلد5. ص 502. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.

جمعه 1 بهمن 1389  3:53 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:8 سال دفاع مقدس

گزارش دفتر تحقيقات بهداري قرارگاه كربلا در زمينه جنگ شيميايي در عمليات والفجر 8

اشاره:
سلاح‌های شیمیایی از جمله سلاحهای غیر متعارفی است که عراق علی رغم ممنوعیت قانونی، بیشترین استفاده را از آنها کرد. استفاده از این سلاح ها در جنگ خسارات جبران ناپذیری را به نیروهای طرف مقابل وارد می‌کند و توان نظامی آن را به شدت کاهش می‌دهد. در اثر به کارگیری این سلاح، افزون بر این که تعداد زیادی از نیروهای دشمن قابلیت عملیاتی خود رااز دست می‌دهند، مجبور به ترک منطقه جنگی می‌شوند و بخش قابل توجهی از امکانات پشت جبهه نیز برای درمان مصدومان این سلاحها به کار گرفته می‌شود. این سلاح‌ها هم چنین، اثرات روانی قابل توجهی را نیز وارد می‌آورند.

در طول جنگ هشت ساله، توسل عراق به سلاح‌های شیمیایی از جمله تاکتیک‌های پدافندی ارتش این کشور برای پوشش نقاط ضعف نیروهای زمینی‌اش در برابر حملات زمینی ایران بود. بعد از آزاد سازی خرمشهر، ارتش عراق تقریبا در تمامی عملیات‌های ایران از این حربه استفاده کرد. هم چنین، در عملیات والفجر 8، با توجه به شکست سختی که متحمل شده واهمیت استرتژیکی مناطقی که از دست داده بود، در حجم گسترده‌ای از این سلاح‌ها استفاده کرد. وسعت مناطق آلوده شده، تنوع عواملبه کار رفته و تداوم استفاده از این سلاح‌ها، طی این عملیات در طول جنگ بی‌سابقه بود واز این طریق، تلفات شدیدی به نیروهای خودی وارد شد. سند زیر، گزارش دفتر تحقیقات بهداری قرارگاه کربلا است که درباره حملات شیمیایی عراق واثرات آن در عملیات والفجر 8 تنظیم شده است.

در تاریخ 23 و 24 بهمن ماه سال 1364 در منطقه عملیاتی والفجر8، به ویژه فاو و حاشیه اروند رود، هواپیماها و توپخانه‌های عراقی حملات شیمیایی متعددی را انجام دادند که مهم‌ترین و موثرترین آنها در روز 23/11/1364 ساعت 5 بعدازظهر در منطقه فاو صورت پذیرفت.

در مرحله نخست، بین چهارده تا هجده فروند هواپیما به منطقه حمله کردند که در کمتر از یک ساعت، تعداد آنها به 32 فروند رسید. آنها به صورت دسته جمعی با هم پرواز می‌کردند و به فاصله کوتاهی پس از بمباران یک دسته، دسته بعدی به منطقه وارد می‌شوند. نیتجه‌ این روش آن بود که پس از مدت کوتاهی، منطقه با غلظت بالایی آلوده می‌شد.

عوامل مصرف شده عبارت بودند از:

1ـ خردل

2ـ اعصاب

3ـ سیانور

4ـ خفه کننده (از املاح سیانور)

5ـ یک نوع گاز خفه کننده ناشناخته که کلرین و فشرن و کلرپیکرین هم نیست، و

6ـ یک عامل ناشناخته عصبی که برای نخستین بار در این عملیات به کار گرفته شد و ما آن را با نام عامل vx نام گذاری کردیم.

به احتمال قوی، سموم دیگری نیز که هیچ گونه استاندارد نظامی جنگ شیمیایی را ندارند و شاید ناخالصی‌ها و فضولات سمی کارخانجات شیمیایی باشند.

نیزهمراه با سموم مزبور مصرف شدند. بدین خاطر، انواع نشانه‌های بالینی در مجروحان مشاهده می‌شد.

در حین بمباران شیمیایی، بمباران با بمب‌های معمولی نیز صورت می‌گرفت. از این رو، علت آسیب شدید و شهادت برخی از برادران در واقع، تزریق شدن سم از این راه به داخل خون بود.

از آن جا که انواع عوامل سمی مزبور به طور هم زمان مورد استفاده قرار گرفتند، در یک رزمنده ، هم نشانه‌های مسمومیت با خردل، هم سیانور و هم اعصاب مشاهده شد.

شرایط مناسب جوی و جغرافیایی

در زمان حمله شیمیایی، نسیم ملایمی می‌وزید و درجه حرارت حدودا 20 درجه سانتی گراد بود ـ که حرارت مناسبی محسوب می‌شد ـ از طرف دیگر، بخشی از منطقه بمباران شده، نخلستان بود. در این مناطق، افزون بر نخل‌ها، کف زمین نیز انباشته از انبوه علف‌ها و گیاهان بود؛ موضوعی که در مجموع نقش مهمی در پایداری دراز مدت عامل در منطقه داشت.

از آن جا که هر روز مقداری از این سموم ـ به ویژه خردل ـ تبخیر و از محیط خارج می‌شد، دشمن برای حفظ غلظت گازهای شیمیایی به طور مدام همان مناطق را با گلوله‌های توپ شیمیایی و نیز بمباران‌های محدود شیمیایی هم چنان آلوده نگه می‌داشت. البته، طی گزارشی نیز، به استفاده دشمن از هلی کوپتر برای آلوده سازی منطقه اشاره شده است. هم چنین، برخی از برادران شاهد استفاده از روش انتشار گاز با هواپیما بوده‌اند. نکته دیگر این که،دشمن شب‌ها، حتی گاهی در ساعت 2 نیمه شب گلوله باران شیمیایی انجام می‌داد، زمانی که برخی از برادران در خواب بودند.

باید یادآور شد که هر چند دشمن به تدریح بمباران‌های شیمیایی را در کل منطقه عملیاتی و نواحی پشتیبانی آن گسترش داد، ولی بیشترین موفقیت را در منطقه نخلستان به دست آورد.

ارزیابی تقریبی از حمله شیمیایی دشمن

آنها با این اقدام توانستند در مدت کوتاهی، نیروهای زیادی را به پشت جبهه تخلیه کنند. با مقایسه آمار مجروحان شیمیایی و عادی در روزهای نخست عملیات، متوجه خواهید شد که تاثیر حمله شیمیایی بیشتر از مجموع حملات عادی است و جای بسی تاسف است که هنوز سلاح‌های شیمیایی به عنوان یک موضوع فرعی در ذهن مسئولان نظامی مطرح است! برخی از مسئولان به علت ناآگاهی اعلام کردند که عده زیادی از مجروحان شیمیایی بی‌دلیل به پشت جبهه تخلیه شده‌اند یا ناراحتی خفیفی داشته‌اند که نباید تخلیه می‌شدند؛ بنابراین، بهداری را مورد سوال قرار دادند، ولی ما قویا یادآور شدیم که این موضوع اشتباه است و تنها نتیجه آن،‌ کم اهمیت جلوه دادن حملات شیمیایی دشمن و ناتوانی ما برای پیش بینی‌های صحیح و برنامه ریزی مناسب بر عملیات‌های آینده خواهد بود.

با توجه به این که برخلاف عملیات گذشته در این عملیات، برخی از نیروها مدت طولانی (یک ماه بیشتر) در غلظت کمگاز به سر برده‌اند که پیش از این، سابقه نداشته است؛ بنابراین، در آینده، با مشکلات خاص آلودگی‌های مزمن خردل (...دستگاه تنفسی) روبه رو خواهیم شد؛ موضوعی که در آلودگی حاد و موقتی با مقادیر بسیار زیاد خردل دیده نمی‌شود.

مجروحان عادی که از آغاز عملیات والفجر 8، (یعنی 21/11/64 تا 25/11/64) به پشت جبهه تخلیه شدند، با در نظر گرفتن بیمارستان‌ها و نقاهتگاه‌ها جمعا بالغ بر سیزده هزار نفر می‌شدند، در حالی که تنها با دوحمله شیمیایی وسیع در مدت سه روز (23، 24 و 25/11/64)، متجاوز از نه هزار مجروح شیمیایی به پشت جبهه تخلیه شدند. به دلیل نواقصی که در آمارگیری وجود داشته است، آمارهای بعدی مجروحان عادی را فعلا مورد بحث قرار نمی‌دهیم، ولی با بررسی همین پنج روز نخست عملیات، مشخص می‌شود که تاثیر سلاح‌های شیمیایی در از کار انداختن نیروها با سلاح‌های عادی رقابت می‌کند. باید توجه کرد که هر چند تلفات بمب شیمیایی زیاد نیست، اما قدرت آن در از کار انداختن و ناتوان کردن نیرو به مراتب از سلاح‌اهی عادی بیشتر است، افزون بر آن، کار در محیط شیمیایی ناراحتی‌های روانی خاصی را پدید می‌آورد.

از تاریخ 25/11/64 تا 20/12/64، دست کم، شش هزار مصدوم شیمیایی دیگر نیز داشته‌ایم که جمعاً به پانزده هزار نفر افزایش خواهند یافت. افزون بر این، به طور تقریبی پانزده هزار نفر نیز هستند که علی رغم داشتن علائم خفیف (خارش و التهاب پوستی، به ویژه در نواحی حساس بدن و التهاب چشم و حالت ترس از نور ـ فوتونوبی) به کار خود ادامه دادند و به بهداری مراجعه نکردند یا به طور سرپایی درمان شدند که جزء آمار مجروحان ما محسوب نشده‌اند.

برای بررسی دقیق علل منجر به مصدوم شدن یا شهادت ناشی از حملات شیمیایی ـ با توجه به امکانات ظاهراً مکفی که در اختیار نیروهاست ـ دفتر تحقیقات بهداری با در نظر گرفتن تجربه عملیات خیبر و بدر فرمی را تهیه کرده است که در منطقه و در تهران، براساس مصاحبه با مجروحان شیمیایی تکمیل می‌شود. بررسی این اطلاعات ومصاحبه‌هایی که با برادران مسئول در زمینه پدافند و درمان واحد شیمیایی، میکروبی و هسته‌ای انجام شد، و نیز مشاهدات مسئولان دفتر تحقیقات، که خود از نزدیک حملات شیمیایی و نحوه مجروح شدن برادران نظاره گر بوده‌اند، می‌توان عوامل زیر را در این زمینه موثر دانست.

الف ـ آموزش

علی رغم تلاش فراوان واحد آموزش، شاید دست کم 90% نیروهای مصدوم مشکل آموزش داشتند، البته، مسلم است که عده زیادی از برادران که آموزش کافی دیده بودند، اساسا آلودگی مهمی نداشتند و در نتیجه، مراجعه نیز نکردند. شاید اعزام‌های سریع و زیاد نیروها، کیفیت آموزش آنان راـ دست کم، در زمینه سلاح‌های شیمیایی ـ تحت الشعاع قرار داده بود. دوره‌های آموزش نظری مقابله با سلاح‌های شیمیایی غالبا کوتاه وگاه چند ساعت بود. هم چنین دوره آموزش عملی نیز یا بسیار کوتاه بود یا اساساً وجود نداشت.

برخی از برادران علی رغم داشت ماسک در محل ماموریت خود، هنوز آن را با خود حمل نمی‌کردند.

تعدادی از آنها طرز صحیح بستن بند ماسک، به ویژه بند پیشانی را نمی‌دانستند، به طوری که گاز شیمیایی وارد ماسک می‌شد.

برخی نیز علی رغم آموزش، تحمل ماسک را نداشتند و پس از مدت کوتاهی، آن را از صورت برمی‌داشتند، بنابراینف ضروری است که یکی دوشب پیش از انجام عملیات دست کم، دوازده ساعت راهپیمایی و فعالیت شدید فیزیکی با ماسک انجام شود تا دستگاه تنفسی به آن عادت کند.

برخی از برادران اساس با ماسک بیگانه بودند، از این رو، پس از استفاده غلط از آن درمحیط شیمیایی لنزهای چشمی ماسک عرق می‌کرد و آنها مجبور به برداشتن آن می‌شدند.

تعدادی از نیروها نیز به محض وقوع یک بمباران مشکوک به جای آن که نخست ماسک را بزنند و بعدا، در پی آن باشند که آیا این بمب شیمیایی است یا خیر، غالبا در بدو امر، هوای آلوده را استشمام می‌کردند و گاه پیش می‌آمد که استشمام بیش از نیم ساعت به طول می‌انجامید.

کوتاه نرکدن موی صورت، برخی از برادران را تا حد مرگ تهدید می‌کرد؛ زیرا، مقاومت فیلتر در برابر هوا نسبتا زیاد بود؛ بنابراین، اگر هوا از راه دیگری امکان عبور پیدا می‌کرد، طبعا، از آن جا وارد می‌شد و بدین ترتیب عملا فیلتر بی تاثیر بود.

از آن جا که برنامه منظمی برای تعویض فیلتر نیروهایی که مدت طولانی در محیط آلوده استقامت می‌کردند، وجود نداشت یا فیلتر به حد کافی در دسترس نبود برخی از برادران که شدیدا از نظر تنفسی آلوده شده بودند، نقل کرده‌اند که علی رغم استفاده صحیح از ماسک بعد از این که بیش از یک هفته در محیط شیمیایی ـ که ظاهرا قدرت تصفیه فیلتر به اتمام می‌رسد ـ قرار داشته‌اند بوی گاز را در داخل ماسک استشمام می‌کردند و مجبور به برداشتن ماسک می‌شدند.

در مورد جعبه امداد: باید گفت علی رغم آن که پودر رفع آلودگی تاثیر ویژه‌ای در خنثی کردن گازها، به ویژه گاز خردل دارد، شاید استفاده از نیروها از آن یک در هزار هم نبوده است.

استفاده از آمپول آتروپین و آمیل نیتریت نیز در میان مصدومان به طور تقریبی 20 تا 40  درصد مشاهده شد که نمی‌دانیم آیا به طور صحیح استفاده شده است یا خیر؟!

ب ـ پدافند

اقلام انفرادی مقابله با سلاح‌های شیمیایی، خوب توزیع شده بود.

از نظر آشکار سازی، کیت‌ها بسیار کند جواب می‌دادند و نمی‌توانستند پاسخگوی نیاز ما باشند. در نتیجه باید به فکر سیستم‌های سریع‌تر و حساس‌تر باشیم.

رفع آلودگی

علی رغم تلاش زیاد برادران عزیز، تیم‌های رفع آلودگی به علت وسعت آلودگی، به جز رفع کانون انفجار و اطرافش ـ که آن هم به دلائلی غالبا کم ارزش بود ـ عملا نتوانستند اقدام موثری در زمینه رفع آلودگی انجام دهند. با اطمینان کامل می‌توان گفت صد برابر امکانات و نیروهای رفع آلودگی پدافند هم اگر وارد عمل می‌شد، کاری از پیش نمی‌برد و این لطف الهی و نزول باران رحمت بود که چندین بار به یاری سربازان امام زمان (عج) شتافت؛ بنابراین، از این به بعد، باید به فکر طرح‌های دیگری در این زمینه بود.

گاهی اوقات، تیم‌های پدافند فورا در محل انفجار حاضر می‌شدند، ولی تعداد این مکان‌ها گاه به قدری زیاد بود که تیم‌های مزبور نمی‌توانستند همه آنها را به طور کامل تحت پوشش قرار دهند.

در موارد زیادی، به دنبال رفع آلودگی نیروهای پدافند اعلام کردند که منطقه پاک شده و افراد می‌توانند ماسک خود را بردارند، در حالی که این رفع آلودگی، به ویژه در مورد خردل تاثیرات سطحی دارد و گاز خردل استفاده شده بعدا به تدریج تبخیر شد و عده زیادی را مصدوم کرد. باید یادآور شد که گاز خردل استفاده شده در عملیات بدر تا دو ماه بعد نیز، هم چنان پایدار و موثر در خاک باقیمانده بود. جالب است که حتی به دنبال بارندگی‌های شدید در برخی از مناطق که خود از نزدیک شاهد ان بودیم، نیز تعدادی از نیروها در همان 48 تا 72 ساعت اول آلودگی به علت مقادیر زیاد سم جذب شده به شهادت رسیدند. هم چنین در این مدت، چهار نفر در ساعات اولیه، در اورژانس واحد شیمیایی بیمارستان صحرایی حضرت فاطمه (س) شهید شدند. تعداد شهدایی که در محل بمباران شیمیایی شهید شده بودند، پانزده تا سی نفر بودند که علت مرگ آنها غالبا ناشی از عوامل سیانور و درصد کم‌تری ناشی از عوامل اعصاب بود. 50% شهدای یاد شده در منطقه کسانی بودند که به قدری به محل انفجار نزدیک بودند که ترکش بمب شیمیایی وارد بدنشان شده و آنها را مجروح کرده بود؛ بنابراین، غلظت زیادی نیز از گاز را تنفس کرده بودند. هم چنین، برخی از آنها افزون بر مسمومیت شیمیایی به علت ترکش ناشی از بمب‌های عادی به شهادت رسیدند، بنابراین تعداد شهدایی که به طور خالص به علت بمباران شیمیایی در منطقه شهید شدند دوازده تا بیست نفر است.

بررسی دفتر تحقیقات بهداری در بیمارستان‌ها و نقاهتگاه‌های تهران ونیز پزشکی قانونی نشان داد که تا تاریخ 16/12/64 در کل 64 نفر از برادران در داخل و خارج کشور شهید شده‌اند که علت مرگ آنها عوارض شدید ناشی ازگاز خردل ونیر یک نوع گاز خفه کننده ناشناخته، بود. با توجه به آمار مجروحان شیمیایی، تلفات ما نسبت به آن 6/0 % بوده است که خود بیانگر تلاش برادران بهداری است.

ج ـ درمان

با توجه به رقم بالای مجروحان به ویژه از این نظر که در مدت کوتاهی عده زیادی به بهداری مراجعه می‌کردند، بخش درمان شیمیایی با کم‌تر از یک بیستم نیرو و امکانات مورد نیاز به ویژه در چند شب نخست حملات شیمیایی کار بسیار زیادی انجام داد.

بسیاری از برادرانی که در نقاهتگاه و نیز اورژانس‌های خطوط مقدم بودند علی رغم آلودگی خودشان کهگاه شدید هم بود (پوستشان تاول زده بود و ناراحتی تنفسی و چشمی داشتند) هم چنان به کار خود ادامه می‌دادند و برخی تا سرحد بی‌هوش شدن فعالیت می‌کردند.

طبق بررسی‌های انجام شده غالب کسانی که به پشت جبهه تخلیه شدند، واقعا مجروح شیمیایی بودند، بنابراین، لازم است مسئولان امر که شبهاتی را در این زمینه طرح کرده بودند، در جلسه‌ای توجیه شوند که اساسا عوامل شیمیایی چیستند و به چه صورت به بدن آسیب می‌رسانند و چرا نیروها تنها به علت ناراحتی چشمی ظاهرا خفیف به پشت جبهه باز می‌گردند.

موفقیت واحد درمان به این علت بود که بیشتر تلاش خود را در منطقه متمرکز کرده بود، در نتیجه، در فاصله کوتاهی پس از آلودگی، بیشتر مصدومان پادزهرهای لازم را دریافت کرده بودند.

از نظر شهدای شیمیایی به طور تقریب وضعیت چنین است:

از آغاز عملیات تا تاریخ 25/11/64، حداکثر 25 تا 40 مورد شهادت در منطقه داشته‌ایم که از این تعداد چهار نفر در بیمارستان گلستان و سه نفر در I.V.C. نقاهتگاه گلف بوده‌اند.

 

برخی از فعالیت‌های تحقیقاتی واحد بهداری در طول عملیات عبارت بودند از:

1ـ تشخیص عامل ناشناخته خفه کننده و نیز عامل شناخته vx

2ـ بررسی دقیق روش‌های جدید درمانی که در این عملیات به کار گرفته شدند، و

3ـ تهیه یک گزارش مصور از فعالیت‌های بهداری، به ویژه واحد شیمیایی ـ میکروبی و مشکلات آن در عملیات والفجر 8 که هم اکنون در آستانه تکمیل است و تا یک ماه بعد، آماده خواهد شد.

توضیحاتی در مورد حمله شیمیایی دشمن

در عملیات والفجر 2 که حدود سه سال پیش از این انجام شد، در پادگان حاج عمران، عراق نخستین حمله شیمیایی موثر خود را علیه نیروهای خودی انجام داد که البته، بسیار محدود بود وفقط گاز خردل به کار رفت. در عملیات والفجر 4، گاز خردل با وسعت بیشتری مصرف شد و نیز گزارش‌های مشکوکی در مورد عوامل اعصاب و فلج کننده نیروها (موارد بسیار محدود) دریافت گردید.

در عملیات خیبر، گاز خردل در نخستین هفته‌ها، به طور بسیار وسیع به کار گرفته شد که البته به علت نقایص سیستم‌های انفجاری درصد زیادی از بمب‌ها عمل نکرد. در همین عملیات ـ البته، چند هفته بعد ـ دو حمله کوچک‌تر با گاز اعصاب صورت گرفت که طی آن حدود هشتصد نفر را مصدوم کرد، ولی تلفات زیادی نداشت. چند هفته بعد از آن نیز، عراق ازگاز خفه کننده خاصی استفاده کرد که مشابه گاز خفه کننده این عملیات بود. البته مجروحان این گاز نیر در حد گاز خردل زیاد نبودند.

نکته مهم این که تا این زمان، گازها با هم به کار نمی‌رفتند. در عملیات بدر، عراق نخست گاز اعصاب، بعد گاز سیانور و در نهایت،‌ آنها را با هم به کار برد، اقدامی که تلفات زیادی در پی داشت، به طوری که دست کم، دویست مورد اغمای ناشی از این دو گاز مشاهده شد که در صورت عدم درمان سریع،  عده زیادی از آنها شهید می‌شدند. چند روز بعد از به کارگیری سیانور و اعصاب، استفاده از گاز خردل را به مقدار متوسط آغاز و سپس، برای مدتی حملات شیمیایی قطع شد. چند هفته بعد (حدود 18/1/64) که برای انجام عملیات آماده باش اعلام شد ونقل وانتقالاتی در منطقه انجام گرفت، دشمن پیش از عملیات احتمالی ما، بمباران وسیع با گاز خردل را آغاز کرد. نکته جالب این که به جز یک مورد، تمامی بمب‌های شیمیایی عملیات بدر با موفقیت عمل کرد. این امر به خاطر سیستم پویایی است که روی نقایص گذشته کار و دشمن را تغذیه کرد.

از عملیات والفجر 8 تاکنون، علی رغم وسعت بمباران‌ها و گلوله باران‌های شیمیایی، هیچ بمب و گلوله عمل نکرده‌ای به جای نمانده است.

سیر پیشرفت عراق در حملات شیمیایی

 

اطلاعاتی که از یک خلبان عراقی که دوبار بمباران شیمیایی انجام داده بود و نیز یک افسر مسئول پدافند واحد شیمیایی تیپ به دست آوردیم، موارد زیر را روشن کرد:

تشکیلات آفندی و پدافندی واحد شیمیایی ـ میکروبی در عراق بسیار قوی است و اساتید و کارشناسان دانشگاهی روی آن کار می‌کنند؛

قسمت در خور توجهی از گازهای سمی در داخل خود عراق و با کمک مستشاران خارجی تولید می‌شود؛

از نظر امنیتی، از تشکیلات آفندی مراقبت خاصی می‌شود و حتی خلبانان هم نمی‌دانند که چه نوع بمب شیمیایی را حمل می‌کنند و این بمب چه ویژگی دارد. برای امنیت بیشتر، رژیم عراق حتی به این خلبانان ماسک و لباس مخصوص ضدگاز و قوطی امداد نمی‌دهد؛

هر هواپیما معمولا شش بمب 250 کیلویی یا چهار بمب پانصد کیلویی حاوی گاز شیمیایی را حمل می‌کند؛ و از نظر آشکار سازی و هشدار به نیروهای خودی (عراق)، در این عملیات، ارتش عراق تجهیزات مدرنی به منطقه وارد کرد. نمونه آن یک ماشین بی‌سیم دار و از نوع روسی است که کار آشکارسازی و هشدار را به طور خودکار انجام می‌دهد وتجهیزات حساسی روی آن سوار شده است که می‌تواند با توجه به تشخیص غلظت گازها، در ارتباط با تشخیص نوع عامل درمجروحان شیمیایی و درمان صحیح‌تر آنان بسیار مفید باشد، از مشخصات دیگر ماشین مزبور شلیک شهاب توسط آن است. باید یادآور شد که تنها چهار دستگاه از این ماشین به منطقه وارد شد. که در محل‌های زیر مستقرند.

1ـ قرارگاه لشگر 26 (کارخانه نمک)

2ـ قرارگاه تیپ 110

3ـ قرارگاه تیپ 111

4ـ قرارگاه تیپ 104 (مامور به لشکر 15).

از مسئولان خواهشمندیم که به هر صورت ممکن، این ماشین‌ها و تجهیزات آنها و نیز تجهیزات دیگر تحقیقاتی واحد شیمیایی عراق را که در محل‌های مزبور به  تصرف رزمندگان اسلام در آمده است، در اختیار دفتر تحقیقات بهداری کربلا قرار دهند تا با بررسی دقیق آنها بتوانیم پادزهرهای مورد نیاز را جهت درمان مجروحان تهیه کنیم.

ارتش عراق از نظر درمان اثرات سلاحهای شیمیایی، نقاط ضغفی دارد و تشکیلات درمانی در حد امداد اولیه مصدوم در منطقه، نیست، بنابراین، در این زمینه بسیار ضربه پذیر است.

در هر حال، مسئولان باید در اسرع وقت برنامه ریزی مفصلی در مورد پدافند شیمیایی ما بکنند، در غیر این صورت، در آینده، ضربات غافلگیر کننده‌ای از دشمن خواهیم خورد.

پایان

 منابع:

1- دفتر تحقیقات بهداری رزمی ق ـ م ـ 3 کربلا 21/12/64

2- گزارش شماره 4. گزیده اسناد عملیات و الفجر8  جلد5. ص 502. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.

جمعه 1 بهمن 1389  3:54 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:8 سال دفاع مقدس

شرح عمليات در گفت‌وگو با سردار مرتضي قرباني - فتح فاو اقتصاد عراق را فلج كرد

در طول 8 سال دفاع مقدس رزمندگان اسلام، عملیات‌ها و فداکاری‌های بسیاری انجام دادند که هر یک به نوبه خود از اهمیت بالایی برخوردار است. در این میان، عملیات والفجر 8 از بسیاری جهات با سایر عملیات‌ها تفاوت‌های بارزی داشت، چون انجام آن بر روی کاغذ و به نظر قریب به اتفاق فرماندهان جنگ در جهان غیرممکن به نظر می‌رسید. عبور از رودخانه همواره یکی از مشکلات ارتش‌های جهان است. اما نیروهای عمل کننده در این عملیات با عبور از رودخانه اروند که به رودخانه وحشی مشهور است، تعجب دنیا را برانگیختند.

گفت‌وگو با سردار مرتضی قربانی، رییس سازمان موزه دفاع مقدس و فرمانده لشکر ویژه 25 کربلا در زمان عملیات والفجر 8، به مناسبت بیستمین سالگرد عملیات غرورآفرین والفجر 8 :

چه عاملی باعث شده بود انجام این عملیات توسط فرماندهان عراقی و حتی بر روی کاغذ غیرممکن به نظر برسد؟

بسم الله الرحمن الرحیم، با سلام و صلوات به روح پرفتوح حضرت امام خمینی «ره» و همه شهداء و با درود به محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی و همه خدمت‌گزاران خالص و مخلص انقلاب اسلامی.

در مورد این سوال شما و یا به عبارتی، موقعیت منطقه فاو باید گفت: فاو یک شهر بندری در شبه جزیره فاو است که در منتهی‌الیه جنوب‌شرقی عراق قرار دارد که از یک طرف به رودخانه اروند، از طرف دیگر به خور عبدالله و از سویی به خلیج فارس محصور و مجموعا توسط سه جاده آسفالته و شوسه به بصره و بندر ام‌القصر، پایگاه‌های دریایی عراق و از آنجا به مرکز کشور عراق متصل می‌شود.

این نقطه از خاک عراق محل عبور لوله‌های نفتی است که دو لوله نفتی بزرگ برای اسکله «البکر» و «الامیه» از این شهر عبور می‌کند. همچنین مخازن و منابع بزرگ نفتی در شهر فاو قرار دارد. این شهر تقریبا یک شهر نفتی است که بیشتر ساکنان آن در شرکت‌های نفتی و بخشی دیگر نیز به کار ماهیگیری،‌نخلستان و غیره مشغول بوده و هستند.

از نظر موقعیت جغرافیایی نظامی، منطقه‌ای و سیاسی، این شهر در یک موقعیت بسیار ایده‌آل برای عراقی‌ها و یک نقطه شناخته شده در اذهان کشورهای دنیا، جهان اسلام و عموم سیاسیون و دولتمردان بود؛ بنابراین با ورود به این شهر می‌توانستیم بسیاری از مشکلات جنگ تحمیلی را حل کنیم.

 ایده و فکر اولیه تصرف فاو از چه زمانی شکل گرفت؟

از همان سال اول جنگ. آن زمانی که بنده 11 ماه در محاصره شهر آبادان بودم، ماهی یک بار با موتورسیکلت به انتهای جنوب جزیره آبادان می‌رفتم و در نقطه مقابل که به آن اروند کنار می‌گویند، می‌ایستادم و با دوربین شهر فاو را تماشا می‌کردم و در ذهن خودم این موضوع را مرور می‌کردم که اگر ما شهر فاو را تصرف کنیم بسیاری از مشکلات ما در جنگ حل می‌شود. در آن زمان با وجودیکه در محاصره بودیم، در تنگنا بسر می‌بردیم و مهمات و آذوقه و امکانات نداشتیم، فکرمان این نبود که فقط در مقابل عراقی‌ها که به کشورمان تجاوز کردند، پدافند کنیم و بس. بلکه در فکراجرای طرح‌ها، برنامه‌ها و نقشه‌های مختلف برای مقابله با دشمن و وارد آوردن ضربه کاری به آن نیز بودیم.

یکی از آن نقشه‌ها و طرح‌ها که در ذهن من خطور کرده بود،‌این بود که شهر فاو را بگیریم. لذا در بحث‌ها و جلساتی هم که برای عملیات «ثامن‌الائمه»، «طریق القدس»، «بیت‌المقدس» و «فتح‌المبین» برگزار می‌شد، گاهی اوقات به این قضیه اشاره می‌کردم و به فرماندهان می‌گفتم اگر فاو را تصرف کنیم،‌می‌تواند برای ما تعیین کننده باشد. در آن زمان مسئول ایستگاه هفت و دوازده «جاده اهواز – آبادان و آبادان – ماهشهر» بودم و مقابلمان هم گردان «قادسیه« و لشکر سوم عراق که لشکر زرهی بود، مستقر بودند.

 تصرف فاو دقیقا چه زمانی قوت گرفت؟

دقیقا از سال 1362 به صورت محرمانه شکل گرفت. یعنی زمانی که ما در هورالعظیم مستقر شدیم و توانایی‌های آبی- ‌خاکی مان را چک کردیم، بحث عبور از رودخانه، انجام عملیات و جنگ در دریا در ذهنمان خطور کرد و بحث فاو مطرح شد و تقریبا در شهریورماه سال 1364 مقدمات طرح‌ریزی و توجیه تعداد انگشت شماری از فرماندهان آغاز شد که برادر محسن رضایی فرمانده کل سپاه، قرارگاه مخصوصی را پیرامون عملیات والفجر هشت و تصرف شهر فاو تاسیس کرد و در این قرارگاه کسانی که قرار بود با اعتقاد و یقین بحث عملیات در فاو را پیگیری کنند جمع می‌شدند و در جلسات شرکت می‌کردند.

در این مدت شش ماه یعنی از شهریور تا بهمن سال 1364 جلسات مختلفی برگزار شد که مهمترین آن تعیین خط حد لشکرها بود؛ یعنی فرمانده لشکرها خدمت سردار محسن رضایی، سردار صفوی، سردار رشید و سردار محتاج می‌رسیدند و خط حد و ماموریت لشکرشان را با در نظر گرفتن توانایی‌هایشان انتخاب می‌کردند. من نیز مانند همه فرمانده لشکرها یک روز حدود سه ساعت با آنها صحبت کردم و نهایتا به سراغ حدود دو کیلومتر خط حد شهر فاو رفتم و گفتم آمادگی دارم شهر فاو، اسکله‌های نفتی و پایگاه‌های موشکی مستقر در آن که کشتی‌هایمان را در خلیج فارس هدف قرار می‌دادند را با همه مشکلات و سختی‌های موجود، تصرف و تامین و در مقابل پاتک‌های احتمالی دشمن نگهداری کنیم که همه اینها در 90 روز جنگ شبانه‌روزی پیش‌بینی می‌شد.

در فرآیند طرح‌ریزی عملیات والفجر 8 بیشتر چه سوالاتی مطرح می‌شد؟

آقا محسن و برادر محتاج خیلی با ما بحث کردند و گفتند: طرحت چیست؟ برنامه‌ات چیست؟ من گفتم: الان در این جلسه مقدماتی نمی‌توانم بگویم، ولی می‌روم و روی آن کار می‌کنم و بعد از برنامه‌ریزی و شناسایی، طرح‌ها را تقدیم می‌کنم. به هر جهت دستور ماموریت در آبانماه سال 1364 به همه لشکرها و به من که فرمانده لشکر ویژه 25 کربلا بودم، ابلاغ شد. همه لشکرها خط حد خودشان را مشخص کردند. ما هم اعلام کردیم، حاضریم شهر فاو را تصرف کنیم و با توکل به خدا و عشق و علاقه این ماموریت خطیر را پذیرفتیم و با گذشت پنج سال از جنگ با این انگیزه آمدیم و گفتیم: «آماده‌ایم که در این میدان بایستیم و فداکاری کنیم.» و در این راستا اهداف برای ما تعریف شد.

عملیات والفجر 8 چه اهدافی را دنبال می‌کرد؟

هدف اول انهدام توان رزمی ارتش عراق بود که ما به وسیله این عملیات باید ارتش عراق را مستاصل کرده و در این شبه جزیره منهدم می‌کردیم. هدف دوم این بود که صدور نفت عراق را به صورت صد در صد قطع کنیم.

یعنی فلج کردن اقتصاد عراق؟

بله. اقتصادش کاملا فلج می‌شد. اولین هدف این بود که از نظر نظامی ریشه ارتش عراق را بسوزانیم و این منطقه بهترین مکانی بود که می‌توانستیم آنها را بکشانیم به اینجا که راه فراری هم نداشتند و منهدمشان کنیم و از طرف دیگر صدور نفت از طریق لوله به طرف اسکه‌ها را قطع کنیم. بعد خورعبدالله که محل تردد کشتی‌های جنگی عراقی بود را تصرف کنیم که این هم برای ما خیلی مهم بود، چون کشتی‌های جنگی عراق از پایگاه موشکی ام‌القصر می‌آمدند کنار اسکله «البکر» و «الامیه» پهلو می‌گرفتند و از آنجا کشتی‌های ما را هدف قرار می‌دادند و گاهی هم به کشتی‌های کشورهای دیگر تعرض می‌کردند و به نام جمهوری اسلامی ایران تمام می‌ کردند.

بنابراین، هدف سوم ما که تصرف خورعبدالله بود، تردد عراق به سمت دریا را به طور کامل صفر می‌کرد و نیروی دریایی عراق کاملا فلج می‌شد. هدف چهارم ما این بود که از این طریق خودمان را به مرزهای کشور کویت نزدیک می‌کردیم و این امر از نظر سیاسی، نظامی خیلی برای ما مفید بود، چون هم مرز با کویت می‌شدیم، کویتی که با تمام توان به صدام کمک می‌کرد.

هدف پنجم ما ایجاد یک جبهه بسیار وسیع برای دشمن و یک جبهه بسیار محدود برای خودمان بود و دور تا دور ما به گونه‌ای می‌شد که عراق نمی‌توانست با ما وارد عملیات شود و در مقابل، یک جبهه جنگی گسترده‌ای را برای عراق باز می‌کردیم و می‌توانستیم ارتش عراق را از بصره تا فاو زیر آتش خودمان قرار دهیم و آنها هم هر لحظه دلواپس این بودند که ما از این نقطه پیشروی کنیم.

با توجه به موقعیت و اهمیت شهر فاو که در بالا به آنها اشاره کردید، کار شناسایی منطقه عملیاتی چگونه انجام شد؟

در خصوص شناسایی باید بگویم چون بنده در عملیات خیبر؛ زمانی که فرمانده لشکر 5 نصر بودم، تجربه موفقی داشتم و از طرف دیگر در آن زمان 45 کیلومتر در داخل خاک عراق نفوذ کرده و منطقه وسیعی از دشمن را تا جاده بغداد – بصره شناسایی کردم و توانستم منطقه مورد نظر را تصرف کرده و حدود 10 روز جاده بغداد و بصره را ببندم، لذا عملیات آبی را کاملا حس کرده بودم و کاملا برچگونگی کار با وسائل ترابری آبی مسلط بودم و در عملیات بعدی یعنی «بدر» نیز به تجربیاتم اضافه شد؛ یعنی در حقیقت با اندوخته‌ای از تجربه و امید قدم به این منطقه گذاشتم.

با مشخص شدن خط حد، بدون این که کسی متوجه شود تعدادی از نیروهای اطلاعات و تخریب را از هفت تپه (مقر لشکر ویژه 25 کربلا) به منطقه آموزشی منتقل کردیم و برایشان یک دوره وسیع گذاشتیم، سپس توانایی‌هایشان را چک کردیم و از این میان تعدادی را برای کار تخریب و شناسایی جدا و به مقابل خط حد نظامی‌مان در مقابل شهر فاو منتقل کردیم و پس از برگزاری برایشان کلاس‌های ویژه حفاظتی و امنیتی، آنها را قرنطینه نظامی کرده و از آنجا شناسایی‌مان را شروع کردیم.

اولین شناسایی‌مان در مورد وضعیت خود اروند بود که جریان جزر و مد آب را مشخص کرده و عرض رودخانه و عرض نهرها و باتلاقها را سانت به سانت و متر به متر محاسبه کردیم. الحمدالله همه این محاسبات را برادران ما در سطح خودشان و با توجه به توانایی و تخصص‌هایی که در درونشان نهفته بود، انجام دادند و تجربه خوبی هم بدست آوردند و بر همین اساس و با توجه به نقاطی که می‌خواستیم وارد عملیات شویم، خطوط و حد شناسایی‌مان را تعریف کرده و راهکارهای نفوذ به خط دشمن را مشخص کردیم.

دشمن نتوانست در فرآیند شناسایی منطقه عملیاتی متوجه تحرکات نیروهای ایرانی شود، با توجه به وسعت و موقعیت منطقه چگونه از عهده این کار برآمدید؟

ما به نیروهایی که وارد منطقه عملیات می‌شدند می‌گفتیم کسی حق ورود و خروج از منطقه را ندارد. فقط شهید را تخلیه می‌کنیم و مجروح را هم در خود جبهه مداوا خواهیم کرد، به همین منظور مدرسه‌ای خراب شده را به اورژانس تبدیل کردیم که مجروح‌ها را در آنجا نگه می‌داشتیم و مداوا می‌کردیم، همه اینها به خاطر این بود که مبادا کوچکترین اطلاعاتمان در مورد عملیات لو برود و به خاطر اهمیت موضوع شناسایی، «سردار کمیل» که در آن مقطع جانشین لشکر بود را در آن منطقه مستقر کردم و چون خود وی نیروی اطلاعات عملیات جنگی بود، همه نیروها را کنترل می‌کرد. یعنی ما نفر به نفر نیروها را کنترل می‌کردیم و رفت و آمدهایشان را در آب چک می‌کردیم، همچنین سرداران شهید «حاج حسین بصیر»، «محمد حسن طوسی»، «مجید کبیرزاده» و «سردار مهری»، «حیدرپور» و «کسائیان» را نیز در آنجا مستقر کردم، حتی این بزرگواران نیز حق تردد نداشتند، مگر با اجازه و به همراه داشتن برگه تردد ویژه که دژبان در عقبه کنترل می‌کرد.

البته ما به همه برادران عزیزمان اعتماد و اطمینان داشتیم، ولی دشمن در سطح وسیع با امکانات مدرن روز و جاسوسان حرفه‌ای و ترفندهای مختلف، اطلاعات را جمع‌آوری می‌کرد. ولی الحمدالله این بچه‌های حزب‌اللهی نشان دادند که با اراده، اعتقاد و ایمانی که دارند، بر هر سلاح و دشمنی فائق می‌آیند. بنابراین در این مدت به نیروهای اطلاعات و شناسایی‌مان خیلی زیبا خط می‌دادیم و اطلاعات از آنها می‌گرفتیم. البته تا آنجایی که لازم بود بنده و یا سردار کمیل با دیگر فرماندهان نیز برای شناسایی می‌رفتیم. به خاطر اهمیت موضوع در این مدت همه رده‌ها را برای شناسایی منطقه مورد نظر فرستادم . شاید کسی باور نکند که بنده همه فرماندهان گردان‌ها، گروهان‌ها و دسته‌ها را برای شناسایی فرستادم تا جبهه را که می‌خواستند در آنجا یقه دشمن را بگیرند و با دشمن بجنگند از نزدیک لمس کنند که این مورد، در تمام نیروهای ما انگیزه ایجاد کرده بود و آن ترس از موانع آب اروند و تجهیزات دشمن از آنها دور شد و بر ماموریت مسلط شدند و یک توکل و توسل عجیبی در آنها ایجاد شد.

خاطره‌ای هم در این زمینه دارید؟

بنده بعد از اینکه برای انجام عملیات فاو توجیه شدم، یعنی پنج ماه قبل از عملیات، یک شب آمدم منزل (پایگاه شهید بهشتی) و چون خیلی خسته بودم به همسرم گفتم: «کوله پشتی مرا آماده کن. شال گردن و لباس و وسایلی که برای کردستان نیاز است را هم برایم آماده کن.» بعد شام خوردم و خوابیدم و صبح برای نماز بلند شدم. آن روز اولین روزی بود که ما می‌خواستیم برای شناسایی منطقه فاو برویم، لذا با برادر «عباس محتاج» ( استاندار قم و فرمانده پیشین نیروی دریایی ارتش) قرار داشتم. خلاصه بعد از نماز صبحانه خوردم و به همسرم گفتم: «کوله پشتی ما را آماده کردید؟» ایشان گفت: «کجا می‌خواهی بروی؟»

گفتم: «می‌خواهم بروم مریوان.» البته برنامه‌ام این بود که بروم آبادان، ولی چون اطلاعات نظامی‌مان را شرعا به کسی نمی‌توانستیم بگوییم. به همسرمان که نزدیک ترین مان بود نیز منطقه اصلی عملیات را نمی‌گفتیم و فریب را در خانه هم اجرا می‌کردیم. ایشان به من گفت: «مطمئنی که می‌خواهی بروی مریوان؟» گفتم: «چطور؟ الان با آقا محسن در کرمانشاه قرار داریم و از آنجا می‌خواهیم برویم مریوان.» گفت: نه! بنشین با تو کار دارم.» گفتم: «بفرمائید» گفت: «من دیشب خواب دیدم شما در یک منطقه‌ای می‌خواستید عملیات کنید که پر از نخلستان بود و از جایی مثل دریا می‌خواستید عبور کنید و در مقابلتان یک قلعه بسیار عظیمی بود که یک در آهنی بزرگ داشت و شما آمدید در صحنه و عملیات را شروع کردید و با رمز مقدس حضرت زهرا (س) از این دریایی از آب عبور کردید و رفتید این دیوار و در آهنی عظیم را شکستید و وارد این شهر شدید و شهر را تصرف کردید. بعد از مدتی محاصره شدید و دیگر به شما مهمات و آذوقه نرسید. آب هم نداشتید که بخورید.

یکدفعه حضرت زهرا (س) با روبند و مقنعه و چادر و دستکش در صحنه حاضر شدند و یک تعداد از ما زنان هم پشت سر ایشان آمدیم و شروع کردیم به آب دادن رزمندگان و سقایی کردن و همینطور که شما پیشروی می‌کردید، حضرت زهرا (س) و ما پشت این تانکرهای آب به شما آب می‌رساندیم تا اینکه شما به یک موفقیت و پیروزی بزرگ دست یافتید. حالا کاری ندارم شما در کدام منطقه عملیات دارید، ولی می‌دانم شما در این عملیات با رمز حضرت زهرا (س) و حضور ایشان پیروزید، لذا مواظب رفتار و کردارتان باشید و رعایت همه اصول و قواعد شرعی و نظامی را بکنید.

و جواب شما به همسرتان؟

من گفتم: «حاج خانم! شما خواب دیدید. من دارم می‌روم مریوان که نخل و نخلستان ندارد. ما می‌خواهیم برویم با کومله و دمکرات بجنگیم.» خلاصه قضیه را جمع کردم تا همسرم متوجه قضیه نشود. او هم گفت: ما شما را به خدا می‌سپاریم.» و قرآن گرفتند و از زیر قرآن گذشتیم و یک صدقه هم لای قرآن گذاشتند. آمدیم تا سه راه خرمشهر بعد دور زدیم و رفتیم به سمت آبادان. یعنی به خودمان هم فریب می‌دادیم. انشاالله خدا قبول کند. باور کنید به واسطه خوابی که همسرم دید، آنچنان یقینی در من حاصل شد که حضرت زهرا (س) در این عملیات ما را یاری می‌کند، بنابراین به برادر محسن رضایی و عباس محتاج گفتم: اگر شما می‌خواهید من در این عملیات شرکت کنم و «لشکر 25 کربلا» خط شکن شود و موفق شویم، رمز عملیات را باید یا «زهرا (س)» بگذارید، لذا توافق کردند که رمز عملیات یا «زهرا (س)» باشد. خلاصه کلید زدیم و شروع کردیم به مقدمات کار و شناسایی.

شما با اینکه در مقابل خود رودخانه‌ای به این عظمت را می‌دیدید و از جریان جزر و مد آب و موانع نفوذناپذیر دشمن در ساحل اروند با خبر بودید، چگونه این ماموریت سخت را پذیرفتید؟

البته با توکل و توسلی که بچه‌های ما داشتند سختی و موانع معنایی نداشت. در ضمن همانگونه که عرض کردم ما در زمینه عملیات آبی از عملیات «خیبر» و «بدر» تجربیاتی داشتیم. خود به خود خوابی را هم که همسرم دید، یک یقینی در ما حاصل شد که ما پیروز خواهیم شد. از طرفی، نیروهای مستقر شده در آنجا آنقدر در اوج معنویت بودند که چیزهایی را پشت پرده می‌دیدند و بعضی اوقات می‌آمدند و به ما می‌گفتند که بیشتر آن بچه‌ها در همان عملیات به شهادت رسیدند.

دیگر چیزی که ما را بیشتر برای این عملیات و روند این کار مصمم می کرد، اعتماد و اعتقادی بود که ما به همدیگر داشتیم و بچه‌ها با اطمینان خاطر و با اعتماد به نفس و توکل برای اجرای این ماموریت، سراپا گوش شده بودند و هرگونه دستور را بدون چون و چرا انجام می‌دادند. حدود چهار تا پنج ماه بچه‌ها را در قرنطینه نگه داشتیم، باور کنید در این مدت یکبار هم نیامدند بگویند خانواده ما تنها هستند یا مشکلی داریم، به ما مرخصی بدهید که برویم و مواردی از این قبیل، با انگیزه روحانی، معنوی و اطاعت از امام راحل و ولی امر مسلمین آمدند و این کار را دنبال کردند.

مقداری هم در مورد نیروهای غواص و بچه‌هایی که از آب اروند عبور کردند صحبت کنید

عرض کنم که از نظر تخصصی، عملیات آبی- خاکی یک ماموریت بسیار سنگین است و به همین لحاظ هم می‌گویند: شهادتی که در آب باشد، اجر و ثوابش دو برابر است، لذا این دو برابر بودن متعلق به سختی آن کار است. از طرفی هم بچه‌های مازندران بچه‌هایی بودند که در آب عشق می‌کردند و از کار کردن در منطقه آبی لذت می‌بردند.

بنابراین، این مورد هم در تصمیم شما و پیشبرد عملیات موثر بود؟

بله صد در صد این مسئله موثر بود. یادم می‌آید وقتی بچه‌ها را به شناسایی می‌فرستادیم، زمانی که برمی‌گشتند و در اوقات بیکاریشان در این نهرها ماهیگیری می‌کردند. ما در آن چهار پنج ماهی که در آنجا بودیم ماهی کباب‌های دبشی می‌خوردیم. آنقدر در آنجا برکت خدا زیاد بود و کمک‌های مردم خوب می‌رسید که اصلا مشکل آذوقه نداشتیم، چون مردم از زندگی‌شان کم می‌کردند و برای ما می‌فرستادند. از مردم انتظار دارم ما را به خاطر خدا حلال کنند، چون ما در آن مدت از مال دولتی و شخصی این مردم تدارک می‌شدیم و حلال بودن رزق انسان بسیار مهم است و در زندگی انسان نقش دارد. خلاصه ما هم از آب اروند استفاده می‌کردیم (چون آبش شیرین بود) و هم از ماهی‌هایش.

این بچه‌ها از نظر توانایی‌های کاری در آب، یک تخصص و تجربه خاصی داشتند و ما نسبت به استانها و لشکرهای دیگر یک گام جلوتر بودیم و راحت‌تر می‌توانستیم به هدفمان برسیم و مانورهای قبل از عملیات را در حد مطلوب و ایده‌آل دنبال کنیم. خود من حدود 20 شب مانورهای داخل بهمن شیر که شامل عملیات عبور از آب و غیره بود را چک کردم تا مطمئن شوم که بچه‌ها هیچ مشکلی ندارند و نسبت به استعداد و توان نیروها واقف شوم.

کار آماده‌سازی نیرهای عمل کننده چگونه انجام می‌شد؟

در بحث آموزش، سردار شهید «عبدالله بختیاریم که سمت جانشینی مرا به عهده داشت را در پادگان هفت تپه مستقر کردم و در این مدت شبها برای شناسایی می‌رفتیم و روزها مانور انجام می‌دادیم. در مانور و طرح هم واقعا خوب کار کردیم. مثلا سردار شهید بختیاری همه گردانها را می‌برد داخل رودخانه دز و آنها با لباس غواصی و کلیه امکانات خود را به داخل آب می‌انداختند و تمام کارهایی را که در زمان عملیات باید انجام می‌دادند، عملی اجرا می‌کردند و ما همه آنها را چک می‌کردیم.

بد نیست خاطره‌ای از این زمان بگویم. یک روز یکی از بچه‌ها که خودش را داخل رودخانه انداخته بود، تقاضای کمک کرد و گفت: «دارم غرق می‌شوم، کمک کنید.» گفتم: «خودت باید خودت را نجات بدهی، اگرچه می‌دانم غرق نمی‌شوی، ولی اگر خودت را غرق کنی به تو مرخصی می‌دهم». او هرچه تلاش کرد، زیرآب نمی‌رفت البته چون لباس غریق نجات تنش بود، غرق نمی‌شد و روی آب می‌ماند. به هر جهت همه اینها به خاطر این بود که ترس از آب و شدت جریانهای آب اروند از روحیه بچه‌ها بریزد و کاملا آماده باشند.

شاید کسی باور نکند که من حدود 32 گردان را برای این کار آماده کردم و تک تک نیروها را چک کرده و نسبت به آمادگی آنها یقین پیدا کردم. حتی نقطه‌ای که آنها باید وارد می‌شدند، از خیابان و کوچه و غیره را برایشان تشریح می‌کردم. البته عکسها و فیلمهایی هست که این بحث‌ها و جدل‌ها را نشان می‌دهد.

در این مدت، ما در هر 24 ساعت سه ساعت استراحت می کردیم و بقیه را مشغول کار بودیم و خداوند هم در این مدت دست ما را گرفت و ما توانستیم موفق شویم و این جز قدرت الهی چیز دیگری نیست.

 و آن پرچم معروف بارگاه امام رضا (ع)؟

ما از نظر معنوی، نظامی و تاکتیک‌های مختلف خودمان را برای حمله به شهر فاو آماده کرده بودیم و همه مشکلاتمام را حل کردیم. به عنوان مثال برای اینکه داخل اسلحه‌مان آب نرود و باروت و فشنگ ما آب نخورد و خرج کاغذی آر پی جی ما خیس نخورد و شلیک کند، آنقدر کار کرده بودیم که بتوانیم اسلحه‌مان را زیر آب نگه داریم و وقتی از آب درآوردیم، بتوانیم شلیک کنیم و دشمن را مورد حمله قرار دهیم. یعنی این کارها همه شده بود، آتش ساحل به ساحل، آتش دقیق روی شهر فاو و آتش کمک مستقیم ما آماده شده بود و هیچگونه مشکلی نداشتیم و باید شب 20/11/64 حمله را آغاز می‌کردیم؛ انتخاب این زمان هم یک انتخاب معجزه آسایی بود، چرا که ما قصد نداشتیم این زمان را انتخاب کنیم، ولی وضعیت جوی از نظر جزر و مد آب و از نظر مهتاب و روشنایی و تاریکی هوا ما را طوری هدایت کرده بود که شب 21 بهمن مصادف با پیروزی انقلاب و عزتی که مردم در سایه رهبری امام (ره) به دست آورده بودند، یک جشن پیروزی دیگر یعنی فتح فاو را نیز داشته باشند. یعنی خدا اینگونه در سیستم جوی، ما را هدایت کرده بود تا آن شب.

حدود ساعت 6 غروب نمازم را خواندم و همه محورها را کنترل کردم و آمدم داخل سنگرم که کنار اروند بود یعنی نزدیک ترین نقطه به دشمن. مقابل شهر فاو که الان یک یادمانی هم در آنجا ساختند، مستقر شدم. حدود ساعت 7:50قیقه زمانی که داخل سنگرم نشسته و مشغول انجام کارهایم بودم، یکی از برادران رزمنده داخل سنگر آمد و گفت: «یکی از قرارگاه آمده با شما کار دارد.» گفتم: «بفرمایند داخل.» آن بسیجی آمد داخل. چون هوا بارانی بود، بنده خدا مقداری خیس شده بود. به محض ورودش یک بسته مشمائی را به من داد که در داخل آن یک بسته سفید رنگی بود و یک پارچه سبز. مشما را که باز کردم بوی مشک و عنبر و عطر و گلاب تمام سنگر را فرا گرفت،یعنی یک دفعه تحول و تغییری در سنگرمان احساس کردیم و بوی حرم ائمه اطهار (ع) به مشام همه خورد و همه صلوات فرستادند.

بعد بنده، نامه را باز کردم دیدم، دست نوشته‌ای از طرف فرمانده محترم کل سپاه، سردار محسن رضایی است که در این نامه مرقوم فرمودند: «این، پرچم مرقد منور حضرت علی‌بن موسی الرضا (ع) را که ماه‌ها بر فراز مرقد ایشان از هر نسیمی سراغ پیروزی رزمندگان اسلام را می‌گرفته است، به شما می‌سپارم تا انشاالله با الهام از عنایات خاصه چهارده معصوم و با پیروزی بر دشمن کافر بر روی بالاترین مناره مسجد شهر فاو عراق به اهتراز درآورید.»

وقتی این نامه را برای بچه‌ها خواندم، اشک و ناله‌هایشان جاری شد. بعد پرچم را باز کردیم و بالای سر بی‌سیم‌مان نصب کردیم و در آنجا خداوند یک اطمینان قلبی صددرصد به ما کرامت کرد.

منبع: خبرگزاری ایسنا

جمعه 1 بهمن 1389  3:55 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:8 سال دفاع مقدس

سالروز آغاز عمليات والفجر 8 - گامي به سوي احقاق حق ايران در جنگ تحميلي

20 بهمن سالروز آغاز عملیات والفجر 8 است. این عملیات در سال 1364 انجام شد. در سالروز آغاز این عملیات غرورآفرین نگاهی داریم به شناسنامه و وقایع رخ داده در آن.
اگر عراق را سرزمینی مثلثی شکل فرض نماییم، فاو در منتهی‌الیه ضلع شرقی آن چسبیده به خلیج‌فارس قرار دارد. مهمترین شهر عراق نزدیک به فاو، بصره می‌باشد. ضمن آنکه شهرهای ابوالخسیب، زبیر، صفوان و ام‌القصر همگی در این منطقه واقع شده‌اند. وجود شهرهای ایرانی آبادان، خرمشهر و محدوده شلمچه و اروندرود نیز در این منطقه بیش از پیش بر اهمیت آن افزوده است. کشور کویت نیز کمترین فاصله با این منطقه حساس را دارد. همچنین نزدیکی به جزیره بوبیان، خورعبدالله و پایانه‌های نفتی الامیه و البکر واقع در خلیج‌فارس بر اهمیت و حساسیت آن افزوده است.

عارضه مهم این منطقه رودخانه خروشان اروند است که از تلاقی دو رودخانه دجله و فرات سرچشمه گرفته و در عرض 400 – 1600 متر متغیر بوده و از جزر و مدهای بسیار شدیدی برخوردار است.

ساحل شرقی اروندرود در دهانه خلیج‌فارس مکان آرایش و مبداء حرکت رزمندگان اسلام جهت انجام عملیات و تحقق فتحی دیگر است.

نام عملیات والفجر 8، محل عملیات منطقه فاو. اهداف عملیات: قطع ید دشمن از دریا و تامین امنیت راه‌های دریایی خلیج‌فارس و دور نمودن آتش دشمن از شهرهای مرزی جمهوری اسلامی ایران، ‌تسخیر پایگاه‌های موشکی و تاسیسات مخابراتی رژیم صهیونیستی بغداد، قطع شریان صدور نفت از طریق اسکله‌های الامیه و الوکر، وارد کردن ضربه اقتصادی و نظامی بر دشمن و در نهایت شکست رویای پوچ ضربه‌ناپذیری او در این منطقه همراه با نمایش قدرت و توان رزمی ظفرمندان لشکر اسلام. در منتهی‌الیه باختری خلیج‌فارس باریکه است که از سویی به اروندرود و از سوی دیگر به آبراه موجود در حد فاصل خاک عراق و جزیره بوبیان کویت می‌پیوندد.

این منطقه‌ای است که به طور عمومی بدان منطقه فاو گفته می‌شود. فاو علاوه بر نقش استراتژیک و اهمیت نظامی خود دارای ارزش اقتصادی فراوان در روند ارزش اقتصاد عراق است به طوریکه در جغرافیای منطقه، شهر فاو به عروس بحر معروف است. نخلستان‌های بسیار گسترده خرما، پایگاه‌های عظیم نفت، شاهرگ ارتباطی اسکله‌های الوکر و الامیه و فرآورده‌های بی‌شمار دیگر نظیر حنا و نمک فاو را ارزش استثنایی بخشیده است. به عبارتی کوتاه می‌توان شهر فاو را شهر خرما، نمک ونفت معرفی کرد.

آموزش نیروهای اسلام به دو بخش عمومی و تخصصی تقسیم می‌شود. از آنجا که عمده تجربیات رزمندگان در جنگهای آبی و خاکی در آبهای راکد هور حاصل شده بود آموزش خاص در منطقه اروند و رودخانه بهمن شیر و سدهای آبی که همان شرایط اروند را داشتند آغاز می‌شود و آشنایی با شنا، قایقرانی و جنگ تن به تن شکل گسترده و در عین حال فشرده‌ای به دوره‌های آموزش یگان‌ها بخشید. در برخی از یگان‌ها 5 الی 6 ماه قبل از عملیات، آموزش غواصی و تمرینات تخصصی آن به اوج خود می‌رسد و نیروها اوقات زیادی را در آب به سر می‌برند و در شرایط مختلف آب رودخانه به مانور می‌پردازند ودر جهت ورزیده شدن، شب و روز نمی‌شناسند تا آمادگی نیروها از حد انتظار افزایش یافت و آماده عملیات گسترده بودند.

عناصر شناسایی پس از گذراندن دوره‌های سخت و طاقت‌فرسای غواصی پا به مرحله حساس و مشکل‌تری می‌گذراند و در شرایط بسیار خطرناک عملیات شناسایی را آغاز می‌کنند. عبور از اروند و نزدیک شدن به خط دشمن که با تجهیزات و امکانات کامل از تسلط بالایی برخوردار است می‌تواند بسیار خطرناک باشد. دشمن با کمک رازید که یک نوع رادار سطحی است ودوربین‌های دید در شب و پروژکتورهای قوی و دیدگاه‌های متنوع و سنگرهای چند دهنه در نزدیک‌ترین نقطه ساحل و اسکله‌های مستحکم کاملا بر رودخانه اشراف داشت. این مرحله از عملیات کاری پر خطر و شاق بود و کلیه مراحل شناسایی می‌باید در شب انجام می‌شد که احتمال هر نوع اتفاقی اجتناب‌ناپذیر بود و کوچکترین نقص در کار موجب اسارت، شهادت و لو رفتن عملیات می‌بود و اصل مهم غافلگیری را خدشه‌دار می‌کرد و در مجموع طی 3 الی 6 ماه کلیه یگان‌های عملیاتی بالغ بر 700 الی 800 بار از اروند عبور کرده و موفق شدند به عملیات شناسایی در خطوط مختلف بپردازند.

اعجاب‌انگیزتر اینکه در هیچ یک از این عملیات‌ها حادثه‌ای که باعث لو رفتن اهداف شناسایی گردد اتفاق نیفتاده و با توجه به جریان متلاطم آب در اروند و شدت امواج رودخانه هیچ گونه تلفات جانی نیز نداشته و خاطرات جالبی در این زمینه وجود دارد که مجال بیان آن نمی‌باشد.

به موازات فعالیت‌هایی که در امر آموزش و شناسایی صورت گرفت رزمندگان اسلام همچنان سرگرم احداث جاده، پل، سوله‌سازی، سنگرسازی و حمل و نقل وسایل نظامی وامکانات مورد نیاز بودند. ساخت پل‌های ارتباطی در میان نخلستان‌های ساحل اروند و آماده‌سازی نهرها و آب راه‌های منتهی به اروند و استقرار قایق‌ها در این نهرها از مسائل قابل توجه بود. احداث پل بر روی بهمن شیر برای تردد و رساندن امکانات به رزمندگان اسلام بود. کارهای بسیاری انجام شد که رعایت اصل حفاظت و پنهان ماندن از دید دشمن در اصل آن قرار داشت و با این همه مشکلات تمام وسایل مورد نیاز رزمندگان و وسایل عبور با استتار کامل در نخلستان‌های حاشیه اروند مستقر گردید برای شب امید.

اروند رام شدنی نیست. به هیچ شناگر ماهری سواری نمی‌دهد. 400 تا 1200 متر عرض دارد و با جزر و مد بیش از 4 متر چشم‌ها را خیره می‌کند. در هنگام جزر آب با سرعت زیادی از شمال به جنوب رو به خلیج‌فارس می‌ریزد. در هنگام مد این را با خشونت و خشم باز می‌گرداند. محاسبه سرعت و جریان آب اروند و پیش‌بینی جزر و مد و تهیه جدول این تجهیزات پیچیده به کمک چند دانشجو آغاز می‌گردد. یک سال تلاش بی‌وقفه و طاقت‌فرسا توانست آرام ترین زمان اروند را به سپاه اسلام بنمایاند. درست 36 ساعت به شروع عملیات مانده بود که نتیجه محاسبات آماده می‌شود اما همین نتایج باید باز به میزان واقعی جزر و مد آزمایش می‌شد.

تنها در صورت صحیح بودن پاسخ‌ها بود که می‌شد به نتیجه عملیات دلخوش داشت در غیر این صورت اما جواب درست بود.

عاشقان را چه اشتیاقی بود که محبوبشان به درگاه ایستاده است و آنها را به سوی خویش می‌خواند، چه رازی است در نگاه معشوق که عاشقان را این چنین واله و سرگردان می‌کند؟ چه شبی است شب حمله که قرار از عاشقان می‌رباید؟ عطش زیارت ابا عبدالله (ع) در جانشان بیشتر می‌شد. هنوز زمان می‌خواهد تا دنیا بهفمد اسلام با دنیا چه می‌کند؟.

تمام گردان‌های عمل کننده با آرایش مخصوص، اول غواصی و بعد حرکت قایق در آبراه و نهرها آماده می‌باشند. نم‌نم باران ساعتی قبل از عملیات شروع شده است. لبخند شوق واشتیاق فرا رسیدن عملیات در چهره رزمندگان مشهود است. غواص‌ها حالی دیگر در بینشان حکم‌فرماست. دستور ورود غواص‌ها به اروند فرا می‌رسد و فرماندهان خود مستقیما ناظر بر ورود نیروهای غواصی بر اروند هستند و هیچ ‌کس نمی‌داند لحظه‌ای بعد چه خوهد شد. سرانجام غواص‌ها از دیدها محو می‌شوند و فرماندهان پس از اطمینان از رهایی موفق غواص‌ها به سنگر هدایت بازگشتند و انتظار لحظه موعود را می‌کشند.

سرانجام ساعت 22:10 تاریخ 20 بهمن ماه سال 1364 از سوی قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص) با رمز «یا فاطمه ‌الزهرا (س)» دستور شروع عملیات صادر می‌شود.

پس از اعلام رمز حرکت، قایق‌ها و انتقال گردان‌ها در زیر آتش خمپاره و توپ و تیربارهای بی‌امان دشمن به سرعت انجام شد و در همان ساعت اولیه خطوط اول اروند توسط نیروهای رزمنده اسلام تصرف و حرکت نیروها برای تصرف خطوط بعدی آغاز گشت. حضور گسترده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و عملیات هلکوپترهای هوانیروز در عمل تدارکات و کارهای رزمی دفاعی در عملیات والفجر 8 توانست توانمندی‌ها و قدرت جنگ هوایی جمهوری اسلامی ایران را به جهانیان ثابت کند.

عملیات والفجر 8 و عبور نیروها تحت نظر قرارگاه‌های خاتم‌الانبیاء (ص)،‌ قرارگاه کربلا و قرارگاه نوح طبق نقشه عملیاتی فوق انجام گرفت و حرکت و آرایش نیروها در عبور و سرپل گیری از دشمن تا دریاچه نمک که آخرین نبرد فاو بود کاملا مشخص می‌باشد. مناطق تصرف شده شامل شهر فاو, راس‌البیشه، جاده فاو - بصره، پایگاه‌های موشکی، منابع نفتی، اسکله الوکر والامیه و محورهای ام‌القصر، جاده البحار – بصره، نخلستان‌های حاشیه اروند، کارخانه نمک و دریاچه نمک را تصرف کرده و با هجوم تانک‌ها و هواپیماهای بی‌شمار پاتک‌های گسترده عراق در طول 90 روز مقاومت و نبرد فاو توانست توانمندی رزمندگان را به جهانیان نشان دهد. دشمن پس از اینکه زمین و زمان را بر خود تباه دید آسمان فاو را با هواپیماهای اربابانش پوشاند. هر روز بیش از 400 عملیات هوایی بر روی تکه خاکی که بوی اسلام در آن پیچیده است چه می‌تواند بکند؟ و هر روز تعداد زیادی از جنگنده‌های دشمن آسمان فاو را قتلگاه و زمین را گورستان خود می‌یابند.

طی یک روز کلیه پل‌های رودخانه بهمن‌شیر منهدم می‌شود. پل ایستگاه هفت آبادان بدون استفاده می‌گردد و پل مهم و استراتژیک بقیه‌الله (عج) به زیر آب می‌رود و لحظاتی پس از این اقدام، رژیم عراق در رادیوی خود محاصره رزمندگان اسلام در فاو را اعلام می‌کند. در این سوی جبهه قوای مهندسی از نصب پل‌های معلق سود چندانی نمی‌برند. انتقال خودروهای سنگین که بعضا جنبه حیاتی هم دارند از عرض بهمن شیر عملا غیرممکن می‌شود و بدین ترتیب دستاوردهای عملیات در معرض تهدید جدی قرار می‌گیرد. تمام توجه فرماندهان به بهمن‌شیر معطوف می‌گردد.

جنگ مهندسی از اروند به بهمن شیر برمی‌گردد. جنگ پل‌ها آغاز شده است. هر تحرکی در دو سوی بهمن شیر زیر حملات سنگین دشمن قرار داشت. ساخت یک سد خاکی بر روی رودخانه بهمن شیر آغاز می‌شود. حدود صد کامیون کمپرسی بدون وقفه به طور شبانه‌روزی کار خود را آغاز می‌کنند. ظرف 36 ساعت اولین سد خاکی زده می‌شود. لحظه عجیبی است آن لحظه که دو سوی بهمن‌شیر از هم باز می‌ماند. این پیوند، پیوند خاک با خاک نیست؛ پیوند عشق با استقامت است.

جنگ پل‌ها نیز با پیروزی سلحشوران به پایان می‌رسد. دشمن همچنان زبونی را تجربه می‌کند و آنگاه که همه درها را به روی خود بسته می‌بینید از سلاح شیمیایی بهره می‌برد. استفاده مکرر و بسیار وسیع عراق از سلاح شیمیایی به حدی است که در تاریخ جنگ سابقه ندارد. انتشار صد کیلوگرم گاز شیمیایی در هر کیلومترمربع جسارت و وقاحت می‌طلبد و سکوت جهان می‌تواند به آن دامن بزند.

اما پدافند موثر واحد شیمیای سپاه اسلام در کنار یاری خداوند مثل همیشه دشمن را ناکام می سازد. آری، خداوند باران می‌فرستد. خنثی‌سازی مناطق آلوده توسط گروه‌های راهنما و خودروهای خنثی‌سازی انجام می‌گیرد. با امداد غیبی یاران سپاه اسلام دوباره جان می‌گیرد و جوانه می‌زند و دشمن به خاک یأس می‌نشیند.

با آنکه روزها از شروع عملیات گذشته است, اما همچنان پاتک‌ها و حملات توپخانه‌ای و هوایی عراق با شدت ادامه دارد. نبرد هنوز با همان شدت گذشته استمرار دارد. حملات فراوانی برای بازپس‌گیری کارخانه نمک و پیش روی از جاده فاو – بصره می‌کند و در تبلیغات خود از پیش روی‌های چند ده متر و چند صد متر به سوی فاو یاد می‌کند و به دنبال تخلیه آب دریاچه نمک از پاتک قریب‌الوقوع قوای زرهی برای بازپس‌گیری فاو و عقب راندن نیروهای اسلام در رسانه‌های گروهی جهان سخن می‌راند. اما این بار تلخی شکستی دیگر را تجربه می‌کند. مهندسی جنگ طرحی دیگر را در صحنه فاو می‌گسترد و آن انتقال آب از اروند به خطوط مقدم جبهه است. در زیر آتش شدید دشمن کانال‌ها حفر می‌شود و آب به خطوط مقابل دشمن انتقال می‌یابد. پمپ‌ها روشن می‌شود وجنگ پمپ‌ها آغاز می‌گردد. آب اروند نیز به جنود خداوند می‌پیوندد و دشمن حقیرتر از هر وقت دیگر زمین‌گیر می‌شود. دشمن نیز با پمپ‌های خود قصد تخلیه آب را دارد.

در زمانیکه دشمن از پیش روی چند متری خود صحبت می‌کند و هر گونه پیش روی را برای قوای اسلام غیرقابل نفوذ تلقی می‌داند عملیات محدود یا مهدی (عج) آغاز می‌گردد و برای همیشه خیال صدامیان را از بازپس‌گیری کارخانه نمک و به دنبال آن پیش‌روی در منطقه راحت می‌کند. بیش از 2000 تن از نیروهای دشمن در این منطقه به هلاکت می‌رسند.

فتح فاو در عملیات والفجر 8 برای جهانیان باور کردنی نبود. عبور از اروند و مقابله با دشمن که درسنگرهای مطمئن به انتظار نشسته است غیرقابل باور بود و پس از فتح فاو رسانه‌های بیگانه به نفع رژیم صدام تبلیغات واهی کردند. با دعوت از تمام خبرنگاران برای بازدید از فاو و حضور این خبرنگاران در فاو, منطقه عملیاتی والفجر 8 که مصادف با ددمنشی‌های صدام در استفاده از سلاح‌های شیمیایی بر علیه رزمندگان اسلام بود ,تمام تبلیغات دشمن را نقش بر آب کرد و تمام خبرنگاران از نزدیک شاهد سقوط شهر فاو توسط رزمندگان اسلام بودند.

ساخت پل بعثت و سدهای خاکی بر روی بهمن شیر از توانمندی‌های بسیار بالای مهندسی جنگ حکایت دارد که رزمندگان اسلام دوشادوش برادران جهاد سازندگی به طور شبانه‌روزی کارهای مهندسی را انجام می‌دادند.

ساخت پل بعثت از نصب 5000 لوله در عمق 18 متری اروند به طول 400 تا 1600 و به عرض 12 متر در بستر رودخانه نصب شد و سپس جاده خاکی به ارتفاع 1 متر برای عبور انواع وسایل سبک و سنگین در طول شبانه روز راه‌اندازی گردید و پس از هر بمباران لوله‌ها تعویض وتردد از روی پل امکان‌پذیر بود. علاوه بر پل بعثت ساخت پل‌های خیبری و دبه‌ای برای حمل ونقل وسایل وتردد رزمندگان از کارهای قابل توجه مهندسی جنگ بود.

در این عملیات 800 کیلومترمربع از زمین‌های دشمن آزاد شد و بیش از 5000 نفر ازنیروهای آن کشته و زخمی ونزدیک به 3000 نفر به اسارت درآمدند. انهدام وسایل و تجهیزات دشمن در این عملیات قابل ملاحظه بود به گونه‌ای که بیش از 600 تانک و نفربر، 500 خودرو، 150 قبضه توپ، 45 فروند هواپیما، 10 فروند هلی‌کوپتر و 3 ناوچه دشمن نابود شد.

به دنبال تحولات جدید و تغییر توازن به سود ایران شورای امنیت سازمان ملل در سوم اسفند ماه 1364 به تهیه پیش‌نویس و صدور یک بیانیه مهم اقدام کرد ولی این پیش‌نویس با مخالفت آمریکا و فرانسه روبرو شد. سرانجام پیروزی‌های به دست آمده در عملیات والفجر 8 و نیز اقدامات دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران منجر به آن شد که شورای امنیت در پیش‌نویس اولیه قطعنامه بعدی گامی به سوی خواست‌های به حق ایران بردارد.

منبع: خبرگزاری ایسنا

جمعه 1 بهمن 1389  3:56 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:8 سال دفاع مقدس

بيستمين سالگرد عمليات غرورآفرين والفجر 8( فتح فاو)-واكنش‌ها و بازتاب‌ها

پیروزی جمهوری اسلامی ایران در عملیات والفجر ‌٨ و فتح فاو، موازنه نظامی – سیاسی جنگ را به میزان بسیاری به نفع ایران تغییر داد و روند جنگ را پیچیده‌تر کرد. این اقدام ایران، بازتاب گسترده‌ای در محیط بین‌المللی و منطقه‌ای داشت. دولت عراق نیز واکنش تند‌تری در ابعاد مختلف جنگ از خود نشان داد. ایالات متحده آمریکا، این پیروزی را که به استقرار نیرو‌های ایرانی در کنار مرز‌های کویت انجامیده بود، تهدید عمده برای منافع خود قلمداد کرد و در سطح منطقه دست به تحرکات گسترده دیپلماتیک زد.

در کتاب «عملیات والفجر ‌٨ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» با اشاره به مطلب فوق آمده است: جرج بوش، معاون رییس جمهور آمریکا به کشور‌های عربستان، بحرین، عمان و یمن شمالی سفر کرد و با مقامات این کشور ها دیدار کرد. «ریچارد مورفی»، معاون وزیر خارجه آمریکا نیز با طارق عزیز، وزیر امور خارجه عراق ملاقات کرد. مهم‌ترین محور گفت‌وگو در این دیدار‌ها، موضوع جنگ ایران و عراق بود. همچنین آمریکایی‌ها اعلام کردند در صورت به خطر افتادن تردد کشتی‌ها در خلیج فارس، وارد عمل می‌شوند و با همین دستاویز، چهار قایق خود را به بهانه تضمین امنیت کویت، گشت زنی و محافظت از سواحل کویت وارد شمال خلیج فارس کردند.

علاوه بر این، آمریکا در صدد برآمد تا با هماهنگی شوروی، خط مشی جدیدی را در برابر جنگ ایران و عراق اتخاذ کند، شولتز، وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد:«میان دو ابرقدرت برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق، ابتکار تازه‌ای در جریان است».(‌٢٦)

وی همچنین گفت: « در این مذاکرات (در استکهلم ) واشنگتن و مسکو به این توافق رسیدند که پایان یافتن جنگ به نفع آمریکا و شوروی است». (‌٢٧)

اقدام دیگر مقامات آمریکایی، تلاش برای تصویب قطعنامه‌ جدیدی علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل و همچنین تلاش برای کاهش قیمت نفت بود. آنها همچنین به کمک رسانه‌های غربی با متهم کردن ایران به تروریسم و جوسازی درباره‌ خرید‌های تسلیحاتی، موج جدیدی را علیه ایران به راه‌انداختند. رادیو آمریکا در این باره، به نقل از نشریه واشنگتن تایمز اعلام کرد: « ایران ‌٧٧ موشک زمین به زمین و ‌٦٠ موشک زمین به هوا که قادر هستند هواپیماهای میگ – ‌٢٣ و میراژ اف -1 را سرنگون کنند، از سوریه و کره‌ شمالی تحویل گرفته است.»(‌٢٨)

نشریه انگلیسی آبزرور نیز نوشت: «ایران به تازگی از انبار‌های اروپایی ‌١٠ هزار موشک ضد تانک تاو ساخت آمریکا را به بهای هر فرند ‌١٦ هزار دلار خریداری کرده است.» (‌٢٩)

انستیتو مطالعات استراتژیک لندن نیز اعلام کرد: «چین در ماه مارس ‌١٩٨٥ میلادی با فروش معادل ‌٦/١میلیارد دلار تسلیحات از جمله ‌١٤ فروند جت شناسایی جی – ‌٦٠ ، ‌٢٠٠ دستگاه تانک‌ تی – ‌٥٩ ، سلاح ضد تانک، موشک‌انداز و موشک‌های زمین به هوا به ایران موافقت کرده است.» (‌٣٠)

اتحاد جماهیر شوروی (سابق ) نیز پس از عملیات والفجر ‌٨ به موضع‌گیری در برابر جنگ پرداخت. از نظر گرومیکو « موضع گیری شوروی در جنگ قابل تغییر نیست، چه وقتی که عراق وارد (خاک) ایران شد و چه حالا که ایران وارد (خاک ) عراق شده است» مقامات شوروی، جنگ را بی‌معنی و غیرضروری خواندند و تاکید کردند که جنگ باید هرچه زودتر قطع شود. (‌٣١)

به علاوه شوارد نادزه، وزیر خارجه شوروی و همچنین معاون وزیر خارجه‌ این کشور با مقامات دیدار و گفت‌وگو کردند. مقامات رسمی شوروی در واکنشی جانبدارانه از عراق، گفتند که مسکو از پیشنهاد‌های صلح صدام برای پایان جنگ پشتیبانی می‌کند.( ‌٣٢)

دبیرکل سازمان ملل متحد از کشور‌های آمریکا و شوروی خواست که از نفوذ خود استفاده کرده و جنگ را پایان دهند. رییس شورای امینت نیز با تصریح این مطلب که ایران این جنگ را علیه عراق ادامه داده است، همین درخواست را عنوان کرد.

در حالی که موفقیت ایران در عملیات والفجر ‌٨ رو به تثبیت پیش می‌رفت، شورای امنیت قطعنامه جدیدی را در تاریخ ‌٢٤ فوریه ‌١٩٨٦ به شماره ‌٥٨٢، درباره‌ جنگ به تصویب رساند. در بند ‌٣ این قطعنامه آمده است:

«دبیرکل از ایران و عراق بخواهد دو کشور بی‌درنگ در زمین دریا و هوا، آتش بس را رعایت کرده و بلافاصله تمام نیرو‌های خود را تا مرز‌های بین‌المللی شناخته شده به عقب بکشند.» (‌٣٣)

این قطعنامه در حالی به تصویب رسید که در قطعنامه‌های قبلی شورا، در برابر حملات زمینی، دریایی و هوایی عراق تنها به اظهار تاسف، آن هم بدون ذکر نام عراق، اکتفا شده بود، قطعنامه ‌٥٨٢ بلادرنگ مورد موافقت عراق قرار گرفت، اما وزارت خارجه‌ جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به این مصوبه در ‌١٧ اسفند ‌١٣٦٤ طی بیانیه‌ای اعلام کرد: «عدم موضع‌گیری صریح و قاطع در این زمینه ( تعیین متجاوز ) نشانگر آن است که شورا هنوز اراده سیاسی لازم را در این زمینه ندارد. بر این اساس آن قسمت از قطعنامه که به کل موضوع جنگ و خاتمه مناقشات مربوط می‌شود، ناقص و بی‌اعتبار و غیرقابل اجرا است. ... اولین قدم برای حرکت به سمت حل عادلانه جنگ، محکومیت صریح عراق به عنوان متجاوز است. (‌٣٤)

کشورها و سازمان‌های عربی نیز نگرانی خود را از پیروزی ایران آشکار کردند. عربستان سعودی در اقدامی جانبدارانه از عراق به ترکیه پیشنهاد داد: در صورتی که این کشور روابط تجاری خود را با ایران قطع کند، ضرر و زیان مالی آن را به عهده می‌گیرد.

همچنین شاه اردن به میانجیگری میان عراق و سوریه برای آشتی دادن دو کشور پرداخت و شورای همکاری خلیج فارس نیز در ‌١٣ اسفند ‌١٣٦٤ تشکیل جلسه داد و علیه ایران موضع‌گیری کرد.

مهم‌ترین واکنش غرب و متحدان منطقه‌ای عراق در برابر این عملیات، کاهش قیمت نفت بود که با هدف کاستن از توان اقتصادی و درآمد ارزی جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت. این کاهش تا مرز بشکه‌ای شش دلار ادامه یافت.

عربستان و دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با افزایش تولید و اشباع بازار، نقش بسزایی در ایجاد این وضعیت داشتند.

عربستان این اقدام خود را با عنوان استراتژی سهم بازار توجیه می‌کرد و با این عمل یک تا دو سال قیمت نفت را پایین نگه داشت.(‌٣٥)

از دست دادن فاو، چنان فشار مضاعفی را در سطوح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی بر رژیم عراق وارد کرد که این رژیم به اقدامات وسیع سیاسی – نظامی دست زد. مهم‌ترین اقدام عراق حمله به هواپیمای مسافربری ایران بود که حامل چند تن از نمایندگان مجلس و شخصیت‌های سیاسی از جمله آیت‌الله محلاتی، نماینده امام خمینی (ره) در سپاه بود ، همچنین حمله به قطار مسافربری در ایستگاه هفت تپه خوزستان، حمله به مرکز اقتصادی و صنعتی با تاکید بر منابع( پایانه خارک، پالایشگاه‌ها و ...) و نیز اجرای عملیات های محدود تهاجمی موسوم به استراتژی دفاع متحرک از دیگر تلاش‌های عراق در این زمینه به شمار می‌روند.

پیدایش وضعیت جدید می‌توانست موجب تغییرات اساسی در جنگ و عملیات نظامی و بالطبع ایجاد دگرگونی‌هایی در منطقه خاورمیانه شود، از این رو بازتاب پیروزی ایران در فاو، در مقایسه با مقاطع پیشین جنگ، تنها با اوضاع پس از فتح خرمشهر قابل مقایسه است.

***بازتاب‌ها

نحوه‌ برخورد رسانه‌های غربی با پیروزی‌های رزمندگان اسلام همواره یک روند ثابت و منظم داشت. این رسانه‌ها با نزدیک شدن زمان عملیات گسترده سالانه ایران که معمولاً در زمستان هر سال انجام می‌گرفت، اخبار و تحلیل‌های خود را درباره منطقه‌ عملیات آینده ارائه می‌دادند و سعی می‌کردند از این طریق ضمن هشیار کردن دشمن، تصمیم گیرندگان نظامی و سیاسی ایران را دچار تزلزل و تردید کنند.

با آغاز عملیات و کسب موفقیت‌های اولیه، فعالیت‌ این رسانه‌ها بر ضعیف و کم اهمیت جلوه دادن پیروزی‌های ایران معطوف می‌شد، در نبرد فاو، تا یک هفته پس از شروع عملیات، فرماندهان نظامی عراق و نیز کارشناسان و ناظران سیاسی – نظامی غرب درباره‌ توانایی ایران در حفظ و تثبیت منطقه تصرف شده ابراز تردید می‌کردند؛ چنانچه روزنامه‌ تایمز لندن نوشت:

«آنها قبلاً نیز به پیروزی کوتاه مدتی دست یافته‌اند، لیکن تاکنون ثابت شده که توانایی حفظ آن و اجرای عملیات طولانی با تمام ویژگی‌های لجستیکی را که لازمه آن است، ندارند.» (‌٣٦)

رادیو آمریکا نیز در تاریخ ‌٢٥/١١/٦٤ نظریه فوق را به نقل از خبرنگار صدای آمریکا به گونه‌ای دیگر مطرح کرد: «حملات تهاجمی ایران نشان می‌دهد که ایران در هیچ یک از پیکارهای گذشته‌اش پیروزی قابل ملاحظه‌ای به دست نیاورده است.» (‌٣٨)

در این باره، سفیر عراق در ژاپن در مصاحبه به روزنامه یومیوری گفت: «این بار هم مثل گذشته از هم پاشیدن و در هم کوبیدن نیرو‌های ایرانی به چند ساعت وقت احتیاج دارد و بس .» (‌٣٨)

اما یک هفته بعد از پیروی ایران و مقاومت نیروهای جمهوری اسلامی در برابر پاتک‌های وسیع دشمن و ناتوانی عراق در عقب راندن رزمندگان اسلام، به تدریج لحن رسانه‌های تبلیغاتی قدرت‌های بزرگ نیز تغییر کرد. نبرد والفجر ‌٨ اوضاع سیاسی منطقه را دچار دگرگونی شدید ساخت و وسایل تبلیغاتی جهان را مجبور کرد تا با حساسیت بیشتری مسایل ناشی از پیروزی‌های ایران را دنبال کنند.

به همین جهت از این پس شاهد توجیه علل ناتوانی عراق در بازپس گیری فاو و موکول کردن آن به تغییر اوضاع جوی هستیم.

«آنتونی کردزمن» یکی از کارشناسان امور خاورمیانه‌ای آمریکا در جنگ تحمیلی، معضل اصلی عراق را در فاو چنین بیان می‌کند: «مشکل اصلی عراق آن است که نمی‌خواهد متحمل تلفات شود، در صورتی که ایران به خصوص در حمله‌ اولیه آمادگی پذیرش تلفات سنگین را دارد. از جمله مشکلات هر جنگ آن است که نمی‌توان بدون تحمل تلفات دست به ضد حمله زد. معمولا تلفات در ضد حمله پنج تا ده برابر آن در حالت تدافعی است. عراق ترجیح می‌دهدبه جای تحمل تلفات سنگین، بخش‌های کوچکی از خاک خود را از دست بدهد.» (‌٣٩)

روزنامه واشنگتن‌پست نیز نظریات کردزمن را به گونه‌ای دیگر بیان کرده است: «بزرگترین مشکل عراقی‌ها، اجتناب آنها از متعهد ساختن پیاده نظام خود به دفع حملات ایران است. آنها به جای این امر، استفاده از آتش توپخانه، بمباران جت‌های جنگنده و آتش راکت هلی‌کوپتر‌های جنگی را انتخاب کرده‌اند. چنین جنگ‌هایی احتیاج به انگیزه شدید و تعهد کامل سربازان دارد که به نظر کارشناسان، در ارتش عراق نقصان آن مشهود است. بنابر اظهار یکی از تحلیلگران نظامی، مجموعه‌ای از ملاحظات سیاسی در عراق به فرماندهی نظامی فشار وارد می‌کند و عمده تصمیم بر آن است که از دادن تلفات زیادی که باعث نارضایتی‌های سیاسی داخلی شود، اجتناب گردد.» (‌٤٠)

عراق در منطقه فاو به لحاظ غافل‌گیری در مکان و تاکتیک، در برابر رزمندگان اسلام دچار انفعال شد، لذا به رغم تلاش‌هایی که انجام داد، نتوانست در عقب راندن رزمندگان اسلام موفقیتی کسب کند.

***اعتراف به شکست

با گذشت زمان و تثبیت موقعیت‌ نیرو‌های خودی در منطقه‌ فاو و به دنبال گزارش‌های رسانه‌های غربی، سخن فرماندهان و مسوولان عراق نیز رفته رفته تغییر کرد. توانایی جمهوری اسلامی در پشتیبانی رزمندگان و پشتیبانی هوایی منطقه عملیات و تامین آتش پشتیبانی، سرانجام عراقی‌ها را که ابتدا حتی حضور رزمندگان اسلام در منطقه فاو را تکذیب می‌کردند، مجبور ساخت تا ضمن اعتراف به شکست در این نبرد، بازپس گیری آن را بسیار مشکل و دور از دسترس قلمداد کنند. در اوضاع جدید، عراقی‌ها دیگر قادر به انکار حضور رزمندگان اسلام در منطقه فاو نبودند، تا آنجا که «لطیف جاسم» وزیر اطلاعات عراق در مصاحبه‌ با «القبس» گفت: «مساله تصرف منطقه‌ فاو از سوی ایرانیان به حدی آشکار بود که دیگر نمی‌توانستیم آن را منکر شویم و برای ما ممکن نبود که اعلام کنیم ایران وارد فاو نشده است.» (‌٤١)

عراقی‌ها به ناتوانی خود برای بازپس گیری فاو نیز اعتراف نمودند: «عدنان خیرالله» وزیر دفاع وقت عراق در مصاحبه‌ای اعلام کرد: «باز پس گرفتن شبه جزیره فاو از دست ایرانیان دشوار است. وجود باتلاق‌ها و نمک‌زار‌ها در این سرزمین، مانع اصلی عملکرد واحد‌های عراقی هستند.» (‌٤٢)

«ماهر عبدالرشید» نیز در این باره گفت: «فکر نمی‌کنم به این زودی‌ها عراق بتواند در پس گرفتن فاو کسب موفقیت سریعی را پیش‌بینی بنماید.»(‌٤٣)

در عین حال که عراق در آن وضعیت برای پاز پس گیری فاو توانایی نداشت، لیکن به لحاظ ارزش منطقه تصرف شده، به این مساله واقف بود که تنها باز پس گرفتن فاو می‌تواند مجددا توان را به سود عراق بازگرداند.

خبرنگار رادیو بی بی سی اهمیت فاو برای عراق می‌گوید: «باز پس گیری شبه جزیره فاو هنوز برای عراق یک اولویت کلی است و اگر عراق نتواند فاو را بگیرد، ممکن است روحیه معنوی و موقعیت صدام به طور خطرناکی ازبین برود.»(‌٤٤)

بدین ترتیب، عراق به ناچار و از موضع ضعف موقتاً از بازپس‌گیری فاو چشم پوشید و این مساله را به زمان دیگری موکول و رسما اعلام کرد که در موقعیت فعلی قادر به بازپس‌گیری فاو نیست. اعترافات رسمی عراقی‌ها و توقف اقدامات عملی آنها موجب گردید رود تحولات سیاسی – نظامی جنگ مورد ارزیابی مجدد قرار گیرد. در واقع تا پیش از این به تثبیت منطقه تصرف شده در دست نیرو‌های ایران با تردید نظر می‌شد و به توانایی عراق برای باز‌پس‌گیری آن امیدواری زیادی وجود داشت، لیکن اعتراف عراق به این ناتوانی، انعکاس نامطلوبی به زیان عراق داشت.

رادیو آمریکا به نقل از ناظران سیاسی غرب در این باره گفت:«عراق ظاهرا تصمیم گرفته است که کوشش‌های خود برای بازپس‌گیری فاو، به خاطر تحمل بهای گزاف نظامی- سیاسی، دست بکشد.»(‌٤٥)

هفته‌نامه «لوموند» چاپ فرانسه نیز در تحلیلی نوشت: «در ستاد ارتش عراق پذیرفته شده که بازپس‌گیری فاو طولانی و پرهزینه خواهد بود.» (‌٤٦)

***توجه به برتری نظامی رزمندگان اسلام

با تثبیت موفقیت‌های رزمندگان اسلام در منطقه عملیاتی فاو، طی دو ماه و نیم جنگ و مقاومت با اکثر یگان‌های ارتش عراق و زبده‌ترین آنها، موقعیت برتر نظامی جمهوری اسلامی مورد تایید جهان قرار گرفت. قبل از فتح فاو، در عین حال که به دلیل تهاجم‌های پی در پی رزمندگان ابتکار عمل در دست ایران بود، اما عدم تثبیت مناطق تصرف شده موجب گردیده بود که از نظر نظامی چنین ارزیابی شود که عراق به دلیل برتری هوایی، آتش توپخانه‌ و لجستیک در اتخاذ مواضع دفاعی موفق بوده و توانسته است کنترل اوضاع را در اختیار داشته باشد، اما تصرف فاو و ناتوانی عراق در بازپس گیری، نطقه پایانی بر تاکیدات پیشین مبنی بر توانایی نظامی عراق بود.

یک هفته نامه نظامی در این زمینه نوشت: «تا پیش از حمله‌ ایران به بندر متروکه فاو، چنین تصور می‌شد که عراقی‌ها کنترل اوضاع نظامی را در دست دارند.»(‌٤٧)

خبرگزاری یونایتدپرس نیز به نقل از منابع اطلاعاتی خبری گفت: «تهاجم ایران به فاو بزرگرتین مشکل نظامی عراق در ‌٥ سال جنگ است. (‌٤٨)

همچنین خبرگزاری رویتر به نقل از دیپلمات‌ها گزارش داد: «موفقیت‌های اخیر ایران به تصویر توفق نظامی عراق که به دقت رسم شده بود، آسیب رسانده است. تغییرات نظامی بیشتر به زیان عراق، می‌تواند به حکومت بغداد لطمه وارد سازد.» (‌٤٩)

بنابراین، علاوه بر آن که فتح فاو موقعیت نظامی عراق را تضعیف و متزلزل کرد، متقابلا موجب توجه جدی قدرت‌ها خارجی به برتری نظامی رزمندگان اسلام شد.

خبرگزاری رویتر به نقل از کارشناسان سیاسی و نظامی در خلیج فارس، اعلام کرد: «حملات موفقیت‌آمیز ایران به عراق برای اولین بار به ایران امتیاز نظامی بخشیده است و می‌تواند نقطه عطفی در تاریخ جنگ پنج و نیم ساله خلیج فارس باشد.» (‌٥٠)

‌٢٥- خبرگزاری جمهوری اسلامی ‌٢٣/١/١٣٦٥

‌٢٦- خبرگزاری جمهوری اسلامی ‌٣١/٤/١٣٦٥

‌٢٧- خبرگزاری جمهوری اسلامی ‌٢١/٥/١٣٦٥

‌٢٨- خبرگزاری جمهوری اسلامی ‌١٢/٧/١٣٦٥

‌٢٩- خبرگزاری جمهوری اسلامی ‌٦/٢/١٣٦٥

‌٣٠- خبرگزاری جمهوری اسلامی ‌٢/٣/١٣٦٥

‌٣١- خبرگزاری جمهوری اسلامی ‌٢٧/٣/١٣٦٥

‌٣٢- خبرگزاری جمهوری اسلامی ‌١١/١٢/١٣٦٤

‌٣٣- خبرگزاری جمهوری اسلامی ‌٩/٦/١٣٦٥

‌٣٤- روزنامه اطلاعات ‌٦/١٢/١٣٦٤

‌٣٥- عباس هدایتی خمینی، شورای امنیت و جنگ تحمیلی، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی،‌١٣٧٠، ص ‌١٠٩

‌٣٦- خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه گزارش‌های ویژه، ‌٢٩/١١/١٣٦٤

‌٣٧- دفتر مرکزی خبر، نشریه «رادیوهای بیگانه» ‌٢٦/١١/١٣٦٤ رادیو آمریکا

‌٣٨- اداره کل مطبوعات خارجی وزارت ارشاد اسلامی، نشریه «بررسی مطبوعات جهان» شماره ‌١٠٦٧، ‌٣/١٢/١٣٦٤

‌٣٩- خبرگزاری جمهوری اسلامی «نشریه گزارش‌های ویژه» ‌٣/١٢/١٣٦٤

‌٤٠- خبرگزاری جمهوری اسلامی «نشریه گزارش‌های ویژه» ‌١٨/١٢/١٣٦٤، رادیو آمریکا.

‌٤١- خبرگزاری جمهوری اسلامی «نشریه گزارش‌های ویژه»، ‌٢١/١/١٣٦٥

‌٤٢- اداره کل مطبوعات خارجی وزارت ارشاد اسلامی نشریه «بررسی مطبوعات جهان» شماره ‌١٠٩٩،‌١٣/٣/١٣٦٥،زوددویچه سایتونگ (چاپ آلمان) ‌٣١ مارس ‌١٩٨٦.

‌٤٣- خبرگزاری جمهوری اسلامی «نشریه گزارش‌های ویژه» ‌٨/١٢/١٣٦٤

‌٤٤- دفتر مرکزی خبر نشریه رادیوهای بیگانه ‌٤/١٢/١٣٦٤

‌٤٥- روزنامه ابرار، ‌١٤/١٢/١٣٦٤

‌٤٦- ماخذ شماره ‌٣٨ به نقل از لوموند هفتگی، فوریه ‌١٩٨٦

‌٤٧- خبرگزاری جمهوری اسلامی «نشریه گزارش‌های ویژه»، ‌٣١/١/١٣٦٥ به نقل از هفته‌نامه یو اس نیواندورلد ریپورت چاپ آمریکا.

‌٤٨- روزنامه کیهان ‌١٧/١٢/١٣٦٤

‌٤٩-خبرگزاری جمهوری اسلامی «نشریه گزارش‌های ویژه» ‌١٥/١٢/١٣٦٤

‌٥٠- همان.

منبع: سایت ایسنا

جمعه 1 بهمن 1389  3:57 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:8 سال دفاع مقدس

 
بیستم بهمن ماه سالروز آغاز عملیات والفجر 8
 

عملیات بزرگ والفجر 8 با رمز یا زهرا (س) در جبهه جنوب در منطقه فاو و در وسعت 800 کیلومتر مربع از بیستم بهمن ماه 1364 آغاز شد. در این عملیات هزاران تن از نیروهای ایرانی از رودخانه خروشان اروند رود گذشتند و در اولین روز عملیات، شهر مهم فاو را در جنوب شرقی عراق فتح کردند.

در فاصله صدور قطعنامه 540 تا قطعنامه 582 چندین عملیات دیگر توسط نیروهاى ایران صورت گرفت که مهمترین آنها عملیات والفجر 8 بود که در تاریخ 20/11/64 در منطقه فاو آغاز و منجر به تصرف شهر فاو در خاک عراق و قسمتهاى دیگرى از منطقه مربوطه به وسعت 700 کیلومتر مربع گردید.

والفجر 8، یکى از موفق ترین عملیات هاى جنگى ایران بود که آثار نظامى، سیاسى و روانى مهمى بر عراق و منطقه و حتى معادلات جهانى در قبال جنگ گذاشت. با این عملیات ارتباط دریایى مستقیم عراق با خلیج فارس ‍ قطع شد و نیروهاى ایران به بصره و مرز عراق با کویت نزدیک شدند.

اثر این عملیات آن چنان بود که چند روز پس از آن، شوراى امنیت به درخواست عراق و سایر اعضاى گروه هفت اتحادیه عرب تشکیل جلسه داد.

جلسات شورا دو هفته به طول انجامید و طى آن عده اى از اعضاى اتحادیه عرب و نیز دبیرکل اتحادیه (شاذلى قلیبى ( در سخنرانیهاى خود ایران را متجاوز خواندند و خواستار اجراى فصل هفتم منشور در مورد جمهورى اسلامى ایران شدند. ایران در بحثهاى شورا شرکت نکرد ولى نظرات خود را به طور مستقیم از طریق دبیر کل و بعضى از اعضاى شورا مطرح کرد.

به هر حال قعطنامه اى که در اصل توسط گروه اتحادیه عرب پیشنهاد شده بود، با تغییراتى در عبارات و کلمات در تاریخ 24 فوریه 1986 (5/12/1364) در جلسه 2666 شورا به اتفاق آرا و به نام قطعنامه 582 تصویب گردید.

در بند چهارم این قعطنامه آمده بود:

 - شورا درخواست دارد که مبادله اسراى جنگى ظرف مدت کوتاهى پس از توقف مخاصمات با همکارى کمیته بین المللى صلیب سرخ انجام گیرد.

براى اولین بار بود که مساله اسراى جنگى مطرح مى شد و علت آن افزایش ‍ تعداد اسراى عراقى نسبت به تعداد اسراى ایرانى بود.

این قعطنامه نیز همانند قعطنامه هاى قبلى جنبه توصیه داشت. فاصله زمانى صدور قطعنامه 552 تا قطعنامه 582 یک سال و هشت ماه و بیست و پنج روز و تا قطعنامه 540 دو سال و 3 ماه و 26 روز است .

در خلال این مدت طولانى، چندین عملیات نظامى از سوى ایران صورت گرفت که از آن میان عملیات خیبر و والفجر 8 ، نتایج چشمگیرترى داشتند.

شوراى امنیت به فاصله دو روز پس از شروع عملیات والفجر 8 بحث خود را در مورد جنگ عراق با ایران آغاز کرد که منجر به صدور قطعنامه 582 شد.

بدین ترتیب مى توان گفت که عوامل مهم در تعیین زمان صدور قطعنامه582 عملیات والفجر 8 و تصرف فاو به وسیله قواى ایران بوده است. جمهورى اسلامى ایران در اظهار نظر راجع به قطعنامه 582 اعلام داشت :

آن قسمت از قطعنامه که به کل موضوع جنگ و خاتمه خصومتها مربوط مى شود، ناقص، بى اعتبار و غیر قابل اجرا است .

تا زمانى که شورا قادر نباشد به رغم اعمال نفوذ برخى از اعضاى دائم که بر اتخاذ مواضع یکطرفه اصرار مى ورزد مواضع عادلانه و صحیح مبتنى بر مسئولیت ادامه جنگ بر عهده شورا است .شورا عراق را در حمله به خاک ایران محکوم نکرده است. قطعنامه به لزوم حل مسالمت آمیز اختلافات اشاره دارد، ولى از نقض همه جانبه این اصل توسط عراق در هجوم به ایران ذکرى نکرده است .

در مورد کاربرد سلاح شیمیایى در قطعنامه برخورد ملایم ترى از موضع گیرى قبل شورا (بیانیه آوریل 1985) شده است. شوار در مورد حمله به هواپیماى مسافربرى و تهدیدات امنیت هوایى و حمله به مناطق مسکونى مى بایست موضعگیرى محکمترى مى کرد. به هر حال جمهورى اسلامى ایران آماده است در زمینه رعایت مقررات بین المللى با دبیر کل سازمان ملل متحد همکارى نماید.

عراق اعلام داشت چنانچه دولت ایران قطعنامه 582 را رسماً و بدون قید و شرط قبول و اجرا کند، عراق نیز آماده است آن را اجرا نماید. به این ترتیب این قطعنامه نیز بى اثر ماند

 
جمعه 1 بهمن 1389  3:58 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:8 سال دفاع مقدس

حماسه فاو در گفتگو با سردار علایی

مهمترین نوآوری عملیات فاو که اکنون در دانشگاههای علوم نظامی برجسته دنیا تدریس می شود این بود که ایران با عبور بیش از 2500 غواص از اروند خط اول دشمن را بدون تیراندازی شکست.

* ضرورت اجرای عملیات والفجر8 در آن زمان چه بود؟

- سردار حسین علایی : در سال 1364 ما در شرایطی قرار داشتیم که برای ادامه جنگ باید اقدام مهمی را جهت کمک برای رفتن ایران به سمت خاتمه جنگ انجام می دادیم و مسئولین تصور می کردند که با انجام عملیاتهای نظامی مؤثر علیه رژیم صدام می توان شرایطی را فراهم کرد که ارتش بعثی عراق در حدی تحت فشار قرار گیرد و با تصرف منطقه ای از عراق صدام را وادار کنند در برابر خواسته های ایران تسلیم شود و ما بتوانیم جنگ را در شرایط برتر به پایان ببریم. هرچند تا آن مرحله ما سرزمین ایران را از دست دشمن آزاد کرده بودیم اما برای ختم جنگ هیچ چارچوبی تعیین نشده بود، یعنی نه صدام اعلام کرده بود که قرارداد 1975 را - که در آغاز جنگ پاره کرده بود- قبول دارد و نه مذاکره ای صورت گرفته بود تا به چارچوبی برای خاتمه جنگ برسند و نه سازمانهای بین المللی مثل شورای امنیت و یا دیگر کشورها پیشنهادی را ارائه کرده بودند تا چارچوبی باشد برای اینکه ایران حداقلهایی از خواسته هایش را تأمین یافته ببیند و بتواند جنگ را خاتمه دهد . مهمترین خواسته این بود که «چه کسی جنگ را آغاز کرد؟» الان برای همه روشن است که عراق جنگ را آغاز کرد چون سازمان ملل به طور رسمی اعلام کرد، اما در آن زمان برای اینکه بر ایران فشار آورند هیچکس نمی گفت که جنگ را صدام آغاز کرده حتی در درون ایران هم به گونه ای شرایط را فراهم کرده بودند که این ابهام ایجاد شود که نکند اقدامات ایران باعث جنگ شده است. نکته بعدی این بود که کسی که جنگ را آغاز کرده مسئولیت حقوقی در قبال خسارات دارد و سوم اینکه شرایطی فراهم شود که ایران مطمئن شود که دیگر جنگی از سوی رژیم بعثی عراق آغاز نخواهد شد.

* آیا از طریق مذاکرات سیاسی نمی شد به چارچوبی برای پایان جنگ دست پیدا کرد؟

- این کار از راه سیاسی امکانپذیر نبود و یا حداقل ما اطلاعی نداریم که از راه سیاسی چه اقدامی شده است. آنچه که ما مطلع هستیم این است که مسئولین سیاسی احساس می کردند که اگر در موضع توانایی نظامی و برتری نظامی نسبت به رژیم بعثی عراق قرار نداشته باشند امکان توافق سیاسی هم وجود ندارد. راه حل پایان جنگ هم اینطور بود که یا رژیم صدام سقوط کند یا صدام خواسته های ایران را بپذیرد و یا مذاکره و مصالحه ای صورت گیرد و یا یک گروه واسطه ای بتوانند طرفین را به تفاهم برسانند که هیچکدام از این اتفاقات در آن زمان رخ نداد. از سوی دیگر، رژیم عراق که در جبهه های جنگ شکست خورده بود جنگ را به دریا و تا حدی به شهرها کشانده بود. بنابراین برای اینکه ایران بتواند فشارهای نظامی رژیم بعثی را در دریا و خارج از جبهه های جنگ زمینی پاسخ دهد و هم اینکه اقدام مؤثری برای کمک به پایان جنگ بکند تنها باید عملیات می کرد.

* اهمیت منطقه فاو و اهداف این عملیات چه بود؟

- در مقدمه باید بگویم که ارتش عراق می دانست که ما می خواهیم عملیات کنیم و همه جای جبهه ها را بر روی ما برای عملیات بسته بود یعنی پدافند محکمی با عملیات مهندسی، حصارهای دفاعی متعددی از موانع طبیعی، میدانهای مین، کانال، سیم خاردار و ... ایجاد کرده بود و چون ایران قدرت زرهی، مکانیزه و هوایی نداشت و عمده توانش روی نیروهای پیاده رزمنده داوطلب بسیجی بود که حاضر بودند همه کاری بکنند تمام توان این قوا صرف شکستن خط می شد، پس ما باید دنبال منطقه ای می گشتیم تا می توانستیم در آن عملیات بکنیم.

شرط ما در آن زمان این بود که منطقه ای را از نظر نظامی انتخاب کنیم که نیروهای ارتش عراق در آن سرزمین خوب نتواند بجنگند و ارتش عراق به سرعت نتواند از زرهی، توپخانه و هواپیمایی اش استفاده کند و از طرفی ما با توجه به توانمندیهایمان بتوانیم در آنجا بجنگیم و به سرعت هدف را تصرف کنیم و نکته بعدی این سرزمین باید ارزش سیاسی، نظامی، اقتصادی و حقوقی مهمی هم داشته باشد که با این اوصاف تنها جایی که با این شرایط توانستیم پیدا کنیم منطقه فاو بود.

با انجام عملیات در فاو ما در برتری نظامی و برتری سیاسی- روانی نسبت به ارتش عراق قرار می گرفتیم که می توانستیم آن را عامل فشار برای ختم جنگ به حساب بیاوریم. نکته بعدی این است که فاو تنها جایی بود که امکان عملیات برای ما وجود داشت چرا که ارتش صدام به صورت منطقی تصور می کرد اجرای عملیات در اینجا غیر ممکن است، به خاطر اینکه رودخانه عظیمی به نام اروند رود جلویش است که عبور از این رودخانه صرف نظر از عبور نفرات، عبور چند لشکر از این مکان و پشتیبانی و تدارکات با مشکل مواجه می شد، اما ما با بررسیهایمان متوجه این تصور عراق شدیم و با توجه به روش غافلگیری مطمئن شدیم که اگر در اینجا عملیاتی انجام دهیم موفق می شویم. علاوه بر اینها قبل از تصرف فاو، عراق از طریق پایگاه موشکی که در این منطقه داشت مسیر عبور کشتیهای ایران به سمت بندر امام خمینی را با موشک بمباران می کرد و کشتیها را می زد که تا آن زمان بیش از 90 فروند موشک به کشتیهای ایران زده بودند و به دهها فروند کشتی ایران آسیب رسانده بودند که با تصرف این منطقه پایگاههای موشکی را نیز گرفتیم. یا پیش از فتح فاو، عراق دو اسکله نفتی البکر و الامه را تبدیل به اسکله نظامی کرده بود که با تصرف فاو پشت اسکله ها را بستیم و دیگر به راحتی نمی توانستند کار بکنند.

* نتایج این عملیات چه بود؟

- منطقه فاو انتهای عراق به سمت دریاست و به صورت مثلثی است که دو طرف آن دریا و آب است و یک طرفش خشکی است. نیروهای ایران از یک سمت آن را قطع کرده و آن منطقه را تصرف کردند که نتایج حقوقی، نظامی، سیاسی، اجتماعی و بین المللی برای ما داشت از جمله نتیجه نظامی این عملیات این بود که دشمن را در جبهه ای که خود انتخاب کرده بودیم درگیر کرده و بسیاری از توان دشمن در آنجا منهدم شد- که اگر این عملیات انجام نمی شد ممکن بود دشمن با آن توانش در جایی دیگر به ما حمله کند- ارزش حقوقی آن هم تصرف کامل اروند رود بود (صدام وقتی می خواست جنگ را آغاز کند قرار داد 1975 را پاره کرد و گفت که خط مرزی تالوت را در اروند رود قبول ندارم و با تصرف کامل اروند رود توسط ایران فلسفه جنگیدن او با ما که اختلافات مرزی بود اصلا زیر سوال می رفت چراکه صدام می گفت آمدم مرزم را زیاد کنم کل منطقه را از دست دادم).

ارزش اقتصادی آن هم این بود که ارتباط کشور عراق با دریا به طور کامل قطع شد و نداشتن ارتباط با دریا برای یک کشور به معنی محاصره در خشکی است و خیلی خسارت وارد می کند. از نظر بین المللی، با تصرف این منطقه مهم، کشورهای حامی صدام ازجمله آمریکا، شوروی و دیگر قدرتهای اروپایی که تمایل داشتند صدام پیروز شود و کشورهای عربی که پول در اختیار عراق می گذاشتند احساس می کردند به رژیم صدام مأموریت داده بودند که انقلاب اسلامی را تحت فشار قرار دهد حالا قدرتی که انقلاب اسلامی بر اساس جنگیدن به دست آورده توانایی دارد جنگ را به سمت سرزمین دشمن هدایت کرده و فضای جنگ را به نقطه ای که آنها حساسند یعنی خلیج فارس بکشاند و این شوکی بود برای آنها که نمی توانند مثل گذشته تصور کنند که ارتش عراق پیروز خواهد شد این جنگ ممکن است برنده ای داشته باشد که آن برنده آغاز گر جنگ نبوده بلکه ایران باشد.

به همین دلیل پس از عملیات فاو آمریکا شعار «نه برنده و نه بازنده» را در سیاستهای خود مطرح کرد. چون با شکست صدام احتمال این را می دادند که با توانی که ایران پیدا کرده ممکن است شرایط به گونه ای پیش رود که رژیم صدام در عراق سقوط کند (وقتی ارتش صدام ضربه بخورد ممکن بود قیامهایی که بعدا صورت گرفت انجام می شد و این رژیم سقوط می کرد). پس از این عملیات یک زمینه فکری برای خیلی ها ایجاد شد که باید به سمت ختم جنگ رفت و اینکه جنگ فرسایشی علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه پیدا کند معلوم نیست که ایران نتواند این جنگ فرسایشی را تبدیل به جنگ فعال ضد حاکمیت و هستی نظام صدام جلو ببرد.

* چرا خیلی از فرماندهان عالی رتبه مخالفت شدیدی با اجرای این عملیات به صورت گسترده داشتند؟

- آنها معتقد بودند که این عملیات به دلیل اینکه عقبه مناسب ندارد و ما وقتی از اروند عبور کنیم و حتی منطقه را گرفتیم پشت سرمان رودخانه عظیمی به نام «اروند» است و پشت ما جزیره ای است به نام «آبادان» و آن طرفش رودخانه ای به نام « بهمن شیر» است و ما از نظر عقبه در محاصره طبیعی زمین هستیم و حل مشکلات عملیات با توجه به سوابقی که در نظر داریم معمولا به سادگی امکانپذیر نیست و ما نمی توانیم به اندازه کافی قایق، هلی کوپتر و آتش توپخانه و... فراهم کنیم پس با انجام آن یک فاجعه بزرگ رخ می دهد و با تصرف این منطقه ممکن است دشمن تمام عقبه های ما را با هواپیما ببندد و پلها و امکانات را بزند و نیروهای ما در محاصره اسیر شوند.

حرف آنها منطقی بود چون وقتی عملیات انجام شد صدام گفت : " ایرانیها در کیسه ای گیر کرده اند که من در این کیسه را می بندم و همه را می گیرم" صدام معتقد بود که در منطقه فاو پشت سر ایرانیها یا دریا یا رودخانه است و آن طرف در جزیره آبادان تنها مسیر عبور پیاده درست از نقطه شهر آبادان که نزدیک اروند و به جبهه دشمن قرار دارد می تواند با آتش توپخانه و هواپیما آنجا را ببندد و تمام این نیروها در منطقه محاصره می شوند. مسئله دیگر که مخالفت فرماندهان ایران را در این منطقه به دنبال داشت استفاده دشمن از سلاحهای شیمیایی بود که می گفتند ما قادر نیستیم نیروهای تازه نفس جایگزین کنیم و اتفاقا رژیم صدام در این عملیات بزرگترین حملات شیمیایی دوران جنگ را در منطقه و عقبه ها انجام داد و ما نیز آسیب جدی دیدیم.

*چگونه این تصمیم با این شدت مخالفت اجرایی شد؟

- در آن زمان ما از نظر منطقی دو راه بیشتر نداشتیم یا اعلام بکنیم که جنگ به بن بست رسیده و دیگر نمی شود جنگید یا اینکه اگر قرار است بجنگیم یک منطقه ای با این مشخصات وقتی رویش مطالعه شد و بررسی شد که امکان عملیات است باید مشکلاتش را حل کرد. فرمانده سپاه و برخی از موافقین عملیات معتقد بودند اینها مشکلات عملیات است و ما باید آن را حل کنیم و اینها به عنوان مانع اجرای عملیات تلقی نمی شوند و آن دوستان دیگر که از فرماندهان خوشنام و برجسته جنگ بودند می گفتند ما قادر به حل مشکلات بنا بر تجربیات قبلی نیستیم. به همین خاطر شما می بینید برخی از فرمانده هان فعلی و فرماندهان برجسته ای که به شهادت رسیدند در مرحله اول عملیات حضور نداشتند، یا قرارگاه نجف که یکی از قرارگاههای خوب بود در این مرحله حضور نداشت.

* طراحی عملیات بر اساس چه سازو کاری صورت گرفت؟

- کار طرح ریزی عملیاتها به این صورت بود که ما قرارگاههای مختلفی داشتیم و یک قرارگاه مرکزی به نام خاتم الانبیاء(ص) به طور جداگانه در ارتش و سپاه وجود داشت. همه قرارگاهها بر روی عملیاتها مطالعه می کردند و بر اساس اطلاعات بخشهای اطلاعات عملیاتها تجزیه و تحلیل می شد و نتایج بحثها در قرارگاه مرکزی سپاه و ارتش مورد بررسی قرار می گرفت و جلسات متعددی بین فرماندهان مختلف رده های متفاوت برگزار می شد و بر اساس شرایط و ویژگیهای جبهه و توانایی خودمان و تواناییهای دشمن نتیجه گرفته می شد. برای عملیات فاو اواخر بهار 1364 حدود 7 ماه قبل از عملیات جلسه ای در تهران با حضور همه فرماندهان در ستاد مرکزی تشکیل شد و بحث شد که ما با این شرایط کجاها می توانیم عملیات کنیم و حدود 10 نقطه در سراسر جبهه از شمالغرب تا دهانه فاو در خلیج فارس که بیش از 1200 کیلومتر است بررسی شد که کجاها امکان عملیات است و طی بررسیها به این نتیجه رسیدند که عملیات در مناطق شمالغرب ارزش نظامی، سیاسی و... که بتواند در این شرایط فشاری بر رژیم صدام وارد کند، ندارد. پس منطقه عملیات در جنوب آمد و از آن 1200 کیلومتر 800 کیلومترآن کنار گذاشته شد، در این 400 کیلومتر هم قبلا عملیات انجام داده بودیم و برایمان آشنا بود و نقاطی که قابل عملیات بود یکی هور بود ( ادامه عملیات خیبر و بدر) یکی منطقه شلمچه ( همان منطقه ای که در سال 65 عملیات کربلای 5 انجام شد) یکی هم منطقه فاو و عبور از اروند بود. در این بررسیها فرماندهان همنظر می شدند ولی تصمیم نهایی را فرمانده کل سپاه می گرفت. برای عملیات فاو فرمانده کل سپاه به این نتیجه رسید که تنها جایی که می توانیم عملیات کنیم اینجاست و شروع کرد به تمرکز قوا در این منطقه.

* تا چه زمان فاو در تصرف ایران بود؟

- عملیات والفجر 8 در 20 بهمن 64 با موفقیت پس از 75 روز درگیری شبانه روزی با تصرف کامل فاو انجام شد و ایران اوایل سال 67 این منطقه را از دست داد. به این دلیل که در شرایط آخر جنگ تعادل قوا به هم خورد یعنی تمام نیروی تهاجمی ما که سپاه باشد درگیر دفاع شده بود و توان نظامی ما به اندازه سیر صعودی توان دشمن رشد پیدا نکرد. بنابراین نیروهای ما در سرزمینهایی که گرفته بودیم پراکنده شده بودند و باید اینها دفاع می کرند. وقتی توازن قوا به هم خورد نیروهای صدام توانستند از فرصتی که ما قوای خود را به منطقه شمالغرب برای اجرای عملیات والفجر 10 برده بودیم استفاده کرده و در اینجا که توان پدافندی ضعیف شده بود به فاو حمله کنند.

*مهمترین نوآوری و ابتکار در عملیات والفجر8 چه بود؟

- مهمترین نوآوری در عملیات فاو خود طرح ریزی مانور عملیات است که چگونه بتوان خط دشمن را بشکنید و منطقه دشمن را تصرف کنید . این یک نوآوری است که اکنون در دانشگاههای علوم نظامی برجسته دنیا تدریس می شود. برای شکستن خط عبور از اروند پیش بینی شده بود ولی عبور از اروند شیوه های مختلف دارد ( با ناوچه، قایق، آتش توپخانه) ،اما ایران با شیوه بدون آتش با عبور غواصان و در سکوت خط را شکست که این تاکتیک بسیار مؤثری بود چرا که بیش از 2500 غواص شب اول از اروند عبور کردند و خط اول دشمن را به گونه ای شکستند که برخی از این غواصان بدون تیراندازی، خط را گرفتند. اینکه در چه زمان غواص را عبور دهید و در شرایطی که آب در بالاترین سطح و ساکن باشد و بین فاصله جزر و مد این کار باید انجام شود که موانع عمده خط زیر آب برود و غواصان با کمک آب بتوانند از موانع عبور کنند و به سنگرهای دشمن برسند و در چه ساعتی باید انجام شود که دشمن در شرایط ناهشیار باشد این کار بزرگی است، عبور این 2500 نفر عدد بالایی است که دشمن متوجه نشود و اگر متوجه شد و تیراندازی کرد چگونه باید عبور کنند که اینها جزء تاکتیکهای ویژه ای است که انجام شد به همین خاطر است که شکستن خط فاو تاکتیکی بسیار زیبا و آموختنی است.

*یکی از مشکلاتی که فرماندهان مخالف این عملیات اشاره کردند بحث پشتیبانی بود در این خصوص چه کردید؟

- برای پشتیبانی در مرحله اول از قایقهای کوچک استفاده شد و برای هر لشکری یگان دریایی تشکیل شد که دارای بیش از 100 فروند قایق بودند. علاوه بر آن سه نوع پل پیش بینی شده بود. دو پل شناور و یک پل ثابت. پلهای شناور که در هفته های اول عملیات توسط نیروهای ویژه زده شد، پلی بود که شب ها زده می شد و روز قبل از طلوع آفتاب جمع آوری می شد. پل ثابت سه ماه پس از عملیات بر رود زده شد( شما توجه داشته باشید این پل در دریا با ساحل نامناسب و در حال جنگ ظرف این مدت کوتاه چقدر سخت می تواند باشد) و همزمان با عملیات پیش بینی شده بود که از طریق بندر ماهشهر با یدک کش برخی از امکانات را از اروند رود عبور بدهند و به فاو برسانند .رژیم بعث عراق هر روز بمباران می کرد و از توان هوایی خود خیلی استفاده کرد و به همین دلیل بیشترین هواپیمای دشمن در این عملیات ساقط شد.

*ارزیابی شما از نوع دیپلماسی ایران در طول دوران دفاع مقدس چیست؟

- دیپلماسی ایران قبل از جنگ فعال نبود. به نظر می رسد که این دیپلماسی فعال نبود تا بتوانند این علائمی که از آغاز جنگ حکایت می کند را به صورت تهاجمی در سطح دنیا و در مراجع بین المللی مطرح کنند که ما چنین مسئله ای را به یاد نداریم. پس از آغاز جنگ ایران خیلی تلاش کرد اما آیا این بهترین دیپلماسی بود که انجام شد که برخی بر آن ابهام دارند. فعالیت درخوری در این زمینه را اطلاع ندارم که انجام شده یا نه. اطلاعاتی از فعالیت قوی دستگاه دیپلماسی ایران در این دوران ندارم و یا اطلاعاتی منتشر نکردند که ما متوجه شویم که چقدر اینها تلاش کرده اند. غیر از دستگاه دیپلماسی شرایط جهانی نیز اهمیت دارد، شرایط جهانی به طوری است که آمریکا و دیگر اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل با ما مخالف هستند و اجرایی کردن قطعنامه 598 تمایل اعضای دائم شورای امنیت را نیاز دارد.

* نظر شما درباره دستاوردها دفاع مقدس چیست؟

- ما در جنگ پیروز شدیم. شاید در برخی از عملیاتها ناموفق بودیم اما در کل پیروز شدیم، به این دلیل که اولا صدام به هیچ یک از اهدافی که اعلام کرد نرسید. حداقل هدفش این بود که قرارداد 1975 ملغی شود که بعدا خودش نامه نوشت و اعلام کرد که این قرارد داد را قبول دارد و حداکثر هدفش این بود که رژیم جمهوری اسلامی ایران تغییر کند و حکومتی همسوی آمریکا و نظام صدام در ایران به کار آید که چنین اتفاقی نیز نیفتاد. صدام حتی یک میلیمتر از خاک ایران را نتوانست در اختیار خود قرار دهد و ایران با تلاش نظامی و فداکاری ملت نه با کار دیپلماسی صدام را از سرزمین خود بیرون کرد پس ایران پیروز شد و صدام و حامیان آن شکست خوردند.

اما ما دستاوردهای بزرگ دیگری هم در دوران جنگ داشتیم که مهمترین آن این است که ما به یک توان بازدارنده رسیدیم. یعنی اینکه قدرتهای دنیا که با ایران مسئله دارند و هر موقع ممکن است بگویند، گزینه نظامی بر روی میز ماست به این نتیجه رسیدند که نمی توان با ایران به سادگی جنگ کرد و اگر آمریکاییها ظرف این چند سال حرف از تهدید نظامی زدند و اقدامی نکردند به خاطر جنگ 8 ساله است و احساس می کنند ایرانیها قادرند از هیچ توان بسازند. نکته بعدی این است که ما توانستیم در حوزه صنعت نظامی خیلی پیشرفت کنیم. درآغاز جنگ نمی توانستیم راکت آرپی جی 7 که 300 متر برد دارد بسازیم و عراق با موشک فراک با برد 70 کیلومتر دزفول و شهرهای ایران را می زد.

در کشورهای خاورمیانه تنها کشوری که عمده نیازمندیهای نظامی خود را از درون صنعت نظامی و توانمندی خود تأمین می کند ایران است. بقیه کشورها تمام وابسته به خارج هستند، البته ایران نسبت به کشورهای دیگر وابستگی کمتری دارد و بسیاری از سلاحهایی که می تواند از خارج بگیرد برنامه ساخت را در داخل طراحی می کند. دانش نظامی ما در حوزه تاکتیک و طرح ریزی هم در حوزه استراتژیک نظامی و صنعت نظامی افزایش پیدا کرده که علاوه بر این عمده ترین دستاورد جنگ 8 ساله دستاوردهای معنوی است که ما از زمان جنگ تا کنون با توان معنوی دوران دفاع مقدس کشور را اداره کرده ایم.

* نظرتان در مورد سخنان اخیر آقای طالبانی درباره قرارداد 1975 الجزایر چیست؟

- این حرف سیاسی است و مسئولین باید آن را جدی تلقی کنند و بعید نیست آقای طالبانی این حرف را به تحریک آمریکا زده باشد.

منبع: خبرگزاری مهر

جمعه 1 بهمن 1389  4:00 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:8 سال دفاع مقدس

حربه هاي نفتي و نظامي آمريكا و عربستان عليه ايران پس از عمليات والفجر8 افشا شد

مدتی پس از آن برخی از سران مرعوب عرب در کمال وقاحت و بی شرمی، استفاده از سلاح نفت را به صلاح بشریت! ندانسته واز زیر بار این مسؤولیت شانه خالی کردند. اما دنیا شاهد است که پس از فتح شهر فاو توسط لشکر 25کربلای مازندران و شکسته شدن ابهت دشمن، آمریکا، عربستان و دیگر بانیان رژیم متجاوز بعثی در اشکال نظامی و خصو صاً حربه افزایش میزان صدور نفت بر ملت ایران فشارهای طاقت فرسایی وارد نمود.
پس از عملیات های بزرگ والفجر8 و کربلای5 ، آمریکایی ها و دیگر متحدان رژیم عراق که سقوط این کشور را با روند موجود حتمی می پنداشتند، دست به چاره جویی زده و راههای مختلف را برای عدم پیروزی ایران در جنگ مدّنظر قرار دادند. از جمله ی این راهها، تضعیف توان اقتصادی ایران برای ادامه جنگ بود. در این زمینه و با تحرک آمریکایی ها، دولت وقت عربستان سعودی به نیابت از آمریکا وارد عمل شد: «یکی از اقدامات حاد پس از عملیات والفجر8 برای فشار بر ایران، افزایش شدید عرضه ی نفت در بازار جهانی بود که عربستان سردمداری این جریان را به عهده داشت.این امر موجب سقوط بی سابقه قیمت نفت گردید و درآمد ایران در سال 1365 به کمتر از 6میلیارد دلار رسید ...(1) »
با اقداماتی از این دست، توان اقتصادی ایران مورد هدف قرار گرفت تا در نتیجه از پیروزی ایران در جنگ جلوگیری شود. علاوه بر آن، مدتی بعد در سال 66 و اوایل 67، حملات پی در پی هوایی عراق به کشتی های حامل نفت ایران که با حمایت آمریکا انجام می شد، ضربه دیگری بر اقتصاد ایران وارد کرد. نشریه نظامی جینز دیفنس چاپ لندن در این زمینه می نویسد: «درآمد ارزی ایران به علت سقوط ارزش دلار و کاهش صادرات نفت به دلیل حملات پی در پی عراق به کشتی های حامل نفت ایران، کاهش یافت. (2) » علاوه بر ضربات کمرشکن به اقتصاد ایران، آمریکایی ها در جمیع جهات عراق را یاری دادند تا امکان پیروزی ایران را به صفر برسانند، لذا جانانه به حمایت از عراق، در تمامی میدان های سیاسی، نظامی، اقتصادی، تبلیغاتی و ... وارد عمل شدند. آنچه که کمک آمریکا به عراق را در بازپس گیری فاو مسجّل می سازد، نگرش کلی آمریکا در رابطه با ایران بود. آمریکایی ها پس از جریان مک فارلن و شکست طرح رابطه با ایران، به سوی عراق متمایل گشتند و از آن پس عراق از حمایت همه جانبه ی آمریکا برخوردار شد و کمک های آمریکابه عراق در سقوط فاو،از جمله ی این حمایت ها است. شرین هانتر، معاون بخش خاورمیانه ای مرکز مطالعات بین المللی و استراتژیک دانشگاه جورج تان آمریکا، طی مصاحبه ای با رادیو آمریکا، در مورد سیاست آمریکا در این باره می گوید: «بعد از ماجرای مک فارلن، سیاست آمریکا بطور کلی و صد درصد جانب طرفداری از عراق را دارد ... از این زمان سیاست آمریکا مبنی بر زیاد کردن فشار بر ایران بطور مستمر بوده است. (3) »
سیاست هایی از این نوع به آمادگی و توان نظامی ایران صدمات قابل ملاحظه ای زد. با چنین زمینه سازی هایی، عراق طرح بازپس گیری فاو را با کمک های همه جانبه ی آمریکایی ها آماده ساخت. در این زمینه نشریه لوس آنجلس تایمز می نویسد: «آمریکایی ها در تعیین استراتژی عراق برای بازپس گیری فاو و ارائه تاکتیک های نظامی و ماکت سازی شبیه فاو (برای تمرین بازپس گیری فاو) مشارکت داشته اند. (4) »
آمریکایی ها علاوه بر آن، اطلاعات ماهواره ای از مواضع ایران را نیز در اختیار عراقی ها قرار دادند: «جمع آوری اطلاعات بسیار دقیق از مواضع استقرار نیروهای ایران در منطقه فاو با استفاده از عکس های هوایی، ماهواره ای و کمک های اطلاعاتی آمریکا و ... (5) »
با همکاری هایی در این سطح و اندازه، درحالی که ایران در آستانه ی برگزاری انتخابات مجلس سوم و فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بود و نیروهای خودی پس از انجام عملیات والفجر10 به شهرهای خود بازگشته بودند «ارتش عراق در ساعت 5 بامداد روز یکشنبه 28 فروردین 1367 با اجرای آتش تهیه ی سنگین در سراسر خطوط و عقبه ی یگان های خود در فاو و اجرای حمله ی شیمیایی به صورت گسترده، تهاجم خود را به فاو آغاز کرد. (6) »
سردار محسن رضایی فرمانده ی وقت سپاه پاسداران درمورد کسب آمادگی عراق برای حمله به فاو می گوید: «عراق برای حمله به فاو 26 ماه زیرسازی های لازم را به عمل آورده بود. (7) » فرمانده اسبق گارد ریاست جمهوری عراق نیز در این زمینه می گوید: «... در طول دو سال گذشته ما بطور مستمر اطلاعات لازم را از نحوه ی آرایش نیروهای ایرانی دریافت می کردیم ... وسایل مورد نیاز و امکانات لجستیکی و پشتیبانی در طی این 2 سال فراهم شد و در چند نوبت، نیروهای شرکت کننده، مانور لازم را انجام دادند. (8)»
عراقی ها برای این حمله استعداد شگرفی را آماده ساخته بودند. نشریه بررسی در این زمینه می گوید: «استعداد نیروهای دشمن در این عملیات بالغ بر 48 تیپ، بیش از 1200 تانک و نفربر و 35 گردان توپخانه با سازمان سپاه هفتم و سپاه گارد بود. (9) »در حالیکه در این سوی خط اوضاع بدین گونه بود: «در غروب روز 27 فروردین 67 استعداد نیروهای خودی از یک لشکر تجاوز نمی کرد. (10) » «6 الی 7 گردان در خط و پنج گردان در احتیاط و 15 گردان توپخانه (11) » و بدین گونه فاو سقوط کرد.
محمد حسین منصف ـــ بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس مازندران
واحد تحقیقات و اسنادمازندران

*****

(1) به نقل از کتاب ـ ارتباطات و امنیت ملی در جنگ ایران و عراق ـ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ـ ص169
(2) مجله جینز دیفنس 21/1/67 ـ گزارش های ویژه خبرگزاری 13/1/67
(3) رادیو آمریکا 3/2/67 ـ گزارش های ویژه خبرگزاری ج.ا 4/2//67 ـ کتاب پایان جنگ ص81
(4) به نقل از کتاب ـ ما اعتراف می کنیم ـ محمد صفری ـ حوزه هنری ـ ص60
(5) به نقل از کتاب پایان جنگ ـ سیری در جنگ ایران و عراق ـ 5 ـ بررسی مطبوعات جهان ـ اداره کل مطبوعات و رسانه های خارجی وزارت ارشاد ـ نشریه شماره 1317 ـ 4/3/67 به نقل از الدستور چاپ انگلستان ـ 7 مه 1988 ، 17/2/67 ـ ژنرال موگان کارشناس نظامی فرانسوی
(6) سند شماره 697 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ـ گزارش سقوط فاو ـ اسفند 67 ـ ص67
(7) منبع: سردار محسن رضایی ـ درس های تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق ـ دانشکده فرماندهی و ستاد دافوس ـ دوره عالی جنگ 26/11/74
(8) منبع: خبرگزاری ج.ا گزارشهای ویژه 27/2/67
(9) منبع: معاونت سیاسی سپاه پاسداران ـ نشریه بررسی ـ اردیبهشت 67 ـ ص15
(10) منبع: پنج
(11) منبع: سند شماره 697 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ـ اسفند 67 ـ ص67 
جمعه 1 بهمن 1389  4:01 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:8 سال دفاع مقدس

تحلیل عمليات والفجر ۸ - معركه كمرشكن

عملیات والفجر ۸ در ششمین سال جنگ تحمیلى و در روز ۲۰ بهمن سال ۱۳۶۴ در مرز جنوبى استان خوزستان و در جنوب جزیره آبادان، در منطقه فاو، در آن سوى رودخانه اروند رود، محدود به منطقه رأس البیشه و خورعبدالله صورت گرفت. این عملیات در منطقه بسیار حساسى انجام شد، زیرا از یک طرف در مرز اروند رود قرار داشت که رژیم بعثى عراق به بهانه تسلط بر آن، جنگ با ایران را آغاز کرده بود و از طرفى در تنها مسیر ارتباطى کشور عراق با دریاى خلیج فارس قرار داشت و ارتباط بندر ام القصر را از طریق خورعبدالله با خلیج فارس برقرار مى کرد.
از سوى دیگر تنها اسکله هاى نفتى عراق به نام هاى البکر و الامیه در محدوده این منطقه قرار دارند. زمین منطقه عملیات نیز یکى از زمین هاى پیچیده جنگى و عملیاتى، در آن زمان بود، به طورى که شامل انواع عوارض زمین از جمله رودخانه، نهر، نخلستان، باتلاق، چولان، جاده، روستا، شهر، ساحل، نمک زار، دشت، اسکله و بندر مى شد. براى طراحى عملیات در این منطقه، علاوه بر آن که باید توانایى هاى دشمن را در نظر گرفت باید جنگ با عوارض طبیعى زمین را نیز مورد توجه قرار داد؛ عوارضى مانند رودخانه، نهر، نخلستان، باتلاق و ... . همچنین طراح عملیات باید جنگ با عوارض مصنوعى ایجاد شده در زمین را هم مد نظر قرار مى داد، عوارضى مانند انواع موانع، سیم خاردار، میله هاى خورشیدى شکل و میدان هاى مین. از طرفى تاکتیک سپاه در طرح ریزى عملیات، پرهیز از تک جبهه اى و تلاش براى دور زدن دشمن و یا نفوذ عمیق و ایجاد رخنه گسترده در خطوط دشمن بود، لذا طرح ریزى عملیات با توجه به محدودیت هاى نحوه تدارک نیروها و نیز چگونگى انجام پشتیبانى از نیروهاى عمل کننده به دلیل محاصره بودن زمین منطقه عملیات از سوى رودخانه اروند رود از سویى و نیز دریاى خلیج فارس از سوى دیگر، یکى از پیچیده ترین طرح ریزى هاى نظامى و تاکتیکى محسوب مى  شد. اگر برترى هوایى ارتش بعثى و نیز قدرت تحرک و توان جابه جایى یگان هاى دشمن نیز بر مشکلات فوق افزوده شود، برنامه ریزى و طراحى چنین عملیاتى از اطلاعات بسیار دقیق و بهنگام و نیز از طرح مانور درخور و مناسبى حکایت مى کند. با مطالعه بر روى نحوه برنامه ریزى و چگونگى انجام عملیات والفجر ،۸ مشخص مى شود فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى توانسته اند با استنباط صحیح از وضع دشمن، این عملیات را طراحى و به اجرا در آورند. بنابراین، پیاده کردن دانش و خبرگى فرماندهان این عملیات مى تواند کمک شایانى به مدل سازى آن و توسعه بازى جنگ و سناریو سازى براى نبردهاى احتمالى آینده کند.

اهداف عملیات
مهم ترین هدف این عملیات، دستیابى به یک پیروزى قاطع از نظر نظامى در آن شرایط زمانى در جبهه هاى جنگ بود تا بدین وسیله دولتمردان و سیاستمداران کشور براى حل مسأله جنگ و پایان دادن به نبردها از راه سیاسى، بتوانند از قدرت مانور بیشترى برخوردار شوند. آقاى هاشمى رفسنجانى در صفحه ۸۸ کتاب «بى پرده با هاشمى رفسنجانى» مى گوید: فاو عملیاتى بود که براى ختم جنگ طراحى کرده بودیم. هدف هم این بود که از جاده ساحلى به ام القصر برویم.
بنابراین انجام نبرد فاو در آن شرایط زمانى، مورد نیاز مسئولان کشور بود و اجراى عملیات والفجر ،۸ مى توانست روحیه جدیدى را براى فرماندهان و طراحان عملیاتى به وجود آورده و موجب نشاط رزمى در آنان شده و همچنین قدرت دفاعى و عملیاتى رزمندگان اسلام را بالا برده و یک بار دیگر نشان دهد به کارگیرى ابتکار عمل، قدرت و تفکر و کسب اطلاعات صحیح از دشمن مى تواند برترى در صحنه نبرد را به همراه داشته باشد و دشمن را منفعل کند. از طرفى به لحاظ موقعیت جغرافیایى شمال خلیج فارس و منطقه فاو عملیات والفجر ۸ از اهداف سیاسى و نظامى ویژه اى برخوردار بود که مهم ترین نتایجى که از آن حاصل شد، عبارت بودند از:
۱ـ تصرف شهر فاو و تأسیسات بندرى آن
۲ـ تصرف بخش انتهایى اروندرود و تسلط بر قسمتى دیگر از آن
۳ـ تأمین خور موسى و امکان تردد کشتیرانى امن به بندر امام خمینى(ره)
۴ـ تهدید بندر ام القصر، محل استقرار ناوگان نیروى دریایى عراق
۵ـ تأمین امنیت کشتیرانى در شمال خلیج فارس و کمک به امنیت جزیره خارک
۶ ـ انهدام HY2 در رأس البیشه و یا تصرف سکوهاى پرتاب موشک هاى ضد سطحى
۷ـ انسداد مسیر تردد ناوگان نظامى و تدارکاتى رژیم بعثى عراق به خلیج فارس از طریق خور عبد الله
۸ـ ایجاد فشار روانى بر کشورهاى عضو شوراى همکارى خلیج فارس براى قطع حمایت هاى مالى، نظامى، سیاسى و تبلیغاتى از رژیم صدام.

روش هاى اِعمال غافلگیرى
براى پیروزى در هر نبردى غافلگیر کردن دشمن و فریب وى یکى از اصول اساسى و عوامل مهم رسیدن به موفقیت است. به میزان اهمیت هر عملیات و نیز شرایط برترى دشمن، رعایت اصل غافلگیرى مى تواند کمک زیادى به رسیدن به نتایج مطلوب کند. دشمن باید هم در تشخیص مکانى که قرار است نبرد در آن صورت گیرد غافلگیر شود و هم از زمان وقوع آن اطلاع نیابد و هم نباید از تاکتیک ها و روش هاى عملیاتى که قرار است در درگیرى از آن استفاده شود، آگاهى یابد. بنابراین قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) براى غافلگیر کردن دشمن اقدام هاى زیر را انجام داد:

طرح ریزى عملیات فریب
از آنجا که قبلاً نبردهاى خیبر و بدر در منطقه هورالهویزه از سوى رزمندگان اسلام انجام شده بود لذا با تشکیل قرارگاهى به نام «قرارگاه عملیات فریب» به دشمن نشان داده شد که عملیات بزرگ بعدى قواى اسلام در این منطقه صورت خواهد گرفت. بدین منظور رفتارها به گونه اى تنظیم شد که شواهد و قرائن تک، به دشمن نشان داده شود. لذا اقدام هاى زیر صورت گرفت :
الف) نقل و انتقال تجهیزات نظامى و نیروهاى رزمنده در شرایط علنى و نیز استتار شده و ستون کشى هاى ظاهرى و مکرر بخصوص چند روز قبل از آغاز عملیات والفجر
ب) تقویت خطوط اول و استقرار نیروهاى اطلاعات عملیات به منظور برخورد و دستگیرى نیروهاى نفوذى و اطلاعاتى دشمن
ج) استقرار سایت موشکى پدافند هوایى هاگ در منطقه عمومى هور که به مفهوم آمادگى قواى اسلام براى یک عملیات جدید است
د) اقدام به شناسایى مواضع دشمن و کسب اطلاعات از یگان هاى ارتش بعثى مستقر در این منطقه

برنامه ریزى براى اجراى تک پشتیبانى
از آنجا که قرار بود همزمان با عملیات سپاه در منطقه فاو، ارتش جمهورى اسلامى ایران نیز در هر منطقه اى که مى تواند با لشکرها و تیپ هاى سازمانى خود به انجام تک مستقل بپردازد، به طرح ریزى عملیات اقدام کند، بنابراین تک در محور شلمچه و منطقه چزابه که در دستور کار ارتش قرار گرفته بود به عنوان تک پشتیبانى براى عملیات سپاه در فاو، محسوب مى شد. البته اجراى عملیات سپاه در فاو هم، نقش تک پشتیبانى براى عملیات ارتش را ایفا مى کرد. قرار بر این بود که عملیات در هر یک از محورهاى ارتش و سپاه که موفق شد به عنوان تلاش اصلى قلمداد شده و محور بعدى به عنوان تک پشتیبانى محسوب شود. از آنجا که پیشروى در محور شلمچه به دلیل نزدیکى آن به شهر بصره براى دشمن بسیار خطرناک تلقى مى شد، بنابراین چنانچه یگان هاى ارتش مى توانستند خط اول دشمن در این ناحیه را به تصرف خود درآورند، باعث عدم جابه جایى فورى واحدهاى ارتش بعثى به سمت منطقه تلاش اصلى مى شد. البته، متأسفانه تک ارتش در شلمچه قرین موفقیت نشد.

طرح ریزى عملیات محدود
فرماندهى کل سپاه با به کارگیرى بخشى از توان یگان هایى که در مرحله اول عملیات والفجر ۸ براى آنها مأموریتى پیش بینى نشده بود در منطقه ام الخصیب واقع در روبه روى شهر خرمشهر و جزیره بوارین واقع در خاک عراق، عملیاتى را طراحى کرد تا یگان هاى دشمن در این منطقه را درگیر نگه داشته و از امکان اعزام فورى آن ها به منطقه اصلى عملیات در جبهه فاو جلوگیرى کند. لازم به ذکر است که بلافاصله پس از آغاز عملیات در منطقه فاو، این یگان ها به آن ناحیه اعزام شدند.

عملیات حفظ اطلاعات
از آنجا که باید آماده سازى منطقه تلاش اصلى عملیات که در فاصله ۸۰ کیلومترى جنوب شرقى آبادان قرار داشت براى دشمن پوشیده باقى مى ماند، لذا شدید ترین تدابیر حفاظت اطلاعات از منطقه خسرو آباد تا دهانه اروند رود از یک سو و از شبه جزیره آبادان تا بهمنشیر از سوى دیگر، برنامه ریزى و به مرحله اجرا درآمد. بدین منظور واحدهاى دژبانى در تمام مسیرهاى ورود به منطقه مستقر شد و از تردد یگان ها و رزمندگانى که حضورشان در این ناحیه ضرورى نبود جلوگیرى مى کردند و براى عبور خودروهاى مهندسى و یا تجهیزات جنگى و یا فرماندهان تاکتیکى فقط عبور با کارت تردد ویژه امکان پذیر مى بود. البته قبل از آن همه فرماندهان قرارگاه ها و لشکرها و تیپ ها و سایر یگان هاى پشتیبان خدمات رزمى، توجیه شده بودند که براى ترددهاى ضرورى با استفاده از تاریکى شب و با چراغ خاموش و با کمترین سر و صدا به انجام مأموریت خود بپردازند. لازم به ذکر است که با استفاده از این تدابیر ظرف سه ماه بزرگ ترین عملیات مهندسى که در شرایط عادى به دو سال وقت نیاز داشت، براى آماده کردن شرایط عملیات در مناطق نزدیک به خط تماس، انجام گرفت.

کنترل اطلاعاتى دشمن
به منظور مراقبت از شرایط دشمن و اطمینان از غافلگیر بودن وى، واحدهاى اطلاعات عملیات با استفاده از دکل هاى بلند دیده بانى که در منطقه وجود داشت به طور مرتب دشمن را زیر نظر قرار داده و تغییرات آرایشى و آمادگى وى را کنترل مى کردند. از طرفى با در اختیار گرفتن عکس هوایى از منطقه فاو که توسط هواپیماهاى RF4، صورت مى گرفت امکان بررسى بیشتر دشمن فراهم مى آمد. تمام اقدام هاى تاکتیکى دشمن رصد مى شد و میزان حجم آتش هاى وى بر روى نقشه و در یک منحنى ثبت مى شد تا تغییرات معنى دار آن از نظر هوشیارى دشمن مورد ارزیابى قرار گیرد.
پنج روز قبل از آغاز عملیات، اطراف قرارگاه مرکزى خاتم الانبیاء از سوى هواپیماهاى دشمن بمباران شد. برخى از فرماندهان این بمباران را ناشى از لو رفتن عملیات و به هم خوردن غافلگیرى ارزیابى مى کردند ولى با بررسى هاى بیشتر معلوم شد که هواپیماهاى ارتش بعثى براى حمله به نفتکشى در خلیج فارس که نفت صادراتى ایران را حمل مى کرد، اعزام شده بودند که در بازگشت از مأموریت، بمب هاى مصرف نشده را به طور اتفاقى در میان نخلستان هاى ایران رها کرده اند. چنانچه این کنترل اطلاعاتى وجود نداشت ممکن بود به اشتباه این اقدام دشمن، تفسیر غلط شده و باعث تأثیر بر روى عملیات شود.
عملیات والفجر ۸ در ششمین سال جنگ تحمیلى و در روز ۲۰ بهمن سال ۱۳۶۴ در مرز جنوبى استان خوزستان و در جنوب جزیره آبادان، در منطقه فاو، در آن سوى رودخانه اروند رود، محدود به منطقه رأس البیشه و خورعبدالله صورت گرفت.

انتخاب منطقه غافلگیر کننده
دشمن امکان عملیات در منطقه مثلث فاو را از نظر منطق کلاسیک نظامى رد مى کرد. اسناد به دست آمده پس از عملیات والفجر ۸ نشان مى دهد بخش هاى اطلاعاتى ارتش بعثى، با کمک اطلاعات دریافتى از ماهواره ها، عکس هاى هوایى و مشاهده فعالیتهاى ایران، به این نتیجه رسیده بودند که قرائن و شواهد یک تک گسترده از سوى قواى ایران در منطقه فاو و رأس البیشه وجود دارد ولى نیروهاى عملیاتى ارتش صدام با توجه به منطق نبرد، امکان عبور از رودخانه اروند رود و انجام یک تهاجم وسیع بدون داشتن پل هاى متعدد بر روى رودخانه اروند رود و نیز مشکل تدارک نیروهاى تک کننده و نیز تداوم عملیات از سوى یگان هاى مهاجم را منتفى مى دانستند و اجراى چنین عملیاتى را خودکشى بزرگ و یک اشتباه استراتژیک براى ایران، ارزیابى مى کردند.
بنابراین مى توان این گونه برداشت کرد که عامل اصلى غافلگیر شدن دشمن، عدم درک صحیح ستاد ارتش بعثى از استراتژى ایران در آن زمان و نیز برنامه ریزى هاى گسترده سپاه براى انجام یک عملیات کاملاً موفق بود.

موقعیت مکانى منطقه عملیات
زمین منطقه عملیات والفجر ،۸ شامل شبه جزیره فاومى شد که بین رودخانه اروند واقع در جنوب استان خوزستان و خلیج فارس و خورعبدالله قرار گرفته است. این سرزمین تحت تأثیر جزر و مد آب خلیج فارس و رطوبت دائم حاصل از آن و نیز نهرهاى منشعب از اروندرود قرار دارد. به همین دلیل قسمت عمده اى از زمین منطقه عملیات، باتلاقى، نمک زار و سست است و در نتیجه براى تردد خودروها و نیز تانک ها و نفربرها مناسب نیست. بخش دیگرى از زمین منطقه عملیات، پوشیده از نخلستان و نهرهایى است که این نخل ها را آبیارى مى کنند لذا تردد خودروهاى رزمى و زرهى منحصراً از طریق سه جاده اصلى آسفالته که یکى جاده ساحلى به ام القصر، و دیگرى جاده بصره- فاو و دیگرى جاده استراتژیک فاو است صورت مى گیرد و سایر نقاط براى تردد خودروها و ادوات جنگى و حتى براى رفت و آمد نفرات پیاده، مناسب نیستند و امکان گسترش یگان هاى رزمى زیاد به دلیل وضعیت و عواض زمین، وجود ندارد.
از طرفى تراکم بیش از حد یگان هاى نظامى در این منطقه موجب آسیب پذیرى آنها مى شود.
عمق آب رودخانه اروند رود، که از خلیج فارس تأثیر مى پذیرد به طور متوسط به ۸ متر مى رسید، به طورى که امکان کشتیرانى در آن را فراهم مى آورد و کشتى هاى تا ۳۰ هزار تنى قبل از آغاز جنگ در آن تردد مى کردند ولى به دلیل بروز جنگ، سال ها بود که در آن کشتیرانى صورت نگرفته بود و چون لایروبى هم نشده بود، لذا تردد کشتى ها مستلزم آب نگارى جدید مى بود ولى در عین حال براى عبور یدک کش هاى سبک و بارج هاى باربرى و نیز لنج ها به شرطى که ناخداى آنها آشنا به وضع رودخانه مى بود، مشکلى ایجاد نمى کرد. عرض این رودخانه بین ۷۰۰ تا ۱۱۰۰ متر است و پل زدن بر روى آن، شرایط ویژه اى را مى طلبید. در ساحل رودخانه، پوششى از چولان (بوته هاى بلند) و نى وجود داشت. ارتفاع چولان ها به حداکثر ۱‎/۵متر و ارتفاع نى ها به ۳ تا ۴ متر مى رسید؛ به گونه اى که انسان به راحتى مى توانست در میان آنها مخفى شود. ولى همین امر از گسترش یگان هاى مانورى در آنها، جلوگیرى مى کرد. همچنین، نخلستان هاى بزرگى در دو طرف ساحل اروندرود در سَمت خودى و دشمن وجود داشت که عمق آن بین ۲ تا ۵ کیلومتر متغیر بود و زمین اطراف آن اغلب سست و نامناسب براى تردد واحد هاى رزمى بود. این نخلستان ها، زمین منطقه عملیات را به دو قسمت مجزا تقسیم مى کرد و براى یگان هاى رزمى، محدودیت فراوانى را ایجاد مى کرد.
پس به طور خلاصه وضع منطقه عملیات یا زمین درگیرى مجموعه اى بود از عوارضى شامل: ۱- باتلاق ۲- نمک زار ۳- رودخانه ۴- نخلستان ۵- شهر ۶- روستا ۷- چولان ۸- جاده هاى آنتنى عمود بر اروندرود ۹- دریاچه نمک ۱۰- همجوارى با دریا در خورعبدالله ۱۱- نهرهاى متعدد متصل به اروند رود
عوارض طبیعى فوق سرزمین نسبتاً پیچیده اى را براى انجام یک تک موفق ایجاد کرده بود که در ترکیب با عوارض مصنوعى اى که دشمن در ساحل دور اروندرود به وجود آورده بود موجب ابهام زیادى در برنامه ریزى براى آفند در این منطقه مى گردید. ولى از آنجا که ارزش نظامى و سیاسى این منطقه براى رژیم بعثى عراق، فوق العاده مهم بود، بنابراین باید طراحان عملیات عوارض فوق را به عنوان مشکلات طرح عملیاتى ملاحظه کرده و براى فائق شدن بر آنها راهکارهاى مناسب تاکتیکى در نظر مى گرفتند. بنابراین فرماندهى قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) تصمیم گرفت تا نحوه عبور از رودخانه، چگونگى جنگیدن در نخلستان، باتلاق و شیوه درگیرى هاى شهرى را به رزمندگان لشکرها و تیپ هاى شرکت کننده در این عملیات، آموزش دهد.

وضعیت و شرایط کشور عراق در زمان عملیات والفجر
۱ـ در این سال، دولت عراق نیمى از تولید ناخالص داخلى سالانه خود، یعنى در حدود ۱۴میلیارد دلار را به خرید تسلیحات و فناورى ساخت سلاح هاى مورد نیاز اختصاص داد.
۲ـ در این سال برترى کامل نظامى ارتش بعثى برقواى ایران برقرار بوده است. استعداد نیروى هوایى آن کشور حدود ۶۰۰ فروند از انواع هواپیماهاى بمب افکن و شکارى شامل انواع هواپیماهاى توپولف، انواع میگ هاى جنگنده ۲۱ ، ۲۳ ، ۲۵ و ۲۷ و هواپیماهاى جنگى سوخوى ۵ و ۷ و جنگنده بمب افکن هاى میراژ F1 و هواپیماهاى مخصوص حمل موشک هاى ضد سطحى به نام سوپر استاندار بود که از فرانسه به همراه خلبان در اختیار گرفته بود. گفته مى شود در آن زمان، استعداد عملیاتى نیروى هوایى عراق ۶ برابر نیروى هوایى ایران بوده است.
۳ـ در این سال کمک هاى مالى کشورهاى عربى به عراق از جمله عربستان سعودى، امارات، کویت و ... کماکان ادامه داشته است و این کشورها از نظر سیاسى، اقتصادى، روانى و تبلیغاتى نیز به شدت از رژیم صدام پشتیبانى مى کردند. رژیم هایى مانند مصر و اردن نیز از نظر سیاسى، تبلیغاتى و کمک هاى نظامى در کنار صدام بودند.
۴ـ در این سال حمایت کشورهاى اروپایى از رژیم بعثى در زمینه صدور تسلیحات به این کشور افزایش یافت به طورى که فرانسه هواپیماهاى میراژ ۰۲۰۰-F1، سوپراتاندار و بمب هاى لیزرى و موشک هاى ضد کشتى اگزوسه و موشک هاى ضد رادار و نیز بالگردهاى سوپر فِرِلون مجهز به موشک هاى اگزوسه براى پرواز بر فراز خلیج فارس به منظور ایجاد توانایى در ارتش بعثى براى حمله به پایانه هاى نفتى ایران و نیز نفتکش ها را در اختیار این رژیم گذاشت. کشور آلمان نیز بر صدور فناورى ساخت سلاح هاى شیمیایى به رژیم صدام افزود. شوروى نیز کماکان تسلیحات پیشرفته خود از جمله انواع هواپیماها، بالگردها، تانک ها و نفربرها و موشک هاى زمین به زمین دور برد را در اختیار این رژیم قرار مى داد. آمریکا هم علاوه بر کمک هاى اعتبارى به انتقال اطلاعات از هواپیماهاى آواکس و نیز اطلاعات ماهواره اى به رژیم صدام، ادامه مى داد.
۵ـ در این سال ارتش بعثى، تلاش مى کرد جنگ را در خلیج فارس و از طریق حمله به نفت کش ها و بنادر نفتى ایران از جمله جزیره خارک گسترش دهد. از طرفى سعى مى کرد در جبهه هاى زمینى داراى آرایش دفاعى و نیز سیستم پدافندى قابل اعتمادى باشد و براى وارد کردن فشار روانى بر مردم ایران، به جنگ شهرها در مواقع خاصى ادامه دهد. در این سال ارتش بعثى، توانایى حمله هوایى به شهرهاى دورتر ایران را هم پیدا کرد و علاوه بر آن مراکز اقتصادى ایران را مورد حمله هوایى نیز قرار مى داد.
۶ ـ همچنین در این سال استفاده از کمک هاى اطلاعاتى آمریکا براى کنترل تحرکات نظامى ایران بخصوص از طریق هواپیماهاى آواکس مستقر در عربستان افزایش یافت.

استعداد دشمن در منطقه عملیاتى
منطقه عملیاتى والفجر ۸ در حوزه استحفاظى سپاه هفتم ارتش بعثى، قرار داشت. مسئولیت این سپاه از منطقه ابوالخصیب در جنوب شهر بصره تا رأس البیشه در دهانه اروند رود تعیین شده بود و قرارگاه تاکتیکى آن در ابوالخصیب قرار داشت. سپاه هفتم، طول خط پدافندى اروند رود را با دو لشکر ۱۵ و ۲۶ پیاده و یگان هایى از نیروى ساحلى ارتش بعثى پوشانده بود.
لشکر ۱۵ پیاده با به کارگیرى تیپ هاى ۸ ، ۱۰۴ ، ۴۰۱ ، ۴۳۶ و ۴۳۹ پیاده، دو گردان کماندویى، پنج گردان تانک و نفربر، پنج گردان جیش الشَعبى و با پشتیبانى آتشِ گردان هاى ۱۵ و ۲۰ توپخانه صحرایى، از ابوالخصیب تا جنوب سیبه- مقابل پالایشگاه آبادان- گسترش داشت.
لشکر ۲۶ پیاده نیز با به کارگیرى تیپ هاى ۱۰۷ ، ۱۱۳ ، ۱۱۰ و ۱۱۱ پیاده، ناوتیپ هاى ۷ و ۷۲ دریایى، گردان ۲۲ دفاع الواجبات، دو گردان کماندو، دو گردان تانک و نفربر، چهار گردان جیش الشعبى و با کمک آتش پشتیبانى گردان هاى ۲۲ ، ۹۴ ، ۷۹ ، ۳۳ ، ۶۳۲ توپخانه صحرایى، از جنوب زیادیه تا رأس البیشه مستقر بود.
با شروع عملیات والفجر ،۸ لشگرهاى زیر نیز به منظور تقویت یگان هایى در خط دشمن و همچنین انجام پاتک هاى فورى، وارد منطقه درگیرى شدند.
ـ لشکرهاى ۱۰ ، ۱۲ ، ۶ و ۳ زرهى

استراتژى نظامى دشمن
راهبرد نظامى دشمن در هنگام انجام عملیات والفجر ۸ براى ادامه جنگ در سرتاسر جبهه هاى نبرد، عبارت بود از:
۱ـ استراتژى دفاع مطلق در جبهه ها، به منظور از دست ندادن سرزمین و مستحکم سازى خطوط اول دفاعى با کمک فعالیت هاى شدید مهندسى و مسلح کردن زمین با انواع موانع و میادین مین و نیز تک هاى محدود به مواضع قواى ایران
۲ـ فرسایشى کردن جنگ و خسته کردن ایران، با نپذیرفتن شرایط جمهورى اسلامى ایران
۳ـ گسترش جنگ به خلیج فارس و باز کردن جبهه دریا و حمله به نفتکش ها و پایانه هاى نفتى ایران به منظور قطع درآمدهاى نفتى کشور و ایجاد فشار اقتصادى بر مردم
۴ـ توسعه جنگ به عمق کشور ایران از طریق جنگ شهرها و حمله هوایى به مراکز اقتصادى کشور با کمک دریافت هواپیماهاى دور پرواز از شوروى و فرانسه و نیز موشک هاى زمین به زمین
۵ ـ استفاده گسترده از سلاح هاى شیمیایى در جبهه هاى جنگ و بخصوص در مقابل هرگونه تهاجم و پیشروى نیروهاى ایرانى

سازمان رزم خودى
قرارگاه خاتم الانبیا(ص) هدایت و اجراى عملیات والفجر ۸ را با دو قرارگاه عملیاتى کربلا و نوح بر عهده داشت. پاسگاه تاکتیکى قرارگاه مرکزى خاتم الانبیاء با فاصله ۱۷۰۰ متر از خط مقدم و در بین نخلستان ها در پشت اروند رود احداث گردید تا بتواند از نزدیک، هدایت عملیات را بر عهده گیرد. این براى نخستین بار بود که قرارگاه مرکزى عملیات در نزدیک ترین نقطه به خط اول جبهه و زیر برد آتش هاى خمپاره دشمن، احداث مى گردید. شرایط ویژه این عملیات موجب شده بود که فرماندهى کل سپاه، قرارگاه تاکتیکى خود را در بین رزمندگان آماده براى تک، و در نزدیک ترین مکان به خط تماس با دشمن، برپا نماید.
در برنامه ریزى مانور عملیات، توجه به دو عامل به طور قابل ملاحظه اى در طرح ریزى نبرد والفجر ،۸ مؤثر بود.
۱ـ تجارب عملیات خیبر و بدر که در منطقه هورالعظیم انجام شد.
این دو عملیات نشان داد اگر مشکلات مربوط به پشتیبانى رزمى و پشتیبانى خدمات رزمى حل نشود و تدارک لازم از برنامه عملیات صورت نگیرد، تمام دستاوردهاى عملیات مورد تهدید جدى قرار مى گیرد. بنابراین استفاده از انواع پل و نیز بهره گیرى از انواع شناورهاى تدارکاتى و همچنین امکان استفاده از آتش مؤثر توپخانه باید در اولویت برنامه ریزى ها قرار گیرد و تا اطمینان از تأمین آنها، نباید اجراى عملیات آغاز شود.
۲ـ پیچیدگى ها و ویژگى هاى خاص عملیات والفجر ۸
به دلیل سختى هاى عملیات خیبر و بدر که نوعى عملیات آبى- خاکى تلقى مى شد و در نهایت همه اهداف طرح ریزى شده براى آنها، هنگام اجراى عملیات، تحقق نیافت، بنابراین برخى از فرماندهان ارشد سپاه از جمله تعدادى از فرماندهان لشکرهاى خط شکن مثل لشکرهاى امام حسین (ع) و نجف اشرف درباره این عملیات، تردید داشته و از موفقیت آن ناامید بودند به گونه اى که فرمانده کل سپاه نتوانست براى این فرماندهان و این یگان ها، مأموریت مؤثرى را در مرحله اول عملیات والفجر ۸ تعیین کند. البته آنها در مراحل بعدى عملیات فعالانه شرکت داشتند.
فرماندهان ارتش نیز در بازدیدى که از این منطقه، قبل از آغاز عملیات داشتند به این نتیجه رسیدند که انجام این عملیات امکانپذیر نیست و آن را یک طرح ناممکن مى دانستند. اگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، تجربه گرانبهاى دو عملیات خیبر و بدر در هورالهویزه را به همراه خود نداشت، قطعاً طراحى عملیات والفجر ۸ با مشکل روبرو مى شد.

مشکلات برنامه ریزى براى عملیات
در طرح ریزى مانور این عملیات چند مسأله حائز اهمیت بود که عبارتند از:
۱ـ عبور از رودخانه عریض اروند مهمترین مرحله این عملیات بود. اروندرود بزرگترین رودخانه ایران است. آب چهار رودخانه کارون، کرخه، دجله و فرات از طریق این رودخانه به خلیج فارس مى ریزد و آب خلیج فارس نیز در این رودخانه جریان مى یابد. در واقع طبیعت این رودخانه هم مانند یک خور است و هم مثل سایر رودخانه ها، آب شیرین در آن جریان دارد. آگاهى از وضع خاص اروند رود مثل جذر و مد و جریان هاى مختلف درون رودخانه در نوبت هاى خاص هفته، ساعت، شب و روز که موجب ایجاد چهار وضعیت مختلف مى شد، در برنامه ریزى براى عبور نیروهاى خط شکن بسیار حیاتى بود. در طراحى عملیات عبور غواص ها از این رودخانه عریض باید این شرایط مدنظر قرار مى گرفت و بخصوص به فاصله زمانى بین جذر و مد که بیش از ۴ ساعت به طول مى انجامید توجه مى شد. حدود ۲۵۰۰ غواص باید براى رسیدن به خط دفاعى اول دشمن با رعایت غافلگیرى در شرایط مد، از رودخانه عبور مى کردند تا به نزدیک ترین نقطه از سنگرهاى اول دشمن برسند. اگر زمان شروع عملیات به خوبى تعیین نمى شد و عبور غواص ها با شرایط جذر رودخانه مواجه مى شد باید نیروهاى خط شکن حدود ۲۰۰ متر را به صورت سینه خیز از میان باتلاق ها و موانع موجود در آن ها، عبور نمایند که در این صورت موفقیت عملیات، با ابهام مواجه مى شد.
۲ـ عملیات عبور از موانع مصنوعى و شکستن خط اول دشمن و پاکسازى سر پل به دست آمده و توسعه آن به منظور ادامه عملیات.
۳ ـ مرحله بندى عملیات و وارد کردن عمده قوا براى رسیدن به اهداف مورد نظر که نیاز به واحدهاى شناورى کافى و مطمئن داشت.
۴ـ توسعه در عمق و استفاده از موقعیت براى تثبیت اهداف به دست آمده و گسترش منطقه نبرد.
۵ ـ پدافند و مقابله با پاتک هاى دشمن براى حفظ منطقه تصرف شده.
با توجه به مشکل انتقال ماشین آلات مهندسى همزمان با عبور عمده قوا، امکان احداث خاکریزهاى مناسب براى ایجاد خط دفاعى در مقابل دشمن از اولویت ویژه اى برخوردار بود.
۶ ـ برنامه ریزى براى عدم ورود به شهر فاو و دور زدن این شهر به منظور آسیب ندیدن غیر نظامیانى که احتمالاً در شهر وجود داشتند.
۷ ـ استفاده از یگان هایى که قبلاً کمتر در خط شکنى هاى عملیات گذشته حضور داشتند به دلیل وارد نکردن فرماندهانى که اندکى ابهام در مورد موفقیت عملیات داشتند.
۸ ـ انجام عملیات در شب با توجه به این که شفافیت آب رودخانه اروند، امکان دیده شدن غواص هایى که در سطح آب حرکت مى کردند را فراهم مى آورد. از سوى دیگر دشمن گاهى اوقات از نورافکن هم براى مشاهده سطح رودخانه بخصوص در ناحیه اسکله فاو استفاده مى کرد.
۹ـ نیاز به آماده کردن عقبه یگان ها در نخلستان هاى اطراف بهمنشیر و نیز فضاى مناسب براى تمرکز نیروها قبل از آغاز تک در میان نخلستان هاى اطراف اروند رود و ایجاد اسکله ها و فضاهاى نگهدارى قایق هاى انتقال عمده قوا.
براى درک شرایط و حالت هاى مختلف اروند رود، ماه ها کار فشرده اطلاعاتى صورت گرفت و با جمع بندى اطلاعات موجود در تاریخچه این رودخانه و نیز شرایط جوى منطقه خسروآباد و فاو، در ۲۰ سال گذشته که از اداره هواشناسى گرفته شد وضع رودخانه براى طراحى عملیات، مورد مطالعه قرار گرفت.
براى اجراى عملیات عبور غواص ها از رودخانه، آموزش ها و تمرین هاى زیادى انجام شد تا شرایط روحى و جسمانى نیروهاى عمل کننده به حد مطلوب برسد. این عملیات، اوج خطر پذیرى نیروهاى انقلاب را به نمایش گذاشت. در این باره، یکى از نگرانى هاى اصلى طراحان عملیات، تأثیر جریان آب بر حرکت غواص ها هنگام عبور از رودخانه و دور شدن آنها از هدف معین واگذار شده به آنها بود.
علت استفاده از لباس غواصى نه براى حرکت در زیر آب، بلکه براى سرعت بخشیدن به حرکت نیروهاى خط شکن در داخل رودخانه با استفاده از فین هاى غواصى و نیز ایجاد حداقل گرما براى نیروها تا توان جسمانى آنها پس از عبور از رودخانه براى جنگیدن با دشمن، کاهش نیابد.
براى مرحله بندى عملیات، پى بردن به نحوه مناسب عبور از رودخانه، چگونگى شکستن خط اول دشمن و گرفتن سر پل مناسب و چگونگى هوشیارى دشمن و شیوه گسترش یگان ها در خط، قطعاً نیازمند حضور اطلاعاتى در غرب اروند رود و شناخت بیشترى از واکنش هاى دشمن بود. اما با توجه به تهیه عکس هاى هوایى، نقشه هاى نظامى و اطلاعات به دست آمده از زمین مورد نظر، مرحله بندى عملیات به گونه اى مناسب صورت گرفت و چهار مرحله براى این عملیات مشخص شد.
۱ـ عبور از رودخانه اروند و شکستن خط اول دشمن و پاکسازى سر پل به دست آمده از عناصر دشمن با کمک نیروهاى ویژه غواص.
۲ ـ تصرف شهر بندرى فاو، رسیدن به خورعبدالله و استقرار در منطقه مثلثى شکل شمال شهر فاو و استقرار در پایگاه دوم موشکى در شمال غربى شهر.
۳ ـ پیشروى یگان ها تا ابتداى کارخانه نمک و تشکیل خط دفاعى به موازات این منطقه از ساحل تا خورعبدالله.
۴ ـ رسیدن به زمین هاى انتهاى کارخانه نمک و کانال انتهاى آن، واقع در جاده ام القصر تا ساحل رودخانه اروند. مأموریت مرحله اول به عهده لشکرهاى ۷ ولى عصر(عج)۵، نصر، ۴۱ ثارالله(ع)، ۱۹ فجر، ۳۱ عاشورا، ۲۵ کربلا، ۱۴ امام حسین(ع)، و تیپ هاى ۴۴ قمر بنى هاشم(ع) و ۳۳ المهدى(عج) بود. در مرحله دوم، لشکرهاى ۲۷ محمد رسول الله(ص)، ۱۷ على ابن ابیطالب(ع) و در مرحله سوم، لشکرهاى ۸ نجف و ۳۱ عاشورا براى اجراى طرح مانور انتخاب شدند. در مرحله چهارم نیز همه یگان ها براى انجام عملیات مد نظر بودند. درباره توسعه عملیات در عمق باید به این نکته توجه داشت که در نبردهاى بزرگى که پس از فتح خرمشهر انجام شد، همواره میان عمق بخشیدن به عملیات و توان موجود از یک سو، و هماهنگى پیشروى با پشتیبانى عملیات از لحاظ مهندسى و آتش و لجستیک و… از سوى دیگر، تعارض وجود داشته است. در این عملیات توسعه در عمق و استمرار عملیات از شرایط حفظ موفقیت هاى به دست آمده بود که با استفاده از شکل زمین انجام شد. البته اگر توان پیشروى براى رسیدن تا منطقه ام القصر در اختیار بود شرایط جبهه ها دچار تحول اساسى ترى مى شد و شرایط براى تسلیم دشمن سریعتر فراهم مى شد.

مراحل اجراى عملیات
پس از این که براى مسئولان کشور مشخص شد عملیات بزرگ سال در منطقه فاو باید صورت گیرد بنابراین طرح ریزى مانور این عملیات با دقت زیادى انجام گرفت و سازمان رزم مناسب انتخاب گردید و مانور یگان ها به تصویب رسید. براى اجراى این عملیات ۱۵۰ گردان برآورد شده بود اما در نهایت عملیات با ۹۰ گردان انجام شد و امکان تأمین ۶۰ گردان باقى مانده فراهم نشد. به طور کلى این عملیات در سه مرحله متوالى زمانى به شرح زیر انجام شده است.
مرحله اول شکستن خطوط دشمن در ساحل دور اروندرود و انهدام یگان هاى مستقر در آن و پیشروى به سوى اهداف تعیین شده و تصرف آنها، که به مدت چهل و هشت ساعت به طول انجامیده است.
مرحله دوم که به مدت یک هفته انجام شده است و در آن پاکسازى مناطق تصرف شده از وجود دشمن و گرفتن غنایم و به عقب بردن اسیران و مقابله با پاتک هاى فورى دشمن با رزمندگان اسلام در این مرحله صورت گرفته و موجب تشکیل خط پدافندى در قاعده مثلث شبه جزیره فاو شده است.
مرحله سوم که نزدیک به هفتاد روز به طول انجامیده است مرحله تثبیت موفقیت هاى انجام شده و دفع پاتک هاى گسترده و با فرصت دشمن بوده است که طى آن یگان هاى خودى، ضمن انهدام یکان هاى پاتک کننده توانسته اند، قدرت دفاع رزمندگان اسلام را در مقابل پاتک هاى سنگین دشمن که با واحد هاى ویژه از جمله لشکرهاى گارد ریاست جمهورى و نیز با به کارگیرى سلاح هاى شیمیایى و سلاح هاى موشکى و حملات وسیع هوایى صورت مى گرفته است به نمایش بگذارند. در نهایت دشمن از ادامه پاتک به منظور بازپس گیرى سرزمین هاى از دست داده مأیوس شد و منطقه رأس البیشه تا فاو و از آنجا تا دریاچه نمک به تصرف رزمندگان اسلام درآمد و در نتیجه ارتباط دریایى عراق با خلیج فارس قطع شد.
فرماندهان عراقى نام این عملیات را «معرکه کمر شکن» گذاشتند، به دلیل آن که این تهاجم ، حمله اى بود که بر اثر آن «اراده» و «قدرت تلافى» دشمن در هم شکست.

شرح عملیات
عملیات در ساعت ۱۰: ۲۲ روز ۱۳۶۴‎/۱۱‎/۲۰ با رمز «یا فاطمه الزهرا(س)» از منطقه عمومى جنوب خسرو آباد تا انتهاى جزیره آبادان با عبور غواصان از اروند رود آغاز شد.
با شروع عملیات، غواص ها که از قبل به درون آب رفته و از اروند عبور کرده و در نزدیکى سنگرهاى دشمن به کمین نشسته بودند، تهاجم خود را براى شکستن خط دشمن و پاکسازى آن آغاز کردند. البته در بعضى از نقاط غواص ها با مشکلاتى در عبور از اروند مواجه شدند. از جمله غواصان لشکر۲۵ کربلا براى رفتن به سمت اسکله فاو با نور افکن هایى که دشمن بر روى سطح رودخانه روشن کرد و با تیراندازى بى هدف آن ها بر روى رودخانه مواجه شدند ولى از آن جایى که دشمن پى به وجود غواصان در آب و نیز آغاز عملیات نبرده بود، لذا پس از مدتى نورافکن هایى را که به طور آزمایشى روشن کرده بود خاموش کرد و تیراندازى متوقف شد. اکثر غواص ها براى این که در مقابل دشمن دیده نشوند آیه ۹ سوره یس را قرائت مى کردند به این شرح : «وجعلنا من بین ایدیهم سدا و من خلفهم سدا فاغشیناهم فهم لایبصرون» آنها معتقد بودند که با خواندن این آیه، خداوند به آنها کمک خواهد کرد تا از چشم دشمن مخفى بمانند. برخى از غواص ها مى گویند: پس از آن که وارد رودخانه شدیم، سطح رودخانه را موجى فرا گرفت که باعث شد سرهاى ما در میان امواج از دید دشمن مخفى بماند.
پس از رسیدن گروه اول غواصان به خط مقدم دشمن و آغاز درگیرى ها، همزمان آتش پر حجم ادوات و توپخانه صحرایى روى ساحل جنوبى اروند نیز از سوى یگان هاى مربوطه به اجرا درآمد و نیروهاى خط شکن و نیز رزمندگان دنبال پشتیبان که با کمک قایق هاى موتورى به سرعت به ساحل دور اروند رود منتقل شده بودند، به توسعه سر پل خود در محدوده هر یگان مبادرت ورزیدند.
پس از پاکسازى خط اول، باید به منظور مقابله با پاتک هاى دشمن و نیز تثبیت و تأمین سر پل اولیه، دو حرکت عمده از سوى یگان هاى خودى انجام مى شد.
۱ـ دور زدن و محاصره نمودن شهر فاو به منظور پرهیز از جنگ شهرى
۲ـ پیشروى به سمت محور ساحلى، واقع در جناح شمالى منطقه عملیات
۳ ـ پاک سازى کامل منطقه رأس البیشه به منظور ایجاد فضایى امن به منظور حرکت شناورهاى سنگین براى انتقال ماشین آلات مهندسى و نیز سایر تجهیزات پشتیبانى.
بر همین اساس، دو لشکر پرتوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، عملیات خود را با هدف پاکسازى و الحاق خط اول آغاز کردند و قبل از روشن شدن آسمان پس از درهم شکستن مقاومت هاى ضعیف دشمن، لشکر ۲۵ کربلا که مأمور تصرف شهر فاو بود، با حضور در مدخل ورودى شهر به محاصره آن پرداخت. در جنوب شهر نیز یکى دیگر از یگان ها با طى مسافت زیادى در عمق، به پیشروى خود به سمت خورعبدالله ادامه داد و در نتیجه این شهر از شمال و جنوب به محاصره یگان هاى خودى درآمد.
همزمان با اجراى عملیات اصلى در منطقه فاو، قرارگاهى که مأموریت داشت تا به منظور درگیر نگه داشتن نیروهاى دشمن در منطقه ام الرصاص اقدام به اجراى تک کرده و جزیره بُوارین را تصرف کند، موفق شد این جزیره را به تصرف خود درآورده و در حدود ۸۰درصد از جزیره ام الرصاص نیز پیشروى کند ولى به دلیل فشارهاى دشمن که تصور مى کرد محور اصلى عملیات از این منطقه است، یگان هاى تک کننده، عقب نشینى کردند با این حال بخشى از اهداف تک در این محور تا حدودى تأمین شد.
پس از محاصره شهر فاو و حضور یگان هاى مانورى در محور ساحلى و نیز دستیابى به خورعبدالله، پاکسازى منطقه رأس البیشه از باقى مانده نیروى دشمن آغاز شد. لشکر المهدى (عج) که عملیات در این منطقه را انجام مى داد با مقاومت هاى شدیدى مواجه شد و دشمن با سنگر گیرى بر بالاى مناره یکى از مساجد که بر اروند رود مسلط بود مزاحمت هاى زیادى را فراهم آورد ولى رزمندگان لشکر المهدى(عج) توانستند با عبور از محورهاى دیگر و از پشت دشمن به سمت مسجد حرکت کرده و آتش دشمن را خاموش کنند.
در روز اول عملیات، رزمندگان اسلام موفق شدند تا شهر فاو را به تصرف کامل خود درآورند و پرچم گنبد حضرت ثامن الأئمه را که از مشهد به جبهه آورده بودند بر بالاى بلندترین مناره مسجد آن شهر نصب نمایند. همزمان با پیشروى در اطراف شهر فاو، نخلستان هاى شمال و جنوب آن هم به طور کامل از وجود دشمن پاکسازى شد. لشکرهاى ثارالله و المهدى هم در همین زمان موفق شدند تا با پیشروى به سمت دومین پایگاه موشکى دشمن، نیروهاى موجود ارتش بعثى در این محور را منهدم و یا به اسارت خود درآورند. لازم به ذکر است که به محض آغاز عملیات، دشمن تجهیزات پرتاب و نیز موشک هاى ساحل به دریاى خود را از این پایگاه ها تخلیه کرد و در نتیجه فقط چند خودروى رادارى مربوط به سیستم هاى پرتاب موشکى به غنیمت رزمندگان اسلام درآمد. تا قبل از عملیات والفجر ۸ دشمن از این پایگاه هاى موشکى حدود ۹۰ فروند موشک HY2را به سمت کشتى هایى که از طریق خورموسى به سمت بندر امام خمینى در حال حرکت بودند پرتاب کرده بود.
در نتیجه تا پایان روز اول، یگان هاى خودى موفق شدند علاوه بر تصرف شهر فاو و پاکسازى کامل منطقه، در شمال شهر و در جاده محور ساحلى حضور یابند و به این ترتیب اهداف مورد نظر در مراحل اول و دوم عملیات، با موفقیت کامل تأمین شد.
با توجه به اهمیت محور ساحلى در کنار خورعبدالله و حساسیت دشمن نسبت به آن، پس از گذشت ۳۶ ساعت از آغاز تک، نخستین پاتک ارتش صدام متوجه این محور شد؛ اما موفقیتى در بر نداشت. همان گونه که قبلاً ذکر شد دشمن که تصور مى کرد محور اصلى عملیات ازسمت جزیره ام الرصاص و یا منطقه هورالهویزه به خاطر نزدیکى اش به بصره است، بیشتر توجه خود را به این منطقه معطوف کرده بود؛ اما سرانجام پس از سه روز از آغاز تک، متوجه اساسى بودن عملیات و تلاش اصلى در منطقه فاو شد و لشکر گارد ریاست جمهورى را وارد درگیرى در این منطقه کرد.
قبل از آغاز عملیات با انجام فعالیت هاى شدید مهندسى که با استتار کامل صورت مى گرفت سپاه موفق شد حدود ۵۰۰ عراده توپخانه صحرایى، توپخانه پدافند هوایى و تانک را در مواضع مناسبى که ساخته بود در منطقه عمومى جزیره آبادان و در بین نخلستان ها مستقر کند این اقدام این امکان را براى قرارگاه خاتم الانبیاء فراهم کرده بود تا دشمن را از حدود ۱۰۰ کیلومترى قبل از رسیدن به منطقه فاو و در مسیر حرکت خود بر روى خطوط مواصلاتى منطقه و جاده هاى ارتباطى، زیر آتش سنگین توپخانه دوربرد سپاه و ارتش قرار دهد. پس از ورود لشکر گارد به منطقه براى انجام پاتک، یگان هاى خودى با اجراى آتش انبوه توپخانه و ادوات به این لشکر هجوم بردند. در این میان، دشمن به منظور پشتیبانى از لشکر گارد در ساعت ۳۰: ۵ صبح روز ۱۳۶۴‎/۱۱‎/۲۴ به حمله شیمیایى علیه مواضع رزمندگان اسلام مبادرت ورزید؛ ولى به دلیل ترس خلبان هاى هواپیماهاى عراقى از مورد اصابت قرار گرفتن، آنها بخشى از بمب هاى شیمیایى را در میان نیروهاى لشکر گارد صدام فرو ریختند که به مصدومیت تعدادى از آنان منجر شد.
در ادامه عملیات، یگان هاى خودى در محور جاده استراتژیک، جاده ام القصر و کارخانه نمک، بر حملات خود شدت بخشیده و توانستند ضمن تصرف نیمى از کارخانه نمک، روى جاده ام القصر نیز خطى دفاعى به موازات این کارخانه تشکیل دهند. سپس، در چند شب درگیرى متوالى، یگان هاى خودى با درهم شکستن خطوط دشمن موفق شدند در شب هشتم عملیات، خود را به سه راهى کارخانه نمک رسانده و با ساخت چند رده خاکریز بلند و آرایش مناسب و استقرار سلاح هاى ضد زره، در پشت آن مستقر شوند و خط پدافندى اولیه خود را تشکیل دهند.
از روز هشتم به بعد با تشکیل خط مناسب پدافندى، دشمن که خود را به طور کامل پیدا کرده و حواس خویش را بازیافته بود، پاتک هایش را مجدداً آغاز کرد. ابتدا، از جاده فاو- البِحار وارد عمل شد که با مقاومت رزمندگان اسلام مواجه و با از دست دادن تعدادى از نفرات و انهدام تجهیزات خود عقب نشست. سپس، از جاده استراتژیک، تهاجم خود را روى سه راهى کارخانه نمک متمرکز کرد؛ اما بر اثر اجراى آتش شدید خمپاره وتوپخانه، انهدام قابل توجهى را متحمل شده و با بر جاى گذاردن تعداد زیادى کشته و زخمى عقب نشینى کرد. در روز یازدهم عملیات، به منظور تکمیل خط پدافندى و تثبیت آن، از سوى رزمندگان اسلام در سراسر محور ساحلى و میانى جبهه، آب رها شد و به این ترتیب، دشمن از تلاش مجدد براى پاتک در محورهاى یاد شده ناامید شد. در مجموع درگیرى هاى فاو و پاتک هاى دشمن ۷۵ روز به طول انجامید. پس از این مدت دشمن از باز پس گیرى منطقه مثلث فاو ناامید شد و به پاتک هاى خود خاتمه داد.
عملیات والفجر ۸ طولانى ترین عملیات دوران جنگ بود و تثبیت منطقه تصرف شده در آن کار عظیمى بود که کارشناسان نظامى دنیا به ایران، در طرح ریزى و اجراى چنین نبردى آفرین گفتند.

نتایج عملیات
عملیات فاو با موفقیت بزرگى که پس از گذشت حدود ۳ سال از عملیات بیت المقدس نصیب مردم ایران کرد، آغاز یک تحول بزرگ و گشایشى عمده در جبهه هاى جنگ بود که به نوبه خود منجر به فتوحات دیگرى از جمله عملیات کربلاى ۵ و عملیات والفجر ۱۰ شد. این عملیات بزرگترین پیروزى رزمندگان اسلام پس از فتح خرمشهر در سال ۱۳۶۱ بود. نتایج عملیات والفجر ۸ به شرح ذیل جمع بندى مى شود:
۱- این عملیات بر اساس یک تفکر پیچیده و خلاق نظامى و به وسیله انسان هایى ورزیده و آموزش دیده و شجاع و شهادت طلب که توانستند با تاکتیک مناسب دشمن را غافلگیر کنند، انجام شد و به همین دلیل ارزیابى از توان نظامى سپاه را در داخل و خارج کشور تحت تأثیر قرار داد.
۲- این عملیات نشان داد قدرت خلاقیت و ابتکار عمل فرماندهان و طراحان عملیات توانسته است کمبود شدید یگان هاى مانورى، امکانات و مقدورات مورد نیاز براى عملیات را تا حد زیادى جبران کند. فرماندهان سپاه توانستند مانور خود را به خوبى و منطبق با وضعیت زمین منطقه عملیات طراحى کنند و از عوارض طبیعى زمین حداکثر بهره بردارى را در طراحى مانور و آتش انجام دهند.
۳- دشمن براى بازپس گیرى زمین منطقه عملیاتى فاو مجبور شد نیروهاى خود را به طور گسترده به خطوط مقدم جبهه گسیل داشته و آن ها را بى محابا بکار گیرد و در نتیجه منهدم شود. برخى معتقدند اگر بخش مهمى از توان نظامى دشمن در این عملیات منهدم نمى شد، ارتش بعثى دست به تهاجم هاى گسترده اى علیه مواضع رزمندگان اسلام در نقاط مختلف جبهه مى زد.
۴- این عملیات قدرت تدبیر فرماندهى قرارگاه خاتم الانبیاء را براى کنترل نیروى هوایى، پدافند هوایى و هوانیروز نشان داد و موجب اعتماد به نفس بیشترى شد و مشخص ساخت چنانچه از توان دو سازمان سپاه و ارتش متناسب با طبیعت آنها، استفاده شود، نتایج بهترى حاصل خواهد شد.
۵- این عملیات در منطقه اى انجام گرفت که صدام به بهانه تسلط کامل براروند رود، جنگ با ایران را شروع کرده بود. او قرار داد ۱۹۷۵ را در آغاز جنگ تحمیلى پاره کرده بود و این عملیات عملاً قرار داد ۱۹۷۵ الجزایر را به سود جمهورى اسلامى ایران تثبیت کرد.
۶- عملیات والفجر ۸ مبنایى براى تدوین استراتژى باز دارندگى جمهورى اسلامى ایران شد.
استراتژى بازدارندگى همواره بر این اصل استوار است که کشورهاى همسایه را از حمله نظامى به خاک کشور باز دارد و در صورت حمله، صحنه نبرد را به داخل خاک دشمن منتقل سازد. ارزش این عملیات به آن بود که به دشمن نشان داد، سیاست بازدارندگى از طریق حمله گسترده توانسته است جنگ را به طور جدى به داخل خاک دشمن منتقل سازد و لبه تیز آن را به سوى ارتش متجاوز برگرداند.

تحلیل عملیات والفجر ۸
عملیات والفجر ۸ به دلیل نوع طراحى، اهمیت زمین منطقه عملیات، سرعت عمل در اجراى طرح عملیات، انتخاب تاکتیک هاى مناسب و مخصوص به خود براى پیروزى بر دشمن، غافلگیر کردن دشمن و همچنین توان پایدارى و مقاومت طولانى در برابر پاتک هاى دشمن به مدت ۷۵ روز، یکى از جذّاب ترین و مهم ترین نبردها در دوران هشت ساله حماسه دفاع مقدس است.
اجتناب از جنگ در زمین به شدت مسلح شده با کمک میادین مین و سیم هاى خاردار و موانع متعدد، پس از دو عملیات والفجر مقدماتى و والفجر۱ و در پى آن ابتکار انجام عملیات در منطقه هورالهویزه در شرق رودخانه دجله در دو عملیات بزرگ خیبر در سال ۱۳۶۲ و بدر در سال ،۱۳۶۳موجب انفعال ارتش متجاوز رژیم عراق و ایجاد نگرانى در میان حامیان منطقه اى و بین المللى او شد. زیرا تداوم عملیات تا اندازه اى مانع فرسایشى شدن جنگ مى شد و علائمى دال بر ناتوانى ارتش صدام را آشکار مى ساخت. از طرفى جمهورى اسلامى ایران که ابتکار عمل نظامى را همچنان در دست داشت، زمینه عملیات بعدى را با استفاده از تجربه عملیات در منطقه هور فراهم کرد.
در این میان عاملى که موجب شد طراحان نظامى در انتخاب منطقه بعدى براى عملیات دقت بیشترى به عمل آورند، این بود که هیچ یک از نبرد هاى انجام شده در مقطعِ پس از فتح خرمشهر داراى نتایجى نبود که قادر باشد برترى تعیین کننده اى را نصیب ایران کند. از این رو، لازم بود حرکت جدیدى در صحنه جنگ انجام شود که با آنچه از روز اول جنگ تا آن زمان به وقوع پیوسته بود، متفاوت باشد و فرماندهان نظامى ارتش بعثى عراق نیز از پیش بینى آن ناتوان باشند تا با تکیه بر غافلگیرى بتوان، به نتایج مورد نظر دست یافت. این حرکت جدید و تعیین کننده، عبور از رودخانه عریضى همچون اروند رود و تسخیر منطقه مهم شبه جزیره فاو بود. عملیات والفجر ۸ یکبار دیگر توازن قوا را به نفع جمهورى اسلامى ایران ایجاد کرد. البته این برترى نظامى نه بر اثر افزایش تجهیزات و توان رزمى تسلیحاتى، بلکه بر اساس ابتکار عمل و نوع طرح ریزى عملیات و به کارگیرى مفید توان رزمى موجود، علیه دشمن به وجود آمد. در تمام دوران جنگ، ارتش عراق از نظر توان رزمى و میزان تجهیزات و تسلیحات و تنوع آنها، بر قواى جمهورى اسلامى ایران برترى داشته است. بخصوص این برترى نظامى، در برترى مطلق هوایى، برترى زرهى، برترى آتش توپخانه و برترى تعداد یگان هاى مانورى و حتى برترى تعداد سربازان موجود در جبهه هاى جنگ، بوده است. از طرفى به کارگیرى سلاح هاى کشتار جمعى و سلاح هاى شیمیایى از سوى ارتش بعثى، همیشه از مشکلات اصلى در طراحى عملیات علیه دشمن بوده است. آنچه عملیات والفجر ۸ را برجسته و نمایان مى سازد این است که در طرح ریزى این عملیات به نوعى تلاش شد برترى هاى ارتش صدام، در موضوع هاى فوق، ناکارآمد شود و رزمندگان اسلام، زمین و منطقه اى را براى جنگیدن انتخاب کنند که دشمن نتواند از همه ظرفیت خود در جنگ علیه رزمندگان اسلام استفاده کند و برعکس همه ظرفیت و توان رزمى جمهورى اسلامى ایران، در آن منطقه به کار آید. در نهایت این عملیات، مقدمه اى شد براى وادار کردن شوراى امنیت سازمان ملل براى توجه به خواسته هاى جمهورى اسلامى ایران در نوشتن قطعنامه ۵۹۸ و اطمینان از این که قدرت هاى بزرگ حامى صدام، فقط با راه حلى سیاسى مى توانند جلوى پیشروى نظامى جمهورى اسلامى ایران را براى رسیدن به خواسته هاى خود، بگیرند.

نتیجه گیرى
در مجموع، عملیات والفجر ۸ یکى از پیچیده ترین طرح هاى نظامى جمهورى اسلامى ایران است که با موفقیت کامل انجام شد و براى ارتش بعثى یک «حمله ناگهانى» و«غیر منتظره» تلقى مى  شد و براى ایران یک نقطه عطف بود. اجراى طرح عملیات، از نظر تاکتیکى، انواع نبردها را با خود به همراه داشت مثل عبور از رودخانه، جنگ با موانع، عملیات در دشت، ساحل، دریا، شهر، جنگل، زمین پست و سست و ... .
در طرح پشتیبانى این عملیات، فعالیت هاى گوناگون مهندسى مثل نصب انواع پل بر روى رودخانه هایاروند رود و بهمنشیر، ساخت جاده هاى نظامى مختلف به شکل آنتنى در میان نخلستان ها و در عقبه ها و نیز ساخت مواضع گوناگون توپخانه در زمین هاى سست و در باتلاق ها و همچنین ایجاد سایت هاى موشکى پدافند هوایى و ... صورت گرفته است. البته در هفته هاى اول عملیات ایران توانست فقط از یک پل شناور که فقط شبها آن را نصب و استفاده مى کرد بهره ببرد و نصب پل لوله اى بعثت که در مقابل بمباران هوایى دشمن مقاوم بود حدود سه ماه به طول انجامید. براى نصب این پل از لوله هاى نفتى ۵۶ اینچى به طول ۸۰ کیلومتر استفاده شد. گفته مى شود این لوله ها از یک کشتى عراقى به غنیمت گرفته شده بود و جهاد سازندگى افتخار نصب این پل را بر عهده داشت.
بنابراین پیاده کردن تجربیات و نحوه مدیریت و فرماندهى این عملیات مى تواند به توسعه مدیریت کمک کند. بدین منظور عملیات والفجر ۸ مى تواند به عنوان یک «مطالعه موردى» براى مدل سازى مورد استفاده قرار گیرد.

سرتیپ پاسدار دکتر حسین علایى
روزنامه ایران دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۵
جمعه 1 بهمن 1389  4:02 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها